شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶
۲۴ محرم ۱۴۲۹ - ۲ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۱۷
ديپلماسى
Tel: 88807156
info@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
ديپلماسى
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
سلامت
آرشيو
تماس با ما
صلح بهانه اى براى جنگ طلبى
روزنامه «بوئميا» چاپ كوبا در مطلبى نوشت: صلح بهانه اى براى ادامه جنگ طلبى هاى دولت جورج بوش، رييس جمهور امريكاست.
اين روزنامه ادامه داد: بازتاب طولانى سفر اخير رييس جمهور امريكا به خاورميانه اجازه مى دهد كه سوالات بيشترى در اين خصوص مطرح شود، در حاليكه سفر بوش سرشار از سخنرانى هاى جنگ طلبانه واقعى عليه ايران بود، چطور مى تواند افكار عمومى و به ويژه روشنفكران را متقاعد كند كه هدف وى حل مناقشه اسرائيل با فلسطين است چطور يك فرد جنگ طلب مى تواند خود را متقاعد كند كه انسانى صلح طلب است؟
بوش تا سال ۲۰۰۸ يعنى يك سال پيش از پايان يافتن دومين دوره رياست جمهورى اش صبر كرده و اخيرا متوجه ضرورت شديد ايجاد يك كشور فلسطينى شده است در حاليكه وى از زمان انتخابش در دور اول اين وعده را داده بود. شايد بوش و مشاورانش تازه متوجه شده اند كه طى اين مدت اوضاع تا چه اندازه وخيم شده است. اكثريت مردم فلسطين بخشى از زندگى خود را در يك زندان اسرائيلى گذرانده اند. از سال ۱۹۶۷ بيش از ۶۵۰ هزار فلسطينى مرد و زن بازداشت را تجربه كرده اند و صدها تن نيز در پى خشونت اسراييلى ها جان باخته اند.
اين گزارش حاكى است: در حاليكه اسراييلى ها غرق در خشونت عليه فلسطينى ها بودند، كاخ سفيد مشغول طرح هاى موهوم خود در افغانستان، پاكستان، عراق، ايران و غيره بود.
واشنگتن به اسرائيل اجازه مى دهد كه هر كارى مى خواهد در فلسطين انجام دهد. جورج بوش به مقامات تل آويو اجازه داد تا كاملا از تنش هاى ايجاد شده به علت ۱۱ سپتامبر براى تشديد موضع خود بهره بردارى كند و بدون آتش بس براى از بين بردن ساختارهاى ايجاد شده توسط فلسطينى ها مبارزه كند.
برگزارى كنفرانس آناپوليس غيرضرورى بود زيرا در حاليكه كنفرانس مادريد مساله صلح خاورميانه را بررسى مى كرد و گشودن راهى ديگر بى معنا بود، هدف بوش جلب اعراب براى انجام كارى بزرگتر بود. امريكا قصد داشت با ايجاد تشويش در اعراب از آن عليه ايران استفاده كند. زيرا علاوه بر گزارش اطلاعاتى امريكا درباره برنامه هسته اى ايران مبنى بر اينكه اين كشور در مسير ساخت سلاح هاى هسته اى قرار ندارد، دولت امريكا و كابينه اسرائيل تلاش مى كنند كه حمله اى احتمالى را از طريق تحريم هاى اقتصادى كه اشتباهى بزرگ است، عليه ايران صورت دهند.
با اين حال وزارت خارجه امريكا اراده قويترى براى مذاكره با تهران براى بدست آوردن همكارى در خصوص عراق نشان داده است.
همچنين بايستى نزديكى ديپلماتيك متحدان عرب امريكا با ايران را در نظر داشت بر همين اساس محمود احمدى نژاد، رييس جمهور ايران به نشست شوراى همكارى خليج فارس دعوت شد.
شوراى روابط خارجى آمريكا نيز در گزارشى آورد كه كشورهاى حاشيه خليج فارس آنطور كه دولت بوش تمايل دارد با ايران مقابله نمى كنند بلكه در عوض به نظر مى رسد با تهران در حال ايجاد صميميت هستند.
در طول سفر جورج بوش، رييس جمهور آمريكا به خاورميانه سران كشورهاى عربى با هدايا از وى استقبال كردند و در عين حال به بررسى اين مساله پرداختند كه آيا دولت اين اردك لنگ قادر به محدود كردن ايران مى باشد يا خير و پاسخ به طور آشكار خير بود، زيرا اين رييس جمهور حتى پيش از آنكه منطقه را ترك كند منتقدين انتقاد شديد از وى را آغاز كرده بودند.
بوش كوشيد اعراب به ويژه عربستان و امارات را به منزوى كردن ايران متقاعد كند اما اماراتى ها روابط بانكى و اقتصادى عمده اى با تهران دارند و عربستان گام هاى مهمى را در ماه هاى اخير براى نزديك شدن به محمود احمدى نژاد، رييس جمهور ايران برداشته است. در اوايل دسامبر احمدى نژاد با تصويب ضمنى سعودى ها در برابر شوراى همكارى خليج فارس سخنرانى كرد.
اواخر همان ماه ملك عبدالله، پادشاه عربستان رييس جمهور ايران را براى برگزارى مراسم سالانه حج به شهر مقدس مكه دعوت كرد. در منطقه اى كه تحت حاكميت پادشاهان و زورگويان قرار دارد، احمدى نژاد به سختى تلاش كرد تا چهره مردمى از خود نشان دهد و جالب اينكه در ميان اعراب بسيار محبوب شده است.
اين در حالى است كه دولت بوش به نوبه خود در حال از دست دادن محبوبيتش است تا آنجا كه متحدينش مى كوشند به طور علنى از وى فاصله بگيرند و بنا به واكنش رسانه هاى آمريكايى و عربى به نظر مى رسد اين استراتژى براى سعودى ها كارايى دارد و سعودى ها سعى مى كنند با امريكايى ها و ايرانى ها روابط خوبى داشته باشند.
زنگ خطر براى سازمان كنفرانس اسلامى
اقدامات رژيم صهيونيستى عليه ملت فلسطين در نوار غزه كه از هشت ماه پيش شكل تازه اى به خود گرفته است، در روزهاى گذشته به اوج خود رسيد تا جايى كه فلسطينيان ساكن اين ناحيه مجبور شدند، روزهاى سرد زمستانى را بدون برق و منابع گرمايى پشت سر بگذارند. با قطع برق، بيمارستان ها ديگر قادر به خدمات رسانى نبودند و جان بسيارى از مجروحان، بيماران قلبى و دياليزى در معرض خطر قرار گرفت. ديگر ملت ها براى ابراز همدردى با فلسطينى ها در يكى از شب هاى قطع برق در غزه به مدت بيست دقيقه روشنايى را از خانه هايشان گرفتند و تمامى چراغ ها را خاموش كردند. اما مجامع بين المللى و آنهايى كه انتظار مى رفت در حمايت از ملت فلسطين فريادشان بلند شود، از جمله سازمان كنفرانس اسلامى در رسيدگى به اين اوضاع خاموشى اختيار كردند و با وجود درخواست هايى از جمله از جانب ايران، آنگونه كه شايسته و ضرورى بود به دفاع از حقوق اين ملت رانده شده برنخواستند.
در واقع بايد گفت كه با محاصره غزه ۵/۱ميليون فلسطينى به محاصره در آمده اند افرادى كه نمى توانند براى امرار معاش وارد اراضى اشغال شده شوند، درآمدى ندارند و خانه هاى شان هر روز با بولدوزرها تخريب مى شود. اين محاصره و تحريم ها تاكنون جان چند صد نفر را گرفته است. اما همه اينها باعث نشد تا شوراى امنيت سازمان ملل حتى براى يك بار هم كه شده جنايات رژيم صهيونيستى را كه با ادعاى »دفاع از خود» عليه ملت غير نظامى فلسطينى انجام مى دهد، محكوم كند و توقف اين اقدامات را خواستار شود.
اين مجازات ملتى است كه دى ماه سال ۱۳۸۴ در انتخاباتى دموكراتيك و آزادانه حماس را برگزيد. اين پاسخ امريكاى مدعى برقرارى دموكراسى و اروپاى مدعى هميشگى حقوق بشربه انتخاب آنها است. مردم غزه از آن زمان مجبور شدند تحريم و تشديد روزافزون تحريم را به جان بخرند.
راى به حماس، فرياد اعتراضى از جانب فلسطينى ها بود كه امريكا و اروپا نخواستند آن را بشنوند و به هر طريقى كوشيدند تا مانع از تشكيل دولت حماس شوند. در حالى كه در ماه هاى اخير سازمان هاى امدادرسان وابسته به سازمان ملل در مناطق فلسطينى اعلام كرده اند، فلسطينى ها محتاج كمك هاى مستقيم غذايى هستند و آنچه در غزه مى گذرد جنايت جنگى است، اما نشست شوراى امنيت اين سازمان كه وظيفه حفظ و برقرارى صلح را به عهده دارد، بى آنكه قطعنامه اى در خصوص لغو تحريم غزه به تصويب برساند به كار خود پايان داد و بار ديگر مخالفت هاى آمريكا با محكوم كردن جنايات اين رژيم، شورا را به بازيچه اى در دست واشنگتن تبديل كرد.
اين حمايت ها وقاحت و گستاخى صهيونيست ها را به جايى رسانده است كه سخنگوى كابينه اين رژيم گفت: سازمان ملل بايد حماس را محكوم كند و چون اين كار را نمى كند ما هم گوشمان به روى درخواست هاى سازمان ملل بسته است.
اينگونه است كه جنايت جنگى و نقض آشكار حقوق بين الملل به راحتى ناديده گرفته مى شود و رژيم صهيونيستى با حمايت قدرت هاى جهانى ابتدايى ترين اصول حقوق بشر را زير پا مى گذارد و با نقض معاهدات و كنوانسيون هاى بين المللى هر آنچه را بخواهد، انجام مى دهد بى آنكه مسووليت بين المللى در انتظارش باشد. بد نيست اشاره كنيم كه خشونت عليه مردم غزه پس از سفر جورج بوش، رييس جمهور امريكا به اراضى اشغالى و سفرش به كشورهاى عربى حوزه خليج فارس افزايش چشم گيرى پيدا كرد و حتى برخى مقامات صهيونيست گفتند كه چراغ سبز بوش را براى اقداماتشان دريافت كرده اند.
غلامعلى حداد عادل، رييس مجلس شوراى اسلامى كشورمان حوادث فلسطين و نوار غزه را براى فلسطين سخت اما براى آينده جهان مثبت خواند و گفت: اين حوادث بطلان ادعاهاى امريكا در طرفدارى از آزادى را اثبات مى كند.
بايد اين سوال را مطرح كرد كه كاخ سفيد چطور ادعاى حمايت از آزادى و دموكراسى را سر مى دهد در حالى كه نقض تضمين حق ملت ها در تعيين سرنوشتشان، چيزى كه امريكا و اروپا در قبال حماس و انتخابش از سوى ملت فلسطين در پيش گرفتند، خود جنايت بين المللى محسوب مى شود؟
اگرچه شوراى امنيت در تصويب قطعنامه اى در محكوميت اسراييل ناكام بود اما شوراى حقوق بشر سازمان ملل قطعنامه اى را با اين محتوا در حالى تصويب كرد كه امريكا و رژيم صهيونيستى جلسه دو روزه شورا را تحريم كرده بودند غربى ها از جمله فرانسه، انگليس و آلمان غايب بودند و كاناداى مدعى حمايت از حقوق بشر به آن راى مخالف داد.
اين سومين بار بود كه اين نهاد بين المللى كه از ژوئن ۲۰۰۶ كار خود را آغاز كرده در جلسه اى اضطرارى رژيم صهيونيستى را به دليل اقداماتش عليه فلسطينيان محكوم مى كند اما قطعنامه هاى اين شورا بر خلاف شوراى امنيت فاقد هر گونه قدرت الزام آور بوده و فقط جنبه توصيه اى دارد. اگرچه نمى توان تاثير تصويب پى در پى قطعنامه هاى اين چنينى را از نظر دور داشت. اگرچه اتحاديه اروپايى تلاش كرد تا خود را به مسايل غزه بى توجه نشان ندهد اما فقط به صدور بيانيه اى اكتفا كرد كه در آن«حملات غير قابل قبول و مداوم به خاك اسرائيل را محكوم نمود و حق اسرائيل براى دفاع از خود را به رسميت» شناخت. اين در حالى بود كه بنيتا فررو والدنر، كميسيونر روابط خارجى اروپا در خصوص اوضاع غزه گفت: اين يك مجازات دسته جمعى است.
با وجودى كه از اروپا و امريكا بيش از اين انتظار نمى رفت اما از كشورهاى مسلمان و در واقع سازمان كنفرانس اسلامى انتظارات بسيارى مى رفت.
با توجه به اينكه اين سازمان در پى شكست اعراب از اسراييل در طول جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷ تشكيل شد و پشتيبانى از مبارزات مردم فلسطين در كسب حقوق و آزاد ساختن سرزمين شان و انجام اقدامات لازم به منظور حمايت از صلح بين المللى و امنيت متكى بر عدالت از اهداف اين سازمان است كه در اساسنامه اش به آن اشاره شده، اين انتظار وجود داشت كه حتى پيش از برگزارى نشست هر چند بيفايده شوراى امنيت، اين سازمان خود با تشكيل جلسه اى فوق العاده براى بررسى اوضاع دست به كار شود. اما دبير كل سازمان در روزهاى سخت غزه فقط به صدور بيانيه اى در محكوميت تجاوزات و خشونت هاى رژيم صهيونيستى بسنده كرد.
ايران از نخستين كشورهايى بود كه برگزارى هرچه سريع تر اجلاس فوق العاده وزراى امور خارجه اين سازمان را در نامه اى به دبيركل آن خواستار شد اما تعلل بسيارى از جانب مقامات سازمان و كشورهاى عضو صورت گرفت تا اين سازمان كه شايد بتواند تنها حامى فلسطين باشد را به يكى از آخرين هايى كه در اين زمينه اقدامى انجام دادند، تبديل كند. در حالى كه تحرك بيشترسازمان كنفرانس اسلامى و ديگر سازمان هاى بين المللى مى تواند فضا را براى صهيونيست ها كاهش دهد و آن ها را وادار كند به در خواست هاى بين المللى پاسخ دهند.
با وجود چنين تاخير و تعلل هايى چه طور مى توان اميد داشت كه روزى كشورهاى مسلمان قادر باشند در شوراى امنيت و براى دفاع از حقوق ملل مسلمان يك كرسى دايم را به خود اختصاص دهند؟
از سوى ديگر سكوت كشورهاى عربى در خصوص جنايات صهيونيست ها نيز جاى تامل دارد. مقامات برخى از اين كشورها به تازگى ميزبان بوش در سفرش به منطقه بوده اند. روزنامه دارالخليج در تحليلى درباره جنايت هاى رژيم صهيونيستى نوشت: گويى اعراب امروز درك نكرده اند كه اجرا نكردن قوانين بين المللى كه كشتار دسته جمعى را تحريم مى كند و نقض حقوق ملت فلسطين تنها در جهت منافع اسرائيل و شناخته شدن آن به عنوان يك موجوديت معصوم، امن و به دور از هر گونه انتقاد و محاكمه است؟
اين مساله همان چراغ سبز به رژيم صهيونيستى براى تعدى عليه اعراب و كشورهاى اسلامى در آينده است. در واقع اين وقايع به روشنى نشان مى دهد كه تروريست خواندن ملت ها، تعبير ديگرى از مجوز نسل كشى است. امريكايى ها در امريكا مى گفتند اگر سرخ پوست نباشد، مساله اى هم به نام سرخ پوستان نخواهيم داشت. اسرائيلى ها هم مى گويند اگر فلسطينى نباشد، مساله فلسطين هم نخواهد بود. صرب ها در زمان حمله به مسلمانان در جريان جدايى از يوگسلاوى نيز همين شيوه را در پاكسازى قومى در بالكان به كار گرفتند.
اگرچه صهيونيست ها براى سركوبى مقاومت فلسطينى ها نهايت توانشان را به كار گرفته اند اما به گفته برخى افسران اين رژيم تحريم غزه نتايج معكوس براى آنها در پى داشته است چراكه دست كم باعث جلب توجه جهانى به اين مساله شده و ترحم بين المللى را بر انگيخته است.
در هر حال كشورهاى مسلمان بايد بكوشند با تحقق بخشيدن به انسجام اسلامى واقعى مانع از تعدى عليه حقوق مسلمانان شوند. اتحاد ميان ملل مسلمان در دنياى امروز كه اسلام هراسى در آن به يك پديده روبه رشد تبديل شده، امرى ضرورى است و در مواردى نظير غزه است كه چنين اتحادى نمود پيدا مى كند. شايسته نيست سازمان كنفرانس اسلامى كه نشانه اى از تلاش براى ايجاد و حفظ اتحاد ميان كشورهاى اسلامى است، در چنين مواردى دچار تعلل شود. چنين تعللى زنگ خطر را براى سازمان كنفرانس اسلامى به صدا در آورد اما آيا صداى آن شنيده شد؟
سناريوى غرب پس از تكميل ارسال سوخت بوشهر
پس از آن كه هشتمين و آخرين محموله سوخت نيروگاه بوشهر نيز تحت نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى و با رعايت كليه موارد ايمنى با موفقيت به كشورمان منتقل شد، ملت ايران خبرى را كه سال ها در انتظارش بود ، شنيد :نيروگاه هسته اى بوشهر مهرماه سال آينده راه اندازى مى شود.
۸۲ تن سوخت اوليه نيروگاه با غناى ۶/۱ تا ۶/۳ درصد همانطور كه مقرر شده بود طى هشت محموله به همراه تاسيسات جانبى آن از روسيه به ايران ارسال شد. نيروگاه بوشهر سال ها بود كه در انتظار چنين روزى به سر مى برد و براى ديدن آن روزشمارى مى كرد. محمد البرادعى، مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى اولين بار خبر نزديك بودن ارسال سوخت را در گزارش ماه نوامبر ۲۰۰۷ به شوراى حكام درباره برنامه هسته اى ايران اعلام كرد. اين يكى از نكاتى در گزارش البرادعى بود كه لبخند به لب بسيارى از ايرانى ها نشاند و در آن عنوان شد كه در روز ۲۶ نوامبر برابر با پنجم آذر، سوخت تدارك ديده شده براى نيروگاه اتمى بوشهر راستى آزمايى و مهر و موم مى شود.
رضا آقازاده، رييس سازمان انرژى اتمى ايران پس از انتشار اين گزارش به ملت ايران نويد داد كه سوخت در آينده اى بسيار نزديك به مقصدش در بوشهر ارسال مى شود. رسانه هاى غربى با انتشار اخبار مربوطه مى كوشند با اشاره به تداوم تلاش تهران براى توليد سوخت هسته اى، اصرار جمهورى اسلامى بر حقش در رابطه با بهره مندى از اين انرژى را توجيه ناپذير جلوه دهند. و با تكيه به اينكه روسيه پس از ارسال اولين محموله سوخت به ايران تعليق غنى سازى اورانيوم را خواستار شده بود، در صدد پيشبرد هدفشان مبنى بر غيرضرورى دانستن تلاش هاى ايران در اين راستا برآمده اند.
دولت امريكا نيز پس از اعلام خبر ارسال اولين محموله سوخت روسيه به ايران اعلام كرد كه تحويل سوخت هسته اى به ايران دليل ديگرى براى تعليق فعاليت هاى حساس هسته اى ايران است. ديويد ميليبند، وزير امورخارجه انگليس نيز ضمن اشاره به تضمين شدن تامين سوخت براى نيروگاه هسته اى بوشهر از سوى روسيه مدعى شد سه كشور اروپايى به اضافه سه كشور امريكا و چين نيز عرضه سوخت هسته اى در آينده را تضمين كرده اند و تهران ديگر نيازى به ادامه غنى سازى اورانيوم ندارد و براى جلب اعتماد بين المللى مى بايست برنامه غنى سازى اورانيوم را تعليق كند. اين در حالى است كه ارسال سوخت به ايران آن هم از جانب يكى از اعضاى دايمى شوراى امنيت نشانه اى است از اعتماد اين كشور به برنامه هسته اى تهران و به معناى آن است كه نگاه روسيه به آن مبتنى بر گزارشات آژانس بين المللى انرژى اتمى است كه بارها تاكيد كرده هيچ يك از مواد و فعاليت هاى هسته اى گذشته ايران به سوى برنامه هاى نظامى منحرف نشده است.
همچنين روزنامه لس آنجلس تايمز در مطلبى با اشاره به ارسال تمامى سوخت در نظر گرفته شده به مقصد بوشهر بحث خطرات ناشى از وقوع زلزله در اين منطقه و انتشار امواج راديو اكتيو در منطقه را مطرح كرد بى توجه به آنكه آژانس درباره اين مساله و ايمن بودن و استاندارد هاى بوشهر اطمينان كامل داده و احتمال چنين خطراتى را رد كرده است. نيروگاه بوشهر در يكى از بهترين و ايمن ترين مناطق از نظر زلزله خيزى برپا شده است و حتى قرار است فاز دوم نيروگاه نيز در همان محل راه اندازى شود. با اين حال ايران علاوه بر اينكه در چارچوب قواعد و قوانين معاهده منع گسترش سلاح هاى هسته اى از حق در اختيارگيرى چرخه سوخت براى اهداف صلح آميز برخوردار است اما همواره عدم اعتماد به غرب را يكى ديگر از دلايل خود براى تسلط بر اين فن آورى اعلام كرده است. تهران سابقه ذهنى خوبى از غرب در برآوردن تعهداتش در اين زمينه ندارد. و با وجود داشتن سهام در شركت هاى اروپايى غنى سازى اورانيوم نظير اوروديف تا كنون حتى يك گرم سوخت را از اين طرف ها دريافت نكرده است. بنابر اين حق را دارد كه خود به دنبال توليد سوخت هسته اى باشد به ويژه اينكه با توجه به معاهده منع گسترش سلاح هاى هسته اى (ان. پى. تى) چنين كارى نه تنها خلاف محسوب نمى شود بلكه يكى از حقوق اعضاى اين معاهده به شمار مى رود. اگرچه قدرت هايى نظير امريكا هرگز به الزاماتى كه خودشان بر اساس ان. پى. تى در خصوص التزام به خلع سلاح دارند، عمل نكرده اند و در عين حال مى كوشند با حفظ ذخاير تسليحات كشتار جمعى شان كشورهايى نظير ايران را از استفاده صلح آميز از اين انرژى محروم سازند.
در عين حال اين روزها پنج عضو دايم شوراى امنيت و آلمان مى كوشند سومين قطعنامه تحريم را عليه كشورمان در شوراى امنيت سازمان ملل به تصويب برسانند و اين كار را با وجود هشدارهاى ايران مبنى بر خوددارى از انجام چنين كارى دنبال مى كنند. آنها مى كوشند تا اينطور القا كنند كه ادامه غنى سازى اورانيوم در ايران پس از ارسال سوخت هسته اى نشان دهنده بى توجهى تهران به خواسته هاى بين المللى است و به اين ترتيب صدور قطعنامه جديد عليه ايران را امرى مشروع جلوه دهند.
اگرچه گزارش جامعه اطلاعاتى آمريكا كه سال گذشته ميلادى منتشر شد و به صراحت مى گويد ايران از سال ۲۰۰۳ تاكنون به دنبال سلاح هسته اى نبوده است تا حدودى ترديدهايى را در اعمال فشار عليه ايران به بار آورد و باعث شد تلاش هاى امريكا براى رسيدن به قطعنامه اى سرسختانه و تحريم هاى جديد اقتصادى عليه ايران با ناكامى روبرو شود. امروز روشن است كه اگر قطعنامه اى به تصويب شوراى امنيت برسد، قطعنامه اى بى دندان خواهد بود كه قادر به اعمال فشار جدى بر ايران نخواهد بود. اگرچه كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه امريكا مدعى شده است قطعنامه در دست تدوين در شوراى امنيت راه را براى اقدامات بيشتر عليه ايران خواهد گشود.
در هر صورت همان طور كه پيشتر بارها در مورد نيروگاه بوشهر اعلام شده بود كه سوخت نيروگاه شش ماه قبل از راه اندازى به مقصد آن در جنوب ايران ارسال مى شود، اكنون با تكميل ارسال سوخت و اعلام قطعى زمان راه اندازى از سوى سازمان انرژى اتمى كشورمان انتظار مى رود اين نيروگاه طبق برنامه در تابستان سال آينده برق هسته اى را به جريان برق كشورمان وارد كند.
با اين حال در حقيقت بايد گفت كه نيروگاه بوشهر همين لحظه هم هشت سال از برنامه راه اندازى عقب افتاده است. اين نيروگاه طبق قرارداد بايد در سال ۱۹۹۹ راه اندازى مى شد اما متاسفانه كار ساخت آن با بهانه هاى مختلف و فشارهاى سياسى با تاخيرهاى پى در پى روبه رو شد.
گامى ديگر در احياى روابط ديپلماتيك تهران- قاهره
جمهورى اسلامى ايران و مصر هفته گذشته در راستاى عادى سازى روابط دو كشور گام بلندى برداشتند. غلامعلى حداد عادل ، رييس مجلس شوراى اسلامى كشورمان سه شنبه گذشته در قاهره با حسنى مبارك ، رييس جمهور مصر ديدار و تاكيد كرد، حضورش در قاهره دليلى بر بهبود روابط دو كشور است .در حالى كه تهران و قاهره براى عادى سازى روابط دو طرف در تلاش هستند، روزنامه عكاظ، چاپ عربستان درمقاله اى با عنوان « نزديكى روابط مصر و ايران »نوشت: جهان عرب نيازمند برقرارى پل هاى ارتباطى با ايران و نيز ايجاد اطمينان فراوان در سطح ملى و رسمى با آن كشور است. عكاظ با ذكر اينكه قوميت عرب و فارس بنابر موقعيت جغرافيايى و پيوندهاى تاريخى مشتركات فراوانى دارند و نيز با ابراز تعجب از قطع طولانى مدت روابط مصر و ايران به عنوان دو كشور مهم منطقه خاورميانه افزود: صحنه بين المللى اخيرا شاهد گفت و گو و فعاليت پيگير در مورد امكان از سرگيرى روابط بين مصر و ايران بوده است. اخيرا نيز فعاليتهاى غيرعلنى زيادى در مورد ازسرگيرى روابط ايران و مصر در جريان است كه بى ترديد در هماهنگى بيشتر دو طرف در خصوص مسائل منطقه اى چه در مورد امنيت خليج فارس و پرونده هسته اى ايران و يا مسير صلح در خاورميانه موثر خواهد بود. منوچهر متكى، وزير خارجه كشورمان هفته گذشته در كنفرانسى خبرى در تهران اعلام كرد كه ايران در آستانه ازسرگيرى روابط كامل ديپلماتيك با مصر است اما اشاره نكرد كه اين روابط چه زمانى برقرار خواهد شد. وزير امور خارجه كشورمان اظهار كرد: ما در مرز برقرارى روابط رسمى سياسى با مصر هستيم و منتظريم دوستان مصرى آمادگى نهايى خود را براى ازسرگيرى روابط اعلام كنندوزارت خارجه مصر با صدور بيانيه اى اعلام كرده بود كه على اصغر محمدى، معاون وزير خارجه ايران در امور خاورميانه و شمال افريقا درسفرى به قاهره در مورد مساله فلسطين با مقامات مصرى مذاكراتى انجام داده است. تلاش براى بهبود روابط دو كشور پس از آن آغاز شد كه محمود احمدى نژاد، رييس جمهور كشورمان در جريان سفر به يكى از كشورهاى حاشيه خليج فارس اعلام كرد اگر مصر اعلام آمادگى كند، ايران تا پايان وقت ادارى همان روز سفارتش را در قاهره برپا خواهد كرد. اين رويكرد با سفر اخير عباس عراقچى، معاون وزير امور خارجه به قاهره و گمانه زنى ها مبنى بر مذاكره وى درباره ازسرگيرى روابط، جان تازه اى گرفت. و هفته گذشته نيز هيات پارلمانى ايران راهى مصر شد.
روابط ايران و مصر به دوران هخامنشيان و دوران پادشاهى كوروش بازمى گردد. پس از ظهور اسلام اين روابط به دوره جديدى پاگذاشت. در سال ۱۹۲۱ روابط دو كشور با افتتاح سفارت، تقويت، اما در سال ۱۹۶۰ قطع شد. در سال ۱۹۷۰ دو طرف بار ديگر روابط شان را برقرار كردند، اما در سال ۱۹۷۹ پس از آنكه مصر معاهده كمپ ديويد كه قرار داد صلح با رژيم صهيونيستى بود را امضا كرد، روابط دو كشور به دستور بنيانگذار جمهورى اسلامى قطع شد و تا به امروز نيز در حد حافظ منافع بوده است. در پى تحريم نوار غزه از جانب رژيم صهيونيستى در گامى ديگر كه نشانى از گرم شدن روابط دو كشور بود، محمود احمدى نژاد و حسنى مبارك، رييس جمهور مصر با يكديگر مذاكراتى در اين خصوص انجام دادند. اكنون با توجه به شرايط فعلى منطقه و افزايش فشارهاى آمريكا به ايران و ديگر كشورهاى منطقه و نيز افزايش فشارهاى رژيم صهيونيستى بر ملت فلسطين، عادى شدن روابط ميان مصر به عنوان يكى از مهم ترين و كليدى ترين كشورهاى عربى و ايران به عنوان يكى از با نفوذترين و قدرتمندترين كشورهاى منطقه ضرورى به نظر مى رسد. بايد توجه داشت پيشرفت در روابط با مصر به تحرك بيشتر ديپلماسى ايران در سطح منطقه اى و بين المللى منجر مى شود. نزديك شدن اين دو كشور مسلمان نتايج مثبتى به بار مى آورد. همراهى ايران، مصر، عربستان و سوريه مى تواند در حل مسايل عراق، لبنان و فلسطين كارآمد باشد و به برقرارى صلح و ثبات در منطقه كمك بزرگى كند.
ديپلماسى سوخت هسته اى
با ورود محموله هاى سوخت هسته اى به نيروگاه اتمى بوشهر در چارچوب برنامه زمان بندى شده مساله هسته اى ايران نيز وارد بعد جديدى از ديپلماسى شد كه از سوى برخى از تحليلگران با عنوان ديپلماسى سوخت هسته اى از آن ياد مى شود. در اين رابطه گفت گويى با الهام امين زاده، عضو كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى داشتيم.
وى درباره اينكه ديپلماسى هسته اى با تكميل ارسال سوخت به چه مرحله اى وارد شده است، گفت: با توجه به فعاليت هاى ايران در راستاى شفاف سازى در پرونده هسته اى و پايبندى تهران به تعهداتش در همكارى با آژانس بين المللى انرژى اتمى نگاه كشورهاى ديگر به فعاليت هاى ايران با اعتماد بيشترى آميخته شده است. از سوى ديگر ايران نيز به شركاى تجارى و سياسى خود مانند روسيه نيز اعتماد بيشترى پيدا كرده است و ارسال سوخت هسته اى باعث شده تا انتقادهاى چندين ساله ما از روسيه در اين باره به نتيجه برسد. ورود سوخت به بوشهر مسير جديدى را در پرونده هسته اى ايران گشود قراردادى كه سالها قبل با مسكو بسته شده هم اكنون در حال انجام است و اين يكى از گام هاى اساسى و بزرگ در موضوع هسته اى محسوب مى شود.
نماينده مردم تهران درباره تاثير تعاملات تجارى تهران و مسكو در روابط سياسى دو كشور و حمايت مقامات روس از ايران در مناقشه هسته اى گفت: روسيه از ابتدا طرفدار مذاكره و حل اين موضوع از طريق گفت وگو بوده است و در تمام مراحل رسيدگى و حل اين مساله از ايران حمايت كرده است.
مقامات مسكو به اين نتيجه رسيده اند كه ديگر نمى توان از طريق فشار بر ايران مساله هسته اى را حل كرد و به همين دليل سعى مى كنند از باب ديگرى با تهران رابطه برقرار كنند. پس روابط اقتصادى ايران و روسيه بطور حتم مى تواند برآينده روابط سياسى دو كشور تاثير داشته باشد.
امين زاده با اشاره به ورود محموله هاى سوخت به نيروگاه بوشهر، ضريب اطمينان عدم حمله به تاسيسات هسته اى بوشهر را بالا دانست و تصريح كرد كه قطعا يكى از مهمترين موضوعات براى كشورهاى منطقه و مخصوصا همسايگان ايران بحث هاى زيست محيطى است كه نگاه ويژه اى به آن دارند. از همين رو كشورهاى منطقه با حركاتى كه ممكن است به منطقه ضرر بزند، مخالفند. بدون شك حمله به نيروگاه هسته اى بوشهر كه باعث انشعاب راديواكتيو مى شد با مخالفت جدى كشورهاى منطقه روبرو خواهد شد.
از سوى ديگر كشورهاى منطقه چه آنانى كه در چارچوب برخى ائتلاف ها قراردارند و چه آنهايى كه مستقل عمل مى كنند با به راه افتادن جنگ در منطقه كه هدف آن از بين بردن تاسيسات هسته اى باشد به طور حتم مخالفت خواهند كرد. از سوى ديگر غرب و مخصوصا آمريكا هم به دنبال ايجاد تنفر در منطقه و جهان نسبت به سياست هاى خودش نيست.
اين عضو كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس با اشاره به اينكه نيروگاه بوشهر اولين نيروگاه هسته اى در خليج فارس است، درباره تاثيرات راه اندازى آن بر روى منطقه و جايگاه ايران گفت: در حال حاضر بسيارى از كشورهاى منطقه به دنبال منبع سوخت جديدى به غير از منابع فناپذير فسيلى هستند. از سويى نيز ايران كه يكى از نزديك ترين شركاى تجارى و همسايه آنها است، هيچ گاه به دنبال آتش افروزى در منطقه نبوده و بارها اعلام كرده كه به دنبال مصارف صلح آميز انرژى هسته اى است.
پس كشورهاى منطقه به جاى تخريب فعاليت هاى ايران بيشتر به اين موضوع مى انديشند كه از اين انرژى كه جمهورى اسلامى به منطقه آورده بهره بگيرند و اين موضوع ارتقا جايگاه ايران را به دنبال دارد.
امين زاده در پايان درباره راهكارهاى ايران براى جلب حمايت منطقه اى از فعاليت هاى صلح آميز هسته اى و فعاليت هايى كه تاكنون در اين راستا انجام شده ، تصريح كرد: عليرغم سفر رييس جمهور آمريكا به منطقه كه در تلاش بود معادلات عادى منطقه را برهم زده و جو عدم اطمينان را ايجاد كند، سفرهاى رييس جمهور ايران به شوراى همكارى هاى خليج فارس و رايزنى هاى مقامات تهران با برخى كشورهاى عرب و غير عرب منطقه تاكنون تاثيرهاى بسيارى بر روابط ايران با كشورهاى منطقه داشته است. در واقع اين مانور جديد نتوانست شفاف سازى هاى گسترده ايران در منطقه را خنثى كند. از اين پس نيز تنها ادامه همين روابط در سطوح بالاتر مى تواند براى جلب حمايت هاى منطقه اى مفيد باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |