|
يادداشتى بر نمايش «سودالايادى»
|
|
|
|
نگاهى به فيلم كنعان ساخته مازيار ميرى
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهى به فيلم حس پنهان، ساخته مصطفى رزاق كريمى
|
|
|
|
|
يادداشتى بر نمايش «سودالايادى»
حركت روح در جسم
مهدى نصيرى نمايش سودالايادى از كشور هند ريشه در آيين ها و مراسم مذهبى و اسطوره اى اين كشور دارد. در واقع ريشه و بن مايه نمايش يك آيين سنتى و مذهبى است كه مهدى فرج پور آن را به صورت يك پرفورمنس (هنر اجرا) و با استفاده از ابزارهاى مدرن نمايشى اجرا مى كند. صحنه نمايش فضاى وسيعى از كف است كه سفيدپوش شده و در يك سمت آن جسد زنى به نام سودايالادى روى تخت آماده انجام تشريفات سوزاندن است. در سمت ديگر نيز راهب با استفاده از ابزار موسيقى رويداد نمايشى را روايت مى كند. همين صحنه ساده كه در وسعتى افقى گسترش پيدا كرده، سه مرحله از حركت رويداد را در اجرا به خود اختصاص مى دهد. در اين سه مرحله حركت، روح راهب از مراسم آيينى تا به تحرك درآمدن و تولد ديگرگونه روح او به اجرا درمى آيد. راهب هندى كه در حال انجام مراسم سوزاندن سودالايادى است و در فضاى ميان سكون و تعليق روح قرار گرفته است (موسيقى مهم ترين ابزار ايجاد حس معلق بودن روح معنوى است)، با روشن شدن آتش و به رقص درآمدن جسد زن همراه با شعله هاى آتش پا به فرار مى گذارد. در ادامه راهب با ورود به آتش حركت روحانى سودالايادى را مى پذيرد و در واقع مى توان گفت كه با حركت او همراه مى شود. اين حركت كه با تحرك و حركات موزون سودالا آغاز شده با بى نظمى و استقلال حركت راهب در كنار او همراه مى شود و نظم پيدا كردن حركات آن دو و اشتراك عمل شان اين حركت را كامل مى كند. پذيرش حركت شعله هاى آتش و رقص و حركت اسطوره اى سودالا، در واقع همان متولد شدن دوباره راهب در گستره معنا است. همچنان كه در پايان خود راهب نيز چند بار اين جمله را تكرار مى كند: «من متولد شدم با آتش و رقص» شيوا يا ويشنو خداى رقصنده هندى، رقصى را آغاز مى كند و دنيا در هر مرحله از اين رقص از زير پاهاى او متولد مى شود. رقص و موسيقى در نمايش هند مراسم تولد است. آنچنان كه حركت جسم روح را به حركت وامى دارد و متولد مى سازد. در سودالايادى جسم زن هم زمان با سوختن از بين مى رود اما روح او هم زمان و همراه با حركت شعله هاى آتش به حركت درمى آيد و رقصى دوباره را آغاز مى كند. اين تحرك روح تولد دوباره وجود است كه راهب با ديدن آن متحول مى شود و با اشتراك يافتن در آن به شناخت معنوى دست پيدا مى كند. حركت راهب از سكون موجود در يك سمت صحنه (درست در مقابل آتش) شروع مى شود رقص سودالا او را به ميان آتش مى برد و درست در نقطه مقابل آغاز حركت راهب او را به حركت وامى دارد و در پايان در جهت مخالف نشستن او در صحنه اول نمايش مى نشاند. حركت و تثبيت موقعيت راهب از ابتدا يك دور كامل از سلوك عرفانى است. در واقع راهب در پايان نمايش روبه روى مكان اوليه مى نشيند. سودالا نيز همچنان كه جسمش در آتش سوخته و دوباره از ميان شعله ها تولد يافته در پايان نمايش در ميان آتش نشسته است. سودالايادى يك پرفورمنس كامل است كه عناصر و ابزارهاى مفيدى را براى روايت مضمون و حركت روحانى اش انتخاب كرده است. موسيقى و حركت تنها ابزارهايى هستند كه مى تواند حس مرگ و تولد و تصور جسميت و روحانيت را در تماشاگر اين اجرا به وجود آورند. نمايش فرج پور در مدت زمانى كوتاه حركت از جهان ماده به دنياى روحانيت و غيرمادى را به اجرا مى گذارد و موسيقى و حركت در كنار شواهدى چون آتش و آب عناصرى هستند كه اين حس را در تماشاگر به وجود مى آورد و پديده نامحسوس را در ذهن دريافت گر به امرى محسوس تبديل مى كند.
|
|
|
|
|
نگاهى به فيلم كنعان ساخته مازيار ميرى
ساختارى حساب شده
رضا كاظمى مهمترين نقطه قوت كنعان فيلمنامه آن است. همكارى فرهادى و كارگردان به عنوان فيلمنامه نويس، ريزه كاريهاى قابل توجهى به فيلم داده است. ساختار فيلمنامه بسيار حساب شده است. همچون چهار شنبه سورى كه كوچكترين اجزاء روايت در آن علت دار و داراى كاركردهاى آينده نگرانه بودند. بررسى اين مقوله خود نقدى مفصل مى خواهد ولى در اينجا يكى دو نمونه را بازگو مى كنم: همان اوايل فيلم فروتن به نگهبان خانه اش غر مى زند كه چرا آسانسور را تعمير نكرده اند. در انتهاى فيلم جايى كه ترانه عليدوستى با نگرانى و دلهره مى خواهد خود را به خانه شان برشاند تا مطمئن شود خواهرش بلايى سر خودش نياورده همين آسانسور را مى بينيم كه خراب شده و مشغول تعميرش هستند و او ناچار است تمام پله ها را بدود تا به خانه شان برسد. مى بينيد كه همين كاركرد درست دستمايه آسانسور چگونه در اين سكانس پايانى تعليق آفرين مى شود و انصافا هم خوب از آب در آمده. اين يعنى چينش درست و حسابى تكه هاى يك داستان. نمونه ديگر هم كه پاره شدن گوشه مانتوى ترانه است كه درنهايت مى شود گره گشايى فيلم و همه گوهره روايت است. فيلم اجراى خوبى دارد و برخى جاها درخشان مى شود. جايى از فيلم آذر( افسانه بايگان) از على( بهرام رادان) مى پرسد چرا دانشگاه رو ول كردى بهرام رادان در يكى از درخشانترين صحنه هاى همه دوران بازيگرى اش و البته به گمان من درخشانترين لحظه اين فيلم تنها سكوت ميكند و سكوت و سكوت.... بازيهاى فيلم درخشانند همه روايت فيلم و پيرنگ و پيچش هاى داستان زير سر خودش است. *** تيتراژ بسيار عادى و ابتدايى فيلم برخلاف ظاهر ساده اش كه براى رفع تكليف به نظر مى رسد كاركردى فوق العاده هوشمندانه دارد. مدت تقريبا زيادى داريم تيتراژ آغازين فيلم را با خطى زيبا در زمينه سياه مى بينيم و ناگهان در اولين نماى فيلم با چشمهاى ترانه عليدوستى مواجه مى شويم كه دارد با نفرت به چيزى نگاه مى كند و در نماى بعد مى فهميم چه چيزى را آن طورى ديد مى زده. اين نمونه اى درخشان از آغاز هوشمندانه يك فيلم است. همسان اين نما و كاربرد چشمها در فيلم چندين بار تكرار مى شود و هربار مفهومى خاص را القاء مى كند. از سوى زن نفرت ، از سوى مرد حسرت و عشق ، از سوى على ( بهرام رادان) يك دنيا سوال و خاموشى.... اگر بخواهم نقطه ضعفى را فى الحال به ياد بياورم بى شك موسيقى فيلم است كه هم حجمش زياد است و مى شد واقعا كمتر از اين باشد و هم ته مايه ها يا بهتر بگويم مايه هاى سنتى ( موسيقى كلاسيك ايرانى ) اش اصلا با حال و هواى بورژواتيك فيلم تناسبى ندارد و فيلم هم پارادوكسى در اين باره را پيش رو نگذاشته كه فكر كنيم موسيقى هم در خدمت چنين نوستالژى غمخوارانه اى باشد. البته موسيقى متن آسانترين جزء الصاقى يك فيلم است كه آسانتر از ساير اجزا مى شود رفع و رجوعش كرد و حتى كاملا با يك موسيقى بهتر جايگزين كرد.
|
|
|
|
|
«تهرن» ۲۷ بهمن در تالار قشقايى اجرا مى شود
نمايش تهرن نوشته و كار محمود استادمحمد از ۲۷ بهمن به مدت ۳۰ شب در تالار قشقايى مجموعه تئاترشهر اجراى عمومى خود را آغاز مى كند. به گزارش روابط عمومى نمايش تهرن اين نمايش علاوه بر اجراى عمومى ۱۹ و ۲۰ بهمن در بخش چشم انداز بيست و ششمين جشنواره بين الملل تئاتر فجر در سالن اصلى تالار مولوى اجرا شد. داستان نمايش تهرن از اين قرار است كه پس از به توپ بستن مجلس و استبداد صغير، ملك ديوان مشروطه خواه به بندرى در جنوب ايران تبعيد مى شود. خورشيد همسر ملك ديوان كه دختر ناصرالدين شاه است و تاج ماه دخترشان به خواسته خود همراه ملك ديوان به جنوب مى روند در حالى كه تحت مراقبت هاى مداوم صاحب زالى حاكم بومى بندر و دريابيگى بوشهر قرار دارند. اين بار استبداد براى از پاى درآوردن ملك ديوان از راه خرافات وارد مى شود و خورشيد را تا سرحد جنون مى كشانند و.... در اين نمايش بازيگرانى چون اصغر همت، خسرو احمدى، هدى ناصح، نگار جواهريان، شهروز دل افگار، رضا علوى، ندا حاجى بابايى، فهيمه موسوى، سيامك احمدى، مريم بخشى، رويا شجاعى، عرفان ملكوتى، سهراب اصفهانى، پرويز حاجى محمدى و على فرح راد ايفاى نقش دارند، همچنين بهاره دهقانى پور، ثمين راحتى، پرديس خسروى، ابده ابوطالبى و... اعضاى گروه حركت نمايش هستند. در اين نمايش طراح صحنه و لباس مجيد ميرفخرايى، دستيار طراح صحنه، وحيد لارى، دستيار طراح لباس رويا ابراهيمى، طراح گريم حسام حيدرى، طراح پوستر و بروشور حسين خسروجردى و آهنگساز نمايش فرشيد اعرابى است. دستيار كارگردان نمايشى مهسا دهقانى پور، مدير صحنه بهرنگ علوى و همكار صحنه نگار امينى است.
|
|
|
|
|
منشور تئاتر ايران مقدمه
به منظور ايجاد خط مشى هماهنگ و هدف دار مسير توسعه تئاتر كشور و در راستاى تاكيد بيش از پيش بر وجوه اخلاقى و حرفه اى تئاتر، منشور تئاتر كشور به پيشنهاد ستاد برگزارى بيست و ششمين جشنواره بين المللى تئاتر فجر و تاييد امضاكنندگان، به عنوان سند فرادستى تئاتر كشور تدوين شده است. اصول اوليه: تئاتر از زمان پيدايش انسان همواره همراه او بوده و ضمن پيوندى عميق با فضاى معنوى زندگى بشر و اعتقادات دينى او، در اشكال آيينى تجلى يافته است. ۱- تئاتر تمرين انديشيدن به منشا حيات، توجه به كرامت خالق و تدبر در چگونه زيستن و مرگ است. ۲- تئاتر منشا پرسش هاى بنيادين انسان براى رسيدن به آزادى، عدالت، برادرى، اخلاق و خيرانديشى است. ۳- تئاتر به شيوه اى هنرمندانه، روح انسان ها را به سوى كمال راهنمايى كرده و به زندگى آن ها اميد، شادى، حس زيبايى شناختى و آرمان خواهى مى بخشد. ۴- داشتن امكان اجراى تئاتر و برخوردارى از لذت تماشاى آن جزو حقوق انسان ها به شمار مى رود. اميد آن كه اين منشور بتواند تئاتر كشور را از زواياى نظرى و عملى با تحولى چشم گير روبه رو كرده و به عنوان اولين الگو، سبب ساز تدوين منشور ساير هنرها و سرانجام پديدارى منشور ملى هنر جمهورى اسلامى ايران شود. اصول عملى: ۱- هنرمندان تئاتر با پيروى از اصول مبتنى بر هدف از خلقت انسان و سرنوشت او كه با فكر، ذكر، كار، انتظار و اميد همراه است آثار خويش را خلق مى كنند. ۲- هنرمندان تئاتر با انديشه والا و اعمال خير براى سعادت انسان ها كوشيده و در مكان تئاتر حاضر مى شوند، از اين جهت و به واسطه منش آن ها، تئاتر هنرى مقدس است. ۳- هنرمندان تئاتر با پرهيز از خودخواهى و دنياخواهى به آيينه حقيقت نماى جامعه بدل شده و در اين صورت ميزان سنجش مردم براى رفع ناهنجارى ها و تقويت هنجارها قلمداد مى شوند. ۴- ايجاد و اشاعه غرور ملى، عشق به ميهن و ايستادگى در برابر تهاجم فرهنگى دشمنان، جزو معيارهاى اساسى تئاتر كشور است. ۵- هنرمندان تئاتر كشور، همچون ساير آحاد ملت، ارزش هاى دينى جامعه را پاس داشته و در جهت اداى دين به مجاهدت شهيدان و ايثارگران سرافراز ايران اسلامى، در چهارچوب سياست هاى فرهنگى نظام گام برمى دارند. ۶- تئاتر در ذات خود هنرى اخلاق گرا است و هنرمندان تئاتر مى كوشند تا حفظ حرمت هاى اخلاقى جامعه را در آثار خود مورد توجه قرار دهند. ۷- تئاترى اصيل كسى است كه منافع خانواده بزرگ تئاتر كشور را بر خواسته هاى فردى خود ترجيح مى دهد، زيرا حيات همه اعضاى تئاتر به عزت و سربلندى جامعه تئاترى وابسته است. ۸- از نگاه اهالى تئاتر، ميراث آيينى تئاتر ايران ارجمند ، ارزشمند و پرافتخار بوده و مى بايد در مسير اعتلاى تئاتر ملى و جريان معاصر تئاتر كشور مورد توجه و تاكيد جدى قرار گيرد. ۹- آموختن و آموزش دادن در هر سنى جزو لاينفك زندگى هنرمندان تئاتر است. ۱۰- پيشكسوتان و استادان تئاتر، نشانه حيات اين هنر در كشور از گذشته تا حال و منشا تجربه هاى معاصر بوده و از مقامى معنوى و قابل احترام برخوردارند. ۱۱- جامعه تئاترى ايران در راستاى پويايى و گسترش خود، مى كوشد تا فضاى باز كار و تلاش را براى كليه اعضا، به ويژه جوانان، فراهم كند. ۱۲- خانواده تئاتر ايران در ارتقاى كمالات معنوى و رفع معضلات مادى يكديگر با حساسيت و روحيه تعاون اهتمام مى ورزند. ۱۳- يكى از راه هاى ماندگارى، تاثيرگذارى و فراگيرى تئاتر، گسترش آن در پهنه كشور است و اعضاى خانواده تئاتر با هر موقعيت، شغل و توانايى در اين راستا از هيچ تلاشى فروگذار نخواهند كرد. ۱۴- ارتباط با ارگان ها، جريان ها و گروه هاى تئاترى در سراسر جهان در جهت مفاد اين منشور جزو اهداف جامعه تئاترى ايران است.
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
فيلم ماجرايى و رومانتيك طلاى احمق ها با بازى متيو مكاناهى و كيت هادسن در نخستين هفته نمايش در آمريكاى شمالى با ۲۲ ميليون دلار فروش در ۳۱۲۵ سينما پرفروشترين فيلم هفته شد. به گزارش مهر، ورايتى اعلام كرد كمدى خانوادگى به خانه خوش آمدى راسكو جنكينز با نقش آفرينى مارتين لارنس نيز در هفته نخست اكران در ۲۳۸۶ سينما حدود ۱/۱۷ ميليون دلار فروخت و فيلم دوم هفته شد. فروش هر دو فيلم فراتر از انتظار بود. طلاى احمق ها را اندى تنانت كارگردانى كرده و داستان درباره يك زوج مطلقه است كه براى پيدا كردن يك گنجينه قرن هجدهمى گم شده در دريا دوباره كنار هم قرار مى گيرند. به خانه خوش آمدى به كارگردانى مالكوم دى. لى داستان يك مجرى محبوب است كه لس آنجلس را براى پيوستن به خانواده خود كه در جنوب زندگى مى كنند، ترك مى كند. فيلم سه بعدى هانا مونتانا و ميلى سايرس: بهترين كنسرت در دنيا كه هفته قبل رده نخست جدول را داشت، اين هفته ۶۶ درصد تماشاگران خود را از دست داد و با ۵/۱۰ ميليون دلار در رده سوم قرار گرفت. مجموع فروش اين فيلم در ۱۰ روز اول اكران به ۴/۵۳ ميليون دلار رسيده است. فيلم ترسناك چشم به كارگردانى ديويد مورو و خاوير پالود نيز در هفته دوم اكران با از دست دادن ۴۷ درصد تماشاگران خود ۶/۶ ميليون دلار فروخت و ضمن اينكه رده چهارم جدول را از آن خود كرد، مجموع فروش خود را به ۵/۲۱ ميليون دلار رساند.
|
|
|
|
|
نگاهى به فيلم حس پنهان، ساخته مصطفى رزاق كريمى
مواجهه مخاطب با روايت هاى مبهم
سحر همايى مصطفى رزاق كريمى كارگردان فيلم سوابق خوبى در سينماى مستند داشته. سالهاى متمادى در سينما فعال بوده و ادعاهايى كه خودش درباره فيلم دارد. فروتن و مهتاب كرامتى و حامد بهداد و آتيلا پسيانى بازيگران فيلم هستند. شاهد فيلمى خواهيم بود با ديالوگ ها و نقش آفرينى هاى سرد و بى رمق. قصه نخ نمايى كه حتى ذره اى ظرافت در اجرا ندارد. مثل بقيه فيلمهاى ضعيف اين سالها ، پر از زرق و برق و تجملات است با لباس هاى رنگارنگ هنرپيشه هاى زن. فيلمنامه آشفته و سكانس هاى نامربوط و هر چيز ديگرى كه لازم است تا يك اثر ضعيف و حتى در بعضى جاها مضحك را شاهد باشيم، اينجا حاضر است. همان طور كه در حس پنهان مهم نيست! سيل سوالات بيشمارى هم كه به ذهن تماشاگر راه مى يابد اهميتى ندارد. اينكه ندا(نيوشا ضيغمى) چطور بدون هيچ توضيحى امير( محمدرضا فروتن) را به كافى شاپ دعوت مى كند چطور همان ابتداى آشنايى ندا وامير به يك بيابان مى روند ! نقش اين بيابان كه در طول فيلم چند بار نشان داده مى شود چيست چرا سيمين(مهتاب كرامتى) اين قدر به امير بى تفاوت است و بعد وقتى پاى ندا وسط مى آيد ناگهان آشفته مى شود . تاكيد بيش از اندازه روى مريضى سيمين كه به جادو اعتقاد دارد براى چيست چرا بهرام كه به گفته خواهرش با دكترها مشكل دارد ناگهان به ندا مى گويد منو ببر دكتر ! چرا امير شماره همسرش را به ندا مى دهد نقش زوج آتيلا پسيانى و شهره سلطانى در فيلم چيست چرا.... اينها مهم نيستند. به جاى اين سوالها مى توانيد به ذكر خاطرات شخصيت هاى فيلم از بستنى گوش بدهيد و در فكر اين باشيد كه فيلمسازى چقدر آسان شده! ايده را كه داريد، اجرا هم مهم نيست. تازه مى توانيد ادعا كنيد كه فيلمى درباره بنيان خانواده ساخته ايد. مى توانيد يك سرى نماهاى هنرى هم بگذاريد. (مثل نماى طولانى صورت سيمين در قبرستان آخر فيلم) و براى اينكه تماشاگر را به تفكر واداريد و ضمنا خودتان را از شر پايان داستان خلاص كنيد يك پايان باز را طراحى كنيد! براى مهم ترين بخش كار يعنى بودجه هم مى توانيد اسپانسر يك محصول بشويد. فقط شما را به خدا بستنى نباشد كه با ديدن حس پنهان حالا حالاها هوس بستنى نمى كنم!
|
|
|
|