پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶
۶ صفر ۱۴۲۹ - ۱۴ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۲۷
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
يار مهربان
آرشيو
تماس با ما
در حسرت دايى!
حاضر غايب در مدال آور ترين ورزش كشور
كلكسيونر افتخارات تيمى و فردى
در حسرت دايى!
كادر فنى تيم ملى؛ مقصر اول
وصال روحانى
با احتساب بازى نافرجام مان با كره جنوبى در مرحله يك چهارم نهايى جام ملت هاى آسيا ۲۰۰۷ در خاك مالزى، تيم ملى فوتبال ايران در ۵ بازى متوالى اخيرش حتى يك گل هم نزده است.
به واقع از زمانى كه گروه مربيان موقتى تيم ملى به سركردگى منصور ابراهيم زاده عنان اين تيم را در دست گرفتند، تيم ايران ۰-۲ به هانزاروستوك باخته و با تيم هاى ملى قطر، كاستاريكا و سوريه بدون گل مساوى كرده است و چنانچه ديدارهاى تداركاتى اش با مالى و تونس به هم نمى خورد، شايد شمار ديدارهاى فاقد گلزنى تيم ملى اينك به رقمى باور نكردنى و تاسف بار رسيده بود و شانس آورديم كه آن مسابقه ها به دلايل مختلف لغو شدند.
اگر خوردن فقط دو گل در ديدارهاى مورد بحث به هر حال يك حسن بوده است، عجز در زدن حتى يك گل نيز در جاى خود ايرادى بزرگ جلوه كرده و سر و صداى همه را در آورده است و بيهوده نيست كه مردم در پايان ديدار هفته گذشته با سوريه و توقف ايران در نخستين ديدارش در دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ لب به اعتراض گشودند و يك صدا در ورزشگاه آزادى نام على دايى را فرياد كشيدند و آن هم اسم بازيكنى را كه به اعتقاد همان عده و يا عده اى ديگر از همان قبيل، در تمامى ،۳ ۴ سال آخر بازيگرى اش بيخودى بازى مى كرد(!) و اصرار او در ماندن در صحنه باعث شده بود كه حق ديگران تضييع شود و نتوانند به پيراهن ملى در خط حمله آن برسند.
گلزنى ذاتى
۱۰ ماه بعد از بازنشستگى دايى در هيات يك بازيكن و ۱۹ ماه بعد از انجام آخرين مسابقات ملى او عدم صحت باور فوق به اثبات رسيده و بيش از پيش مشخص شده كه او يك گلزن ذاتى بود و مثل وى كمتر يافت مى شود. هنوز مى توان اين فرضيه را مطرح كرد كه بيش از ۱۲ سال فيكس بودن او در خط حمله تيم ملى باعث عدم آزمودن ساير نيروهاى محق و به تبع آن پرورش نيافتن و اوج نگرفتن آن نفرات شد و استعدادهاى آنان را سوزاند، اما از يك سو هيچ كس تداوم دايى را در كار گلزنى نداشت از جانب ديگر در مدت قابل توجهى كه از كناره گيرى مربى فعلى سايپا از صحنه بازيكنى مى گذرد، مدعيان جانشينى وى بايد لااقل كارهايى را صورت مى دادند، اما چنين نكرده اند و برعكس فقط ضعف هايشان هويدا شده است. عنايتى، سامره، معدنچى، نيكبخت، رجب زاده، خطيبى و كريمى كسانى بوده اند كه پس از تجديد فعاليت هاى تيم ملى در پى اتمام جام ملت هاى آسيا به كار گرفته شده اند و هيچ يك جواب نداده اند به اين ترتيب مشكل گلزنى در تيم ما عمده تر شده است و تماشاگران در حالى در فريادهايشان دايى را به ياد مى آورند كه او در آستانه ۳۹ سالگى نه شرايط و توان بازگشت موفق به تيم ملى را دارد و نه اصولا در چنين خيالى به سر مى برد و فرياد كنندگان نام وى نيز اين مساله را بهتر از هر كسى مى دانند و اگر با وجود اين آگاهى باز نام وى را مى آورند، نوعى هشدار و طعنه به كسانى است كه مى گفتند اگر در جام جهانى در برابر پرتغال و مكزيك به كار گرفته مى شدند، چه ها كه نمى كردند و اين دو تيم را به خاك سياه مى نشاندند و حداقل دو گل به هر يك از اين تيم ها مى زدند و قضيه به جايى مى كشيد كه احتمالا در آن كشورها كل ورزش فوتبال تعطيل و ملغى اعلام مى شد و ديگر كسى به سراغ آن نمى رفت!
تغييرات بيش از حد
از چند ديدگاه مى توان به فرآيند گل نزدن تيم ملى در مسابقات اخير آن نگاه و اين مساله را بررسى كرد. يكى نبود گلزنى حرفه اى و ذاتى در فوتبال ما پس از غروب دايى است. ديگرى نشناختن تركيب ثابت خط حمله و عوض شدن دايمى تركيب تيم و به تبع آن تغييرات بيش از حد در فرمول هاى تهاجمى تيم كه سبب شده هيچ چيز در تيم جا نيفتد و تا سيستمى مى خواسته است جواب بدهد و كارساز شود، كنار گذاشته شده و آدم ها و سيستم هاى جديد جانشين آن گشته اند.
مساله سوم كه شايد مهم  از هر عاملى باشد و دو فاكتور فوق منتج از آن است، اين است كه مربيان تيم ملى نتوانسته اند از نيروهاى موجود به درستى بهره گيرند و نوع چيدمان نفرات توسط آنها و برنامه هايى كه به خط حمله داده اند عقلايى و جوابگو نبوده است و حتى اگر ابراهيم زاده و دستيارانش اين فرضيه را رد كنند، آمار حرف خود را مى زنند و اعداد هيچ گاه دروغ نمى گويند و همان اعداد، كادر فنى را مقصر اصلى جلوه مى دهند.
يك فرضيه
مربيان معمولا بر اين باورند همين كه در هر بازى فرصت هاى گلزنى متعددى به دست آيد، جاى رضايت دارد، زيرا نشان مى دهد كه سيستم خوب و موثر بوده و فقط ضربات آخر بد نواخته شده اما همين نيز به خودى خود ايرادى بزرگ است، زيرا نشان مى دهد حتى تمرين زدن اين ضربات و مرور كار گلزنى در تمرينات تيم ملى به درستى انجام نشده زيرا همين كسانى كه در مسابقات اين تيم گلزن هاى بزرگ معرفى و توصيف شده اند، در همين فصل در بازى هاى باشگاهى گل هاى خوب و جالب و بالنسبه زيادى زده اند وبنابراين ايراد باز به مربيان باز مى گردد كه نتوانسته اند طرحى كارگشا را به حمله وران تيم بدهند و حتى كار فردى آنان را تقويت كنند.
آيا به ياد مى آوريد؟
درست است كه نابسامانى هاى ادارى و تشكيلاتى و بلاتكليف بودن فدراسيون در تمام ماه هاى گذشته در تضعيف تيم ملى بى تاثير نبوده و تيم باز دير و بد تشكيل شد و فرصت كار طولانى نداشت، اما حتى در شرايطى بدتر از اين به ياد نمى آوريم كه در دوره حضور يك مربى و كادر فنى آن تيم ملى در ۴ بازى پياپى هيچ گلى نزده باشد. آيا شما به ياد مى آوريد؟
حاضر غايب در مدال آور ترين ورزش كشور
ادامه كش و قوس در كشتى
مسايل جنبى و برخى كش وقوس ها همچنان پيرامون كشتى آزاد و اردوى ملى آن ادامه دارد. اين در حالى است كه يك تيم منتخب از ايران به تركيه رفته و در جام ياشار دوغو در آن سامان شركت جسته است. اگر كميته فنى و هيات رييسه فدراسيون كشتى ايران بر سر حرف خود بمانند، هيچ يك از نفرات غايب در مسابقات انتخابى چندى پيش اصفهان نبايد در مسير حضور در تورنمنت هاى بين المللى پيش رو قرار گيرند. با اين حال برخى معتقدند دادن اجازه حضور در اردو به يكى دو تن از غايبان آن رقابت ها نرمش نشان دادن و عقب نشينى مسوولان امر بوده است. سران فدراسيون در نقطه مقابل معتقدند اين نه يك عقب نشينى بلكه فقط پذيرفتن دفاعيه كسانى است كه واقعا امكان حضور در آوردگاه اصفهان را نيافتند و يا حقيقتا مريض بودند و يا به علت سرماى شديد و خراب بودن راه ها امكان رساندن خود به اصفهان را نيافتند.
مساله ديگر، وضعيت خاص عليرضا حيدرى است. مردى كه در ۳۷ سالگى و پس از يك سال پوشيدن نه چندان موفق جامه مربيگرى به جمع كشتى گيران رجعت كرده، مدتى است كه سر و كله اش در اردوى ملى پيدا شده و اين هم عقب نشينى مسوولان امر در قبال برخى نمايندگان مسابقات اصفهان تلقى شده، حال آن كه به گفته محمود معزى پور سرمربى تيم ملى كشتى آزاد حيدرى فقط به اين سبب به تمرينات تيم ملى آمد كه در كرج حريف تمرينى مناسب ندارد. به اعتقاد صاحبنظران حضور حيدرى در تمرينات يك نقطه مثبت و بزرگ و حسنى غيرقابل انكار براى ساير اردونشينان هم است، زيرا مى توان به رايگان از درياى تجربيات دارنده ۶ مدال جهانى و المپيك سود جست و قوى تر شد. از همه جالب تر عكس العمل سعيد ابراهيمى بوده است. برنده مدال نقره رقابت هاى كشتى قهرمانى جهان ۲۰۰۷ ظاهرا گفته است آمادگى دارد حيدرى در هر وزنى كه به ميدان آيد، او نيز پاى بر تشك بگذارد. اين در حالى است كه حيدرى به جز شروع مجدد تمريناتش و برگشتن به ميان كشتى گيران، هنوز هيچ چيزى را به صراحت و روشنى اعلام نكرده و مثلا معلوم نيست كه در وزن تخصصى و هميشگى اش(۹۶ كيلو) كشتى خواهد گرفت و يا به ۱۲۰ كيلو كوچ خواهد كرد و اگر كار دوم را صورت دهد، غيرعاقلانه خواهد بود كه ابراهيمى با رها كردن ۹۶ كيلو به وزن آخر انتقال يابد و آنجا پنجه در پنجه حيدرى بياندازد و احتمال اين كه ابراهيمى در ۹۶ كيلو با تفوق بر رقبايى مثل امير گنجى و سعيد اميرى از نو ملى پوش شود، بسيار بيشتر از توفيق او در صورت حضور احتمالى اش در ۱۲۰ كيلو خواهد بود. اين امر البته منوط به اين است كه فدراسيون كشتى عذر ابراهيمى براى عدم حضور در پيكارهاى انتخابى اصفهان را موجه بشمرد و به او اجازه حضور در اردو و رقابت هاى بعدى را بدهد و بگذارد او دوباره در مسير پيكارهاى انتخابى المپيك و خودآوردگاه پكن قرار گيرد و در آن راه ها بخت آزمايى كند.
تعيين تكليف
مجموعه اين عناصر متفاوت و تضادها و در اختيار بودن فقط ۲ سهميه از ۷ سهميه حضور در مسابقات كشتى آزاد المپيك پكن سبب شده اكبر فلاح يكى از مخالفان اصلى فدراسيون و منتقدان كادر فنى فعلى تيم ملى و مربى سابق تيم ملى كشتى آزاد جوانان ايران خواستار تعيين تكليف هرچه سريع تر تيم اعزامى كشورمان به المپيك ۲۰۰۸ شود. اين در حالى است كه هم ۶ ماه تا آن رقابت ها مانده و تعيين تركيب ثابت تيم اعزامى در اين لحظه كار عاقلانه اى نيست و هم همان طور كه پيشتر آمد، هنوز تكليف ۵ سهميه حضور ما در آن آوردگاه نامشخص و چنان حضورى غيرقطعى است! فلاح كه پيشينه حضور در كادر فنى تيم ملى بزرگسالان را هم دارد و در سال هاى اخير از سيستم هاى كار منصور برزگر در زمان حضور وى در مقام مدير تيم هاى ملى كشتى ايران انتقاد كرده بود. گفته است: بايد نفرات اصلى تيم ملى و مسافران پكن تا قبل از آن تاريخ در چند ميدان بين المللى آزمايش شوند و المپيك ويژه كسانى باشد كه با تجربه اند، زيرا فقط چنان كشتى گيرانى در آن جا شانس موفقيت خواهند داشت.
اگر يك جوان پيروز شود
فلاح بر اين باور است كه نبايد فقط دو ماه مانده به مسابقات المپيك، رقابت هاى انتخابى براى كشتى گيران گذاشته شود، زيرا احتمال دارد در چنان ميدانى يك ورزشكار كم تجربه  تر با استفاده از شرايط مساعد اول شود، ولى آيا به صلاح است كه او به پكن اعزام شود؟بحث درباره صحت يا سقم اين استدلال را مى توان به ساير كارشناسان واگذار كرد، اما قدر مسلم اين كه ابهام و چند دستگى همچنان به كشتى، مدال آورترين ورزش ايران سايه انداخته و در حالى اختلاف سليقه ها در اين رشته به طور مفرط ريشه دوانده كه هنوز مشخص نيست نرمش نسبى فدراسيون در مورد چند غايب بزرگ رقابت هاى اصفهان به معناى نبود جانشينى همسطح براى آن غايبان است و يا باز كردن تدريجى راه به روى تمامى غايبان. فقط اين نكته مسلم است كه با به ميدان نيامدن امثال ابراهيمى و معصومى، حضور ناموفق محمدى در يك وزن بالاتر و شكست يزدانى در اصفهان شرايط بد و مبهمى بر تيم ملى كشتى آزاد ايران حاكم شده و لابد خود صنعتكاران ( جانشين برزگر در مقام مدير ملى كشتى ايران) بهتر از هر كس مى داند كه اين مقدمات كار تيمى نيست كه مى خواهد در ميدانى چون المپيك به جايى برسد.
كلكسيونر افتخارات تيمى و فردى
كاكا: قهرمانى جهان را به راحتى از دست نمى دهيم

حورا شكيبى

ستارگان دنياى فوتبال معمولا براى نشان دادن افتخاراتشان، پيراهن تيم ملى را بر تن مى كنند اما بازيكنان سن سيرو مى توانند با پوشيدن همان پيراهن ميلان كه آرم قهرمانى در جام باشگاه هاى جهان روى آن دوخته شده، برترى شان را به رخ همگان بكشانند. شاگردان كارلو آنچلوتى در رقابت هاى جام باشگاه هاى جهان در سال ۲۰۰۷ كه در ژاپن برگزار شد، شگفتى خلق كردند. حال بد نيست پاى صحبت هاى كاكا، ستاره برزيلى اين تيم قهرمان كه افتخار كسب عنوان بهترين بازيكن اروپا، جهان و برترين بازيكن فصل سرى A را يدك مى كشد نشسته و در خصوص عوامل موفقيتش در سالى كه گذشت، نظراتش را جويا شويم.
* ريكاردو، نظرت راجع به دوخته شدن آرم قهرمان ميلانى در جام باشگاه هاى جهان روى پيراهن باشگاهى تان چيست؟
** ايده فوق العاده ايست. جالب تر اين است كه يك تيم ايتاليايى براى اولين بار اين نوآورى را در فوتبال ايجاد كرده. در فوتبال اين كشور رسم بر اين است كه قهرمان سه فصل ليگ، آرم اسكودتو را به همين مناسبت روى پيراهنش مى دوزد و قهرمانان جام حذفى نيز آرم ديگرى روى پيراهن خود دارند. علامتى كه ما روى لباس خود داريم نشان دهنده برترى مان در ميان باشگاه هاى جهان است و تا دسامبر آينده هيچ كس نمى تواند آن را از ما بگيرد. فوق العاده است اگر اين اتفاق مجدد رخ دهد و ما بتوانيم از عنوانمان دفاع كنيم.
* اين آرم ناشى از قهرمانى شما در ژاپن است. خاطرات تو از اين جام چيست؟
** اولين بارى بود كه پس از تغييرات قوانين و نحوه برگزارى جام در آن شركت كرديم. در حال حاضر اين رقابت ها جالب تر شده چرا كه تعداد تيم ها بيشتر شده. در سال ۲۰۰۳ تنها در يك بازى شركت كرده و باختيم و همه چيز به سرعت تمام شد. اما حالا ناچاريد زودتر در مسابقات حاضر شويد، تمام بازى ها را دنبال كنيد و در مورد پتانسيل حريفان اطلاعات كسب كنيد. در كل تورنمنت مناسب و مفيدى است.
* از ميان دو ديدار مرحله نهايى مقابل اوراواردز و ديدار فينال برابر بوكاجونيورز كدام يك پيچيده تر بود؟
** هر دو بازى سخت و همزمان جالب و قدرى ترسناك بودند. اوراواردز تيم محلى بود كه هواداران زيادى هم داشت، بوكا هم ۴ سال پيش ما را مغلوب كرده بود. دو پيروزى كاملا متفاوت كسب كرديم.
* پس از آن همه زحمتى كه در بازى هاى ليگ قهرمانان متحمل شدى، شاهد بوديم كه يك گل حساس و دو پاس گل موفق داشتى. در چنين رقابت هاى مهمى چگونه آنقدر موفق بودى؟
** من مخصوصا در چنين بازى هاى مهمى به جنب وجوش مى افتم. البته آمادگى هايم براى هر بازى تفاوتى نمى كند اما فينال هاى حساس و مهم به شما انگيزه  بالاترى مى دهد.
* در جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان خيلى خوب آغاز كردى اما ناگهان از كورس عقب افتادى. دليل آن چه بود؟
** سعى كرده بودم خيلى خوب آماده شوم و به نظر خودم ثبات داشتم حداقل در مراحل اوليه اين طور بود. سپس در مقابل غنا دچار مصدوميت زانو شدم و تنها ۳ روز براى بهبود فرصت داشتم و مى بايست مقابل فرانسه بازى مى كردم در كل وضعيت فيزيكى ام خوب بود.
* حالا هم درصدد حضور در رقابت هاى المپيك ۲۰۰۸ بيجينگ هستى. انگيزه ات براى اين كار چيست؟
** برزيل تقريبا در تمام عرصه ها موفق بوده اما مدال طلايى در فوتبال المپيك ندارد. وقتى كه من اجازه حضور در المپيك را داشتم، برزيل موفق به حضور در المپيك شد. پس حالا وقت آن است كه با وجود بالاتر رفتن سنم در رقابت هاى المپيك حاضر شوم.
* آيا با اعضاى كادر فنى تيم المپيك به توافق رسيده اى؟
** به آنها گفته ام كه آماده همكارى هستم. برزيل در دوره قبل بازيكنانى را كه سنشان گذشته بود انتخاب نكرد. از اين نظر بايد به تصميم فدراسيون فوتبال برزيل ( CBE) احترام گذاشت. البته بايد با سران ميلان هم مشورت كنم. اگر براى مثال ناچار بوديم كه در رقابت هاى مقدماتى ليگ قهرمانان حاضر شويم، دوست دارم در خدمت ميلان باشم.
* اما تو واقعا دوست دارى كه در خدمت تيم ملى باشى، اينطور نيست؟
** هرچه بيشتر براى برزيل بازى كنيم، بهتر است. برزيل تيم شناخته شده اى است و حضور در آن باعث افتخار مى باشد. من و هم تيمى هاى برزيلى ام دوست داريم براى تيم به ميدان برويم اما در پايان همه چيز بستگى به راى فيفا و فدراسيون فوتبال برزيل دارد.
* تو سمبل فوتبال برزيل هستى و در ميلان در كنار پاتو و رونالدو بازى مى كنى. نظرت راجع به اين دو بازيكن چيست؟
** پاتو در حال پيشرفت است. او معرف نسل جديد است. رونالدو هم كه شماره يك فوتبال است. در تاريخچه فوتبال برزيل، رونالدو بعد از پله قرار دارد.
* ليگ قهرمانان به نظر راهى براى رسيدن به جام باشگاه هاى جهان است؟ بازى هاى آينده را چگونه مى بينى؟
** براى مثال بازى هاى انگليس خصوصا بازى هاى آرسنال را تماشا كرده ام. آرسنال از بهترين تيم هاى فوتبال است و استعدادهاى جوان زيادى دارد. در هر حال بازى ميلان مقابل چنين تيم هاى قدرتمندى باعث ارايه بهترين نتايج از سوى روسونرى ها مى شود.
* آيا بازى هاى جام ملت هاى آفريقا را دنبال مى كردى؟
** بله اين بازى ها را تماشا مى كردم. براى مثال بازى غنا ـ نيجريه را كامل پيگيرى كردم. فوتبال آفريقايى را دوست دارم چرا كه خصوصيات تكنيكى بازيكنان اين قاره شباهت زيادى به برزيلى ها دارد.
 * نظرت در خصوص فوتبال آفريقايى و جام جهانى ۲۰۱۰ به ميزبانى آفريقاى جنوبى چيست؟
** البته اينكه كشورى آفريقايى ميزبان جام نوزدهم مى باشد، به نفع حضور يافتگان قاره سياه در رقابت هاى ۲۰۱۰ است. تا به حال شاهد بوده ايم كه تيم هاى اين قاره به راحتى در بازى هاى المپيك و ديدارهاى تيم هاى جوانان نتيجه كسب مى كنند. آتالانتا سال ۱۹۹۶ را به ياد بياوريد، نيجريه موفق شد آرژانتين را شكست دهد. من شخصا در جام جهانى زير ۲۰ سال حاضر بوده ام و مقابل غنا بازى كردم. البته حريف موفق شد ما را شكست دهد و ما را حذف كند. آفريقايى ها تيم هاى قوى و قدرتمندى دارند خصوصا در مقطع جوانان. در جام جهانى اخير با غنا روبه رو شديم و من انتقامم را گرفتم. كار سختى بود.
* در سال ۲۰۰۷ هرگونه افتخارى را كه وجود داشت به نام خودت ثبت كردى چه افتخارات تيمى و چه افتخارات فردى. آيا واقعيت دارد كه فوتباليست ها چندان به اين گونه جوايز و افتخارات اهميتى نمى دهند.
** ابدا اينطور نيست كسب افتخارات فردى براى من ارزش زيادى دارد چرا كه شما را در جمع فوتباليست هايى جاى مى دهد كه تاريخچه فوتبال را ساخته اند. من در جمع تعدادى هستم كه موفق به كسب افتخار فردى از سوى فيفا شده اند.
* به نظر خودت چه كسى پا جاى تو مى گذارد و تمام اين عناوين را كسب خواهد كرد؟
** ليونل مسى را مدنظر دارم اما معتقدم پا تو هم مى تواند چهره موفقى شود با اين كه هنوز ۱۸ سال دارد، درخشش خوبى داشته. خلاصه بگويم كه او تركيبى است از فوتبال آرژانتينى و برزيلى.
* و در پايان چه نظرى در مورد قوانين جديد فابيو كاپلو را براى تيم ملى انگليس دارى؟
** هر موقعيتى، شرايط خاص خود را دارد و تصميم گيرى  به خصوصى بايد در مورد آن اتخاذ شود. در يك تيم، سرمربى تعيين كننده است. در جام جهانى ۲۰۰۲ ما بسيار آزاد بوديم حتى مى توانستيم مرتب از تلفن هاى همراهمان استفاده كنيم اما از جام جهانى ۲۰۰۶ شرايط فرق كرده بود. طبعا كاپلو هم تيمش را شناخته كه چنين قوانينى برايش تعيين كرده است. مطمئنا انگليسى ها مربى مناسبى براى خود انتخاب كرده اند.
گذر و نظر
شعار عليه فرشيد كريمى
قرمزا ۳ تا گل خوردن و البته ۳ گل هم زدن تا حداقل تو آزادى نبازن. يه نيمه رو ابومسلم حمله كرد ۳ تا گل زد يه نيمه هم پرسپوليس. فكر كنم از قبل با هم قرار گذاشته بودن كه هر كدوم يه نيمه رو حمله كنن و تا آخر بازى تماشاچى ها سرگرم باشن. تركيب قرمزا يه تغيير اصلى داشت كه اصلا به مذاق تماشاگرا خوش نيومد و حسابى از خجالت طرف در اومدن.
دروازه بان فرشيد كريمى و قطبى تصميم گرفت كه رودباريان رو نيمكت نشين كنه، حالا چرا همچين تصميمى گرفته بود نمى دونم. ولى هوادارا خيلى از كريمى خوششون نيومد و از اول ساز مخالف زدن و عليه كريمى شعار دادن كه فرشيد كريمى هم بدجورى ناراحت شد ( البته حق داشت). كريمى روى گل سوم ابومسلم نقش مهمى داشت و بهتره بگم پاس گل رو كريمى داد. حالا بشنوين از رودباريان كه پرسپوليس وقتى گل تساوى رو زد اينقدر جوگير شد كه پريد تو زمين و كريمى رو بغل كرد و يه كارت زرد ناقابل رو هم از داور گرفت.
خوشحالى از نوع قلعه نويى
گفتم كه ستون امروز همش رنگ وبوى آبى و قرمز مى ده. آخه هرچى مى گم بازم يه حرفايى از بازى مس - استقلال مى مونه. اول قبل از اين كه بازى شروع بشه دو طرف رفتن با همديگه خوش و بش كردن، بعد منصوريان و قلعه نويى به ياد جوونى واسه هوادارا گل پرت كردن كه بيچاره تماشاچى هام باورشون شد. ولى بازى كه شروع شد عكس اين قضيه ثابت شد.
يه چند تا سوت مشكوك ( البته از نظر مربيا) زده شد كه اعصاب دو طرف به هم ريخت. خلاصه تا آخر بازى دل تو دل كريمى وقلعه نويى نبود. خداييش اگه دوربين كنار زمين نبود معلوم نبود چه عكس العمل هاى جالب ترى از قلعه نويى مى ديديم. ولى يكى از اين عكس العمل ها رو يكى از دوربين ها گرفت.
اونم بعد از سوت پايان بازى كه قلعه نويى هرچه خودش رو ۹۰ دقيقه نگه داشت سوت رو كه شنيد يه حركت انرژيتيك از خودش نشون داد كه هر كى نمى دونست فكر مى كرد كه ژنرال پدركشتگى با استقلال داره.
شاهكار طالب لو
شرمنده امروز هر چى داريم از پرسپوليس و استقلاله. چيكار كنم مگه تقصير منه. آخر غير اين ۲ تا تيم ديگه بقيه حاشيه اى ندارن. يعنى دارن ولى نه به اندازه اينا. نه اين كه آبى ها خيلى نتايج درخشانى مى گيرن همه بازيكناشونم براى اين كه چشم نخورن يكى از يكى پرحاشيه ترن. از فرهاد مجيدى گفتم وحيد خان طالب لو حسودى كرد و اونم زد يه كارى كرد كه اگه نگم اين ستون گذر و نظر نمى شه.
از بس كه قشنگ توپ رو مى گيره و عكس العمل نشون مى ده از باخت برابر مس خيلى عصبانى بوده و رفت تو رختكن هر چى شيشه دم دستش ديد خرد و خاك شير كرد. وقتى من اين خبر رو شنيدم يه لحظه فكر كردم آخه چرا بايد يه همچين كارى بكنه آخه هيچ آدم عاقلى همچين كارى مى كنه؟ چه برسد به دروازه بان اول آبى ها. فكر كنم طالب لو هوس تنبيه شدن اونم از نوع فيروز كريمى كرده كه از اين اداها در مى ياره.
دربى آبى و قرمز، ۱۶ فروردين
از هر چى بگذريم سخن دوست خوش تره. هرچقدر بازى هاى ليگ قشنگ و جذاب باشه بازم به پاى دربى تهران نمى رسه. آقايون بعد از كلى بحث و بررسى اعلام كردن ۱۶ فروردين روز خوبى و مى شه دربى رو برگزار كرد. ولى زياد نمى شه روى تاريخ هايى كه اعلام مى شه حساب باز كرد چون يا خودشون بازى رو كنسل مى كنند، يا برف مى ياد، يا لوله ها و چمن يخ مى زنه و يا … خدا كنه كه هيچ اتفاقى نيفته و يه دربى درست و حسابى ببينيم. اين دربى ۶۴ هست كه اگه بخواد بعد از تعطيلات نوروز انجام مى شه.
هر دفعه كه اين حرف رو زديم برعكس شده. چند روز قبل از هر دربى همه موضع مى گيرن كه عمرا اگه كوتاه بيان و حتما چند تا گل مى زنن ولى بازى كه تموم مى شه نتيجه يا صفر ـ صفره يا يك ـ يك. داور خارجى رو هم اونقدر توجيه مى كنن كه به طور كاملا مساوى سوت بزنه و مبادا به نفع يه طرف بيشتر سوت بزنه. حالا ما اين همه مى گيم ولى احتمالا اين دفعه هم مثل دفعات قبل مى شه!!
اعتراض خاموش
استقلال بازم باخت ولى اين دفعه تو كرمان و اونم به تيم قلعه نويى. حجازى كلى زحمت كشيد كه فرهاد مجيدى رو از امارات برگردونه ايران ولى فكر اين روزا رو نمى كرد كه فيروز كريمى مجيدى رو تو نيمه اول تعويض كنه، البته مجيدى هم انتظار نداشت. فرهاد خان كه خيلى شاكى بود وقتى اومد بيرون اصلا محل به مربيان نداد و تازه گرمكن هم نپوشيد و يه راست رفت رو نيمكت نشست.
اين هم از بازيكناى حرفه اى كه چند سالى هم ايران نبوده و كلى ادعا دارن. نه به اون قديمى ها كه تيمشون مساوى مى كنه از خوشحالى اشك شوق مى ريزن نه اين جوونا.
گوش كنين كه مربيامون چقدر حرفه ايى ان. فيروز كريمى كه اصلا اوضاع رو مساعد نديد و مى دونست ديگه شكست از قلعه نويى رو نمى تونه با دلقك بازى سرپوش بذاره فرار رو بر قرار ترجيح مى دهد و با خبرنگارا حرف نمى زنه. حالا كريمى كه باخته بود ولى ژنرال هم كه تيمش برنده شده بود هم واسه خبرنگارا كلاس گذاشت و اول محمدى رو جاى خودش فرستاد ولى نيم ساعت بعد كه ديد صورت خوشى نداره افتخار داد اومد كنفرانس مطبوعاتى، البته نمى اومدم فرقى نمى كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |