|
|
|
آغاز دوباره رقابت هاى بوندس ليگا
|
|
|
|
اينجا، آنجا، هرجا…
|
|
|
|
|
آغاز دوباره رقابت هاى بوندس ليگا
شروع خوب بايرن مونيخ
شيوا نوروزى پس از ۶ هفته انتظار و پس از آغاز رقابت هاى باشگاهى در اغلب كشورهاى اروپايى سرانجام آلمانى ها نيز به فكر برگزارى نيم فصل دوم بوندس ليگا افتادند تا بيش از اين از ديگر ليگ هاى اروپايى عقب نمانند. تعطيلات نيم فصل در آلمان برخلاف انگلستان طولانى و خسته كننده است چرا كه همان طور كه فشردگى رقابت ها مى تواند بازده تيمى را كاهش دهد. تعطيلات بيش از حد نيز در روند تيم ها موثر است. به هر حال اين چند هفته هم سپرى شد و بار ديگر تيم ها به ميدان رفتند و نشان دادند كه گرچه بازى هاى ليگ تعطيل بوده اما آنها طبق برنامه زمان بندى شده باشگاه تمرينات منظمى را پشت سر گذاشته اند و چندان هم به تعطيلات نرفته بودند. بايرن مونيخ صدرنشين ليگ امسال را به گونه اى ديگر آغاز كرد چرا كه با توجه به حضور ناموفق بايرن در فصل گذشته كه موجب شد پس از سال ها نام بايرن در ميان تيم هاى حاضر در ليگ قهرمانان وجود نداشته باشد، حال هواداران ديگر بيش از اين نمى توانند منتظر بمانند و قطعا صبر آنها هم حدى دارد. به علاوه با قطعى شدن ترك اوتمار هيتسفيلد و جايگزينى يورگن كلينزمن ستاره اسبق تيم ملى آلمان، اوضاع كمى فرق كرده است. از يك طرف هيتسفيلد مى كوشد تا با خاطره اى خوش از باواريايى ها خداحافظى كند و اجازه ندهد منتقدان هرچه مى خواهند به زبان آورند و از يك طرف او نيم نگاهى نيز به تيم آينده اش دارد. هيتسفيلد به خوبى مى داند كه اگر قصد هدايت تيم ديگرى را داشته باشد سران باشگاه پيش از عقد قرارداد به كارنامه او نگاه مى كنند. بر اين اساس او هيچ دوست ندارد كارنامه حرفه اى اش حاوى ناكامى آن هم با بهترين بوندس ليگا باشد. آغازى نسبتا خوب بايرن مونيخ دراولين ديدار خود در نيم فصل دوم به مصاف تيم ته جدولى هانزاروستوك رفت و اين تيم را در حالى كه ميزبان هم بود با دو گل در هم كوبيد تا هر ۳ امتياز را به خانه بياورد. به علاوه اين ديدار اولين بازى نيم فصل نيز لقب گرفت و چشم هواداران بايرن به اين بازى بود تا ببينند كه تيم محبوبشان پس از ۶ هفته مى تواند پيروزى خارج از خانه را به ارمغان بياورد يا نه. باواريايى ها كه با روحيه اى عالى به ميدان رفته بودند و برد ۳ بر صفر بازى رفت را در كارنامه مى ديدند با ارايه يك بازى حساب شده هر ۳ امتياز را تصاحب كردند. اما اين هافبك فرانسوى بايرن بود كه در دقيقه ۱۱ بازى تيمش را از حريف پيش انداخت. فرانك ريبرى پاس گل زى روبرتو را به هدر نداد و آن را به تور دروازه هانزاروستوك چسباند. سپس حملات بايرن ادامه داشت تا اين كه لوكاتونى گل دوم تيمش را در دقيقه ۴۲ به ثمر رساند و روستوك را با شكست راهى رختكن كرد. تونى كه دهمين گل خود را براى بايرن به ثمر رساند خاطره خوشى در نوزدهمين حضور خود در تركيب اين تيم را از خود به جاى گذاشت و ثابت كرد او بهترين خريد باواريايى ها در فصل نقل و انتقالات تابستانى بوده است. در آن سوى ميدان هانزاروستوك بيكار ننشست و در نهايت تنها توانستند يك گل از دو گل خورده خود را جبران كنند. كرن تك گلزن اين تيم لقب گرفت و توانست در دقيقه ۵۲ اوليور كان را مغلوب خود كند. نكته قابل توجه اين ديدار بدون شك گلزنى دو بازيكن گران قيمت بايرن بود كه هر دو در تابستان به تيم ملحق شدند و آنقدر براى باشگاه ارزش داشتند كه سران بايرن حاضر به سرمايه گذارى بالغ بر ۷۰ ميليون يورويى شدند. هيتسفيلد: ۳ امتياز حق ما بود اوتمار هيتسفيلد پس از اين ديدار به تمجيد از شاگردانش پرداخت و پيروزى را كمترين دستمزد آنها خواند: خوشحالم كه سه امتياز را گرفتيم. من بيشتر از شيوه بازى تيمم راضى هستم تا نتيجه و از اين كه شاگردانم روحيه جنگندگى فوق العاده اى دارند احساس غرور مى كنم. خيلى خوب توانستيم بازى خودمان را به ميزبان تحميل كنيم. در نيمه اول خيلى خوب كار را شروع كرديم ولى در نيمه دوم پس از دريافت گل كمى عقب كشيديم و شايد هم كمى دستپاچه شديم اما خيلى زود به خودمان آمديم و نتيجه را به سود خود خاتمه داديم. اين در حالى است كه سرمربى هانزاروستوك از اين كه تيمش بيش از اين گل دريافت نكرده خوشحال است. وردربرمن، حريف آينده بايرن و برمن رقابت شانه به شانه اى را از ابتداى فصل شروع كرده اند كه هنوز هم ادامه دارد و اگر به اين گونه پيش رويم و تغييرى در جدول پيش نيايد تا آخر فصل نيز ادامه خواهد داشت ، البته با حساسيتى دو چندان. نكته مهم اينجا است كه حريف بعدى بايرن تيمى نيست جز وردربرمن كه رقابتى ديرينه با هم داشته و دارند. اما در اين فصل رقابت به اوج خود رسيده چرا كه فاصله آنها در صدر جدول خيلى كم و نزديك به هم است و كوچك ترين غفلت از سوى هر دو تيم به سود ديگرى تمام مى شود كه به آسانى هم جبران نمى شود. از طرفى شكست ۲ بر يك برمن از بوخوم اين اجازه را به بايرن داد تا اختلاف ۳ امتيازى با آنها پيدا كند. اگرچه برمن همچنان مكان دوم خود را حفظ كرد اما شاگردان توماس شاف به اين موضوع واقف اند كه جبران همين ۳ امتياز چقدر سخت و دشوار خواهد بود. از سوى ديگر باير لوركوزن و هامبورگ نيز هر دو با ۳۳ امتياز رده هاى سوم و چهارم را به خود اختصاص دادند تا نشان دهند آنها هم مى توانند جزو مدعيان محسوب شوند.
|
|
|
|
|
اينجا، آنجا، هرجا…
تماشاگر و تماشاگرنما
محمدرضا هاديلو جمعيت يكپارچه و متحد فرياد مى زنند. غريو فرياد تماشاگران استاديوم را به لرزه درمى آورد. جمعيت به يكباره از جا برمى خيزند و … روبرو، آماده باش … بلندگوى استاديوم اسامى بازيكنان دو تيم را به ترتيب مى خواند و بعد از هر اسمى طرفداران آن تيم به پا مى خيزند و … شيره … اينجا يك استاديوم فوتبال ( با هر گنجايشى كه شما تصور مى كنيد) است و گوش تا گوش آن پر از تماشاگر … بازى شروع مى شود و حساسيت ها بالا مى رود … ْْ… چى كارش مى كنه؟ سوراخ سوراخش مى كنه … هنوز اين صداى تماشاگران است كه با همان شدت وحدت به گوش مى رسد … يك خطاى سخت … يك پنالتى … يك اشتباه از داور … يك تعويض نادرست … و حراج فرهنگ و ادب و نزاكت … صداى فحش و ناسزا با صداى مهيب انفجارها در هم آميخته مى شود اينجا هنوز يك استاديوم ورزشى است مملو از تماشاگر … سنگ، بطرى آب، ترقه … شكستن صندلى هاى استاديوم … آتش زدن جايگاه تماشاگران … درگيرى بين طرفداران دو تيم و حضور صدها نيروى امنيتى … اينجا هنوز يك استاديوم ورزشى است پر از تماشاگر … بازى به پايان مى رسد با برد يك تيم و باخت تيم ديگر … مهم نيست چه كسى برده يا كدام تيم باخته! شيشه هاى اتوبوس ها يكى پس از ديگرى خرد مى شوند … تماشاگران كه حالا در خارج از استاديوم هستند از در و پنجره اتوبوس ها بالا مى روند و بعضا روى سقف آن مى نشينند. راننده جرات حرف زدن ندارد … تماشاگران به جان صندلى هاى اتوبوس و سقف و شيشه هاى آن افتاده اند. راننده لبخند تلخى مى زند و به سمت مقصد حركت مى كند. تماشاگران كه حالا در مسير خانه هستند فرياد مى زنند و كلمات ركيكى را نثار زمين و زمان مى كنند، بدون توجه به اين كه اينجا سطح شهر و يك مكان عموميست و خانواده ها در حال گذر … اولين اخبار ورزشى بعد از مسابقه نتايج را اعلام مى كند. فحش و توهين و ناسزا و ترقه و بمب و … عادى شده، مجرى فقط به خسارات وارده به اتوبوس هاى شركت واحد اشاره كرده و با واژه تماشاگرنما سرو ته خبر را جمع مى كند. به راستى چرا با خودمان صادق نيستيم و تا چه وقت قصد داريم با اين واژگان خود را بفريبيم؟ چطور مى شود فقط چند تماشاگرنما چنان صدايى از خود در بياورند كه پيكره استاديوم بلرزد؟ براى خراب كردن ۳۰۰ دستگاه اتوبوس، انفجار بيش از ۵۰ بمب دست ساز، شكستن بيش از ۵۰۰ صندلى استاديوم و وارد كردن حدود ۱۵۰ ميليون تومان خسارت ( فقط به اتوبوس هاى شركت واحد) به چند تماشاگرنما احتياج است؟ بايد كمى صادقانه تر به قضيه نگريست و فكر كرد اگر واژه تماشاگرنما را از فرهنگ لغت پاك كنيم، اين همه بدرفتارى اجتماعى را با چه كلمه اى وبه گردن چه كسى خواهيم انداخت؟ آيا مى دانيد فقط در يك مورد ركورد خسارات وارده تماشاگرنماها!! به شركت واحد چقدر ثبت شده است؟ ۱۹۱ ميليون تومان خسارت به ناوگان اتوبوسرانى و تخريب ۳۳۳ دستگاه اتوبوس مسافربرى نتيجه باخت يك تيم تهرانى بوده است. بعد از بازى ۳۱ مجروح نيز روى دست امدادگران ماند، البته مدير كل روابط عمومى اورژانس تهران در اين رابطه گفت: آمار مذكور متعلق به مجروحان داخل استاديوم و خارج از آن است. آمار مجروحان ميان راه در دست اورژانس تهران نيست! مديرعامل شركت واحد اتوبوسرانى گفته: طى سال هاى اخير حدود يك ميليارد تومان خسارت از طرف تماشاچيان بازى هاى فوتبال به شركت واحد اتوبوسرانى وارد شده … تماشاگرنماها به صدمه زدن به اموال بيت المال بسنده نمى كنند؛ در يك مورد مسافران اتوبوس ( تماشاگرنما) با تهديد راننده وى را مجبور به تغيير مسير اصلى كرده اند تا آنها را به منزلشان در شهررى برساند و در موردى ديگر راننده را به اتفاق فرزند همراهش كتك زده اند. هر راننده اى كه از تخريب ماشين ها ممانعت به عمل آورد، مورد ضرب و شتم مسافران قرار مى گيرد … به نظر مى رسد تماشاگرنماها از فضا مى آيند، مسابقه را تماشا مى كنند، توهين مى كنند، ناسزا مى گويند، تخريب مى كنند، خسارت مى زنند بعضا سلامت شخصى را براى هميشه از او مى گيرند و مى روند تا مسابقه بعد و … چند سال پيش وقتى عكاس يكى از روزنامه ها بر اثر انفجار ترقه اى كه از طرف تماشاگرنماها به زمين پرتاب شده بود، يكى از چشمانش را از دست داد، با چند مصاحبه و خبر صورت مساله را پاك كردند. امسال نيز وقتى سرباز بيچاره هر دو چشمش آسيب ديد و براى هميشه با روشنايى وداع كرد نيز با كسر امتياز و بازى بدون تماشاگر و شايد بهتر باشد بگوييم بدون تماشاگرنما قال قضيه را كندند. شعارهاى نژادپرستى هم هنوز به حدى نرسيده كه بخواهيم اقدامى بكنيم و مهم تر اين كه هنوز تماشاگرنماها كسى را نكشته اند كه نياز به راه حل اساسى داشته باشيم. اما حقيقت اين است كه اتفاقات استاديوم ها و حواشى بيرونى آنها حاصل بى تدبيرى و خلا اقدامات فرهنگى است. به يك يا دو نفر مى گويند تماشاگرنما، نه به يكصدهزار نفر! اين بذرى كه امروز در استاديوم ها پاشيده مى شود، علف هاى هرزه اى خواهد بود كه فردا همه چيز را خواهد خشكاند، پس براى از بين بردن اين آفت، چاره اى بينديشيد. همه از فقدان فرهنگ و ضعف فرهنگسازى مى گويند مى نويسند اما كسى نمى گويد مسووليت اين كار بر عهده كيست و چه ارگان و نهاد و شخصى بايد پيگير آن باشد. شك نكنيد كه استاديوم پر از تماشاگر به علاوه مديران سهل انگار و بى برنامه حاصلى نخواهد داشت جز استاديوم پر از تماشاگرنما.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
در حسرت يه گل
بازى با مالى كه لغو شد و الكى الكى پولمون به هدر رفت گفتيم عوضش تو بازى با كاستاريكا در مى ياريم. اما بعد صداش در اومد كه چون بازى تو تقويم فيفا نيست اونا هم چند تا بازيكناى خوبشون رو نمى يارن.
حالا اينا به كنار ولى ۹۰ دقيقه جون به لب شديم ببينيم اين مهاجمامون كه ادعاى زيادى هم دارن مى تونن گل بزنن كه ديديم نه نمى تونن. حالا ابراهيم زاده هم با كلى غرور لطف كرده يه مصاحبه از خودشون در كردن و گفتن مشكل ما فقط با يه گل حل مى شه كه اونم تو بازى با سوريه مى زنيم. يه سوال تو ذهنم اومد كه بايد بپرسم و البته اميدوارم كه ايشون هم جواب بدن.
مگه ما قراره به سوريه هم گل نزنيم يعنى وضع اينقدر خرابه كه اينجورى مى گن. فقط داشته باشيد كه حال و روز تيم ملى مون چه جوريه كه آرزو كنيم كه اى كاش به سوريه هم گل بزنيم. اگه آقاى ابراهيم زاده لطف كنن يه كمى به بچه ها بيشتر از اينا روحيه بدن خيلى ممنون مى شيم.
|
|
|
حجازى و قلعه نويى
كارى كه ندارن فقط منتظرن يه تيتر بخوره تا هر چى دارن و ندارن گردن مطبوعات بندازن. آخه اگه يه جوون بگه ما ناراحت نمى شيم ولى اگه حجازى كه اون همه مى گن پيشكسوته بگه اختلاف من و قلعه نويى رو مطبوعات باعث شدن تعجب مى كنيم. البته هر چى بگن ما باور نمى كنيم ولى از اين آقا با موهاى سفيد يه سوال دارم. يعنى هيچ اختلافى بين شما دو تا نبوده و اصلا با هم مشكلى ندارين.
شايد ما بوديم كه ساعت به ساعت عليه همديگر مصاحبه مى كرديم و هرچى دلمون مى خواست به همديگر مى گفتيم. آره نه اين كه مطبوعاتى ها بيكارن و سوژه ندارن نشستن الكى از خودشون مطلب نوشتن. ولى اگه چيزى نيست چرا چند روز مونده به بازى مس ـ استقلال هر دو تاتون به دست و پا افتاده بودين كه تظاهر كنيد كه با هم مشكلى نداريد. باشه واسه دل خوشى ناصرخان و ژنرال هم كه شده مى گيم باور كرديم….
|
|
|
خدا به دادمون برسه
الان ۴ تا دروازه بان تو تيم ملى داريم كه خدا كنه از دستشون كارى بربياد. ولى واعظى كه مصدوم شد جا شو داد به ميرزاپور معروف تا اونم ناراحت نباشه كه دعوت نشده. البته امسال كه ميرزاپور بد تو استيل آذين كار نكرده ولى نه اين كه ما خاطره زياد خوبى از دروازه بانى هاش تو تيم ملى نداريم واسه همين يه خورده نگران شديم.
از اون مهم تر اين كه به غير از اون ۳ نفر ديگه هم تو تيم هستن كه همشون كلى ادعا دارن و پاش بيافته هر كدوم واسه پوشيدن شماره يك پيش قدم مى شن. رحمتى، محمدى و طالب لو هر سه تا شون يه ذره با هم كل كل دارن كه بعضى وقتا كارشون بالا مى گيره. اميدواريم كه وقتى تركيب معلوم شد و يكى از ۴ تا نيمكت نشين شدن فورى جبهه نگيرن و زير آب همديگر رو نزنن و به جاى اين كارا به فكر رقابت منصفانه اى با هم باشن.
|
|
|
كلمنته رو اذيت نكنيد!
بابا اينا هم ما رو گرفتن، هر كى يه چيزى مى گه ما كه نفهميديم كه طرف قرارداد بسته يا نه. حالا بى خيال اين حرفا. ابراهيم زاده دستيار اول كلمنته گفته كه اون مربى بزرگيه و حتما موفق مى شه البته اگه اذيتش نكنن. حقيقتش ما نمى دونيم منظور ابراهيم زاده از اذيت كردن و نكردن چيه.
يعنى بيشتر از اين بايد هواى كلمنته رو داشته باشيم. همچين تو فرودگاه ازش استقبال كردن كه نگوو نپرس انگار كه رييس جمهور اسپانيا داره مى ياد. چيه فرش قرمز مى خواد؟ همه كه بهش خوشامد گفتن و هرچى گفته كسى رو حرفش حرف نزده.
طرف پاره وقتم كه اومده قرار از راه دور تيم رو ارنج كنه. البته ما دفعه اولى هست كه يه همچين چيزى مى بينيم ولى چون ما تو اين جور كارا پيش قدميم داريم بدعت گذارى مى كنيم. توجه داشته باشيد كه وقتى اين چند سطر رو مى خونيد بازى با سوريه تموم شده شايد كلمنته از ديدن بازى و كسب نتيجه حسابى به شور و شعف رسيده باشه و ديگه دل از ايران نكنه ولى خب شايدم اصلا قيدمون رو زده باشه.
|
|
|
مظاهرى هم المپيكى شد
عادت كرديم كه فقط كشتى و تكواندو و البته حسين رضازاده تو المپيك باشن و از بقيه چندان انتظار خاصى نداريم. آخه اين كه زيادم خوب نتيجه نمى گيرن واسه همين تا از يه رشته ديگه سهميه مى گيريم كلى ذوق مى كنيم و زود قلم به دست مى گيريم و مطلب مى نويسيم. اين دفعه اما نوبت بوكس هستش كه به نظر بعضى ها رشته خشنى هست و به درد هر كسى نمى خوره.
على مظاهرى كه تو وزن ۹۱ كيلو كار مى كنه واسه مسابقات بين المللى با تيم ملى رفته بود تايلند تا هم يه دست و پنجه اى با حريفانش نرم كنه و هم اگه بخواهد سهميه المپيك پكن رو بگيره كه خدا رو شكر گرفت. خلاصه اش كنم كه مظاهرى بعد از سپه وند دومين المپيكى بوكس لقب گرفت و ما رو بيشتر اميدوار كرد. البته تيم ما ۹ نفره بود كه فقط مظاهرى مى تونست سهميه بگيره. و مى گن بقيه بايد براى سهميه دوباره تلاش كنند اما شما رو به خدا اگر المپيكى شديد يادتون باشه كه بوكس ما همچين سابقه خوبى در المپيك نداره قبل از اين كه بريد حسابى همه چيزها و وسايل شخصى خودتون رو چك كنيد.
|
|
|
|
|
|
|