|
|
|
|
|
برزيلى خوشبخت فنرباغچه
|
|
|
|
دلايل يك نزول در دل صعود
|
|
|
|
|
فوتسال و تمامى مشكلاتش
وصال روحانى شكست در تورنمنت بين المللى اخير مالزى بر سران فوتسال ايران بسيار گران آمده است و درغير اين صورت حتما برخى حرف هاى نه چندان منطقى هفته گذشته را بر زبان نمى راندند. حسين شمس سرمربى تيم ملى فوتسال ايران كه تيمش در آن رقابت ها به تايلند باخت و از گروهش به يكى از دو رتبه نخست نرسيد و به تبع آن از راهيابى به نيمه نهايى محروم و در نهايت پنجم شد، يك بار ديگر همچون دفعات قبلى به وحيد شمسايى تاخته و از بازى هاى او در مالزى انتقاد كرده و در عين حال قول داده است كه اگر ديگران ( كدام ديگران؟!) بگذارند، از او بهترين فوتساليست جهان را خواهد ساخت. شمس از ياد برده است كه شمسايى در سال هاى اخير به ترتيب عناوين برترين گلزن تاريخ آسيا و تاريخ جهان را كسب كرده است و فصل پيش مقام مرد سال فوتسال آسيا را نيز به دست آورد. شمس گفته است: شمسايى در دو بازى اول ما در مالزى خوب بود، اما به دلايلى كه نمى دانم، در ديدارهاى بعدى افت كرده و … شمس در ۲۰ ماهى كه از انتصاب وى به عنوان سرمربى تيم ملى فوتسال ايران مى گذرد، يك ارتباط كارى دايما در حال قطع و وصل با شمسايى داشته و مدتى او را ناديده گرفته و سپس وى را از نو فراخوانده است. در مرتبه آخر نيز شمس در حالى از نو به شمسايى روى آورد كه وى سه ماه پيش كانديداى عنوان مرد سال فوتسال آسيا شده بود و شمس به خاطر چشم بستن بر اين مهاجم تيزهوش مورد انتقادهاى مستقيم و غيرمستقيم قرار گرفته بود و همگان مى پرسيدند چگونه است كه نامزد عنوان مرد سال آسيا ( او بعدا صاحب اين عنوان شد) جايى در اردوى ملى ندارد و طبعا شمس و ترابيان رييس كميته فوتسال كشور نمى توانستند جواب اين سوال را در درازمدت بدهند. جالب تر اين كه پس از ناكامى دو سال پيش تيم ملى فوتسال و زمانى كه مديران اين رشته براى پس گرفتن عنوان قهرمانى آسيا مصمم و دست به كار شدند، يك بار ديگر دست نياز به سوى شمسايى و حيدريان و مهره هاى ميانسال دراز كردند كه فن و هنر اين كار را مى شناختند و مى دانستند كه در ميدان هاى بزرگ چه بايد كرد. اين چنين بود كه با مهارت هاى شمسايى كه به اندازه ،۵ ۶ سال پيش شگفت انگيز نيست اما هنوز بسيار تاثيرگذار است و تلاش سايرين، ايران توانست در خاك ژاپن از نو قهرمان فوتسال آسيا شود و عنوانى را كه يك سال پيشتر به اين حريف ويژه سپرده بود، پس بگيرد. متهم اول مدتى پس از آن توفيق دوباره اختلافات شمس با شمسايى شروع شد و بهتر بگوييم ناديده گرفتن برترين گلزن ذاتى ،۱۰ ۱۲ سال اخير فوتسال آسيا توسط سرمربى تيم ملى از نو در دستور كار قرار گرفت و آن روال تا ۳ ماه پيش استمرار يافت. بديهى بود كه با چنان پيشينه اى اولين متهم ماجراى اخير شكست در مالزى باز شمسايى و نخستين خط خورده تيم ملى فوتسال، وى باشد و فرضيه هاى قبلى شمس از نو باب و مطرح گردد. فرضيه هايى كه مى گويد شمسايى در زمين فوتسال بيش از هر كسى به خودش مى انديشد و انفرادى كار مى كند و از فوتسال ( و فوتبال) روز دنيا كه در آن به مشاركت يك بازيكن در تمامى امور و پرداختن تمام عيار به كارهاى دفاعى ( همپا با حمله) نياز است، دور مانده است. شمس پس از باز گرداندن شمسايى به اردوى ملى گفته بود پيشرفت هايى را در روش كار او و در جهت رفع نقايص فوق ديده و او پذيرفته است كه در بازى تيمى بيشتر از گذشته مشاركت جويد و فزون تر بدود و به كارهاى دفاعى بپردازد. خدمت مجدد او نيز لابد به اين دليل است كه شمس فهميده شمسايى استمرار لازم را در اين خصوص ندارد و باز به سياق و روال سابق غريزى و براى خودش توپ مى زند. اگر اين را هم بپذيريم، نمى توانيم اين را تذكر ندهيم كه از قضا دليل اصلى موفقيت هاى شمسايى در صحنه فوتسال، همين خصلت و عكس العمل هاى تند و تيز و غريزى او بوده است. هنگامى كه با عوامل سرعت، غناى فنى، بازى خوانى سريع، جاگيرى در نقطه مقتضى و زدن ضربات برق آسا و به موقع و غافلگير كننده توانسته است به حريفان شوك وارد و دروازه آنان را باز كند و درست است كه چنين بازيكنى هم بايد نمايش هاى تيمى خود را تقويت كند و بيشتر در روند و كليات بازى تيمش مشاركت جويد، اما اگر خصوصيات ذاتى و بالقوه او گرفته شود، چيز زيادى از او به جاى نمى ماند و بهتر بگوييم بزرگ ترين امتيازات وى كه سايرين آن را ندارند، از او سلب خواهد شد و تعداد گل هاى زده تيم ملى فوتسال ما هم رو به كاهش خواهد نهاد. يك مقصر ديگر شمس در اظهاراتش رضا ناصرى دروازه بان سابق تيم ملى فوتسال را هم كوبيده و وى را درحال حاضر فاقد كلاس ملى خوانده است. به اعتقاد او، اين نكته كه ناصرى فصل پيش در تيم فوتسال پرسپوليس در طول فصل مسابقه هاى ليگ اين رشته ۱۰۹ گل خورده، تمام كاستى هاى وى را نشان مى دهد و اگر امسال در نقطه مقابل درخشيده و كمترين گل را خورده، به سبب قوت كار ساير اعضاى تيمش ( نفرات تيم تام ايران خودرو) است. تيمى كه به رغم شمس، ۱۲ تن از بهترين هاى ايران را در اين رشته در بر دارد و به اين خاطر در عمل توپ چندانى به ناصرى نمى رسد تا وى در برابر آن خودنمايى كند. وگرنه او همانى است كه در ناكامى تيم ملى فوتسال در مسابقات جهانى تايوان سهم عمده اى داشت و به گفته شمس روى تمام گل هاى خورده مقصر بود! و باز به زعم سرمربى تيم ملى، اگر دستاوردهاى ساير فوتساليست هاى شايسته ما به اندازه شمسايى مورد توجه قرار نمى گيرد، به اين خاطر است كه حمايت رسانه اى لازم پشتيبان آنها نيست و چنانچه امثال حيدريان، نظرى و افتخارى به عنوانى دست يابند، به سبب مذكور افتخارشان مورد اعتناى لازم قرار نمى گيرد ولى اگر … مشكلات ليگ داخلى حتى خود ترابيان نيز تصريح كرده است كه پس از شكست اخير در مالزى لزوم تغييرات در تيم ملى فوتسال هويدا تر شده است و با برنامه ريزى هاى صورت گرفته، تيم ملى فوتسال تا ۱۲ سال بعد مشكل تامين بازيكن نخواهد داشت و نفرات جديد متعددى به اين تيم تزريق خواهند شد. در عين حال خود او نيز معترف است كه مسابقات ليگ داخلى اين رشته با مشكلات متعددى همراه است و بايد مورد بازبينى و ترميم قرار گيرد و اين به خصوص شامل سالن هاى برگزارى رقابت ها مى شود كه استاندارد و به تبع آن قدرى ايمن نيستند و شرايط مداخله تماشاگران ( گاه بدرفتار) در روند برگزارى مسابقات در حول و حوش آن وجود دارد و البته بازيكنان و مربيان تيم ها نيز معمولا صحبت (!) لازم را به يكديگر دارند و داوران كمتر احساس امنيت مى كنند. در تمامى ابعاد بيش از آن چه شمس گفته و برخى از آنها قدرى سست نشان مى دهند و فزون تر از چيزى كه ترابيان بيان كرده و بعضى از آن نه راه حل بلكه شرح مشكلات است، چيز زيادى براى گفتن نمى ماند، زيرا به خودى خود همين اظهارات نيز نشانگر مشكلات اين رشته در تمامى ابعاد آن است. مشكلاتى كه به نظر مى رسد مديران و مربيان ملى فعلى فوتسال ايران فاقد توان رفع و حل آن باشند.
|
|
|
|
|
برزيلى خوشبخت فنرباغچه
كارلوس: هميشه لبخند بزنيد
حورا شكيبى روبرتو كارلوس ستاره برزيلى خط دفاع فنرباغچه تركيه كه سابقا در رئال مادريد توپ مى زد، با عزيمت ستارگانى چون ديويد بكام و بازنشسته شدن زين الدين زيدان از جمع كهكشانى ها ترجيح داد عرصه را براى جوان تر ها باز كند و باشگاه رئال را به مقصد باشگاهى در خارج اروپا ترك نمايد. كارلوس از حضور در باشگاه جديدش راضى به نظر مى رسد و در آخرين مصاحبه اش با هواداران و بازديدكنندگان وب سايت يوفا از اين مساله پرده برمى دارد. * به نظر خودت چند سال ديگر مى توانى فوتبال بازى كنى؟ ** فكر مى كنم دو سال ديگر در تركيه بمانم و پس از آن كفش هايم را آويزان كنم. * چرا بعد از يك سال اينترميلان را ترك كردى؟ آيا دليل اين تصميم عدم انطباق و هماهنگى فوتبال برزيلى ات با استيل ايتاليايى نبود؟ ** ما يك مربى انگليسى داشتيم كه دوست داشت من در خط ميانى پا به توپ باشم و من هم اين قضيه را قبول نداشتم. دوست داشتم همان پست خودم در تيم ملى برزيل ( دفاع چپ) را در تيم باشگاهى ام نيز داشته باشم وگرنه مشكلى با استيل و سيستم بازى ها نداشتم. * كدام قسمت استانبول را دوست دارى؟ ** منطقه رينا و تنگه بسفر. * به نظر من، باز هم بايد براى برزيل پا به توپ شوى. هنوز در سطح بالايى بازى مى كنى و برزيل به تو نياز دارد؟ ** اگر برزيل به من احتياج دارد، من هم آماده كمك هستم. اگر از من درخواست همكارى شود بيشتر دوست دارم در تورنمنت ها حاضر شوم تا بازى هاى دوستانه. به خاطر بازى هاى ملى هيچ وقت فرصت آزاد نداشتم و حالا از اوقاتم نهايت استفاده را مى برم. * بهترين بازيكنى كه با او بازى كرده ايد چه كسى بود؟ ** به نظر لوئيس فيگو بهترين آنها بوده، البته زيدان را هم نبايد از قلم انداخت. زى زو عرصه را براى تمام هم تيمى هايش آسان تر مى كرد. * بازى كردن زير نظر زيكو و فابيو كاپلو چگونه است؟ ** زيكو تاكتيك كمترى در مربيگرى اش به كار مى برد و آزادى بيشترى به شاگردانش مى دهد. در كل او دوست دارد بازى با شيوه اى درست انجام گيرد. * نظرت در مورد دربى گالاتاسراى و فنرباغچه چيست؟ ** اين دربى مساوى است با دربى رئال مادريد و بارسلونا، سطح رقابت حتى بالاتر است. اين دو تيم واقعا قوى هستند. * آيا شانس بازى در كنار برزيلى هايى چون الكس، اورليو، ديويد، ادو و همچنين حضور زير نظر زيكو تو را تشويق به سفر به تركيه كرد؟ ** قطعا اين مساله بسيار تعيين كننده بود. نمى دانم اگر اين همه برزيلى در فنرباغچه نبودند، چطور مى توانستم با حضورم در اين باشگاه كنار بيايم. البته مليت اين بازيكنان تنها عامل تصميم گيرنده نبود بلكه كيفيت بازى آنها مرا تشويق كرد. * با اين كه در ليگ فوتبال اسپانيا كار كرده اى، سطح فوتبال تركيه را چگونه مى بينى؟ ** اولا بايد بگويم از حضور در فنرباغچه خوشحالم. باشگاه هاى تركيه معمولا در يك سطح هستند. با اين حال سطح بازى هاى فنرباغچه قدرى بالاتر است. فوتبال تركيه تهاجم كمترى دارد و بالاخره اين كه تعداد تيم هاى خوب در لاليگا كم است. * بهترين سال فوتبالى ات كدام بوده؟ ** سال ۲۰۰۲ كه قهرمان اروپا و جهان شديم فكر مى كنم آن سال بايد توپ طلاى اروپا يا عنوان برترين بازيكن را از آن خود مى كردم! * چطور پست دفاع چپ را انتخاب كردى؟ آيا اين تصميم سرمربى بود يا اين كه خودت بيشتر در آن موقعيت احساس راحتى مى كردى؟ آيا هميشه در اين پست بازى كرده اى؟ ** اولين بارى كه مرا براى بازى در پست دفاع چپ دعوت كردند، سال ۱۹۸۸ بود كه آدايلتون لاديرا، سرمربى سائوپائولو مرا در اين قسمت قرار داد. در آغاز من يك هافبك چپ بودم اما چون دفاع چپ ما در سائوپائولو مصدوم شده بود، ناچار شدم به جاى او تغيير موقعيت بدهم. آن زمان گفتم اشكالى ندارد و از آن موقع در همان پست جاى خوش كردم. * در فينال ليگ قهرمانان سال ۲۰۰۲ مقابل بايرلوركوزن حركت زيبايى انجام دادى و پاس سولارى را به سوى زيدان نشانه رفتى تا او گل بزند آيا از آن حركت متعجب نشدى؟ ** اصلا توقع نداشتم كه پاس من گل شود. به نظر خودم فوق العاده بود. اينطور نيست؟ * بهترين گل دوران فوتبال حرفه اى كدام بوده؟ ** فكر مى كنم ضربه آزاد من در سال ۹۷ مقابل فرانسه بهترين گلم بود. تصوير آن هنوز در ذهن من است. شايد آن بازى چندان مهم نبود اما آن گل برايم ارزش زيادى داشت. * رمز صورت هميشه خندان تو چه در داخل زمين و چه خارج از آن چيست؟ ** واقعيت اين است كه خيلى ها از نحوه برخورد من شكايت مى كنند. فكر مى كنند من آدم مغرورى هستم! در كل آدم شاد و خوشحالى هستم و ترجيح مى دهم مردم را نيز خوشحال كنم. هميشه به ياد داشته باشيد كه خنده تان ترك نشود. اميدوارم اين توصيه مرا فراموش نكنيد. * پس از خداحافظى از فوتبال آيا روى به سرمربيگرى مى آورى؟ در كدام ليگ؟ ** بله، دوست دارم سرمربى شوم ولى نمى دانم دقيقا به كدام ليگ مى روم. فعلا اولويتى ندارم. اجازه بدهيد كه پيشنهادات از راه برسند بعد تصميم مى گيرم.
|
|
|
|
|
دلايل يك نزول در دل صعود
چيزى بيشتر از اين نكاشته ايم
وحيد رسولى پيشتر نوشته بوديم و امروز هم تكرار مى كنيم كه جدول ماهانه فيفا لزوما نشانگر حقايق فوتبال كشورها و بيانگر كلاس و غناى آنان نيست و فقط اعداد و ارقام و مشتى حساب هاى كامپيوترى را در بر دارد، اما نزول فوتبال ايران از رده دوم به سوم آسيا در جديدترين جدول نشانگر كاستى هايى است كه داشته ايم و بنابراين نمى توان ( و نبايد) چشم بر آن بست. البته در جدول فوق ايران در قياس با جدول گذشته دو پله هم بالا پريده و ديگر در جهان چهل و يكم نيست و برعكس سى ونهم است، اما از آنجا كه نتايج خوبى در ماه هاى اخير نگرفته ايم و اصولا تعداد مسابقات مان در اين ماه ها اندك بوده، همين مساله باعث شده استراليا كه بيلان بهترى در قياس با ما داشته است، در جمع آسيايى ها پاى به رده دوم قاره بگذارد و ايران كه قبلا دوم بود، تا رده سوم پايين بيايد. ايران نه تنها در سه مسابقه متوالى تداركاتى اش نتيجه اى نگرفت و حتى يك گل هم نزد، روند گل نزدن هاى خود را به اولين ديدار رسمى اش در دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ بسط داد و با سوريه هم صفر ـ صفر كرد و هر چند نتيجه منفى ديدار چندى پيش ما با هانزاروستوك آلمان در جدول فيفا منظور نشده ( زيرا طرف ما يك تيم ملى نبوده و فقط يك باشگاه بوده) است اما تساوى هاى بدون گل با قطر و كاستاريكا و سرانجام سورى ها كار خود را كرد و ما را به نزولى كشاند كه گفتيم. استراليا در همين زمان شروع بسيار خوبى در مرحله انتخابى جام جهانى داشت و قطر را ۰- ۳ برد و چون در بازى هاى اخير تداركاتى اش نيز قدرى بهتر از ما عمل كرده است، در جمع آسيايى ها قدرى بالا پريد و ما را به زير دست خود فرستاد و نتيجه و محصول ركودها و سكون ها و برنامه هاى ناقص ما در سطح ملى هويدا تر گشت. ۷ ماه بدون سرمربى سكون هايى كه باعث شده ۷ ماه در تعيين سرمربى جديد تيم ملى ايران تاخير و وقفه بيفتد و يك ركورد جهانى جديد در اين خصوص به ثبت برسد و در حالى كه سايرين گاه در عرض حداكثر دو سه روز هدايتگر جديد تيم ملى خود را شناخته و معرفى كرده اند براى ما سه فصل سپرى شده و هنوز نمى دانيم كه به عنوان مثال خاوير كلمنته براى ما مربى مى شود يا خير. تابستان آمد و گذشت و پاييز از راه رسيد و سپرى شد و زمستان نيز پديدار و طى گشت و چيزى به پايان آن نمانده است اما تا آخر هفته پيش مشغول كشتى گرفتن (!) با كلمنته بر سر محل استقرار و زندگى وى بوديم و طى اين مدت نام بيش از ۵۰ مربى معروف به عنوان مربيان بالقوه بعدى تيم ملى رديف شده و از مقابل چشم هاى ما عبور داده شده، بدون اين كه تعيين تكليف گردد و درست در زمان هايى كه به صراحت اعلام شد ابتدا آرتور ژورژه(جورج) پرتغالى و سپس خاوير كلمنته اسپانيايى به هدايت تيم ملى منصوب شده اند، اما در عمل خبرى از اين قضيه نبود و تيم ملى با مربيان زحمتكش وطنى به ميدان رفت. مربيانى كه چون يقين داشتند هر لحظه مربى جديد خارجى از راه مى رسد، نمى توانستند با تمام وجود كار كنند و مجبور بوده اند هر برنامه اى را به طور موقتى و گذرا بريزند و هيچ انديشه اى در درازمدت نداشته باشند زيرا آينده متعلق به آنان نيست و به خارجى هايى تعلق دارد كه ۷ ماه است در راه مانده اند! خود كرده را تدبير نيست با اين اوصاف تنزل فوتبال ملى ما در جمع آسيايى ها و ارجاع آن به رده سوم اين قاره اصلا جاى تعجب ندارد و برخاسته از كارهاى خود ما است و خود كرده را تدبير نيست و جاى گله اى نمى ماند و بايد اين را پذيرفت كه تيم ملى ما به رغم مسابقات تداركاتى اخيرش به قدرى بد سازماندهى و هدايت شده كه نبايد حاصل كار و جايگاه آن در جدول اخير فيفا چيزى بيش از اين مى بود و به واقع آن چه بيشتر جاى تعجب دارد، نه سقوط يك پله اى ما در جمع تيم هاى قاره كهن بلكه صعود دو رده اى ما در جدول فيفا و در جمع جهانيان است كه به نظر مى آيد بيشتر به سبب نتايج منفى تر كشورهاى دور و بر ما در اين جدول بوده باشد و نه كسب نتيجه اى خاص از سوى ما كه به واقع ۷ ماه است كه تيم ملى فوتبال ايران اصولا بردى نداشته است! امروز مى توان دو نوع برخورد با مشكل فوق داشت. يكى اين كه با ترتيب دادن ديدارهاى تنظيم شده و مفيد در برابر رقباى متوسطى كه چند برد را به ما بخشيده و اسباب صعود مجدد ما شوند، به خيال خود جبران مافات كنيم و دوم اين كه با نگاهى ژرف انديش تر ابتدا سازمان تيم ملى خود را به طور اساسى و دقيق و قطعى مشخص و استوار سازيم و كادر فنى آن را به طور نهايى منصوب و مشغول به كار كنيم و از اين لحظه به طور دقيق به سوى ادامه مسابقات انتخابى جام جهانى دورخيز نماييم و به تبع آن به نتايجى برسيم كه در خور فوتبال ما و ارتقاى بخش مجدد آن در بين آسيايى ها باشد كه طبيعى است گزينه دوم عاقلانه تر و مفيدتر جلوه كند. اين هم راهى است البته مى توانيم دست روى دست بگذاريم و به روال كنونى ادامه بدهيم و اميدوار باشيم كه چون روند كم ثمر ماه هاى اخير ما دو پله در جدول فيفا بالا آمده، به همان دلايل نامعلوم باعث ادامه ترقى ها در جدول بعدى شود. اين هم براى خودش راهى است!
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
چمن آزادى در خطره!
يكى دو ماهى مى شه كه برف و بارون امون فوتبال رو بريده و مهلت نمى ده تا يه بازى درست و حسابى برگزار كنيم. البته اين مشكل هر سالمون بود ولى امسال به خاطر شدت بارندگى ها اساسى معلوم شد ولى بازم كه هوا گرم شد همه يادشون مى ره كه وضعمون تو زمستون چه جورى بود و عوض اين كه فكر چاره باشن مى ذارن دوباره سال بعد چله زمستون يادشون مى افته كه اى دل غافل امكانات نداريم. به لغو بازى هاى انزلى عادت كرديم و هفته پيش هم كه بازى همدان لغو شد، يه سرى هم كه لوله هاى آزادى يخ زد و به كلى همه چى تعطيل شد. ما فكر كرديم قضيه همين جا فيصله پيدا كرده و حداقل ورزشگاه آزادى مشكل جدى نداره ولى خبر دار شديم كه مسوول ورزشگاه از فدراسيون خواسته كه اين همه بازى ها رو فشرده برگزار نكنه و انتظار نداشته باشن كه اين زمين كشش ۴ تا بازى در هفته رو داشته باشه. گفتن اگه همين جور پيش برن بايد قيد چمن آزادى رو بزنيم ولى مگه مى شه اين تنها زمينيه كه واسه بازى هاى ملى داريم. اى بابا ما چقدر خوش خياليم خوب تيم ملى كه هيچى نداره، زمين هم نداشته باشه. مگه چى مى شه؟
|
|
|
يك سال گذشت
يادش به خير انگار همين ديروز بود كه استقلال سوژه شد. انگار همين ديروز بود كه با بدبختى قهرمان شد تا بلكه بعد از چند سال بتونه تو جام باشگاه هاى آسيا شركت كنه و شايد يه مقامى چيزى بياره.
خرد دسته جمعى لطف كردن و اسامى رو كه هر كسى مى تونست ارسال كنه رو نفرستادن تا شاهكار تازه اى تو فوتبال ايران رخ بده. اون موقع هم كسى حاضر به جوابگويى نشد و تقصير رو گردن همديگر انداختن هنوز هم كه هنوزه كسى نفهميده مقصر كى بود. البته خيلى هام فكر مى كردن كه فوقش يه جريمه الكى مى شن و همه چى ختم به خير مى شه ولى زهى خيال باطل به خيال خودشون با استعفا همه چى تموم مى شه. بابا الان هر كى رفته سر كار جديدش و داره پول پارو مى كنه تنها هواداراى آبى بودن كه بعد از كلى انتظار كشيدن و قهرمانى حسرت جام باشگاه هاى آسيا به دلشون موند.
|
|
|
تشويق يا تنبيه از نوع كريمى!
دفعه قبل كه استقلال به صنعت نفت باخت و فيروز كريمى، طالب لو و بروبچه ها رو تو زمين نگه داشت و واسه اين كه آبى رو آتيش ريخته باشه جلوى تماشاگرا مجبورشون كرد بدون، گفتيم طرف عصبانى بوده و طاقت كم كارى رو نداره و اسمش رو گذاشتيم تنبيه. تازه هر كسى هم واسه خودش روانشناس شده بود و به كار كريمى اعتراض مى كرد. اين سرى كه شيرين فراز رو بردن بازم مجبور شدن بدون. ولى مى گن اسمش رو تشويق از نوع كريمى بايد گذاشت. مثل اين كه شيوه هاى تربيتى فيروزخان خيلى منحصر به فرده و هر كسى سر در نمى ياره. تازه آقا تو اظهارنظر جديدش گفته كه هر چى از قرمزا امتياز كم بشه به نفع استقلاله. اما نه آقا فيروز اگه مردى خودت تيمت رو قهرمان كن نه اين كه بقيه زمين بخورن تا بلكه جنابعالى يه تكونى به تيمت بدى. بيچاره مجيدى متهم شده كه قصد جون فيروز خان رو كرده و باعث شده زيادى داد و بيداد كنه وسلامتى اش به خطر بيفته. تازه مجيدى و منصوريان كه هر دوتاشون كاپيتان بودن هم لقب بى عرضه رو از كريمى به عنوان پاداش پيروزى هديه گرفتن، ولى خودمونيم بازى با شيرين فراز كه اين همه مصاحبه و اظهارنظر نمى خواست.
|
|
|
استقلال فرقى نكرده
نمرديم يه حركتى از استقلال ديديم اگه بازى رو هم نمى برد ديگه شك مى كرديم كه اين تيم استقلاله و ليگه برتريه. اولش كه گلزنى فرهاد مجيدى رو ديديم گفتيم قراره كريمى و شاگردانش عقده بازى هاى قبلى رو تو اين بازى سر كرمونشاهى ها در بيارن ولى بعد ديديم نه اين استقلال زياد فرقى با استقلال قبلى نداره. گل اول كه دروازه بان شيرين فراز جا موند گل دومم كه بيات شوت از راه دور زد. بهتره بگيم اصلا كار تاكتيكى كه قبلا تمرين كرده باشن رو از شاگرداى كريمى نديديم. هنوز يه سوال تو ذهن خيلى ها مونده كه اين آقا فيروز رو چه حسابى به هوادارا قول مى ده. شايد چون نزديك عيد هستيم مى خواد دروغ سيزده رو زودتر از بقيه بگه. راستى يه مطلب ديگه ام بگم كه شيرين فراز با اين حال و روزش بايد مطمئن باشه كه سقوطش حتميه چون بازيكناشون اصلا عين خيالشون نبود كه ۲ گل عقبن و شايد اگه اشتباه مسلم طالب لو ( ماشاءالله اينقدر اشتباه مى كنه كه …) نبود عمرا مى تونستن گل بزنن. حقيقتش اينه كه نمى دونيم چه جورى اومدن ليگ برتر!
|
|
|
كعبى دردسرساز
مى گن سالى كه نكوست از بهارش پيداست. پرسپوليس امسال از اول فصل همين جور بدشانسى آورد و حاشيه دست از سر تيم برنمى داشت. اول كه اومدن قطبى كلى حاشيه درست كرد حالا هم كه ۶ امتياز رو الكى الكى از قرمزا كم كردن. هيچ كس هم نفهميد كه چرا و به چه علت آقايون دست رو دست گذاشتن و كارى نكردن تا اين كه فيفا دست به كار شه. از اون مهم تر نفهميديم اون پولى كه قرار بود به رافائل بدن ولى تو گير و دار تغيير مديريت غيب شد، كجا رفت حالا بقيه اش جالب تره. يه حسين كعبى داشتيم كه يه دفعه سر از لسترسيتى درآورد يه دفعه ام عذرش رو خواستن چون انگليسى ها كه نيمكت اضافى ندارن كه يه فصل رو بى خودى روش بنشونن، ديپورتش كردن خب كى بهتر از پرسپوليس و استقلال چون لژيونرهايى كه تاريخ مصرفشون تموم مى شه كمتر از اين تيم قبول نمى كنن. حالا كه كعبى با قرارداد نجومى اومده كاشف به عمل اومده كه آقا ۴ روز بعد از مهلت نقل و انتقالات اروپايى تشريف آورده واسه همين هم فدراسيون مجوز بازى نمى ده و اگه بده حسابشون با فيفا است كه اونم مى شه خر بيار باقالى بار كن.
|
|
|
|
|
|
|