دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۶
۱۰ صفر ۱۴۲۹ - ۱۸ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۳۰
گفت وگو
Tel: 88808918
info@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
جامعه
گفت وگو
آرشيو
تماس با ما
دكتر مجيد ابهرى آسيب شناس ، متخصص علوم رفتارى و استاد دانشگاه
دين اصلى ترين واكسن براى مقابله با بحران هاى فكرى
بزهكارى پديده اجتماعى جهانى است كه معمولا براى جرايم نوجوانان زير ۱۸ سال به كار برده مى شود. گرچه جوامع گوناگون برحسب وضعيت اقتصادى و اجتماعى خود با انواع متفاوتى از آن روبه رو هستند. در همه جوامع انسانى اصطلاح بزهكارى در مورد افرادى به كار برده مى شود كه اعمال خلاف قانون يا موازين مذهبى آن جامعه انجام مى دهند. با توجه به اين كه احكام در جامعه هاى گوناگون متفاوت است، فرد متخلف در جامعه، ممكن است در جامعه ديگر از تخلف مبرى باشد. در كشور ما بزهكارى به مجموعه جرايمى گفته مى شود كه در صورت ارتكاب، مجازات هايى از قبيل قصاص، ديات، حدود و تعزيرات را در پى دارد. هر روز در كنار ما جرايم متعددى به وقوع مى پيوندد و با تورق روزنامه ها، در صفحه حوادث با انواع بزهكارى آشنا مى شويم: چاقوكشى، ضرب و جرح، دزدى، تجاوز و وقتى از خيابان عبور مى كنيم سازمان هايى نظير كانون اصلاح و تربيت، نيروى انتظامى، دادگاه هايى را مى بينيم كه براى مجازات اين گونه افراد به وجود آمده اند. ولى تا حالا فكر كرده ايم چه عواملى در به وجود آوردن فرد بزهكار موثر است؟ پيچيدگى عوامل موثر در پديده بزهكارى سبب شده است كه هر گروه از محققان آن را از ديدگاهى خاص بررسى كنند. روانشناسان و روانپزشكان از ديدگاه روانشناختى،  حقوقدانان از ديدگاه جرم شناسى و مسايل كيفرى، پزشكان و زيست شناسان از نظر عوامل موثر زيستى و بالاخره جامعه شناسان از ديد آسيب شناسى اجتماعى.به سراغ آقاى دكتر مجيد ابهرى متخصص علوم رفتارى و آسيب شناسى، استاد دانشگاه و مشاوره رفتارى رفتيم تا قدرى بيشتر موضوع بزه در ميان جوانان و نوجوانان و نقش هويت و مشكلات ناشى از بحران هويت در روح و روان اين قشر را مورد بررسى قرار دهيم. دكتر ابهرى سعى مى كند تا موضوع هويت را از تمام ابعاد مورد كنكاش قرار دهد اما وقت كم و صفحه محدود …
محمدرضا هاديلو


* آقاى دكتر ابهرى! اگر قرار باشد موضوع جوان، بزه و هويت را در كنار هم قرار دهيم شما از كدام نقطه بحث را آغاز مى كنيد؟
** در حال حاضر دو اتفاق در جامعه در حال وقوع است كه متاسفانه از عواقب وقوع آن بى اطلاع هستيم. يكى مساله روزنامه هاى زرد و بزرگ نمايى حوادث و ديگرى كارشناسان و صاحبنظران هستند كه بدون توجه به عواقب گفته ها و آمارهايشان به يك دفعه آمارهايى را اعلام مى كنند كه تنش روحى و فكرى زيادى براى خانواده ها ايجاد مى كنند.
آثار اين كارها باعث مى شود تكرار زشتى ها، قبح آنها را از بين ببرد. بيان عريان آسيب هاى اجتماعى به خودى خود تبليغى براى آسيب ها است. وقتى مى گوييم جوانى پدرش يا مادرش را كشت شرايطى را به وجود مى آورد كه فرزند من نيز به خود مى گويد: پس مى شود پدر را هم كشت …! ولى نمى گوييم آن جوان چطور و در چه شرايطى دست به اين كار زده، مخدر روانگردان مصرف كرده بوده، معتاد بوده و …
* متاسفانه آمار بزهكارى در جوانان افزايش داشته، چه عواملى موجب اين مساله شده؟
** بالا رفتن ورودى زندان ها در سنين پايين حرف شما را تاييد مى كند، مساله نفوذ و تاثير همنشين در نوجوانان و جوانان و متعاقب آن غفلت خانواده ها از دلايل مهم اين مورد به شمار مى رود.
خانواده ها بايد از دوستى هاى فرزندانشان آگاه باشند تا مبادا با افراد ناباب ارتباط داشته باشند زيرا اين رفت و آمدها باعث بروز بعضى از آسيب ها مى شوند.
بالا رفتن خشونت در جامعه نيز از موارد ديگر است. خشونت هاى ديدارى يا همين فيلم هايى كه از شبكه هاى ماهواره اى پخش مى شوند يا بازى هاى رايانه اى كه فقط كشت و كشتار هستند باعث به وجود آمدن ناراحتى هاى روحى مى شوند.
در تمام موارد، تماشاى فيلم هاى جنجالى و خشن براى افراد زير ۱۶ سال يك نوع ناراحتى روحى روانى به نام «سندرم دنياى خشن» را ايجاد مى كند كه يك ناهنجارى رفتارى از اين ناراحتى روحى به وجود مى آيد.قتل ها، چاقوكشى ها، دزدى ها، تشكيل باندها و… حاصل اين ناراحتى هاى روحى هستند.
جوانان و نوجوانان در كنار همسالان خودشان احساس امنيت مى كنند و اگر خانواده ها آنها را رها كنند به سرعت به سمت دوستان و در اين ميان دوستان ناباب مى روند.
* امروز شاهديم كه اكثر جنايات به صورت باندى اتفاق مى افتد، چرا براى بزهكاران و يا مجرمين كار گروهى در اولويت است؟
** گفتم، احساس امنيت در كنار يكديگر علت رفتارى تشكيل باند به خصوص در سنين پايين تر است.
روحيه ماجراجويى جوانان و كنجكاوى هايشان از دلايل ديگر اين امر است، بخشى از آسيب هاى اجتماعى فقط به خاطر كنجكاوى هاى جوانيست. دليل ديگر عدم تخليه انرژى نهفته در جوانان است، بايد براى جوانان زمينه هاى تخليه انرژى را به وجود بياوريم تا اين تخليه انرژى، آنان را به راه هاى منحرف و منفى نكشاند.
ماجراجويى، كنجكاوى و انرژى بالا، به ويژگى هاى سنى و روحى نوجوانان و جوانان باز مى گردد. بنابراين مجموعه عوامل باعث مى شود تا بزهكاران نوجوان و جوان به وجود بيايند.
بايد تاكيد كرد كه عدم مراقبت بعد از خروج از زندان ( نوجوانان و جوانان بزهكار) مشكل ديگريست كه توجه ويژه مى خواهد.
وقتى يك نوجوان و يا جوان به علت تخلف به زندان مى افتد مطمئن باشيد در آنجا دكتراى تخلف مى گيرد! زيرا تمام تخلفات را آموزش مى بيند. بايد براى مجازات ها طبقه بندى داشته باشيم و افراد نسبت به اولين بار يا چندمين بار بودن تخلفاتشان از يكديگر جدا باشند.
وقتى جوان يا نوجوانى به زندان مى رود و بعد از مدتى آزاد مى شود، به غير از تخصصى كه در زمينه ديگر جرايم در زندان كسب كرده، ترس زندان و قبح آن برايش ريخته است و حالا باند تشكيل مى دهد.
حتى بسيارى از باندها در داخل زندان تشكيل مى شوند. يعنى هسته مركزى آنها در زمانى كه خلافكاران در كنار يكديگر هستند طرح ريزى مى شود.
* آيا حاشيه نشينى هم در ايجاد ناهنجارى هاى اجتماعى موثر است؟
** بله! درصد ديگرى از باندها در محلات حاشيه اى و شهرك هاى اقمارى شهرهاى بزرگ به وجود مى آيند.
بايد به اين محلات و شهرك ها به خصوص در تهران توجه شود. در اين نقاط، فرهنگ ها و باورهاى متفاوت در كنار يكديگر قرار مى گيرند.
حضور قابل توجهى از مهاجرين كشورهاى همسايه نيز از دلايل به وجود آمدن كودكان خيابانى به شمار مى آيد.
ازدواج هايى كه شرعى است اما قانونى نيست، ثبت نشده است، بنابراين بعضا چند بچه را رها كرده و مى روند. خانواده ها معتاد و زندانى نيز در ظهور بزهكاران نوجوان موثرند.
* آيا مى توان بين بزهكارى و بى هويتى رابطه اى برقرار كرد؟
** دقيقا. بنده حدود ۱۵ سال است كه بر روى كودكان خيابانى و دختران فرارى و بزهكاران جوان پژوهش مى  كنم و به اين نتيجه رسيده ام كه اغلب آنان داراى خانواده هاى متشنج هستند. يا پدر و مادر از هم جدا شده اند يا هر دو معتادند يا يكى؛ و يا هر دو زندانى هستند يا يكى …
اين بچه ها محصول اين خانواده ها هستند و درصد بسيار ناچيزى هم از خانواده هاى ديگر هستند اما ينها جزو اكثريتند. بچه هويت شخصى اش را در ابتدا از خانواده كسب مى كند. وقتى پدرى فرزندش را وادار به دروغگويى مى كند و سپس از او مى خواهد در فروش مواد مخدر او را كمك كند يا در حضور فرزندان از ماهواره و مواد و … استفاده مى كند، در اصل بهترين آموزش را به بچه مى دهد.
* آقاى دكتر! اجازه بدهيد به واژه هويت و نقش آن در مسير زندگى هر فرد بيشتر بپردازيم، ابتدا بفرماييد هويت يعنى چه؟
** چيستى و كيستى هر فرد را از نظر رفتارشناسى، هويت مى ناميم. هويت، يك تابلو براى شناسايى افراد است كه بخشى از آن به مشخصات فردى انسان و بخشى ديگر به مشخصات اجتماعى مرتبط با پايگاه طبقاتى فرد باز مى گردد.
در هويت فردى؛ جنسيت، نام، فاميلى، متاهل يا مجرد بودن و … مشخص مى شود و در هويت اجتماعى مى گوييم كه فرد چه كاره است، در چه گروه از تيپ فكرى، اجتماعى، سياسى قرار مى گيرد و متعلق به كدام گروه طبقاتى اجتماعى و سياسى است.
* آيا مى توان بخشى از بزه هاى موجود در جامعه را به علت وجود هويت هاى آشفته به شمار آورد؟
** بله! از تعريف اين واژه به ارتباط آنها با يكديگر پى مى بريم. هويت هاى آشفته، هويت هايى هستند كه فرد از هويت اصلى خودش جدا شده و به هويت جديد هم نرسيده .بنابراين به علت چند هويتى شدن مسير زندگى اش را گم مى كند.
مثل مهاجران كه از هويت و پايگاه اجتماعى قديمى خود جدا شده و به هويت جديد هم نرسيده اند و به قول معروف از اينجا رانده، از آنجا مانده كه در اين شرايط، در رفتارهاى اجتماعى نيز خودشان را گم مى كنند، يعنى نمى دانند شتر هستند يا مرغ …!
* آيا مى توان پديده بحران هويت را در ايران شناسايى كرد؟
** دقيقا. مخصوصا در دو دهه گذشته به خاطر هجوم امواج ماهواره اى گسترش روزافزون اينترنت و توسعه فرضيه جهانى شدن در مباحث هويت با يك سرى مشكلاتى روبه رو شده ايم كه ما را به سمت بحران هويت به ويژه در بخشى از نوجوانان و جوانان كشيده است. البته سالمندان و افراد ميانسال هم خيلى مصون نيستند، اما الان بيشتر آسيب ها به جوانان اصابت مى كنند و اين مساله به گسترش دستاوردهاى فناورى مثل تلفن همراه، اينترنت، ماهواره و … باز مى گردد.
چون ما قبلا بسترسازى فرهنگى، اطلاع رسانى و آموزش در زمينه پيشگيرى از آسيب ها نداشتيم، امروز متاسفانه با يك سرى بحران ها مثل مدگرايى، بحران هويت و … روبه رو هستيم.
* آقاى دكتر ابهرى! با توجه به اين كه بحران هويت را به عنوان يكى از عوامل اصلى آسيب هاى اجتماعى و گرايش نوجوانان و جوانان به سمت بزهكارى ها در نظر مى گيرند، آيا مى توان به طور خاص، شاخص هاى بحران هويت را در ايران برشمرد؟
** بالا رفتن آمار استفاده از اينترنت، مدگرايى، بالا رفتن آمار فروش پوشاك و البسه توليد بيگانه در كشور، آرايش سر و صورت، بالا رفتن آمار مصرف مواد مخدر و به ويژه مواد مخدر روانگردان و صنعتى.
* با اين شرايط مى توانيم تنش و آشوب هاى خيابانى را با بحران هويت مرتبط بدانيم؟
** در بحث رفتار اجتماعى، بحثى به نام ونداليسم وجود دارد يعنى ناهنجارى ها ( خرابكارى هاى) اجتماعى.
خراب كردن تلفن هاى عمومى، درخت ها را شكستن، خرابكارى هاى بعد از مسابقات ورزشى و … جزو ونداليسم هستند و با آشوب هاى اجتماعى فرق دارند.
در بحران  هاى خيابانى مى توانيم بگوييم بيگانگى از خود و بيگانگى از فرهنگ اجتماعى و ارزش هاى فرهنگى باعث مى شود كه فرد به دنبال هر صدايى حركت كند، چون جايگاه با ثبات و محكمى ندارد.
وقتى فرد به دنبال هر صدا و شعار و آرمانى ( كاذب) راه افتاد، بحران هاى خيابانى و تشنج هاى شهرى و مدنى ايجاد مى شوند.
نافرمانى مدنى نيز بحثى است كه بعد از بحران هاى شهرى و خيابانى به وجود مى آيد و فرد در نظر خودش با نظام مخالفت مى كند.
* وادادگى در مقابل فرهنگ بيگانه نيز از نشانه هاى بحران هويت است؟
** حتما. وادادگى در مقابل فرهنگ بيگانه مثل بيمارى ايدز است. در بيمارى ايدز، سيستم دفاعى بدن از كار مى افتد و در وادادگى در مقابل فرهنگ بيگانه، سيستم دفاعى اجتماعى از بين مى رود. چطور در بيمارى HIV سيستم دفاعى بدن از بين مى رود و شخص مبتلا به اين ويروس به هر مرضى دچار مى شود، در وادادگى فرهنگى و اجتماعى نيز سيستم دفاع فرهنگى و دفاع اجتماعى به علت نبودن سيستم پيشگيرى و آموزش، ضعيف شده و از بين مى رود.
تا امروز ما در مقابل دستاوردهاى فرهنگى غرب غافلگير شده ايم. اينترنت، موبايل، SMS، آپارتمان نشينى، خودرو و … همه و همه بدون بسترسازى وارد جامعه شده اند و آثار و عواقب آن امروز مشخص شده اند. هر فرهنگ براى ورود به جامعه بايد از دو ديوار پيشگيرى و آموزش عبور كند، وقتى اين ديوارها وجود نداشته باشند و دفاع و بسترسازى صورت نگيرد، وادادگى فرهنگى به وجود مى آيد.
* نقش خانواده ها در جلوگيرى از بروز آسيب هاى اجتماعى و گرايش فرزندان به سمت تخلفات را چطور ارزيابى مى كنيد؟
* اولين الگوى افراد خانواده است. همانطور كه در خانواده، هويت هاى موروثى به فرزندان منتقل مى شود، هويت هاى فرهنگى نيز انتقال مى يابد.
فرزند تا ۴ سالگى و حداكثر تا۶ سالگى هويت اخلاقى اش را پيدا مى كند. با دروغ آشنا مى شود، وجدان اخلاقى را مى شناسد، بد و خوب هاى اوليه را مى آموزد، احترام به بزرگتر، علاقه به فاميل، ارزش گذاشتن به سالمندان و... و بعد از آن وارد اجتماع مى شود.
* و پس از خانواده....
** بعد از خانواده، آموزش و پرورش، اصلى ترين نهاد متولى در هويت سازى، هويت پرورى و تحول در هويت است و بعد از آن رسانه هاى جمعى نقش موثرى دارند، مخصوصا در مقابله با تهاجم هاى فرهنگى بيگانگان، يعنى واكسيناسيون كردن خانواده و نوجوانان و جوانان بر عهده اين نهاد است. از نظر روانشناسى، موثرترين نوع آموزش، آموزش بصرى است، بنابراين رسانه ها، آموزش و پرورش، معلم، دوست و همبازى و هنجار فرستادن هويت كلى افراد را به آنها مى رسانند.
*جهانى شدن چه تاثيراتى بر روى فرهنگ جامعه به همراه دارد؟
** وقتى مرزشكنى شود و مرزهاى سياسى برداشته شوند با سيلى از فرهنگ هاى بيگانه مواجه خواهيم شد.
جهانى شدن بوسيله مرزشكنى و مرزبردارى در هويت هاى ملى و اجتماعى هر كشورى نفوذ مى كند و حتى در خصوصى ترين مسائل افراد دخالت خواهد كرد.
تمام قوانين فضايى و امنيتى و ملى تحت تاثير قرار مى  گيرند زيرا حركت به سمتى است كه تمام نظامهاى مختلف بايد به يك هويت متعهد و يكپارچه جهانى برسند، بنابراين جهانى شدن بدون بستر سازى فرهنگى اگر وارد هر كشورى بشود، از نظر رفتارى داراى عواقب خوبى نيست. ببينيد در كشورهاى اروپايى مرزها برداشته شده اند، آماربيكارى بالارفته، تورم افزايش يافته و مسائل اخلاقى از بين رفته، ديگر نمى توانيد براى ورود افراد به كشورتان يك سرى ضوابط و قوانين را اجرا كنيد زيرا ديگر نه مرزى وجود دارد و نه پاسپورتى.
*آقاى دكتر! شما به عنوان يك آسيب شناس چه راهكارهايى براى پيشگيرى از بحران هاى هويتى و آسيب هاى اجتماعى ارايه مى كنيد؟
** تقويت ساختارهاى فرهنگى جامعه و تشكل ها، البته توجه كنيم كه NGOها نيز جزو هداياى جهانى شدن هستند و همه آنها در مسير اهداف و ارزش هاى ما حركت نمى كنند.
ساختار سازى هاى فرهنگى، ارايه طرح هاى ايرانى اسلامى براى مد خريد لباس و حتى آرايش هاى سرو صورت و الگو سازى و آموزش در استفاده از تكنولوژى ها و بخصوص ماهواره و اينترنت.
بر اساس آمار۹۴ درصد استفاده كننده ها از ماهواره مى گويند ما براى ديدن فيلم و موسيقى و سرگرمى به سراغ ماهواره مى رويم و فقط ۶ درصد براى ديدن برنامه هاى غير اخلاقى به آن مراجعه مى كنند كه اين افراد در هر جامعه و عصرى وجود داشته و به قول معروف بيمارند و مشكل دارند. ما ابزارها را داريم فقط استفاده بهينه از آنها مهم است كه راه مقابله با تهاجمات به شماره مى آيند.
* و به عنوان آخرين سوال. نقش دين در پيشگيرى از بحران ها
** دين اصلى ترين واكسن مقابله با بحران هويت است. ملاحظه بفرماييد دين به عنوان پاسبان و نگهبان مخفى وجدان اخلاقى، بهترين عامل مقابله است اما اگر قرار است باورهاى دينى را در جامعه نهادينه كنيم بايد در زمينه انتقال، آموزش را هم در نظر داشته باشيم. همه هويت، ظاهر نيست، يكسرى از باورها و ضوابط فكرى و روحى وجود دارند كه دين مى تواند با آنها مقابله كند.حتى در موارد ظاهرى مثل لباس، آرايش و.... نيز مى توانيد از نظرات علماى دين استفاده كرد.
به عنوان يك رفتار شناس، ايجاد وتقويت باورهاى واقعى دينى در افراد را اصلى ترين واكسن مقابله با بحران هاى فكرى مى دانم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |