|
|
|
تيمى كه ديگر آقاى آسيا نيست
|
|
|
|
سازمان تا كى به سرخابى كمك مى كند؟
|
|
|
|
|
|
|
تيمى كه ديگر آقاى آسيا نيست
هشدار براى فوتبال ايران
وصال روحانى وقتى در جريان كنفرانس مطبوعاتى خاوير كلمنته در تهران به وى گفتند فوتبال كشورى را تحويل گرفته كه آقاى آسيا است جواب به جا و صحيحى داد، او گفت: تا آنجا كه من مى دانم آقايى شما در فوتبال آسيا به جوانى هاى من و ،۳۰ ۴۰ سال پيش باز مى گردد و شما مدت ها است كه به زير سايه امثال ژاپن و كره جنوبى رفته ايد. مربى سابق تيم ملى اسپانيا حتى به عربستان هم اشاره اى نكرد و به اين نكته نيز نپرداخت كه استراليا ۲ سال و ۲ ماهى است به جمع آسيايى ها پيوسته است و عراق نسخه آخر جام ملت هاى آسيا را برده است. اگر كيفيت و روال كار از تاييد نظريه مربى اسپانيايى حكايت مى كنند، آمارى كه باز وى اشاره اى به آن نكرد، نيز چنين مى كنند. از آخرين مرتبه اى كه جام ملت هاى آسيا را برديم ۳۲ سال مى گذرد و در دوره آخر اين پيكارها كه تابستان امسال در خاك۴ كشور شرق قاره برپا شد، ايران در همان مرحله يك چهارم پايانى حذف شد. در اين مدت مديد حتى يك بار به فينال اين جام هم نرسيده ايم، اما برخى رقباى ما كه مدعى برترى بر آنها هستيم، در همين دوره زمانى ركوردهاى محيرالعقولى را به جاى نهاده اند كه باور آنها واقعا سخت است. سرآمد آنها عربستان است كه در ۷ دوره واپسين جام ۶ بار فيناليست شده و ۳ جام را به خانه برده است. به واقع از ۱۹۸۴ به بعد فقط در سال ۲۰۰۴ بود كه عربستان از رسيدن به ديدار نهايى بازماند و در تمام ادوار ديگر جام حداقل به فينال رسيده است. تيم بعدى ژاپن است كه از ۱۹۹۲ به بعد و در ۵ دوره برگزار شده جام از آن تاريخ به اين سو ۳ بار به فينال رسيده و هر ۳ مرتبه قهرمان شده و در سال ۲۰۰۷ نيز به رتبه چارم دست يافته است و فقط در سال ۹۶ از رسيدن به جمع ۴ تيم مرحله پايانى بازمانده است. همين چين كه ما هميشه بر آن سايه انداخته و فوتبالش را قبول نداشته ايم، از ۱۹۸۴ تا به حال در دو دوره( ۱۹۸۴ و ۲۰۰۴) فيناليست و نايب قهرمان شده و همان طور كه پيشتر آمد، ما حتى حسرت يك فينال بر دل مان مانده است. غيرقابل قياس البته در اين سال هاى طولانى ( ۱۹۷۶ به بعد) ايران در ۳ نوبت رشته فوتبال را در بازى هاى آسيايى فتح كرده، اما از يك سو دوره ۱۹۹۸ اين پيكارها بدون حضور كامل مدعيان برپا شد و از دوره ۲۰۰۲ به بعد فقط مختص رده سنى زير ۲۳ سال بوده و بنابراين بيش از پيش غيرقابل قياس با جام ملت هاى آسيا و تحت الشعاع آن بوده و اصلا نمى توان آن را همپا با جام ملت ها دانست و اصولا فقط فاتح آن جام مى تواند خودش را قهرمان قاره بنامد و نه تيم هايى كه در بازى هاى آسيايى مدال طلا بگيرند. نه فقط شرايط به هم ريخته فوتبال ما و تشكيلات نابسامان آن در دو سال اخير نشانگر عدم آقايى ما بر فوتبال قاره بوده و نتايج جام ملت هاى آسيا آن را تضمين و قطعى كرده است، بلكه شروع اخير دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ در قاره آسيا نيز مهر تاييد بر آن به حساب آمده است. اواخر هفته پيش در روزى كه كره جنوبى و ژاپن بدون فشار آوردن مفرط به خود ۴ گل به حريفان زدند و استراليا نيز ۳ گل در دروازه قطر كاشت، تيم ملى ايران در ورزشگاه آزادى تهران ۹۰ دقيقه دور خودش گشت و گشت و خودش را دور زد و بالا و پايين شد، اما آخر هم راهى براى گلزنى به تيم متوسط سوريه نيافت و با تساوى بدون گل از زمين خارج شد. ذات زيبا البته فوتبال ايران هنوز ذاتا فوق العاده و فنى و زيبا است و به لحاظ استعدادهاى ذاتى و طبيعى در سطح قاره كهن هيچ كس با آن برابرى نمى كند اما عدم آموزش ريشه اى بازى گروهى و نبود تداوم در كار و نابسامانى هاى داخلى و سستى ها و لغزش هاى تشكيلاتى كه نقطه اوج آن ماجراهاى دو سال اخير بوده، باعث شده كه از اريكه قدرت به زير آييم و فقط در فكر و خيال مدعى سرورى بر فوتبال آسيا باشيم.چه فايده كه بهترين بازيكنان فردى فوتبال آسيا را داشته باشيم، اما فن استفاده صحيح و اكمل از آنها در قالب هاى گروهى مناسب را نشناسيم و در بازى تيمى بلنگيم و به دفعات كمتر از حق خود نتيجه بگيريم؟ و چه فايده كه ديگر فوتبال تيمى برتر آسيا نباشيم و خودمان فكر كنيم كه هستيم. كجا ايستاده ايم؟ بحرين و عمان و حتى امارات به لطف آموزش هاى بهتر، از بازى هاى گروهى بهترى نسبت به ما برخوردار شده اند و با اين كه استعداد ذاتى فوتبال شان يك صدم ما نيست، گاه سد راه ما مى شوند و ما حتى در انتخاب سرمربى تيم ملى به بيش از ۶ ماه زمان نياز پيدا مى كنيم. وقايع نابسامان سال هاى اخير و گرايش نه چندان زياد مربيان نامدار خارجى به قبول پست مربيگرى تيم ملى نشانه مشكلات فوتبالى است كه هنوز مى پندارد در قاره اول است اما ۵/۱ سال بدون فدراسيون بود و بيش از ۳ دهه است كه در آن قاره قهرمان نشده است!
|
|
|
|
|
سازمان تا كى به سرخابى كمك مى كند؟
زندگى در دنياى روزمر گى
محمدعلى آبادى در جهت هايش به وضوح از كمك هاى مالى به پرسپوليس و استقلال مى گويد و از اين كه به سبب وابسته بودن اين دو باشگاه به سازمان تربيت بدنى و به واقع به دولت چاره اى جز اين وجود ندارد و بايد ناچارا اين كار را انجام داده رييس سازمان تربيت بدنى ايران حتى معترف است كه سازمان به عنوان نهاد حاكم بر كل ورزش ايران موظف به كمك به ساير باشگاه ها هم هست و فقط به اجبار است كه بايد گوشه چشم بيشترى به سرخابى داشته باشد و در غير اين صورت به گونه ديگرى عمل مى شد و بودجه ورزش به عنوان كمك به باشگاه ها و افراد بيشترى اختصاص مى يافت. اگر محاسبات و نكات مطرح شده اخير صحت داشته باشد، در سال رو به پايان ۳ ميليارد تومان به باشگاه بزرگ كمك مالى اختصاص داده شده و سازمان از حالا خود را مهياى قسط و نوبت بعدى مى كند كه لابد در اوايل سال بعد از راه خواهد رسيد. مشكل اينجاست كه اشتهاى قرمز و آبى براى دريافت چنين كمك هايى سيرى ناپذير است و هر چقدر هم كه پول بگيرند، نوبت بعدى هم هست تا براى دريافت كمك اضافى پيشقدم و مهيا شوند. متاسفانه نه سازمان تربيت بدنى راه حلى دايمى براى اين موضوع و قطع وابستگى شديد مالى باشگاه هاى بزرگ به پول دولت دارد و نه ساير افراد دخيل در موضوع و يا كارشناسان امر توانسته اند راه حلى را پيشنهاد كنند كه دايمى و ديرپا باشد و بتوان از اين طريق به راهكارى رسيد كه استقلال و پرسپوليس اگر هم كمك مالى مى خواهند تا به اين حد نباشد. حرف ها و وعده ها بحث و نكته خطير دوم در اين ارتباط راه هاى درآمدزايى براى دو بزرگ فوتبال ايران است و متاسفانه در اين زمينه حرف ها و وعده هاى زيادى داده شده كه يا اصلا اجرا نشده و يا اگر شده، جوابگو نبوده است. بنابراين هر دو باشگاه فقط به امور روزمره چشم داشته و كارى كرده اند كه زندگى شان در همان روز و فصل بگذرد و به واقع با روزمرگى روزگار گذرانده اند. هر قسط كمك نهاد هاى دولتى كه از راه رسيده لبخندى بر لب هاى سرخابى نشسته و كارهايشان براى حداكثر يكى دو ماه رتق و فتق شده ولى پس از آن باز هم نياز جديدى پيش آمده و پول و بودجه تازه اى طلبيده شده و باز انتظار براى كمك بعدى و مدتى دلخوش بودن به آن و باز مورد بعدى و نياز بعدى و كمك آتى. البته براى سرخابى راه هاى جنبى كسب درآمد وجود داشته است. پول اسپانسرها و يا قرارداد بستن با برخى شركت هاى تجارى كار آنها را تا حدى روبه راه ساخته، اما در عالم ترسناك! تيمدارى در شرايط كنونى ورزش ايران، اين كمك ها و پول هاى برخاسته از حضور اسپانسرها نيز فقط يكى دو ماه جوابگوى نيازها بوده است و پس از آن سرخابى به شرايط قبل از دريافت كمك بازگشته اند و روز از نو روزى از نو. از يك سو كمك مالى سازمان تربيت بدنى به آنها عين وظيفه و يك الزام است و بايد آن را يك كار گريزناپذير شمرد و از جانب ديگر خرده گرفت كه چرا سازمان تربيت بدنى ترتيبى اتخاذ نكرده كه اين كمك ها وسيله و مقدمه اى براى بى نياز شدن اين باشگاه ها و ايجاد يك زندگى تقريبا مستقل مالى براى آنان باشد. سرخابى با پول هاى اهدايى سازمان و ساير نهادهاى دولتى زنده مانده و هواداران خود را هم به عشق خود زنده نگه داشته اند اما تكرار اين روند همگان را نااميد ساخته است. بدون راهى عاجل حرف هاى على آبادى تاييد بر اين فرضيه است كه سازمان تربيت بدنى هم از شرايط موجود راضى نيست اما راهى عاجل و قاطع براى حل و رفع آن ندارد و در نتيجه اين نهاد نيز به روزمرگى دچار شده و پرداخت مبلغ ۳ ميلياردى امسال براى گردش امور سرخابى محصول همين روند است. اگر اين روال تصحيح نشود متاسفانه روزهاى بى ثباتى و نيازمندى دو تيم پرطرفدار فوتبال ايران استمرار خواهد يافت و شايد روزى برسد كه حتى نتواند با كمك هاى دولتى نيز به حيات و مانور خود ادامه بدهند، زيرا مخارج تيمدارى كلان و كمك ها نيز در قياس با نيازها گاه اندك است. مگر همين حالا پرسپوليس بابت قروض و شكايات شركت هاى خارجى از آن، در يك وضعيت تقريبا بحرانى قرار ندارد؟
|
|
|
|
|
كاناوارو، بهترين ايتاليا، بدترين اسپانيا
حورا شكيبى پل بريتنر، اسطوره فوتبال آلمان آخرين فردى است كه در خصوص عملكرد فابيو كاناوارو در رئال مادريد انتقاد كرده است. سوالى كه در خصوص فابيو پيش آمده اين است كه چطور امكان دارد مرد سال فوتبال جهان در سال گذشته كه در ايتاليا چون ستاره مى درخشيد، حالا در لاليگا ديگر فروغى ندارد. بريتنر مى گويد: ۱۱ سال پيش به استاديوم ويمبلى رفتم در حالى كه قصد تماشاى بازى مقدماتى جام جهانى ايتاليا ـ فرانسه را داشتم. در آنجا ستاره ۲۳ ساله اى به نام كاناوارو پا به توپ بود كه با درخشش در مركز خط دفاعى فشار زيادى بر انگليسى ها وارد كرده بود. بحث بر سر اين بود كه كاناوارو چطور مى توانست مقابل شيرر مقاومت كند. دوست من كه اسمش آدريانو بود به من گفت كه نگران نباشم، كاناوارو از ناپل است و هيچ كس نمى تواند از سد مدافعان ناپولى بگذرد. دوست من درست مى گفت. كاناوارو مرد واقعى ميدان بود و توانست به خوبى از پس شيرر برآيد و ايتاليا توانست با كمك جان فرانكو زولا تك گلى را رقم زده و به پيروزى يك بر صفر دست يابد. فكر مى كنم از همان شب بود كه كاناوارو به عنوان ستاره جديدى در دنياى فوتبال متولد شد. تقريبا يك دهه از آن شب مى گذرد و كاناوارو هر روز بر تجربيات فوتبال خود مى افزايد تا آنجا كه بهترين مدافع شناخته شد و واقعا مى توان نام بهترين مدافع ميانى را به او داد البته در ميان مدافعان نسل خودش. حالا او۳۴ سال دارد و تا چندى پيش بهترين مدافع دنياى فوتبال نام داشت و مى توان اطمينان داشت كه راهيابى ايتاليا به جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان و قهرمانى آتزورى ها در جام هجدهم مديون تلاش ها و زحمات فابيو بوده است. با اين حال جاى تعجب است كه چرا ستاره اى كه سال گذشته تمام عناوين و افتخارات تيمى و فردى را درو كرد، با حضور در رئال مادريد ديگر درخششى ندارد و كم فروغ شده است. او كه سال گذشته بازيكن سال جهان، ستاره برتر اروپا و… شده بود امروز حتى جزو مهره هاى كليدى كهكشانى ها به حساب نمى آيد. فابيو در ديدار رئال مادريد مقابل آلمريا، تيم نه چندان مطرح لاليگا خطا كرد تا شاگردان شوستر دو گل دريافت كرده و با شكست ۲ بر صفر هفته را به پايان برسانند. پل بريتنر، ستاره سابق رئال مادريد، تيمى كه هم اكنون كاناوارو پيراهن آن را بر تن دارد از عملكرد اين ايتاليايى عصبانى به نظر رسيده و مى گويد: ديگر فابيو را دوست ندارم. او مرتب خطا مى كند و اصلا در تلاش نيست تا به تيمش كمك كند. شايد او دارنده توپ طلا باشد و قهرمانى در جهان را تجربه كرده باشد اما مادريد بايد در پست او به فكر بازيكن ديگرى باشد. اميدوارم شوستر هم به اين فكر بيفتد. به راستى چرا ستاره سابق ناپولى و يوونتوس كه پس از سقوط بينكونرى به سرى B، ايتاليا را به مقصد اسپانيا ترك كرد، هنوز نتوانسته با فوتبال اسپانيا هماهنگ شود؟ هوادارانى كه بازى هاى لاليگا را پيگيرى مى كنند به شما خواهند گفت كه كاناوارو براى بازى در تيم هاى خوبى چون رئال مادريد بسيار پير شده و درخشش او مربوط است به گذشته. بهتر است در مورد درخشش هاى او فعل گذشته را به كار برد. البته هوادارانى كه از قهرمانى ايتاليا در جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان بسيار خوشحال شدند، به جمله فوق از ته دل مى خندند. كاناوارو براى تيم ملى ايتاليا هنوز هم به مثابه يك سد محكم و آهنين است و بازى او در ماه سپتامبر گذشته و برابر فرانسه حرفى براى گفتن باقى نگذاشته بود. واقعيت اين است كه كاناوارو خود مشكلى ندارد، مشكل اصلى ليگ اسپانياست. كاناوارو كه سابق بر اين هم با انتقادات بريتنر مواجه شده بود، مى گويد: مردم اسپانيا فكر مى كنند كه مدافعان قشر مناسبى از فوتباليست ها نيستند و مرتب منتظر معجزه هايى از قبيل معجزات رونالدينيو هستند. به همين دليل است كه عده اى دوست نداشتند كه من سال گذشته آن همه افتخار كسب كنم. اسپانيايى ها فكر مى كنند كه برنده توپ طلا نبايد يك مدافع باشد اما در ايتاليا مساله فرق مى كند، مدافعان و دروازه بان ها وظايف اصلى را برعهده دارند. در اسپانيا تمركز اصلى بازى بر حمله است و دفاع معناى خاصى ندارد و به همين دليل من وامثال من در تيررس انتقادات قرار مى گيريم. علت عمده اين كه كاناوارو هنوز هم در قلب هاى ايتاليايى ها جاى دارد اين است در مسير درستى قدم برمى دارد و با برنامه هاى دونادونى هماهنگى كامل دارد. كاناوارو در پست خود براى ايتاليا شماره يك است. در اسپانيا هافبك ها هم بيشتر به حمله تمايل دارند تا دفاع و ابدا با طرز تفكر كاناوارو موافق نيستند. نتيجه اين مى شود كه كاناوارو به يك مدافع به درد نخور در فوتبال اسپانيا تبديل مى شود و تمام تقصيرهاى خط دفاع رئال مادريد بر گردن اين ايتاليايى بخت برگشته مى افتد. كاناوارو در خصوص فوتبال اسپانيا مى گويد: متاسفانه فوتبال اسپانيا با وجود داشتن تكنيك و سرعت نتوانسته از سال ۱۹۶۴ عنوان خاصى كسب كند، در عوض ايتاليا مرتب قوى و قوى تر مى شود. وقتى تك تك بازيكنان قوى باشند، تيم هم قوى مى شود. منتظر درخشش آتزورى ها در يورو ۲۰۰۸ باشيد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
تبريك تلفنى!
اين روزا خبراى ضد و نقيض از استقلال زياد داريم و همش ام زير سر حجازى و قلعه نويى هست كه اين استقلال هر چى مى كشه از اين دوتا مى كشه. يه روز چون با هم اختلاف دارن پدر استقلال رو در ميارن يه روزم از فرط دوستى و محبت، قبل بازى ناصرخان گفته بود كه آرزوشه با قلعه نويى همكار شه كه ژنرالم از كرمان چراغ سبز نشون داد.
حالا هم كه آبى ها با فضاحت كامل نتيجه رو واگذار كردن بازم حجازى دست از استقلال بر نمى داره. اين دفعه آقا ابراز محبت فرموده و يه تماس كوچولو با قلعه نويى گرفته و كلى تبريك گفته.
انگار نه انگار كه مدير فنى استقلاله يكى ندونه فكر مى كنه حجازى همچينم از باخت ناراحت نيست. بابا ناصرخان همين كارا رو مى كنى كه مى گن ائتلاف كردين كه فيروزخان رو خونه نشين كنين. يعنى فكر ديگه اى هم نمى شد كرد چون حجازى راه هرگونه احتمال رو بسته. تازه ميگن مريضى زنش رو هم بهونه كرده كه نره كرمان و به قول خودش آبا از آسياب بيفته حالا هى تكذيب كن.
|
|
|
داور ايرانى يا خارجى؟
بازم تا بحث دربى استقلال و آبى مطرح شد و اولين سوژه مطبوعات شد انتخاب داوره. نه اين كه ما يه خورده با بقيه دنيا فرق داريم و خيلى مدرن هستيم( البته از اون طرف) داور خارجى بايد تو دربى ايران سوت بزنه تا خداى نكرده سوتى زده نشه كه به مذاق بازيكناى ستاره دو تيم كه خيلى عالى بازى مى كنند( در حد كاكا) خوش نياد. تازه مربيا كه جاى خود دارن چون قبل، وسط و بعد از بازى از خجالت داور در ميان و خيلى خوب به تماشاگرا خط مى دن.
با اين همه بازم عنايت نخواسته حق داورى وطنى پايمال بشه يه نامه به فدراسيون نوشته تا شايد رضايت بدن و از خارج كسى نياد ولى خود عنايت هم مى دونه اوضاع وخيم تر از اين حرفا است. راحت بگم كسى حاضر نمى شه همچين مسووليتى رو به عهده بگيره، نه داور، نه رئيس كميته داوران، نه فدراسيون و نه هيچ كس ديگه چون همه اينايى كه اسم بردم وضعيت فوتبالمون رو از هر كسى بهتر مى شناسن.
|
|
|
خرج سفر با خودشه
كلمنته مى ياد تهران. تو رو خدا باور كنيد اين دفعه ديگه راست راست. هر چى قبلا نوشتم و عكس قضيه ثابت شد رو بى خيال شيد و فراموش كنيد. چون اين سرى قرارداد سفت و سختى امضا شده كه خود بلاترم بخواد عوض نمى شه. ولى طبق معمول مجهولات زيادى تو قرارداد ديده مى شه كه مهم ترينش بحث مرخصى هاى كلمنته است.
اينجور كه معلومه كلمنته طبق حرفايى كه قبلا زده بود تو ايران نمى مونه و مسوولان ما هم زورشون نرسيده و شرط رو قبول كردن ولى صداش رو در نمى يارن.
نمى دونم اين ديگه چه صيغه اى. اگه طرف مى مونه بگيد مى مونه اگه مربى پروازيه رك و راست بگيد كه ملت هم تكليف خودشون رو بدونن. حالا آقايون ديدن خيلى ضايع است كه بعد از كلى ادعا بگن كلمنته نمى مونه گفتن اگه بخواد بره خرجش پاى خودشه. خب وقتى بخواد بياد كه خرج بليتش با ما است، بخواد هم برگرده مگه يه بليت چقدر است كه كلمنته نداشته باشه بده. ولى اونم فدراسيون مى ده.
|
|
|
بازم ملوان و زمين انزلى
انصافا انتظار نداشتيم كه يه تيم شمالى اين همه فراز و نشيب واسه ليگ درست كنه. حالا يه سال هم كه مثلا برنامه ريزى آقايون بهتر از هميشه است اين برف و بارون مانع مى شه(البته به گفته آقايون مسوولان ورزشگاه هيچ تقصيرى ندارن) يه بار كه ذوب آهن بيچاره از اصفهان رفت انزلى ولى بازى لغو شد.
حالا اين دفعه نوبت صنعت نفت كه زا به راه بشه. خداييش اين انزلى چى هام سوژه شدن و اگه اينجورى پيش برن يه حال اساسى به همه تيم ها مى دن.
زياد نگران نباشيد يه چند وقت ديگه ام دندون رو جيگر بذاريد كه اگه خدا بخواد عيد مى شه و هوا رو به گرمى مى ره. بعد مسوولان ورزشگاه يه زحمت كوچولو به خودشون بدن و دستى به سر و روى چمن بكشن شايد بتونيم يه گل كوچيك توش بزنيم.
|
|
|
پروين و صدر جدول
ديگه بهتر از اين نمى شه يعنى از اين بهتر واسه پروين نمى شه. فكر كن يكى كلى پول بده بالاى يه تيم، بعد كلى ليگ برترى بريزه تو تيم كه همشون ادعا دارن. اگه همسايه ها يارى كنن مثل رونالدو بازى مى كنن، يه چند بارى هم سرمربى عوض كنه كه كلى خرج فسخ و عقد قراردادشون مى شه، آخر سرم تيم نتيجه نگيره.
ولى على آقا كه حسابى خاك فوتبال رو خورده مى دونه چه جورى بازيكنا رو آدم كنه كه ديگه جرات كم كارى نكنن. با چند تا جريمه درست و درمون تهديد به اخراج همچين را مشون كرد كه نگو. كاظمى هم كه اومد عملا شد بله قربان گوى پروين و تيم رو اونجور كه پروين مى خواست درست كرد.
حالا هم كه استيل آذين با يك گل سرخپوشان رو شكست داد و بدون هيچ اما و اگرى رفت صدر جدول گروه الف و حالا مى تونه ادعا كنه كه واقعا مى خوان بيان ليگ برتر اميدوارم كسى چشمشون نزنه و بريز و بپاش هاى پروين دود نشه بره هوا.
|
|
|
|
|
|
|