|
|
|
معرفى فيلم هاى بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر
|
|
|
|
|
|
به بهانه اكران «اقليما» آخرين ساخته محمدمهدى عسگرپور
|
|
|
|
|
معرفى فيلم هاى بخش مسابقه جشنواره فيلم فجر
تنوع حرف اول را مى زند
معرفى ۲۳ فيلم ايرانى براى رقابت در بخش سوداى سيمرغ جشنواره فيلم فجر به نوعى شك و شبهه ها درباره برخى فيلم ها را به يقين بدل كرد و هويت بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر را به عنوان جشنواره اى متنوع به ثبت رساند. به گزارش خبرنگار مهر بالاخره به فاصله هشت روز مانده تا آغاز بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر اسامى فيلم هاى ايرانى بخش مسابقه سينماى ايران «سوداى سيمرغ» و فيلم هاى ايرانى بخش مسابقه سينماى آسيا «جلوه گاه شرق» معرفى شد. نگاهى به ۲۳ فيلم ايرانى بخش »سوداى سيمرغ» و سه فيلم ايرانى بخش «جلوه گاه شرق» بيش از هر چيز محتاطانه بودن انتخابها را برجسته مى كند. به خصوص اجتناب از انتخاب فيلم هايى كه هر كدام به دليلى خاص اشكال دار يا حضور آنها در هاله ابهام بوده است. هر چند به نظر مى آيد در اين آشفته بازار برخى هم فرصت طلبانه شايعه سانسور و حذف شدن فيلم خود را بر سر زبان انداختند تا بتوانند از اين حاشيه ها براى فيلمشان مخاطب جمع كنند. اما ۲۳ فيلم شركت كننده در بخش «سوداى سيمرغ» به شرح زير هستند كه به بررسى كوتاه آنها مى پردازيم: «آتش سبز» دومين فيلم مستندساز قديمى محمدرضا اصلانى است. او كه «شطرنج باد» را سال ۵۵ ساخته بود پس از آن به مستندسازى روى آورد و در عين حال فيلمنامه «صبح روز چهارم»، «تنگناو» و«باغ سنگى» را هم نوشت. «آتش سبز» بر اساس افسانه كهن «سنگ صبور» نوشته شده و داستان دخترى به نام ناردانه است كه در كودكى سروش ازدواجش را با يك مرد مرده مى شنود و براى گريز از اين سرنوشت خوفناك ناخواسته گام در راهى دشوار مى گذارد. «آن مرد آمد» دومين فيلم حميد بهمنى پس از «آخرين نبرد» است كه سال ۷۶ ساخته شد و وقفه ۱۰ ساله در ساخت فيلم دوم اين فيلمساز را به رخ مى كشد كه هر دو در ژانر دفاع مقدس قرار مى گيرند. بهمنى فارغ التحصيل دانشكده سينماتئاتر دانشگاه تهران است و بر اساس طرح اوليه اى از خودش نگارش فيلمنامه «آن مرد آمد» را به شادمهر راستين سپرد. «آواز گنجشك ها» هفتمين سينمايى مجيد مجيدى است. فيلمساز / بازيگرى كه با «بدوك» و «پدر» خوش درخشيد و با «بچه هاى آسمان » و«رنگ خدا» مرزهاى جهانى را پيمود و توانست چهره اى جديد از سينماى ايران به جهان معرفى كند. «بچه هاى آسمان» تنها فيلم ايرانى بود كه به فهرست پنج فيلم نامزد اسكار بهترين فيلم غيرانگليسى زبان هم راه پيدا كرد. «احضارشدگان» ششمين ساخته بلند سينمايى معيريان در ژانر وحشت توليد شده است. معيريان فيلمهاى سينمايى «تيك آف»، «كما»، «شارلاتان»، «چپ دست » و«آنكه دريا مى رود» را در كارنامه دارد. او مسووليت هايى چون عضو هيات علمى دانشكده سينما و تئاتر دانشگاه تهران و مدير گروه سينماى دانشگاه هنر و. . . را هم در كارنامه هنرى خود دارد. «استشهادى براى خدا» پنجمين فيلم بلند سينمايى عليرضا امينى پس از «نامه باد»، «كنار رودخانه »، «دانه هاى ريز برف »، «زمان مى ايستد» و«فقط چشمهاتو ببند» است. او فيلمسازى را با ساخت فيلم كوتاه و دستيارى كارگردانانى چون بهمن قبادى آغاز كرد. «استشهادى براى خدا» درباره بازگشت مردى بعد از بيست سال به زادگاهش است تا همسر سابقش را پيدا كند و اين سرآغاز اتفاقات بعدى است. جمشيد هاشم پور، محسن تنابنده، احمد مهرانفر، سروناز مستوفى و هاله گرجى بازيگران فيلم هستند. «انعكاس» چهارمين فيلم رضا كريمى پس از «عشق+۲» ،«هزاران زن مثل من » و«تب» است. او كه تجربه دستيارى كارگردانى چون سيروس الوند و. . . را در كارنامه دارد فيلمنامه اغلب كارهايش را خود به نگارش درمى آورد اما فيلمنامه «انعكاس» را محمدهادى كريمى نوشته است.«انعكاس» روايت زوجى جوان است كه هر كدام بى اراده در معرض آزمون سخت اثبات وفادارى قرار مى گيرند. آنها تنها دو را پيش رو دارند و انتخاب نهايى هر كدام انعكاسى را در زندگى مشتركشان رقم خواهد زد. مهناز افشار، كامبيز ديرباز، حميد گودرزى، شهره قمر و بيتا سحرخيز در اين فيلم بازى كرده اند. «باد در علفزار مى پيچيد» نهمين فيلم خسرو معصومى و تكميل كننده سه گانه اوست. معصومى كه با آثارى چون «دوران سربى و» و«آقاى بخشدار» حضور خود را در سينما تثبيت كرد به قول خودش وقتى «پر پرواز» را ساخت قافيه را باخت تا به همگان ثابت كند مى تواند فيلم بفروش بسازد ولى سينماى مورد علاقه او اين نيست. «به همين سادگى» پنجمين ساخته سيدرضا ميركريمى مدير عامل حال حاضر خانه سينماست. او كه با فيلم مهجور «كودك و سرباز» آغاز كرد در »زير نور ماه» توانست نگاه مخاطبان خاص را به سوى خود جلب كند. فيلمى با محوريت زندگى يك طلبه حوزه علميه قم كه در زمان خود موضوعى تازه بود. «به همين سادگى» با فيلمنامه اى از شادمهر راستين و رضا ميركريمى جلو دوربين رفته و درباره زنى است كه همسر او قرار است در يك مسابقه بين المللى معمارى شركت كند به همين دليل تصميم مى گيرد محيطى آرام در خانه برايش ايجاد كند. هنگامه قاضيانى، مهران كاشانى، صفا آقاجانى، نيره فراهانى و. . . بازيگران اين فيلم هستند. «پرچم هاى قلعه كاوه» چهارمين فيلم بلند سينمايى محمد نوريزاد پس از «همه با هم»، «انتظارو» و»شاهزاده ايرانى» است. وى فعاليت هنرى خود را پس از انقلاب در راديو و تلويزيون آغاز كرد و چندين فيلم مستند و گزارشى ساخته است. فعاليت مطبوعاتى نوريزاد در روزنامه هايى چون كيهان و. . . در كارنامه هنرى او برجسته است. در «پرچم هاى قلعه كاوه» يكى از مقاطع حمله مغول ها به ايران به تصوير كشيده شده و فيلم روايت داستان شخصى به نام كاوه است كه در قلعه خود در نزديكى مرزهاى خراسان به همراه پنج فرزندش در برابر مغول ها مقاومت مى كند. در اين فيلم بهزاد فراهانى داود رشيدى شهاب حسينى محمد صادقى يوسف مراديان و رضا صفايى پور بازى كرده اند. «تولدى ديگر» ششمين فيلم سينمايى عباس رافعى پس از «راز مينا »، «پروانه اى در باد»، «آيه هاى زمينى »، «راه طى شده و» و«آفتاب بر همه يكسان مى تابد» است. فيلم داستان ملوان جوانى به نام زهير است كه براى يافتن كار همسر باردارش را در لبنان رها مى كند و در يك كشتى مصرى مشغول مى شود و زمانى كه مى شنود در جنوب لبنان جنگ شده به كشورش بازمى گردد. طلال جوردى، دارين حمزه، على طهان، ادوارد هاشم، مونا كريم و پل سليمان بازيگران اصلى فيلم هستند. پروژه «تولدى ديگر» نخستين همكارى مشترك بخش خصوصى فيلمسازى ايران و لبنان محسوب مى شود. سرمايه گذارى فيلم را شبكه الكوثر انجام داده و تهيه كننده عباس رافعى است. «جعبه موسيقى» چهارمين ساخته فرزاد موتمن محسوب مى شود. «هفت پرده» نخستين فيلم او كه ساختار و مضمون جديدى داشت به اكران عمومى درنيامد و او در «شب هاى روشن» سراغ اقتباس از كتاب «شب هاى سپيد» داستايوسكى رفت و يك درام مدرن عاشقانه ساخت كه توانست نگاه ها را متوجه اين فيلمساز كند. «باج خور» با تكيه بر مولفه هاى آشناى فيلم نوآر نتوانست در راستاى آثار قبلى اين فيلمساز محسوب شود و در نهايت او به «جعبه موسيقى» رسيد. فيلم درباره پسربچه اى است كه بر اساس يك اتفاق با فرشته اى آشنا مى شود و اين آشنايى ماجراهايى به همراه دارد. رامبد جوان، نيكى كريمى، شاهرخ فروتنيان، ارسلان قاسمى، جمشيد گرگين، نگار جواهريان و داريوش اسدزاده نقش هاى اصلى را ايفا مى كنند. «حس پنهان» نخستين ساخته مصطفى رزاق كريمى است. وى كه سابقه ساخت فيلم كوتاه و مستند دارد مستند «ياد و يادگار» را سال ۷۹ نوشته و با همكارى فرهاد ورهرام كارگردانى كرده است. مرتضى رزاق كريمى برادر وى و تهيه كننده فيلم تاكنون «چه كسى امير را كشت» را تهيه كرده و مجرى طرح «اين زن حرف نمى زند» بوده است. «حس پنهان» فيلم قصه زمانه ماست زمانه اى كه در غفلت ديگران برايمان تصميم مى گيرند. محمدرضا فروتن، مهتاب كرامتى، آتيلا پسيانى، شهره سلطانى، حامد بهداد، نيوشا ضيغمى و شيوا بلوريان بازيگران فيلم هستند. اين فيلم در هشتمين جشنواره فيلم هاى آسيايى ان. چى. كى كه دهم تا ۱۴ آبان ماه در منطقه شيبويا توكيو برگزار شد شركت نمود. «حس پنهان» به تازگى از شوراى نظارت و ارزشيابى وزارت ارشاد پروانه نمايش گرفته و اولين نمايش عمومى آن نيز در جشنواره فيلم فجر امسال است. «خاك آشنا» چهارمين فيلم بهمن فرمان آرا در سينماى پس از انقلاب است. فرمان آرا كه در سينماى قبل از انقلاب فيلم هايى چون «شازده احتجاب » و«سايه هاى بلند باد» را در كارنامه دارد سال ۷۸ با فيلم «بوى كافور عطر ياس» به دوره جديد سينماى ايران پيوست و خود نقش اول فيلم را ايفا كرد. «خاك آشنا» داستان نامدار نقاش و هنرمندى است كه در گريز از هياهوى مركز به روستايى در كردستان پناه برده و سال هاست آنجا به خلق آثار خود مشغول است. رضا كيانيان، بابك حميديان، مريم بوبانى، بيتا فرهى، رويا نونهالى، نيكو خردمند، هدايت هاشمى و رعنا آزادى ور در فيلم نقش آفرينى كرده اند. «خواب زمستانى» دهمين فيلم سينمايى سيامك شايقى است. در كارنامه او آثارى چون «در كمال خونسردى »، «مادرم گيسو»، «شراره»، «باغ فردوس پنج بعداز ظهر» و. . . به چشم مى خورد. او سابقه كار مطبوعاتى و ساخت مجموعه هايى چون «سياه سپيد خاكسترى» را هم در پرونده دارد. «در ميان ابرها» سيدروح الله حجازى اثرى اجتماعى با پسزمينه دفاع مقدس است. داستان فيلم در زمان جنگ دوم آمريكا و عراق مى گذرد كه منجر به سقوط صدام شد و رابطه يك زن عراقى و مرد ايرانى شكل دهنده داستان است. در خلاصه داستان فيلم كه محمدرضا گوهرى فيلمنامه آن را نوشته آمده: گارى ها مى تازند. بارها در مرز جابه جا مى شوند و مسافران در تكاپوى رفتن. يك گارى مالك بار نورا است. مالك بار نورا را بردوش دارد و انتظار مى كشد تا بيايد. در اين فيلم الناز شاكردوست به همراه ۹ نابازيگر نوجوان به ايفاى نقش پرداخته است. «ستايش» اولين ساخته محمدرضا رحمانى است. وى سابقه بازيگرى در فيلم هايى چون «هور در آتش»، «زير پوست شهر »، «نيمه پنهان»، «تهران ساعت ۷ صبح»، «آفتاب بر همه يكسان نمى تابد» و. . . را در كارنامه دارد. «ستايش» داستان زندگى آرام و بدون سر و صداى مادر و دخترى را به تصوير مى كشد كه با ورود غريبه اى به زندگى آنها اين آرامش به هم مى ريزد. حسن پورشيرازى، حسين محجوب، خاطره اسدى، محمود مقامى و مريم كاويانى بازيگران اصلى فيلم هستند.«سهم گمشده» نخستين فيلم حسن نجفى محصول مشترك سازمان توسعه سينمايى سوره حوزه هنرى و شبكه جهانى سحر است و بازيگرانى از كشور آذربايجان چون كامران يونس، خالده قلى اوا، گلزار قربان اوا، قربان مسيم اف، اتكم اسكندراف، مهربان خانلاراوا، آيشاد محمداف و آلماز آمان اوا در آن به ايفاى نقش مى پردازند. فيلم روايتگر داستان پسربچه اى آذربايجانى است كه والدينش پس از اظهار نااميدى پزشكان روسى و آذربايجانى از مداواى بيمارى لاعلاج وى تصميم مى گيرند فرزندشان را براى شفا گرفتن به امامزاده اى در ايران بياورند. «شب» ساخته رسول صدرعاملى قسمت اول «شهرى كه دوستش مى دارم» هستند. صدرعاملى كه سه گانه «دخترى با كفش هاى كتانى»، «من ترانه ۱۵ سال دارم » و«ديشب باباتو ديدم آيدا» را در كارنامه دارد با ساخت ملودرام «پائيزان» كار خود را آغاز كرد و فيلم هايى همچون «گل هاى داوودى » و«قربانى» را در كارنامه دارد. نشانه رفتن بيواسطه مسائل دختران نوجوان در اجتماع روز و باورپذيرى موقعيت هاى طراحى شده انتظارات از فيلم جديد صدرعاملى را بالا مى برد. «شب» با بازى امين حيايى، عزت الله انتظامى و خسرو شكيبايى هم درباره زائرانى است كه به زيارت امام هشتم (ع) مشرف مى شوند. «فرزند خاك» با نام قبلى «تلخ عين عسل» سومين تجربه كارگردانى محمدعلى باشه آهنگر پس از فيلم هاى «نيمه گمشده » و«نبات داغ» است. مهتاب نصيرپور، شبنم مقدمى، قاسم زارع، حميد ابراهيمى و چند بازيگر منطقه كرمانشاه و كردستان بازيگران اين فيلم هستند. در خلاصه داستان فيلم آمده: در پس روزهاى تار انتظار مينا دريافته مسافر گمشده اش در ديارى غريب چشم به راه اوست. مينا تاب ماندن ندارد دل به دريا مى زند و سر به كوه. «كنعان» سومين فيلم سينمايى مانى حقيقى است. فيلمسازى كه تجربه نگارش فيلمنامه «چهارشنبه سورى» را با همكارى اصغر فرهادى در كارنامه دارد. فيلم «آبادان» تنها چند نمايش خصوصى داشت و در جشنواره فجر هم به نمايش درنيامد و به نوعى حذف شد. «محيا» سومين ساخته خواجويى پس از «خانه ابرى » و«سيرك بزرگ» ملودرامى اجتماعى عاشقانه است. فيلم داستان پسرى جوان را روايت مى كند كه دل در گرو دخترى به نام محيا دارد و در رسيدن به عشق خود با مشكلاتى رو به رو مى شود. خواجويى علاوه بر كارگردانى اين فيلم نويسنده فيلمنامه و تهيه كننده آن نيز هست. شهاب حسينى، الهام حميدى، آزيتا حاجيان، بروز ارجمند، مجيد سعيدى، صالح خواجويى، مهسا كرامتى و مرضيه خوش تراش بازيگران اين فيلم هستند. «هامون و دريا» پنجمين فيلم سينمايى ابراهيم فروزش فيلمساز نام آشناى آثار كودك كانونى است. «كليد »، «خمره »، «مرد كوچك » و«بچه هاى نفت» فيلم هاى وى هستند كه به تهيه كنندگى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان ساخته شده و وجهه جهانى براى اين فيلمساز كسب كرده اند به خصوص «كليد» با فيلمنامه اى از عباس كيارستمى.«هميشه پاى يك زن در ميان است» يازدهمين فيلم كمال تبريزى است. كارگردانى كه آثارى نمونه وار چون «ليلى با من است »، «مارمولك »، «گاهى به آسمان نگاه كن» و فيلم هايى سفارشى مانند «فرش باد »، «يك تكه نان» و. . . را در پرونده دارد. تبريزى كارگردانى است كه هر گاه به خواست خود سراغ مضامين حساس و جسورانه رفته فيلمى موفق در كارنامه ثبت كرده است. سه فيلم «به همين سادگى »، «استشهادى براى خدا» و «هامون و دريا» در بخش مسابقه سينماى آسيا «جلوه گاه شرق» هم حضور دارند.
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
ميرزا على مى گويد: بيش از ۵۰ سال است كه تعزيه خوانى مى كنم. هر وقت دلم مى گيرد به اتاقم مى روم و گريه مى كنم كه چرا زود پير شدم و چرا تعزيه زود فراموش شد. مرشد ابوالحسن ميرزاعلى سال ۱۳۲۵ در چهار راه سيروس متولد شده و به اعتقاد خودش ذاتا بچه تهران است و هفت - هشت پشتش در تكيه دولت تعزيه خوان بوده اند. اين پيشكسوت تعزيه خوانى در گفت وگويى با ايسنا، توضيح مى دهد كه بين تعزيه خوانان رسم است كه از همان نوزادى، فرزندانشان را با على اصغر خوانى وارد اين هنر مى كنند و با اين رسم، تعزيه از پدر به پدر و پسر به پسر منتقل مى شود. به همين دليل بود كه من هم از همان ابتدا فرزندانم را به مراسم تعزيه خوانى مى بردم، بر تن آن ها لباس مى پوشاندم و به جاى على اصغر در تعزيه جايگزين مى كردم. او معتقد است كه تعزيه خوانان نسل تكيه دولت به واسطه خانواده ميرزاعلى تا به امروز ادامه پيدا كرده است. ميرزاعلى توضيح مى دهد: در تهران دسته حاج سيد محمد ،سيد حسن و پدر من مرشد ميرزاعلى معروف ترين تعزيه خوانان بودند و همه آن هايى كه امروز تعزيه مى خوانند، شاگردهاى پدرم و باباجون من بوده اند. خودم هم بعد از بچه خوانى در تعزيه ها در كنار پدرم از ۲۰ سالگى نوازندگى ترومپت را آغاز و در كنارش پرده خوانى هم مى كردم، اما اين روزها بيشتر از تعزيه به پرده خوانى مشغول هستم. او با بيان اينكه از همان كودكى با امام حسين (ع) بزرگ شده است ادامه مى دهد: حتى اگر امسال مجلس تعزيه اى برپا مى كردم، نوه دخترى ام را كه نوزاد است، به عنوان على اصغر در مجالس تعزيه مى بردم. به دليل اينكه تعزيه در خانواده ما بيشتر از ۲۰۰ سال سابقه دارد.
|
|
|
|
|
به بهانه اكران «اقليما» آخرين ساخته محمدمهدى عسگرپور
رسم عاشق كشى و شيوه شهرآشوبى
حميد نورشمسى استاد مسلم سينما، آلفرد هيچكاك، درجايى گفته بود: در اغلب فيلم هايى كه اين روزها ساخته مى شود، كمتر مى توان سينما يافت. اغلب اين فيلم ها را من تصوير مردمى كه با يكديگر صحبت مى كنند مى خوانم. وقتى كه داستانى به وسيله سينما بازگويى مى شود، فقط بايد زمانى به گفت وگو توسل جست كه با تصاوير نتوان آن را بيان كرد. من هميشه ابتدا مى كوشم تا داستان را به طريق سينمايى و به وسيله يك سلسله تصوير بيان كنم... سينماى تعليق و دلهره آور سينمايى است روايت كننده و داستان پرداز و مبتنى بر كشش منطقى در بطن ماجراى فيلم.سينمايى كه تحت تاثير اغراق هايى كه در متن فيلم نامه به چشم مى آيد مى تواند تماشاچى را مدت ها محسور خود نمايد. در همين بستر است كه داستان هاى ساده و اتفاقات معمولى روزمره از دريچه اين نوع پردازش و نگاه سينمايى، تبديل به معماهايى پيچيده و ترسناك مى شود و هميشه تماشاگر را وادار مى كند تا حد ممكن براى حصول نتيجه رنج بكشد.اقليما آخرين ساخته محمدمهدى عسگرپور را مى توان نمونه نسبتا موفق سينماى تعليق و دلهره در ايران دانست. عسگرپور بعد از ساختن «پرواز در نهايت» و «قدمگاه» كه هر كدام به گونه اى ديگر از بيان سينمايى رايج تعلق دارند به سراغ داستانى رفته كه اگر به صرف خواندن محض به سراغ آن برويم از همان آغاز مى توان به انتهاى آن پى برد. داستانى كه همراه با كشش هاى مناسب و جريان روان خود توانسته جذابيت لازم را درطول ماجراى فيلم براى تماشاگرايجاد و رضايت او رابراى ادامه دادن قصه تا انتها فراهم كند. دخترى پولدار با سابقه بيمارى روحى و روانى دل در گرو مرد آرزوهايش بسته است. او از تقاضاى ازدواج وكيل خانوادگى خود صرف نظر مى كند و با مردى كه بسيار خود را شيفته او نشان مى دهد زندگى را آغاز مى كند غافل از اين كه آن مرد خود نيز دل در گرو زنى ديگر دارد و سعى مى كند با بازگرداندن شرايط روانى بيمارى به دختر اموال او را تصاحب نمايد.سينماى تعليق خود را به شكل هاى گوناگونى نمايان مى نمايد. اقليما را به نوعى مى توان يك درام مضطرب كننده روانشناسانه دانست.داستانى كه بسيار ساده و شايد رايج مى نماياند و حتى همين حس هم ذات پندارى است كه باعث مى شود هر يك از ما اين گونه داستان ها را كه روزانه در اطراف ما زياد رخ مى دهد به گونه اى ديگر نگاه كنيم. اقليما تجربه اى است كه جدا از تمامى تكنيك ها و جاذبه ها نمونه هاى غيرايرانى خود قدم در يك رابطه كشف و شهودى براى نقش اول خود مى گذارد. پرداختن به داستان هايى چون اقليما كه به منظور جلوگيرى از تكرار فضا و ايجاد جذابيت هاى بصرى شيوه خاصى از بيان داستان و مفاهيم را مى طلبد، وابستگى بيشترى به عناصر تصوير و صدا دارد و توجه ويژه اى را نسبت به ساير گونه هاى سينمايى براى توجه به اين دو موضوع مى طلبد. در واقع با رساندن مفاهيم مورد نظر در اين نوع از بيان داستانى را تصوير و صدا به تنهايى به دوش مى كشند.حالات چهره، عكس العمل ها، فضاهايى كه داستان در آن رخ مى دهد، ميزانسن و ميزان عمق تصايور همه و همه بايد به طور ويژه اى در اختيار كارگردان باشد تا او روايت خود را از داستان ارايه نمايد به گونه اى كه ساده ترين اتفاقات داراى جذابيت هاى كافى براى رخ دادن در بستر ماجرا مى گردند. عسگرپور در اقليما تماشاگر را با اين مفاهيم در محيطى ايرانى روبه رو كرده است.على رغم ريتم كند فيلم و تكرار حوادثى كه شايد گاهى بى فايده هم نشان مى دهد فيلم جهت گيرى قابل توجهى پيدا كرده ولى پرداخت مناسبى را براى تمام شخصيت ها و معرفى آن ها ارايه نداده است. اينكه بار يك فيلم بر دوش بازى تعداد معدودى بازيگر باشد خود مى تواند يكى از عوامل عدم موفقيت آن به شمار آيد ولى در اقليما با وجود عدم معرفى كافى شخصيت هاى فرعى داستان و ورود نامتناسب آن ها و خروج نابهنگام تر آن ها، دو نقش اصلى داستان با كمال قوت توانسته اند داستان فيلم را به حركت واداشته و تماشاگر را تا انتها پيگير ماجرا نمايند.نكته ديگرى كه در اين جا قابل دقت است توجه به مفاهيمى است كه در داستان فيلم با آن ها برخورد مى كنيم، هنگامى كه در جريان فيلم و در طول داستان اتفاقات و سير حوادث ما را نااميد از همه جا به سمت سحر و جادو و كف بينى و ... هدايت مى كند تنها هنگامى شخصيت اصلى داستان را در آرامش درونى مى بينيم كه به قرآن و دعا و معنويات روى آورده و با توجه به اعتماد به نفسى كه به دست آورده با حقيقت روبه رو مى شود و شايد مرگ طبيعى ترين اتفاقى بود كه مى توانست اين آرامش را در درون او تثبيت كند.موسيقى نيز يكى از عواملى است كه در بسترسازى مناسب براى روايت داستان هاى دلهره آور نقش اساسى را ايفا مى كند. نوع موسيقى محمدرضا عليقلى در اقليما كه برگرفته از نوع خاص بيان موسيقايى اوست و در اغلب ساخته هاى او ديده مى شود بر قامت فيلم ناهمگون مى نمايد به نظر مى رسد اين موسيقى نتوانسته خود را با صحنه هاى فيلم درآميزد، به گونه اى كه در بعضى اوقات شخصيتى مجزا يافته و با فضاى داستان همخوانى ندارد. تجربه هاى گوناگون بيان در فضاى تعليق در سينماى ايران بيانگر اين نكته است كه با شناخت مناسب ابزار و تكنيك هاى اين نوع داستان پردازى، حتى با داستان هاى ساده نيز مى توان تماشاگر را به صندلى ميخكوب نماييم سكونى كه اگر همراه با بهره گيرى مناسب از مولفه هاى سينماى ايرانى و حتى دينى باشد، تجربه موفقى است از به خدمت درآوردن تكنيك براى نمايش دادن آرمان ها و احساسات و اعتقاداتمان.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اخبار كوتاه سينما، تئاتر
|
|
|
مصطفى عبداللهى در بستر بيمارى است
مصطفى عبداللهى بازيگر پيشكسوت تئاتر و تلويزيون كه هم اكنون در بستر بيمارى است، خواستار حمايت مسوولان هنرى كشور به منظور تامين هزينه هاى درمانى اش شد.
عبداللهى با اعلام اين مطلب به سايت ايران تئاتر گفت: از سال ۸۱ درگير ماجراى پيوند مغز استخوان شدم و اسفندماه سال گذشته نيز چهار مهره كمرم شكست كه مورد درمان قرار گرفت اما در زمان اجراى نمايش ويرجينيا وولف كار شهين عليزاده درد شديدى در ناحيه كمر و پاهايم احساس كردم.
وى در ادامه افزود: پس از كارهاى اوليه درمانى، پزشكان معالج بازگشت مجدد بيمارى را تشخيص دادند و شيمى درمانى جديدى را تجويز كردند كه تاكنون سه دوره از آن انجام گرفته كه البته به صورت موقت است. عبداللهى اظهار كرد: داروهايى كه براى درمان من تجويز شده در ايران موجود نيست و قيمت آن ها نيز بسيار گزاف است به طورى كه هر يك از آمپول هاى من پس از ورود به ايران حدود شش ميليون تومان هزينه برمى دارد.
وى در پايان از مسوولان مركز هنرهاى نمايشى تشكر كرد كه از طريق صندوق حمايت از هنرمندان در جهت رفع اين مشكل اقدام كرده اند. وى ابراز اميدوارى كرد با ادامه يافتن اين حمايت ها بتواند به زودى سلامت جسمى خود را بازيابد.
مصطفى عبداللهى از بازيگران قديمى تئاتر است كه تاكنون در نمايش هايى چون سه پرده، خاطرات هنرپيشه نقش دوم و. . . ايفاى نقش داشته و نمايش هايى چون جنگ در طبقه سوم، كابوس سرخ و. . . را كارگردانى كرده است. وى هم چنين در بسيارى از تله تئاترها، نمايش هاى راديويى و نمايشنامه خوانى ها به صورت بازيگر و كارگردان حضور داشته است.
|
|
|
خانه نمايش و ميزبانى ۱۶ نمايش از ابتداى سال تاكنون
خانه نمايش اداره برنامه هاى تئاتر از ابتداى سال جارى تاكنون ميزبان ۱۶ نمايش صحنه اى و دو جشنواره تئاتر كانون ها، ماه و وآئينى و سنتى شده است. به گزارش دريافتى سايت ايران تئاتر از روابط عمومى اداره برنامه هاى تئاتر و خانه نمايش، نمايش هايى كه از ابتداى سال ۸۶ تاكنون در اداره برنامه هاى تئاتر اجرا شده اند عبارتند از: نمايش هاى دوجلاد نوشته فرناندو آرابال و كار حميد ليقوانى، زندگى من يك من ساده نوشته و كار شراره پورخراسانى، آگا ممنونيزم نوشته و كار محمدميرعلى اكبرى، چاه نوشته و كار كتايون حسين زاده، گم سوار نوشته و كار امين آبان، تقدير نفرين شده ليدى مكبث نوشته و كار عزت الله مهرآوران و زيرزمين نوشته آرش عباسى و كار امير قربانى. پنج نمايش جشنواره تئاتر آئينى و سنتى از يكم تا ششم شهريورماه در خانه نمايش هر يك به مدت يك شب اجرا داشتند كه عبارتند از نمايش هاى شست بستن ديو ،خواب تو خواب نوشته شهناز روستايى و كار گروهى، بوى محمد كار محمد صمديان، شيخ صنعان كار منصور قربانى و مسيح موعود نوشته آرش زرينجى و كار عليرضا مدنى. خانه نمايش اداره برنامه هاى تئاتر در ادامه فعاليت هاى نيمسال دوم سال ۸۶ ميزبان نمايش هاى بازيگر و زنش نوشته على نصيريان و كارمجيد ستايش، آهو به وقت انفجار نوشته حسن وارسته و كار رحمت امينى، خون تو را جنون پدر بر زمين ريخت نوشته و كار سيروس همتى و اكنون نمايش عشق را چه شد نوشته و كار امير بختيارى است.
|
|
|
زهرا صبرى نمايش زمين و چرخ را تمرين مى كند
زهرا صبرى در حال حاضر مشغول تمرين نمايش زمين و چرخ در تالار محراب است. صبرى كارگردان نمايش با اعلام اين خبر به سايت ايران تئاتر گفت: نمايش زمين و چرخ متشكل از هفت حكايت از مولاناست كه شش حكايت در حاشيه است و حكايت موسى و شبان هسته مركزى نمايش را مى دهد. وى در ادامه افزود: اين نمايش جزو توليدات سال ۸۶ دفتر توليدات عروسكى مركز هنرهاى نمايشى است كه قرار بود به همراه هفت نمايش عروسكى ديگر طى سال ۸۶ اجرا شود اما متاسفانه تاكنون امكان اجراى آن فراهم نشده است. صبرى خاطرنشان كرد: به زودى با مريم معترف مدير خانه نمايش اداره تئاتر جلسه اى خواهم داشت تا براى اجراى سال ۸۷ اين نمايش برنامه ريزى كنيم. وى با اشاره به اين كه هنرمندان تئاتر عروسكى با قول و وعده و وعيدكار مى كنند، تصريح كرد: اين نمايش براى من تجربه جديد و تازه اى محسوب مى شود و كارى زمان بر است.
وى در پايان از همكارى شهرام نوشير مدير تالار محراب نيز تشكر كرددر اين نمايش عروسكى سيما ميرزاحسينى، ركسانا بهرام و مونا سربندى به عنوان بازى دهندگان عروسك حضور دارند، هم چنين بابك نصيرى خواه آهنگساز، زهره برات لو مدير صحنه، محسن وليعى طراح پوستر و بروشور و رضا حيدرى مسئول نور نمايش هستند. طراحى عروسك هاى نمايش را زهرا صبرى به عهده داشته و فاطمه عباسى و سيما ميرزاحسينى ساخت عروسك را انجام مى دهند.
|
|
|
نمايشنامه بچه هاى من آفريقاى من منتشر شد
نمايشنامه بچه هاى من آفريقاى من اثر آتول فوگارد توسط انتشارات نمايش منتشر شد.به گزارش سايت ايران تئاتر، نمايشنامه بچه هاى من آفريقاى من اثر آتول فوگارد نويسنده آفريقايى است كه توسط دكتر محمدباقر قهرمانى به فارسى ترجمه شده است. داستان اين نمايش نامه در شهر كوچك ايسترن كيپ كارو و در پاييز ۱۹۸۴ مى گذرد كه در ۹۶ صفحه به چاپ رسيده است. اين كتاب در تيراژ ۲۰۰۰ جلد و با قيمت ۱۱۰۰ تومان چاپ و منتشر شده است. هم چنين شيما تجلى حروف نگار و صفحه آراى كتاب، بهرام شادانفر طراح جلد و على خوش منش ويراستار آن هستند.
|
|
|
اجراى مصوبات شوراى انتخاب آثار طبق
برنامه ريزى مدير تئاتر شهر
مصوبات شوراى انتخاب آثار مجموعه تئاتر شهر و منتخبان بخش چشم انداز ۸۷ جشنواره بين المللى تئاتر فجر با برنامه ريزى مديريت تئاتر شهر روى صحنه خواهد رفت.
ايوب آقاخانى، دبير و سخنگوى شوراى انتخاب آثار مجموعه تئاتر شهر به سايت ايران تئاتر گفت: مصوبات متعدد قبلى شوراى انتخاب آثار كه اجرايشان به دليل تاخير در اتمام بازسازى مجموعه تئاتر شهر به تعويق افتاده با برنامه ريزى مديريت مجموعه تئاتر شهر روى صحنه خواهد رفت و طبيعتا اجراى همه اين آثار تا پايان سال جارى عملى نخواهد شد. وى درباره اجراى آثار بخش چشم انداز جشنواره فجر نيز گفت: آن دسته از آثار كه از بخش چشم انداز به مجموعه معرفى مى شوند، با برنامه ريزى مستقيم مديريت تئاتر شهر روى صحنه مى روند. وى در پايان افزود: قاعدتا شوراى انتخاب آثار مجموعه تئاتر شهر تا اجراى مابقى آثار مصوب خود نيازى به تشكيل جلسه مجدد براى انتخاب اثر جديد ندارد.
|
|
|
|
|
|
|