يكشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۶
۹ صفر ۱۴۲۹ - ۱۷ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۲۹
ديپلماسى
Tel: 88807156
info@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ديپلماسى
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
زندگى
دفاع مقدس
سياست
آرشيو
تماس با ما
ناتو بر سر دوراهى
كاوشگرى كه غرب را آشفته كرد
ايران با پرتاب موشك به فضا و نشان دادن قدرت و پيشرفت فن آورى موشكى خود بار ديگر به قدرت هاى غربى هشدار داد.
روزنامه سمانا با اشاره به پرتاب موفقيت آميز راكت كاوشگر يك ايران به فضا در مطلبى نوشت:ايران قصد دارد ماهواره هاى خود را از طريق موشك از اولين پايگاه فضايى خود به فضا پرتاب كند. پايگاه فضايى ايران به منظور پرتاب ماهواره هاى ايرانى از داخل خاك كشور طراحى و ساخته شده است.
راكت كاوشگر ايران از جمله مقدمات اوليه پرتاب ماهواره به مدار مى باشد و توسط اين راكت ها شناسايى محيط پروازى ماهواره ها قبل از پرتاب انجام مى شود. اين روزنامه اسپانيايى افزود: پيام پرتاب اين موشك كه بازتاب زيادى در رسانه هاى دنيا داشت، بسيار آشكار بود.
دولت ايران با اين اقدام در آستانه برگزارى مراسم بيست و نهمين سالگرد انقلاب اسلامى اين كشور، قصد داشت بار ديگر تاكيد كند كه در هدفش مبنى بر تبديل شدن به قدرتى جديد در خاورميانه مستحكم است و هيچ تهديدى از جمله تحريم هاى اقتصادى سازمان ملل يا ديگر اقدامات نمى تواند برنامه فضايى و دفاعى و انرژى هسته اى اين كشور را متوقف كند. به اين ترتيب ايران نيز به باشگاه انحصارى يازده كشورى پيوست كه از توان كافى براى پرتاب ماهواره برخوردارند.
به گفته منابع دولتى اولين ماهواره موسوم به اميد در اوايل سال آينده به فضا پرتاب خواهد شد. اين خبر موجب تعجب تحليلگران و ديپلمات هاى منطقه شد زيرا فكر نمى كردند كه صنعت فضايى ايران به اين سطح رسيده باشد.
برخى تحليلگران بين المللى تلاش كرده اند كه هيجانات را فرو بنشانند و تلاش كنند اهدافى غير از اهداف اعلام شده را براى برنامه ايران معرفى كنند. آنها اين سوال را مطرح كردند كه آيا پرتاب يك موشك يا قراردادن يك ماهواره در مدار به معنى تهديد و خطر است اندرو بروك از موسسه مطالعات راهبردى لندن گفت: در هر حال اين چيز جديدى نيست كه ايران بتواند موشك هاى دوربرد را به فضا پرتاب كند.
اين كشور پيشتر نيز اين كار را امتحان كرده بود. اما افرادى وجود دارند كه فكر مى كنند اين برنامه فضايى هدف مهمترى دارد. دولت ايران اطمينان داد كه اين ماهواره ها براى ارتباطات و تحقيقات است. اين اقدام در حالى صورت گرفت كه چندى قبل رژيم صهيونيستى ماهواره تكسار را با هدف جاسوسى از تاسيسات هسته اى ايران به فضا پرتاب كرد.
دانيل گور، تحليلگر موسسه لكسينگتون در واشنگتن نيز مانند برخى ديگر كوشيد تا اين دستاورد ايران را به برنامه هسته اى اين كشور مرتبط سازد و نسبت به آن ابراز نگرانى كند. سمانا در پايان نوشت: آشكار است كه هر يك از اين اقدامات كه نشانگر قدرت ايران است باعث نگرانى قدرت هاى غربى مى شود كه به دنبال جلوگيرى از پيشرفت برنامه هسته اى ايران هستند.
اين در حالى است كه پنج عضو دايم شوراى امنيت و آلمان در صددند تا سومين سرى از تحريم ها را عليه ايران اعمال كنند و از پرتاب راكت كاوشگر ايران نيز در اين راستا سوء استفاده كنند. با اين حال اين كشورها هنوز قادر نشده اند بر اختلافاتشان در خصوص اين مساله فايق آيند.
روزنامه لوموند چاپ پاريس نيز در گزارشى درباره برنامه هاى فضايى ايران نوشت: ايران اولين پايگاه هوا- فضاى خود را با پرتاب اولين موشك افتتاح كرد و در نظر دارد از اين پايگاه اولين ماهواره خود را كه اميد نام دارد به فضا پرتاب كند.
اين روزنامه فرانسوى در ادامه به سخنان رييس جمهورى اسلامى ايران درمراسم افتتاح اين پايگاه تحقيقات هوايى اشاره كرده و افزود: محمود احمدى نژاد، رييس جمهور ايران در اين مراسم اعلام كرد كه ايران بايد حضور فعال و موثرى در عرصه فضا داشته باشد. در پايان اين مطلب به واكنش آمريكا در اين زمينه اشاره شده و افزوده است: كاخ سفيد از پرتاب اين موشك ابراز تاسف كرده و به ايران اعلام كرده است كه اين اقدام ايران سبب انزواى بيشتر اين كشور خواهد شد.
بازيابى جايگاه در منطقه
پيشرفت در تسلط بر چرخه توليد سوخت هسته اى، دستاوردهاى جديد ايران در صنعت فضانوردى و نيز پيشرفت هاى ايران در زمينه هاى پزشكى و ديگر حوزه هاى علمى …، در دو سال اخير توجهات بسيارى را در محافل بين المللى معطوف به خود كرده است.
به اعتقاد بسيارى از كارشناسان اين دستاوردها باعث شده تا جايگاه ايران در جوامع بين المللى و مخصوصا خاورميانه ارتقاى محسوسى داشته باشد. از اين رو به سراغ دكتر خسرو وفايى استاد دانشگاه و كارشناس امور بين الملل رفتيم تا جايگاه فعلى ايران در منطقه را مورد تحليل و بررسى قرار دهيم.
«ايران در حال بازيابى جايگاه منطقه اى خود است، اين وضعيت همراه با تغيير ماهيت اين جايگاه است كه ويژگى هاى خاص خود را دارد. اولين ويژگى اين است كه ايران جايگاه منطقه اى خود را در عين استقلال به دست مى آورد جايگاهى كه در گذشته در عين وابستگى و دست نشاندگى غرب و تابع خواسته هاى امريكا بود. در حالى كه هم اكنون اين جايگاه در عين استقلال وجود دارد. ويژگى  بعدى اين است كه جايگاه قبلى تك بعدى امنيتى بود اما اكنون داراى ابعاد مختلف از جمله از نظر فرهنگى، سياسى، ژئوپولتيك و نيز علمى است كه در روزهاى اخير شاهد تحولات بسيارى بوده است.
ويژگى سوم نيز جايگاه سياسى ايران است. به اين معنى كه پس از انقلاب يك ساختار سياسى خاص در ايران شكل گرفت كه پيش از اين وجود نداشت كه همان به وجود آوردن يك نظام سياسى دموكراتيك به جاى نظام ديكتاتور است. همين موضوع بسيارى از تحولات منطقه را تحت تاثير قرار مى دهد. جمهورى اسلامى اكنون به الگويى براى كشورهاى منطقه و كشورهاى اسلامى تبديل شده است كه پيش از اين چنين جايگاهى نداشت.
ويژگى چهارم هم بحث فعال شدن ديپلماسى ايران در منطقه است. يعنى در حالى كه ايران قبل از انقلاب منشا تنش بود و با كشورهايى مانند كويت، عراق و روسيه مشكلات زيادى داشت، اما سياست خارجى ايران هم اكنون به سمت تنش زدايى همراه با ديپلماسى فعال جهت گيرى دارد.»
اين كارشناس مسايل بين المللى در ادامه درباره كشورهاى رقيب ايران در منطقه و چالش هايى كه از سوى اين كشورها متوجه ايران مى شود گفت: اين چالش ها را بايد به دو گروه دشمن و رقيب تقسيم بندى كرد. پر واضح است كه در حال حاضر يكى از اصلى ترين دشمنان منطقه ايران اسراييل است كه به واسطه ارتباط تنگاتنگش با قدرت هايى چون امريكامسايل و مشكلات مختلفى را براى ايران به وجود مى آورد.
وى مصر و عربستان را رقباى جدى ايران در منطقه خواند و افزود: اين رقابت در ابعاد سياسى، فرهنگى و اقتصادى خود را مشخص مى كند.
گرچه جايگاه و پيش رفت هاى كنونى ايران با كشورهايى مثل عربستان قابل مقايسه نيست اما در اين زمينه نبايد مصر را ناديده گرفت. مصر در روزگارى مهد اسلا م گرايى بوده و حتى اكنون با مركزيت اخوان المسلمين بسيارى از جنبش هاى اسلامى در منطقه را پوشش مى دهد. عربستان نيز به واسطه وجود اماكن مذهبى فراوان بايد مورد توجه قرار گيرد. از سوى ديگر از نظر اعراب توازن منطقه از لحاظ سياسى با حضور ايران اسلام گرا بر هم مى خورد و چون اعراب بيشتر به دنبال قوم گرايى ناسيوناليستى عربى هستند، اما ايران اسلام را به عنوان الگو قرار داده است. البته اين موضوع چالشى محسوب مى شود كه با تصميمات درست و حساب شده مى تواند به يك فرصت اساسى تبديل شود. دكتر وفايى با اشاره به دستاوردهاى ايران در بحث هسته اى، هوا فضا و پزشكى و هراس برخى كشورها از پيشرفت هاى ايران را قطعى دانست و تصريح كرد: برخى كشورها در راستاى جلوگيرى از همگرايى منطقه اى، همواره به دنبال تهديد جلوه دادن ايران بوده و هستند و اكنون نيز مى كوشند پيشرفت هاى علمى را به عنوان عوامل تهديد براى منطقه معرفى كنند. اما در اين بين اگر ايران در جهت شفاف سازى بيشتر حركت كند هدف خود را براى ديگران آشنا و تشريح كند، به راحتى مى تواند اين جو ناسالم را خنثى كند.
وى درباره سياست هاى مكمل ديپلماسى ايران در منطقه براى پيشبرد اهداف منطقه اى گفت: اين ديپلماسى فعال بايد همراه با همگرايى منطقه اى باشد ايران با دنبال كردن همگرايى منطقه اى مى تواند رقباى كنونى خود را به دوستان خود و همكاران تبديل كند، چون با توجه به تبليغات منفى رسانه هاى خارجى درباره ايران، اين رقابت توانايى تبديل شدن به دشمنى را دارد، پس ما با جهت دار كردن اين رقابت در مسير همگرايى منطقه اى مى توانيم اين تبليغات منفى را بى اثر كرده از رقيبان خود دوست بسازيم. اين همگرايى منطقه اى در چالش هاى كنونى مانند فلسطين و لبنان مى تواند بيش از پيش نمايان شود. در چنين موقعيت هايى است كه مى تواند با نزديك شدن به مصر و عربستان تهديدها و رقابت هاى منطقه اى را به فرصت تبديل كند.
پايان تحقيقات آژانس از ايران نزديك است
روزنامه فيگارو -چاپ فرانسه- در مقاله اى كه نشان از ناخرسندى غربى ها از حل مسايل هسته اى ايران دارد، نوشت: فرانسه و امريكا ابراز نگرانى كرده اند كه با وجود بى پاسخ ماندن برخى از مسايل مربوط به برنامه هسته اى ايران، آژانس بين المللى انرژى اتمى موضعى بيش از حد آشتى جويانه را در قبال اين برنامه در پيش گرفته است.
بنا بر توافقات ايران با آژانس، قرار شده بود تحقيقات آژانس بين المللى انرژى اتمى درباره ماهيت برنامه هسته اى ايران در اواسط ماه فوريه سال گذشته ميلادى به پايان برسد. پس از پنج سال تحقيق محمد البرادعى در نظر دارد در بيستم فوريه تازه ترين گزارش خود را درباره ايران ارايه كند كه در آن از همكارى هاى تهران تجليل شده و از پيشرفتهاى قابل توجهى در روشن ساختن ابعاد برنامه هسته اى ايران صحبت شده است. نكات مثبت اين گزارش تا حدى است كه به نظر مى رسد تحقيقات آژانس نيز در اين باره پايان يابد. چنين احتمالى خشم برخى را در آژانس برانگيخته است برخى از مسوولان از آنچه كه آن را دست و دلبازى در قبال كشورى كه نمى خواهد شفاف سازى كند، خوانده اند، ابراز شگفتى كرده اند.
يكى از منابع ديپلماتيك كه از نزديك اين پرونده را دنبال مى كند در گفت و گو با فيگارو مدعى شد: ايران هنوز به بسيارى از پرسش هاى مطرح پاسخ نداده است، تحقيقات پايان نيافته و نبايد اين طورناگهانى پايان يابد.
ايران در تاريخ ۲۱ اوت سال گذشته ميلادى به آژانس بين المللى انرژى اتمى وعده داد كه طى يك برنامه كارى (طرح اقدام) به همه مسايل باقى مانده درباره فعاليت هاى هسته اى حال و گذشته اش پاسخ دهد. طبق اين برنامه تاريخ هاى دقيقى مشخص شده بود كه قرار بود قبل از پايان سال ۲۰۰۷ به نتيجه برسد اما با پايان اين مهلت، محمد البرادعى به تهران سفر كرد و طبق توافقى جديد چهار هفته ديگر به ايران زمان داده شد.
فيگارو با ذكر اينكه خوش بينى مدير كل آژانس پس از اين سفر به ايران شگفتى آژانس را نيز برانگيخته است افزود: تهران هنوز به برخى از سوالات مهم پاسخ نداده است. بنابراين به رغم اين همه مشكلات چگونه ممكن است البرادعى پرونده ايران را ببندد و مهم تر از همه چرا يك ديپلمات آژانس مى گويد آژانس با اين كار مى خواهد روابط خود را با ايران عادى و فعاليتهاى غنى سازى آن را مجاز اعلام كند و تحت محافظت خود قرار دهد.
ايران پس از انتشار گزارش سازمان هاى اطلاعاتى امريكا در ماه دسامبر ۲۰۰۷ مى خواهد اين سناريوى آرمانى را عملى كند. رفتار آشتى جويانه آژانس همچنين ممكن است موجب لغو تحريم هاى سازمان ملل عليه ايران شود. فرانسه همانند انگليس و امريكا از پايان يافتن زودهنگام تحقيقات آژانس بين المللى انرژى اتمى نگران است. هروه مورن، وزير دفاع فرانسه كه در اواخر ژانويه به واشنگتن سفر كرده بود به مقامات امريكايى گفته بود خواهان ادامه تحقيقات آژانس درباره ايران است و متقاعد نشده كه ايران به دنبال برنامه هسته اى نظامى نيست.
حل مسايل خاورميانه به همكارى ايران نيازدارد
روزنامه ديلى استار -چاپ لبنان- نوشت: گزارش اخير برآورد اطلاعاتى امريكا ناشى از نياز واشنگتن به تعديل موضع خود در برابر ايران بود.
وليد سادى سفير پيشين اردن در سازمان ملل در اين باره نوشت: در چند سال اخير جورج بوش، رييس جمهور امريكا مبارزه براى توقف برنامه هسته اى ايران را آغاز كرده و مدعى است كه اين كشور به دنبال استفاده هاى غير صلح آميز از برنامه هسته اى است. واشنگتن به دنبال متقاعد كردن كشورهاى غربى به تهديد دانستن ايران است.
اگرچه محمد البرادعى، مدير كل آژانس بين المللى انرژى اتمى نسبت به نگرانى هاى غرب از برنامه هسته اى ايران ترديد داشته است و همچنان بر ديدگاه خود پافشارى مى كند كه مدركى دال بر وجود فعاليت هاى غير صلح آميز در ايران در دست نيست و تمامى مواد و فعاليتهاى اعلام شده ايران وراى ماهيت صلح آميز است. در اين ميان برآورد اطلاعات ملى امريكا نيز منتشر شد كه بسيارى از تحليلگران را متعجب و اسرائيل را نيز كه بر روى كمك امريكا در اقدام عليه ايران حساب كرده بود، عصبانى كرد. اين تغيير موضع ترفندى براى دور كردن امريكا از موضع سرسختانه اى بود كه مى توانست به درگيرى با ايران منجر شود.
اين گزارش زمينه را براى تغيير موضع تند امريكا بر ضد ايران فراهم كرد. علاوه بر اين امريكا براى رهايى از باتلاق عراق به كمك ايران نياز داشت و گزارش هايى وجود داشت كه امريكا مصرانه در پى جلب حمايت ايران براى ايجاد ثبات در عراق بوده است.
واشنگتن همچنين براى خارج كردن لبنان از بن بست كنونى به ايران نياز دارد و بالاخره امريكا براى آرام كردن اوضاع در نوار غزه نيز به همكارى ايران نياز دارد. با اين حال از زمان انتشار گزارش برآورد اطلاعاتى تا كنون دو كشور در هيچ يك از زمينه هاى ياد شده به پيشرفتى دست نيافته اند و بار ديگر مساله فعاليت هاى هسته اى ايران برجسته شده است. البرادعى نيز سخت مشغول شكستن انحصارطلبى اسراييل است و اصرار دارد كه ايران تهديدى هسته اى نيست. وى تاكيد مى كند توجه امريكا بايد به سمت پاكستان تغيير كند كه احتمال زياد دارد زرادخانه هسته اى آن به دست تروريست ها بيفتد.
ناتو بر سر دوراهى
رويارويى قدرت نرم و سخت در افغانستان
زمانى كه كاخ سفيد نيروهاى امريكايى را راهى افغانستان كرد تا طالبان را ريشه كن كند، در خيالش روزى را تصور مى كرد كه ايران هراسان براى مصالحه با واشنگتن روزشمارى مى كند. شايد امريكا حتى زمانى كه طالبان را سرنگون كرد و از جمهورى اسلامى كمك خواست، اما سپس بى هيچ دليلى و غيرمنتظره نام ايران را در محور شرارت جاى داد، به مخيله اش خطور نمى كرد افغانستان امروز اين گونه به گردابى بزرگ برايش تبديل شود. در حاليكه حدود هفت سال از سرنگونى رژيم طالبان توسط ائتلاف بين المللى مى گذرد، شورشيان مسلح طالبان همچنان در بخش هاى وسيعى از افغانستان فعاليت دارند و به خصوص در چند سال اخير، بر شدت عمليات هايشان افزوده اند.
طالبان علاوه بر حمله به نيروهاى نظامى ائتلاف و واحدهاى ارتش و پليس افغانستان، توانسته اند گاه برخى مناطق را دست كم به طور موقت به اشغال درآورد و نفوذ خود را در برخى مناطق روستايى گسترش دهند. همچنين، اين گروه در موارد متعدد به ربودن و قتل ماموران دولتى و خارجيان و عمليات انتحارى دست زده و كوشيده است باعث ادامه بى ثباتى در نقاط مختلف افغانستان شود.
فعاليت نيروهاى ائتلاف و سازمان هاى بين المللى در مبارزه با توليد مواد مخدر در افغانستان نيز موفقيتى در پى نداشته و گفته مى شود كه طالبان از توليد و قاچاق ترياك براى تامين منابع مالى خود بهره بردارى مى كنند.
اين باعث شده امريكا افزايش تعداد نيروها در افغانستان را خواستار شود اقدامى كه با مخالفت بسيارى از اعضاى ناتو روبرو ست. ۴۰ كشور عضو سازمان پيمان آتلانتيك شمالى، در حال حاضر، بيش از ۴۳ هزار سرباز در افغانستان دارند. امريكا با ۱۵هزار نيرو و انگليس با ۷۸۰۰ نيرو به ترتيب در جايگاه هاى اول و دوم قرار دارند.
آلمان نيز ۳۲۰۰ سرباز را در شمال افغانستان كه اوضاع آرامى دارد، مستقر كرده است. نيروهاى آمريكايى، انگليسى و كانادايى، در مناطق ناآرام جنوب و شرق حاضرند و بيشترين تلفات را داشته اند. تلاش اين كشورها براى قانع كردن ساير اعضاى ناتو به اعزام نيرو به اين مناطق تاكنون نتيجه اى نداشته است.
آمريكا، كه بيشترين تعداد سربازان ناتو در افغانستان را دارد، از اين امر بسيار برآشفته است با اين حال بسيارى از رهبران اروپايى با درخواست هاى ناتو مبنى بر اعزام شمار بيشترى سرباز به افغانستان مخالفند. به عنوان نمونه آلمان با هرگونه اعزام نيروى بيشتر مخالفت مى كند و حاضر نيست نيروى نظامى خود را در مناطق پرخطر جنوب مستقر كند. مقامات امريكايى ابراز نگرانى مى كنند كه در صورت خوددارى اعضاى ناتو از حضور در اين مناطق، بستر مناسبى براى طرح بحث خروج كشورهايى كه در مناطق جنوبى مستقر هستند، به وجود آيد. دولت بوش در چند ماه گذشته، سعى كرد با استفاده از طرح استقرار متناوب، اعضاى ناتو را به تناوب در مناطق پرخطر جنوب مستقر كند. اما اين طرح نيز به علت استقبال نشدن از سوى اعضا ناتو با شكست روبرو شد. در نشست وزيران دفاع عضو ناتو در ليتوانى كه چندى پيش از كنفرانس امنيتى مونيخ برگزار شد، هيچ يك از اعضاى پيمان ناتو، قول اعزام نيروهاى بيشتر به افغانستان را ندادند. واشنگتن با اين پيش زمينه در پى جلب حمايت اين كشورها در مونيخ برآمد.
رابرت گيتس، وزير دفاع آمريكا در اين اجلاس در تلاش براى قانع كردن ديگر گروهها گفت: بقاى ائتلاف ناتو به عنوان سنگ بناى سياست هاى امنيتى آمريكا طى شش دهه گذشته در بحث و مجادله بر سر چگونگى تقسيم وظايف و مسووليت ها ميان ايالات متحده و اروپا در مقابله با تروريسم در افغانستان در معرض خطر قرار گرفته است. ماموريت نيروهاى ناتو در افغانستان با مشكلات متعددى مواجه شده است. وى با انتقاد از امتناع اعضا از حضور در مناطق ناآرام اين كشور گفت: در ناتو اينطور نبايد باشد كه برخى كشورهاى هم پيمان صرفا خود را درگير برقرارى ثبات و عمليات ها و امور غير نظامى كنند تا بدين سان ساير متحدان سازمان مجبور شوند سهم نامتناسبى از جنگ و تلفات را متحمل شوند.
مقامات دولت آمريكا مدت ها است كه مشاركت بيشتر آلمان و حضور نيروهاى آلمانى در مناطق جنوبى را خواستارند با اين حال فرانتس يوزف يونگ، وزير دفاع آلمان درپاسخ به همتاى امريكايى اش در كنفرانس مونيخ اظهار داشت: ما توجه خود را بيشتر بر شمال افغانستان معطوف كرده و نيروهاى خود را در آن منطقه مستقر خواهيم كرد.
كنفرانس امنيتى مونيخ در حالى به پايان رسيد كه آمريكا و انگليس در تلاش هايشان براى وادار كردن ناتو به اعزام نيروهاى بيشتر به افغانستان با شكست روبه رو شدند و هيچگونه قول مساعدى را در اين باره دريافت نكردند.
به نظر مى رسد اعضاى ناتو ديگر مايل نيستند تاوان اشتباهات امريكايى ها را بپردازند و از اينكه سازمان پيمان آتلانتيك شمالى به ابزارى براى حمايت از اهداف امريكا و انگليس تبديل شده خسته شده و حاضر به ادامه اين بازى نيستند. هفته نامه دى سايت در تحليلى در اين باره به قلم جوخن بيتنر نوشت: اختلافات در ميان اعضاى پيمان ناتو افزايش يافته و علايق و اهداف آمريكا و اروپا در اين ائتلاف از هم فاصله گرفته است.
بيتنر در ادامه اظهار داشت: كشمكش ها و مناقشات براى اعزام نيروى نظامى بيشتر به افغانستان تنها يك نمونه از اختلافات كشورهاى عضو سازمان آتلانتيك شمالى است كه اين ائتلاف را درمعرض خطر دو دستگى قرار داده است. اين در حالى است كه عدم موفقيت ناتو به رهبرى امريكا در افغانستان اين كشور را به سوى سقوط كشانده است.
افزايش ناامنى، رشد صعودى توليد مواد مخدر ظهور دوباره طالبان، روند كند بازسازى و گسترش فقر عمومى از جمله مولفه هايى است كه افكار عمومى در افغانستان و كشورهاى عضو ناتو را به اين نتيجه رسانيده كه حضور نظامى در اين كشور دستاوردى نداشته است. مردم اين كشورها بر اين باورند كه تداوم اين وضعيت، علاوه برمضرات آن براى دولت و ملت افغانستان، فقط به افزايش هزينه ها منجر مى شود.
از نگاه يك دانشجوى افغان شايد راه برون رفت، توجه به خواسته هاى مردم و ديدگاه رييس جمهور كرزاى باشد كه راهبرد افزايش نيروهاى خارجى را مورد ترديد و تشكيك قرار داده است. بسيارى از مسوولين نظامى در كابل بر اين عقيده اند كه ناتو در عوض فرستادن نيروى بيشتر، بايد ارتش و پليس ملى افغانستان را بيشتر تجهيز و حمايت كند. سيد محمد گلابزوى، عضو كميسيون امنيت داخلى پارلمان و وزير داخله پيشين افغانستان، در اين باره گفته است: اگر نيروهاى افغان تقويت و تجهيز شوند نياز به نيروى خارجى در اين كشور نيست.
همان طور كه از شواهد بر مى آيد دخالت هاى ناتو در افغانستان در حال شكست است و حتى ياپ دو هوپ شفر، دبيركل ناتو در مورد شكست در جنگ افغانستان هشدار داده است. اين خود نشانگر آن است كه قدرت هاى فرامنطقه اى قادر به حل مشكلات منطقه نيستند چرا كه از ماهيت تحولات آن آگاهى ندارند.
محمد على حسينى، سخنگوى وزارت امور خارجه كشورمان در خصوص اختلاف بين اعضاى ناتو در افغانستان و وخامت اعضاى اين پيمان تاكيد كرد: اذعان مقامات آمريكايى در سنا مبنى بر اينكه بيشتر درگيرى هاى استان هاى ناآرام جنوب افغانستان توسط نيروهاى آمريكايى، انگليسى، كانادايى و هلندى انجام شده تاييدى بر مواضع هميشگى جمهورى اسلامى ايران است كه حضور نيروهاى خارجى در افغانستان و ديگر كشورهاى منطقه نه تنها عامل ثبات نيست بلكه مخل امنيت پايدار و افزايش كشت مواد مخدر شده است.
وى با بيان اينكه افزايش اختلاف نظر و تيرگى روابط اعضا ناتو در افغانستان بيش از آنكه ناشى از مسايل مربوط به افغانستان باشد منبعث از اهداف و منفعت جويى هاى خاص اين كشورها و بحران داخلى اعضاست، بيان داشت: از نظر جمهورى اسلامى ايران كشورهايى كه در افغانستان حضور دارند بايد با محترم شمردن حق حاكميت ملى و واگذارى تمامى امور به مردم و دولت افغانستان از هر گونه گفت وگو و تعامل پنهان و آشكار با گروه هاى تروريستى اجتناب ورزند و زمينه خروج نيروهاى خود از افغانستان را كه خواست افكار عمومى و ملت خودشان نيز مى باشد به عنوان مقدمه لازم براى تحكيم امنيت پايدار در افغانستان مورد توجه قرار دهند.
افغانستان پس از ناكامى ها در عراق به بزرگترين دغدغه براى دولت بوش تبديل شده است و جالب آنكه در امريكا در اينجا نيز به جاى جست و جوى علت واقعى اين شكست ها كه برخواسته از سياست هاى غلط سياستمداران امريكايى است، در صدد اتهام زنى به ايران برآمده است و هر از گاهى اتهاماتى را در خصوص تلاش ايران براى ايجاد ناآرامى در افغانستان با ارسال سلاح و. . . مطرح مى سازد.
و جالب تر اينكه اين اتهامات گاه و بيگاه از جانب خود مقامات امريكايى در افغانستان و در واشنگتن رد مى شود. در عين حال مقامات افغانستان نيز طرح اينگونه اتهامات عليه ايران را كه برخواسته از عجز امريكايى ها در فرونشاندن گردابى مى باشد كه خود به پا كرده اند، بى اساس دانسته اند. حامد كرزاى، رييس جمهور افغانستان بارها بر حمايت ايران از دولتش و كمك جمهورى اسلامى به بازسازى افغانستان تاكيد كرده است.
افغانستان با ۶۵۰ هزار كيلومتر مربع وسعت سرزمين كوهستانى و در محدوده آسياى ميانه واقع است كه به علت محصوربودن در خشكى به درياى آزاد راه ندارد تا از بنادر براى توسعه اقتصادى خود استفاده كند، لذا داشتن روابط ويژه با ايران به علت مشتركات زياد تاريخى، فرهنگى و دينى از اهميت زيادى براى اين كشور برخوردار است.
دو ملت ايران و افغانستان با هويت تاريخى، فرهنگى ، دينى و زبانى مشترك در دو سرزمين مستقل زندگى مى كنند كه ارتباط اين دو ملت ريشه در تاريخ دارد. و آمريكايى ها ياراى مقابله با قدرت نرم ايران در اين كشور را حتى با ايراد اتهامات بى اساس عليه تهران ندارند. سياست محورى ايران در سال ۲۰۰۷ ميلادى در افغانستان برپايه كمك به ايجاد صلح و ثبات ، توسعه پايدار وبازسازى اين كشور پيگيرى شد، سياستى كه پس از سقوط حكومت طالبان در اواخر سال ۲۰۰۱ميلادى برنامه ريزى شده بود.
بنا به گزارش خبرگزارى جمهورى اسلامى ايران در۹ ماهه اول سال ۱۳۸۶مسوولان عالى رتبه ايرانى در قالب ۳۱هيات به افغانستان سفر كرده اند و متقابلا ۴۰هيات هم از اين كشور براى گفت وگو در مورد مسايل موردعلاقه دو كشور و گسترش مناسبات و تحكيم روابط به ايران سفر كردند. در اين سال نخستين ديدار رييس جمهورى كشورمان و هيات همراه از كابل كه طى آن شش سند همكارى به امضا رسيد، انجام شد.
هم چنين بنا به گفته عليرضا شيخ عطار، معاون اقتصادى وزير امور خارجه كشورمان گفت: ايران نخستين كشورى بودكه فعاليت بازسازى را در افغانستان آغاز كرد. فداحسين مالكى، سفير ايران در كابل نيز با اشاره به اينكه اشغالگران خواهان جلوگيرى از توسعه روابط دو كشور هستند گفته است: نگاه مجامع بين المللى و حتى خود ناتو به عملكرد خودشان و اشغالگران در اين كشور مثبت نيست و مردم افغانستان نيز از اقدامات و ادامه حضور اشغالگران در كشورشان ناراضى هستند.
از سوى ديگر در مقابل ادعاها عليه ايران در افغانستان روپرشت پولنتس، رييس كميسيون سياست خارجى مجلس آلمان در سفرى به تهران در ديدار با علاء الدين بروجردى، رييس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس شوراى اسلامى تاكيد كرد: نقش جمهورى اسلامى ايران در برقرارى ثبات و آرامش در افغانستان بى بديل است.
تعديل موضع فرانسه در مقابل ايران
پايگاه اينترنتى آنتى وار در مقاله اى به قلم گارت پورتر نوشت: سخنان پير ويمونت، سفير فرانسه در واشنگتن درباره ايران نشان دهنده تعديل موضع فرانسه در قبال ايران است.
ويمونت در سخنانى متضاد با سياست امريكا كه در كنفرانس موسسه خاورميانه ايراد كرد از كشورهاى ائتلافى خواست از نقش گسترده تر ايران در خاورميانه حمايت كنند و گفت كه علت اصلى ايران براى خوددارى از توقف برنامه هسته اى اين كشور، برداشت ايران از تهديدهاى موجود در خاورميانه است.
وى سپس خواستار تغيير موضع ديپلمات هاى غربى درباره ايران شد. سياست خارجى فرانسه در زمان نيكلا ساركوزى، رييس جمهور فعلى فرانسه در قبال ايران مبتنى بر حمايت از تحريم هاى اقتصادى شوراى امنيت و انتقاد شديد ساركوزى از ايران قرار داشته است. در حالى كه ويمونت نگفت ايران تهديدى عليه صلح است درخواست وى براى حمايت از نقش منطقه اى ايران نشانگر آن است كه فرانسه در پى تعديل موضع شركا در اعمال تحريم هاى شوراى امنيت عليه ايران است.
پيشنهاد وى درباره حمايت از نقش برجسته ايران در منطقه قبلا سبب اختلاف نظر اين كشورها در مذاكرات بهار سال ۲۰۰۶ شده بود. در آن مذاكرات فرانسه، آلمان و انگليس خواهان ارائه تضمين هاى امنيتى به ايران بودند در حالى كه دولت بوش حاضر نبود هيچ امتيازى به ايران واگذار كند. در بخش ديگرى از اين مطلب آمده است: فرانسه تنها متحد اروپايى امريكا نيست كه از موضع نرم تر ديپلماتيك در قبال ايران حمايت مى كند. به گفته يك منبع نزديك به وزارت امور خارجه آلمان سال گذشته آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان به طور اختصاصى به دولت بوش گفته بود امريكا بايد پيش شرط تعليق فورى غنى سازى براى شروع مذاكرات را رها كند و درباره كليه موضوعات مورد اختلاف با ايران گفت وگو كند. اين موضع آلمان علنى نشد زيرا مقامات اين كشور مى خواستند كانال ارتباطى خود با كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه امريكا را حفظ كنند.
ديدگاه ويمونت انعكاسى از سياست سنتى دولت فرانسه درقبال ايران است. همچنين اظهارات وى نشان دهنده ديدگاه دولت فرانسه دراين باره است كه تحريم ها تاثير فورى بر سياست ايران نخواهد داشت.
وى به دو نمونه از تحريم ها بر ضد رودزيا، زيمبابوه و آفريقاى جنوبى در دهه هاى هفتاد و هشتاد ميلادى اشاره كرد كه مدتها طول كشيد تا تحريم هاى بين المللى به هدف مورد نظر دست يابد به گونه اى كه در مورد آفريقاى جنوبى ۱۰ سال پس از وضع تحريم ها رژيم آپارتايد سقوط كرد.
در ادامه اين مطلب آمده است: همانگونه كه سفير فرانسه نيز گفته است مردم ايران از غنى سازى سوخت حمايت مى كنند و همچنين حمايت جهان عرب و اسلام از موضع ايران در زمينه غنى سازى سوخت عامل ديگرى است كه سبب مى شود اين كشور مصمم به حفظ چرخه سوخت باشد. از سويى نيز برخى تحليلگران بر اين باورند كه هدف ايران از حفظ برنامه غنى سازى سوخت استفاده از آن در چانه زنى با جهان غرب است تا به عنوان قدرت منطقه اى مورد پذيرش و شناسايى قرار گيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |