يكشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶
۲۵ محرم ۱۴۲۹ - ۳ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۱۸
كتابخانه
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
كتابخانه
سلام جوان
جامعه
زندگى
آرشيو
تماس با ما
استاد مطهرى و كلام جديد
سيرى كوتاه در سلوك علمى استاد مطهرى و جست وجو از رمز و راز موفقيت ايشان، وسعت و عمق تاثير استاد بر انديشه معاصر را قابل فهم تر مى سازد. با وجود گزارش هاى مختلف از زندگى پر فراز و نشيب استاد مطهرى هنوز محتاج گزارش و تحليل جامع مى باشيم.
آنچه در مطالعه زندگى استاد اهميت دارد جست وجو از علل و عوامل موفقيت ايشان در عرصه مطالعات دينى است. استاد مطهرى از پركارترين فيلسوفان جامعه ما بود. فعاليت هاى سياسى و اجتماعى، او را از پژوهش مستمر باز نداشت. عادت نيكوى استاد به يادداشت بردارى منسجم و نظام مند كه سابقه آن به دوره جوانى ايشان بر مى گردد، بر غناى كمى و كيفى آثار وى افزوده است. آثار استاد را به دو گروه عمده مى توان تقسيم كرد: مدون و غير مدون. آثار مدون وى شامل كتب، مقالات و نوارها مى گردد. آثار غيرمدون نيز شامل يادداشت هاى متنوع ايشان است. علاوه بر آنچه بيان شد، فعاليت هاى دانشگاهى استاد در خصوص هدايت و راهنمايى پايان نامه هاى دكترى و فوق ليسانس نيز در شمار پژوهش هاى مشاركتى وى محسوب مى شود.
نخستين ويژگى آثار استاد مطهرى مقبوليت عام آنها است. آثار ايشان به تعبير امام خمينى (ره) براى عارف و عامى سودمند و فرحزا است. علت اصلى اين موفقيت را در خود اين آثار از جهت موضوع، مسايل، روش و زبان بايد جست وجو كرد و آن چيزى جز كارايى و اثربخشى نيست. دومين ويژگى آثار ايشان، تنوع گسترده و خيره كننده است. استاد در بسيارى از زمينه ها قلم زده است: اصول، ادبيات، تفسير، تاريخ، عرفان، علم الحديث، كلام، فلسفه، فقه، احيا و تصحيح متون و آثار خطى و ….
تنوع آثار استاد دو عامل عمده دارد: عامل نخست، تعلق به حكمت صدرايى است كه استاد را متاله اى برخوردار از روى آورد چند رشته اى بارآورده است، عامل دوم توجه به نيازهاى گوناگون جامعه مى باشد كه تلاش علمى وى را به رفع نيازهاى پژوهشى معطوف مى كند. سومين ويژگى آثار استاد مطهرى، مساله محورى است. آنچه تولد يك اثر، اعلم از كتاب، مقاله يا گفتار، را سبب مى شد صرفا موضوع نبود تا استاد به نحو اطلاع رسانى به بحث پيرامون آن مبادرت ورزد بلكه مساله اى بود كه در جامعه علمى يا فرهنگ عمومى به ميان آورده است و استاد خود را ملزم و متعهد مى داند تا با آن مواجهه كرده و به حل آن بپردازد.
ويژگى چهارم آثار استاد، كارايى است. برخوردارى از زبان روان، موثر و در عين حال مستحكم و ساده منجر به كارايى آثار استاد شده است. همچنين عطف توجه به زمينه هاى فكرى و علايق فرهنگى مخاطبان و استفاده از استدلال روشن و برهان قاطع آن را صد چندان كرده است.
پنجمين ويژگى آثار استاد مطهرى اثربخش است. دو مفهوم متمايز اما مرتبط كارايى و اثربخشى مولفه هاى بهره ورى است. تعبير ساده در نشان دادن تمايز اين دو مفهوم اين است كه استاد هم خوب سخن مى گفت ( كارايى) و هم سخن خوب مى گفت ( اثربخشى) شناخت عميق از نيازهاى واقعى و عينى مخاطبان، دورى از هرگونه مواجهه منفعلانه در قبال موضوعات مد شده و عطف توجه به نيازهاى فكرى و پژوهشى نسل آينده از مهم ترين عوامل افزايش اثربخشى آثار وى است.
بنابراين، آثار استاد مطهرى از حيث مقبوليت  عام و خاص، تنوع و گستردگى، مساله محورى، كارايى و اثربخشى متمايزند
توجه به تاريخ دقيق آثار استاد مطهرى در تحليل ديدگاه وى و نقش تحولى آثارش اهميت فراوان دارد. به ويژه در تحليل انديشه هاى جديد كلامى، توجه به تاريخ دقيق گفته ها و نوشته ها اهميت زيادى در فهم آنها دارد. اما ارايه سال شمار دقيق و كامل از آثار استاد به گونه اى است كه شامل آثار مدون و غيرمدون باشد امرى صعب و محتاج زمان فراوان است. تداخل در آثار نيز بر صعوبت امر مى افزايد. مرورى بر آثار استاد مطهرى و تاثير ژرف و پردامنه انديشه وى موفقيت ايشان را در سراسر زندگى آشكارا نشان مى دهد. آنچه محتاج تامل است، تبيين دقيق و رهگشا از موفقيت ايشان است. زندگى استاد در تعلم، تعليم، پژوهش و مبارزه سپرى شد. عده اى از فعاليت هاى ايشان را در دو مرحله قابل گزارش مى دانند: زندگى او كه در حقيقت سراسر سازندگى بود به دو مرحله تقسيم مى گردد: ساختن خود و ساختن جامعه؛ زندگى وى هيچ گاه از يكى از اين دوگونه سازندگى نبود، بلكه مانند همه مردان خدا و مصلحان راستين، غالبا به هر دو نوع سازندگى اشتغال داشت. استاد مطهرى يا براى خودسازى علمى و علمى (تحصيل، مطالعه، پژوهش، مجاهده با نفس) تلاش كرد و يا براى ساختن جامعه و خدمت به خلق خدا، در هر دو ساحت نظرى و عملى (تدريس، راهنمايى و هدايت دانشجويان و طلاب، سخنرانى، مبارزات سياسى و فعاليت هاى اجتماعى) همت گماشت. اما اين سخن را بايد به صورت منع خلو صادق دانست و نه مانع جمع. هرگز چنين نبوده است كه عمر شريف استاد به دو بخش منقطع ( يك تعلم؛ دو تعليم و نه تعلم) تقسيم گردد، بلكه تشنگى او به يادگيرى كه در سن پنج سالگى شبانه او را به مكتب خانه مى كشاند و بر در مكتب خانه به انتظار صبح مى نشاند، تا واپسين لحظات زندگى مهم ترين سائقه حركت علمى استاد بوده است. وى در تحصيل علم موفق بود، در انتخاب استاد هوشيار، در استفاده از آنها زيركى و كياست نشان داد و بركارآيى و اثربخشى پژوهش و مطالعه تاكيد مى كرد. جست وجو از علت موفقيت استاد در حيات علمى و تبيين روش شناختى است، زيرا جست وجو از عوامل روش شناختى موفقيت در الگو قرار دادن ايشان رهگشا است و نيز در فهم نوآورى هاى وى به ويژه در انديشه كلامى، موثر است. بنابراين پرسش عامه رمز و راز موفقيت استاد را به مساله مشخص روش شناختى موفقيت ايشان تحويل مى دهيم.مهم ترين عوامل موفقيت استاد بهره جستن از استادان توانمند بوده است. ايشان در انتخاب استاد، سخت گير بود و پس از اطمينان كامل از روشمندى، تسلط علمى و زهد و تقوى استاد، خود را به وى مى سپرد. جايگاه اجتماعى، شهرت، داشتن استادان فراوان ملاك ايشان در انتخاب استاد نبود. استاد دغدغه خود در انتخاب استاد شايسته را در موارد متعدد بيان مى كند. دغدغه اى كه آن را از روايات اهل بيت (ع) اخذ كرده است. كتاب استاد مطهرى و كلام جديد نوشته دكتر احد فرامرز قرامكى، توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى منتشر شد.
يهود و صهيونيسم
نفيسه دميرچى
واژه يهودى مشترك لفظى ميان دو معناى پيرو دين يهود و وابسته به نژاد يهود است. توجه به اين تقسيم از آن جهت ضرورى است كه بايد حريم پيروان آيين موسوى را از آنچه دامن يك مشت نژادپرستان تنگ نظر ومدعيت يهوديت را آلوده است، مبرا سازيم. سران صهيونيسم، همواره از يهوديت به عنوان يك ابزار، براى تحقق اهداف نژادپرستانه خوش بهره برده و حتى گاه از اظهار الحاد و بى دينى نيز ابايى نداشته اند.
نظر به اين كه يهوديان در طول تاريخ به عنوان يك اقليت وابسته به جامعه اكثريت، در سراسر جهان پراكنده بوده اند و قهرا نمى توانستند از تاثيرات اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اقتصادى جامعه ميزبان، بركنار باشند. گرچه آنان با اعتقاد به برترى نژادى و ممتاز بودن از ديگر اقوام و ملل و با اتصاف به ويژگى درون گرايى و ايجاد يك جامعه بسته، مى كوشيده اند. از متزاج و اختلاط با جامعه اكثريت بپرهيزند، اما هرگز نمى توانستند از اين تاثيرات، به طور كلى بركنار باشند. چنان كه يهوديان سياه پوست فلاشا و يهوديان هلند، فرانسه، هند، مراكش، ايران، تركيه، روسيه و … از جهات بسيارى با يكديگر متفاوت اند، هر يك تاريخى جدا و زبان، آداب و رسوم فرهنگى گوناگون دارند.
روشن است كه مهاجرت يهوديانى اين چنين، به سرزمينى چون فلسطين اشغالى و ايجاد يك مشكل انسانى مونتاژ شده، نمى تواند موجبات تشكيل يك ملت واحد را به معناى صحيح كلمه فراهم آورد. اين امر از معضلات پيچيده و مشكلات اساسى رژيم صهيونيستى است كه با همه برنامه هاى آموزشى ويژه اى كه در مدارس و هم از طريق رسانه ها براى عموم، به منظور همسان سازى افراد جامعه، انجام مى گيرد، هنوز پس از گذشت قريب شش دهه، موفق به حل آن نشده است.
خاستگاه اين مشكل آن جاست كه اسراييل، يهوديان مهاجر حدود يك صد كشور جهان را در خود جاى داده است. از سفيدپوستان شمال اروپا تا سياه پوستان هند و آفريقا، همه اعضاى اين جامعه اند، اين تنوع فرهنگ، مليت، رنگ و زبان كه در صدها روستا و شهر و شهرك صهيونيست نشين ظهور و بروز دارد، در هيچ نقطه اى از جهان، با محدوده اى اين چنين و جمعيتى كمتر از چهار ميليون نفر، قابل مشاهده نيست. از اين روست كه اخبار راديو اسراييل، نه تنها به زبان عبرى و عربى كه به انگليسى، فرانسه، اسپانيولى، يديشى، آلمانى، روسى و … نيز پخش مى شود.
اين يهوديان جامعه اسراييلى، از حقوق و امتيازات واحد برخوردار نيستند. بلكه به لحاظ مبدا مهاجرت و فرهنگى كه حامل آنند، طبقه بندى مى شوند. در اين طبقه بندى، يهوديان آفريقايى و عربى در پايين ترين پلكان جاى گرفته اند و از بسيارى از امتيازات و امكاناتى كه يهوديان اشكناز(اروپايى و غربى) برخوردارند محرومند. در جامعه متشتت و پراكنده اى اين چنين دستيابى به يك نظام منسجم مستلزم تكيه و تاكيد بر برخى عناصر وحدت زاست.
به همين جهت، رهبران لائيك اسراييل، به منظور حل اين بحران به دو عنصر دين يهود و زبان عبرى به عنوان عامل وحدت يهوديان تكيه و تاكيد مى كنند. به ويژه كه اصولا سخن گفتن از يك مجموعه واحد انسانى در جهان به نام نژاد يهود امرى مهمل و بى معناست.
انبوه تبليغات صهيونيستى ادعا دارد كه يهوديان امروز داراى نژادى ناب بوده و همه از نسل فرزندان يعقوب و عبرانيان باستانند. ولى ادله متقن و شواهد روشن تاريخى، اين ادعا را مردود مى شمارد و اختلاط و امتزاج يهود با ديگر اقوام و ملل امرى مسلم و قطعى است كه بوق هاى تبليغات صهيونيسم و هزينه ميليون ها دلار، قادر به كتمان آن نيست.
هم اينك بسيارى از سازمان هاى يهودى در سراسر جهان كه نگاه دينى محض و مجرد از صبغه سياسى به دين خود دارند، به ضدصهيونيسم به فعاليت مى پردازند. يكى از مهم ترين اين سازمان ها، انجمن امريكايى يهودى در ايالات متحده است كه نژاد و دين را دو مقوله جدا از يكديگر مى شناسد و معتقد است كه هيچ يهودى و يا گروهى نبايد به نام يهوديان امريكا سخن بگويد. اسراييل نيز تنها ميهن ساكنان آن است، نه آنچنان كه سران رژيم صهيونيستى، اسرار و تاكيد مى ورزند وطن همه يهوديان جهان!
از سوى ديگر ما شاهد بسيارى از چهره هاى فرهيخته يهودى هستيم كه با روشن بينى و آزادگى و با وجدانى بيدار، رو در روى سياست هاى بى رحمانه و خشونت بار رژيم صهيونيستى ايستادگى مى كنند و غرامت و تاوان مخالفت هاى خود را نيز با هر بهايى مى پردازند.
با آن كه صهيونيست ها مى كوشند تا بر اين اصل كاذب تاكيد كنند كه هر يهودى صهيونيست است، اما لازم نيست كه هر صهيونيستى يهودى باشد. وجود سازمان هاى يهودى ضدصهيونيستى و شخصيت هاى برجسته يهودى مخالف صهيونيسم، بخش نخست اين اصل را نقض كرده و نشان مى دهد كه ميان دو مفهوم كلى يهودى و صهيونيست اصطلاحا رابطه عموم و خصوص من وجه برقرار است: يعنى تنها مى توان گفت، بعضى يهوديان صهيونيست و برخى صهيونيست ها، يهودى اند. بنابراين، هيچ گونه تلازمى ميان يهوديت و صهيونيسم وجود ندارد و اين كه اقليت يهود در دو حوزه اروپايى و اسلامى دو سرنوشت متمايز و مختلف داشته است در آنجا همه تحقير، آزار، فشار و شكنجه بود و در اين جا ( به عنوان اهل كتاب، ذمى) سراسر مهر، نوازش، عزت و آزادى.
اگر در سده هاى ميانى، يهوديان اروپا براى حفظ جان و مال خويش و احساس امنيت در برابر اذيت و آزار جامعه اكثريت، ناچار بودند كه در محله هاى تنگ و آلوده روزگار بگذرانند، در سراسر كشورهاى اسلامى، هرگز به درون دخمه هاى گتو نخزيدند. چرا كه در غايت آرامش و امنيت، با مسلمانان هم زيستى مسالمت آميز داشتند و آزادانه در معبرهاى فراوانى كه در شهرها بنا كرده بودند به انجام مناسك دينى خود مى پرداختند. تا پيش از تشكيل رژيم صهيونيستى، بخش قابل توجهى از بازار شهرهاى بزرگ اسلامى مانند بغداد، قاهره، دمشق و … در حيطه اقتدار و قبضه فعاليت اين طايفه بود و سرمايه هاى كلان جامعه احيانا در دست ايشان مى گشت. فضاى كار و فعاليت چنان براى اقليت يهود در اين كشورها فراهم بود كه در سده هاى گذشته و نيز در دوران معاصر، بسيارى از آنان به مقامات حساس دولتى ارتقا يافتند و گاه به مقام وزارت نيز رسيدند. به موجب سوابق تاريخى، به روشنى مى توان اذعان كرد كه وضعيت و سرنوشت اقليت يهود در كشورهاى اسلامى جداى از وضع ايشان در بلاد غرب بوده است.
فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و تخريب ديوار برلين و بروز تحولاتى در روابط بين المللى، ايالات متحده امريكا را بر آن داشت تا به اغتنام فرصت و اجراى سياست تك قطبى، جهان را به سوى اهداف منافع امپرياليستى خويش سوق دهد. طرح شعارها و اجراى برنامه هايى چون نظم نوين جهانى، جهانى شدن، نقشه راه و … محصول همين سياست است. در اين چهارچوب، مسايل جهانى براساس منافع ملى قدرت هاى بزرگ طبقه بندى گرديده و شيوه هاى سيطره قدرت هاى جهانى بر ملل جهان سوم، دست خوش استحاله كلى خواهد شد.
از سوى ديگر، اسراييل تنها عضو سازمان ملل است كه مرزهاى آن از سوى اين رژيم نامعلوم تعيين نشده باقى مانده است. اين مرزها به اين دليل نامشخص و مبهم رها شده است كه راه دستيابى به اسراييل بزرگ، همواره براى اين رژيم گشوده باشد.
در طول تاريخ به ويژه سده هاى اخير، يهوديان همواره استعداد شگرف خود را در افروختن آتش بسيارى از جنگ ها نشان داده اند و همين جا ضرب المثل غربى جنگ ها، موسم برداشت محصول يهوديان است شكل گرفته است. در دهه هاى اخير، نقش اسراييل در ايجاد بحران و ناامنى و فضاى جنگ و درگير در منطقه خاورميانه، به ويژه در فلسطين، لبنان، سوريه، عراق، خليج فارس و ديگر مناطق جهان مانند بوسنى، كوزوو، شاخ آفريقا و … محل تامل و بررسى است. همچنان كه نقش سرمايه داران يهود در تخريب بنيان اقتصادى كشورهاى جنوب شرقى آسيا در سال هاى گذشته، بركسى پوشيده نيست. اين طايفه طى اقداماتى، سلطه استعمار را بر كشورهاى اسلامى تسهيل كردند، موجب تسلط انگليس بر كانال سوئز شدند، كشور مصر و برخى كشورهاى عربى و اسلامى را در دام وام هاى سنگين خود گرفتار ساخته و با سودهاى هنگفت، جيب هاى خويش را آكندند. آنان حتى در جنگ ترياك چين و بمباران اتمى شهرهاى هيروشيما و ناكازاكى در ژاپن، موثر بوده اند. توطئه هاى ايشان در شبه قاره هند، قحطى و گرسنگى و مرگ و مير هزاران هندى را موجب شد. سلطان عبدالحميد عثمانى را به سبب عدم انعطاف در برابر آنان و امتناع از واگذارى سرزمين فلسطين، از خلافت خلع كردند. بسيارى از اقدامات نژادپرستانه در قاره سياه، به دست اين قوم صورت پذيرفت. يهوديان با آن كه خود بر تمسك به عهد قديم و التزام به تعاليم توراتى و تلمودى تاكيد مى ورزند و فرزندان خود را از دوره آموزش ابتدايى در مقام دوران تحصيل با مضامين تعاليم دينى آشنا مى سازند و در عين حال خود، عامل پيدايش بيشتر جنبش هاى الحادى و ضددينى در جهانند. يهوديان برخلاف اين كه با همه امكانات و با برنامه، در نشر انديشه هاى ضددينى و اخلاقى و ترويج لاابالى گرى در ميان مردم جهان مى كوشند، خود با حساسيت و تعصب تمام براى تقويت و تثبيت روحى يهوديت و اخلاق و تعاليم توراتى در ميان جوانان خويش تلاش مى كنند!
صرف نظر از آموزه هاى تلمودى و توصيه هاى اكيد پروتكل هاى حكماى صهيون، اين تعارض و تضاد رفتارى يهوديان، ناشى از مزدوج بودن اخلاق اين گروه است. چنانچه بخواهيم گامى فراتر نهاده منويات پنهان نخبگان صهيونيستم را نسبت به غيريهوديان بكاويم، بايد بندهاى بيست و چهارگانه پروتكل هاى حكماى صهيون را مورد ملاحظه قرار دهيم. ولى به منظور پرهيز از اطاله كلام، دامن قلم را از آن در مى چينيم. از جمله مطالبى كه مدارس دينى يهود به كودكان آموزش داده مى شود اين است كه وظيفه يك يهودى، نابود ساختن غيريهوديان است …. رفتارهاى قساوت آميز صهيونيست ها تنها بر ضد ديگران اعمال نمى شود و در منطق و روش سران صهيونيسم، تا زمانى كه قوت و اعتبار اين جنبش، به كشته شدن هزاران يهودى تيره بخت بستگى داشته باشد. اين امر مجاز شناخته مى شود. آنان از اسراييل و رژيم صهيونيستى بتى زرين ساخته اند و در پاى اين گوساله سامرى حاضرند هزاران انسان يهودى و غيريهودى را قربانى كنند. از شيوه هاى رايج سران صهيونيسم، در سال هاى پس از تاسيس دولت اسراييل، استفاده از يك مشت عناصر توريست در ايجاد فضاى رعب و وحشت براى يهوديان ديگر كشورها بود، تا مهاجرت به اسراييل را تنها راه نجات خويش تلقى كنند. بسيارى از يهوديان عراق، تحت تاثير همين اقدامات خشونت آميز و ايذايى، پس از مهاجرت به سرزمين هاى اشغالى به شدت احساس پشيمانى كردند. شايد آن چه باورش براى عده اى دشوار به نظر آيد طرح مساله تعامل و همكارى نزديك ميان نازيسم و صهيونيسم باشد. آنچه طى شش دهه اخير در بوق تبليغات صهيونيسم دميده شده و فضاى جهان را آكنده است، جنايات هولناك ارتش نازى بر ضد يهوديان و حقيقت نمايى كشتار شش ميليون(!) يهودى در كوره هاى آدم سوزى شرق اروپا بوده است. بدين ترتيب صليب شكسته نازيسم و ستاره شش پر صهيونيسم، دو روى يك سكه و در آغوش يكديگر قرار گرفت. اين مناسبات و توافقات نشان مى دهد كه هدف اصلى سران صهيونيسم، نه نجات جان يهوديان، بلكه تنها تاسيس يك دولت يهودى در فلسطين حتى به بهاى نابودى هزاران يهودى نگون بخت بوده است. ناظران بر آنند كه اصولا صهيونيست ها استقرار فاشيسم در آلمان را نه به مثابه يك مصيبت ملى بلكه به عنوان فرصتى تاريخى و بى ماند در وصول به هدف هاى صهيونيستى خويش مى ديدند. گرچه در تشابه و همانندى اهداف وعملكرد نازيسم و صهيونيسم، همه  آزادگان و فرهيختگان جهان وحدت نظر داشته و متفق القول اند، ولى يك تفاوت اساسى صهيونيسم را از نازيسم جدا مى سازد و آن اين كه در امريكا و اروپا، همواره از مبارزات و اقدامات شجاعانه كسانى كه با نازى ها جنگيدند و از حريم سرزمين خود دفاع كرده و اشغالگران نازى را از كشور خويش بيرون راندند ستايش كرده و آنان را در هزاران مقاله، سخنرانى، روزنامه، كتاب، فيلم و … مورد همه گونه ستايش و تحسين قرار مى دهند. از بارزترين شباهت هاى ميان نازيسم و صهيونيسم سياست توسعه طلبى است. اين سياست در نزد صهيونيست ها مبتنى بر باورهاى قومى و دينى بوده و ريشه در افسانه هاى توراتى دارد. تجاوزات نظامى و ضميمه سازى خاك ديگران به اراضى اشغال، نتيجه مستقيم باور خرافى سران يهود به اسطوره اسراييل بزرگ است. در تمام مواردى كه رژيم صهيونيستى با انجام عمليات نظامى دست به تصرف اراضى جديد زده است، اين تجاوز را گامى در جهت تامين امنيت اسراييل خوانده است و واقعيت آن است كه مقوله تامين امنيت اسراييل اصطلاح باز و نامحدودى است كه هرگز از سوى رژيم صهيونيستى تعريف نمى شود و چهارچوب آن ترسيم نمى گردد. ولى قريب گذشت شش دهه از تاسيس اين رژيم، نشان داده است كه منظور سران يهود از تامين امنيت اسراييل چيست. در زمينه سياست هاى تجاوزكارانه و توسعه طلبانه است كه رژيم صهيونيستى، هر سال ۵۰ درصد بودجه كلان خود را به ارتش و امور نظامى تخصيص مى دهد.
كتاب يهود و صهيونيسم به نويسندگى احمد كريميان توسط موسسه بوستان كتاب به قيمت ۸۰۰۰ تومان منتشر شده است.
قبسات
انسان قرآنى از حيث معرفت شناختى و وجود شناختى انسانى است كه وجود و ماهيتش را در آيينه زلال وحى جست و جو كرد و آغاز و انجام خويشتن را در من الله و الى الله با هدف لقا الله مشاهده مى  كند. به اين معنا كه انسان قرآنى داراى فطرت الهى و سرشت توحيدى و ذات ملكوتى است لذا در منطق وحى انسانى حى متاله است و استكمال جوهرى اشتدادى در تكوين و تشريع دارد و آفاق و انفس را به نحو احد ذومراتب در خود متجلى مى سازد زيرا خليفه امانتدار خدا و حامل اسما جمال و جلال متعالى است و در نتيجه مراقبت دايمى در پرتو شريعت محمد (ص) يا خويشتن بانى مستمر معقول و مشروع داشته تا به خلق الهى و اوصاف قرآنى متخلق و موصوف گردد.
آرى انسان قرآنى، انسانى عقل مدار و خردگرا، خودآگاه خودساخته، صاحب حيات و طيبه جاودانه، عبوديت پيشه، داراى علم صائب، عمل صالح و متعادل و متوازن در همه ساحت هاى فردى، خانوادگى و اجتماعى است. كتاب آسمانى قرآن و اوپنيشادهاى كهن، دو اثر مقدس دين اسلام و هندو هستند كه هر كدام در روشنگرى مسير ايمان، انديشه، عمل و رستگارى پيروان خود نقش اساسى دارند.
نگاه جهانى او پنيشادها به مسايل، در عقيده و تحليل آن ها از باورشان بسيار تاثيرگذار است. در آفرينش انسان، به انسان كلى و كيهانى پوروشه برمى خوريم كه به عنوان روح و منشا اصلى جهان مطرح مى گردد. در اوپنيشادها جنبه مادى انسان چندان موضوعيتى ندارد و بيشتر به خود حقيقتى و باطنى او (آتمن) پرداخته مى شود؛ حال آن كه قرآن كريم در كنار توجه به روح انسان، به جسم او هم توجه كرده است.در اديان ابراهيمى، آفرينش انسان متمايز از ديگر جانداران و مرحله كمال ايجاد است، ولى به نظر مى  رسد آفرينش انسان در اوپنيشادها چيزى در كنار ديگر اشيا و موجودات است و نوعى رابطه درونى ميان انسان با تمام پديده هاى عالم تجربى وجود دارد كه يك هستى واحد و عام است و تنها در وحدت آتمن با برهمن معنا مى يابد.شماره ۴۴ فصلنامه علمى-پژوهشى در حوزه فلسفه دين و كلام جديد با موضوع انسان شناسى توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى با قيمت ۱۶۵۰ تومان منتشر شده است.
جامعه شناسى
سميرا قنبرى
كتاب جامعه شناسى تاليف هدايت  الله ستوده و ايرج كمالى، با تاكيد بر ديدگاه هاى كاركردگرايى، تضاد و كنش متقابل اجتماعى، توسط انتشارات نداى آريانا منتشر شده است.
شگفت انگيزترين رويدادهاى دنياى امروز سرعت بى سابقه دگرگونى هاى اجتماعى است. دنياى امروز مكانى كاملا متفاوت با دنياى چند سال پيش است و دنياى نيم قرن بعدى نيز مسلما بسيار متفاوت از دنياى كنونى خواهد بود. از اين رو مهم ترين دانشى كه جوانان امروز بايد به فراگيرى آن بپردازند، جامعه شناسى است كه آنها را يارى دهد تا دگرگونى هاى آينده را پيش بينى كنند و خود را براى رويارويى با آن آماده سازند.
جامعه شناسى علمى است كه به مطالعه جامعه ها و رفتار اجتماعى انسان ها مى پردازند و در پى آن است تا جامعه هاى انسانى و نيروهايى كه موجب دگرگونى هاى آن گشته اند و آنها را به صورتى كنونى درآورده اند، بشناسند و مورد تبيين قرار دهد. اين كتاب سعى دارد تا اين نيازها را از دو طريق برآورده سازد: نخست، چهارچوبى را براى درك وفهم جامعه هاى انسانى يا در واقع نيروهاى سبب ساز دگرگونى هاى اجتماعى به دانشجويان و پژوهشگران عرضه داردو براى اين منظور مولفان در چهار فصل اول، موضوع را با بررسى عناصر اساسى اين چهارچوب آغاز مى كنند و سپس نشان خواهند داد كه اين چهارچوب نظرى به ما يارى خواهد داد تا چگونگى ظهور و توسعه و در پاره اى موارد، نابودى انواع گوناگون جامعه هايى را كه انسان ها در طول سده ها و هزاره هاى متمادى ساخته و پرداخته اند دريابيم و با توجه به سه ديدگاه نظرى چون كاركردگرايى، تضاد، كنش متقابل اجتماعى مورد تحليل قرار دهيم اين شيوه تحليل براى دانشجويان علوم اجتماعى و ديگر رشته هاى دانشگاهى مفيد و ارزنده خواهد بود. ديگر آن كه بتواند نياز به مطالب تازه، خواندنى و اشتياق برانگيز را درباره جامعه شناسى برآورده سازد، كتابى كه بتواند به تنهايى مقدمه اى بر جامعه شناسى باشد و به عنوان كتاب درسى در ارتباط با مطالب درسى ديگر مورد استفاده قرار گيرد. زيرا ما اذعان داريم كه جامعه شناسى مى تواند و باند يك رشته آزادى بخش و رژف باشد تا به تدارك آگاهى هاى دقيق به آفرينندگى و بالندگى انسان يارى رساند و به جاى جبر به او اختيار بخشد تا براى آزادى خود تلاش كند؛ طرح و تنظيم نوشته هاى كتاب ساده و منسجم و شامل يازده فصل است كه هر فصل نسبتا مستقل ولى در عين حال با ديگر فصل ها پيوندى ارگانيك دارد و سعى شده است تا در همه فصول، نظرى هم به زمينه هاى اساسى و مباحث كلاسيك و معاصر جامعه شناسى داشته باشد: بخش اول مقدمه اى است بر تعاريف و تاريخچه اى از جامعه شناسى، نظريه ها و روش هاى تحقيق و بخش ديگر اختصاص به مفاهيم اساسى جامعه شناسى چون: فرهنگ، جامعه هاى انسانى، جامعه پذيرى، ساختارهاى جامعه  و گروه هاى انسانى، خانواده و خويشاوندان و كژرفتارى و جرم دارد. فصل دهم قشربندى و نابرابرى هاى اجتماعى را بررسى مى كند و نشان مى دهد كه چگونه عوامل سياسى ـ اقتصادى ايدئولوژيكى زمينه قشربندى نژادى، قومى، جنسى و سنى را فراهم آورد و نابرابرى هاى اجتماعى را دامن مى زند.
مولفان در سراسر كتاب كوشيده اند تا ديدگاه ها و نظريه هاى مختلف جامعه شناسى را به شيوه منظم و معنى دار به هم پيوند دهند و كاربرد ديدگاه هاى جامعه شناختى را در هر جا كه مناسب بوده است، با مثال هاى علمى و جالب گاه تاريخى و گاه فرهنگى نشان دهيم.
جايگاه مطالعه در نظام اطلاع سانى
سادات حسينى
جمعيت جوان در هر جامعه به عنوان سرمايه و آينده سازان آن جامعه محسوب مى شوند. بديهى است نگهدارى، رشد و افزايش اين سرمايه كه در حقيقت ارزشمندترين نوع آن نيز مى باشد، نيازمند به اتخاذ تدابير و تمهيداتى معين است. امروز مهم ترين عامل در تدوين يك نظام از جمله نظام هاى اطلاع رسانى مخاطبان يا كاربران آن نظام هستند. كارايى در چنين نظامى ارتباط مستقيم با ميزان توجه به ضروريت ها و شرايط كاربرد آن دارد. بنابراين آنچه كه بايد بيش از هر موضوع ديگرى در ايجاد نظام جامعه اطلاع رسانى جوان مورد توجه قرار گيرد، نيازها و شرايط جمعيت جوان جوامع امروزى است. برنامه نظام جامعه اطلاع رسانى در كشور براى اولين بار به صورت مصوب در تير ماه سال ۱۳۷۶ توسط كميسيون اطلاع رسانى شوراى پژوهش هاى علمى كشور ارايه گرديد.
از سوى ديگر نقش اين نظام در توسعه و اشاعه اطلاعات از اهميت روزافزونى برخوردار است و چنين نظام هايى در روند پيشرفت علمى و فرهنگى جامعه نقش حساسى برعهده دارند. زيرا اين سه وظيفه مهم شناخت نيازها، تهيه اطلاعات مناسب با آن نيازها و انتخاب مجراى مناسب براى انتقال اطلاعات به جويندگان آن روبه رو هستند. در اين شرايط و با توجه به رشد جوان و پيشرفت و گسترش فعاليت هاى مربوط به آنها گرايش كتابخانه ها و مراكز اطلاعات از تمركز به تخصص و امكان انتقال اطلاعات ويژه به جويندگان خاص، ضرورت وجود يك نظام اطلاع رسانى در اين حوزه بيش از پيش رخ مى نمايد. نظامى كه بتواند كليه امكانات مربوط به مراكز فعال، فعاليت ها و برنامه هايى كه به كودكان و نوجوانان مربوط مى شود، را گردآورى كند و در اختيار آنها قرار دهد. توجه به گروه سنى جوانان از نظر موضوعى، ويژگى هاى خاص آنها و تخصصى بودن كليه موضوعات وابسته به آنها، برخوردارى كارشناسان مربوطه از تخصص ويژه را در كليه رده بندى هاى علوم بشرى از جمله اطلاع رسانى مى طلبد. در اين متن تلاش شده، وضعيت و جايگاه مطالعه و كتابخوانى در نظام اطلاع رسانى جوان كشور از ابعاد و زواياى گوناگون مورد بحث و بررسى قرار گيردو اميد است مورد توجه شما قرار گيرد.
تعريف نظام اطلاع رسانى و ويژگى هاى آن
به طور كلى نظام اطلاع رسانى مجموعه اى نظام يافته از اهداف، تصميم گيرى ها، سياست گذارى ها و برنامه ريزى ها و سازماندهى مراكز اطلاع رسانى، هدايت و نظارت بر امر اطلاع رسانى موسسات اطلاع رسانى و خدمات اطلاع رسانى است.
ويژگى هاى آن عبارتند از:
۱- اشاعه فرهنگ استفاده از اطلاعات به عنوان مبنايى براى تحقيق، سياستگذارى، برنامه ريزى و اجرا
۲- سازماندهى فعاليت هاى اطلاع رسانى و ايجاد ارتباط و هماهنگى بين مراكز اطلاع رسانى كشور
۳- گسترش و نهادى كردن فعاليت هاى اطلاع رسانى در كشور
۴- گسترش و تقويت امكانات ملى به منظور پيوستن به نظام بين المللى اطلاع رسانى و دستيابى به آخرين يافته هاى بشرى
ويژگى هاى نظام اطلاع رسانى جوان
۱- محوريت شرايط، خصوصيات و نيازهاى نسل جوان در كليه سياستگذارى ها
۲- بومى سازى پژوهش ها، دستاوردها و نوآورى هاى مربوط به اطلاع رسانى در سطح جهان
۳- راهنمايى نظام مند كاربران جوان و هدايت آنها به مجموعه هاى اطلاع رسانى
۴- پوياسازى نظام براى همگامى با تغيير نيازها، اولويت ها و … دستاوردهاى نوين
جايگاه مطالعه و كتابخوانى در نظام جامع اطلاع رسانى جوان
اين نظام وضعيت فعلى و آينده كتابخوانى را در ميان جوانان بررسى مى كند و همچنين عوامل بازدارنده از مطالعه و عوامل موثر در افزايش كمى و كيفى گرايش به كتابخوانى در جوانان را شناسايى مى كند.
شيوه هاى مناسب در ايجاد انگيزه و جذابيت در كتابخوانى را معرفى مى كند. به ضروريات موجود در انتشار كتاب براى جوانان توجه مى كند و از فناورى هاى نوين در امر كتابخوانى بهره مى گيرد و تفكر گزيده خوانى را به جاى حجيم خوانى احيا مى كند و ….


|   شناسنامه   |   آرشيو   |