|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دشمنان كتاب
آيا فكر مى كنيد فقط آدم ها هستند كه مى توانند دشمن داشته باشند؟ آيا تا به حال شنيده ايد كه كتاب ها هم مى توانند دشمن داشته باشند؟ شايد به نظر خنده دار باشد ولى اگر نمى دانيد حالا بدانيد كه كتاب ها هم مى توانند دشمن داشته باشند. آن هم چه دشمنانى: بشر، هوا، نور، دما، رطوبت، حشرات، قارچ ها و اسيدها. مى بينيد كه سر دسته همه اين دشمن ها بشر است كه خود از دست دشمنانش ناله مى كند. اين استفاده كننده هاى بى دقت، كتاب ها را خراب مى كنند آن قدر به اين كتاب هاى بى زبان فشار مى آورند كه جلد و شيرازه او را از هم جدا مى كنند، كثيف و لكه دار مى كنند كه همه اينها از عمر مفيد آن كم مى كند. برويم سراغ اين هوا كه ما آدم ها از اين ناپاكى و آلودگى اش نمى توانيم يك نفس عميق در اين شهر بكشيم چه برسد به اين كتاب هاى بى زبان. هواى پاكيزه و تازه نمى تواند از دشمنان كتاب محسوب شود بلكه اين ناخالصى هاى موجود در هوا در اين شهر شلوغ و متراكم است كه از دشمنان حقيقى كتاب محسوب مى شود. ازن و دى اكسيد ازت از عناصر شناخته شده اى براى بشر نيستند ولى جزو مواد ناخالص خطرناك موجود در هوا هستند .اگر كاغذ و پارچه به مدت طولانى در مجاورت ازن قرار بگيرند استحكام خود را از دست مى دهند. ازن رنگ جلد كتاب را از بين مى برد همچنين نور طبيعى حاصل از گردش شب و روز نيز مثل نور مصنوعى بر كتاب اثر مى گذارد. كاغذ اگر مدتى در معرض تابش اشعه ماوراى بنفش قرار بگيرد شكننده و بى دوام مى شود. محلى كه كتاب هايمان نگهدارى مى شوند بايد از دماى متناسب و معتدل برخوردار باشند. گرما از عوامل اصلى رشد كپك است، حشرات در ساختمان هاى گرم به سرعت رشد مى كنند. گرماى زياد چسب و سريش جلد كتاب را خشك و فاسد مى كند. رطوبت نيز هم براى كتاب مفيد و هم مضر است. رطوبت در حد مناسب براى حفظ انعطاف كاغذ لازم است. رطوبت بيش از حد به رشد كپك در كاغذ كمك مى كند و كمبود آن كاغذ را شكننده مى سازد. كتاب هايى كه كاغذ آن ها از خمير چوب تهيه شده باشد و يا نسخه هاى خطى كه در محيط مرطوب قرار گرفته باشند، پس از خشك شدن خرد مى گردند. رطوبت زياد سبب رشد سريع كپك ها در چرم مى شود و اول رنگ آن را زايل مى كند و سپس روى خودچرم اثر مى گذارد و كمبود رطوبت چرم را خشك مى كند. رسيديم به بخش جالب و جذاب قسمت حشرات، حشرات مخفى و موذى مانند كك، شپش و غيره جانورانى هستند كه معمولا همه جا يافت مى شوند و كنترل آنها مشكل است. اين جانورها را از نظر آسيبى كه بر كتاب مى زنند به دو دسته تقسيم مى كنند دسته اول، حشراتى كه روى مواد كتاب زندگى مى كنند و آنها را از بين مى برند و دسته دوم حشراتى كه گاه به گاه و هر وقت كه محيط مساعد باشد از مخفيگاه خود بيرون مى آيند و هجوم خود را به كتاب ها و ديگر مواد كتابخانه آغاز مى كنند. بيش از ۷۰ نوع حشره به عنوان دشمن مواد كتابخانه شناخته شده اند كه شناخته شده ترين آن سوسك هاى حمام، موريانه، سيلورفيش، شپش كتاب و … هستند. از سوسك ها كه موجودات نفرت انگيزى هستند شروع مى كنيم كه در سراسر جهان وجود دارند و بيشتر انواع آن خاص مناطق استوايى و نيمه استوايى است. خوشبختانه فقط ۵ نوع از سوسك هاى حمام به مواد كتاب علاقه دارند. اين آفت ها حاصل كثافات و آلودگى ها هستند و ظاهرا عامل انتقال ميكروب بيمارى وبا، تيفوئيد و اسهال خونى نيز هستند. اين حشرات با بدن هاى پهن و قهوه اى و سياهرنگ خود در طول روز در ميان شكاف ها پنهان مى شوند و شب هنگام حمله ور مى شوند و شروع به خوردن كاغذ ها مى كنند. هشدار به افرادى كه از سوسك مى ترسند و از اين موجود نفرت دارند، بجنبند تا دير نشده و سوسك ها به سراغشان نيامده به داد كتاب هاى خود برسند و شروع به نظافت كنند تا به اين درد دچار نشوند و اما سيلورفيش؛ شايد خيلى ها تا حالا اين موجود را نه ديده باشند و نه اصلا اسم اين موجود را شنيده باشند. پس بگويم برايشان از اين موجود موذى، سيلورفيش ها حشرات باريك اندام، كوچك و بدون بال هستند كه به هنگام بلوغ طولشان به ۵/۱ سانتى متر مى رسد. رنگ آنها نقره گون است و به راحتى مى توان آنها را از روى دو شاخك و سه ضميمه موجود روى دمشان تشخيص داد و فعاليت اين موجود شب هنگام شروع مى شود البته در بعضى مواقع در روزها نيز خودى نشان مى دهند ولى در اكثر مواقع دور از چشم ما در خلوت به كارشان مشغول مى شوند و بيشتر در جاهاى مرطوب و انبارهاى سرد هستند اين حشره اصلا گرسنگى نمى فهمد ممكن است يك ماه بدون غذا زندگى كند و آخ نگويد ولى اگر دستش به كتاب برسد تا قسمت داخلى عطف كتاب كه آغشته به چسب و ژلاتين است مى بلعد و در طى اين مدت دايما به توليد مثل مى پردازد. نوبت رسيد به موريانه؛ اين حشره در هواى گرم و معتدل رشد مى كند و در شمالى ترين نقاط اروپا نيز يافت مى شود. موريانه كمى شبيه به مورچه است و بعضى مواقع مورچه سفيد نيز ناميده مى شود ولى واقعيت اين است كه كه موريانه نه سفيد است و نه مورچه. تاكنون تقريبا ۱۹۰۰ نوع موريانه شناخته شده است كه در لابه لاى قفسه ها پنهان مى شوند و شروع به خوردن كتاب مى كنند. در آخر بپردازيم به شپش هاى كتاب؛ شنيده بوديم كه موهاى آدم ها شپش مى گذارد ولى تا حالا نشنيده بوديم كه كتاب ها هم شپش بگذارند آدم ها از نظافت نكردن و حمام نرفتن ممكن است شپش بگذارند ولى ببينيم كه كتاب ها هم از حمام نرفتن و نظافت است كه شپش مى گذارند يا چيز ديگرى هم هست كه ما از آن بى خبريم. شپش كتاب حشره ريز سفيد يا خاكسترى رنگى است كه اندازه آن از نوك سنجاق تجاوز نمى كند و گاهى هزار تاى آن در لابه لاى صفحات كپك زده يك كتاب وجود دارد. اين حشرات در تابستان و پاييز در ساختمان ها به تعداد زياد يافت مى شوند و در جست وجوى مكان هاى مرطوب و تاريك هستند و تقريبا خوش اشتها هستند و همه چيز مى خورند. در مكان هايى كه سبزيجات و فضولات حيوانات جمع آورى مى شود زندگى مى كنند. اين حشرات مضر هستند و خسارات چندانى به كتاب وارد نمى كنند ولى در هر حال وجود آنها هشدارى براى افراد است. اگر علاقه داريد كه اطلاعات بيشترى در اين زمينه كسب كنيد مراجعه كنيد به كتاب: آفت ها و آسيب هاى مواد كتابخانه ترجمه، گردآورى و تاليف: مهرداد نيكنام.
|
|
|
|
|
گلبرگ زندگى
پيشرفت ها و تغيير و تحولات سريع جهان و تاثير آن در شئون مختلف زندگى بشر، ضرورت آشنايى با تعليم و تربيت به صورت مقدماتى و ساده را، حتى براى افرادى كه ساده ترين مشاغل را دارند روز به روز آشكارتر مى سازد. چرا كه انسان شدن انسان و حيات او به آموزش و پرورش است. آنچه كه زندگى انسان را از حيوان تفاوت مى بخشد، آدميت اوست و اين مهم، تنها از طريق تعليم و تربيت به دست مى آيد و همه زحمت و مشكل انسان در تعليم و تربيت همين است. آنچه كه به زندگى كودك شكل مى دهد، دستورها و توصيه هاى ما نيست، بلكه اعمال و شيوه هاى زندگى ماست. جزيى ترين، ريزترين، پنهان ترين و غيررسمى ترين رفتارهاى ما وسيع ترين، عميق ترين و آشكارترين تاثيرات را به دنبال دارند. كودكان آنچه كه ما مى خواهيم نمى شوند بلكه آنچه ما انجام مى دهيم، مى شوند. كودكان در ميان خاموشى و سكوت، بيشتر از سخنرانى و نصيحت شما تاثير مى پذيرند. در واقع رفتارهاى خاموش ما بيشتر از رفتارهاى كلامى ما اثر مى گذارند. اين تاثير هم در جهت مثبت و هم در جهت منفى مصداق دارد؛ يعنى از راه پنهان و غيرمستقيم پيام هاى ما خواه ناخواه نافذ مى افتد. خردسالى دورانى پر از مخاطرات گوناگون و در عين حال سرشار از فرصت ها و مشحون از كشف و اكتشافات، آزمون ها، تجربه اندوختنى ها و رويارويى با دگرگونى ها. در همين دوران حساس است كه كودكان مى توانند نگرش و طرز برخورد مثبت و سازنده خود را در خصوص آموختن و مشاركت در كارهاى زندگى بسط و گسترش دهند و راه را براى زندگى همراه با يادگيرى، خودگردانى و كشف و اكتشافات هموار سازند. منتهى در اين مقوله بايد خاطرنشان كرد كه اگرچه امروزه كودكان خردسال از امكانات زيستى و بهداشتى بيشترى برخوردارند، ليكن هنوز در زمينه تدوين و اجراى سياست و برنامه هاى مناسب و مطلوب در مورد اين گروه كاستى هايى مشاهده مى شود. غالبا مشاهده شده است كه خانواده ها در برخورد با مشكل فرزندانشان به جاى اين كه از طريق غيرمستقيم به حل مشكل بپردازند سعى كرده اند با طرح مشكل در نزد فرزند او را بر ضعف هايش هوشيار گردانند و دايم ضعف ها و كاستى هاى او را با حالت سرزنش و ملامت بيان كنند، غافل از اين كه مطرح كردن مشكل، خود بار مضاعفى بر مشكلات موجود است، وقتى كودك به سبب دلايل عاطفى از درس خواندن متنفر است و يا به علت ناامنى هاى روانى دچار ناخن جوى است و يا به سبب سرزنش ها و حقارت هاى دايمى به افسردگى مبتلا شده است اگر ما بخواهيم با اين روش توجيه و محبت و امر و نهى، در پى دفع اختلال برآييم مسلما نه تنها مشكل حل نخواهد شد بلكه همين سرزنش ها و توصيه هاى بايد و نبايدى ما خود بر فشار و شدت مشكل مى افزايد. حتى اگر ما در برابر اين گونه اختلال ها و مشكلات سكوت كنيم و با خاموشى و بدون حساسيت آفرينى پيش برويم شانس حل خود به خودى مشكلات ايجاد شده به مراتب فراهم تر است از اين كه بخواهيم با اقدامات ناپخته و رفتارهاى كلامى سرزنش كننده آن را مداوا نماييم. تصور اين كه زمانى را كه زخمى در بدن ما ايجاد مى شود، اگر براى درمان اين زخم بدون آگاهى از پيچيدگى ها و ظرافت هاى درمان زخم وارد عمل شويم، هرگونه اقدامى از جانب ما ممكن است منجر به بدتر شدن زخم و ايجاد عفونت هاى عميق تر گردد. اما اگر با رعايت بهداشت اين زخم را به حال خود رها كنيم، طبيعت بدن و مكانيزم دفاع خون، عفونت حاصل شده را از بين برده، به تدريج بهبود حاصل مى گردد. كتاب گلبرگ زندگى در بررسى جنبه هاى گوناگون رشد و تربيت كودك نوشته مهدى نيك خو، توسط موسسه بوستان كتاب با قيمت ۳۰۰۰ تومان در دسترس علاقه مندان قرار دارد.
|
|
|
|
|
هرمنوتيك
فاطمه دميرچى شرايط كنونى اجتماعى، بخش هايى از مباحث دينى و علوم انسانى را از امكان بررسى و ارزيابى علمى و سرشار از صداقت و بردبارى محروم كرد و در فضاى غوغا اندود نزاع هاى سياسى، بسيارى از آثار و افكار علمى در چنبره داورى هاى غيرعلمى و مغرضانه گرفتار آمده است. مبحث هرمنوتيك نيز يكى از اين مباحث است كه با پيوند خوردن آن به اغراض سياسى، صورت منطقى و آكادميك خود را از دست داده و دستخوش افراط و تفريط هايى شده است. اگر با اين مساله مواجهه عالمانه صورت گيرد به آسانى مى تواند كاستى ها و نارسايى هاى آن را شناخته، كاربرد و كارايى منطقى آن را تشخيص داد و در موارد لزوم و به جا از مواهب و دستاوردهاى آن بهره مند شد. هرمنوتيك رشته اى نوظهور در حوزه تفكر مغرب زمين است و پيشينه آن به نهضت اصلاح دينى و عصر روشنگرى باز مى گردد. اين شاخه در دهه هاى اخير رونق يافته است و در كنار معرفت شناسى، فلسفه تحليلى و زيباشناسى، شان فلسفى ويژه اى احراز كرده است؛ به گونه اى مى توان ادعا كرد كه از دهه هفتم قرن بيستم، هرمنوتيك به وجهه غالب تفكر فلسفى معاصر غربى تبديل گشته و بر ديگر گرايش هاى نظرى تفوق يافته است. هرمنوتيك مانند بسيارى از دانش ها در بردارنده مكاتب و گرايش هايى گوناگون است كه با هم تضاد دارند. با وجود اين، آگاهى از مهم ترين مشرب هاى هرمنوتيكى، به رشد و بالندگى پاره اى از مباحث رايج در فضاى عمومى كشور و حوزه هاى علميه كمكى شايان خواهد كرد. هرمنوتيك معاصر، عالمان دينى و پژوهشگران درباره فهم متن را با پرسش هايى تامل برانگيز و اساسى مواجه مى سازد. از اين رو، آشنايى و تعامل با آن، بر غناى اين مباحث مى افزايد. در كشور ما عرضه مباحث هرمنوتيكى به صورت مستقيم و غيرمستقيم صورت پذيرفته است. عرضه غيرمستقيم آن را بايد در كتاب هايى نظير قبض و بسط تئوريك شريعت، اثر دكتر سروش، آثارى كه در نقد آن نگاشته شده است، جست وجو كرد. قبض و بسط به معرفى و بررسى مكاتب هرمنوتيكى نمى پردازد، بلكه با تكيه بر يك نحله ( هرمنوتيكى فلسفى)، به ويژه نگاه هانس گئورگ گاوامر فيلسوف معاصر آلمانى به مقوله مهم متن درباره معرفت دينى و ساز و كار پيدايى تحول آن اظهار نظر مى كند؛ لذا نمى توان قبض و بسط را معرف دانش هرمنوتيك دانست، زيرا از افقى محدود به مقوله هرمنوتيك نگريسته است و با طرح يك نحله به جانبدارى از آن پرداخته و معرفت دينى را از ديدگاه اين نحله تفسير كرده است. هرمنوتيك طى چند قرن اخير توانسته به صورت شاخه اى مستقل در حوزه تفكر بشرى جايگاه ويژه اى احراز كند. امروزه متفكران برجسته و فراوانى درباره هرمنوتيك پژوهش مى كنند و هر سال رسائل و مكتوبات متنوع در اين زمينه معرفتى به بازار انديشه عرضه مى شود. افزون بر اين كه هرمنوتيك قرن بيست اين بخت و اقبال را داشته كه دستاوردهاى فكرى خويش را به ديگر حوزه هاى دانش سرايت دهد و عالمان ديگر شاخه هاى معرفتى را تحت تاثير قرار دهد و پرسش ها و بحث هاى تازه اى را در آن عرصه ها پى افكند، از اين رو، در حوزه هايى مانند فلسفه، الهيات، نقد ادبى، علوم اجتماعى و فلسفه علم، شاهد كاربرد روزافزون هرمنوتيك و مباحث مربوط به آن هستيم. اين واژه، در طول تاريخ كوتاه مدت استعمال خويش به عنوان شاخه اى از دانش، به حجمى از تفكر اشاره و دلالت دارد كه از فرط متنوع، كمتر انطباط مى پذيرد. فهرست عناوينى كه تحت اين نام بررسى مى شود، بسيار گسترده و ناهمگون است و به زمينه هاى متنوع تاريخى، فرهنگى، اجتماعى و نظرى گسترش يافته است. مفهوم هرمنوتيك به منزله شاخه اى خاص از دانش، پديده اى نوظهور و مربوط به دوران مدرنيته است. واژه يونانى HERMENEUTIKE از زمان افلاطون به كار مى رفته، اما معادل لاتين آن يعنى HERMENEUTICE تنها از قرن هفدهم به بعد به عنوان اصطلاحى كه مشعر به شاخه هاى خاص از دانش بشرى است، تداول يافت. به همين دليل است كه بررسى تاريخچه هرمنوتيك را از قرن هفدهم آغاز مى كنند و دوران پيش از آن را پيش تاريخ هرمنوتيك مى نامند. دقت و موشكافى در ريشه يابى لغوى اين واژه كمكى به شناخت ماهيت هرمنوتيك معاصر و دامنه مباحث آن نمى كند. گسترش قلمرو مباحث هرمنوتيك و تحولات چرخش هاى درونى اش با معناى لغوى و ريشه هاى آن ارتباط منطقى ندارد تا در سايه واژه شناسى بتوان راهى يافت و به سوى درك عميق تر آنچه امروزه به نام هرمنوتيك مطرح مى شود. از اين رو فايده چندانى بر ريشه شناسى لغوى و بررسى تاريخى استعمال اين واژه در آثار متفكران يونان باستان، نظير افلاطون و ارسطو، مترتب نمى شود. در طول تاريخ نه چندان طولانى هرمنوتيك، تعريف هاى متنوعى از آن ارايه شده كه هر يك به نوبه خود معرفت ونشان دهنده ديدگاهى خاص در باب اهداف و وظايف اين شاخه معرفتى است. اما هيچ يك از تعاريف، معرف همه تلاش هاى نظرى موسوم به هرمنوتيك نيست، بلكه عملا امكان ندارد و تعريفى جامع ارايه داد كه همه نحله ها و گرايش هاى هرمنوتيكى را پوشش دهد، زيرا نگاه هاى متفاوتى كه درباره رسالت، هدف و كارگر هرمنوتيك وجود دارد، گاه كاملا متباين و غيرقابل جمعند. در پاسخ به اين پرسش كه هرمنوتيك درباره چيست؟ برخى اين پاسخ ساده را برمى گزينند: در هرمنوتيك سنت تفكر و تاملى فلسفى است كه مى كوشد مفهوم فهميدن را روشن كند و به اين پرسش پاسخ دهد كه چه چيزى سازنده معناى هر چيز معنادار است. اين هر چيز مى تواند شعر، متن حقوقى، علمى انسانى، زبان يا فرهنگ بيگانه باشد. معرفى مساله فهم به عنوان موضوع و قلمرو هرمنوتيك با دو مشكل اصلى روبه رو است: نخست آن كه پرسش از فهم و درك در زمينه هاى مختلفى مطرح است و در بسيارى از شاخه هاى نظرى كاربرد دارد. معرفت شناسى، فلسفه تحليلى، فلسفه سنتى و كلاسيك( متافيزيك) در زمره اين شاخه هاى نظرى هستند كه هر يك به گونه اى و از زاويه اى با مساله فهم درگيرند. پس نخست بايد به درستى معلوم كرد كه هرمنوتيك از چه زاويه اى به اين مساله مى نگرد كه آن را در اين جهت از ساير شاخه هاى نظرى متمايز مى كند. دوم آن كه نحله هاى مختلف هرمنوتيكى به گونه اى با مساله فهم و درك درگير بوده اند؛ اما اين مقدار از اشتراك نظر به هيچ رو نمى تواند مبين قلمرو و محدوده هرمنوتيك باشد، زيرا هر يك از اين نحله ها به دنبال اهداف خاصى بوده اند و اين اختلاف هدف موجب مختلف شدن زمينه و قلمرو مباحث آن شده است. براى مثال، كسى كه به فهم نگاه توصيفى و پديدار شناختى دارد هرگز در هرمنوتيك خود به دنبال يافتن روشى براى جدا كردن درك صحيح از تصميم نيست. طرح هرمنوتيك فلسفى به دست هيدگر در قرن بيستم و رشد و بالندگى آن به همت فيلسوف آلمانى ديگر، هانس گادامر، تاثير و نفوذ آموزه هاى اين دو در شاخه هاى متنوعى از علوم، نظير نقد ادبى، نشانه شناسى، الهيات و علوم اجتماعى، اين گمان را بر مى انگيزد كه يگانه قلمرو متصور و ممكن براى انديشه هرمنوتيكى همان چيزى است كه در هرمنوتيك فلسفى جريان دارد؛ يعنى تامل فلسفى و پديدار شناختى در ماهيت فهم و شرايط وجودى حصول آن گواه كننده تراز كمال ياد شده، آن است كه تصور كنيم محدوده ممكن براى تامل هرمنوتيكى در نگاه فيلسوفان آلمانى به هرمنوتيك و آ نچه در سنت آلمانى هرمنوتيك قرن بيستم رواج دارد منحصر و خلاصه مى شود. واقعيت آن است كه هرمنوتيك فلسفى در تامل هرمنوتيكى افقى گشوده است كه همواره بدان نيازمنديم و چاره اى جز پرداختن به آن وجود ندارد. ما هر نظريه تفسيرى اى را در باب فهم متن بپذيريم يا هر گرايشى در نقد ادبى داشته باشيم و يا درباره فلسفه علوم اجتماعى و انسانى هر مكتبى را برگزينيم، از بحث درباره ماهيت فهم به طور كلى و تحليل ساختار وجودى آن بى نياز نيستيم؛ اما معناى اين سخن محدود كردن دايره هرمنوتيك به اين افق نو گشوده و نوظهور نيست. براى نمونه، مى توان به مقوله فهم و تفسير متن اشاره كرد. همواره اين مجال وجود دارد كه نظريه تفسيرى نويى در مقوله فهم متن ارايه شود. اين نظريه پردازى جديد، داخل در مباحث هرمنوتيك فلسفى نيست؛ اما خود بحث هرمنوتيكى است. انحصار هرمنوتيك و قلمرو آن در مباحث هرمنوتيك فلسفى به طور عام كه شامل هر دو نحله آلمانى و فرانسوى بشود، يا محدود كردن آن به نحله آلمانى خاص، يعنى نوع نگاه هيدگر و گادامر به مساله هرمنوتيك هيچ وجهى ندارد. هرمنوتيك در كليت خويش و باور نظر گرفتن تنوع نحله ها و گرايش ها، ميدانى وسيع از فعاليت هاى فكرى را پوشش مى دهد. اين پوشش و گسترده وسيع، موجب تلاقى هرمنوتيك با بسيارى از حوزه هاى تفكر مى گردد و شاخه هاى متنوعى از دانش را در تعامل با آن قرار مى دهد و ميدانى فراگير براى تاثيرگذارى آراى هرمنوتيكى مى گشايد. تعامل گسترده هرمنوتيك با ديگر شاخه هاى معرفتى، تا حد زيادى مرهون توجه به آن به زبان و متن است. مباحث درباره زبان و تفسير متن، مورد توجه شاخه هاى مختلفى از معرفت بشرى است، تا جايى كه پل ريكور آن را چهارراه انديشه معاصر مى نامد. هرمنوتيك به علت توجه ويژه به مقوله زبان و تفسير، به كانون اصلى تفكر معابر تبديل مى شود؛ زيرا دانش هايى نظير نقد ادبى، نشانه شناسى فلسفه زبان، فلسفه تحليلى و الهيات ارتباطى گسترده با مقوله زبان يا فهم متن دارند و هرمنوتيك مخصوصا هرمنوتيك فلسفى به علت طرح ديدگاه هاى راديكال و انقلابى، چالش هايى را در اين حوزه ها ايجاد كرده است. هرمنوتيك فلسفى آلمانى، به زعامت هيدگر و گادامر، در باب ماهيت فهم آدمى ايده هايى مطرح ساخت كه نه تنها فيلسوفان و معرفت شناسان، بلكه متكلمان و منتقدان ادبى و حتى عالمان علوم تجربى را به هماوردى فرا خواند و ديدگاه هاى سنتى و مقبول آنان را به نقد كشيد. اين نظريه ها همان طور كه مورخ يا هنرشناس را به تكاپوى علمى وا مى دارد، متكلم و محقق علوم دينى را نيز تحت تاثير قرار مى دهد؛ زيرا برخى پيش فرض هاى مقبول در زمينه امكان دستيابى به فهم عينى و امكان فهم مطلق و غيرنسبى را به مبارزه مى طلبد. تفكر دينى معاصر نيز شاهد طرح مباحث و پرسش هاى جديدى است كه برخى از آنها ريشه در هرمنوتيك دارد. امكان ارايه و قرائت هاى مختلف و نامحدود از متون دينى، تاريخ مندى و زمان بندى فهم و سياست و تغيير مستمر آن مشروعيت بخشيدن به ذهنيت مفسر و تجويز دخيل دانستن آن در تفسير متن، تاثيرپذيرى فهم دينى از دانسته ها و پيش داورى ها و انتظارات مفسر گوشه اى از مباحث نويى است كه در اين حوزه مطرح شده است و ريشه در تفكرات هرمنوتيكى دارد. هرمنوتيك معاصر از دو جهت تفكر دينى را تحت تاثير قرار مى دهد و مسايل و پرسش هاى جديد را پيش روى آن مى نهد: ۱- پاره اى از مباحث هرمنوتيك، معطوف به تفكر فلسفى درباره فهم به طور مطلق و صرف نظر از فهم در زمينه خاص است. در اين گونه تعاملات در باب ماهيت فهم و شرايط وجودى حصول آن و ويژگى هاى اصلى اش، قضاوت ها و احكام عامى درباره مطلق فهم صادر مى شود كه دامنه آن معرفت دينى و فهم و تفسير متون دينى را در بر مى گيرد و در نتيجه ميان مباحث هرمنوتيك و معرفت دينى پيوند ايجاد مى كند. ۲- اديان ابراهيمى (اسلام، مسيحيت و يهوديت) مبتنى بر وحى و كلام الهى اند و اين امر سبب آن است كه اين اديان در ابعاد مختلف از متون دينى و تفسير متون دينى، موجب آن است كه ارايه و نظريات نو در زمينه تفسير و فهم متون، شيوه رايج و مقبول تفسير متن را به چالش بكشد و عالمان دينى را با پرسش هاى جديد روبه رو سازد و بر مقوله معرفت دينى تاثير بگذارد. هرمنوتيك، همواره با مساله تفسير متن درگير بوده و على رغم چرخش هاى فراوانى كه در قلمرو و اهداف آن حاصل شده است اهتمام خاصى به مقوله فهم متن داشته است؛ از اين رو، ارايه نظريات نوظهور در زمينه هرمنوتيك متن بر حوزه تفكر دينى اثرگذار خواهد بود. واقعيت اين است كه هرمنوتيك پيش از هيدگر، يعنى قبل از قرن بيستم، به رغم برخى نوآورى ها و گشودن افق هاى جديد در تفسير متن، چالش جدى در حوزه تفكر دينى ايجاد نكرد؛ زيرا تمام نحله هاى آن، به درون مايه اصلى روش سنتى و متداول فهم متن وفادار بودند و هر يك مى كوشيد از زاويه اى اين روش عام و مقبول را ترميم و تنقيح كند. اما هرمنوتيك فلسفى و مباحثى كه تحت تاثير آن در نقد ادبى و نشانه شناسى برانگيخته شد، بسترى را فراهم آورد كه روش متداول فهم متن دچار چالش هاى جدى شود و در نتيجه معرفت دينى رايج مورد تعرض قرار گيرد. در پايان ذكر اين نكته لازم است كه تاثير هرمنوتيك فلسفى در حوزه تفكر دينى، نه مستقيم است و نه در قالب ارايه روشى نو در باب فهم متن. هرمنوتيك فلسفى رويكردى دينى با آموزش هاى خاص آن نيست و تاثيرى كه در قلمرو تفكر دينى به جاى مى گذارد از طريق چالش هايى است كه بر روش مقبول فهم متن وار مى آورد. نكته اى در اين جا بايد بر آن تاكيد شود، آن است كه خدشه هرمنوتيك فلسفى بر روش رايج فهم متن، در قالب ارايه طريقى بديل و جانشين نيست. هرمنوتيك فلسفى مدعى نيست كه شيوه نويى براى فهم متون، از جمله متن هاى دينى، عرضه كرد؛ بلكه در پس فراهم آوردن تحليلى از ماهيت فهم متن، شرايط حصول آن و اهداف تفسير است و در تقابل جدى با تحليل قرائت سنتى از متن قرار دارد. اين ديدگاه روش مقبول و رايج را با هجوم ها و نقدهاى جديدى روبه رو مى سازد. دفاع از روش مقبول فهم متن، در نتيجه دفاع از قرائت مرسوم از دين، منوط به پاسخگويى به اين نقدهاى نوظهور است. چاپ چهارم كتاب درآمدى بر هرمنوتيك نوشته احمد واعظى، توسط انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى با قيمت ۴۹۵۰ تومان در دسترس علاقه مندان است.
|
|
|
|
|
كبوتر سفيد
كبوتر سفيدى در آسمان آبى حرم پرواز كرد و از بالاى گنبد طلايى و گلدسته هاى بلند گذشت. ناگهان شيرجه زد و روى سنگ فرش صحن بزرگ حرم فرود آمد. آخوند سر برداشت و كبوتر را نگاه كرد. كبوتر غرور داشت. سينه اش را جلو داده بود و تكه نانى را برداشت. حوصله آخوند سر رفته بود. از مدرسه آمده بود بيرون. حرم حضرت على (ع) به او آرامش مى داد. زير ايوان نشسته بود و به بخت بد خود مى انديشيد. با خود زمزمه مى كرد: نمى شود … نمى شود من ديگر به آخر خط رسيده ام، خسته شده ام … بيشتر از اين نمى توانم زحمت بكشم، توفيقى هم كه حاصل نمى شود. آخوند احساس مى كرد در فراگيرى دانش و پاكسازى نفس به بن بست رسيده است. داشت به اين فكر مى كرد كه همه موفقيت به شانس آدم ها بستگى دارد. احساس مى كرد علت شكست او بدشانسى است. صداى بق بقوى كبوتر رشته افكارش را بريد. آهى كشيد و گفت: خوش به حال كسانى كه راحت به هدف ها و آ رزوهاى شان مى رسند. كبوتر پى در پى به تكه نان خشك نوك مى زد، ولى نان سفت تر از آن بود كه خرد شود. با هر نوكى كه به آن مى زد، نان هوا مى پريد و روى سنگ ها مى افتاد و صداى خشى از آن بلند مى شد. آخوند به كبوتر نگاه كرد. سفيد سفيد بود. زيبايى اش دل مى برد. هيچ وقت كبوترى به اين زيبايى، از نزديك نديده بود. كبوتر باز نوكى به نان خشك زد، ولى خرد نشد. با نااميدى بال گشود و در دل آسمان اوج گرفت. آخوند لبخندى زد و آهسته گفت: ديدى گفتم نمى شود! بعد آسمان را ديد و پرواز كبوتران را تماشا كرد. دير شده بود. بايد بلند مى شد و مى رفت پى كارش. تا خواست بلند شود كبوتر سفيد دوباره شيرجه اى زد و با سر و صدا، بالاى سر تكه نان نشست. آخوند خنده اى كرد و با خود گفت: عجب حيوان سمجى! انگار دست بردار نيست! كبوتر تند تند به نان نوك مى زد و آن را زير منقار و چنگال هايش بالا و پايين مى پراند. دل آخوند براى كبوتر سوخت. مى خواست بلند شود و به كبوتر كمك كند، ولى ترسيد كبوتر پرواز كند و از ترس اصلا برنگردد. منتظر نشست. تماشاى كبوتر و تلاش او براى خرد كردن نان خشك لذت بخش بود. كبوتر از نوك زدن خسته نمى شد. آخوند از تماشاى اين جنگ ناتمام خسته شد. بلند شد و زمزمه كرد: عجب اراده اى دارد اين كبوتر! كتابش را دست به دست كرد و به راه افتاد. ناگهان برگشت و رو به كبوتر كرد و آهسته با خود گفت: وقتت را اين جا تلف نكن! اين نان شكستنى نيست. ول كن برو سراغ يك چيز ديگر! انگار كبوتر حرف او را شنيد نان را گذاشت و دوباره به آسمان پرواز كرد. آخوند به طرف ضلع شرقى حرم حركت كرد و نگاهش دنبال كبوتر برگشت. لحظه اى نگذشته بود كه كبوتر دوباره برگشت. آخوند ايستاد. كبوتر پى در پى به نان نوك مى زد. صداى آخوند درآمد: لا اله الالله! ناگهان در ميان بهت حيرت آخوند، نان خرد شد و پخش شد روى سنگ ها. آخوند به طرف كبوتر رفت. نان چند تكه شده بود. كبوتر تكه اى را برداشت و پرواز كرد. خداى من! يعنى اين تكه نان سنگى شكست؟ انگار كسى در گوش آخوند بلند فرياد زد: آرى شكست. اراده و پايدارى كبوتر نان را شكست! لبخندى زد و برگشت و به راه خود ادامه داد. كتاب كبوتر سفيد داستان هايى از زندگى علما نوشته مجيد محبوبى توسط موسسه بوستان كتاب با قيمت ۶۰۰ تومان در دسترس علاقه مندان است.
|
|
|
|
|
سرمشق ما
نگاهش مى كردم. قيافه اى دوست داشتنى و دلنشين داشت. موهايى كم پشت و مجعد، چشمانى ريز و ميشى با جثه اى ضعيف و لاغر؛ منظورم آقاى عباسى است. محبوب ترين معلم من، او بود. چون خيلى مهربان بود و چون معلم انشايمان بود. آقاى عباسى روى تخته سياه نوشت: كلاس را با يك شهيد آشنا كنيد. سپس گچ را كنار گذاشت و به طرف ما برگشت. ـ اين موضوع انشاى هفته آينده شماست. از شما مى خواهم زندگى شهدا را با دقت و حوصله مطالعه كنيد. بعد يكى از شهدا را به عنوان شهيد انتخابى خود در انشايتان بياوريد. آقاى عباسى گچ هاى دستانش را تكاند و افزود: حالا اگر كسى سوالى دارد بپرسد. در كلاس همهمه در گرفت. بچه ها دو به دو و چند تايى با هم حرف مى زدند .موضوع انشا جديد بود. منم هيجان زده بودم. آقاى عباسى روى ميز زد و گفت: خب، بسه ديگه، شلوغ نكنيد. كريم قنبرى انگشتش را بالا آورد: آقا اجازه؛ چه جورى ما انشامونو بنويسيم؟ شما مى توانيد از كتاب، روزنامه و مجله، افراد خانواده و همسايه و افراد ديگر كمك بگيريد. مطمئن باشيد با كمى جست وجو و مطالعه خواهيد توانست انشاى خوب و مفيدى بنويسيد. كتاب يك شهيد، سرمشق ما نوشته رفيع انتظار و به تصويرگرى محمدرضا دوست محمدى، توسط موسسه بوستان كتاب با قيمت ۷۰۰ تومان منتشر شده است.
|
|
|
|