|
|
|
آيا بانوى پير قهرمان مى شود؟
|
|
|
|
بحث قيمت گذارى بر روى مربى ملى
|
|
|
|
آن چه تور قطر به ما يادآورى كرد
|
|
|
|
|
آيا بانوى پير قهرمان مى شود؟
رانيه رى: هنوز فرصت داريم
حورا شكيبى بانوى پير طى دو سال گذشته اتفاقات متعددى را تجربه كرده كه از جمله آنها دست داشتن بزرگان باشگاه در تبانى و اتهام به رسوايى در فوتبال، سقوط يووه به سرى B با كسر ۱۷ امتياز، پس گرفته شدن عنوان اسكودتو، تلاش براى صعود به سرى A، تعويض سرمربى، خروج ستارگان و عزيمت آنها به فوتبال اسپانيا، صدرنشينى در جدول سرى B و بالاخره حضور مجدد در رقابت هاى دسته يك( سرى A) فوتبال سرزمين چكمه اى بوده، البته ناگفته نماند كه بينكونرى در فصل نقل و انتقالات فعاليت زيادى داشته، با اين حال آنگونه كه از اين تيم توقع مى رود، موفقيت چندانى در جهت صدرنشينى مجدد مشكى و سفيد پوشان ديده نشده است. كلوديو رانيه رى، سرمربى مردان دل آلپى اعتقاد دارد، تا پايان فصل فرصت زيادى باقيست و شاگردانش توان جبران را دارند و درست نيست از حالا تيمش را با اينترميلان كه در پله اول جدول جاى خوش كرده، قياس كرد. با حضور رانيه رى فرانسوى در راس كادر فنى يووه، اين تيم توانسته خود را تا جايگاه سوم بالا بكشد. در مصاف اخير دو تيم مذكور در دور برگشت رقابت هاى جام حذفى ايتاليا، مردان رانيه رى با نتيجه ۳ بر ۲ از اينتر شكست خوردند و روبرتو منچينى بار ديگر اقتدار بى چون و چرايش را بر تيم هاى ديگر اثبات كرد حتى يوونتوس كه مدعى بود قهرمانى مشكى و آبى پوشان در فصل گذشته سرى A باد آورده بوده است. با اين حال اختلاف امتياز بينكونرى با اينتر در جدول سرى A چشمگير است و كلوديو رانيه رى در صدد است بار ديگر شاگردانش را قهرمان فوتبال ايتاليا نمايد. يوونتوس مى تواند با كسب عنوان قهرمانى پايان فصل بار ديگر حرف اول را بزند اما سرمربى نگران اين تيم مى گويد كه هنوز زمان احقاق آن آرزو فرا نرسيده. وى در اين باره مى گويد: اينتر براى كسب قهرمانى به ميادين مختلف مى رود و منچينى قصد دارد قهرمانى فصل گذشته را بار ديگر تكرار كند. در حال حاضر درست نيست خودمان را با نراتزورى قياس كنيم. براى اين كار خيلى زود است. بايد همان روش بازى هاى گذشته مان را بدون مرتكب شدن حتى يك خطا تكرار كنيم. يوونتوس طى چند هفته اخير چه در داخل زمين و چه خارج آن حسابى سرگرم بوده. سران اين باشگاه موفق شدند در ماه ژانويه گوگليمو استنداردو را به طور قرضى از لاتزيو منتقل كرده، محمد سيسوكو از ليورپول را در اختيار گرفته و قول آن را از استون ويلا بگيرند كه در تابستان آينده اولوف ملبرگ، ملى پوش سوئدى را خريدارى نمايند. خورخه آندراده، جورجيو چيلينى و جاناتان زبنيا همگى مصدوم هستند. حضور زدنك گريگرا هم در هاله اى از ابهام قرار دارد پس استنداردو مستقيم راهى خط دفاع تيم مى شود. سرمربى در خصوص اين تازه وارد مى گويد: استنداردو بازيكن خوبيست كه تجربه حضور در ليگ قهرمانان را نيز دارد البته به قدرى زمان نياز دارد تا با هم تيمى هاى جديدش هماهنگ شود اما اطمينان دارم هرگونه كمكى كه بخواهد، دريافت مى كند. رانيه رى همچنين از بازگشت مائوروكامورانزى به تركيب تيمش خشنود است. كامورانزى بيشتر بازى هاى نيم فصل اول را به دليل مصدوميت از دست داده بود. كلوديو رانيه رى مى افزايد: مائورو آمده تا به ما كمك كند و او به منزله خريد جديد براى تيم من است. جان لوئيجى بوفون هم كه با مشكل پشت، دست و پنجه نرم مى كند و امانوئله بلاردى به جاى وى درون دروازه گورخرها مى ايستد. حتى كسب تساوى هاى كم گل براى پيشرفت يوونتوس كافيست اما شاگردان كلوديو مى دانند كه اينتر تيمى نيست كه بتوان به راحتى از سد آن گذشت. تيم روبرتو منچينى كارنامه درخشانى دارد و شكست ناپذير است و بارها اين واقعيت را ثابت كرده است. سرمربى در ادامه مى گويد: تنها براى كسب پيروزى عازم ميادين مى شويم. يوونتوس در خانه تهاجمى عمل مى كند و با كمك اين مساله و هماهنگى بيشتر تيم اميدوارم بتوانم تيمم را به صدر جدول سوق دهم. يوونتوس بايد بار ديگر قهرمان ايتاليا شود.
|
|
|
|
|
بحث قيمت گذارى بر روى مربى ملى
كلمنته دو ميليون يورو مى ارزد؟
وصال روحانى پس از مدتى پخش شدن اخبار متفاوت و متعدد در خصوص ميزان دستمزد خاوير كلمنته مربى اسپانيايى و جديد تيم ملى فوتبال ايران، سرانجام از سوى يكى از سران جديد فدراسيون ( مهدى تاج نايب رييس اين نهاد) اعلام شد كه اولا بهاى كلى قرارداد وى يك ميليون يورو است، دوما وى ماهانه ۳۰ هزار يورو خواهد گرفت و ثالثا دستمزد پلكانى براى وى منظور و پرداخت خواهد شد. در مورد شق و تبصره سوم بايد توضيح بدهيم كه پاداش و دريافتى سرمربى سابق تيم هاى ملى اسپانيا و صربستان به نتايجى بستگى خواهد داشت كه تيم ملى ايران تحت هدايت وى در دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ خواهد گرفت. به عنوان مثال هرچه تيم ايران در اين پيكارها صعود بيشترى داشته باشد و سرانجام به مرحله پايانى برسد، دريافت و دستمزد كلمنته به طور پلكانى محاسبه شده و بالا خواهد رفت و به دست وى خواهد رسيد. عكس آن نيز صادق است، بدين معنا كه اگر ملى پوشان با هدايت كلمنته بد نتيجه بگيرند و به چيزى كه بايد برسند، دست نيابند، چيزى تحت عنوان پاداش پلكانى شامل حال كلمنته و شاگردانش و همچنين دستياران او نخواهد شد و به واقع نتايج مسابقات تيم ملى سرنوشت اين قسمت از كار را مشخص خواهد كرد.در هر حال مدت كلى قرارداد كلمنته سه ساله است و اين تا پس از اتمام جام جهانى ۲۰۱۰ را هم در برمى گيرد و شايد منظور سران فدراسيون فوتبال ايران پوشش دادن مدت اقامت وى تا جام ملت هاى آسيا ۲۰۱۱ باشد و شايد هم تمديد يا عدم آن فقط پس از برآورد جايگاه ما در جام جهانى ۲۰۱۰ مشخص شود. با اين اوصاف تنها مكان و مرحله اى كه دستمزد كلمنته از حالا قابل تخمين زدن و براى وى قابل اكتساب است، مرحله اول مقدماتى جام جهانى است، آنجا كه همگروه شدن ما با تيم هاى متوسط كويت، امارات و سوريه و صعود دو تيم از اين گروه ( دسته پنجم آسيا) بالا رفتن ما را تقريبا قطعى كرده است و كلمنته مى داند چه ميزان و آن را چه زمانى خواهد گرفت اما در مرحله نهايى مسابقات انتخابى جام جهانى ۲۰۱۰ در قاره آسيا همه چيز و ترسيم آن در دست خود او و شاگردانش خواهد بود به همين خاطر هر چه وى سريع تر سوار بر كار شود، به سود خود او نيز خواهد بود. بخشى از ماجرا حرف هاى سران فدراسيون درباره شرايط مالى كلمنته هنوز به طور كامل روشن وشفاف نيست، ولى به نظر مى رسد تنها مشخصه و چوب خط براى مربى ۵۸ ساله اسپانيايى جام جهانى آفريقاى جنوبى باشد و به همين شكل و در درجه اول بر اساس اين رخداد با او برخورد حرفه اى خواهد شد. درست است كه در حرف هاى مهدى تاج عنوان شده اين قضيه مربوط به دور مقدماتى جام جهانى نمى شود، اما اين هم بخشى از ماجرا است و كلمنته كه قبل از آمدن به ايران شاهد معرفى تعدادى از دستياران ايرانى اش بوده(!) و دستياران خارجى اش را نيز همراه با خود آورده است، بايد مهياى راهى طولانى شود، راهى كه اگر براى برخى مربيان سخت باشد، با شناختى كه از نام و اعتبار او در دست است نبايد براى وى دشوار باشد. با اين حال بحث مالى استخدام وى و ارقامى كه براى جذب او پرداخت شده، با توجه به اين كه براساس ارز آزاد رقم چشمگيرى را تشكيل مى دهد، بايد مورد توجه و بررسى جدى قرار گيرد. نيازها و فرض هايى كه بعد از پرداخت چنين ارقامى به وجود مى آيد، اين است كه اولا تيم ملى در كسب نتايج، ضعيف تر از دوران حضور مربيان ايرانى عمل نكند و دوما بازى هايش زيباتر و علمى تر از زمان كار مربيان وطنى باشد هر يك از اين دو مورد كه حاصل نيايد و بشكند فلسفه استخدام مربيان ولو مشهور خارجى با ارقامى كلان زير سوال مى رود و كارى غيرضرورى جلوه مى كند زيرا مربيان وطنى با يك هزارم اين دستمزد نيز براى تيم ملى كار مى كنند و فرض اين است كه اگر همان نتايج را بگيرند، به سبب هم فرهنگ بودن، به بازيكنان تيم نزديك تر بوده و به تبع آن ارتباط بهتر و سريع ترى را برقرار خواهند كرد و زمينه كارشان وسيع تر خواهد بود واز مشكلات ضعف ارتباط، رنج نخواهند برد. زير سوال با اين حساب كلمنته بايد به اندازه پولى كه مى گيرد، خدمات ارزانى دارد و چون به جز يك ميليون يورويى كه به عنوان پول پيش، دريافت مى دارد، بر حسب ارز آزاد هر ماه حدود ۴۰ ميليون تومان حقوق خواهد گرفت، اگر كار فوق العاده اى صورت ندهد، طبعا زير سوال خواهد رفت و شاهد يك سرى مباحث طولانى و پردامنه درباره مقبوليت پرداخت ها به او خواهيم بود. چيزى كه انرژى زيادى را از طرفين بحث خواهد گرفت و كلمنته را نيز فرسوده خواهد كرد و از حالا مى توان صداهاى پرشمارى را شنيد كه مى پرسند آيا مربى پيشين اتلتيك بيلبائو، رئال سوسيه داد، اسپانيول و تنه ريفه ۴۰ ميليون مى ارزد و بلافاصله ابروهايشان را به نشانه نفى موضوع بالا مى اندازند!
|
|
|
|
|
آن چه تور قطر به ما يادآورى كرد
جايگاه نه چندان روشن ركابزنان ما
وحيد رسولى رتبه هاى نازل حاصله در تورنمنت بين المللى اخير دوچرخه سوارى قطر تاكيد تازه اى بر مشكلات و كاستى هاى فنى فراوان مان در اين رشته بوده است. اين در حالى است كه ظرف سال هاى اخير بر اثر صعود دوچرخه سواران كشور در جداول آسيايى و در گستره اى از معادلات جهانى، مدعى ايستادن آنها در رده هاى شامخ و قابل توجهى بين رد ه هاى اول تا دهم و مثلا هفتم و هشتم در جداول UCI(اتحاديه بين المللى دوچرخه سوارى حرفه اى) بوده ايم. شاخصه هاى روشن و متعددى اين گونه رنكينگ ها را شكل مى دهند و لابد حاصل كار برخى ركابزنان ما در اين زمينه بد نبوده اما اگر مبناى كار تمامى سطح و رده هاى دوچرخه سوارى جهان باشد و طيف بازبينى كار ركابزنان تنها چند قاره و چند دوره مسابقه خاص قرار نگيرد و همه دارو ندار جهانى اين ورزش ملاك قرار گيرد، امكان ندارد رتبه هاى فوق سهم دوچرخه سوارى ما شود و چه خوب مى شود اگر اين نكات به تعقيب كنندگان رخدادهاى ورزشى در سطح كشور گوشزد گردد تا توقع اضافى به وجود نيايد و همه بدانند كجا ايستاده اند و چه دارند و چه ندارند و اصولا از ركابزنان خود چه بايد بخواهيم. جاى گله اى نيست تور اخير دوچرخه سوارى قطر همانند نسخه ۲۰۰۷ آن، به روشنى نشانگر مساله فوق بود و چيزى را گواهى داد كه گفتيم و همانى را گوشزد كرد كه برايتان برشمرديم. تيم اعزامى كشورمان به اين رقابت ها تيمى كوچك و ضعيف نبود و برعكس نفرات اصلى دوچرخه سوارى ما به آنجا گسيل شده بودند و بنابراين جاى توجيه و گله اى هم باقى نمى ماند و نمى شد گفت كه اگر افراد ديگرى به قطر مى رفتند، نتيجه اى بسيار بهتر به دست مى آمد. به اين ترتيب بود كه حسين عسگرى، عباس سعيدى تنها، احد كاظمى، حسين ناطقى، حسين جهانبانيان، مهدى سهرابى و سيدمصطفى سيدرضايى در رتبه هايى چون ۶۱ و ۱۲۷ قرار گرفتند و قادر ميزبانى هم كارى از پيش نبرد و به عنوان مثال در مرحله سوم تورى كه به مسافت كلى ۷۲۰ كيلومتر و در يك هفته در دوحه و ساير نقاط قطر برپا شد، از رتبه ۷۵ فراتر نرفت و در همان مرحله عسگرى هشتاد و پنجم شد و سهرابى با سابقه كسب مدال نقره بازى هاى آسيايى ،۲۰۰۶ در رده ۹۴ ايستاد و جهانبانيان اين بار صد و بيستم شد. لزوم بيان ضعف ها در جدول رده بندى كلى نيز وضع ما بهتر نبود و همين رتبه ها به سوى ما ميل كرد و رتبه هاى ما از حدود رده ۸۰ شروع مى شد و به صدوهفده و يا هجده بسط مى يافت و اين در حالى شكل مى گرفت كه كل ركابزنان حاضر در اين مسابقات به ۱۳۱ تن مى رسيدند! بدون اين كه اين نكات را تاكيدى بر ضعف دوچرخه سواران خود قرار دهيم و يا اين كه بخواهيم آن را لزوم نااميد شدن خود بيانگاريم، لازم مى دانيم بيان ضعف ها و تلاش براى رفع آن را عمده تر از ساير مسايل تلقى كنيم و بگوييم كه شناخت ضعف ها و تلاش براى حل آن عمده تر از رجوع به جداول غيرجامعى است كه ما را در رده هايى غيرحقيقى قرار مى دهد و به تبع آن از واقعيت دور نگه مى دارد. اين يك حقيقت است كه اگر در تورهاى بزرگ حرفه اى و اصلى دوچرخه سوارى شاهد حضور تمامى سرمايه ها و نفرات شاخص اين ورزش باشيم، امكان ندارد كه براى ركابزنان ما رتبه اى بالاتر از مقام هاى حاصله در قطر متصور و قابل دستيابى باشد. اگر در تورهاى كلاسيك و سه گانه و اصلى دور فرانسه، دور ايتاليا و دور اسپانيا همگان و من جمله دوچرخه سواران ما به ميدان آيند، رتبه هاى حاصله ما بسيار پايين تر از چيزى خواهد بود كه در دوحه رويت شد و كافى است تمامى ركابزنان حرفه اى و برجسته دنيا پاى در صحنه نهند و آن گاه براى نفرات ما رتبه هايى به ثبت مى رسد كه با رتبه ها و جايگاه هاى ثبت شده براى ما در جداول عادى و ماهانه UCI غير قابل قياس خواهد بود. و اين يك حقيقت است و تلخ هم نيست و برعكس چيزى است كه بايد گفت و روى آن مانور داده شود و شرايط موجود توضيح داده و توصيف گردد تا بدانيم مسير حركت چيست و چرا به اينجا رسيده ايم و راه رسيدن به مدارج بالاتر كدام است. در اروپا مسابقات قطر در قياس با تورنمنت هاى پرشمار كلاسيك اين رشته در اروپا در درجات نازل ترى قرار مى گيرد و با اين كه قطرى ها با خرج كردن ارقام كلان بسيارى از ستاره ها و من جمله تام بونن بلژيكى را به آنجا مى كشانند و ستاره هاى ديگرى نيز به خاطر بهره گيرى از شرايط مساعد آب و هوايى حوزه خليج فارس در اين موقع از سال با ميل شخصى به آن جا سفر مى كنند و در هواى معتدل آن جا بسيار بهتر و بيشتر از اروپاى به شدت سرد تمرين مى كنند اما هنوز هم گردهمايى اصلى و تورنمنت هاى عمده اين رشته را در اروپا بجوييد و آن جا است كه بايد به ميدان آييم و عيار كارمان را مشخص كنيم و تورنمنت هاى ولو خوبى مثل مالزى و تركيه و امثال آن به علت قلت شمار بزرگان حاضر در آن ما را به جايگاه حقيقى مان در اين ورزش آگاه نمى گرداند و در نهايت با صدور و انتشار هر جدول UCI و نهادهاى شبيه به آن به باورهاى ناصحيحى مى رسيم و برخى ركابزنان خود را واقعا صاحب رتبه هايى مثل هشتم يا دهم در رشته هايى خاص مى انگاريم و ضررهاى اين قضيه سست شدن در راه تدارك و كم شدن تلاش ها و شكست هاى سنگين در ميدان مسابقات مهم و رسيدن اطلاعات غيرصحيح به دوستداران ورزش است. ترديدى نيست، اما … جايگاه حقيقى ما در تورنمنت اخير قطر بيشتر مورد تاكيد قرار گرفت و جا دارد كه روى آن كار شود و صاحبنظران ارايه طريق كنند و با اين كه در سزاوارى ركابزنان مطرح ما و ارتقاى سطح كيفى كارشان طى ،۵ ۶ سال اخير ترديدى وجود ندارد و دوچرخه سوارى ما شكوفاتر از دو دهه قبلى شده، اما از يك سو هنوز بسيار كار داريم و از جانب ديگر جداولى كه وقت و بى وقت با احتساب امتيازات شمارى كم از تورنمنت ها و فقط در گستره ها و طيف هايى اندك از جهان تنظيم و منتشر مى شود، ما را از حقايق دور مى سازند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
استيلى و استعفا؟
خبر از اين داغ تر واسه پرسپوليس نبود كه بگن استيلى استعفا داده. خداييش خيلى ها منتظرن يه همچين خبرى رو بشنون دلشون يه خرده خنك شه. ولى اين دفعه ام تيرشون به سنگ خورد.
يه چند ساعت بعدش خبر اومد كه كسى خيال استعفا دادن نداره. استيلى هم آب پاكى رو ريخت رو دست همه كه فقط چند روزى مى خوام استراحت كنم و از اين جور بهونه ها. اصلا طرف منكر هرچى اختلاف شده. تازه گفته چرا واسمون شايعه درست مى كنيد و بذاريد كارمون رو بكنيم.
ولى هرچى ام اينا انكار كنن ما كه باور نمى كنيم چون تا نباشد چيزكى مردم نگويند چيزها. يه روز بازيكن مصاحبه مى كنه و سرمربى قهر مى كنه. يه روز كمك مربى قهر مى كنه، كاشانى ناراحت مى شه خلاصه هر دم از اين باغ برى مى رسد. آخرش نمى دونيم كار پرسپوليس به كجا مى كشه و اگه فردا يكى ديگه استعفا كرد اصلا خودتون رو ناراحت نكنيد.
|
|
|
فوتسال رو به پيشرفت
يه زمانى بود كه فوتسال ايران بيشتر از تيم هاى درجه ۲ و ۳ دنيا رو نمى تونست شكست بده و اگه هم مى تونست كسى جرات نمى كرد چون اينقدر شهامت نداشتيم كه قبول كنيم كه ما مى تونيم.
قبلا همه اش دنبال اين بوديم كه يه تيم دسته چندم بياريم و گلبارونش كنيم تا كسى صداش در نياد و بيشتر به فكر تعداد گل بوديم تا پيشرفت فوتسال. اما الان اوضاع يه جور ديگه شده. حالا ديگه با تيم هاى گنده مى پريم و برزيل كه اين همه ادعاى فوتبال و فوتسال داره حريف ما مى شه. درسته كه ۴ گل خورديم و باختيم ولى عوضش اگه همين جور پيش بريم از اين به بعد حريفامون تيم هاى اروپايى مى شن نه تيم هايى درجه چندم. تازه ۴ تا گل از برزيل بخوريم خيلى بهتر از اين كه چند تا به تيم هاى به درد نخور بزنيم و هول ورمون داره. البته دست كم گرفتن بقيه تيم ها هم كار درستى نيست مثل تايلند كه تو مالزى يه دفعه نقره داغمون كرد.
|
|
|
بازى پر از حاشيه
يه چند روز ديگه استقلال بايد بره كرمان تا حال مس و مربى كرمانى ها رو يه جا بگيره. ولى مگه به همين راحتى هاست. تازه يوسف آبادى قائم مقام باشگاه مس كه دست پيش رو گرفته كه پس نيفته.
مسى ها مدعى شدن كه آبى ها از همين الان دارن كارشكنى مى كنن و مى خوان قبل از اين كه بيان اوضاع متشنج بشه كه مثلا نذارن مسى ها موفق بشن. البته يه دليل هم داره كه آبى ها الكى از مهدى رحمتى شكايت كردن. خلاصه اش كنم اينجور كه بوش مى ياد حاشيه هاى بازى از خود بازى مهم تره.
تازه ژنرال هم كه روى نيمكت بشينه ديگه نگو. فكر كن يه طرف فيروز كريمى يه طرف قلعه نويى. فقط كافيه يه كارت زردى، قرمزى يا يه خطايى چيزى اتفاق بيافته. احتمالا نيمكت دو تا تيم همشون مى ريزن تو زمين … بيچاره داور بازى چون به نفع هر كى سوت بزنه مى گن طرفدارى اون يكى رو كرده.
|
|
|
عصبانيت هاشميان
وحيد هاشميان لژيونر ايرانى رو كه يادتون مى ياد، هنوزم تو آلمانه و حالا حالا هم قصد نداره اصلا بياد ايران. هاشميان وقتى گفت شايد نتونه واسه يكى دو بازى تيم ملى بياد ايران انتقادها شروع شد و هر كى از هر جا تونست يه تيكه بهش انداخت.
همه مى گن بى تعصبه و اصلا نبايد پيراهن تيم ملى رو بپوشه. ولى با خودش كه صحبت شده بود خيلى از دست بعضى ها شاكى شده كه اگه بخوان به موش دوندنشون ادامه بدن دار و ندارشون رو مى كنه و حقشون رو مى ذاره كف دستشون. البته اينجور حرف زدن از وحيد هاشميان كه خيلى ها يه جور ديگه روش حساب مى كنن بعيد بود.
تازه كار وقتى بالا مى گيره كه هاشميان خيلى تند و ناجور با پيشكسوت ها برخورد مى كنه و مدعى مى شه كه اونايى كه بى خودى كاسه داغ تر از آش شدن فقط مى خوان جار و جنجال كنن و الكى شلوغش كردن. حالا من كارى به اين ندارم كه چرا هاشميان اينقدر واسه ما ناز مى كنه و كلاس مى ذاره ولى حقش نبود كه جواب پيشكسوت ها رو اينجورى بده.
|
|
|
سردتر از اين نمى شد
بازى از اين مسخره تر و سردتر از اين نبود و نمى شد. از يه طرف اوضاع استاديوم افتضاح بود از يه طرف تماشاچى نداشتيم.
اين همه زور زديم يه تيم خوب بياريم آخرش يه سرما حال همه رو گرفت و آرزوى ديدن بازى از روى سكوها رو به دل همه گذاشت. تازه با كلى بدبختى هرچى لژيونر ( مثلا لژيونر) رو جمع و جور كنيم و بگيم تو رو خدا بياين ايران خلاصه بازى شروع شد و هر كى تو عمرش پاش به توپ نخورده بود هم يه شوت زد ولى بازيكن هاى ما نه اين كه كسى رو سكوها نبود، همچين سكوها رو نشونه گرفتن كه نگو. عمرا اگه يه تيراندازم مى تونست اينجورى نشونه بگيره.
آخه اينا تو اون امارات چى كار مى كنن نمى دونم. شايد به جاى فوتبال يه رشته ديگه اى رو در پيش گرفتن، اگه اينجوريه بگيد ما هم بدونيم تا اينقدر خودمون رو خسته نكنيم چون اصلا فايده اى نداره. البته از تيمى كه سرمربى اش اسپانيايى و عصا به دست است از اين بيشتر انتظار نمى ره.
|
|
|
|
|
|
|