سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۶
۲۷ محرم ۱۴۲۹ - ۵ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۲۰
حوادث
Tel: 88809516
events@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
سلامت
دفاع مقدس
سياست
آرشيو
تماس با ما
دكتر قلابى در دام افتاد
جعل عنوان نماينده بالاترين مقام اجرايى
راز قتل در گرو تحقيقات بيشتر پليس است
چگونگى دستگيرى عامل قتل به روايت فرمانده انتظامى ساوجبلاغ
دكتر قلابى در دام افتاد
داستان پژو پرشياى نذرى و مرد كلاهبردار
مركز اطلاع رسانى پليس خراسان رضوى از دستگيرى فردى خبر داد كه با وعده پژو پرشياى نذرى، از مردم كلاهبردارى مى كرد.
اين فرد كه با حيله و نيرنگ از چندين شهروند در نقاط مختلف كشور كلاهبردارى كرده بود، در نيشابور دستگير شد.
ماجرا از آن جا شروع شد كه يكى از مالباختگان سراسيمه به كلانترى ۱۲ نيشابور رفت و به ماموران گفت: در شاهرود زندگى مى كنم و قصد داشتم به اسفراين بروم. در كنار جاده منتظر اتوبوس بودم كه يك خودرو سوارى داتسون قهوه اى رنگ ايستاد و راننده آن با اعلام اين كه همين مسير را مى رود، مرا قانع كرد سوار خودرواش شوم. راننده داتسون، خود را دكتر معرفى كرد و پس از طى مسافتى مدعى شد يك خودرو نذرى دارد كه درازاى دريافت مبلغ كمى، آن را واگذار مى كند.
اين مالباخته ادامه داد: من همچنان به حرف هاى راننده خودرو گوش مى كردم كه نزديكى هاى نيشابور ماشين خراب شد و ما خودرو را به نمايندگى ايران خودرو برديم و در آنجا، راننده نشانى منزلى را به من داد و گفت: اين نشانى منزل يكى از دوستانم است به آنجا برو و بگو كه دكتر گفته بيا و ما را با ماشين خود به اسفراين ببر. من هم با طمع به اين كه بتوانم خودرو پرشيا را با مبلغ يك ميليون و ۱۶۰ هزار تومانى كه همراهم بود، صاحب شوم پول را درخودرو داتسون گذاشتم و بلافاصله براى پيدا كردن خودرو مورد نظر به شهر نيشابور رفتم، اما چنين نشانى و مشخصاتى اصلا صحت نداشت، به همين دليل به تعميرگاه ايران خودرو برگشتم، اما اثرى از داتسون قهوه اى رنگ و دكتر قلابى نبود.
با گزارش اين موضوع به پليس، طرح كنترل و مهار در حوزه استحفاظى فرماندهى انتظامى شهرستان نيشابور اجرا شد و مشخصات خودرو از طريق شبكه در سيستم كنترلى پليس ثبت شد و به اين ترتيب در كمتر از ۲۵ دقيقه، تيم تجسس و عمليات كلانترى ،۱۲ داتسون قهوه اى رنگ را در يكى از خيابان هاى نيشابور شناسايى و متوقف كرد و راننده خودرو نيز به كلانترى برده شد، اما وى كه ۴۰ سال سن دارد، مدعى شد :فردى را به عنوان مسافر سوار ماشينم كرده ام و اوبه ميل خودش پول ها را داخل خودرو جا گذاشته است.
دومين داستان پرشياى نذرى
در حالى كه ماموران در حال تكميل اطلاعات پرونده و بازجويى از متهم بودند، فرد ديگرى نيز به كلانترى ۱۲ نيشابور رفت و به محض ديدن متهم، داستان مشابهى را تعريف كرد.
دكتر قلابى كه در برابر شواهد و ادله موجود ناچار به اعتراف و بيان حقيقت شده بود، به پليس گفت: با اين حيله و نيرنگ تاكنون ۴ مورد در نيشابور و در شهرهاى خرم آباد، كاشمر، چمستان، اسفراين، رامسر و چالوس كلاهبردارى كرده ام.
از اين اتهام بوى تبانى مى آيد!
عاملان درگيرى خونين مرگبار نظرآباد كرج روز گذشته در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شدند.
محمد رضا حيدرى، نماينده دادستان در تشريح اين حادثه گفت: ساعت ده شب دهم بهمن ماه سال ۸۵ به ماموران انتظامى نظرآباد خبر داده شد درجريان يك درگيرى خونين در اين منطقه پسر جوانى به نام «حسين» در پى اصابت ضربات مشت و لگد به شدت زخمى شده اما پس از انتقال به بيمارستان با وجود مساعى پزشكان به خاطر شدت صدمات وارده و عوارض ناشى از آن فوت كرده است. با اعلام اين موضوع به ماموران آنها بلافاصله بازپرس ويژه قتل دادسراى عمومى وانقلاب نظرآباد را در جريان قرار داده و به دستور او نخست جسد به پزشكى قانونى برده شد و سپس عاملان اين درگيرى بازداشت و براى تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهى قرار گرفتند. در تحقيقات به عمل آمده مشخص شد عامل وقوع اين قتل «امير» بوده است، او نيز در اعترافاتش به ماموران گفت: روز حادثه به همراه مجيد و جعفر با موتورسيكلت به خانه مى رفتيم كه ناگهان حسين جلوى ما را گرفت و پس از بد و بيراه گفتن به هم درگيرى بين ما و او با فريبرز و تورج شروع شد و درگيرى مان آن اندازه بالا گرفت كه من با ضربات مشت و لگد به جان او افتادم و زمانى كه بيهوش شد او را رها كردم.
سپس نماينده دادستان گفت: اكنون با توجه به محتويات پرونده و درخواست اولياى دم براى متهمان درخواست مجازات قانونى دارم.
پس از آن ابتدا پدر مقتول براى متهم درخواست قصاص كرد و سپس «يعقوب شعارى» وكيل مادر مقتول براى متهم خواستار اشد مجازات شد.
اكنون نوبت «امير» بود كه به دستور قاضى كوه كمره اى از خود دفاع كند.
او با رد اتهام مباشرت در قتل عمدى در دفاع از خود گفت: من دخالتى در اين قتل نداشتم و از زمان شروع درگيرى تا پايان آن سوار موتورم بودم و پس از بازداشت توسط ماموران، تحت فشار آنان مجبور شدم قتل را به گردن بگيرم.
سپس قاضى كوه كمره اى به متهم گفت: چنان چه شاهدان عينى و ديگر متهمان شهادت بدهند كه تو مرتكب قتل شدى آيا باز هم اتهام را رد مى كنى؟
متهم در پاسخ گفت: آنها و شاهدان با همديگر تبانى كرده و هم قسم شدند تا عليه من شهادت بدهند.
در ادامه «صفر» يكى از شاهدان با اداى سوگند در مقابل تفاوت براى گفتن حقيقت گفت: من در زمان درگيرى امير را ديدم كه با مشت و لگد به جان مقتول افتاده بود و زمانى كه خواستم آنها را جدا كنم امير با جسم نوك تيزى دستم را زخمى كرد و پس از آن فريبرز يكى از متهمان با اعلام اينكه ناخواسته وارد اين درگيرى شده گفت: من و حسين و تورج توى كوچه بوديم كه «امير» و دوستانش فحش ناموسى دادند و اين موضوع باعث درگيرى بين ما شد و بعد با چشمانم ديدم كه امير، حسين را با مشت و لگد زد. پس از آن تورج نيز ادعاى فريبرز را تاييد كرد و در ادامه مجيد نيز با پذيرفتن اتهام خود گفت: حين دعوا با هم درگير بوديم كه «امير» در يك لحظه به جان «حسين» افتاد واو را با مشت و لگد زد.
در ادامه حبيب قاسم زاده وكيل متهم در دفاع از موكلش با اشاره به نقص تحقيقات گفت: همانطور كه در پرونده آمده است گفته هاى شاهدان عينى روز حادثه با محتويات پرونده متفاوت است، بنابراين درخواست تحقيقات بيشتر دارم. وى همچنين با اشاره به اظهارات پزشكى قانونى كه ۵۰ درصد علت مرگ را ضرب و شتم و ۵۰ درصد آن را ناشى از تزريق مرفين و خورن قرص خواب آور و الكل اعلام كرده بود خواهان تحقيقات بيشترى در اين زمينه شد.پس از آن قاضى كوه كمره اى پس از شور با چهار مستشار دادگاه متهم به قتل را به پرداخت ديه محكوم كردند.
جعل عنوان نماينده بالاترين مقام اجرايى
جاعل:مى خواستم مشكلات مردم را حل كنم!
رييس پليس آگاهى استان خوزستان از دستگيرى كلاهبردارى خبر داد كه با عنوان جعلى نماينده دفتر رييس جمهور از افراد خاص اخاذى مى كرد.
سرهنگ مختارى فر در اين باره گفت: در پى تشكيل پرونده اى در پليس آگاهى مبنى بر اين كه شخصى به نام يبر - خ با اعلام شكايتى عنوان كرده كه در بهمن ماه ،۸۵ در پى سفر رييس جمهور به استان خوزستان، نامه اى در خصوص برخى مشكلات براى بازپرداخت اقساط يك مورد وام خطاب به ايشان نوشته و پس از مدتى شخصى با در دست داشتن تصوير همان نامه و ارايه كارت شناسايى، خود را نماينده دفتر رييس جمهور معرفى كرده و مبلغ ۲۳ ميليون ريال جهت بخشودن بازپرداخت اقساط وام دريافتى گرفته و سپس گريخته است.
وى افزود: با توجه به اهميت موضوع، اكيپ ويژه اى از كارآگاهان پليس آگاهى مسوول رسيدگى به اين پرونده شدند و همان ابتدا پرونده هاى جعل عنوانى كه در پليس آگاهى خوزستان تشكيل شده و به نحوى با ادارات دولتى مرتبط بود را مجدد مورد بررسى قرار دادند.
سرهنگ مختارى فر در ادامه گفت: اين اقدامات در حالى بود كه همزمان، كارآگاهان پليس با انجام چهره نگارى، شخصى به نام جواد -ش را شناسايى كردند كه كارمند يكى از ادارات دولتى اهواز بود و دو مورد پيشينه جعل عنوان نيز داشت. رييس پليس آگاهى استان خوزستان افزود: بدين ترتيب با كنترل نامحسوس، پس از اطمينان نسبت به اتهام وارده به نامبرده، با اخذ دستور مقام قضايى تحقيقات در خصوص ردگيرى متهم به صورت ميدانى و از محله هايى كه وى براى اخاذى به آنجا رفته بود، آغاز شد و بر اين اساس تمامى افرادى كه به نحوى مورد كلاهبردارى قرار گرفته بودند، شناسايى شدند.
سرهنگ مختارى فر در اين رابطه گفت: همه شاكيان در جريان تحقيقات عنوان كردند كه اين مرد با عنوان ساختگى نماينده دفتر رييس جمهور بابت رفع مشكلات آنها، وجوهى را اخذ كرده است. اظهارات اين افراد در حالى بود كه مداركى مستدل نيز در اين رابطه به دست آمد و بر اين اساس بلافاصله جواد دستگير و در مواجهه حضورى با شاكيان شناسايى شد.
به گفته رييس پليس آگاهى استان خوزستان، در ادامه تحقيقات، متهم ابتدا منكر قضايا شد، اما با ارايه دليل و مدارك مستند مبتنى بر ارتكاب جرم از سوى وى، لب به اعتراف گشود و به ماموران گفت: در بهمن ،۸۵ به نحوى به اين نامه ها دسترسى پيدا كرده و كپى آنها را تهيه كردم و با استفاده از نشانى و شماره تلفن هاى ذكر شده در نامه ها به صاحبان آنها مراجعه و با معرفى خود تحت عنوان جعلى نماينده دفتر رييس جمهور، مبالغى را براى رفع مشكلاتشان گرفتم. نيروى انتظامى در اين رابطه با هشدار به افراد اعلام كرد: نمايندگان دولت تحت هيچ عنوانى حق اخذ هيچ مبلغى از مراجعان ندارند و بر اين اساس شهروندان صد در صد هوشيار باشند كه در غير اين صورت، طرف مقابل قصد اخاذى دارد و مراتب را بلافاصله به مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ گزارش كنند.
دزد مطب پزشكان دستگير شد
شخصى كه سابقه چندين مورد سرقت به عنف از مطب پزشكان در استان مازندران را داشت، سرانجام در برابر كارآگاهان هوشيار پليس آگاهى زانو زد.
اين متهم به نام وحيد - ص با در دست داشتن كلت كمرى پلاستيكى و يك قبضه قمه با مراجعه به مطب پزشكان با تهديد و ارعاب وجوه نقد آنها را به سرقت مى برد.
سرهنگ آزرده، رييس پليس آگاهى مازندران درباره جزئيات اين خبر گفت: پس از شكايت يكى از پزشكان بابل در خصوص سرقت مبلغ ۱۵۰ هزار تومان وجه نقد كه به مجروح شدن وى نيز منجر شد، اكيپ ويژه اى از كارآگاهان پليس آگاهى اين استان مامور رسيدگى به پرونده شدند.
وى افزود: در نخستين اقدام، عمليات چهره نگارى و بررسى تصوير متهمان پيشينه دار در دستور كار كارآگاهان قرار گرفت و از سوى ديگر استفاده از اطلاعات مردمى و كار علمى، حلقه محاصره متهم را تنگ تر كرد تا سرانجام با روشن شدن هويت وى، طى يك اقدام سريع و غافلگيركننده از سوى كارآگاهان وى دستگير شد و طى بازجويى ها به هشت مورد دزدى از مطب پزشكان در استان مازندران و يك مورد در تهران اعتراف كرد.
راز قتل در گرو تحقيقات بيشتر پليس است
شبهه تسويه حساب و انتقام در مرگ سيگارفروش محله مولوى
در پى به قتل رسيدن فردى ميانسال، بازپرس ويژه قتل دستور شناسايى و بازداشت عامل يا عاملان اين جنايت را صادر كرد.
ساعت چهار بعدازظهر روز يكشنبه زنى هنگام مراجعه به منزل خود در خيابان مولوى متوجه باز بودن درب منزل همسايه اش شد كه پس از ورود به اين خانه بوى سوختگى شديدى احساس كرد و زمانى كه به طبقه دوم ساختمان رفت با جسد همسايه ۵۳ ساله اش در حالى روبه رو شد كه جسد در حال سوختن بود.
با گزارش موضوع به كلانترى ۱۱۶ مولوى، قاضى بهروز هنرمند، بازپرس كشيك قتل پايتخت در جريان اين جنايت قرار گرفت و بلافاصله با حضور در صحنه قتل، تحقيقات خود را آغاز كرد. بازپرس شعبه چهارم بازپرسى (ويژه قتل) دادسراى امور جنايى تهران در اين زمينه گفت: مقتول با هويت ذبيح الله ظاهرا در پى اصابت چاقو به قفسه سينه اش به قتل رسيده و روى نيمه بالايى بدنش نيز بنزين ريخته و او را آتش زده اند.
وى افزود: ذبيح الله، فروشنده سيگار بوده و داخل منزلش پول يا وسيله ارزشمندى نداشته است.
هنرمند در مورد انگيزه هاى اين جنايت گفت: قوى ترين فرضيه موجود در مورد انگيزه عامل يا عاملان اين جنايت، انتقام و تسويه حساب است كه فعلا دستور شناسايى و بازداشت متهم يا متهمان قتل صادر شده و اظهار نظر بيشتر منوط به انجام تحقيقات بعدى است.
قطع كابل مخابراتى ديگر بين امارات و قطر
كابل فيبر نورى جديدى بين امارات و قطر در خليج فارس قطع شد.
به گزارش شركت مخابراتى كيوتل قطر، قطع اين كابل سبب كندتر شدن سرعت اينترنت و اختلال بيشتر در شبكه هاى ارتباطى شده است. اين شركت اعلام كرد، تعمير اين كابل به بيش از ده روز زمان نياز دارد.
۹۵ درصد ارتباطات مخابراتى در منطقه از طريق كابل هاى فيبر نورى و بقيه با ارتباطات ماهواره اى انجام مى شود. بزرگ ترين مورد قطع كابل هاى مخابراتى به قطع شش كابل بين تايوان و فيليپين در سال ۲۰۰۶ بر اثر زلزله مربوط مى شود.
ديو و فرشته در بوليوى اما با نقش هايى متفاوت!
شركت كنندگان در يك مراسم سنتى در بوليوى كه ديو و فرشته نقش اصلى آن را ايفا مى كنند، معتقدند با شركت در اين مراسم آرزوهايشان برآورده مى شود.
مراسم آئينى اورورو كه در ابتدا جشن سنتى بوميان بوليوى بود در پى ورود اسپانيايى ها و ممنوعيت حقوق بومى ها رنگ و بوى كاتوليكى و مسيحى به خود گرفت. در مراسم اورورو كه با جلوه هاى آئينى با نمادهاى فرشته و ديو صورت مى گيرد، ديو كه نقش نگهبان معدنچيان را بر عهده دارد از شخصيت هاى اصلى اين مراسم است.
انريكه پاتيلا، كشيش بوليويايى مى گويد: در فرهنگ كاتوليك ديو نماد شرارت است، اما در آيين اورورو نماد ديو تغيير يافته است. كليساى كاتوليك بوليوى از معدود كليساها در امريكاى لاتين است كه شركت در چنين مراسمى را پذيرفته است. شركت كنندگان در مراسم اورورو اعتقاد دارند كه با شركت در اين مراسم آرزوهايشان برآورده مى شود.
حكايت دزدان دريايى و ضعف دولت سومالى!
رايزنى ها براى آزادى خدمه روسى و انگليسى يك كشتى كه دزدان دريايى در آب هاى سومالى آن را ربوده اند ادامه دارد.
شبكه تلويزيونى راشاتودى روسيه به نقل از شركت صاحب كشتى ربوده شده در آب هاى سومالى اعلام كرد، اطلاعات به دست آمده نشان مى دهد همه شش خدمه اين كشتى كه در مسير سن پترزبورگ به ساخالين در شرق روسيه در حركت بود، سالم هستند. دولت روسيه نيز به كشتى هاى ناتو كه در منطقه مستقر هستند درباره اين حادثه خبر داده است. كارشناسان مى گويند در صورتى كه دزدان دريايى پول درخواستى خود را دريافت كنند هيچ آسيبى به خدمه كشتى نخواهد رسيد. برآورد مى شود دزدان به دريافت چند صد هزار دلار در برابر آزادى اين شش نفر راضى شوند. به علت نبود دولتى واقعى، موثر و مقتدر از سال ۱۹۹۱ در سومالى، دزدى دريايى به امرى رايج در آب هاى اين كشور تبديل شده و هر سال چندين مورد حوادث مشابه رخ مى دهد.
نوجوان امريكايى اعضاى خانواده اش را به قتل رساند
نوجوان پانزده ساله امريكايى پس از كشتن همه اعضاى خانواده اش به ميهمانى رفت.
به نوشته روزنامه اينترنتى روسى لنتا، نيكلاس واگونر ساكن ايالت مريلند پس از جروبحث با پدرش، والدين و دو برادر يازده و سيزده ساله خود را در حالى كه خواب بودند به ضرب گلوله به قتل رساند و سپس به ميهمانى دوستانش رفت.
بر اساس اين گزارش، نيكلاس پس از بازگشت از ميهمانى به پليس زنگ زد و گفت كه جسد پدرش را يافته است و پليس  بلافاصله پس از رسيدن به محل جنايت، وى را كه به قتل اعتراف كرد دستگير كردند.
به گفته آن ها تپانچه پدر خانواده كه آلت قتل بوده در ميان بوته هاى نزديك خانه پيدا شده است.
خواستن توانستن است
هر چنددير...
يك مرد عربستانى پس از ۲۳ سال توانست در كلاس دوم دبيرستان قبول شود.
به گزارش شبكه تلويزيونى العربيه يكى از معلمان در سالن امتحانات دبيرستانى در جده، وى را كه ۳۷ سال سن داشت شناخت.
اين مرد عربستانى به علت مردود شدن مكرر از مدرسه اخراج شده بود، اما سپس با سعى خود توانست بر اساس نظام آموزش از راه دور و شبانه قبولى در اين كلاس را به دست آورد.
ثروتمندترين مرد جهان با شصت ميليارد دلار يك لبنانى تبار است
بازرگانى مكزيكى تبار با شصت ميليارد دلار ثروت شايد عنوان ثروتمندترين مرد جهان را يدك مى كشد.
روزنامه شيكاگو تريبون در اينترنت نوشت: اين مرد با وجود ثروتش به ندرت از رايانه استفاده مى كند و به جاى آن دوست دارد از دفتر يادداشت كوچكى براى ثبت ارقام در كارهاى روزانه اش استفاده كند. كارلوس اسليم بازرگانى سنت گرا است كه فيلم هاى قديمى را بر محصولات مشابه جديد ترجيح مى دهد. اسليم ۶۸ ساله را كمتر كسى در امريكا مى شناسد ولى او با پول هنگفتش يك امپراتورى مخابراتى ساخته كه با امپراتورى هايى كه بيل گيتس و وارن بافت در امريكا با ثروتشان برپا كرده اند قابل قياس است. پدر اسليم كه اجدادش لبنانى هايى بودند كه به مكزيك مهاجرت كردند، بازرگانى موفق بود كه پسرش را به خوبى با راز و رمز تجارت آشنا كرد. اسليم در دوازده سالگى نخستين خريد معامله تجارى خود را سر و سامان داد و از بانك ناسيونال مكزيك تعدادى سهام خريد او زمانى مدرس كالج در درس جبر بود ولى بعدا تمام و كمال به تجارت روى آورد. اسليم مالك چندين شركت، فروشگاه و رستوران هم هست و گفته شده كه با كارلوس ساليناس دگورتاره، رييس جمهور دهه نود مكزيك هم روابط نزديكى داشته است.
كارشناسان آتش نشانى انگليس به تهران آمدند
مهندس حاجى بيگى:ايران قطب مهم آموزش امداد و نجات و اطفاى حريق خاور ميانه مى شود
سه نفر از مديران و كارشناسان بين المللى آموزش آتش نشانى انگلستان با مديرعامل سازمان آتش نشانى تهران ديدار و گفت وگو كردند.
جان لو، مدير توسعه آموزش هاى بين المللى كالج موتون، كوين روباتم و نيز فيليپ ريموند از كارشناسان ارشد اين كالج، به دعوت و انعقاد قرارداد سازمان آتش نشانى تهران با كالج مورتون در مرحله بازديد اوليه از محل احداث مجتمع آموزشى به منظور تعيين معيارها، آيين نامه ها و استانداردهاى لازم براى طراحى اين مركز و نيز مشاوره در زمينه جانمايى، استقرار ساختمان ها، كارگاه هاى عملياتى و آزمايشگاه ها و نيز اجزاى مختلف محوطه عملياتى به تهران آمدند.
اين افراد به همراه سه نفر از مديران شركت يورو پارس، نماينده رسمى اين كالج در ايران از سازمان آتش نشانى بازديد كرده و در جريان ديدار با مديرعامل آتش نشانى تهران در خصوص همكارى ها مذاكره كردند.
مهندس حاجى بيگى، مديرعامل آتش نشانى تهران در اين ديدار ضمن تاكيد بر ضرورت ايجاد يك مركز آموزش عملياتى آتش نشانى در كشور اظهار اميدوارى كرد كه اين مركز با مشاوره و با نظارت كالج خدمات آتش نشانى مورتون كه يك مركز مهم آموزش ايمنى و آتش نشانى در جهان است، به يكى از قطب هاى مهم آموزش تخصصى و حرفه اى رشته امداد و نجات و اطفاى حريق در خاورميانه بويژه كشورهاى اسلامى تبديل شده و ادامه فعاليت كند.
پرويز ياراحمدى، معاون آموزشى و برنامه ريزى سازمان آتش نشانى تهران در اين باره گفت: مشاوران ايرانى و مشاوران انگليسى كالج مورتون براى طراحى و ساخت نخستين مركز آموزش ايمنى و آتش نشانى كشور پس از ديدار با مديرعامل آتش نشانى تهران، جلسات تخصصى خود را در محل مركز آموزش آتش نشانى ايثارگران واقع در شهرك صالح آباد در جنوب تهران برگزار كردند كه در روزهاى آتى نيز ادامه خواهد داشت.
چگونگى دستگيرى عامل قتل به روايت فرمانده انتظامى ساوجبلاغ
اختلاف بر سر معامله مواد مخدر جنايت آفريد
كوشش كارآگاهان جنايى ساوجبلاغ براى دستگيرى عامل قتل يك قاچاقچى معروف موادمخدر پس از هفت ماه نتيجه داد.
سرهنگ سعدى بابانژاد، فرمانده انتظامى شهرستان ساوجبلاغ در تشريح اين پرونده گفت: ساعت ۴ بامداد بيست و هشتم تير ماه ،۸۶ ماموران پليس ۱۱۰ در جريان كشف جسد مردى ناشناس كه پيكر بى جانش لاى يك پتو طناب پيچيده شده بود، قرار گرفتند.
وى افزود: بازپرس ويژه قتل و كارآگاهان دايره جنايى پس از حضور در صحنه كشف جسد كه اطراف كشتارگاهى در منطقه كردان بود، در تحقيقات اوليه از محل دريافتند كه قربانى حادثه ظاهرا در اثر خفگى به قتل رسيده است.
سرهنگ بابانژاد ادامه داد: با انتقال جسد به پزشكى قانونى، هويت مقتول به نام غلامرضا فاش شد و كارآگاهان متوجه شدند كه وى ساكن حصارك كرج بوده و در بيست و ششم تير ماه ،۸۶ با يك خودرو پژو از خانه خارج شده و ديگربرنگشته است و به اين ترتيب با شناسايى خانواده قربانى، پدرش مدعى شد غلامرضا روز حادثه با داشتن مدارك خودرو و ۴ خط تلفن همراه از خانه خارج شده است.
وى گفت: در تحقيقات گسترده پليس از بستگان نزديك مقتول مشخص شد كه وى، يكى از فروشندگان عمده موادمخدر در شهرستان كرج، حصارك ، شاهين ويلا، كيانمهر و پيشاهنگى بوده است. همچنين در ادامه بررسى ها با تحقيق بر روى ۴ خط تلفن همراه غلامرضا، كارآگاهان دريافتند كه روز حادثه، مردى به نام محمد كه از دوستان مقتول بوده، چندين بار تماس تلفنى با وى داشته است.
بر اين اساس، محمد به عنوان نخستين مظنون پليس در شهرستان قم به طور موقت بازداشت و از او بازجويى شد و در اظهارات اوليه با اشاره به اين كه مقتول را مى شناخته، اما با وى ارتباطى نداشته است به ماموران گفت: وى روز حادثه با مردى به نام حسن قرار ملاقات داشته است.
به گفته سرهنگ بابانژاد، با شناسايى حسن كه يك متهم پيشينه دار در زمينه دزدى و خريد و فروش موادمخدر بود، وى دستگير و به ارتكاب قتل معترف شد، اما كارآگاهان پليس در بررسى شاخه ديگرى از پرونده متوجه شدند خودرو قربانى كه به سرقت رفته بود، از چند پمپ بنزين در محدوده شاهين ويلا سوختگيرى كرده است، بنابراين با زير نظر گرفتن محل هاى تردد خودرو، كارآگاهان خودرو به سرقت رفته را شناسايى كرده و توانستند راننده آن به هويت على اصغر را حين سوار شدن به خودرو در شاهين ويلا دستگير كنند.
فرمانده انتظامى ساوجبلاغ در تشريح ادامه جزئيات پرونده گفت: اين متهم در بازجويى اوليه مدعى شد: خودرو را از محمد به مبلغ ۹ ميليون تومان خريدارى كرده است، بنابراين محمد دوباره به پليس آگاهى احضار شد و در بازجويى ها به قتل غلامرضا اعتراف كرد. وى همچنين مدعى شد: چندى قبل در يك معامله، مقدار قابل توجهى موادمخدر از نوع حشيش به مبلغ ۱۲ ميليون تومان به غلامرضا فروختم و خودرواش را به صورت امانت پيش خود نگهداشتم، اما بعد از يك هفته، زمانى كه مطمئن شدم وى قصد برگرداندن پولم را ندارد، روز حادثه با وى تماس گرفته و او را به جاده قزلحصار كشانده و در جريان درگيرى، وى را به قتل رساندم، سپس با همكارى پسرخاله ام، جسدش را به جاده كردان برده و همانجا رها كرديم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |