|
|
|
مرخصى يا پاره وقت؟
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مرخصى يا پاره وقت؟
حضور حاشيه ساز كلمنته در فوتبال ايران
وصال روحانى پس از تكذيب هاى اوليه سرانجام فدراسيون فوتبال ايران نيز پذيرفته است كه خاوير كلمنته در تمام ۱۲ ماه سال و هميشه در كشورمان ساكن نخواهد بود و فقط در زمان هايى كه مسابقات و گردهمايى ها ايجاب كند و در مواقعى كه به زعم وى كار و فعاليت وجود داشته باشد به تهران مى آيد و باقى اوقات سال را در كشورش خواهد گذراند. اين بدان معنا است كه ما از اين پس يك مربى پاره وقت خواهيم داشت كه حضورى دايمى در صحنه ندارد و در زمان هايى كه در ايران نيست، از طريق دستيارانش از ماجراها مطلع خواهد شد و موقعى كه بيايد، براساس گزارش هاى دريافتى و مشاهداتش عمل خواهد كرد. حتى اگر طول مدت سفرهاى او به اسپانيا و اروپا كمتر از آنى باشد كه تصور مى شود، داشتن چنين مربيانى در تيم ملى فوتبال ايران تجربه اى تازه خواهد بود و اگر او يك چهارم زمان سال را نيز دور از كشورمان بگذراند، باز حالاتى جديد ايجاد خواهد شد كه بررسى خاصى را مى طلبد و بايد براى تبعات دشوار آن مهيا بود. از نزديك يكى از اولين مواردى كه هميشه از مربيان ملى طلبيده شده، اين است كه در كشور محل خدمت خود بمانند تا مسابقات باشگاهى را از نزديك ببينند و خود، دعوت كننده افراد محق از دل چنان رقابت هايى باشند و متكى برگزارش هاى ولو صادقانه دستياران خود و ساير مربيان نباشند. زيرا از يك سو سلايق فرق مى كنند و احتمال دارد كه سرمربى تيم بازيكنى را كه دستيارانش به او توصيه مى كنند، نپذيرد و سطح بازى شان را بالا نشمرد و مدتى از وقت سرمربى و كمك هاى او صرف چانه زنى بر سر همين موضوع شود و وقت مفيدى كه بايد مصروف برآوردهاى فنى شود و تيم را ارتقا بخشد، صرف مسايل پايه اى و تخمين ميزان كارايى افراد خواهد شد. اين فقط يكى از وجوه و پيامدهاى نبود دايمى يك سرمربى در صحنه است و بدانيد كه در فوتبال پرحاشيه ما چنين مساله اى تبعاتى سنگين تر خواهد داشت و هر رخداد و نقصى را حتى اگر ربط مستقيمى به نبود سرمربى نداشته باشد، به آن ربط خواهند داد و مشكلات متعددى خلق خواهد شد. بنابراين بهتر است كه از حالا فدراسيون فوتبال براى اين قضيه فكرى كند و تدبيرى بيانديشد و ضايعات را كاهش دهد و به جاى اين كه اصل موضوع را تكذيب و عدم حضور كلمنته در كشورمان در پاره اى از اوقات سال را تكذيب و نفى كند، براى اين مهم طرح هايى بريزد و كانال هاى ارتباطى سرمربى را به گونه اى تنظيم و تامين كند كه فردا و فرداهاى بعد درباره آن مسايل متعددى ايجاد نشود. اين كه فدراسيون فوتبال ابتدا مساله عدم حضور كلمنته را در كشورمان در برخى از اوقات سال انكار و سپس آن را به گونه اى تاييد كرد، به اين خاطر بوده است كه نمى خواسته است با مساله اعتراض رسانه ها و مردم مواجه و براى خود دردسر ايجاد كند، اما اين كه بر اساس كدام تجربه موفق اقدام به پذيرش مربى پاره وقت كرده است، همچنان مبهم مى نمايد. اگر نمونه يورگن كلينزمن سرمربى سابق تيم ملى آلمان كه مدت زيادى را در امريكا مى گذراند و اصولا در آن جا ساكن بود مبنا گذاشته شود، بايد تذكر داد كه وى خارجى نبود و ژرمن است و طبعا با فرهنگ و روال و اتفاقات فوتبال كشورش آشنا بوده و در عمل مى دانسته است كه در آلمان چه مى گذرد و آن گاه براساس دانسته هاى خود و گزارش هاى يوآخيم لو دستيار وقت خود و ساير اعضاى كادر فنى تيم ملى اقدام مى كرده است. اين مورد با يك سرمربى خارجى فرق مى كند كه چون به اندازه يك مربى بومى با مسايل آشنا نيست. بنابراين بيش از حد به گزارش هاى واصله تكيه مى كند و حداقل يكى دو سال طول مى كشد تا دريابد كدام يك از اين گزارش ها صحت فنى داشته و به كار وى مى خورده اند و همين نكات، مسايل و حاشيه هايى را ايجاد مى كند كه به كار تيم ملى لطمه وارد خواهند كرد. مثل واليبال مربى پاره وقت در سطح تيم ملى، در ورزش ما نيز بى زمينه و بدون سابقه نيست و نمونه جديد و جارى آن به زوران گاييچ مربوط مى شود. اين مربى صربستانى كه تيم ملى واليبال را تحويل گرفته است تا فزون تر از دو سال و نيم بعد در بازى هاى آسيايى گوانگ ژو به رتبه اى در خور برساند. در آن واحد مربى يك تيم باشگاهى در روسيه است و نيمى از اوقاتش را در آنجا مى گذراند و بسيارى بر اين اعتقادند كه اين مساله اشراف وى را بر مسايل واليبال ملى كاهش داده و ضررهاى آن نيز به تيم ملى رسيده است و نتايج بدى كه تيم ملى در مسابقات واليبال قهرمانى آسيا ۲۰۰۷ گرفت و حرف و حديث هايى كه در مورد نوع گزينش ها و روش كار گاييچ وجود دارد و مخالف خوانى هاى سايرين، همه و همه محصول و نتيجه مساله فوق به حساب آمده اند، چگونه مى توان وقوع اتفاقى مشابه را در فوتبال و پس از روى كار آمدن كلمنته منفى شمرد و اين امر را وارد محاسبات خود نكرد. مذاكره كنندگان با كلمنته كه اين امر و حضور پاره وقت وى را در ايران پذيرفته اند بايد در اين خصوص توضيحاتى را ارايه دهند و مشكلات برخاسته از آن را حل كنند، زيرا اگر در واليبال بازتاب چنين مساله اى يك يا ۱۰ باشد، در فوتبال ۱۰۰ و هزار است و بهتر بگوييم هزار برابر مشكل ساز خواهد بود. فوتبال ورزش اول كشور و خبرساز و حاشيه آفرين نخست است و اگر در واليبال مى توان به نحوى از انحا مسايل يك مربى پاره وقت را جمع كرد، در فوتبال چنين نيست و اين گونه مسايل مى تواند بسيار خسران ساز باشد و هنر و صرافت رفع و رجوع مساله نيز در فدراسيون فعلى قابل رويت و شناسايى نيست و حتى اگر چنين هنرى وجود مى داشت، اصل مشكل سرجاى خود خواهد بود و به جاى اين كه نيروها صرف رفع مشكلات برخاسته از يك كاستى و ايراد شود، بايد صرف رفع ريشه اى آن مشكل و معضل گردد و اصل موضوع حل شود و نه فقط تبعات و ضررهاى برخاسته از آن. بيش از معمول به واقع اگر از روز نخست بر سر اقامت دايمى كلمنته در ايران اصرار ورزيده و اين مساله قطعى مى شد و دورى هاى وى از ايران مرخصى توصيف نمى شد، اينك در چنين شرايطى قرار نمى داشتيم و مجبور نبوديم در جوابگويى به معترضان توضيح بدهيم كه كلمنته قدرى بيش از معمول به مرخصى و تعطيلات خواهد رفت!
|
|
|
|
|
رقابت بى سابقه ترومن و نقشه هايش براى بسكتبال ايران
وحيد رسولى رايكو ترومن مربى صربستانى تيم ملى بسكتبال ايران در فاصله بيش از ۶ ماه تا برگزارى المپيك پكن و شكل گيرى اولين مرتبه حضور ايران در مسابقات بسكتبال المپيك شرايط موجود را مثبت مى شمرد و نقشه هايى را در سر مى پروراند و گله چندانى ندارد. او در مصاحبه اى گفته است: در مسيرى درست قرار گرفته ايم و همين كه فدراسيون بسكتبال آلمان از ما براى شركت در تورنمنت بين المللى اين كشور دعوت مى كند، نشان مى دهد كه بسكتبال ما احترام برانگيز شده است. پيش از اين سابقه نداشته كه از بسكتبال ايران چنين دعوت هايى بشود و در عين حال شرايط كنونى ما به گونه اى است كه براى رسيدن به هدف بايد بيش از پيش با رقباى تراز اول جهانى خود مسابقه بدهيم و به ديدارها و رقابت هايى بيش از گذشته نيازمنديم. به عنوان مثال اسپانيا ۵ بازيكن N.B.A دارد و اگر مى خواهيم با چنين تيمى مصاف بدهيم بايد خودمان را در چنان سطحى قرار دهيم و در همان حال و هوا قرار گيريم و در همين راستا با تيم هايى مسابقه بدهيم كه مثل اسپانيا و صاحب ويژگى هاى مشابه با اين تيم باشند. خوشبختانه امكان شركت در رقابت هاى جام استانكوويچ و جام دايامون پاى را به دست آورده ايم كه نصيب هر تيمى نمى شود و هر كسى نمى تواند به آن نايل گردد و اصولا هر كسى را به آن دعوت نمى كنند. با اين اوصاف حضور تيم ما در اين رقابت ها مى تواند باعث ارتقاى سطح كار ما در فاصله نه چندان زيادى تا زمان برگزارى المپيك شود. بدون تعارف با اين حال اگر حرف هاى ترومن صحت داشته و از ته دل باشد و او دست به تعارف نزده باشد، نتايج تيم ملى بسكتبال ايران در المپيك براى وى اهميتى ندارد و آنچه مهم تر است نوع نمايش بسكتباليست هاى ما در بزرگ ترين ميدان ورزش جهان است. او گفته است: حضور ما در پكن بايد به گونه اى باشد كه بالاتر از گذشته به نظر برسد و چيزى جديدتر و برتر از هميشه را براى رو كردن به دنياى اين ورزش داشته باشيم و كلاس كارمان بالاتر از گذشته جلوه كند. با اين حساب و با اين نگاه نتايج حاصله ما در المپيك پكن و اين كه مى بريم يا مى بازيم، اهميت نخست را ندارد و در درجه و اولويت نخست قرار نمى گيرد. از نظر من اگر حضور ما در المپيك ۲۰۰۸ باعث ارتقاى سطح بازى مان شود و با چنان توشه اى بتوانيم در مسابقات آسيايى بر سكوهاى ارشد بايستيم، سرمايه گذارى مان جواب داده است و در غير اين صورت از المپيك بدون ره توشه لازم بازگشته ايم. حسن اضافى درخشش در مسابقات قاره اى كسب مجوز حضور در دوره بعدى (۲۰۱۰) در رقابت هاى بسكتبال قهرمانى جهان است و نيل به چنين چيزى ثابت خواهد كرد كه كارمان را درست انجام داده ايم. نوعى پيروزى با اين اوصاف ترومن معتقد است كه حتى حضور صرف در المپيك نيز نوعى برد بزرگ براى بسكتبال ما است و در آن جا چيزى براى از دست دادن نداريم و با اين اوصاف اگر خوب بازى كنيم و شخصيت بسكتبال مان را ارتقا بخشيم، به هدف زده ايم. اما خود ترومن نيز معترف است كه حتى اگر هدف اصلى مان كسب نتيجه و پيروزى در المپيك نباشد و تنها حضورى محترمانه را بطلبيم و در پى تثبيت و ارتقاى ارزش هاى فنى مان باشيم بايد در ماه هاى باقى مانده بسيار منظم و قوى و كم اشتباه كار و تمرين كنيم و برنامه داشته باشيم. حسن ديگر كار ترومن و باورهايش اين است كه از حالا هيچ درى را به روى ورزشكاران و كانديداهاى عضويت در تيم اعزامى به پكن نبسته است و اعتقاد دارد هر كس در فاصله پس از تعطيلات ليگ برتر بسكتبال تا شروع المپيك خوب و موثر و زياد تمرين كرد و دوام بيشترى داشت و فزون تر با كارهاى تاكتيكى كنار آمد، قابليت و استحقاق اعزام به المپيك را خواهد داشت و نبايد از اين حق محروم بماند. فاصله اى زياد ترومن به عنوان مربى هوشمندى كه تيم ملى بسكتبال را در سال گذشته ميلادى براى اولين بار قهرمان آسيا كرد يك هشدار هم براى بسكتبال كشور داد و معتقد است فاصله بين ۶ تيم بالاى جدول ليگ اين ورزش را با ۶ تيم بعدى بيش از حد است و اين مساله، اصل مهم رقابت را در اين ليگ كاهش مى دهد و ضرر هاى آن طبعا به كل بسكتبال كشور مى رسد. از طرف ديگر تعداد ناكامى مسابقات هر تيم در ليگ بسكتبال كشور نيز از نظر ترومن نيز باعث لطمه خوردن به روال كار بازيكنانى مى شود كه بايد با رقبايى بجنگند كه برخى از آنها مسابقات ليگ شان ۷۵ بازى را براى هر تيم در بر دارد، اما براى ما يك سوم آن نيز فراهم نمى آيد. ترومن دقيقا به همين خاطر ۲۵ مسابقه تداركاتى را براى تيم ملى در راه المپيك تقاضا كرده است كه هر چند مى دانيم برخى از آنها سر نخواهد گرفت، اما رويارويى دوستانه با حريفانى كه پيشتر هرگز به سمت ما ميل نداشتند و حالا خود از ما دعوت مى كنند باعث ارتقاى تيم اعزامى ما و به تبع آن افزايش اميدهايمان در پكن مى شود. اين كه اين امر در نهايت ما را در المپيك در جايگاهى قابل قبول خواهد نشاند يا خير، مساله اى مجزاست ولى از حالا مسلم است جنگ و رقابتى انتظار بسكتبال ما را مى كشد كه نظيرش را هرگز نديده ايم و شايد فقط ترومن با ديد حرفه اى خود بتواند ما را نسبت به نتايج آن خوشبين سازد.
|
|
|
|
|
قيصر: بايرن نيازى به تغيير ندارد
شيوا نوروزى فوتباليست، مربى و يكى از روساى مطرح فوتبال آلمان است كه در كشورش با نام قيصر مشهور شده و اين لقب را مديون فعاليت هاى ارزنده اى است كه براى فوتبال كشورش انجام داده است. از طرفى فرانس بكن بائر را بعد از پله اسطوره فوتبال جهان به حساب مى آورند. وى كه در سپتامبر ۱۹۴۵ در مونيخ متولد شد براى اولين بار در سال ۱۹۶۶ توانست قهرمانى ليگ آلمان را به همراه بايرن مونيخ كسب كند. وى همچنين در سال ۱۹۷۲ با آلمان غربى قهرمان جام ملت هاى اروپا شد و ۲ سال بعد جام جهانى را نيز براى كشورش به ارمغان آورد. وى در حال حاضر رييس باشگاه بايرن مونيخ است و چندى پيش به عضويت هيات اجرايى فيفا درآمد. حال او طى مصاحبه اى با سايت رسمى باشگاه بايرن مونيخ اين تيم را مدعى اصلى قهرمانى اين دوره بوندس ليگا مى داند. * در حال حاضر بايرن مونيخ و وردربرمن دو رقيب اصلى هستند كه در صدر جدول براى تصاحب جام قهرمانى دست و پنجه نرم مى كنند. رقابت اين دو تيم را چگونه مى بينيد؟ ** خوشبختانه بايرن در وضعيت خوبى قرار دارد و اگر تا انتهاى فصل كار كند بدون شك قهرمان امسال خواهد بود. بزرگ ترين حاشيه اى كه در اين فصل گرفتارش بوديم بحث جايگرينى مربى در سطح و اندازه و اعتبار و اسم بايرن مونيخ بود چرا كه هيتسفيلد از مدت ها قبل اعلام كرده بود كه در پايان فصل قطعا تيم جديدى براى خود انتخاب خواهد كرد. از اين رو گمانه زنى هاى متعددى آغاز شد و واقعا شانس آورديم كه خيلى زود جانشين وى انتخاب شد تا ديگر جاى هيچ شك و شبهه اى نماند. از طرفى اگر مانند ساير تيم ها عمل مى كرديم بايد پاسخگوى مطبوعات و رسانه ها بوديم چرا كه آنها هر روز نام يك نفر را سر زبان ها مى انداختند. وردربرمن تيم خيلى خوبى است و آنها در اين فصل شانس بزرگى آورده اند و آن اين كه هيچ مصدوم جدى تا به اينجاى كار نداشته اند و همين امر موجب شده كه با تمام قوا در تعقيب بايرن مونيخ باشند. به طور كلى من هيچ تفاوتى بين برمن و بايرن نمى بينم و از نظر من هر دو قدرتمندند. * فكر مى كنيد تيم ديگرى هم مى تواند به جمع مدعيان اصلى بپيوندد؟ ** از آنجا كه شخصا به تيم هامبورگ علاقه دارم خيلى دوست دارم كه آنها هم در كورس قهرمانى باشند. سرمربى هامبورگ هم اعلام كرده است كه در پايان اين فصل بوندس ليگا قصد جدايى دارد و اگر سران هامبورگ كمى به كارشان سرعت دهند قطعا مى توانند جزو سه تيم ابتداى جدول باشند. * به نظر شما رفتن اوتمار هيتسفيلد چه تاثيرى در تيم مى گذارد و ممكن است به شهرت او خدشه اى وارد شود؟ ** خب، با رفتن هر مربى تغييرات زيادى در تيم صورت مى گيرد و قطعا ما شاهد اين موضوع خواهيم بود چرا كه هر مربى تفكر خاص خودش را دارد و سعى مى كند با آن تيم را پيش ببرد. از طرفى هيتسفيلد سرمربى بزرگى است و شهرت او به حدى است كه به اين راحتى ها خدشه دار نمى شود. به علاوه بازيكنان نيز احترام خاصى براى او قايل اند. * دستيار كلينزمن را مى شناسيد؟ مارتين واسكمس اهل مكزيك. او قرار است كمك اول كلينزمن باشد. فكر مى كنيد او تصميم درستى گرفته است؟ ** البته نبايد در كار هيچ مربى دخالت كرد. زيرا هر كس تفكرى براى خودش دارد و بايد به آن احترام گذاشت. از طرفى واسكمس نام جديدى در بوندس ليگا است و كسى شناختى از او ندارد. با اين وجود تجربه نشان داده است كه تجربه ها و انديشه هاى جديد تاثير مثبتى در تيم ها دارد. بعيد مى دانم كه آمدن او ضررى به تيم بزند. * آيا كلينزمن هم مى تواند مانند مربيان اسبق بايرن عمل كند و با آمدنش جهش عظيمى در تيم ايجاد كند؟ ** چرا همه به دنبال تغييرات هستند، به نظر من بايرن در حال حاضر به تحول احتياج ندارد به عبارت ديگر او مربى جوانى است و بدون شك ايده و تفكرات نوينى را با خود به بايرن مى آورد اما از آنجا كه هيتسفيلد هم شخصيت قابل احترامى دارد بسيارى از مربيان جوان سعى در استفاه از تفكرات او دارند. به همين دليل است كه بعيد مى دانم كه تغييرات گسترده اى رخ دهد. * آيا قصد داريد به همكارى خود با بايرن ادامه دهيد يا طبق اعلام قبلى در سال ۲۰۰۹ از اين باشگاه خواهيد رفت؟ ** از وقتى كه مسووليت اجرايى در فيفا گرفته ام وقت كمترى را صرف بايرن كردم و بايد اذعان كنم كه آن گونه كه بايد و شايد نتوانستم پاسخگوى نيازهاى تيم باشم. تا سال ۲۰۰۹ من در باشگاه سمت دارم و هنوز هم ۲ سال باقى مانده است و تا آن زمان تصميم گيرى خواهم كرد. * بهار گذشته بود كه در فيفا مسووليت اجرايى به شما محول شد. آيا توانستيد با اين پست جديد كنار بياييد؟ ** نمى توانم بگويم كه خيلى خوشحال و شگفت زده ام چرا كه خيلى وقت گير و سخت است كه فقط پشت ميز بنشينى و كارها را دنبال كنى. به عنوان مثال براى جام جهانى زير ۱۷ سال و زنان بايد به نيوزيلند و شيلى بروم. * وقتى هم براى خانواده مى ماند؟ ** اگر وقتى بماند حتما براى خانواده مى گذارم. اگر تعطيلات يك روزه هم باشد باز هم آن را با خانواده سپرى مى كنم به همين دليل اصلا دوست ندارم كه به اين زودى بازنشسته شوم. من هنوز توانايى لازم را دارم.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
افتضاحى ديگر در آزادى
با سوريه بازى كرديم و تموم شد. اما عجب بازى بود فقط سر تماشاگرا كلاه رفت. راستى يادم رفت كه از ابراهيم زاده عذرخواهى كنم چون او سرى گفتم كه مگه قراره به سوريه هم گل نزنيم. خوب مى گن كه بزرگ ترها يه چيزايى بيشتر از ما مى دونن.
ابراهيم زاده مى دونست كه شاگرداش گل بزن نيستن كه قبل بازى هشدار مى داد.
من اگه جاى بازيكنا بودم بعد از بازى از خجالت مى مردم. معلوم نيست اينا اون ور آب به چه كارى مشغولن كه فوتبال بازى كردن يادشون رفته. آخه چرا تيموريان كه يه فصله نيمكت نشينه رو مى ذاره تو تركيب، كاظميان كه نگو فكر كنم خيال عروسى رفتن به سرش زده بود كه اونجورى موهاش رو درست كرده بود. ولى نه عمرا اگه خودش مى تونست همچين مويى درست كنه. بدبختى آرايشگرشم خوب نبود و نيكبخت هم كه فقط زير پيراهنش رو عوض مى كرد.
خلاصه اش كنم اينا هر كارى تونستن كردن جز گلزنى. مى دونين كه معدنچى وقتى تو زمين هست دفاع حريف اصلا نگرانى نداره چون همه معدنچى رو شناختن غير از مربى تيم ملى.
|
|
|
پرسپوليس رو دوست دارم
آخيش راحت شديم. بالاخره اين لسترسيتى دست از سر اين كعبى بيچاره برداشت و رضايت نامه اش رو داد كه هر جا مى خواد بره. بابا الان چند هفته ايست كه هى خبر مى رسه كه كعبى مى ره به فلان تيم بعد چند ساعت بعد تكذيب مى شه و سر و كله يه تيم ديگه پيدا مى شه. ولى ديگه تموم شد كعبى رضايت نامه رو گرفته و اگه مشكلى پيش نياد و بذارن مى ره پرسپوليس تا جمع قرمزا كه جمع بود فقط كعبى شون كم بود كه اونم اومد. خود حسين كعبى كه بدجورى داره واسه پرسپوليس لاو مى تركونه و گفته دنيا ديگه مثل پرسپوليس نداره … خدمت ايشون عرض كنم كه خيلى ها قبل از اين كه به استقلال يا پرسپوليس بيان از اين تعابير شاعرانه استفاده مى كنن و مى گن ما كه از بچگى عاشق فلان تيم بوديم و … ولى بعد كه كارشون گره مى خوره و چند روز حقوقشون دير مى شه همچين داد و قال راه مى اندازن كه نگو. ظرف يه هفته كودتا، تحصن و تظاهرات ترتيب مى دن كه شيرازه تيم از هم بپاشه.
|
|
|
مربى دوپينگى؟
تا قبل از انتخابات فدراسيون فكر مى كرديم كه فقط از نظر نداشتن رييس و مربى تو دنيا ركورد داريم و واسه يه بار هم كه شده اوليم ولى جديدا خبر رسيده كه ما از نظر دوپينگ هم مى تونيم اول باشيم و اگه خدا بخواد خوب داريم پيشرفت مى كنيم. قبلا فقط بازيكن دوپينگى داشتيم ولى الان مربى دوپينگى هم داريم. نه اشتباه نكنين مربى دوپينگ نكرده، شاگردانش رو مجبور به دوپينگ كرده. به حق چيزاى نديده و نشنيده. دكتر شريف كه طبق معمول زودى موضع گرفته و گفته هر كى مى خواد باشه و اسمش هر چى مى خواهد باشه واسمون فرق نمى كنه. ثابت بشه محروم مى شه اونم مادام العمر. ولى بالا وضع خراب تر از اين حرفاست شاه حسينى مى گه كجاى كاريد يه مربى نه، دو تا مربى بودند كه زمان مربيگريشون ( كه يه تيم شهرستانى هم بوده) بچه ها رو وادار به دوپينگ مى كردن. خدا به خير بگذرونه. اميدواريم تا امروز كه اين مطلب رو مى خونيد تعدادشون زياد نشده باشه.
|
|
|
چمن رو كوتاه كنيد
اصلا به ما نيومده يه روز فوتبال مون حاشيه نداشته باشه نه به اون موقع كه سرمربى نداشتيم نه به امروز كه مربيمون هر روز يه بهونه اى مى گيره. از اول كه ساز مخالف زد و هر روز مى خواهد برگرده مملكتش. حالا آقا تشريف برده امكانات ورزشى ايران رو ديده مى گن پسنديده ولى يه شرط گذاشته البته نمى دونسته اينجا ايرونه و مسوولان از اين گوش مى گيرن و از اون گوش … كلمنته دستور اكيد داده كه يا چمن استاديوم آزادى رو كوتاه مى كنيد يا من نمى يام. خوب نيا نه به اول آرتور سيبيلو كه التماسمون مى كرد كه قرارداد ببنده نه به اين كه هر روز شرط و شروط مى ذاره. حالا خوبه على آبادى رسما گفته كه مربى پروازى نمى خوايم وگرنه معلوم نبود ديگه چه شرطى به گردنمون مى ذاشت. قراره كه كلمنته قرارداد ببنده حالا كى خدا مى دونه ولى مگه جواب بله دادن اين همه ناز و اطوار نداره شايد طرف زير لفظى مى خواد خوب بهش بديد ديگه!
|
|
|
كاظمى يه نفس راحت كشيد
خب بازم نوبت به ستون گذر و نظر رسيد و منم الان خودكار دستم گرفتم تا يه چيزايى بنويسم اما هر چى فكر مى كنم خبرى از استيل آذين پيدا نمى كنم. آخه بعد از كلى حاشيه و فراز و نشيب بالاخره يه پيروزى قاطعانه گرفتن اونم با سه گل. تازه از اون مهم تر اين كه دو تا از گل ها رو هم پسر سلطان زده كه فكر كنم ديدن حال و روزش الان خيلى باحال باشه. استيلى ها كه حريفشون شهردارى بندرعباس بود و ميزبان بودن بيچاره ها رو مظلوم گير آوردن و چند گل مشتى به خوردشون دادن. نه اين كه تهران چند وقتيه سرده و خب بندرعباسى ها عادت به سرما ندارن. فكر كنم الان يه خورده وضعيت فرهاد كاظمى بهتر شده باشد چون پروين كسى نيست كه كلى پول بابت مربى بده ولى تيمش نتيجه نگيره و تا چند روز قبلم چند تا مصاحبه اساسى از پروين داشتيم كه بدجورى از كاظمى كفرى بود. بگذريم استيل آذين با اين برد فعلا دوم جدول هستش و بايد ديد كه آخر ليگ كجاى جدول رو مى تونه بگيره.
|
|
|
|
|
|
|