دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶
۲۶ محرم ۱۴۲۹ - ۴ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۱۹
كتابخانه
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
كتابخانه
جامعه
زندگى
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
چرا جوانان بايد مطالعه كنند؟
سادات حسينى

حضرت على (ع) مى فرمايد: هر آن كس كه با كتاب آرامش يابد، راحتى و آسايش از او سلب نمى گردد.
انسان موجودى كمال گراست و با سكون و سكوت سازگارى ندارد. او هميشه به دنبال راهى است كه يك قدم پيش گذارد و گره از مشكلات خود بگشايد.
بنابراين او براى پيشرفت در عرصه هاى زندگى، احتياج به شناخت نسبتا كاملى از خود و جامعه دارد و بايد با گذشته و آينده ارتباط برقرار كند.
آيين مقدس اسلام، فراگيرى علم و دانش را عاملى براى رشد، پويايى و تعالى جامعه برشمرده است.
از پيامبر عظيم الشان اسلام نيز روايت شده است: هر كس در جست وجوى دنياست، بايد دانش فراگير و هر كس به آخرت دل بسته است، بايد از علم بهره گيرد و هر كس دنيا و آخرت هر دو را مى خواهد، باز هم گريزى از دانش آموزى ندارد و در جاى ديگر مى فرمايد: اگر روزى بر من بگذرد كه در آن روز به علم و دانش من افزوده نشود، آن روز روز مباركى نيست. با كتاب خوب است كه انسان شناخته مى شود، رشد مى كند و براى حركت آماده مى شود.
عادت به مطالعه و تاثير آن در جوانى پايدار است
بسيارى از دانشمندان و روانشناسان معتقدند كه اساس و زيربناى شخصيت انسان در سال هاى اول زندگى پايه گذارى مى شود و آموخته هاى اين دوران، تاثير عميقى بر آينده زندگى فرد دارد. بنابراين اگر مطالب خواندنى مفيد و سازنده در اختيار كودكان و نوجوانان قرار گيرد و آنها از همان سنين كودكى به مطالعه عادت كنند، راه و رسم زندگى را خواهند آموخت و تحت تاثير داستان ها و كتاب هاى آموزنده، به رشد و تعالى خواهند رسيد و در آينده نيز براى حل مشكلات خود از كتاب كمك خواهند گرفت. حضرت على(ع) مى فرمايند: بهترين چيزى كه جوانان بايد ياد بگيرند سلسله كارهايى است كه به هنگام بزرگسالى به آن نيازمند خواهند بود.
آدمى براى داشتن يك زندگى سعادتمند، نيازمند بينش و آگاهى است و آموخته هاى دوران جوانى، مقدمه اى براى زندگى فرد است. آنان راه زندگى سعادتمندانه فردا را امروز بايد بياموزند و در اين مسير، كتابخوانى چون چراغى فرا راه آنهاست.
مطالعه، راهى براى تقويت روحيه دينى جوانان است
گاهى والدين به دليل ناآگاهى و درك نادرستى كه از مسايل دينى و مذهبى دارند، نمى توانند راهنماى خوبى براى جوانان باشند. بنابراين ممكن است در آموزش اين گونه مسايل دچار اشتباه شوند يا هرگز فرصت مناسبى براى آموزش اين مسايل نيابند. مطالعه كتاب هاى دينى به جوانان كمك مى كند تا به درك صحيحى از اين مسايل دست يابد و پيش از آن كه دير شود به رشد و شكوفايى برسد. البته انتخاب كتاب هاى مناسب و چگونگى مطالعه و برداشت او از مطالب آنها از حساسيت خاصى برخوردار است و به راهنمايى افراد آگاه نياز دارد.
مطالعه صحيح زمينه ساز تفكر و خلاقيت جوانان است
خواندن كتاب ها و داستان هاى مختلف موجب شكل گيرى ارزش هاى گوناگون در ذهن وى مى شود، حساسيت او را رشد مى دهد و احترام به ديگران در او شكل مى گيرد. رضايتى كه از مطالعه به دست مى آورد او را متكى به خود بار خواهد آورد. سوالاتى كه بر اثر مطالعه براى او مطرح مى شود و مقايسه هايى كه او بين مسايل مختلف مى كند، در مجموع موجب مى شود كه او فردى خلاق بار بيايد.
با بهره گيرى از تخيل كه ضرورت اساسى خلاقيت است دنيايى بزرگ و پهناور در مقابل چشمانش گشوده مى شود و او قادر است آزادانه خيال پردازى كند. در اين شرايط هرگز خود را محدود ومحبوس در حصار واقعيت ها و امور مشهود نمى بيند.
مطالعه باعث پيشرفت تحصيلى است
مطالعه غيردرسى باعث بالا رفتن سطح فكر و فعال شدن ذهن جوانان است. وقتى سطح فكر دانش آموزى بالا رفت و ذهن او فعال شد، امكان فراگيرى درس هاى مدرسه اش بهتر فراهم مى شود. يعنى ذهن او آمادگى بيشترى را براى يادگيرى رياضى، ادبيات، تاريخ و … خواهد داشت و اين مطلبى است كه تجربه آن را بارها ثابت كرده است.
دانش آموزى كه همگام با مطالعه درسى، به طور جدى به مطالعه كتاب هاى غيردرسى نيز مى پردازد، بدين وسيله:
ـ داراى سطح فكر و انديشه هاى وسيع مى شود
ـ ذهنش براى فراگيرى فعالتر مى شود
ـ گنجينه لغاتش كامل تر مى شود
ـ افق هاى جديدى پيش رويش باز مى گردد
ـ آمادگى اش براى يادگيرى درس هاى مدرسه بيشتر مى شود
ـ به صورت جدى تر و قوى تر در راه كسب علم گام برمى دارد
جوانان براى موفقيت در زندگى، به الگوهاى رفتارى نيازمندند.
وجود حس همانند سازى در جوانان و نياز آنها به الگوهاى رفتارى، ايجاب مى كند كه به الگوهاى شايسته اى دسترسى داشته باشد تا بدين وسيله شخصيت و رفتار خود را تشكيل دهند. الگوهايى كه به وسيله كتاب معرفى مى شوند، نقش مهمى را در شكل دادن به شخصيت جوانان ايفا مى كنند.
به لحاظ تاثيرى كه الگوهاى برجسته اخلاقى در شخصيت جوانان دارند، مطالعه زندگى نامه بزرگان و مشاهير و فرزانگان مى تواند بسيار موثر واقع شود.
تربيت كودك
مى توان با قاطعيت تمام، اعلام كرد كه هدف كمى بعثت انبياى الهى و رسالت آسمانى آنها ـ به ويژه پيامبر اعظم (ص) كه هر چند به ظاهر فرزند زاده آدم است، ولى در باطن، نياى بزرگ و والا و جد اعلاى اوست ـ تزكيه و تعليم انسان ها و سوق دادن ايشان به سوى قله هاى كمال و نشاندن آنها بر مسند مظهريت اسماى حسناى جمال و جلال الهى است. قرآن كريم، براى پيامبر اسلام، بلكه ساير انبيا، اهداف ديگرى هم ذكر كرده است كه نمى توان و نبايد از كنار آنها بى اعتنا و به سادگى گذشت، بلكه هر كدام آنها پيام ويژه اى دارند و آنهايى كه زندگى هدف مندانه و حيات معنا دار را مى پسندند و آرمان خواه و بلند پرواز و در پى سعادت جاويدان و رسيدن به قله كمالند، بايد به همه آنها توجه كنند و براساس آنها براى نسل كنونى و نسل هاى آينده به طراحى برنامه بپردازند؛ چرا كه قرآن كتاب كهنه و منجمدى نيست، بلكه چشمه زلال و جوشانى است كه بر بستر همه قرون و اعصار متوالى جارى و سارى است. ساير اهدافى كه از برخى از آيات و روايات استفاده مى شود، يا زير مجموعه همان هدف كلى است، يا به نحوى به آن هدف كلى بازگشت مى كند. اهدافى كه زيرمجموعه آن هدف كلى محسوب مى شوند، عبارتند از: قيام به قسط، بشارت و انذار، داورى در موارد اختلاف، مطاع بودن، بلاغ و … اهدافى كه بازگشت به آن هدف را لكن مى كنند، بدين قرارند: دعوت به حيات، خارج كردن از ظلمات به نور، تتميم مكارم اخلاق و هدايت به راه راست و … بى شك پيامبر اسلام، نه تنها كودكان را از هدف هاى كلى و جزيى خود خارج نداشته، بلكه توجهى ويژه بدان ها مبذول داشته است؛ چرا كه از يك سو او و پيامبر رحمت براى همه جهانيان است و كودكان نيز طيفى وسيع و بخشى عظيم از همان مردمند و به لحاظ نو خاستگى و وابستگى به بزرگ ترها و آمادگى و استعداد براى پذيرش هرگونه تعليم و تربيتى شايان هرگونه توجهى و در خور هر گونه امدادى و مستحق هر نوع برنامه ريزى دقيق و عنايت ويژه اى مى باشند و محال است كه رهبرى الهى كه گذشته از عظمت مقام، آخرين حلقه رسالت است و بايد ناگفتنى هاى انبياى پيشين را بيان كند و درهاى ناسفته را به بوته سفتن سپارد، از اهميت والا و شايستگى هاى بسيار بالاى آنها غافل مانده باشد. براى به فعليت رسيدن قوا و استعدادهاى كودكان، راهى جز تزكيه و تعليم نيست و اصولا هيچ بشرى نمى تواند خود را از تعليم و تزكيه بى نياز بشمارد. بايد انسان ها قواعد صحيح زندگى و برنامه هاى شرعى و اخلاقى را بياموزند و در زندگى خود، آنها را به كار ببندند. اگر آموزش نباشد، تزكيه ممكن نيست، اگرچه از نظر رتبه و شرف، تزكيه بر تعليم، مقدم است و شايد به همين لحاظ است كه در قرآن كريم، گاهى تزكيه بر تعليم و گاهى تعليم بر تزكيه، مقدم شده است. در قرآن كريم، همان طورى كه تزكيه، هم به خداى متعال نسبت داده شده و هم به پيامبر گرامى اسلام، تعليم نيز گاهى از جانب خدا و گاهى از جانب پيامبر و حتى گاهى از جانب فرشته، مطرح شده است. ويرايش دوم كتاب تربيت كودك در جهان امروز به قلم احمد بهشتى توسط موسسه بوستان كتاب با قيمت ۱۹۵۰ تومان منتشر شده است.
درپرتو آذرخش
زهرا فيروزى
عنوان كتاب: در پرتو آذرخش
اثر: استاد محمدتقى مصباح يزدى
مركز انتشارات مدرسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (قدس سره)
يك عمر مى  توان سخن از زلف يار گفت
در بند آن مباش كه مضمون نمانده است
از حسين (ع) مى توان دريا، دريا سخن گفت كه گفته هاى پيشين، طره اى از اين بحر بى پايان است. در كلام حسين (ع) مى توان آسمان، آسمان باورهاى مقدس يافت كه باورهاى امروز ما تنها بخش، اندك از آن بيكرانه شكوه است.
حسين بن على (ع) كشته عبرت هاست و بهاى بصيرت هاى تاريخ ساز. اگرچه سرشك اشك نمود عشق و ارادت به والاترين آرمان آفرينش است اما آنچه در اين وادى، چونان درى ثمين نمايان است. بلنداى بينش و بصيرت و معرفت به فرهنگ حسينى است. فرهنگى كه احياگر بشر امروز و فرداهاست.
فرهنگ حسين ترجمان فرهنگ محمدى و علوى است . اصلاح هر آنچه به خود رنگ فساد گرفته است. آن گاه كه در كوچه پس كوچه هاى حيرت و زير رگبار شبهات و هجوم فرهنگ بيگانه جوانانى را مى بينى كه كشكولى از پرسش هاى بى پاسخ بر دست گرفته و قدم هاى لرزان خونش را بر وادى مصرف گذارند بى اختيار در آرزوى آمدن مردى با كوله بارى از پاسخ هاى عقلانى به سر خواهى برد و آن گاه كه سايه انديشه نورانى اش را بر باورهاى آسمانى مى بينى، آرامشى صد چندان مى يابى و نظاره گر قدم هاى ثابت و محكم جوانان خواهى بود.
اينك، كتابى كه پيش روى داريد مجموعه اى است از پاسخ هايى كه سال ها در انتظار آن بوديم، پاسخ هايى كه زنگار شك و ترديد را بزدايد و راهى روشن فرا راه جوانان قرار دهد.
اين اثر كه در تداوم كتاب آذرخشى ديگر از آسمان كربلا به همت دفتر پژوهش هاى فرهنگى آماده گرديده، حاصل چهارده مجلس، عاشقانه گردهم آمدن و عارفانه از تاريخ كربلا و كربلاييان سخن گفتن است، چهارده مجلس در كنار استادى كه چراغ (مصباح) هدايت را در برابر ديدگان متحير و ناآرام جوانان فرا نهاد تا حقيقت را ديده و ردپاى تاريك شبهه را از حق باز شناسد و در صراط مستقيم و نه صراط هاى نامستقيم پاى نهند.
شناخت و معرفت، بهترين ثمره اين نشست ها بود و چه زيباست كه اين ميوه شيرين، همان عطيه رازآلود خداوندى بر بندگان شايسته خود، جاودانه بماند و به صفحات سپيد تاريخ بنشيند تا فرداى بشريت نيز خود را بر سر اين سفره آسمانى بيابد، سفره اى مالامال از معرفت و عشق و در كنار امام معرفت ها، حسين بن على (ع) آنچه در اين محافل بيان شد، شبهات كوردلانى بود كه ناديده حقيقت، دل به (شبهه) شبه حق سپردند و تلاشى بس طاقت فرسا براى ربودن انديشه هاى تازه جوانه زده داشتند.
طرح شبهات و ارايه پاسخى منطقى با ابزارى چون عقل و نقل و فطرت هنرى است كه در اين كتاب به زيباترين وجه نمايان شده است و استاد با كمال سخاوت از خرمن دانش و بينش خود ديدگان رهپويان حقيقت را سبز و پويا مى سازد.
به راستى كه:
كى شعر تر انگيزد؟ خاطر كه حزين باشد
يك نكته از اين معنا گفتيم و همين باشد
حافظ
ايام محرم كه به بركت خون سيدالشهدا(ع) مبارك شده و بركت آن از زمان شهادت آن بزرگوار تا امروز همچنان براى امت اسلامى ادامه دارد، ايامى است كه بايد در آن فرصت را مغتنم بشماريم و از سويى معرفت خود را نسبت به اهل بيت (ع) و مخصوصا سيدالشهدا (ع) زياد كنيم و از سوى ديگر درس هاى لازم را از حوادث صدر اسلام به خصوص حوادث مربوط به داستان تلخ كربلا بياموزيم و از آنها در جامعه خود استفاده كنيم. هر چند عزادارى، گريه كردن، سينه زدن و همه مراسمى كه به عنوان بزرگداشت شعائر دينى و اظهار ارادت به پيشگاه سيد الشهدا (ع) انجام مى شود به تنهايى مطلوبيت ذاتى دارد، ولى بركات سيد الشهدا (ع) به اندازه اى زياد است كه ما نبايد به اين مقدار اكتفا كنيم. بركات فراوان ديگرى در معرفت آن حضرت و تامل در كلمات نورانى و سيره آسمانى اش نصيب جامعه اسلامى مى شود كه اين بركات نسبت به آن ها بسيار ناچيز خواهد بود.
بايد سعى كنيم معرفت خود را نسبت به سيدالشهدا(ع) بيشتر كرده، اهداف آن حضرت را بهتر ياد بگيريم و از درس هاى علمى آن حضرت براى زندگى امروز خود استفاده كنيم.
در گذشته هاى دور بنى  اميه بلاهايى را سر مسلمانان آوردند. اما امروز الحمدلله نه ما از بنى اميه هستيم و نه حاكمان ما بنى اميه هستند. آيا امروز از جنگ كربلا خبرى نيست؟ كسى كه گفت «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» بدون دليل اين سخن را نگفت. جريانات تاريخى هر روز تكرار مى شود. درست است كه روش ها، تاكتيك ها و شعارها تغيير مى كند، اما جنگ حق و باطل هميشه خواهد بود.
اگر كسانى نقاب بر چهره زدند، من و شما بايد با هوشيارى آنها را بشناسيم. بايد بررسى كنيم و ببينيم چه كسى درد دين دارد و چه كسى براى احكام اسلام دل سوزى مى كند؟
در مقابل دين، امور زيادى را مى توان مطرح كرد، امورى مانند مليت، نياكان، تخت جمشيد.
آيا انقلاب ما براى احياى چهارشنبه سورى بود؟
آيا مردم ما براى ترويج فحشا و منكر بين جوانان و آزاد شدن اختلاط دختر و پسر انقلاب كردند؟
آيا شهداى ما براى اين كه شخصيت هايى در مجالس عيش و عشرت، مشروب خوارى و قماربازى شركت كنند، جان خود را فدا كردند؟
آيا شرايط امروز با شرايط زمان واقعه كربلا تفاوتى دارد؟
مگر در دربار يزيد چه مى  گذشت؟
اگر قيام سيد الشهدا نبود امروز من و شما چيزى از اسلام نمى دانستيم و به تدريج اين مسايل براى مردم عادى شده بود.
با وجود اين كه هنوز بيش از نيم قرن از ظهور اسلام نگذشته بود، اسلام در معرض چه خطرى قرار گرفته بود و اين خطر چگونه با شهادت سيد الشهدا(ع) رفع مى شد. اگر امام حسين (ع) چنين كارى را انجام نداده بود، هرگز انقلاب اسلامى ايران تحقق پيدا نمى كرد. انقلاب ما از قيام حضرت سيد الشهدا (ع) الگو گرفته است. اما پس از پيروزى انقلاب مجددا ريشه هاى همان سادگى هايى كه در توده مردم زمان گذشته بود، در جامعه ما هم شروع به جوانه زدن كرد.
اگر باب انتقاد از حكام باز نباشد، اساس اسلام از بين خواهد رفت، داستان معاويه تكرار خواهد شد و مجددا به نام دين استبداد سلطنتى در جامعه حكمفرما خواهد شد.
آن زمان استبداد سلطنتى حاكم بود، امروز استبداد جمهورى حاكم خواهد شد! حضرت سيد الشهدا (ع) كسى بود كه بناى چنين سنتى را در جامعه اسلامى گذاشت كه بايد با حاكمى كه مخالف دين عمل مى كند، برخورد شود.
در مرحله اول با موعظه و نصيحت، در مرحله بعد هم از راه هاى ديگر تا جايى اگر حفظ ارزش هاى اسلامى متوقف بر نثار خون بود، مومن بايد آمادگى چنين فداكارى را داشته باشد. اين مكتب حسين (ع) است چرا امام (قدس سره) مى فرمود: آنچه داريم از امام حسين (ع) است؟ امام حسين (ع) با امام حسن (ع) چه تفاوتى داشت؟ هر دو سيد شباب اهل الجنه بودند. امام حسين (ع) به برادر بزرگتر خود احترام مى گذاشت. حال چرا ما بيشتر از امام حسين (ع) ياد مى كنيم؟
چون براى آن حضرت شرايطى پيش آمد كه نوعى فداكارى را اقتضا مى كرد و اين شرايط براى شخص ديگرى هم فراهم نشد. بر همين اساس آن بزرگوار الگويى شد كه تا پايان قيامت كارآيى خواهد داشت.
استرس و روش هاى مقابله
تاليف: وراپيفر
ترجمه: آزاده افروز و منا نقيبى راد
دفتر: نشر و فرهنگ اسلامى
هر كس حتى اگر يك بار كار و فشار زياد و طولانى مدت را چه در خانه و چه در محل كار تجربه كرده باشد معناى كوفتگى جسمى و ذهنى را به خوبى درك مى كند. در زمان آرام، شما به آسانى قادر به رويارويى با فراز و نشيب هاى زندگى هستيد؛ اما وقتى فشار از حد آستانه تجاوز مى كند حتى يك مشكل كوچك هم مى تواند به يك بحران روحى تبديل شود. حس از دست دادن كنترل و عدم توانايى براى غلبه بر واكنش هاى ناهنجار، تجربه اى بسيار ناخوشايند است.
شما خود را مى بينيد در حالى كه بر سر كودكانتان فرياد مى زنيد، يا با وجود خستگى مفرط و نارضايتى همچنان در محل كار به كار خود ادامه مى دهيد و به ظاهر قادر به كنترل خود نيستيد.
استرس و عوارض جانبى ناخوشايند آن، محصول عوامل متعددى است. فشار كار فقط يكى از اين عوامل است. بيمارى سخت  يكى از اعضاى خانواده يا مواجهه با يك مشكل مالى و يا هرگونه تغيير شرايط، از جمله حوادثى هستند كه مى توانند شما را تحت فشار قرار دهند. به طور كلى مى توان گفت كه هر تغيير قابل توجهى در زندگى عادى شما، به طور بالقوه آغازگر دوره اى از استرس و فشار روانى است. مى گوييم بالقوه چرا كه بروز استرس بيش از همه منوط به طرز برخورد شخص به وجود آمده است. استرس فقط معلول حوادث نيست، بلكه طرز برخورد شما با حوادث نيز در بروز استرس موثر خواهد بود.
كتاب استرس و روش هاى مقابله به تاليف وراپيفر ترجمه آزاده افروز و منا نقيبى راد، عوامل استرس زا را از جوانب مختلف مورد بررسى قرار مى دهد.
شما نه مى توانيد و نه مى خواهيد خود را از شر مشكلات زندگى مصون داريد؛ ولى حداقل مى توانيد استرس هاى زايد را به راحتى از ميان برداريد. انرژى درونى شما بسيار بيشتر از آن است كه مى پندارند.
كتابى كه پيش رو داريد، طرز دستيابى به اين انرژى نامتناهى و طرز استفاده درست از آن را به شما مى آموزد. همچنين در اين كتاب پرسشنامه هايى در اختيار شما قرار مى گيرند كه با پاسخ دادن به آنها بهتر به خصوصيات خود پى مى بريد و با استفاده از روش هاى پيشنهادى تحت عنوان تمرينات ذهنى، روانى، بهتر بر زندگى خود تسلط مى يابيد. از طرفى اين كتاب شامل اطلاعات سودمندى در مورد مواد غذايى و تمرينات فيزيكى است كه به نوبه خود انعطاف پذيرى شما را در برابر استرس مضاعف مى كند. چرا پريشان باشيد در حالى كه مى توانيد آرام بمانيد، چرا بجنگيد در حالى كه مى توانيد به بازى بگيريد؛ ممكن است راه گريزى از وضعيت فعلى خود نيابيد؛ ولى مطمئن باشيد كه اين راه قبل از ايجاد مشكل، وجود داشته است. كمى سعى كنيد؛ آن را خواهيد يافت.
با مطالعه اين كتاب به سرعت پى مى بريد كه كدام فصل مربوط به موقعيت خاص شما و كدام راه حل براى شما بهترين است.
متوجه خواهيد شد كه چگونه خود را از استرس هاى غيرلازم برهانيد و در همان زمان با احساسى سرشار از انرژى، بر خود و اطرافيان مسلط شويد. اين جاست كه طعم دلپذير خوب بودن را مى چشيد. مطمئن باشيد چيزى جز استرس از دست نخواهيد داد.
صله رحم
توصيه اكيد به صله رحم و دورى گزيدن از قطع رحم، يكى از مهم ترين راهبردهاى اخلاقى ـ حقوقى اسلام در ايجاد همبستگى و تحكيم پيوندهاى اجتماعى، چنان اعضاى شبكه خويشاوندى به عنوان يكى از زيرمجموعه هاى نظام كل است. صله رحم به رغم اهميت و جايگاه منيع آن در منابع دينى و آثار و كاركردهاى فراوان آن در نظام اجتماعى، همچون بسيارى از موضوعات اجتماعى مورد نظر اسلام از قلمرو كنكاش هاى محققانه به دور مانده و آن گونه كه بايد،ابعاد و زواياى آن، از ديدگاه گوناگون مورد بحث و بررسى عالمانه واقع نشده است. كتاب صله رحم با سبك و سياق خاص آن، اولين رساله اى است كه در اين موضوع نگارش يافته است. چكيده اى از مضمون و محتواى اين رساله  به ترتيب فصول بيان مى گردد: فصل اول: ضمن تحليل و تبيين اجمالى برخى مسايل از منظر فقهى به توضيح و تشريح مفاهيم اختصاص دارد.
فصل دوم: انواع خويشاوندى و سطوح شبكه خويشاوندى از پايين ترين سطح آن، يعنى خانواده گرفته تا بالاترين آن يعنى طايفه و قبيله و ملت از منظر عمدتا توضيحى به طور نسبتا جامع، مورد بحث واقع شده اند. فصل سوم: در ادامه فصل قبل به استقراى مصاديق مختلف ارحام در منابع دينى پرداخته و مصاديق متعدد ديگرى، علاوه بر آنچه عرف عمدتا در زمره خويشان نسبى و سببى مى شمارد، براى آن برشمرده است.در فصل چهارم: همه آيات و رواياتى كه به نوعى با موضوع بحث ارتباط دارد از قرآن كريم و مجامع روايى استخراج گرديده و در قالب جزيى رده بندى شده است. در فصل پنجم جهت آشنايى با جايگاه صله رحم در ساير اديان و آيين هاى مذهبى پيشين به نقل از برخى ديدگاه هاى كلى از آيين يهود و مسيحيت و زرتشت و تعاليم كنفوسيوس پرداخته شده است. فصل ششم كه مكمل فصل چهارم است، به تشريح و تفسير آثار و كاركردهاى دنيوى و اخروى و فردى و اجتماعى مذكور در روايات پرداخته است. فصل هفتم: اين فصل به نقل از گزيده اى از ديدگاه هاى جامعه شناسان درباره موقعيت شبكه خويشاوندى در نظام اجتماعى، آثار و كاركردهاى آن در نظام هاى سنتى پيشين، هسته اى شدن خانواده، عنوان الگوى رايج نظام خانوادگى در تمدن صنعتى و … پرداخته است. در فصل هشتم به نقش دين عموما و اسلام خصوصا در تحكيم پيوندهاى اجتماعى اشاره شده است. فصل نهم به خلاف فصل هاى پيش كه عمدتا از رنگ و بوى توصيف برخوردارند به تبيين علل ضعف يا قطع ارتباطات خويشاوندى در جوامع موجود پرداخته است.
كتاب تحليلى اجتماعى از صله رحم تاليف سيدشرف الدين توسط موسسه بوستان كتاب با قيمت ۳۸۰۰ تومان در دسترس علاقه مندان قرار دارد.
داستان دوستان
صفات اخلاقى و اجتماعى نيك و بد بسيار است، از همين رو بايد ضابطه ها و معيارها و مرزهاى بين صفات خوب و بد را بشناسيم تا مبادا كار بدى را به عنوان كار خوب و يا به عكس انجام دهيم. گاهى مرز بين بعضى از صفات نيك و بد در ظاهر به قدرى باريك است كه انسان ناخودآگاه آن مرز را ويران كرده و كار زشتى را به عنوان كار نيك انجام مى دهد، يا كار نيكى را به پندار اين كه بد است، ترك مى كند.
بنابراين چهارچوب ها و معيارها و مرزها را بايد شناخت و در عمل آن مرزها را حفظ كرد و در نتيجه، ناخودآگاه به دره هولناك گناه و صفات زشت اخلاقى نيفتاد و يا كار نيك را به عنوان كار بد ترك نكرد.
ويرايش دوم كتاب داستان دوستان كه مجموعه داستان هاى جذاب و حكمت آموزى از چهارده معصوم (ع) مى باشد، به قلم محمد محمدى اشتهاردى، توسط بوستان كتاب قم منتشر شد.
برابرى يا نابرابرى
امروزه شاهد هجوم گسترده به قوانين اسلامى پيرامون حقوق زنان مى باشيم كه بدون اشاره به سند قرآنى يا روايى اين قوانين با عناوين مختلف آنها را مورد تهاجم قرار مى دهند. علاوه بر آن، گاه با چشم پوشى عمدى نسبت به گا مهاى مثبت و مهمى كه جهت بهبود وضعيت زنان در جمهورى اسلامى برداشته شده، با ارايه برخى خلاها يا ضعف هاى قانونى، وضعيت زنان در ايران، به شدت ظلمانى و تيره و تار نشان داده مى شود. اين ايرادات در بين دانشجويان دانشگاه ها كه از عواطفى لطيف سرشارند نيز منتشر شده، گاه آنان را به موضع گيرى غير واقع بينانه واداشته است.
كتاب حقوق زنان؛ برابرى يا نابرابرى كه توسط سعيده باقرى فرد تدوين شده و خانم ها فاطمه بداغى، فريبا علاسوند و زهرا آيت الهى، به سوال هاى آن پاسخ گفته اند، در صدد پاسخگويى به سوال هاى دانشجويان پيرامون حقوق زنان در ايران مى باشد.
اين كتاب توسط دفتر نشر معارف منتشر شده است.
فطرت عشق
فطرت انسان به عنوان پايگاه دين، قابل تبديل و تغيير نيست. امروزه كارشناسان معتقدند فطرت از بين نمى رود. روى فطرت نقاب كشيده مى شود يا كمرنگ مى شود؛ اما از بين نمى رود. به همين جهت در ظلمانى ترين شرايط جامعه يك نجات بخش، يك پيغمبر، يا يك امام در مردم حركتى نو ايجاد مى كند و انسان بى دين را به انسان مومن و متعهد مبدل مى سازد. در بدترين شرايط فساد اخلاقى و انحرافات اعتقادى شبهه جزيره عربستان، پيامبر اسلام فطرت ها را بيدار كرد.حجاب فطرت ها را كنار زد، غبار را از آنان زدود تا به جايگاه اصلى خود بازگردند. دين استوارترين دينى است كه در جان انسان ريشه دارد و با تمام وجود و ساختار انسان هماهنگ است. اين دين مى تواند استوار بماند و در تاريخ همراه بشر باشد و از بين نرود. چون پايگاه دين، فطرت انسان است. انسان بايد به اين ريزه كارى هاى خلقت توجه كند كه چگونه خداوند دين هماهنگ با فطرت را براى نجات انسان بسيج كرده است. كتاب فطرت عشق را عارف حكيم آيت الله العظمى ميرزا محمدعلى شاه آبادى تاليف كرده و آيت الله فاضل گلپايگانى به شرح آن پرداخته است. اين كتاب توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى با قيمت ۲۸۰۰ تومان در دسترس علاقه مندان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |