پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۶
۲۲ محرم ۱۴۲۹ - ۳۱ ژانويه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۱۶
گردشگرى
Tel: 88807157
Info@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
سلامت
يار مهربان
آرشيو
تماس با ما
فيروزه نيشابور در دنيا بى رقيب است
زيباترين و بى همتاترين فيروزه جهان از معدن فيروزه نيشابور بدست مى آيد. فيروزه نيشابور بدليل كيفيت عالى آن به خصوص انواع عجمى و شجرى ممتاز از معروفيت خاصى برخوردار است. وجود نمونه هاى زيبايى از اين سنگ در موزه هاى مطرح دنيا چون موزه زمين شناسى لندن و امريكا و موزه علوم زمين تهران خود گواه ارزش اين سنگ قيمتى است.
معدن فيروزه نيشابور در ۵۵ كيلومترى شمال شرق نيشابور قرار داشته و داراى ذخيره اى بيش از ۹ هزار تن و ظرفيت توليد سالانه ۱۹ تن است. از هر تن سنگ فيروزه به طور متوسط ۸ تا۱۰ كيلوگرم فيروزه به دست مى آيد كه عمدتا به منظور تزئينات و به عنوان سنگ قيمتى مورد استفاده قرار مى گيرد.
فيروزه يكى از قديمى ترين سنگ هاى شناخته شده در دنياست. زيبايى اش در طول تاريخ آن را در زمره سنگ هاى پررمز و راز قرارداده و افسانه ها در مورد آن نسل به نسل و سينه به سينه ساخته شده است.
فيروزه اين سنگ زيبا آدميان را در طول قرن ها شيفته خود كرده است. بنا به منابع تاريخى و باستان شناسى در معابد مصر، ۴ دستبند فيروزه در دستان ملكه در يك معبد باستانى يافت شده است. استفاده از فيروزه را باستان شناسان به ۶ هزار سال قبل نسبت مى دهند.
معدن فيروزه پس از ۷ هزار سال هنوز چراغى روشن دارد
نيشابور منطقه اى است كهن در استان خراسان رضوى واقع در دشتى نسبتا وسيع، كه از شمال به شهرستان هاى چناران و قوچان و از شرق به مشهد و از جنوب به تربت حيدريه و كاشمر و از غرب به سبزوار محدود مى شود.
اين شهرستان با وسعتى معادل ۸۷۳۲ كيلومتر، محل استخراج مرغوبترين فيروزه جهان است و در دل كوه هاى خود سنگى آبى به رنگ آسمان را جاى داده است.
فيروزه در ايران در نيشابور يافت مى شود كه منبع اصلى فيروزه مرغوب در دنيا به شمار مى رود، با توجه به كشف جسدى در كهن دژ نيشابور بيش از ۵ هزار سال قدمت دارد و در كنار آن قطعات فيروزه يافت شده مى توان گفت در ايران استفاده از اين سنگ افسانه اى به ۲ هزار سال قبل از ميلاد مى رسد.
به نظر مى رسد فيروزه(پيروزه) در زبان فارسى از كلمه پيروزى ريشه گرفته است. پارسيان باستان براين عقيده بودند كه بازتاب ماه روى سنگ فيروزه براى آنان خوش يمن است و آنان را در مقابل چشم شيطان محافظت مى كند و برخى نيز معتقد بودند كه نگاه كردن به فيروزه اثرى شفابخش دارد. ماركوپولو جهانگرد ونيزى نيز در يادداشت هاى خود در خصوص فيروزه نيشابور مطالبى را نوشته است.
معدن فيروزه نيشابور در ۵۳ كيلومترى شمال غربى مركز شهرستان در دامنه هاى جنوبى ارتفاعات بينالود قرار داشته و با ۱۶۵ نفر عضو به صورت تعاونى اداره مى شود.
اما اگر سراغ فيروزه خوب را بگيريد نشانى همان جايى است كه پير و جوان، كوچك و بزرگ يك دستگاه فيروزه تراشى مقابلشان است و مردان آن نيز روزى حلال خود را از راه تراش فيروزه به سر سفره خانه شان مى برند. مشهدالرضا(ع) به دليل نزديكى به نيشابور از گذشته محل تراش و عرضه فيروزه بوده و يادمان باشد كه تراش فيروزه در ايران همچون فيروزه اش مرغوبترين نوع تراش در دنيا محسوب مى شود و بسيارى فيروزه تراشى را نسل به نسل به يكديگر آموختند و اين پيشه را كسب خانوادگى خود مى دانند.
تراش فيروزه بنابه حساسيت و نوع آن فرق دارد و محتاج به ذوق و سليقه بسيارى است. فيروزه مرغوب نيشابور كه در زمره جواهرات قرار مى گيرد چهار نوع است كه بعد از فيروزه عجمى(مرغوبترين نوع فيروزه) شامل: فيروزه عربى، فيروزه توفال، فيروزه توفال سفيد رنگ و فيروزه توفال نيم رنگ است.
پس از آن كه مرحله ارزيابى سنگ به پايان مى رسد و نوع و شكل آن مشخص مى شود نوبت تراش سنگ است كه مراحل مختلفى دارد و عبارتند از: برش با تيغه هاى مخصوص، حبه كردن و يا رو كردن سنگ و تراش سنگ كه در آن جهت نما و معيارهاى برش مشخص مى شود. مرحله آخر همان صيقل دادن سنگ است. هر تراش نيز براى يك منظور بكار مى رود. تراش عجمى كه براى انگشترى و همچنين تراش هاى ۴ گوش، مستطيل، لوزى و اشكى كه براى گردن بند، دست بند و خلخال بكار مى رود. تراش فيروزه كارى بسيار حساس است چراكه فيروزه سنگى نرم است و يك اشتباه كوچك موجب از هم پاشيدگى سنگ در زير دستگاه مى شود. گاه فيروزه همراه با رگه هايى از طلاست كه برخى به دليل زيبايى بيشتر از انواع ديگر مى پسندند و زمانى كه با طلا استفاده مى شود زيبايى خاصى به آن مى بخشد.
امروزه از فيروزه علاوه بر انواع زينت آلات براى ساخت انواع تابلوهاى فيروزه اى نيز استفاده مى شود، آيات و كلمات قرآنى تراشيده شده با فيروزه آبى روى مخمل يك دست، زيبايى خاصى بكار مى بخشد به خصوص كه قاب آن را خاتم كاران اصفهانى بسازند.
در حال حاضر در آمريكا در زمينه استخراج و تراش فيروزه سرمايه گذارى بسيارى شده ولى به گفته فيروزه تراشان هنوز مرغوبيت فيروزه نيشابور در دنيا بى رقيب است.
سهم اندك ايران از بازار جهانى فيروزه
با اينكه فيروزه ايران همچون نگينى در بازارهاى جهانى مى درخشد، متاسفانه سهم ما از بازارها بسيار اندك است و حتى هندى ها، پاكستانى ها، تايلندى ها و ارمنى ها در منطقه پيشرفت هاى قابل توجهى يافته اند و هزاران نفر را در كشورهاى خود به كار تراش سنگ هاى قيمتى و نيمه قيمتى مشغول كرده اند اين در حالى است كه در كشورمان و با وجود اين پتانسيل عظيم، شايد بيش از دو هزار نفر در مشهد و نيشابور مشغول اين كار نباشند.
 غلامرضا مظفريان  يكى از فيروزه تراشان با سابقه مشهدى در اين باره مى گويد: اين رشته به منظور اشتغالزايى و رشد صادرات غيرنفتى مى تواند در كشور حرف اول را بزند، اما زمانى مى تواند اين طور باشد كه دولت با پرداخت وام هاى كم بهره تسهيلات و حمايت هاى فراوان روح تازه اى در ميان شاغلان به تراش سنگ هاى قيمتى و نيمه قيمتى بدمند.
وى يادآورمى شود دولت مى تواند تنها با پرداخت ۲۰ميليون تومان به هر صنعتگر اين رشته تا ۴ سال ديگر رشته تراش سنگ هاى قيمتى و نيمه قيمتى را متحول كرده و بستر اشتغال بسيارى را در سطح كشور ايجاد كند. معاون صنايع دستى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى استان خراسان رضوى نيز در اين باره مى گويد: در حال حاضر در زمينه تراش سنگ هاى قيمتى و نيمه قيمتى تنها يك اتحاديه با عنوان اتحاديه فيروزه تراشان با ۴۸۰ عضو فعال وجود دارد.
 حسين خواجه بيدختى  در خصوص اقدامات انجام شده به منظور رشد و توسعه اين رشته مى افزايد: در اوايل مهرماه امسال نخستين هنرستانى كه رشته تراش سنگ هاى قيمتى و نيمه قيمتى در آن تدريس مى شود با همكارى آموزش و پرورش در شهرستان نيشابور راه اندازى شده است. خواجه بيدختى ادامه مى دهد ضمن اينكه كلاس تراش سنگ هاى قيمتى و نيمه قيمتى نيز در مشهد داير است و همچنين با هنرستانى در اين شهر(مشهد) به منظور برگزارى اين رشته در حال مذاكره و توافق هستيم اما اين كارها براى توسعه و رونق بازار فيروزه ايران ناكافى به نظر مى رسد و نياز به حمايت خاص از سوى برنامه ريزان دارد.
ايلام دروازه صادرات صنايع دستى
پيشينيان ما نه از روى تفنن، بلكه متناسب با نيازشان، ابزار و لوازم زندگى مى ساختند و اين صنعت را با زيبايى هنر خويش در مى آميختند و صنايع دستى را به عنوان يك شاخصه هويت ملى خلق مى كردند كه امروز، مهجور خانه هاى ايرانى است. اين روزها فرش هاى بى روح هزار و چند شانه ماشينى نقش بدل فرش هاى دستى را بازى مى كند و به جاى هزاران گره هندسى چوب بر پنجره هاى خانه، اشكال مربع و مستطيل فلزى، ميان ما و طبيعت قرار گرفته است.
امروزه ديگر روميزى هاى چينى و ژاپنى جايگزين ترمه هاى يزدى شده و گلدان هاى كريستال خارجى جايى براى ظروف قلمكارى اصفهان باقى نگذاشته اند. حتى عكس هاى خانوادگى مان را نيز در چارچوب خاتم يا منبت بر ديوار نمى زنيم و فلز سرد آلومينيوم، قاب خاطراتمان را محدود كرده است.
اما از ياد نبريم كه در طول قرن هاى متمادى، صنايع دستى ايران براى گروه هاى كثيرى از مردم در روستاها، شهرها و مناطق عشايرى شغل و درآمد ايجاد كرده است.
در ايلام، با فرهنگ و تمدنى درخشان، كهن ترين نشانه هاى به دست آمده از تمدن و حضور انسان در آن، به شكل گليم ساده، جاجيم بافى  ، نمدمالى  ،  گيوه بافى و  و صنايع چرمى  است كه در دهلران، آبدانان، ايوان و دره شهر كشف شده و قدمت آن ها به چندين هزار سال قبل مى رسد.
از جمله صنايع دستى اى كه سابقه اى طولانى در منطقه دارد مى توان به قاليبافى، گليم، مصنوعات چرمى، چادرشب بافى و چيغ بافى اشاره كرد كه بعضى از اين صنايع منسوخ شده اند. همچنين اطلاعات و آمار مرتبط با توليدات صنايع دستى در قرن حاضر در ايلام نشان مى دهد كه علاوه بر صنايع دستى فوق، صنايع دستى ديگرى مانند نمدمالى، حصيربافى و. .. از رونق و توجه خاصى برخوردار بوده است.
صنايع دستى، اشتغال و توسعه
صنايع دستى به دليل سابقه چندين هزارساله در ايران و تنوع رشته هاى مختلف از ديرباز يكى از حرفه هاى مهم ايرانيان به شمار رفته و بالاترين ميزان اشتغال را در كشور به خود اختصاص داده است. در حال حاضر بيش از دوميليون نفر به توليد صنايع مختلف دستى در كشور مشغولند. در سال هاى اخير به دليل ضعف بنگاه هاى اقتصادى، بخش خصوصى و تعاونى، ناكارآمدى سازمان هاى متولى توليد درسياستگذارى و حمايت از صنايع دستى، اطلاع رسانى ناقص از بازارهاى جهانى، عدم حضور چشمگير جهانگردان خارجى، نا آشنايى توليدكنندگان و بنگاه هاى بخش خصوصى و تعاونى با فرايند صادرات و عدم اطلاع كافى از سليقه هاى مصرف كنندگان موجب كاهش شديد صادرات صنايع دستى كشور شده است.
صنايع دستى به عنوان نماد فرهنگى و هويت ملى ايران مى تواند نقش مهمى در ايجاد اشتغال و توسعه اقتصادى كشور ايفا كند. با وجودى كه ايران با بيش از ۲۵۵ قلم صنايع دستى رتبه نخست را در جهان دارد، از نظر صادرات اين محصولات در رده هاى پايين قرار دارد كه بايد با مديريت صحيح، زمينه افزايش صادرات اين بخش فراهم شود.
صنايع دستى چون به سرمايه گذارى زياد نياز ندارد، در سطح روستاها قابل توسعه است كه مى تواند نقش مهمى در اشتغال و جلوگيرى از مهاجرات روستاييان ايفا كند.
 نقش صنايع دستى در توسعه صادرات
يكى از مشخصات كشورهاى در حال توسعه، اقتصاد تك محصولى و اتكا به يك يا چند قلم محدود كالاى صادراتى است. تجربيات حاصل از بازرگانى بين المللى نشان مى دهد كه با نوسانات بهاى جهانى اين مواد، به يك باره، تراز پرداخت هاى ممالك صادركننده، دچار عدم موازنه مى شود و حيات اقتصادى شان به نابودى كشيده مى شود. بنابراين توسعه صادرات اعم از صدور مواد خام، كالاى نيمه ساخته و صنايع دستى و ايجاد درآمدهاى ارزى، از ميزان وابستگى به اقتصاد تك محصولى مى كاهد.
صنايع دستى در ايجاد راهكارهاى شغلى و جلب و جذب سرمايه در اقتصاد كشور بسيار موثر است. اما اين مهم زمانى شكل پايدار و موثر خواهد گرفت كه نخستين ساكنان گستره پهناور ايران، به عنوان ميراث داران اين هويت ملى معرفتى كامل به نقش فرهنگى، اقتصادى و ضرورت حفظ صنايع دستى داشته باشند. در واقع، مصرف داخلى براى صنايع دستى قابل استفاده و نه تزئينى، بايد اولويت اول براى اين بازار باشد. ديگر آنكه صنعتگران اين حوزه هنرى بايد اشكال كاربردى تر صنايع دستى را براى زندگى امروز مانند گذشتگان خلق يا بازآفرينى كنند.
صنايع دستى يا هنرهاى صناعى به واسطه ويژگى هايى همچون اتكا به منابع داخلى، تخصص هاى بومى در كار توليد، پايين بودن ميزان سرانه اشتغال، داشتن ارزش افزوده قابل ملاحظه در مقايسه با ديگر صنايع و امكان ايجاد توسعه و گسترش در تمامى مناطق كشور، نقش موثرى در افزايش توليد ناخالص ملى، ايجاد اشتغال مولد و موثر، بالابردن درآمد سرانه و توسعه صادرات غير نفتى و تامين ارز دارد. از سوى ديگر، بايد به نقش موثر آن در صنعت گردشگرى، به عنوان يك مكمل فرهنگى و اقتصادى توجه كرد.
صنايع دستى در ايران يكى از منابع مهم درآمد ارزى و همچنين ايجاد اشتغال در كشور بوده است در ميان صادرات غير نفتى صادرات فرش دستباف، گليم و ساير اقلام توليد صنايع دستى سهم عمده اى را داراست، اين گونه اقلام به دليل كيفيت و كميت از قدرت رقابت بالا و گاه مطلق در بازارهاى جهانى برخوردار مى باشد ، چرا كه صنايع دستى ايران الهام گرفته از فرهنگ اصيل ، سنتى و تاريخى و آثار باستانى سينه به سينه اين مرز و بوم است.
در اين زمينه هنرمندان استان ايلام با ساخت انواع صنايع دستى از جايگاه خاصى در كشور برخوردارند. تنها در استان ايلام در رشته گليم بيش از ۴ هزارنفر مشغول به فعاليت هستند.
از جمله صنايع دستى صادراتى مهم استان ايلام مى توان گليم ساده و نقش برجسته و جاجيم اشاره كرد.
 مسعود اسكندرى  معاون صنايع دستى سازمان ميراث فرهنگى،صنايع دستى و گردشگرى استان با بيان اينكه بيشترين صادرات محصولات صنايع دستى اين استان به كشور عراق صورت مى گيرد توضيح مى دهد سال گذشته ۵۰۰ هزار دلار از محل صادرات اين محصولات از طريق مرز مهران به كشور عراق صورت گرفته است كه اين رقم براى امسال نيز حدودا به همين ميزان است.
به گفته وى، با احداث بازارچه صنايع دستى در مرز مهران در سال آينده پيش بينى مى شود با توجه به تردد زائران در اين مسير، اين رقم افزايش يابد.
اسكندرى با بيان اينكه شناخت بازارهاى هدف يكى از مهمترين گام ها در بهبود وضعيت صادرات صنايع دستى است مى گويد هدفمند كردن توليدات به منظور دستيابى به بازارهاى جهانى امرى اجتناب ناپذير است.
وى معتقد است صنايع دستى نيز همانند ساير رشته هاى هنرى از نداشتن برنامه و ضعف مديريت رنج مى برد به عنوان مثال هر سال شاهد برپايى نمايشگاه هاى مختلف صنايع دستى در سراسر كشور هستيم ولى يك برنامه و شرايط منسجمى براى شركت در اين نمايشگاه ها وجود ندارد. دلالان با قيمت ناچيز ، صنايع دستى را از توليدكنندگان خريدارى و با قيمت گران مى فروشند برپايى نمايشگاه هاى صنايع دستى به طور مستمر در استان ها و شهرستان ها با اتخاذ برنامه ريزى اصولى نوعى حمايت از فعالان اين عرصه است توسعه صنايع دستى بدون توجه به نياز بازارهاى جهانى و صادرات عملى نيست.
اسكندرى در ادامه مى گويد: مسوولان امر براى صادرات صنايع دستى بايد برنامه جامع تدوين كنند تا هنرمندان اين بخش سال ها از دغدغه و نگرانى نگويند در اين راستا توجه به سليقه هاى مشترى در همه جاى دنيا بايد لحاظ شود. برپايى نمايشگاه هاى بين شهرى و بازارچه هاى دايمى صنايع دستى مستمر در همه استان ها هزينه بالاى توليد و سودكم حاصل از فروش توليدات، مشكلات فعالان اين عرضه را افزايش داده است.
آلاچيق ، خانه سنتى قوم تركمن
وحيد صابرى
آلاچيق هاى تركمن زمانى تا رود اترك امتداد داشتند، گله هاى شتران رها در تركمن صحرا، كلاه پوستى مردان و لباس هاى ساده زنان پوشيده از گل هاى رنگ رنگ هر بيننده اى يكبار آرزوى ديدن آن را دارد.
اجداد تركمن قرن ها و در هر شرايطى آلاچيق را كه نمادى از بهشت، مظهر آسايش و نخستين خانه هر تركمنى است حفظ كردند. آنها ميرقازيق يعنى ميخ بزرگ آلاچيق هاشان را كه نماد استوارى و استقامت بود همچون لنگر يك كشتى همواره رو به شمال بر زمين مى كوبيدند تا تندبادهاى شمالى آلاچيق هايشان را با خود نبرد. زنان و مردان باصفا و صميميت در كنار يكديگر كارها را برعهده مى گرفتند كار برپايى آلاچيق ها يكى از مسووليت هايى بود كه برعهده زنان بود.
آلاچيق خانه سنتى قوم تركمن است كه به دليل ساختار خاص سازه اى در برابر حوادث طبيعى نسبتا مقاوم و ساكنان خود را از گرما و سرما در امان نگه مى دارد.
اين خانه سنتى كه به آن اوى گفته مى شود در گذشته به دليل سهولت در نصب و كاربرد در جابه جايى ها و مهاجرت ها، منزلى امن محسوب مى شد كه به آسانى قابل جمع كردن و حمل به جاى ديگر بود.
بالاى سقف آلاچيق هم طناب مخصوصى آويزان بود كه در موقع وزش باد شديد، از آن كيسه هاى شنى يا هاون چوبى را مى آويختند تا باد سقف را با خود نبرد.
در تابستان اطراف آلاچيق را با گليم يا نمدى مى پوشاندند تا رهگذران درون آلاچيق را نبينند ولى در زمستان پوشش ضخيمى به نام كشمه به كار مى بردند و دورادور را نيز از داخل با كناره فرش هايى كه حدود ۲۰ متر طول داشتند مى پوشاندند و بر روى نمدى كه بر كف آلاچيق بود حصيرى از نى مى انداختند.
در گذشته خانواده هاى تركمن هر يك داراى آلاچيق مستقلى بودند كه با فاصله كمى از آ لاچيق ديگران برپا مى شد و به اين مجموعه كه بيشتر با هم خويشاوند نيز بودند اوبه مى گفتند.
تركمن هاى گلستان آلاچيق را قبه اى از قبه هاى بهشت مى دانستند و چندان علاقه اى به زندگى در خانه هاى خشتى و آجرى نداشتند.
در زبان تركمن به آلاچيق آغاج اوى (خانه چوبى) گفته مى شود و از نظر اعتقادات تركمن ها آلاچيق مظهر سلامتى و سخاوت است.
در زمينه نشانه سخاوت بودن ساكنان اين خانه سنتى همين بس است كه در آلاچيق تركمن ها همواره فاقد قفل بوده و اين مساله مهمان نوازى اين قوم را مى رساند.
صنايع دستى ايران در ورطه فراموشى
هند كشورى غنى از لحاظ سنت، رنگ و زبان است و اكنون به لطف توليدات و صادرات روبه فزونى صنايع دستى، آثار هنرى دست ساز اين كشور در سراسر جهان به چشم مى خورند. بهره گيرى از چوب، سنگ، فلزات مختلف، شيشه، گل و حتى سراميك سبب شده است كه صنايع دستى اين سرزمين در سطح جهان بى همتا باشد.
گلدان، شمعدان، قلمدان و ظرف هاى دست ساز از جمله وسايلى هستند كه در صنايع دستى هند ديده مى شوند. درآمد صادرات صنايع دستى در كنار فرش دستباف در طول سال هاى ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ ميلادى مبلغ ۱۲۷۷ ميليون دلار امريكا بود و در طول اين سال ها، سهم كل صادرات صنايع دستى هند در سطح جهان ۶.8 درصد رشد داشته است.
امروزه صنايع دستى هند با توليد و صادرات انبوه، طرفداران بسيارى پيدا كرده و جايگاه مناسبى را در بازارهاى بين المللى در سطح جهان به خود اختصاص داده است. صنايع دستى چوبى هند به شكل تراشيده شده و رنگ شده در شكل هاى متنوع وجود دارند و در ساخت آن ها از چوب هاى مختلف جنگل استفاده مى شود. در صنايع دستى سنگى اين كشور نيز از سنگ صابون، گرانيت، سنگ هاى شنى و سنگ هاى قيمتى استفاده مى شود.
همچنين صنايع دستى فلزى نيز با بهره گيرى از طلا، نقره، پلاتين، فلزات سفيدرنگ و آهن ساخته مى شوند. شيشه ها نيز در رنگ هاى متنوع در كنار تركيبى از خطوط مختلف به كار مى روند. مجسمه هاى دست ساز با استفاده از فلزات، سنگ ها و چوب توليد مى شوند. جواهرات هندى نيز از صنايع دستى پرطرفدار اين منطقه هستند كه در ساخت آن ها فلزات و سنگ هاى گران بها به كار مى روند.
گرچه اكنون صنايع دستى فانتزى و مدرن نيز در كنار صنايع دستى سنتى اين كشور جايگاه خود را پيدا كرده است، اما زمينه اصلى هنر دستى هند به صورت فولكلوريك و سنتى است كه آموزه هاى آن از گذشتگان به صورت نسل به نسل منتقل شده اند اما در كل، صنايع دستى اين شبه قاره به سه بخش پادشاهى، مذهبى و هنر فولكلوريك دسته بندى مى شود. هند باستان درباره آثار فلزى خود وجهه بين المللى دارد و پيشينه تكنولوژى صنايع دستى فلزى آن به ۲۵۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح (ع) بازمى گردد. صنايع دستى هند اكنون در عمق جامعه و زندگى مردم اين كشور وجود دارد و بيشتر وسايل آشپزخانه در خانه ها توسط هنرمندان صنايع دستى ساخته شده اند. اين درحالى است كه صنايع دستى ايران با وجود پيشينه فراوان در تاريخ جهان و استفاده از اين آثار به عنوان وسايل زندگى، اكنون يا به ورطه فراموشى رفته يا به كالا هاى لوكس و زينتى تبديل شده اند. در سال هاى اخير، مراكز آموزشى بسيارى در شهرستان هاى مختلف ايران راه اندازى شده اند كه درحال آموزش رشته هاى بومى و درحال منسوخ شدن هستند ولى اكنون در بسيارى از رشته هاى صنايع دستى، بخصوص صنايع بومى منسوخ شده، علاقه مندانى براى يادگيرى و ادامه راه گذشتگان وجود ندارند. با وجود اين كه بسيارى از آثار صنايع دستى ايران جزو نادرترين آثار جهان محسوب مى شوند، اما به دليل معرفى نشدن آن ها، در بازارهاى جهانى مغفول مانده اند.
از ميان بيش از ۲۰۰ اثر شناسايى شده ايرانى فقط چند اثر محدود از صنايع دستى ايران مانند قلم كارى روى چوب و مس، بافته هاى دارى و ميناكارى در بازار جهانى شناخته شده اند. تبليغات براى معرفى صنايع دستى ايران به گفته صادركنندگان اين آثار تاكنون بسيار كم رنگ و محدود بوده است، به گونه اى كه حتى شايد بتوان بيان كرد، بازار جهانى از ميان انبوه صنايع دستى ايران فقط فرش ايرانى را مى شناسد كه اين اثر براساس تقسيم بندى هاى صورت گرفته در داخل كشور چند سال است كه جزو صنايع دستى محسوب نمى شود و البته بيشترين حجم صادرات و درآمد ارزى را براى كشور دارد.
دو كلمه جديد در خط ايلامى كشف شد
بازخوانى يكى از گل نوشته هاى خزانه تخت جمشيد منجر به كشف دو كلمه جديد مربوط در خط و زبان ايلامى شد.
عبدالمجيد ارفعى پژوهشگر زبان هاى باستانى ايران، با بيان اين مطلب به ميراث آريا گفت: از دو ماه پيش مطالعه و بازخوانى روى يك قطعه گل نوشته هاى هخامنشى را شروع كردم و در اين بازخوانى دو كلمه جديد مربوط به خط ايلامى كشف كردم.
وى ادامه داد: اين دو كلمه شامل كلمه نقره كه در زبان ايلامى لن گفته مى شده و ديگرى عدد هشت است كه در زبان ايلامى خوانده مى شده است.
ارفعى با بيان اينكه پيش از اين اين گل نوشته توسط مرحوم كامرون خوانده شده بود، خاطرنشان كرد: مرحوم كامرون تعدادى از گل نوشته هاى خزانه تخت جمشيد را خوانده بود و نتايج مطالعات خود را در كتابى با عنوان  خزانه هاى تخت جمشيد  چاپ و منتشر كرده بود.
اين زبان شناس ادامه داد: متاسفانه مرحوم كامرون اين قطعه گل نوشته خزانه تخت جمشيد را به صورت كامل نخوانده بود. به همين دليل شخصا شروع به بازخوانى آن كرده كه اين بازخوانى منجر به كشف اين دو كلمه جديد در خط و زبان ايلامى شد.
به گفته ارفعى هم اكنون نتايج اين بازخوانى براى چاپ در مجله دانشگاه شيكاگو به آمريكا ارسال شده است.
بنابر اين گزارش، ارفعى هم اكنون از جمله افرادى است كه در زمينه خوانش كتيبه هاى باستانى فعاليت مى كند و چندين كتاب نوشته شده توسط وى آماده انتشار است. عبدالمجيد ارفعى از جمله كتيبه خوانان ايرانى است كه به زبان اوستايى و پهلوى تسلط كامل دارد و متخصص زبان ايلامى است. از جمله فعاليت هاى ارفعى مى توان راه اندازى تالار كتيبه هاى موزه ملى، تحقيق و خوانش كتيبه هاى تخت جمشيد، چاپ كتاب فرمان كوروش بزرگ (منشور كوروش)، تشكيل تالار كتيبه ها در سال ۱۳۷۷ تا ،۱۳۸۲ همكارى با بنياد پژوهشى پارسه و پاسارگاد، ترجمه متن هاى حقوقى بين النهرين از روى كتيبه ها و همكارى با پايگاه پژوهشى شوش را ياد كرد.
مرمت دارالفنون برعهده سازمان ميراث فرهنگى كشور
به حتم دارالفنون با عمرى بيش از ۱۶۰ سال بارها طعم سرماى سخت زمستان را بر بندبند آجر ها در تك تك اتاق هايش چشيده و سپيدى برف را بر قامت درختان تنومندش نظاره گر بوده است. هنوز هم بعد از ۱۶۰ سال، حياط خلوت بزرگ اش سپيدى برف را در ميان هياهوى باقى مانده از محمود روح الامينى ها، حسين گل گلاب ها، يحيى صادق وزيرى ها و شهريارها با تمام وجود احساس مى كند و كلاس هاى نيمه مخروبه اش صداى درس استادانى چون على اكبر سياسى، رضا فهيمى، ميرزاآقا تبريزى و ميرزا حكيم خان اصفهانى را بر آجرها و خشت هاى خود با جان دل زمزمه مى كند ولى چه فايده كه اين صداها روزبه روز در ميان صداى بى صدايى آسيب ها، ضربه ها و به حال خود واگذاشتن هاى دارالفنون ضعيف ترى مى شوند.
پس از بازديد قائم مقام سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى - حميد بقايى - و برخى كارشناسان از اين مهد علم، قرار است كه تصميم ها درباره اين مركز در حد مديريت كل سازمان گرفته شوند و درحال حاضر نيز مرمت اضطرارى محدودى در اين مدرسه صورت گيرد. يك كارشناس مرمت آثار و بناى تاريخى در اين باره به ايسنا گفت: در اين مرمت اضطرارى فقط آب هاى سطحى كه از بارش باران و برف زير ناودان جمع مى شود، با پايين آوردن ناودان، به يك راه آب سرازير مى شود.
همايون امينى ادامه داد: مرمت كامل دارالفنون برعهده سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى مركزى است. قائم مقام سازمان در بازديد خود از اين مدرسه، پروژه مرمت دارالفنون را يك پروژه مهم دانست كه بايد ازسوى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى انجام شود.
وى كاربرى دارالفنون را مربوط به وزارت آموزش و پرورش دانست و اظهار داشت: آموزش و پرورش و اين سازمان هريك نظرهايى در اين باره دارند كه قرار است، تصميم گيرى در اين زمينه بين مديريت سازمان ها حل شود.
او افزود: دارالفنون بودجه اى سالانه و بسيار كم در سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان تهران دارد كه معمولا براى حفاظت از اين مدرسه، از آن استفاده مى شود. اكنون دارالفنون بيمار اورژانسى است كه هرچند مرمتى اضطرارى و سرپايى را به خود مى بيند، ولى به عمل جراحى و درمان اساسى نياز دارد تا پس از ۱۶۰ سال عمر و تغيير كاربرى ها و فراز و نشيب هايى كه ديده است، بهبودى كامل خود را بازيابد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |