|
گفت و گو با حسينعلى شريف، قارى و موذن نامى كشور و عضو گروه سرود «خمينى اى امام»
آنقدر محو چهره امام شديم كه سرود خواندن را فراموش كرده بوديم
اين روزها يادآور رشادت ها و همدلى هاى ملت ايران در روزهاى خون و پيروزى است روزهايى كه هر كس هر آنچه كه مى توانست و در توان داشت به ميدان آورد تا بتواند سهمى در پيروزى انقلاب ايفا كند. در اين ميان جامعه قرآنى و كسانى كه امروز فعالان اين عرصه هستند دوشادوش هموطنانشان سهمى در اين رخداد مهم قرن ايفا كردند. حسينعلى شريف يكى از كسانى است كه تا سرودى به نام «خمينى اى امام» كه در آستانه ورود تاريخى امام به ايران اجرا شد، وجود دارد نام او نيز به عنوان يكى از اعضاى اصلى حاضر در اين سرود ماندگار خواهد شد. حسينعلى شريف در سال ۱۳۳۵ در شهرستان كاشان ديده به جهان گشود، در سن شش سالگى به همراه خانواده اش عازم تهران شد و در همان سن و سال در جلسه قرآنى پدرش و به دنبال آن در جلسات قرآنى استادان آن زمان از جمله مرحوم بيگلرى شركت كرد و هنوز در اوان جوانى بود كه براى اجراى سرود خمينى اى امام به ساير اعضاى اين گروه پيوست، در سال هاى آغازين انقلاب با تشويق يكى از استادان خود اذانى گفت كه او را در زمره موذنان خوش الحان كشور ثبت و نامش را جاودانه كرد. آنچه در پى مى آيد ماحصل گفت و گوى جوان با اين موذن نامى كشور است.
على فرج زاده * آقاى شريف اذان زيبايى از شما در صدا و سيما پخش مى شود كه توجه بسيارى از مردم را به خود جلب كرده است، اين اذان را چگونه و در كجا گفته ايد؟ ** اين اذانى كه الان از بنده در صدا و سيما پخش مى شود من سال ۵۹ تقديم مردم عزيز كردم. البته قصد ضبط هم نداشتم، در آن زمان مسوول امور مذهبى راديو استاد صدرزاده بودند و من هم براى زيارت ايشان و گاهى هم تلاوت قرآن خدمت ايشان مى رفتم. يكى از اين روزها ايشان گفت آقاى شريف شما نمى خواهيد براى راديو اذان بگوييد، گفتم من به اذان در راديو فكر نكردم ولى وقتى كوچك بودم چون پدرم و برادرانم به نوعى همه موذن بودند من هم گاهى در كوچه، پشت بام و گاهى در مسجد اذان مى گفتم ايشان گفتند اگه ميشه شما دو تا الله اكبر بگوييد من هم دوتا الله اكبر در دفتر ايشان گفتم و ايشان گفتند همين را نگه داريد بريم تو استوديو ضبط كنيم و بعد هم رفتيم استوديو و با كمك استاد صدرزاده آن را ضبط كرديم كه بعد از چند روز هم پخش شد. * اين اذان ظاهرا مورد توجه مقام معظم رهبرى هم قرار گرفته بود و ايشان از شما تقدير كردند؟ ** سال ۶۷ و در ماه رمضان در خدمت مقام معظم رهبرى كه آن موقع رييس جمهور بودند رسيديم مانند هر سال كه جامعه قرآنى در آستانه ماه مبارك رمضان خدمت ايشان مى روند. استاد صدرزاده به من گفتند بيا مى خواهم شما را به آقا معرفى كنم بعد هم به آقا فرمودند آن اذانى كه مورد توجه شما بود توسط آقاى شريف گفته شده، ايشان(مقام معظم رهبرى) روبه من كردند و گفتند من به چند نفر متخصص مراجعه كردم گفتند شما اين اذان را در همايون (حجاز) گفتيد از كى تقليد كرديد من فكر كردم ايشان مى خواهند ايرادى از اين اذان بگيرند، گفتم حاج آقا ما بى تقصيريم(باخنده) بدون تقليد خوانده ام و يك دفعه به ذهنم آمد. بعد ايشان فرمودند كه متخصصان به من گفته اند اين اذان در سال هاى بسيار دور در مدينه شنيده شده است و آن وقت ها هم آقاى شريف نبوده اند كه تقليد كنند شما از كجا شنيده ايد و بعد خودشان افزودند متخصصان موسيقى به من گفته اند احتمالا از موسيقى فيلم محمد رسول الله الهام گرفته اند. البته همين طور هم بود ما در سال ،۵۷ دو سه ماهى مشغول تمرين سرود خمينى اى امام در حسينيه ارشاد بوديم و يك روز در حاشيه تمرين، فيلم محمد رسول الله را براى ما پخش كردند كه اثر خيلى زيادى بر روى ذهن و روح من گذاشت و ناخودآگاه از موسيقى اين فيلم براى اذانم استفاده كردم. * فرموديد براى گفتن اين اذان تمرين نداشتيد ولى به هر حال آشنايى با لحن و تجويد و... كه داشتيد از چه زمانى علاقه مند به فراگيرى قرآن شديد و چه مراحلى را سپرى كرديد؟ ** من شش ساله بودم كه خانواده ام از كاشان به تهران آمدند و در تهران مدتى در جلسات قرآنى پدرم شركت مى كردم ولى اولين استاد رسمى من آقاى احمديان بود كه در خيابان ۱۷ شهريور جلسه قرآن داشت و من از ايشان چيزهاى زيادى ياد گرفتم. حدود سال هاى ۴۶-۴۸ به صورت رسمى يادگيرى علم تجويد را در خدمت مرحوم سرهنگ حسن بيگلرى مولف كتاب سر البيان فى علم القرآن آغاز كردم تا سال ۵۳ يا ۵۴ بود كه از محضر حاج آقا مصطفى صدرزاده، استاد مروت و استاد مولايى بهره مند شدم. در سال ۵۱ يكى از بستگان كه مى دانست من به قرآن و تلاوت و اينگونه مسايل خيلى علاقه دارم يك مكانى را در خيابان شهباز سابق (۱۷ شهريور كنونى) در اختيار من گذاشت و نام آن را گذاشتم «صوت الشريف»، اين مكان محلى براى عرضه محصولات قرآنى شد و من تلاوت هاى مختلف از قاريان را جمع آورى مى كردم. نزديك به پيروزى انقلاب و در حدود سال ۵۵ به عنوان معلم و مدرس در دبيرستان موسوى تدريس عربى و قرآن مى كردم حتى به بچه هاى راهنمايى كه عربى هم نداشتند اين درس را آموزش مى دادم تا اينكه انقلاب شد و در سال ۵۷ هم يك مسابقه قرآنى را در همان مدرسه برگزار كرديم. در سال ۵۸ از من دعوت شد و من مسئول قرآن آموزش و پرورش منطقه ۱۴ شدم و مسابقات را در كانون انصار در خيابان پيروزى(منطقه ۱۴) برگزار كرديم كه شهيد رجايى، باهنر، بهشتى و مقام معظم رهبرى در آن مسابقه مهمان ما بودند و دانش آموزان از ديدن اين شخصيت ها خيلى خوشحال شدند. اين مسابقات در سال ۵۹ به استان تهران كشيده شد و يك سال در استان تهران برگزار شد، بعد از ما خواستند كه اين مسابقه را براى سراسر كشور برگزار كنيم و در سال ۶۰ به سراسر كشور تعميم پيدا كرد و هم اكنون هم همه ساله در سراسر كشور برگزار مى شود. * مسابقات بين المللى دانش آموزى هم متعاقب اين مسابقات شكل گرفت؟ ** مسابقات بين المللى هم به دنبال همين مسابقات شكل گرفت البته من در آن مقطع در ايران نبودم و از طرف سازمان تبليغات اسلامى براى تدريس قرآن به كشور آفريقايى ماداگاسكار مامور شده بودم، ماداگاسكار ۱۰ درصد مسلمان، ۳۵ درصد مسيحى دارد و مابقى هم از مذاهب مختلف هستند. من آنجا در زمينه قرآن، احكام، تواشيح فارسى و حتى عربى، سرود و. . . با آن ها كار مى كردم كه براى مسلمانان آن كشور خيلى جذاب بود. روزهاى يك شنبه هم كه در آنجا تعطيل بود بحث آزاد با دانشجويان داشتيم و من دارالقرآنى كه الان در آموزش و پرورش تاسيس شده در آنجا تجربه كردم كه شامل آموزش قرائت، حفظ و مفاهيم بود و سال ۷۰ كه به ايران برگشتم طرح دارالقرآن را از منطقه ۱۴ آموزش و پرورش شروع كردم و سپس از سال ۷۷ معاونت پرورشى وقت از من خواستند كه طرح دارالقرآن ها را كشورى كنيم كه ما كار را شروع كرديم و هم اكنون ۶۰۰ دارالقرآن در سراسر كشور راه اندازى شده است. در اين دارالقرآن ها، آموزش هاى قرآنى در ۱۰ سطح به قرآن آموزان ارايه مى شود. *الان چيكار مى كنيد، آيا هنوز هم مشغول فعاليت هاى قرآنى هستيد؟ ** من از سال ۶۲ كه در آموزش و پرورش بودم از من خواسته شد كه خدمت استاد صدرزاده بروم و بعد از اينكه مقام معظم رهبرى(كه آن وقت رييس جمهور بودند) دستور موكد براى راه اندازى راديو قرآن داده بودند آن را راه اندازى كرديم كه آن موقع سه ساعت بيشتر برنامه نداشت و بيشتر هم تلاوت پخش مى كرديم ولى از سال ،۷۶ ۲۴ ساعته شد و الان هم يكى از غنى ترين آرشيوها را دارد كه حتى من وقتى به قاهره رفته بودم آن ها از اينكه ما تلاوت قاريان مصرى را از خود آن ها هم بيشتر داريم تعجب كرده بودند. * الان هم فعاليت قرآنى داريد؟ ** الان من در سمت معاونت دفتر فضاسازى قرآنى و فرهنگى هنرى معاونت پرورشى آموزش و پرورش بعد از اينكه معاونت پرورشى در اين وزارتخانه احياء شد مشغول خدمت هستم. * اشاره اى به سرود خمينى اى امام داشتيد كه شما به اتفاق چند تن از دوستانتان به هنگام ورود امام خمينى(ره) در فرودگاه مهرآباد اجرا كرديد، شكل گيرى اين سرود چگونه بود و چى شد كه اصلا به فكر چنين كارى افتاديد؟ ** من قبل از انقلاب يك گروه سرودى داشتم كه با آن ها كار مى كردم. وقتى در سال ۵۷ از آقاى حميد شاهنگيان خواستند كه يك سرودى به مناسبت ورود امام بسازند ايشان از من دعوت كردند و جزيى از گروه سرود استقبال از امام شديم و با همكارى چند نفر از رفقا و دوستان بزرگوار مثل آقاى اكبرى، شمسايى و استاد صبحدل اين سرود را كه شعر آن از استاد حميد سبزوارى بود تمرين كرديم و نزديك به سه ماه تمرين اين سرود در جاهاى مختلف از جمله حسينيه ارشاد طول كشيد. *خاطره اى از روزهاى پيروزى انقلاب و حال و هواى آن روزها داريد؟ ** در آن موقع ما يك عده از بچه ها را تعليم داديم كه سرود خمينى اى امام را بخوانند و يك عده ديگر را هم تعليم داديم كه سرود برخيزيد اى شهيدان. . . را بخوانند و قرار شد عده اى به فرودگاه براى اجراى سرود خمينى اى امام بروند و عده اى هم به بهشت زهرا براى اجراى سرود برخيزيد اى شهيدان راه. . . بعد از مدتى تمرين وقتى ما براى خواندن سرود به فرودگاه رفتيم هر روحانى كه وار (فرودگاه مى شد اول فكر مى كرديم امام خمينى است چون فقط عكس هاى ايشان را ديده بوديم البته احساس معمولى داشتيم نسبت به اين چهره ها ولى وقتى واقعا خود امام وارد شدند از نور چهره ايشان همه بچه ها به گريه افتادند و آنقدر محو چهره امام شديم كه سرود خواندن را فراموش كرده بوديم كه چند نفر از دوستان از آن پائين صدا مى زدند پس سرود چى شد كه يك تلنگرى به ما شد و ما هم توى آن شلوغى عجيب و در حاليكه گروه به علت شلوغى نمى توانست به صورت منظم و از قبل تمرين شده كنار هم قرار بگيرند سرود را اجرا كرديم. بعد هم بلافاصله به سمت بهشت زهرا حركت كرديم تا به گروه بعدى ملحق شويم كه به علت شلوغى خيابان ها تا رسيديم بچه ها سرود برخيزيد اى شهيدان. . . را به خوبى اجرا كرده بودند.
|