|
گفت وگوى جوان با حاج محمد كوثرى فرمانده سابق لشكر ۲۷ محمد رسول الله
همت آرزوى شهادت داشت
حاج محمد كوثرى فرمانده سابق لشكر ۲۷ محمد رسول الله و از يادگاران سال هاى دوران دفاع مقدس است كه امروز جاى خالى بسيارى از همرزمان به معراج رفته اش را احساس مى كند. واگويه هاى او از بسيجى هاى گمنام تا سردارانى چون حاج همت، بخش كوتاهى از گفت وگوى ماست:
مجيد بيگلرى * پيش از هر سخن چشم اندازى داشته باشيم به سال هاى آغازين شكل گيرى نهاد مقدس سپاه پاسداران. ** نهضت انقلاب اسلامى با رهبرى حضرت امام (ره) شكل گرفت و بنا به ضرورت و تشخيص آن حضرت و براى صيانت از ارزش هاى انقلاب اسلامى و دستاوردهاى آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامى متولد گرديد و مفتخريم كه از فرزندان اين نهاد هستيم. انقلاب مشروطيت به باور بسيارى، زمينه ساز انقلاب اسلامى گرديد. چنانچه رهبرى و هدايت به مثابه انقلاب اسلامى در آن زمان وجود داشت كشور ما پيش تر اين نظام مقدس را به خود مى ديد. * در هر صورت موانعى در اين راه وجود داشت؟ ** بايد اشاره كنم بسيارى از داخل و خارج از كشور براى انحراف دستاوردهاى انقلاب تلاش كردند اما رهبرى حضرت امام مانع از اين هدف آنان گرديد. ايشان با تدبير خود مانع از گسست حلقه انسانى و جوانانى شدند كه در شكل گيرى انقلاب اسلامى نقش چشمگيرى داشتند. سپاه پاسداران كانون مبارزاتى گرديد كه براى شكل گيرى انقلاب اسلامى تلاش كردند. آنان در برابر ضدانقلاب كه از موانعى است كه بدان اشاره كرديد ايستادگى كردند. * اين ها از مبارزه عليه عناصر داخلى است كه با حمايت استكبار عليه انقلاب صف آرايى كردند و قطعا جاى بحث بسيار داشته و دارد. اما تهاجم گسترده با وقوع جنگ شكل گرفت. ** جنگ در شرايطى بر ما تحميل شد كه هنوز مبارزات عليه عناصر ضدانقلاب ادامه داشت. روحيه ايستادگى و مقاومت از همان ابتداى شروع جنگ بروز كرده بود چرا كه جوانان انقلابى مبارزات انقلابى را از سرگذرانده بودند و برهمين اساس هشت سال دفاع مقدس را توانستيم در سرزمين هاى غرب، جنوب و شمال غرب با دشمن مقابله كنيم و اجازه ندهيم يك وجب از خاك كشورمان در اختيار دشمن قرار گيرد. لطف خداوند و فرماندهى حضرت امام در طول اين مبارزات شامل حال ما گرديد. * سردار درباره عمليات خيبر بسيار سخن گفته شده است، تلاش مى كنيم عميق تر به ابعاد اين عمليات نگاه كنيم. نگاه شما در اين بستر تخصصى چيست؟ ** پرداختن به ابعاد وجودى عمليات ها در ظرف زمان محدود نمى گنجد، چرا كه ابعاد گسترده اى در هر عمليات وجود دارد. رفتار رزمندگان، اخلاق رزمندگان، فرهنگ رزمندگان، شناسايى عمليات، طراحى، كمك ها و دشمن و بسيارى از اين موارد كه جزو گستره عمليات هستند. پس از عمليات والفجر ۴ كه در شمال غرب صورت گرفت بايد زمينى را انتخاب مى كرديم كه دشمن قادر نباشد با توانمندى هاى موجودش با ما مقابله كند. در عين حال ما قادر باشيم به دشمن ضربه بزنيم. اين موضوع براى ما كه مى خواستيم شروع كننده عمليات باشيم و ابتكار عمليات را به دست گيريم بسيار حائز اهميت بود. پس از شناسايى زمين مزبور قرارگاهى در آن مكان احداث و كار اطلاعات و شناسايى آغاز گرديد. برخى از رزمندگان بومى منطقه در قرارگاه مستقر شدند كه علاوه بر شناسايى به عمق دشمن نيز نفوذ مى كردند. * مثال بزنيد ** العماره، جاده هاى العماره، بصره و حتى كربلا كه عقبه دشمن را شناسايى كردند، در مقطعى برخى فرماندهان مثل فرمانده وقت سپاه برادر محسن رضايى با لباس مبدل به شناسايى منطقه پرداختند. * موقعيت منطقه يكنواخت بود؟ ** بسيارى از جاها پوشيده از آب، يك متر، برخى دو يا سه متر. پوشش گياهى (نى و چولان) هم به صورتى بود كه يك عمق دور را نمى شد به وضوح رويت كرد. از گوشه كوشك به پايين توسط ارتش فرماندهى مى شد كه لشكر ۱۴ امام حسين و تيپ ۴۴ قمربنى هاشم(ع) هم براى پشتيبانى به آن منطقه اعزام شدند. از منطقه كوشك به سمت شمال هم توسط سپاه فرماندهى مى شد. هوانيروز و هاوركراف نيروى دريايى هم به يارى سپاه آمدند كه اولين عمليات آبى و خاكى سپاه صورت پذيرفت. * به قايق بسيارى نياز داشتيد؟ ** قطعا. مخصوصا قايق هاى موتورى كه واحد پشتيبانى شبانه روز براى تهيه آن تلاش مى كرد. اين ها همانند كار اطلاعات عمليات مقدماتى بود كه بايد فراهم مى شد. * عمليات بايد در منطقه خشكى شروع مى شد؟ ** پس از عمليات والفجر ۴ كه از ارتفاعات كانيمانگا منطقه مريوان و بانه صورت پذيرفت و به دليل استقرار لشكر در آن منطقه عمليات در منطقه طلاييه قديم و طلاييه جديد رخ داد. در آن مقطع بنده مسوول عمليات سپاه تهران بودم كه با وقوع عمليات در منطقه حضور پيدا مى كردم. حدود ۱۰ روز مانده به شروع عمليات با هدايت شهيد همت در تهران چندين يگان تشكيل داديم. به دليل وسعت عمق و طول منطقه هر استان دست به ايجاد يگان هاى احتياط زده بود كه به نام يگان احتياط شهرت يافت. اين يگان ها سازمان دهى شده بود و زير نظر فرماندهان در آمادگى به سر مى برد. مهدى شهر پسند فرمانده لشكر ابوذر، شهيد عليرضا نورى فرمانده مقداد بودند. چند روز مانده به عمليات بنا شد لشكر ۲۷ و يگان هاى تابعه به فرماندهى حاج همت محورى به سمت طلاييه باز كنند. * شناسايى ها صورت گرفته بود؟ ** شناسايى تاكمين ها انجام شد، موانع مين بسيارى وجود داشت كه باعبور از آن يك كانال ۴۰ مترى ظاهر مى شد و پس از آن دژ كه در هر مرحله موانع بسيارى وجود داشت منطقه داراى موقعيت خاصى بود و دشمن توجه ويژه اى به اين محور داشت. موقعيت كانال ها بسيار گمراه كننده بود و در درگيرى ها و انتخاب مسير اشتباه بر شدت درگيرى اضافه مى كرد. شناسايى در چنين منطقه اى بسيار دشوار بود. * شناسايى براى ساير يگان ها به همين صورت بود؟ ** براى برخى يگان ها اين امر آسان تر صورت گرفته بود. از منطقه آبى، چولان، بودى و نيزارها، جزيره شمالى، جزيره جنوبى، مثل لشكر ۸ نجف، لشكر ۳۱ عاشورا، على بن ابى طالب و لشكر ۵ نصر اما كليد در خيبر در اين منطقه بود. بخشى از اين شناسايى نيز در آب صورت پذيرفت. پس از سپرى كردن موانع خشكى با قايق بايد به پشت دشمن نفوذ مى كرديم. دشمن خود را با موانع بسيارى مجهز كرده بود. * مسافت ها به چه صورت بود؟ ** از دژ تا جزيره شمالى و جنوبى حدود هشت كيلومتر فاصله داشتيم. رزمندگان بايد در چند مرحله بين جزيره جنوبى و طلاييه عمليات شناسايى را صورت مى دادند. * آيا حين شناسايى غافلگير هم شديد؟ ** سه شب به انجام عمليات زمان داشتيم. تيمى از رزمندگان كه براى شناسايى رفتند تصميم گرفتند عميق تر منطقه را شناسايى كنند. زمان بيشترى براى شناسايى خط ۲ و ۳ دشمن صرف گرديد. با روشن شدن هوا تيم شناسايى در محل اختفا مستقر گرديد. تكاپوى دشمن باعث كنجكاوى نيروهاى شناسايى ما گرديد كه اين امر به اسارت آنان منجر شد. اشاره كردم كه دشمن توجه خاصى به اين محور داشت و با اين حركت دريافتند احتمال حمله زمينى در اين محور وجود دارد. دشمن تمام توان خود را در اين محور متمركز كرد. چنانچه ما از طلاييه عبور مى كرديم به پل نشوه دسترسى پيدا مى كرديم و حركت ما به سوى شمال تنومه و بصره ميسر مى شد. * در آن لحظات چه چيز برنگرانى شما دامن مى زد؟ ** شب اول عمليات همه نگران بودند. تيم عملياتى بازنگشته بود. رهگيرى ما را از اسارت آنان آگاه كرد و تلاش بى پايان ما براى انجام عمليات از آن محور بسيار دشوار شد. * مسير خشكى را برگزيديد؟ ** رزمندگان به كمين دشمن حمله كردند و از خط اول دشمن عبور كردند. اين مسير تا پشت كانال و دژ دشمن ادامه يافت. در خطوط ديگر رزمندگان در شب عمليات زمانى كه خط شكسته مى شد با روشنايى روز به اهدافشان دست مى يافتند. كمترين حجم اطلاعاتى ما در مركز عمليات بود كه مقر گردان هاى دشمن در اين ناحيه متمركز شده بود. پاتك دشمن از فرداى عمليات عليه ما آغاز شد. * آمادگى رزمندگان پس از عمليات چگونه حفظ مى شد؟ ** پس از عمليات در پشت خاكريزها يا دژ عراقى ها مستقر مى شديم.در اين موقعيت دشمن قادر نبود به مواضع قبلى خود دست يابد. زمانى كه دو كانال در موقعيت هاى شمال به جنوب و شرق به غرب توسط رزمندگان پاكسازى شد مواضع ميانى خالى ماند كه اين امر هوشيارى دشمن را در اين منطقه درپى داشت. * از كدام موضع؟ ** هلى كوپترهاى دشمن دژ را بمباران مى كرد و نيروهاى زمينى دشمن نيز به مقابله با ما برخاسته بود. خاكريزها براى امنيت تردد هنوز احداث نشده بود بنابراين زير آتش دشمن خاكريزها قد افراشتند و با ايستادگى رزمندگان براى ادامه عمليات در شب آماده مى شديم. * تمام نيروها با شما ماندند؟ ** خير، دو گردان از لشكر عازم جزيره جنوبى از آن موضع به پل نشوه عزيمت كردند. عمليات از جناح طلاييه صورت نگرفت اما دو گردان حبيب و مالك در شب دوم درگير عمليات شدند. * چرا عمليات انجام نشد؟ ** در اين مقطع ارتش با مشكل مواجه شد و بر تقويت مواضع در اين جناح تاكيد شد. لشكر ۱۴ از اين موضع رفته و حساسيت دشمن برانگيخته شده بود. عمليات رمضان انجام شده بود و ما چشم به راه لشكر ۱۴ بوديم. عمليات با حضور لشكر ۱۴ در شب سوم انجام شد. * بر همان مواضع پيشين تاكيد كرديد؟ ** رزمندگان مسير را تا رسيدن به كانال دنبال كردند. دشمن هم در كانال ها مستقر شده بود. رزمندگان براى رسيدن به دژ ۵۰ متر را بايد با احداث پل پشت سر مى گذاشتند، با رسيدن به كانال حجم آتش دشمن چندين برابر شد. يگان هاى احتياط به كمك مان آمدند. اين حمله تا روشن شدن هوا ادامه داشت و با دميدن صبح پاتك دشمن آغاز شد. خاكريزهاى هلالى در ميان حجم سنگين آتش دشمن درست شد. * عمليات با دبزنى از كجا نشات گرفت؟ ** ما مواضع دفاعى مان را از روى عكس هوايى يا تيم هاى شناسايى مشخص مى كرديم هدفمان را رسيدن به پل نشوه متمركز كرديم كه اين امر ابتدا ميسر نشد. لشكر امام حسين برگشتند. نيروهاى دشمن به پشت مواضع ما رسيدند و نيروهاى ما در كمين دشمن استقرار يافت. * به نيروهاى كمكى بيشترى نياز داشتيد؟ ** بله. تيپ ۱۳۳ المهدى و ۱۰ سيدالشهدا و تيپ ۲۰ رمضان هم آماده عزيمت بود. دهم اسفندماه كه براى سركشى از اوضاع رفته بودم بى نصيب از تركش دشمن نمانده و مجروح شدم. * از حضور شهيد همت در اين عمليات بگوييد. ** يادم نمى رود كه ايشان زير سخت ترين آتش و به غير از بحث آتش، زير سخت ترين فشار روحى بود روحيه والايى داشت. اگر كارى كه به ايشان سپرده مى شد به سرانجام مطلوبى نمى رسيد باعث ناراحتى ايشان مى شد. آنقدربه خودش فشار مى آورد كه باعث مى شد در آن منطقه فشارش پايين بيايد و داخل قرارگاه بسترى شود. همان موقع سرم به ايشان وصل كردند. هر چه به ايشان اصرار كرديم كه به عقب برود نرفت و اين جمله را در همان منطقه طلاييه به من گفت كه«محمد! من ديگه خسته شدم. چون اين بچه بسيجى ها مى آيند. مى روند، يا شهيد مى شوند يا زخمى مى شوند ولى من الان ۵ ساله تو كردستان و جنگ هستم، اين ها را كه مى بينم احساس بدى به من دست مى دهد لذا آرزوى شهادت كردم.» گفتم: « اين حرف ها چيه» گفت: «نه! من ديگه خسته شدم.» آن شب لشكر امام حسين (ع) كمك آن محور كرده بود. يادم نمى رود با شهيد خرازى روى دژ ايستاده بوديم كه يك گلوله آمد و موج آن شهيدهمت را گرفت ولى ايشان به اين چيزها فكر نمى كرد فقط به شهادت فكر مى كرد كه من خيلى با ايشان حرف زدم و گفتم: «شما كه تو قرارگاه ننشستى، شما آمدى توى خط و هميشه و دائما توى خط هستيد.» بعد از اين كه در عمليات زخمى شدم و مرا آوردند عقب يك هفته بعد ايشان از طلاييه رفته بود جزيره و در آنجا يك مسووليت ديگرى به ايشان محول كردند كه نيروها را هم برده بود طرف جزيره جنوبى و چون حضرت امام (ره) هم تاكيد داشتندكه جزيره جنوبى حفظ شود لذا اين شد كه شهيد همت خودش به همراه شهيد زجاجى كه جانشين ايشان بود با هم رفتند داخل جزيره جنوبى كه هم به بچه ها روحيه بدهند و هم در منطقه حضور داشته باشند،در همان جا تير تانكى به نزديك ايشان اصابت كرد و به شهادت رسيدند. جنازه ايشان را در بيمارستان نجميه كه خودم در آنجا بسترى بودم، ديدم با همان لباس بسيجى پلنگى. واقعا ايشان شبانه روز در آن عمليات توانش را گذاشت تا بتواند اين راه را باز كند دشمن هم هر چه توان داشت از هوا و هوانيروز و توپخانه و تانك و نفربر و يگان جمع كرد تا نگذارد لشكر و يگان هاى ديگر از طلاييه به طرف پل نشوه بروند ولى به حمدالله ما توانستيم جزيره شمالى و جزيره جنوبى و كلى از منطقه هورالهويزه را آزاد كنيم و در دست خودمان نگه داريم.
|