يكشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۶
۱۸ محرم ۱۴۲۹ - ۲۷ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۱۲
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
انديشه
يار مهربان
آرشيو
تماس با ما
مقصد بعدى مربى باواريا
بحث هاى ديرپاى آوردگاه انتخابى اصفهان
مقصد بعدى مربى باواريا
تيم هاى باشگاهى؟  حرفش را هم نزنيد

حورا شكيبى

بيش از پيش عزم خود را جزم كرده و به شاگردانش مرتب تاكيد مى كند كه كسب سه جام در پايان فصل هدف اصلى بايرن مونيخ محسوب مى شود. اوتمار هيتسفيلد، سرمربى رياضيدانى كه ديگر نياز به معرفى ندارد پس از فليكس ماگات هدايت مردان باواريايى را برعهده گرفت و حال به عنوان بزرگ باشگاه شناخته مى شود. هيتسفيلد مى گويد: به عنوان يك مربى دوست دارد به تمام اهدافى كه در ذهن براى خود طراحى كرده ايد، دست پيدا كنيد.
هيتسفيلد با حضور در تمرينات تيمى در اردوى ماربلاى بايرن بار ديگر اولويت خود را براى شاگردان تكرار كرد، كسب سه جام پيش از ترك نيمكت بايرن چرا كه كسب افتخار در كنار بزرگ ترين باشگاه آلمان مزه ديگرى دارد. وى مى افزايد: براى احقاق آرزوها همه چيز بايد كامل و روى روال باشد البته قدرى هم بايد اميدوار باشيم. درست يك هفته پس از اعلام سران بايرن مبنى بر موافقت يورگن كلينزمن، سرمربى آينده مردان باواريايى هيتسفيلد هيچ واكنشى كه ناشى از نگرانى و يا اضطراب وى باشد نشان نداد در عوض بيش از پيش روى كارش متمركز شده و قصد دارد بيش از اينها را به دست بياورد. اين مطلب خواسته ايست كه سرمربى ۵۹ ساله مرتب تكرار مى كند.
مربى تيم ملى يا مفسر تلويزيون
او كه لقب ژنرال را به خود گرفته، اظهار داشت كه ترك باشگاه نشان دهنده اين نيست كه از كسى يا چيزى دلخور است بلكه دوست دارد با خاطره اى خوش باشگاه محبوبش را ترك كند. وى در اين خصوص گفت: دوست دارم با خاطره اى خوش شاگردانم را ترك كنم. معلوم نيست شايد ديگر مربيگرى نكنم. اگر هم مربى شوم، قطعا در تيم ملى ادامه مى دهم و هدايت تيم هاى باشگاهى را براى هميشه فراموش خواهم كرد. براى هدايت تيم هاى ملى پتانسيل بيشترى دارم و چون در عرصه ملى تعداد بازى ها كمتر است، مى توانم زمان هايى را نيز به خودم اختصاص دهم اما مربيگرى در تيم هاى باشگاهى بسيار دردسر دارد و وقت گير است. به نظر خيلى ها هيتسفيلد جانشين كوبى كان، سرمربى تيم ملى سوئيس خواهد شد كه قصد دارد پس از يورو ۲۰۰۸ كناره گيرى كند اما هيتسفيلد دريافت هرگونه پيشنهاد غيررسمى يا انجام مذاكرات با مقامات فوتبال سوئيس را تكذيب كرده است. آنچه مسلم است سرمربى بايرن دوست دارد تكليف تيم آينده اش تا ماه مارس روشن شود. اوتمار مى افزايد: خودم بايد براى آينده ام تصميم گيرى كنم، اين كه در كجا مى خواهم به فعاليتم ادامه دهم چيزى نيست كه يك شبه بتوان راجع به آن نظر داد. شايد به عنوان مفسر ورزشى در تلويزيون كارم راادامه دهم، شغلى كه تا چند وقت پيش داشتم.
اوضاع بر وفق مراد است
تا زمان خداحافظى چند ماهى باقيست و هيتسفيلد تمام تلاشش را متمركز كسب موفقيت براى بايرن نموده است و قصد دارد در نيم فصل دوم به تمام طرح هايى كه براى سرخپوشان ريخته دست يابد. سرمربى فوق آليانس آره نا در پاسخ به سوال خبرنگارى كه از اوضاع روحى و روانى او پرسيده بود، با خنده گفت: نسبت به قبل خيلى بهترم و احساس خوبى دارم. كارها اگر طبق برنامه پيش بروند آسان تر خواهند بود. از آنجايى كه من براى تيمم برنامه هاى عملى زيادى دارم و همه آنها را طبق برنامه چيده ام، فكر نمى كنم در رسيدن به اهدافم متحمل سختى زيادى شوم.
چند روزى تا آغاز نخستين ديدار نيم فصل دوم بايرن مونيخ و هانزاروستوك باقيست و اين مرد آلمانى اعتقاد دارد كه هدايت تيم فعلى يكى از بزرگ ترين چالش هاى زندگى حرفه اى او بوده است. او اميدوار است در مدت زمان باقيمانده محبت ها و اعتمادى را كه سران بايرن مونيخ بزرگ به وى داشته اند، به بهترين نحوه پاسخگو باشد.
گيلبرتو سيلوا: از آث ميلان ترسى نداريم
شيوا نوروزى
برزيلى ها تقريبا همه دنياى فوتبال را تسخير كرده اند و به هر گوشه دنيا كه نگاه كنيد و بخواهيد از وضعيت تيمى نسبتا مطرح جويا شويد قطعا نام يك بازيكن برزيلى را در فهرست تيم خواهيد ديد. به عبارت ديگر كمتر باشگاه مطرح و سرشناسى را پيدا مى  كنيد كه از وجود فوتباليست هاى تاكتيكى و باانگيزه سود نبرد. انصافا هم تا به امروز نشان داده اند كه برزيل كشورى فوتبال خيز است كه شايد بتوان يكى از مهم ترين صادرات اين كشور را صادرات فوتباليست  دانست.
گيلبرتو سيلوا هافبك ارزنده و كهنه كار آرسنال از جمله برزيلى هايى است كه حسابى در ليگ جزيره جا خوش كرده و خيلى سخت و دشوار است كه روزى او بخواهد آرسنال را ترك كند چرا كه در آن صورت آرسن ونگر فرانسوى بايد به فكر چاره  براى تيمش باشد. از طرفى يافتن جايگزينى براى گيلبرتو كار دشوارى خواهد بود. هافبك ۳۱ ساله توپچى ها پيش از كوچ به لندن در سال هاى ۲۰۰۲-۲۰۰۱ در اتلتيكو مينيرو فعاليت مى كرد و حضور موفقش در جام جهانى ۲۰۰۲ سكوى پرتاب او به سوى يكى از معتبرترين ليگ هاى اروپايى كرد تا باز هم تيم ملى برزيل بهانه اى براى ظهور پديده اى جديد از اين كشور شود. گيلبرتو در سال ۲۰۰۲ با سران آرسنال به توافق رسيد و به انگلستان نقل مكان كرد. او سابقه حضور در ليگ قهرمانان اروپا، جام كنفدراسيون ها، كوپاآمه ريكا و جام جهانى را دارد. به علاوه او ۵۹ بار پيراهن تيم ملى كشورش را بر تن كرده و توانسته ۳ گل ملى نيز به ثمر رساند.
گيلبرتو سيلوا در مصاحبه اى با سايت يوفا به سوالات فوتبال دوستان از سرتاسر جهان پاسخ داده است:
* بزرگ ترين و مهم ترين چالشى كه آرسنال در ليگ قهرمانان با آن مواجه است چيست؟
** در حقيقت ما از مرحله سخت انتخاب شدن عبور كرديم و توانستيم جزو تيم هاى صعودكننده باشيم كه دشوارترين مرحله بود. اما حال كه به دور بعد صعود كرديم قطعا با حريفانى مواجه مى شويم كه قدرتمندتر از مرحله انتخابى هستند ولى ديگر چاره اى نداريم چرا كه نمى توانيم نام حريف خود را خودمان انتخاب كنيم و تنها راه ممكن تمرينات مستمر و جدى دست كم نگرفتن حريف است و در حال حاضر هم كه آث ميلان رقيب ما در مرحله حذفى است در اين مدت دور جاى هيچ گونه اشتباهى وجود ندارد. با اين وجود آرسنال تجربه كافى براى مصاف با اين گونه تيم ها را دارد و اگر به خاطر داشته باشيد چند سال قبل هم به يوونتوس خورديم اما با وجود تمامى مشكلات بر آنها فايق آمديم و صعود كرديم. اگرچه ميلان تيم خوبى است و بازيكنان مطرحى دارد ولى من به پتانسيل آرسنال و بازيكنانش اعتقاد كامل دارم.
* آرسنال با زحمت فراوان توانست از مرحله گروهى صعود كند آن هم به عنوان تيم دوم و پس از سويا. اما حالا با قهرمان باشگاه هاى جهان بايد مبارزه كنيد. فكر مى كنيد از پس رقيب سرسخت خود برمى آييد؟
** درست است ولى ليگ قهرمانان براى همه تيم ها به يك اندازه مشكل است و فقط آرسنال نيست كه به مصاف تيمى قدرتمند مى رود تجربه نشان داده كه در بسيارى از موارد تيم هاى صاحب نام در برابر حريفان خود كم مى آورند و از صعود باز مى مانند. به عنوان مثال نيمه نهايى ليگ قهرمانان سال ۲۰۰۶ كه ويارئال براى اولين بار به چنين مرحله حساسى رسيده بود يا فينال سال ۲۰۰۴ كه پورتو و موناكو ۲ فيناليست آن دوره بودند در حالى كه حتى خوشبين ترين هواداران دو تيم هم تصور چنين افتخارى را نمى كردند. آث ميلان تيم بزرگى است و مى دانم كه چه افتخاراتى را كسب كرد و از طرفى آنها همواره از مدافعان عنوان قهرمانى ليگ قهرمانان باشگاه هاى اروپا هستند ،اما آرسنال از آنها نمى ترسد.
* بهترين خاطره اى كه با پيراهن آرسنال دارى چيست؟
هيچ فصلى به اندازه فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۳ براى من و هم تيمى هايم خوش يمن نبوده چرا كه در كمال ناباورى فصل را بدون شكست پشت سر گذاشتيم، چيزى كه تا به امروز تنها يك بار در تاريخ ليگ فوتبال انگلستان اتفاق افتاده است. خيلى تلاش كرديم و فشار زيادى روى تيم بود تا توانستيم اين ركورد را به ثبت برسانيم. كاملا شاهد اين بودم كه با گذشت هر بازى به اعتماد به نفس بچه ها افزوده مى شود و با روحيه بهترى در بازى بعدى حاضر مى شديم. هنوز كه تيمى نتوانسته چنين ركوردى را به دست بياورد و گمان نمى كنم به اين زودى ها هم چنين اتفاقى بيفتد.
* توپچى ها به دادن پاس هاى كوتاه و سرعتى مشهورند.
** اين شيوه مورد علاقه آرسن ونگر است و او از ما مى خواهد كه توپ را خيلى سريع در زمين به جريان بيندازيم و در واقع ما كار خاصى انجام نمى دهيم و مانند ديگر تيم ها كار مى كنيم و حتى گاهى در تمرينات بيشتر از يكى دو بار صاحب توپ نمى شويم. البته اين روش چندان هم براى من تازگى ندارد چرا كه در فوتبال برزيل هم اين شيوه كاربرد فراوان دارد.
* مربى شمال لندن (آرسنال - تاتنهام) همواره جذابيت هاى خاص خودش را دارد. چه تفاوتى بين تماشاگران انگليسى و تماشاگران ديگر كشورها وجود دارد؟
** دقيقا همين طور است به طور كلى دربى هايى كه در انگلستان برگزار مى شوند جذاب و ديدنى هستند به خصوص كه جو خاصى در استاديوم هاى اين كشور جريان دارد، از اين كه در ليگ جزيره توپ مى زنم خوشحالم و بايد اذعان كنم كه حمايت تماشاگران انگليسى در اين گونه دربى ها واقعا ديدنى و منحصر به فرد است اما در همه كشورها هواداران به يك شكل به تشويق تيم محبوبشان نمى پردازند. به عنوان مثال در كشورم برزيل اغلب تماشاگران بازى را ايستاده دنبال مى كنند و يك صدا ۹۰ دقيقه شعار مى دهند و تشويق مى كنند.
* چگونه مى شود كه يك بازيكن از كشور فقيرى مانند برزيل به چنين جايگاه و محبوبيتى مى رسد؟
** عوامل زيادى دخيل هستند اما مورد من كمى با بقيه متفاوت است. من تنها ۲۵ سال داشتم كه اروپا ترانسفر شدم و علت اصلى موفقيتم هم تنها به تيم ملى كشورم باز مى گردد.
در جام جهانى ۲۰۰۲ بود كه پس از كسب عنوان قهرمانى توجه همگان به من جلب شد و در همان زمان بود كه با چند پيشنهاد خوب روبه رو شدم. به علاوه در برزيل مرسوم است كه فوتباليست ها خيلى زود و در اوج جوانى و حتى نوجوانى كشور را ترك مى كنند و گمان مى كنند با اين كار خيلى زودتر ستاره مى شوند. اما عقيده شخصى من چيز ديگرى است. فكر مى كنم اگر بازيك در ن كشور خودش بماند و چند دوره از ليگ كشورش را تجربه كند خيلى زودتر و بهتر به آرزوهايش مى رسد.
*بهترين هافبك انگليسى كيست؟
** بدون شك استيون جرارد و اين حرف را تنها به خاطر توانايى و حضور موفقش در تيم نمى گويم چرا كه علاوه بر اين بازى ساز موفقى است به طورى كه مى تواند يك تيم را اداره كند. ليورپول و تيم ملى انگلستان بايد به داشتن جرارد افتخار كنند.
بحث هاى ديرپاى آوردگاه انتخابى اصفهان
كدام كشتى گيران بايد به المپيك بروند؟
وصال روحانى
مسايل برخاسته از مسابقات انتخابى تيم ملى كشتى آزاد همان طور كه پيش بينى مى شد، به آسانى حل نشده و همچنان ادامه دارد. وقتى شمارى از نامداران خود را به اصفهان محل برگزارى اين رقابت ها نرساندند و اين پيكارها بدون آنها برگزار شد و شرط فدراسيون در خصوص لزوم شركت تمام مدعيان لباس ملى برآورده نشد و پيكارها در چند وزن از شاخصه هاى فنى لازم دور ماند، صداى هر دو طرف درآمد. از يك سو فدراسيون بر دعوت از كسانى پافشارى مى كرد كه طبق دستور العمل روشن و صريح اين نهاد در اصفهان پاى در ميدان گذاشته بودند و از جانب ديگر برخى غايبان عنوان كردند كه دلايل قابل قبولى براى عدم حضور خود در ميدان دارند و يكى از آنها كه فردين معصومى در سنگين وزن باشد، حتى تا مرز متقاعد كردن سران فدراسيون درباره دلايل غيبت اش پيش رفت و استدلال او در خصوص ماندن در پشت جاده پربرف و نرسيدن به اصفهان در سرماى شديد زمستان امسال شنونده ها را تقريبا راضى ساخت.
با اين حال حرف هاى مسوولان فدراسيون درباره ساير غايبان رقابت هاى اصفهان، اميدى را براى آنان برنيانگيخته است. محمدعلى صنعتكاران نايب رييس فدراسيون و مدير فنى تيم هاى ملى كشتى ايران ضمن پاى فشردن بر ايده ها و تصميم هاى قبلى فدراسيون در خصوص لزوم شركت در رقابت هاى انتخابى اصفهان و عدم وجود شانس براى غايبان، در عمل از حذف آنها گفت و از ساير سران كشتى ايران نيز حرفى در رد اين مساله عنوان نشد.
اصل مساله
شايد اصل مساله از اين نكته برخيزد كه مسابقات اخير اصفهان فقط بايد مبناى پيكارهاى انتخابى قهرمانى آسيا قرار مى گرفت و درست نبود ( و نيست) كه از حالا براى المپيك و شركت در آن و تعيين نفرات اعزامى به آن دورخيز شود و آوردگاه اصفهان مبناى شناخت كشتى گيرانى قرار گيرد كه به آنجا اعزام خواهند شد. اين كه ما چگونه در فاصله ۷ ماه تا برگزارى المپيك مى خواهيم پايه و مبناى تيم اعزامى به آنجا را روشن و چنين چيزى را تعيين كنيم، مساله اى است كه عجيب مى نمايد و چون مسووليت كادر فنى و مربيان تيم ملى با افرادى كار بلد است و نمى توان گروه مربيان و كادر فعلى را فاقد صلاحيت د انست، از اين اقدام و تصميم فدراسيون غرق در تعجب مى شويم. بديهى است هر تيمى كه اينك تشكيل شود، در مسير و كوران تغييرات ناگزير فراوان قرار خواهد گرفت و تا آن زمان ده ها مصدوميت و مشكل پيش مى آيد و نمى توان انتظار داشت كه از حالا به بعد هيچ تغييرى در ملاحظات و برنامه ريزى ها حادث نشود و همه چيز سرجاى خود قرار داشته باشد و حتى هيچ كس مصدوم نيز نشود و چون اين روال برقرار است، نمى توان از حالا برنامه اى براى مدت ۷ ماه و حتى قدرى كمتر از آن را ريخت و توقع داشت كه همه چيز ثابت بماند و اصولا كدام تيم مى تواند از حالا تا چنان زمانى ( مرداد ۸۷) بدون نوسان بماند و تغييرات لازم را برنتابد؟ راه درست تر اين است كه فدراسيون براى هر يك از رويدادهاى پيش رو به طور عاجل و در فاصله اى كم برنامه ريزى كند و فقط تيمى را بچيند كه مثلا قرار است يك يا دو ماه بعد به يك ميدان خاص گسيل شود و نه اين كه از حالا تيمى را تعيين كند كه توقع درخشش در المپيك از آن مى رود.
همان برخورد؟
يكى از غايبان خاص مسابقات اصفهان كه عليرضا حيدرى باشد پس از ۵/۱ سال دورى از تشك و بازگشت به دنياى كشتى گيرى وضعى ويژه دارد و نبايد با او همان برخوردى را داشت كه با كشتى گيران جوانتر غايب در رقابت ها داشته ايم. درست تر اين است كه كارها و حرف هاى مربيان تيم ملى در اين خصوص همان قدر برد و مشمول زمانى داشته باشد كه تيم هاى اعزامى به تورنمنت هاى عاجل و يكى دو ماه آينده را در بر بگيرد و انتظارى بيش از اين عبث است و اگر فدراسيون كشتى مى خواهد با ديدى وسيع تر از اين و در گستره اى كلى تر و گسترده تر ماجراهاى موجود را ببيند و در خصوص آن تصميم بگيرد، تقسيم  برنامه هاى پيش رو به مقاطع زمانى مختلف و دقيق بيشتر به كار مى آيد و اگر اين روال در دستور كار قرار گيرد، در آن صورت تيم ملى كشتى آزادمان را كه در راه حضور درالمپيك قرار دارد، از ۷ ماه قبل نمى بنديم و يا شرط نمى گذاريم كه اگر كسانى مدت ها قبل در رقابت هاى انتخابى آن شركت نكنند، به كلى از صحنه خارج خواهند شد.
اضافه بر تمامى اينها بايد پرسيد وقتى از ۷ سهميه كشتى آزاد براى حضور در المپيك فقط دو تا براى ما حاصل آمده و بايد براى نيل به ۵ سهميه بعدى كوشيد و در شرايطى كه هنوز نه به دار است و نه به بار، به چه سبب بايد از حالا براى اوزانى تعيين نفر و تكليف كرد كه هيچ چيزشان مشخص نيست؟
ابراز وجود
درست است كه تمامى اين بحث و دعواها در درجه اول براى تعيين و كسب همان سهميه است و تيم هايى كه براساس نتايج مسابقات انتخابى اصفهان شكل مى گيرند، بايد ما را در رقابت هاى انتخابى المپيك صاحب سهميه ها كنند، اما نمى توان از حالا راه را به روى كشتى گيرانى بست كه حتى اگر دل در گروى پيكارهاى فعلى نگذاشته باشند، توانايى ابراز وجود در ماه هاى سخت قبل از المپيك و در خود المپيك را بيشتر از برخى افراد حاضر در آوردگاه اصفهان و اردوهاى بعدى دارند و اين فرض در موردشان بسيار محتمل و ملموس و قابل درك است.
گذر و نظر
بزرگ قرمز ها برگشت
تا وقتى يه بزرگ تر بالا سر يه خانواده و يه تيم هست همه سرشون به كار خودشون گرمه و كسى جرات زير آبى رفتن پيدا نمى كنه. اما واى به حال روزى كه بزرگ تر شون بره مرخصى.
چشمتون روز بد نبينه اوضاع مى شه عين اوضاع پرسپوليس كه اين اواخر خيلى شيرتو شير شده بود.
آره منظورم محمود خردبين خودمون بود كه از قديمى ها و كاركشته هاى پرسپوليس بوده و هست و خواهد بود . خردبين كه چند وقتى گرفتار بيمارى شده بود هر جور شده سلامت نسبى خودشو به دست آورده و برگشته رو نيمكت پرسپوليس تا ببينه با وجودش كسى جرات موش دوندن پيدا مى كنه. البته جناب احمدى كه جوونكى بيش نيست و در غياب خردبين سرپرست موقت بود چندان از اومدن ايشون خوشحال نيست و اينجور كه بوش مى ياد بدش نمى ياد كه دوباره خردبين خونه نشين بشه. اما قديمى ها بيدى نيستن كه با اين بادها بلرزند و بى تجربه هايى مثل احمدى كه اصلا سابقه فوتبالى ندارن جاشون رو بگيرن.
ذوب آهن شكايت مى كند
عجب ديدارى بود اين بازى ملوان و ذوب آهن. بابا چرا جدى گرفتيد خبرى نيست اصلا اين بازى برگزار نشد. نه اين كه همه منتظر بودن و فكر نمى كردن كه بازى لغو شه بيچاره ذوب آهنى  هام از ۲ روز قبل رفته بودن انزلى تا خداى نكرده به برف و باران برخورد نكنن.
ما هم مثل اونا تعجب كرديم و باورمون نمى شد كه به اين راحتى بازى لغو شه اما نماينده فدراسيون مى ره زمين رو كه مى بينه بى معطلى راى به لغو بازى مى ده. حالا مشكل اين جاست كه كسى مسووليت گردن نمى گيره. باشگاه ميگه تقصير اونا نيست و به باشگاه ربطى نداره. تازه ذوالفقارنسب هم كه حسابى شاكى شده گفته ما كه بيكار نيستيم.
از چند روز قبل برنامه ريزى كنيم و بريم يه شهر ديگه آخرشم بى كفايتى بعضى ها كاسه كوزه  همه رو به هم بريزه. دكتر همچين عصبانى شده كه گفته حالا كه اينجورى شد ما هم شكايت مى كنيم و حقمون رو از انزلى چى ها مى گيريم.
كريمى حال اهوازى ها رو گرفت
بله بالاخره تعطيلات نيم فصل كه خيلى ام طولانى شده بود تموم مى شه و هر كى ميره سره كار خودش. استقلال كه اين روزا مثلا حال و روز خوبى داره و فيروزخان رو ، رو نيمكت داره حسابى حال همنام اهوازى رو گرفت تا به هواداراى اهوازى بگه كه عمرا به اين تيم برگرده. البته ما كه داشتيم بازى رو مى  ديديم خيلى سعى كرديم كه نگيم نتيجه بازى از قبل معلوم شده و قرار مساوى بشه ولى نتونستيم چون انگار هيچ كس قرار نبود كارى بكنه و فقط همون چند دقيقه كه تهرانى ها عقب افتادن يه تكونى تو بازى به وجود اومد و ما گفتيم چه بازى بشه ولى نشد كه نشد.
اما نكته اينجا بود كه گل دقيقه ۸۹ اميرآبادى ثابت كرد كه مثلا خداى نكرده هيچ صحبتى در مورد نتيجه نشده و اين حرفا همه اش شايعه است. كريمى هم بدجورى شارژ شده و به قول خودش قراره تا آخر فصل همين جورى ادامه بدن.
قصه شكايت جورج
آرتور جورج كه يادتون هست. قرار بود از صدقه سرى بعضى ها بشه سرمربى تيم ملى كه بدجورى تيرشون به سنگ خورد اينقدر كه ديگه جرات كارشكنى تو كار فدراسيون رو پيدا نكردن. حضرت آقا كه بيكار تو خونه نشسته بود و سرش به كاراى ديگه اش گرم بود كه يهو سر و كله صفايى فراهانى پيدا شد و دلال بازى ها شروع شد.
حالا كه ديدن اوضاع اون جور كه مى خواستن پيش نرفته گفته از ايران به فيفا شكايت مى كنه و ما رو بيچاره مى كنه. آخه يكى نيست به اين بيچاره بگه اگه وضع فدراسيون ما اينجورى نبود جرات مى كردى پا تو بذارى تو ايران چه برسه به اين كه سرمربى ما هم بشى. حالا نه اين كه مريض هستش نه، واسه سوابق غيراخلاقى جرات نمى كرد نزديك مملكت بشه.
خدمت اين آقاى نه چندان محترم عرض كنم كه تو كه هيچى از تو بزرگ ترهاش هم نتونست كارى بكنه. بهتره برى يه خورده به سوابق قبلى ات فكر كنى تا برق ۳ فاز از كله ات بپرد و واسه ما شاخ و شونه نكشى.
قصه سرمربى تمام شد
داريم كم كم به آخر قصه تيم ملى نزديك مى شيم و بعد چند ماهى قرار ،يكى بشينه رو نيمكت تيم ملى و ما هم بهش بگيم سرمربى. اما موضوع اينجاست كه كى قرار بياد و از كجا و با چه شرايطى.
شفق كه رفته آلمان و داره با ماتئوس مذاكره مى كنه و تا اونجايى كه شنيديم از همه به شرايط فدراسيون نزديك تره و … ولى لطفا به اين قضيه توجه كنيم كه قراره چقدر پول بابت ايشون خرج بشه و مى ارزه كه ماتئوس رو بياريم يا نه.البته كلمنته هم هست كه گزينه جدى ترى است كه ظاهرا با اين دومى كار تموم شده و به زودى اين مربى اسپانيايى رو نيمكت تيم ملى مى نشينه.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |