چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۶
۲۸ محرم ۱۴۲۹ - ۶ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۲۱
دفاع مقدس
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
گزارش ويژه
جامعه
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
دهمين شماره غدير منتشر شد
تازه ترين شماره از ماهنامه دفاع مقدس غدير منتشر شد.
به گزارش جوان در اين شماره از غدير مطالبى چون؛ اين است فتح الفتوح نوشته محمدباقر ذوالقدر، صدور انقلاب و نسبت آن با جنگ، درس هاى جنگ، گفت وگو با سعيد قاسمى با عنوان واقعيت را امروز راحت تر درك مى كنيم، جست وجوى بهشت روى زمين، گفت و گو با سردار باقرزاده فرمانده كميته جست وجوى مفقودين ستاد كل نيروهاى مسلح، فكه مثل هيچ جا نيست، فوتبال پشت خاكريز اول، اثرات ترك جهاد از ديدگاه قرآن، داستان دسته گلى در خواب، فرمانده اى كه تك تيرانداز شد، گفت وگو با ابوالقاسم طالبى با عنوان فيلمساز هميشه ناراضى، نظام نشانه شناسى در سينماى دفاع مقدس، جنگ روايت سوم شخصى ندارد و... از جمله مطالب منتشر شده در اين شماره از غدير مى باشد.غدير به مدير مسوولى محمدرضا جمالى و سردبيرى مهدى گيوه كى به صورت ماهيانه منتشر مى گردد. علاقه مندان جهت تهيه و اشتراك اين ماهنامه مى توانند به آدرس تهران- بزرگراه نواب صفوى، خ كميل شرقى، فرهنگسراى انقلاب مراجعه يا با تلفن هاى ۸-۵۵۴۱۹۰۵۷ تماس حاصل نمايند.لازم به ذكر است شماره آينده غدير بهمن ماه ويژه بيست و نهمين سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى منتشر خواهد شد.
براى شهيدان مردان آهنين اراده و زنده بر تابلوى آهنى خيابان ها
محمدعلى آقاميرزايى

مرد آهنى
مرد افتاده
نزار و مفلوك
بر خاك مى خزيد
بى كه دستى به يارى
از ميان انبوه رهگذران گيج
كه باشتاب مى رفتند
تا آرزوهاى حقيرشان را
وصله كنند به زرق و برق هاى پوچ زندگى
از آستين به درآيد
تنها مردآهنى
تكيه گاهى شد
سرپا شدن او را
مرد آهنى
كه سال ها گذشته بود
تا تفسير عشق را
رفت
نامى فراموش شده شود
سر هر كوى و برزنى



شهيد
هميشه همان جاست
مرگ
نشسته ميان دسته هاى گل
همره مويه هاى بلند
چه مى خندى
ميان حجله ى خاطرات
چشم عزيزانت
پر از سيلاب هاى پاييزيست
تكه ابرى در آسمان
تكه ابرى بر دل ما
كاش مى آمدى دوباره
تا شكوفه كنند شقايق ها
برشانه هايمان
آنجا
ضجه مى زند
گل سرخى بر سينه ات
اين جا مردى
گل هاى سرخ مى گريد.
به بهانه آغاز بيست و هفتمين سال تشكيل لشكر ۲۷ مكانيزه محمد رسول الله(ص)
لشكر يادگار همت
بحمدالله اين لشكر عزيز كه يادگار سرداران شهيد بزرگوار و داراى گذشته اى مشحون از افتخارات بزرگ در دفاع از ايران اسلامى و مقابله با دشمنان اسلام و مسلمين است، امروز يكى ازنقاط قوت سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به شمار مى آيد.
فرماندهى معظم كل قوا حضرت آيت الله العظمى خامنه اى ۲۰/۳/۷۵
دفاع مقدس ملت سلحشور ايران در برابرتجاوز همه جانبه دشمنان انقلاب اسلامى، برگ زرينى در تاريخ سراسر حماسه وسرافرازى مردمان اين كهن از خود به يادگار گذاشته است. يادگارى گرانبها ،مشحون از ايمانى مستحكم، اخلاصى بى بديل، رشادتى كم نظير، شجاعتى خارق العاده و مظلوميتى مطلق و سخت باور نكردنى!
حماسه دفاع مقدس ،داستان راستين ملت به خدا پيوسته و ازبند شرك رسته اى است كه به گناه پايمردى بر سراصول ايمانى وآرمانى خويش در معرض وزش مهيب ترين طوفانهاى تجاوز و تخريب ، توطئه وترور وخشونت لجام گسيخته سفاك ترين قدرت هاى منطقه اى و جهانى قرار گرفت تا بلكه در برابر اربابان نظام سلطه استكبارى ، زانوى ادب! برزمين زند و... ليكن هيهات!
... و ما مى خواهيم پس از بيست وشش سال روايتگر خلاصه مراحل تاسيس، شكوفايى، گسترش و چند و چون مجاهدت پيروزمندانه لشكرى باشيم كه در برگيرند ه ناب ترين شاگردان مكتب خمينى كبيردرمدرسه عشق و شهادت بوده است. لشكرى كه صرف شنيدن نام نامى آن؛ محمد رسول الله(ص) مايه قوت قلب مدافعان ميهن اسلامى در جبهه وابتلاى ژنرال هاى دشمن متجاوز به رعشه مرگ آور مى شد. لشكرى كه دردوكوهه ولادت يافت، درفتح المبين سلاح به دست گرفت و كمر سپاه چهارم ارتش عراق را در جبهه شمال خوزستان با سرپنجه حيدرى بسيجيانش در هم شكست.
بناداريم راوى سرگذشت اجمالى و پر ماجراى كار وپيكار جوانمردان راستين گرد آمده در زير درفش محمد رسول الله(ص)باشيم همانان كه درآن هشت فصل عجيب آخرالزمانى، خود را در محضر خداى حضرت روح الله فانى ديدند و سراپرده بقاى جاودانه را طلب كردند و نشان آن را درقاف سبز و سرخ احدى الحسنيين يافتند. پس بسان آن سى مرغ افسانه اى حكايت منطق الطير، قفس بستگى هاى مو هوم و عادات مذموم را در هم شكستند و طريق پر نشيب وفرازهجرت وجهاد درراه خدا را برگزيدند تا در سدره المنتهاى شهادت به سيمرغ سدره نشين سپهر عاشورا، اباعبدالله الحسين(ع)الحاق يابند: فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر...
و سرانجام... لشكرى كه براى تجديد بيعت با فرزند صدق على مرتضى(ع)،سليح نبرد برتن راست كرد وبا عزمى حيدرى ورزمى حسينى، دشت تفتيده شلمچه را در نبردغدير تبديل به ميدان معركه ضرب الرقاب متجاوزين نمود.
در ساعت سى دقيقه بامداد آذر ۱۳۶۰ عمليات طريق القدس(كربلا يك) با هدف فتح شهر اشغالى بستان وقطع خطوط ارتباطى شمالى ،جنوبى دشمن در عمق خاك ايران آغاز شد. يگانهاى نوبنياد زمينى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ، در اين نبرد گسترده نقشى اساسى ايفا كردند به گونه اى كه ضربت سختى بر محاسبات قبلى دشمن وارد آوردند.
براى حفظ و تثبيت پيروزى بستان ، به همت فرمانده منطقه هفت كشورى (سردارشهيد محمد بروجردى )، دو رشته عمليات در جبهه هاى غرب به اجرادر آمد: يكى در جبهه گيلانغرب، موسوم به مطلع الفجر ديگرى در جبهه اورامانات ،موسوم به محمد رسول الله(ص). در آن برهه تك اصلى ، تك بستان بود كه از هشتم آذر ماه آغاز شد و تا بيست و دوم همين ماه به مدت چهارده شبانه روز نبرد بى وقفه ادامه داشت. دوعمليات مطلع الفجر دربيستم آذر ماه ۱۳۶۰ ومحمد رسول الله(ص) در دوازدهم دى همين سال درجبهه هاى غرب ، از آن جهت واجد اهميت حياتى بودند كه در واقع نقش تك پشتيبانى را براى تثبيت عمليات فتح بستان، سردر گم ساختن فرماندهان دشمن ودر نهايت ، به هم ريختن آرايش جنگى ارتش عراق در جبهه طريق القدس ايفا كردند.
مقارن ساعت دوبامداد دوازدهم ديماه ۱۳۶۰ تمامى گردان هاى ادغامى (ارتش سپاه و بسيج) بر فراز ارتفاعات نقطه رهايى از طريق دو محور پنج قله و شمسى استقرار يافتند و راس ساعت شش ونيم صبح با رمز لااله الاالله، محمد رسول الله(ص) عمليات آغاز شد.
طرح تشكيل تيپ ۲۷ محمد رسول الله(ص):
در اثناى عمليات محمد رسول الله(ص) برادر محسن رضايى ديدارى از منطقه پاوه و مريوان داشتند و همين بازديد باعث آشنايى نزديك ايشان با حاج همت و حاج احمد متوسليان شد.
ايشان خود چنين مى گويد:
ما براى پياده كردن طرح عملياتى موسوم به كربلا دو كه بعدها فتح المبين ناميده شد نياز بكارگيرى تيپ هاى زيادى داشتيم ولى در عمل تا آن زمان بيش از چهار تيپ در اختيار نداشتيم . لذا ما راه افتاديم و سعى كرديم برادرهاى قابل وبا صلاحيت خودمان را پيدا كنيم وبه آنها بگوييم كه وقت آن رسيده تا شما بياييد و يگانهاى رزمى بيشترى براى نيروى زمينى سپاه تشكيل بدهيد.
از جمله كسانى كه در اين رابطه ذهن مرا به خودشان مشغول كرده بودند حاج احمد متوسليان فرمانده سپاه مريوان وحاج همت فرمانده سپاه پاوه بودند. با اين دو برادر طى جلسه اى در آنجا، به آنها گفتم كه شما بايد براى سپاه يك تيپ تشكيل بدهيد.
در اين زمينه گفتگوهاى زيادى بين فرمانده كل سپاه و برادران حاج احمد متوسليان و حاج همت انجام شد واين اولين گام براى تشكيل تيپ در زمستان ۶۰ بود.
پس از مذاكرات مقرر شد احمد متوسليان به همراه برادران حاج همت ،رضا چراغى ،محمد رضا دستواره و حسن زمانى سفرى به جبهه هاى خوزستان داشته باشند و پس از مشاهده وضعيت خطوط جنوب و برآورد كردن موقعيت هريك از مناطق، نظر نهايى را پيرامون تشكيل تيپ به اطلاع فرماندهى كل برسانند.
از آنجايى كه بنا بر تدابير فرماندهى كل سپاه تيپ در شرف تاسيس در عمليات آتى مى بايست تحت فرماندهى قرارگاه نصر قرار گيرد و هيچكس مانند حسن باقرى (غلامحسين افشردى ) نسبت به موقعيت منطقه آشنا نبود، لذا برادران كادر تيپ در اولين فرصت براى كسب اطلاعات بيشتر از كم وكيف موقعيت عملياتى غرب دزفول عازم اهواز شدند.
در تاريخ بيست وهشت دى ماه ۱۳۶۰ در پادگان گلف اهواز با برادرباقرى ملاقات انجام گرفت وپس از آشنايى با موقعيت جغرافيايى جنوب و مناطق عملياتى و همچنين حضور در منطقه براساس نقشه هاى عملياتى مقرر شدنيروهاى اطلاعاتى دردو منطقه مهم و حساس جبهه غرب دزفول محور شاويه وبلتاپراكنده شده وشروع به كار كنند.
روز سيزده بهمن ۱۳۶۰تك بازدارنده ارتش عراق با هدف بر هم زدن آرايش نيروهادر شمال خوزستان و باز پس گيرى بستان در منطقه چزابه آغازشد ،اين يورش گسترده فرصت بسيار مغتنمى را در اختيار احمد متوسليان ، حاج محمود شهبازى وهمت قرار داد تا ضمن عزيمت به منطقه چزابه شرايط صحنه جنگ در جبهه خوزستان را از نزديك و لحظه به لحظه مورد بررسى قرار دهند. چرا كه دشمن با تمام توان شامل: لشكر۶ زرهى و دو تيپ و پانزده گردان پياده هر يك به استعدادهزارسربازبه ميدان آمده بود تاشكست خود را در نبرد طريق القدس را جبران و بار ديگر شهر آزاد شده بستان را اشغال كنند. توهمى چنان عميق كه موجب شد صدام حسين شخصا به منطقه بيايد و از كنارپل سابله فرماندهى نيروهاى مهاجم عراقى را به عهده بگيرد.
محمود مرادى يكى از نيروهاى اطلاعاتى مى گويد: طى چهل وهشت ساعتى كه ما به اتفاق نيروها در آنجا بوديم تا حدود زيادى باتكنيك جنگ دردشت آشنا شديم اين تجارب عينى و مشاهدات ميدانى براى ما خيلى مغتتنم بود اغراق نيست بگويم كه براى شكل گيرى تيپى كه مى بايست تشكيل مى داديم در چزابه يك كلاس تئورى وعملى عالى برپا شده بود.
بعد از ظهر شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۶۰ در حالى كه چهار شبانه روز از نبرد لاينقطع چزابه سپرى مى شد احمد متوسليان ، حاج محمود وهمت موقتا نيروهايشان را در خط پدافندى تيپ ۱۴ امام حسين (ع)برجاى نهاده و براى ديدار با محسن رضايى رهسپار قرارگاه تاكتيكى كربلا شدند.
محسن رضايى در باره اين ملاقات مى گويد: از نظر من ديگر زمان تشكيل رسمى تيپ فرارسيده بود. انتخاب فرماندهى را گذاشتم به عهده خودشان كه در همانجا تصميم گرفتند،حاج احمد متوسليان فرمانده تيپ، محمود شهبازى قائم مقام و حاج همت هم مسئوليت رئيس ستاد و پشتيبانى تيپ باشد.
پادگان دوكوهه (كه به علت حملات پى درپى توپخانه و بمباران عراق تقريبا متروكه وخالى بود وهيچ يگان نظامى در اين پادگان حضور نداشت ) به عنوان مقر تيپ در نظر گرفته شد تانيروها هم پادگان را حفظ كنندو هم آن را به عقبه تيپ خودشان مبدل كنند.
پس از اقامه نماز در قرارگاه تاكتيكى كربلا تشكيل تيپ رسما اعلام شد.
حال نوبت به نامگذارى تيپ رسيده بود، واحمد متوسليان در همين ارتباط مى گويد:
اسم تيپ را گذاشتيم تيپ محمد رسول الله(ص)كه اين اسم اعتقاد ما را به مكتب و سنت رسول الله(ص)نشان مى دهدو اين نام يك زمينه قبلى داشت و آن عمليات محمد رسول الله(ص)بود كه توسط ما در منطقه مريوان و پاوه در بيست وهفتم رجب عيد مبعث رسول گرامى اسلام (ص)انجام شد.
بنابراين...
در تاريخ ۱۷ بهمن ماه سال ۱۳۶۰ اين يگان بعنوان تيپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) نام گذارى و فعاليت خود را در پادگان دو كوهه آغاز نمود.
تيپ ۲۷ حضرت محمدرسول الله (ص) در هفدهم بهمن ۱۳۶۰ به فرماندهى حاج احمد متوسليان به جرگه يگان هاى رزمى سپاه پيوست. تيپ در همان اوايل تاسيس آماده شد تا در عمليات بزرگ فتح المبين نقشى كليدى ايفا نمايد. اين تيپ با ۹ گردان ماموريت يافت تا با نفوذ در عمق مواضع دشمن،توپ خانه سنگين آن ها را در ارتفاعات على گره زد از كار بيندازد.
در اين عمليات، تيپ ۲۷ طى چهار مرحله توانست ضربات سنگينى را در مناطق تپه چشمه ،شاوريه ،بلتاى بالا و پايين به دشمن بعثى وارد نموده و مناطق وسيعى از سرزمين هاى اشغالى را آزاد كند.
دومين عملياتى كه تيپ ۲۷ در آن حضور يافت، عمليات الى بيت المقدس بود كه كمتر از يك ماه پس از عمليات فتح المبين طرح ريزى و اجرا شد. در اين عمليات تيپ ۲۷ با دوازده گردان پياده ماموريت داشت تا با پيشروى در عمق ۱۷ كيلومترى خطوط دشمن، خود را به جاده اهواز خرمشهر رسانده و از آن جا به سمت ايستگاه نيم نودو وگرمدشت پيشروى نمايد، اين ماموريت سخت و مشكل با ايستادگى رزمندگان اين تيپ ۲۷ به خوبى انجام گرفت. در مرحله دوم، تيپ با شكستن دژ دشمن در شلمچه، زمينه آزادسازى خرمشهر را مهيا نمود. پس از آن در مرحله سوم عمليات، تيپ ۲۷ با بستن راه فرار دشمن در محدوده نهرخين آن ها را به محاصره در آورد. در آخرين مرحله نيز با مقاومت سرسختانه اى در مقابل پاتك هاى دشمن، آزادسازى خرمشهر را تثبيت نمود.
پس از عمليات پيروزمند الى بيت المقدس تيپ ۲۷ به ماموريت برون مرزى اعزام شد كه در همين ماموريت، سردار دلاور اسلام حاج احمد متوسليان به اسارت در آمد.
بازگشت تيپ به ايران مصادف بود با انجام مرحله سوم عمليات رمضان به فرماندهى حاج محمد ابراهيم همت كه با تمام ساز و برگ هايش در اين مرحله از عمليات وارد كارزار شد، در نتيجه توانست با شكار تانك هاى دشمن در منطقه پاسگاه زيد ماشين جنگى عراق را زمين گير كند.
پس از عمليات رمضان، تيپ ۲۷ با ارتقاء به لشكر، به سمت غرب كشور حركت كرد تا در جبهه ميانى وارد عمل شود. عمليات بعدى مسلم بن عقيل (ع) نام داشت كه در منطقه سومار به مرحله اجرا در آمد. در اين عمليات، لشكر ۲۷ محمد رسول الله (ص) با نفوذ از محور گيسكه و وسلمان كشته توانست تا چند كيلومترى شهر مندلى عراق پيشروى نموده و ضربات سختى را به دشمن وارد كند.
در مرحله دوم اين عمليات كه به عنوان عمليات زين العابدين(ع) نام گذارى شد، لشكر ۲۷ محمد رسول الله (ص) مجددا نوك پيكان عمليات محسوب مى شد كه با كشته و زخمى نمودن تعداد قابل توجهى از سربازان دشمن و با اسارت گرفتن تعدادى از آن ها توانست ماموريت خود را به نحو احسن انجام دهد.
سفر به رملستان هاى فكه و دست و پنجه نرم كردن با موانع گسترده طبيعى و مصنوعى، ماموريت بعدى لشكر محمد رسول الله (ص) محسوب مى شد. عمليات والفجر مقدماتى با هدف نفوذ به عمق مواضع و انهدام نيرو هاى دشمن در حد فاصل تنگه چزابه  تاسه راهى فكه طرح ريزى شد. لشكر ،۲۷ در اين عمليات ماموريت داشت تا با عبور از ميادين وسيع مين و كمين هاى دشمن، خود را به جاده فكه -العماره رسانده و در خيز دوم به مجتمع نفتى بزرگان عراق دسترسى پيدا كند. در مرحله اول رزمندگان لشكر ۲۷ به خصوص گردان هاى كميل، انصار الرسول(ص)، حنظله، و عمار ياسر توانستند پاسگاه هاى عراقى رشيديه ،صفريه و طاووسيه را تصرف نموده و در كانال دوم عراقى ها مستقر شوند.
دو ماه پس از عمليات والفجر مقدماتى، عمليات والفجر يك در منطقه شمال فكه (شرهانى -ابوقريب) آغاز شد. لشكر ۲۷ در اين عمليات ماموريت داشت، تا با تصرف ارتفاعات ۱۴۶ و ۱۱۲ دشمن را مجبور به عقب نشينى از مواضع پدافندى خود نمايد. يك هفته جنگ بى امان و شبانه روزى در حالى به اتمام رسيد كه لشكر ،۲۷ فرمانده شجاع و دلاور خود حاج رضا چراغى را از دست داده بود.
پس از عمليات والفجر يك، نظر فرماند هان جنگ به سمت جبهه هاى غرب معطوف شد. از اين رو منطقه شاخ شميران و بمو براى اجراى عمليات بعدى در نظر گرفته شد. قبل از انجام اين عمليات، لشكر ۲۷ به منظور ادامه عمليات والفجر در منطقه مهران كله قندى وارد عمل شد.
از سوى ديگر پس از حدود شش ماه، شناسائى هاى طاقت فرسا و دقيق، عمليات بمو لغو و كليه يگان ها جهت ادامه عمليات والفجر ۴ كه در منطقه عمومى پنجوين آغاز شده بود به آن منطقه اعزام شدند. در مرحله سوم اين عمليات، لشكر ۲۷ محمد رسول الله (ص) با هدف تصرف ارتفاعات ۱۹۰۴- ۱۹۰۰- ۱۸۶۶ كانى مانگا و دشت پنجوين وارد عمل شد.
رزمندگان لشكر ،۲۷ بر روى ارتفاعات كانى مانگا، جنگ سختى را با دشمن آغاز كردند. جنگى كه نزديك بيست روز به طول انجاميد، بيست روز جنگ بى امان با دشمنى تا دندان مسلح. در اين عمليات نيز لشكر ۲۷ مانند ديگر عمليات ها چندين سردار دلاور خود را از دست داد. سردارانى چون: اكبر حاجى پور، اصغر رنجبران، مهدى خندان، ابراهيم معصومى و...
پس از خاتمه عمليات والفجر ،۴ بار ديگر نيروهاى اسلام به سمت جنوب آمدند تا در هورالهويزه عمليات بزرگى را تدارك ببينند. عمليات آبى - خاكى خيبر در منطقه عمومى طلائيه- جفير آغاز شد. لشكر ۲۷ در اين عمليات ماموريت داشت تا در يك جبهه، با شكستن دژ مستحكم عراق در منطقه طلائيه و در جبهه اى ديگر با نفوذ به جزاير مجنون، دشمن را در حلقه محاصره خود قرار دهد. جنگ سختى بين رزمندگان اسلام و دشمن درگرفت. جنگى كه پانزده روز به طول انجاميد و عاقبت با شهادت فرمانده دلاور و محبوب لشكر ۲۷ شهيد حاج محمد ابراهيم همت به تثبيت مواضع خودى انجاميد.
عمليات خيبر تجربه خوبى بود تا بتوان عمليات هاى آينده را هم طرح ريزى كرد، از اين رو طرح عمليات آبى ـ خاكى ديگرى ريخته شد. در آخرين روزهاى سال ،۱۳۶۳ عمليات بدر در منطقه شرق دجله آغاز شد. در اين عمليات، لشكر ۲۷ به فرماندهى حاج عباس كريمى ماموريت داشت تا در حد ميانى عمليات، ضمن عبور از آب راه هور، خود را از جزيره جنوبى به جزيره شمالى مجنون رسانده و از آن جا با نفوذ به عمق مواضع دشمن در دشت الهاله و رودخانه دجله بر بزرگراه العماره بصره تسلط پيدا كند. در اين عمليات نيز مانند ديگر عمليات ها سنگينى و فشار دشمن، بر رزمندگان لشكر ۲۷ محمد رسول الله (ص) وارد مى شد، به طورى كه وضعيت به مرحله اى رسيد كه فرمانده و معاون لشكر ۲۷ با آر پى جى هفت به شكار تانك هاى دشمن پرداختند. با شهادت حاج عباس كريمى، فرمانده لشكر، اين نبرد نا برابر نيز به پايان رسيد.
يازده ماه پس از عمليات بدر، عمليات عظيم والفجر ۸ با عبور رزمندگان اسلام از رودخانه عظيم اروندرود شروع شد. در اين عمليات، لشكر ۲۷ ماموريت داشت تا از جاده فاو ام القصر به سمت مواضع نيروهاى عراقى پيشروى نمايد. در مرحله اول عمليات، شهر فاو، تمام حيثيت و آبرويشان به فنا رفته بود، هر چه در چنته داشتند رو كردند تا بلكه بتوانند مواضع از دست رفته را باز پس بگيرند. اما استقامت و پايدارى نيروهاى اسلام بالاخص رزمندگان لشكر ۲۷ در محور ام القصر باعث شد تا دشمن نتواند به اهداف خود دست يابد. عاقبت، اين نبرد نابرابر نيز پس از هشتاد روز مقاومت و ايثار رزمندگان اسلام و عقب نشينى دشمن به پايان رسيد. پس از عمليات والفجر ۸ عراق در يك حركت تبليغاتى و به منظور دادن روحيه به نيروهاى خود، دست به اقداماتى زد كه آن را پدافند متحرك ناميد. در اين عملياتها عراق توانست بر بعضى از مناطق استراتژيك، از جمله شهر مهران دست پيدا كند. با سقوط شهر مهران، امام عزيز، دم مسيحايى خود را در كالبد رزمندگان دميدند و فرمودند كه مهران بايد آزاد شود. در دهم تير ماه ،۱۳۶۵ عمليات كربلاى يك با هدف آزادسازى شهر مهران از چند محور شروع شد. لشكر ۲۷ با در اختيار داشتن چندين گردان آماده، ماموريت پيدا كرد تا با گذشتن از خط دشمن، ضمن عبور از رودخانه فصلى گاوى ،ده بهروزان و چندين رده خط پدافندى دشمن، خود را به ارتفاعات قلاويزان برساند. اين عمليات نيز با موفقيت كامل انجام گرفت و منجر به آزادسازى شهر مهران گرديد. در اين عمليات، قائم مقام لشكر ،۲۷ حاج سيد محمد رضا دستواره به خيل شهدا پيوست.
پس از عمليات كربلاى يك و تا قبل از شروع عمليات كربلاى۵ ، لشكر ۲۷ مسئوليت پدافند از خط مهران را نيز بر عهده داشت. با اعزام سپاهيان محمد (ص) به جبهه ها و تكميل گردان ها، لشكر ۲۷ ماموريت پيدا كرد تا نقش كليدى در عمليات بزرگ كربلاى ،۵ ايفاء نمايد.
گردان هاى لشكر ،۲۷ در گام اول با هدف دستيابى به كانال پرورش ماهى، رسيدن به جاده شلمچه- بصره و بستن عقبه دشمن از سمت كانال زوجى از قلب مواضع نيروهاى دشمن، پيشروى خود را شروع كرده و با پشت سر گذاشتن مواضع وسيع و غيرقابل نفوذ دشمن در شلمچه توانستند به اهداف اوليه عمليات دست يابند. از طرف ديگر دشمن بعثى، با احساس خطر از نفوذ رزمندگان اسلام، اقدام به پاتك هاى سنگين زرهى نمود به طورى كه آتش توپ خانه و هواپيماهاى دشمن لحظه اى قطع نمى شد. فشار تانك هاى پيشرفته دشمن به حدى بود كه يگان هاى مجاور لشكر ، مجبور به ترك مواضع خود شدند. از اين رو نيروهاى لشكر ۲۷ در يك منگنه فشار قرار گرفته و با تمام توان خود به مقابله با پاتك هاى دشمن پرداختند.
در مرحله تكميلى كربلاى ۵ قرار شد رزمندگان لشكر ۲۷ با تصرف دژهاى نونى شكل ماشين جنگى عراق را در شلمچه از كار بيندازند كه در اين مرحله متحمل فشارهاى سنگين زرهى دشمن شدند. در مجموع، عمليات كربلاى كه از ۱۹/۱۰/۶۵ شروع شده بود، با انجام عمليات كربلاى ۸ تا نيمه دوم فروردين ۱۳۶۶ به طول انجاميد.
نزديك به يك صد روز جنگ بى امان ادامه داشت تا اين كه با تثبيت مواضع رزمندگان اسلام و تشكيل خط پدافندى، اين نبرد سنگين هم به پايان رسيد. در اين عمليات حاج عليرضا نورى، قائم مقام فرماندهى لشكر به همراه تعداد زيادى از فرماندهان و معاونين گردان ها به شهادت رسيدند.
در مردادماه ،۱۳۶۶ لشكر ۲۷ مجددا جهت انجام عمليات، راهى منطقه غرب كشور شد تا در عمليات نصر ۷ حضور پيدا كند. در اين عمليات، ماموريت لشكر ،۲۷ تصرف يال دوپازا و تثبيت ارتفاعات دوپازا بود كه به نحو احسن انجام گرفت. شركت در عمليات سخت و طاقت فرساى بيت المقدس ،۲ در منطقه ماووت، دست و پنجه نرم كردن با دشمن در سرماى چندين درجه زير صفر منطقه دلبشك و سيد صادق ماموريت ديگرى بود كه لشكر ،۲۷ آن را نيز به انجام رساند.
ارتفاعات سرسبز شاخ شميران عراق، در اولين روزهاى بهارى سال ۱۳۶۷ ميزبان دريادلان بسيجى بود تا در رزمى ديگر پنجه در پنجه دشمن اندازند. تصرف ارتفاعات شاخ شميران ،شاخ سورمر ،تيمورژنان و سد دربندى خان از اهداف اين عمليات بود كه طى چندين روز جنگ بى امان به پايان رسيد.
بعد از عمليات بيت المقدس عراق با تقويت سازمان رزم خود، به انجام عمليات هاى محدود براى بازپس گيرى مناطقى كه در تصرف ايران بود اقدام كرد و بعضا هم موفق شد. عراق توانست فاو، مجنون، شلمچه، فكه و... را باز پس بگيرد.
جهت مقابله با پيشروى هاى دشمن، طرح عمليات بيت المقدس ،۷ در منطقه پاسگاه زيد-كوت سوارى ريخته شد، كه بلافاصله هم به مرحله اجرا درآمد. در بيستم خرداد ،۱۳۶۷ لشكر ۲۷ ماموريت پيدا كرد تا با عبور از كانال ادب، خود را به كانال پرورش ماهى، در منطقه شلمچه برساند. چند روز پس از اين عمليات، دشمن پاتك سنگينى را در منطقه ابو قريب آغاز كرد. جهت مقابله با دشمن، رزمندگان گردان عمار ياسر به همراه سردار دلاور اسلام حاج غلامرضا صالحى به منطقه اعزام شدند كه پس از نبردى شديد، عاقبت با شهادت تعدادى از رزمندگان گردان عمار ياسر و سردار دريا دل و باصفا، حاج غلامرضا صالحى، قائم مقام فرماندهى لشكر، دشمن به عقب رانده شد.
در آخرين روزرهاى تيرماه ،۱۳۶۷ با پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى جمهورى اسلامى ايران، استكبار جهانى و به خصوص عراق در يك بن بست استراتژيكى قرار گرفته و به قولى خلع سلاح شدند. آن ها به تصور اين كه ايران، توان رزمى اش را از دست داده و همين امر باعث شده تا قطعنامه ۵۹۸ را بپذيرد، بر آن شدند تا با هجوم گسترده ديگرى، ايران را از پاى درآورند. از همين رو نيروهاى فريب خورده منافقين با تجهيز و جمع آورى كليه نيروهاى خود از اقصى نقاط دنيا، اقدام به انجام عملياتى براى اشغال شهرهاى غرب كشور به منظور پيشروى و تصرف تهران نمودند. از سوى ديگر نيروهاى تقويت شده عراق، با حمله گسترده ديگرى ضمن عبور از مرزهاى جنوبى تا ۲۰كيلومترى اهواز پيشروى نموده و درصدد برآمدند تا شهرهاى خرمشهر، آبادان و حتى اهواز را به اشغال خود در آوردند كه بار ديگر نهيب حيدرى امام خمينى (ره) به مدد اين كشور آمد و با فرمان ايشان، سيل نيروهاى مردمى به سوى جبهه هاى نبرد هجوم آوردند. به گونه اى كه در كمتر از يك هفته، هم منافقين و هم نيروهاى عراقى را تا پشت مرزهاى بين المللى به عقب راندند.
در اين مقطع نيز لشكر ،۲۷ با گسيل بخشى از نيروهاى خود براى مقابله با توطئه منافقين و بخشى ديگر جهت مقابله با نفوذ عراق در منطقه شلمچه، نقش چشم گيرى در سركوبى اين توطئه ها ايفا نمود.
با پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى طرفين و مشخص شدن آتش بس، عملا جنگ به اتمام رسيد، اما لشكر ۲۷ تا دو سال پس از جنگ نيز ماموريت پدافند از منطقه پاسگاه زيد را بر عهده داشت.
علاوه بر ماموريت پدافند از منطقه، كار تفحص و جستجوى پيكرهاى مطهر شهدا، نيز از جمله اقداماتى بود كه لشكر ۲۷ پس از اتمام جنگ به آن اهتمام ورزيد و تا كنون آن را ادامه داده، كه در اين مسير نيز شهدايى را تقديم كرده است و ثمره آن، كشف پيكر بيش از پنج هزار شهيد گرانقدر بوده است. افزون بر ماموريت هاى رزمى، لشكر ۲۷ محمد رسول الله(ص) پس از پايان جنگ در سنگر سازندگى، به فعاليت پرداخت كه در اين راستا، شركت در ساخت بزرگراه تهران - ساوه، سد عظيم كرخه و… را مى توان نام برد. در مجموع مى توان گفت: لشكر پرافتخار محمد رسول الله (ص) در طول هشت سال دفاع مقدس و شركت در چندين عمليات بزرگ و عاشورايى، چهار فرمانده لشكر، شش قائم مقام لشكر، دو رئيس ستاد، ده فرمان ده تيپ، بيش از يكصد و پنجاه فرمانده و معاون گردان و هزاران نيروى سپاهى و بسيجى تقديم انقلاب اسلامى نموده است كه هم اكنون نيز با پيروى از رهنمودهاى مقام معظم رهبرى در سازمان دهى، مديريت، آموزش و انضباط، تعمير و نگهدارى، پشتيبانى و سازمان دهى هزاران نفر از بسيجيان، لشكر مصمم است تا راه خونين شهداء را ادامه دهد.
* اقتباس وتلخيص از كتاب همپاى صاعقه ،نوشته حسين بهزاد، گلعلى بابايى
* با تشكر از معاونت روابط عمومى و تبليغات لشكر ۲۷ مكانيزه محمد رسول الله (ص)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |