سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۶
۱۱ صفر ۱۴۲۹ - ۱۹ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۳۱
بين الملل
Tel: 88807156
intl@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
گزارش
جامعه
سلامت
بين الملل
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
سوريه نقطه آغاز نقشه اسرائيل؟
نويسنده: على موسوى خلخالى
انفجار دمشق كه در نوع خود ناباورانه است، از اهميت ويژه اى برخوردار است. به گونه اى كه كارشناسان پيش بينى مى كنند، آغازگر تحولات تازه اى باشد كه به طور كل منطقه را تحت تاثير قرار داده و آن را وارد فاز تازه اى كند. شايد قرار است سوريه نقطه مبدا اين تحول تازه باشد.
آنچه در واقعه تروريستى در سوريه رخ داده اما و اگرهاى بسيارى را در پس خود دارد. به گواه آمار دمشق يكى از پنج شهر امن جهان است و وقوع چنين حادثه اى تعجب بسيارى را برانگيخته است.
از آنجا كه اين انفجار بصورت كاملا حرفه اى روى داده و نوع و شيوه آن به ويژه انتحارى نبودن آن نشان مى دهد كه دست القاعده در پس اين ترور نيست. اما از آنجا كه حزب الله رسما اسرائيل را در پس اين حادثه تروريستى دانسته و دلايلى كه براى دست داشتن اسرائيل در اين حادثه مى توان متصور شد، مى توان گفت كه اين اتهام حزب الله به اسرائيل صحيح باشد.
اسرائيل پيش از اين اعلام كرده بود كه از اين پس قصد دارد، ترور رهبران حماس را سرلوحه فعاليت هاى سازمان هاى امنيتى خود قرار دهد و مى خواهد ترور آنها را مجددا آغاز كند.
واقعه اى كه در دمشق رخ داد در محله اى بوده كه مقام هاى حماس نيز در آن حضور داشتند. شايد در نهايت به كسى از آنها آسيبى وارد نيامد اما به هر حال يكى از مقام هاى حزب الله كشته شد كه در محتواى صورت مساله تغييرى ايجاد نمى كند. زيرا به هر حال هم حماس و هم حزب الله دشمنان درجه اول اسرائيل محسوب مى شوند و در هر حال اين رژيم درصدد از بين بردن آنها است.
دوم اين كه همان طور كه بسيارى از تحليلگران و كارشناسان معتقدند، هدف قرار دادن نيروهاى حماس هدف اصلى عمليات بوده، اما اتفاقا يكى از رهبران حزب الله كشته شده است.
حال پرسشى كه در اين جا مطرح مى شود، اين است كه اسرائيل چه اهدافى را از اين واقعه تروريستى دنبال مى كند آيا اسرائيل برنامه تازه اى را در منطقه طرح ريزى كرده است.
شواهد امر نشان مى دهد كه نه تنها برنامه تازه اى براى منطقه طراحى شده بلكه خود اسرائيل نيز احتمالا بازيگر اصلى يا حداقل آغازگر اين برنامه است. ظاهرا قرار است سوريه نقطه آغاز اين برنامه باشد.
در اين جا بايد اهداف اسرائيل را به دو بخش تقسيم كرد. نخست گروه هاى مقاومت كه اكنون حماس، حزب الله و جهاد اسلامى در راس آن هستند و هدف قرار دادن آنها مد نظر اسرائيل است. دوم كشورهاى حامى و متحد اين گروه ها يعنى سوريه، ايران و ديگر كشورهاى حامى مقاومت در برابر اسرائيل.
اسرائيلى ها تلاش دارند به هر نحوى كه شده خطر حماس، جهاد اسلامى و حزب الله را از دامان خود دور كنند. در اين ميان از بين بردن حماس و جهاد اسلامى كه كنترل غزه را در اختيار دارند به دليل رو در رويى علنى با اسرائيل در اولويت اين رژيم قرار دارد.
حملات موشكى گروه هاى مقاومت به شمال اسرائيل همچنان ادامه دارد و گويا بر تعدد و گستردگى آن نيز افزوده شده است. تقريبا هر روز موشك هاى گروه هاى مقاومت به اسرائيل روانه است و اين موضوع مزاحمت هاى بسيارى را براى اسرائيلى ها موجب شده است. اين نگرانى پس از كنترل حماس بر غزه بسيار افزايش يافته. زيرا علنا كنترل بخشى از فلسطين به دست دشمنان سرسخت اسرائيل افتاده است.
اسرائيلى ها در ابتدا تحت فشار افكار عمومى و كشورهاى عرب و غربى مجبور بودند با وضعيت موجود بسازند و خود به كشورهاى عرب و غربى فشار بياورند كه حماس دست از پرتاب موشك به اسرائيل كشيده و حتى پاى ميز مذاكره بنشيند. اما نه تنها اين فشارها تا كنون اثرى نداشته بلكه پرشتاب تر و بيشتر نيز شده است.
علاوه بر آن بنا به گزارش منابع اسرائيلى اكنون گروه هاى مقاومت توانسته اند به موشك هاى پيشرفته ترى دست يابند به گونه اى كه برد برخى از آنها حتى قادر است جنوب اسرائيل را نيز هدف قرار دهد. اين موضوع بر نگرانى اسرائيلى ها به شدت افزوده است.
ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل در سفرش به آلمان و در ديدار با آنگلا مركل صدر اعظم آلمان رسما گفت: سياست ترور را از امروز مد نظر قرار مى دهيم و اجازه نمى دهيم اسرائيل پيش از اين در معرض خطر باشد.
در همين حال حاييم رامون معاون نخست وزير اسرائيل نيز گفت: ارتش وظيفه دارد تمام رهبران حماس را هدف قرار دهد. بايد همه آنها را چه مستقيم چه غير مستقيم از پاى در آورد.
ايهود باراك وزير دفاع اسرائيل نيز در ديدار با گروه روابط خارجى پارلمان اسرائيل گفت: ما برنامه طولانى براى افزايش فشارها بر حماس مد نظر داريم. ما مى خواهيم زمينه هاى سقوط حماس را در سريعترين زمان ممكن مهيا كنيم.
تمام اين شواهد نشان مى دهد كه اسرائيلى ها برنامه تازه اى را عليه فلسطينيان و گروه مقاومت مد نظر دارند و قصد دارند بزودى طرحى عليه آنها به اجرا برسانند.
اما انفجار دمشق يك پيام ويژه به سوريه نيز دارد. اگر اسرائيل واقعا متهم اصلى اين واقعه باشد، آنگاه مى توان گفت، آنها با انجام اين هدف قصد داشتند يك پيام روشنى را نيز به اطلاع سورى ها برسانند.
سوريه محل اين حادثه انتخاب شد زيرا سوريه بيشترين حمايت را در ميان كشورهاى عربى از گروه هاى مقاومت فلسطين و لبنان انجام مى دهد. تمام گروه هاى مقاومت در دمشق دفتر رسمى دارند و از حمايت مستقيم دولت سوريه برخوردارند. علاوه بر آن اسرائيل مدعى است كه سوريه سلاح و موشك در اختيار گروه هاى مقاومت مى گذارد. بنا براين اسرائيل با انجام اين كار به نوعى قصد داشته اين پيغام را به سوريه برساند كه در صورت تداوم حمايت هايش از گروه هاى مقاومت اسرائيل از اين كه عليه سوريه وارد عمل شود، ابايى ندارد. اما اين يك طرف قضيه است. طرف ديگر قضيه به همزمانى حادثه با اظهارات ايهود باراك در تركيه باز مى گردد. وى در ملاقات با مقام هاى تركى از آنها خواست كه به دليل وجود روابط حسنه ميان تركيه و سوريه و وجود امكانات مناسب در اين زمينه آنها از نفوذ خود استفاده كرده و ميان سوريه و اسرائيل ميانجيگرى كنند.
يك مقام نزديك به ايهود باراك در اين باره گفت: باراك بر خلاف ايهود اولمرت راه سوريه و فلسطين را در طول هم و متعاقب هم مى داند. از اين رو معتقد است بايد روابط با سوريه برقرار شود تا بدين ترتيب خطر حماس نيز كاهش يابد.
اگر كمى به عقب بازگرديم، در مى يابيم كه سال گذشته درچنين روزهايى اخبارى افشا شد كه سوريه و اسرائيل تلاش دارند به صورت پنهانى با يكديگر رابطه برقرار كرده و پاى ميز مذاكره نشسته و تمام اختلاف هاى موجود با يكديگر را حل و فصل كنند. اين اتفاق به دلايل مختلف رخ نداد كه مهمترين آن مخالفت آمريكا با اين رابطه بود.
 اظهارات باراك را مى توان در راستاى مذاكرات مخفى بى نتيجه دو طرف براى برقرارى رابطه دانست. به عبارت ديگر اسرائيل قصد دارد به سوريه بفهماند، در صورتى كه دست از حمايت از گروه هاى مقاومت يعنى حماس و حزب الله بردارد، حاضر است با آن رابطه برقرار كند. در اين جا يك نكته ديگرى را نيز مى توان برداشت كرد و آن اين كه اگر اظهارات باراك در كنار واقعه تروريستى سوريه گذاشته شود، مى توان دريافت كه اسرائيل قصد داشته اين پيغام را به سورى ها بدهد كه اسرائيل دو رو دارد. يك روى خشن كه نمونه آن را در انفجار دمشق ديديد و يك روى ملايم همان چيزى است كه باراك درتركيه گفته است. حال انتخاب با خودتان است.
منبع: ديپلماسى ايرانى
لبنان؛يك نظامى ديگر رييس جمهور مى شود؟
نادر مازوجى
شدت يافتن اختلافات ميان طرف هاى سياسى درگير در بحران كنونى رياست جمهورى لبنان، منجر به افزايش نگرانى ميان مردم اين كشور نسبت به خطر بازگشت مجدد ترور، ناامنى و در نهايت جنگ داخلى به لبنان شده است. تلاش هاى داخلى و بين المللى براى حل بحران كنونى رياست جمهورى لبنان به بن بست رسيده و اين كشور استراتژيك عربى كه زمانى عروس خاورميانه خوانده مى شد روزهاى خطرناكى را سپرى مى كند. ارتش لبنان از اوايل سال نوميلادى، مجهز به تجهيزات زرهى، تانك نفربر و سلاح هاى نيمه سنگين در سراسر اين كشور به ويژه در بيروت پايتخت، تدابير امنيتى شديدى را به اجرا درآورد تا در صورت بروز ناامنى به كنترل بحران اقدام كند. به رغم اين تلاش ها سايه وحشت از بروز دوباره جنگ داخلى در لبنان شهروندان اين كشور را دچار نگرانى كرده است؛ جنگى كه پيش از اين در فاصله سال هاى ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ به مدت ۱۵ سال فضاى داخلى اين كشور را دچار بحران كرده است. بسيارى از مردم لبنان مى گويند در صورت بروز يك جنگ داخلى ديگر در اين كشور اقدام به مهاجرت خواهند كرد. آنها مى گويند در صورت بروز احتمالى چنين جنگى يا بايد سلاح به دست بگيرند دوستان و برادران خود را هدف قرار دهند و يا لبنان را ترك كنند كه البته ترجيح مى دهند گزينه دوم را انتخاب كنند. گفته مى شود در جريان جنگ داخلى اين كشور كه به آنان اشاره شد حدود ۷۸۶ هزار لبنانى به كشورهاى امريكاى شمالى و جنوبى، استراليا، اروپا و كشورهاى آفريقايى مهاجرت كردند. لبنان از حدود دو ماه قبل يعنى از اواخر سال ۲۰۰۷ كه دوره ۹ ساله رياست جمهورى اميل لحود به پايان رسيد بدون رييس جمهور به سر مى برد. دو گروه موافق دولت فوادسنيوره نخست وزير (۱۴ مارس) و مخالف دولت ( ۸ مارس) همچنان بر سر انتخاب رييس جمهورى جديد اختلاف نظر دارند و پارلمان لبنان نيز تاكنون ۱۳ جلسه براى حل اين بحران برگزار كرده كه هنوز به نتيجه قابل قبولى نرسيده است و برگزارى اين نشست هاى سريالى به نظر مى رسد همچنان ادامه دارد. اگرچه يك توافق نسبى براى تصدى منصب رياست جمهورى توسط ميشل سليمان فرمانده كل ارتش لبنان وجود دارد و هر دو گروه ۱۴ و ۸ مارس با انتخاب او به عنوان يك شخصيت بى طرف اتفاق نظر دارند اما هر دو گروه ترجيح داده اند در شرايط كنونى، محافظه كارانه عمل كنند و به صراحت حمايت قاطع خود را از سليمان اعلام نكنند.
 طلسم انتخاب
در اين شرايط، موافقت كلى گروه هاى مختلف لبنانى با طرح اخير وزيران خارجه اتحاديه عرب براى انتخاب رييس جمهورى جديد، اميد به خروج لبنان از بن بست سياسى را افزايش داده است.
وزيران خارجه اتحاديه عرب، ششم ژانويه سال جارى در نشستى در قاهره، طرحى سه ماده اى را به تصويب رساندند كه به نقشه راه بحران لبنان شهرت يافته است. طبق طرح اتحاديه عرب، پارلمان لبنان بايد هرچه سريع تر ميشل سليمان را به عنوان رييس جمهورى جديد انتخاب كند و بلافاصله دولت وحدت ملى در اين كشور تشكيل شود. ائتلاف حاكم بر لبنان ( ۱۴ مارس) از اين ابتكار اتحاديه عرب استقبال كرده است اما احزاب مخالف دولت ( ۸ مارس) اگرچه با اين ابتكار، مثبت برخورد كرده اما درباره آن با احتياط سخن گفته اند. پيش از اين هر دو گروه بر سر رياست جمهورى ميشل سليمان به توافق رسيده بودند اما اصرار ائتلاف مخالفان بر سهم يك سوم كابينه آينده براى خود، انتخاب رييس جمهور، را با بن بست مواجه كرده است. يك سوم اعضاى كابينه مى توانند همه تصميمات دولت را وتو كنند. به نظر مى رسد همان طور كه سعد حريرى رييس جناح اكثريت در پارلمان لبنان گفته است، ابتكار اتحاديه عرب بيشتر به نفع ائتلاف ۱۴ مارس است و اعطاى حق وتو به گروه هاى مخالف در آن عملا منتفى شده است. طرح اتحاديه عرب بر اين مساله تاكيد مى كند كه دولت وحدت ملى بايد به گونه  اى باشد كه نه امكان تحمل تصميمات يك جناح به جناح ديگر را فراهم كند و نه سبب بن بست در كار كابينه شود. مفهوم اين عبارت اين است كه نه ائتلاف ۱۴ مارس بايد از اكثريت بيش از دو سوم كابينه برخوردار باشد كه سلايق خود را بر اقليت تحميل كند و نه ائتلاف ۸ مارس يك سوم كابينه را در دست داشته باشد كه تصميمات اكثريت را وتو و كار كابينه را مختل كند. از همين رو به نظر مى رسد اگر دو جناح رقيب در لبنان بخواهند براساس طرح اتحاديه عرب، دولت وحدت ملى تشكيل دهند، يك وزير بى طرف بايد در كابينه حضور داشته باشد كه مانع حد نصاب يك سوم براى ائتلاف ۸ مارس و بيش از دو سوم براى ائتلاف ۱۴ مارس شود. البته به جاى وزير بى طرف، اعطاى حق راى به ميشل سليمان در كابينه، راه ديگرى براى دستيابى به فرمول فوق است كه احتمالا توافق بر سر آن راحت تر است. در واقع طرح اتحاديه عرب، نقش رييس جمهورى آينده لبنان را بسيار برجسته  كرده و حتى اگر سليمان نقش طرف متوازن كننده را در كابينه به دست نياورد، تاييد يا رد مصوبات هيات دولت به او واگذار مى شود.
بدين ترتيب، اتحاديه عرب آينده لبنان را به سليمان سپرده و در حقيقت، گرايش هاى سياسى وى تعيين كننده جهت گيرى لبنان در آينده است. ميشل سليمان در منازعه جارى ميان اكثريت و اقليت پارلمان در لبنان به بى طرفى و در نظر گرفتن منافع سوريه در لبنان شهرت دارد اما عملكرد او در ماه هاى گذشته نشان مى دهد كه نمى تواند فرد مطلوب سورى ها و ائتلاف ۸ مارس براى تصدى رياست جمهورى باشد. سليمان در مقام فرماندهى ارتش لبنان، نيروهاى تحت فرمان خود را از جنگ ۳۳ روزه ميان اسراييل و حزب الله در تابستان ۲۰۰۶ دور نگه داشت، امرى كه يقينا مورد رضايت حزب الله نبود. علاوه بر آن، به رغم تاكيد سيدحسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان كه ورود ارتش به اردوگاه نهرالبارد را براى جنگ با گروه افراطى فتح الاسلام، خط قرمز اعلام كرده بود، ميشل سليمان ارتش لبنان را وارد اردوگاه كرد و پس از چند ماه نبرد، گروه فتح الاسلام را شكست داد. از آنجا كه برخى محافل سياسى لبنان، فتح الاسلام را به ارتباط با سوريه متهم مى   كردند، اقدام سليمان در نبرد با آنها، نوعى اقدام ضد سورى نيز تلقى مى شد. به طورى كه در طول يك سال گذشته، ارتش تحت فرماندهى سليمان، تسليحات پيشرفته اى به ارزش ده ها ميليون دلار از آمريكا به صورت كمك دريافت كرده است.
برخى محافل سياسى مخالف سوريه در لبنان حتى ترور اخير فرانسوا الحاج فرمانده عمليات ارتش لبنان در نبرد با فتح الاسلام را علامت نارضايتى شديد سوريه از رياست جمهورى سليمان اعلام كرده اند و از تلاش هاى پشت صحنه سوريه براى قطع حمايت اعراب از او براى نامزدى پست رياست جمهورى لبنان خبر داده اند. با اين حال مساله مهم اين است كه وليد المعلم وزير خارجه سوريه از ابتكار اتحاديه عرب براى حل بحران سياسى لبنان حمايت كرده و اين موضوع تا اندازه زيادى راه را براى انتخاب سليمان هموار كرده است.
انتخاب ناگزير
با پايان يافتن دوره رياست جمهورى اميل لحود، تنش در روابط دو ائتلاف رقيب براى گزينش رييس جمهورى جديد بالا گرفت. هر كدام از دو طرف رقيب، علاقه مند بودند كه رييس جمهورى جديد از ميان نيروهاى وفادار به آنها انتخاب شود. در اين ميان، لحود با ترك رياست جمهورى لبنان در واقع به درخواست حزب الله براى ادامه رياست جمهورى خود تا انتخاب رييس جمهورى جديد پاسخ منفى داد و بدين وسيله راه را براى پر كردن خلا قدرت از سوى كابينه سنيوره هموار كرد. گروه هاى مخالف در برابر اين رويداد، تحرك خاصى از خود نشان ندادند و فقط تهديد كردند چنانچه رييس جمهورى جديد براساس اجماع نظر دو ائتلاف رقيب انتخاب نشود، آنان وى را به رسميت نخواهند شناخت. ائتلاف حاكم نيز با انتخاب رييس جمهورى از طريق اجماع موافقت كرد اما دو طرف نتوانستند بر سر فرد خاصى از فهرستى ۱۲ نفره كه نصر الله صفير اسقف مسيحيان مارونى لبنان پيشنهاد كرده بود به توافق برسند. بن بست ناشى از اين وضعيت، دو طرف را به سمت گزينه سوم يعنى انتخاب ميشل سليمان فرمانده ارتش لبنان به مقام رياست جمهورى هدايت كرد، گزينه اى كه مستلزم اصلاح قانون اساسى است. تاكنون هر دو جريان ۸ و ۱۴ مارس موافقت ضمنى خود را با انتخاب سليمان اعلام كرده اند اما به نظر مى رسد نحوه اصلاح قانون اساسى همچنان محل رويارويى دو ائتلاف رقيب باشد.
حزب الله اصلاح قانون اساسى از طريق درخواست دولت سنيوره را نمى پذيرد چرا كه اين دولت راغيرقانونى مى داند و برخى از گروه هاى ۱۴ مارس نيز گفته اند اصلاح قانون اساسى را صرفا براى انتخاب يك فرد خاص لازم نمى دانند. به هر حال انتخاب احتمال سليمان و يا فردى نظير او براى رياست جمهورى، انتخاب ناگزير دو ائتلاف معارض لبنانى است. ائتلاف حاكم ظاهرا پذيرفته كه انتخاب يك فرد بى طرف در لبنان در سمت رياست جمهورى، توازن قوا را به سود اين ائتلاف به هم خواهد زد. زيرا لحود كاملا در طرف مخالفان ( ۸ مارس) قرار داشت. ائتلاف مخالف دولت بهتر از رويا رو شدن با رييس جمهورى همسوى دولت است زيرا همان گونه كه وقايع يكسان گذشته نشان داده، گروه هاى مخالف براى ا عتراض عليه دولت از قدرت مانور زيادى برخوردار نيستند به خصوص اين كه ورود به يك جنگ داخلى، خط قرمز آنان محسوب مى شود.
توپ در زمين سوريه
وقايع و رويدادهاى لبنان سبب شده است طرف هاى بين المللى منطقه اى يكى پس از ديگرى ابتكارهاى سياسى خود را براى حل بن بست ناشى از عدم انتخاب رييس جمهور جديد اين كشور به آزمون بگذارند. تاكنون ابتكارهاى امريكا و فرانسه براى حل اين بن بست بى نتيجه مانده است اما ابتكار اتحاديه عرب كه عمرو موسى دبير كل اين اتحاديه مسوول اجراى آن است همچنان جريان دارد. اگرچه برخى محافل سياسى لبنان ابتكار اتحاديه عرب را نيز شكست خورده مى دانند اما موسى اين مساله را نمى پذيرد و به گفته خودش، تلاش براى حل بحران لبنان به ديوار بر نخورده بلكه با در بسته رو به رو شده است كه مى توان با تلاش بيشتر اين در را باز كرد. در واقع اجلاس اضطرارى وزيران خارجه اتحاديه عرب كه اخيرا در قاهره براى شنيدن گزارش عمرو موسى از روند تحولات لبنان در كنار بررسى اوضاع نوار غزه برگزار شد، نشان دهنده آن است كه اتحاديه عرب و شخص موسى از موفقيت ابتكار خود در مساله لبنان نااميد نشده اند. ائتلاف مخالفان دولت كه حزب الله لبنان رهبرى آن را برعهده دارد با ابتكار سه ماده اى اتحاديه عرب مبنى بر انتخاب ميشل سليمان به عنوان رييس جمهورى جديد، تشكيل دولت وحدت ملى و اصلاح قانون انتخابات لبنان موافقت نموده اما تفسير عمرو موسى را به ويژه درباره تركيب دولت وحدت ملى نمى پذيرد. ائتلاف مخالفان، موسى را به سوء تفسير از ابتكار اتحاديه عرب متهم مى كند اما ائتلاف حاكم، دبير كلى اتحاديه عرب را تنها مرجع ذى صلاح براى تفسير ابتكار اتحاديه عرب مى داند. جناح مخالف دولت خواستار به دست آوردن ۱۱ كرسى از كابينه ۳۰ عضوى لبنان است تا بدين وسيله امكان وتوى مصوبات كابينه را داشته باشد. فرمول ديگر مورد نظر جناح مخالف، تقسيم اعضاى كابينه به سه گروه ۱۰ نفرى است به گونه اى كه ائتلاف حاكم، ائتلاف مخالفان و رييس جمهور هر كدام ۱۰ وزارتخانه را در اختيار داشته باشند. ائتلاف حاكم كه از اكثريت پارلمانى برخوردار است با اعطاى حق وتو به گروه هاى مخالف در دولت وحدت ملى به شدت مخالف است اما در مورد تقسيم سه قسمتى كابينه با اين ترتيب كه جناح اكثريت حاكم ۱۴ وزارتخانه، جناح اقليت مخالف ۱۰ وزارتخانه و رييس جمهور ۶ وزارتخانه در اختيار داشته باشند موافق است. در اين ميان عمرو موسى ابتكار اتحاديه عرب را با درخواست ائتلاف حاكم منطبق مى داند و براى حل مشكل، تنها با كاستن يك وزير از سهم جناح حاكم و افزودن آن بر سهم رييس جمهور موافق است. در نشست اضطرارى وزيران خارجه اتحاديه عرب در قاهره، وليد معلم وزير خارجه سوريه تلاش كرد موافقت ساير همتايان خود را براى پذيرش فرمول مورد علاقه جناح مخالف دولت لبنان را به دست آورد اما آن گونه كه در رسانه ها انعكاس يافت تنها ليبى از اين درخواست حمايت كرد. بدين ترتيب به نظر مى رسد كه وزيران خارجه عرب بر تفسير موسى از ابتكار اين اتحاديه مهر تاييد زده و عملا توپ را به زمين سورى ها انداخته اند كه يا با پذيرش اين تفسير، متحدان خود را در لبنان براى تن دادن به ابتكار اتحاديه عرب تحت فشار بگذارند و يا با ناديده گرفتن آن، سردتر شدن روابط خود با جهان عرب را پذيرا شوند. از آنجا كه قرار است نشست سران اتحاديه عرب، ماه مارس سال جارى در دمشق برگزار شود سوريه به شركت گسترده سران در اين نشست نيازمند است. البته به عقيده آگاهان، رهبران كشورهايى چون مصر و اردن ممكن است حضور خود در نشست دمشق را به حل بحران لبنان مشروط كند كه در آن صورت دولت بشار اسد رييس جمهورى سوريه به شدت تحت فشار قرار خواهد گرفت.
سومين رييس جمهور نظامى؟
چنانچه ژنرال ميشل سليمان به رياست جمهورى لبنان انتخاب شود كه البته احتمال آن زياد است، سومين رييس جمهورى نظامى لبنان از حدود ۸۰ سال قبل تاكنون خواهد بود. پيش از اين دو رييس جمهور نظامى ديگر به نام هاى فواد شهاب و اميل لحود به رياست جمهورى لبنان رسيده اند. فواد شهاب در سال ۱۹۵۸ و در پى توافق مصر ـ  امريكا، رياست جمهورى لبنان را برعهده گرفت. به دنبال انقلاب خونين مخالفان روسيه كميل شمعون رييس جمهور وقت لبنان در سال ۱۹۵۸ كه با حمايت جمال عبدالناصر رييس جمهورى فقيد مصر همراه بود، سكان هدايت لبنان را عهده  دار شد. در دوران او نقش دستگاه هاى امنيتى در حيات سياسى لبنان به ويژه پس از كودتاى ناكام رهبران حزب ملى اجتماعى سوريه عليه او در سال ،۱۹۶۰ پررنگ تر شد. اما اميل لحود كه در سال ۱۹۸۹به عنوان فرمانده كل ارتش لبنان برگزيده شد توانست ارتش را كه بر اثر تنش هاى داخلى دچار دو دستگى شده بود، با كمك سوريه يكپارچه و بازسازى كند. توانايى هاى لحود در اين دوران سبب شد كه وى در سال ۱۹۹۸ و با پايان يافتن دوره رياست جمهورى الياس هراوى، سكان هدايت لبنان را برعهده گيرد. دوره رياست لحود در سال ۲۰۰۴ به مدت سه سال ديگر تا سال ۲۰۰۷ تمديد شد و او در مجموع ۹ سال رييس جمهورى لبنان بود. البته تمديد دوره وى با اعتراض داخلى و بين المللى مواجه شد به طورى كه اين تمديد باعث انزواى لبنان در عرصه بين المللى به ويژه پس از ترور رفيق حريرى نخست وزير پيشين اين كشور باشد. به طور خلاصه از زمان استقلال لبنان تاكنون ۱۷ رييس جمهور بر لبنان حكومت كرده اند: ۱- شارل دباس(۱۹۳۴ـ ۱۹۲۶) ۲- پاشا السعد (۱۹۳۶-۱۹۳۴) ۳- اميل اده (۱۹۴۱-۱۹۳۶) ۴- آلفرد نقاش (۱۹۴۳-۱۹۴۱) ۵- ايوب ثابت (از ۱۹ مارس ۱۹۴۱ تا ۲۱ جولاى همان سال) ۶- پتروطراد ( از ۲۲ جولاى ۱۹۴۳ تا ۳۰ سپتامبر همان سال) ۷- بشار السخورى ( از ۲۱ سپتامبر ۱۹۴۳ تا ۱۱ نوامبر همان سال)، ۸ - كميل شمعون ( ۱۹۵۸-۱۹۵۲) ۹- فواد شهاب ( ۱۹۶۴-۱۹۵۸) ۱۰- شارل حلو ( ۱۹۷۰-۱۹۶۴) ۱۱- سليمان فرنجيه ( ۱۹۷۶-۱۹۷۰) ۱۲- الياس سركيس (۱۹۸۲-۱۹۷۶) ۱۳- بشر الجميل ( از ۲۳ آگوست ۱۹۸۲ تا ۱۴ سپتامبر همان سال) ۱۴- امين الجميل (۱۹۸۸ -۱۹۸۲) ۱۵- رينيه معوض از (۵ نوامبر ۱۹۸۹ تا ۲۲ نوامبر همان سال) ۱۶- الياس هراوى (۱۹۹۸-۱۹۸۹) ۱۷- اميل لحود ( ۲۰۰۷-۱۹۹۸)
از ۲۳ نوامبر ۲۰۰۷ كه دوره رياست جمهورى لحود به پايان رسيده لبنان بدون رييس جمهور به سر مى برد و بايد منتظر ماند و ديد هجدهمين رييس جمهورى كه واردكاخ بعبدا در بيروت خواهد شد ژنرال سليمان است يا يك غيرنظامى؟
سليمان؛ قاطع و جدى
ميشل سليمان در مقام فرماندهى ارتش لبنان ثابت كرده كه در رويارويى با وقايع و رويدادهاى اين كشور به ويژه از زمان ترور رفيق حريرى فردى بسيار قاطع و جدى است. از سال ۲۰۰۵ كه حريرى ترور شد، حوادث خونين يكى پس از ديگرى اين كشور را در برگرفته است اما سليمان نقش به سزايى در خنثى كردن و آرام كردن تحولات لبنان ايفا كرده است.
در اين خصوص مى توان به تظاهرات ۸ فوريه ۲۰۰۵ از سوى حزب الله وطرفدارانش و تظاهرات هزاران تن از طرفداران دولت سنيوره در ۱۴ مارس همان سال اشاره كرد كه به دليل تدابير سليمان، نه تنها ارتش دخالت نكرد بلكه هيچ گونه خشونتى هم در جريان اين دو تظاهرات رخ نداد. در واقع سليمان همواره به گونه اى عمل كرده كه در ميان دو ديدگاه ضد هم در لبنان، ارتش به عنوان حائلى قرار گرفته بدون آن كه تقابل و برخوردى به وقوع بپيوندد. سليمان ۵۹ ساله به فردى قاطع، جدى، سرسخت و در عين حال آرام و با وقار در لبنان مشهور است و به همين دليل مطلوب همه گروه هاى موافق و مخالف دولت است. در جنگ تابستان ۲۰۰۶ اسراييل و حزب الله و همچنين درگيرى هاى ارتش لبنان با گروه افراطى فتح الاسلام در نهرالبارد در سال ۲۰۰۷ ارتش تحت رهبرى سليمان يك رويه منطقى را با هدف دور كردن لبنان از ورود به يك جنگ تمام عيار در پيش گرفت. ميشل سليمان داراى يك همسر به نام وفا سليمان، يك پسر به نام شربل ( دانشجوى پزشكى) و دو دختر به نام هاى ريتا (دندانپزشك) و لارا( مهندس) مى باشد.سليمان كه در سال ۱۹۹۸ جانشين اميل لحود به عنوان فرمانده ارتش شد، در سال ۱۹۷۰ از مدرسه نظامى با درجه ستوانى فارغ التحصيل شد. وى از دانشگاه لبنان در رشته علوم سياسى و ادارى نيز فارغ التحصيل شده است و به دو زبان انگليسى و فرانسوى تسلط دارد. سليمان مسووليت خود را در ارتش با فرماندهى گردان آغاز كرد و سپس مدرس دانشگاه نظامى شد. در دسامبر ۱۹۹۰ به عنوان رييس بخش اطلاعات كوهستان هاى لبنان تعيين شد. در ۱۹۹۱ به دبيرى ستاد ارتش رسيد و از ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ به عنوان فرمانده تفنگداران ۱۱ منصوب شد.
در اين دوران لبنان شاهد نبردهاى خشونت بارى ميان جبهه بقاع غربى و جنوبى با ارتش اسراييل بود. از ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ فرمانده تفنگداران ۶ بود اما در اواخر سال ۱۹۹۸ به عنوان فرمانده كل ارتش تعيين شد. سليمان نشان ها و مدال هاى زيادى به خاطر نشان دادن لياقت از خود دريافت كرده است.
 مهم ترين تحولات از زمان استقلال
در زير مهم ترين تحولات لبنان از زمان اعلام استقلال اين كشور ذكر شده است:
۲۲ نوامبر ۱۹۴۳ اعلام استقلال جمهورى لبنان
۳۱ دسامبر ۱۹۴۶ خروج نهايى نيروهاى خارجى از لبنان
۱۹۴۹ اعدام آنطوان سعاده موسس حزب ملى اجتماعى سوريه
۱۹۵۱ ترور رياض مسلح نخست وزير وقت از سوى حزب ملى اجتماعى سورى در انتقاد از اعدام سعاده
۱۹۵۲ شعله ور شدن كودتا در لبنان عليه بشاره الخورى رييس جمهورى
۱۵ جولاى ۱۹۵۸ ورود نيروهاى امريكايى به لبنان جهت حمايت از كميل شمعون به رياست جمهورى
۲۳ سپتامبر ۱۹۵۸ پايان رياست جمهورى شمعون وآغاز رياست جمهورى فواد شهاب فرمانده ارتش
۲۸ دسامبر ۱۹۶۸ در حمله كماندوهاى اسراييلى به فرودگاه بين المللى بيروت يك ناوگان متشكل از ۱۳ فروند هواپيماى مسافرى لبنان منهدم شد
۱۹۷۳ درگيرى ميان ارتش و گروه هاى سازمان آزاديبخش
۵ مارس ۱۹۷۵ ترور معروف سعد از نمايندگان پارلمان
۱۳ آوريل ۱۹۷۵ آغاز جنگ داخلى
۲۱ جولاى ۱۹۷۵ ورود نيروهاى واكنش سريع كشورهاى عربى به لبنان در پى صدور قطعنامه اتحاديه عرب
۱۶ مارس ۱۹۷۷ ترور كمال جنبلاط رييس حزب سوسيال پيشرو
۶ ژوئن ۱۹۸۲ حمله اسراييل به لبنان با هدف دور كردن گروه هاى مقاومت فلسطين از لبنان
۱۴ سپتامبر ۱۹۸۲ ترور بشير جميل رييس جمهور منتخب لبنان
۱۶ سپتامبر كشتار در اردوگاه هاى صبرا و شتيلا توسط اسراييل
۱۷ مى ۱۹۸۳ امضاء معاهده ۱۷ مى ميان لبنان و اسراييل
۱۹۸۴ لغو معاهده ۱۷ مى از سوى امين جميل رييس جمهور
فوريه ۱۹۸۵ عقب نشينى يك جانبه اسراييل از لبنان
۲۵ مى ۲۰۰۰ عقب نشينى نيروهاى اسراييلى از مناطق اشغالى جنوب لبنان به جز مزارع شعبا
۱۴ فوريه ۲۰۰۵ ترور رفيق حريرى نخست وزير اسبق لبنان
۲۸ فوريه ۲۰۰۵ استعفاى عمر كرامى نخست وزير در پى تظاهرات مردمى
۱۴ مارس ۲۰۰۵ تظاهرات ميليونى لبنانى ها جهت اعلام وفادارى به آرمان هاى رفيق حريرى
۱۹ جولاى ۲۰۰۵ تعيين فواد سنيوره به نخست وزيرى
۲۶ آوريل ۲۰۰۶ خروج كامل نيروهاى سوريه از لبنان پس از حدود ۳۰ سال
۱۳ جولاى ۲۰۰۶ حمله اسراييل به جنوب لبنان و آغاز جنگ ۳۳ روزه با حزب الله
آگوست ۲۰۰۶ صدور قطعنامه ۱۷۰۱ شوراى امنيت براى پايان جنگ ۳۳ روزه
۱۱ نوامبر ۲۰۰۶ استعفاى هفت وزير از دولت سنيوره به علت مخالفت با طرح قانونى دادگاه ويژه ترور حريرى
۱۳ نوامبر ۲۰۰۶ ارايه پيش نويس طرح تشكيل دادگاه بين المللى ترور حريرى از سوى دولت سنيوره
۲۰ مى ۲۰۰۷ درگيرى ارتش لبنان و گروه فتح الاسلام در نهرالبارد
۲ سپتامبر ۲۰۰۷ سيطره كامل ارتش بر اردوگاه نهرالبارد
۱۹ سپتامبر ۲۰۰۷ ترور آنتوان غانم نماينده پارلمان
۱۲ فوريه ۲۰۰۸ ترور عماد مغنيه فرمانده نظامى حزب الله لبنان در دمشق.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |