يكشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۶
۱۶ صفر ۱۴۲۹ - ۲۴ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۳۵
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
كتابخانه
جامعه
زندگى
آرشيو
تماس با ما
بسكتبال و بعد فوتبال
جلوگيرى از هرز رفتن استعدادها در كشتى
عصرى جديد براى كاراته
بسكتبال و بعد فوتبال
استيوناش: حتما به تاتنهام مى روم

حورا شكيبى

استيوناش، ستاره امريكايى ليگ بسكتبال امريكا (NBA) علاقه دارد كه پس از خداحافظى از بسكتبال به فوتبال روى بياورد و در اين ميان تاتنهام انگليس را براى خود برگزيده است. ناش حتى با دانيل لوى، رييس باشگاه و دامين كومولى، مدير ورزشى اسپرز تماس برقرار كرده است.
استيو ناگهان از طرح هاى عجيب و غريبش براى آينده ورزشى سخن گفته و جالب اينجاست كه از امريكا به انگليس بيايد. وى كه هم اكنون در فنيكس سانر مشغول به فعاليت است، پيش از اين با ارزش ترين بسكتباليست حاضر در NBA محسوب مى شود و از هواداران پرو پا قرص تاتنهام هات اسپرز مى باشد. رويايش حضور در باشگاه شمال لندنى و همكارى اش به عنوان يكى از اعضاى كادر اجرايى مى باشد. البته اين مساله در حال حاضر عملى نيست و خود او نيز در گفت وگو با روزنامه هاى انگليسى چون گاردين و ديلى ميل اظهار داشته كه تلاشش را براى محقق شدن اين رويا به كار مى گيرد.
ناش مى گويد: كاملا با گروه فعلى كه هدايت تاتنهام را برعهده دارند، موافقم و خيلى دوست داشتم كه از همين فردا راهى اسپرز مى شدم.
البته اين قضيه زمان مى برد و بايد پس از كنار گذاشتن بسكتبال در مورد اين مساله اقدام كنم. فعلا برنامه هايم آنقدر زياد هستند كه نمى دانم روى طرح هاى آتى ام تمركز كنم. فعلا تماسى با دانيل لوى و دامين كومولى برقرار كرده ام و آنها را در جريان خواسته ام قرار داده ام. اما ما در مورد جزييات اين مساله دقيق نشده ايم. اين دو مى دانند كه باشگاه چقدر براى من ارزش دارد. در حال حاضر روابط دوستانه بيشتر ميادين ما حاكم است تا روابط كارى.
اين ستاره كانادايى درآمدى بالغ بر ۱۱ ميليون دلار آمريكا در هر سال از باشگاه فينكس دريافت مى كند اما به گفته خودش هنوز آنقدر مال و سرمايه شخصى ندارد كه تاتنهام را خريدارى نمايد.
استيو ۳۴ ساله خيلى دوست داشت كه هم سطح مالكان خارجى باشگاه هايى چون ويلا، منچستر يونايتد و ليورپول بود اما بودجه او نه به اندازه رندى لرنر ( مالك ويلا) و نه گليزر( مالك يونايتد) و جرج ژيلت( يكى از مالكان ليورپول) است.
وى در ادامه مى افزايد: حضور خانواده امريكايى گليرز در منچستر يونايتد يكى از عواملى بود كه به تصميم حضور ناش در وايت هارت لين كمك كرده است.
اين بسكتباليست نامى مى  گويد: خانواده من اهل شمال لندن هستند و دليل حضور من در تاتنهام قطعا اين نيست كه به تجارت پرداخته و از طريق فوتبال جيب هايم را پر كنم. پول چندان برايم اهميتى ندارد. فقط دوست دارم شاهد موفقيت و پيشرفت اسپرزها باشم و اگر بتوانم در اين زمينه كمكى كنم واقعا خوشحال مى شوم.
علاقه من به اين باشگاه هم يك شبه به وجود نيامده كه خيلى سريع فروكش كند. مدت هاست عشق تاتنهام را در دل دارم و آرزو مى كنم كه روزى در يكى از سمت هاى اجرايى در وايت هارت لين مشغول شوم. براى موفقيت اسپرز از ته دل دعا كرده و براى سفر به لندن روزشمارى مى كنم. اميدوارم در صورت حضور در تاتنهام بتوانم گامى در جهت موفقيت تيم محبوبم بردارم.
جلوگيرى از هرز رفتن استعدادها در كشتى
شايسته سالارى به جاى قهرمان سالارى

امير ملكى

كشتى ورزش اول ايران است، ورزشى مزين به فرهنگ هاى اصيل اسلامى و ايرانى، اين قداست تا آنجا پيش رفته كه بسيارى از قهرمانان اين رشته به غير از كسب مدال هاى داخلى و بين المللى به افتخار والاى پهلوانى دست مى يابند، پهلوانانى مردمى كه معيارهاى اخلاقى بيش از مدال هاى رنگارنگ برايشان ارزشمند بود.
شايد دوران دلاورى هاى پورياى ولى و جهان پهلوان تختى طولانى نبود اما نام مرد نكونام هرگز از ذهن ورزش دوستان و حتى مردم عوام جامعه پاك نخواهد شد و هميشه با عزت و احترام از آنها ياد مى شود.
اين روزها اما در ورزش كشتى اتفاقاتى رخ مى دهد كه با روح پهلوانى آن مغايرت هاى بسيارى دارد. مردان نامدار اين رشته مدت هاست با اتكا به عناوين گذشته خود، به راحتى دوبنده ايران را در ميادين مختلف بر تن مى كنند در حالى كه جوانان مستعد و شايسته تر از آنها با اجحاف حقشان بالاجبار پشت در هاى بسته تيم ملى مى مانند و حسرت مى خورند.
جمشيد تقى زاده سال هاى پيش از انقلاب موفق شد در رقابتى نابرابر عبدالله موحد را شكست دهد اما زمانى كه اين كشتى گير به مسابقات بين المللى فرستاده شد با بوسيدن چهارگوشه تشك، از دنياى كشتى خداحافظى كرد.
اين اتفاق در سال هاى اخير هم در كشتى تكرار شده است، اصغر بذرى پيش از رقابت هاى المپيك ۲۰۰۴ آتن تمام رقيبان داخلى را شكست داد ولى مسوولان امر كشتى هرگز حاضر نشدند بين اين كشتى گير و عليرضا دبير كشتى انتخابى برگزار كنند تا در نهايت با تضييع حق بذرى، دبير راهى المپيك شد و در نهايت خيلى زود از گردونه مسابقات كنار رفت.
البته با حضور معزى پور در راس هرم هدايت كشتى آزاد و رضا سيم خواه در سمت سرمربيگرى كشتى فرنگى، زمزمه هايى در خصوص فراموشى اين اتفاقات شنيده مى شود ولى زمانى كه اسامى نفرات نهايى شركت كننده در المپيك اعلام نشود، نمى توان در اين خصوص اظهارنظر كرد.
 استعدادها و شايسته هاى آزاد
اردوى آماده سازى تيم ملى كشتى آزاد جهت حضور در رقابت هاى قهرمانى آسيا از روز جمعه ۲۶ بهمن ماه و به مدت ۲۱ روز در محل خانه كشتى تهران تشكيل شد كه كادر فنى كشتى آزاد كشورمان نام ۲۹ كشتى گير را براى شركت در اين اردو آماده اعلام كرد.
در بين اسامى دعوت شده نام عليرضا حيدرى، محسن ابراهيمى و حسن طهماسبى ديده نمى شد كه هر كدام به دلايل مختلف اجازه حضور در اين دلايل مختلف اجازه در اين اردو را به دست نياورده اند.
از ديدگاه كادر فنى تيم ملى كشتى آزاد، حضور در مسابقات ليگ، رقابت هاى انتخابى و گرفتن حداقل ۶ كشتى در طول يك روز معيارهاى انتخاب نفرات نهايى اين ليست به حساب مى آيند ولى در اين بين نبايد يك نكته مهم را فراموش كرد.
وقتى كشتى گيران جوان در مسابقات داخلى موفق مى شوند كشتى گيران ملى پوش را شكست دهند، انگيزه و روحيه بالايى دارند و انتظار دارند حداقل حقشان برابر اين كشتى گيران تضييع نشود پس نبايد به همين راحتى حق آنها را پايمال كرد و ا ستعدادشان را زير سوال برد.
اين همان اتفاقى است كه در روسيه بارها و بارها شاهد تكرار آن هستيم. در جام جهانى كشتى آزاد كه شهريور ماه امسال در باكو برگزار شد، كتايوف كه توانسته بود در مسابقات داخلى روسيه برابر ساجيدى اف معروف به پيروزى دست يابد، به عنوان كشتى گير وزن ۸۴ كيلوگرم معرفى شد. مطمئنا همين مسايل باعث شده است قهرمانان بزرگ روسيه هيچ گاه خود را در حاشيه امنيت احساس نكرده و براى حضور در مسابقات بين المللى هميشه آماده باشند.
در كشورمان اما كمتر شاهد بروز اين اتفاق بوديم و حتى وضعيت قهرمانان كشتى ما به مراتب بدتر است. كسانى كه موفق مى شوند در عرصه هاى بين المللى روى سكو بروند، در باد اين موفقيت مى خوابند و حتى حاضر نمى شوند در رقابت هاى ليگ و يا انتخابى تيم ملى كشتى بگيرند زيرا اين مدال را مجوز پوشيدن دوبنده تيم ملى در تمام مسابقات بين المللى مى دانند.
ضمن اين كه اگر رقابت هاى داخلى ملاك اعزام به مسابقات خارجى باشد، شاهد رشد و شكوفايى هرچه بيشتر كشتى خواهيم بود. به طور مثال در مسابقات ليگ ميثم مصطفى جوكار توانست اصغر بذرى را با ضربه فنى شكست دهد.
البته جوكار جوان كه برادر كوچك مسعود است، توانست در رقابت هاى جام ياشار دوغو صاحب گردن آويز نقره شود تا نشان دهد پيروزى برابر كشتى گير بزرگى به نام بذرى حاصل اتفاقات نبوده و استعداد بالايى دارد كه با آموزش و تربيت صحيح مى تواند به يكى از مردان مطرح كشتى ايران در مسابقات بين المللى باشد.
ضمن اين كه نبايد به راحتى كشتى گيران مستعدى مانند ابراهيمى را كنار گذاشت، مگر آن كه اين اتفاق زنگ بيدارى براى اين كشتى باشد تا با انجام اشتباهات ديگر خود را از رسيدن به جايگاه واقعى اش در كشتى ايران و جهان دور نكند.
مطمئنا ادامه اين روند كه همان معناى واقعى شايسته سالارى در كشتى است مى تواند زنگ خطرى براى كشتى گيران عنوان دار و صاحب مدال باشد و آنها را آگاه كند كه در صورت كوچك ترين اشتباه از حضور در مسابقات جهانى و المپيك محروم خواهند شد و مانع از آن خواهد شد كه نفراتى شايسته و آينده دار پشت خط بمانند و نفرات اصلى بدون استرس كنار گذاشته شدن، به راحتى دو بنده تيم را در مسابقات برتن كنند.
احياى كشتى فرنگى
اين درست است كه فرنگى كاران ايران نتوانسته اند در ميادين بين المللى به موفقيت قابل ملاحظه اى دست پيدا كند اما ظهور پديده اى به نام حميد سوريان در وزن ۵۵ كيلوگرم بيانگر آن بود كه مى توان با شناسايى استعدادها، به موفقيت در مسابقات بين المللى اميدوارتر شد.
در اين بين توجه به كشتى در رده هاى پايه، پيگيرى دقيق و منظم مسابقات ليگ، برگزارى رقابت هاى بين المللى، كشف و شناسايى استعدادها و اعزام آنها به مسابقات برون مرزى، راهكارهايى كه در اين مدت شاهد انجام آنها در اين رشته بوده ايم، نتايج بسيار رضايت بخش براى رشد بين المللى اين رشته داشته و دارد كه اين روند بايد با برنامه ريزى و سرمايه گذارى بهتر و بيشتر ادامه پيدا كند.
همچنين نبايد به سوريان ها اين اجازه را داد كه از حضور در مسابقات داخلى و انتخابى به هر دليلى غير از مصدوميت هايى كه پزشكان مخصوص آن را تاييد كنند، اجتناب كنند تا شاهد رقابت بيشتر بين كشتى گيران داخلى بود و در نهايت بهترين و شايسته ترين كشتى گيرها به مسابقات بين المللى راه يابند.
مطمئنا وقتى محمدرضا قضايى كشتى گير ۶۰ كيلوگرم تيم دانشگاه آزاد با ضربه فنى على اشكانى نايب قهرمان جهان در سال ۲۰۰۵ را در مسابقات ليگ شكست دهد، مى توان اين اميد را داشت كه سرمايه گذارى روى اين جوانان مى  تواند شرايطى را ايجاد كند تا كشتى فرنگى ايران همانند كشتى آزاد به يكى از قدرت هاى برتر كشتى جهان تبديل شود.
اميدواريم اين سياستگذارى ها از كوتاه مدت به بلندمدت تبديل شود تا در سال هاى نه چندان دور شاهد كسب مدال هاى رنگارنگ كشتى آزاد و فرنگى ايران در مسابقات بين المللى باشيم.
عصرى جديد براى كاراته
تيم كتيرايى ـ  ناظريان جواب مى دهد
وصال روحانى
اندك مدتى بعد از انتخاب بهزاد كتيرايى به عنوان رييس جديد فدراسيون كاراته ايران، حبيب الله ناظريان مقام اول سابق اين نهاد از جانب كتيرايى به عنوان رييس سازمان تيم هاى ملى كاراته منصوب شده است تا از تجربيات كلان او براى اداره اين تيم ها و به واقع براى اعتلاى اين ورزش سود جسته شود و چنين چيزى رها و بى فايده نماند.
ناظريان كه سال ها و در دو مقطع زمانى طولانى رييس فدراسيون كاراته بود، مى گويد: افتخار مى كنم كه هنوز در خانواده بزرگ كاراته هستم و كتيرايى نيز اصرار داشت حالا كه چنين است، دوباره قبول مسووليت كنم و با انجام اين كار و تصدى اين پست مجددا وارد كارهاى اجرايى شوم. برنامه مدون و دقيقى را براى تيم هاى ملى طراحى كرده بودم و آن را ارايه دادم و كتيرايى تاكيد كرد كه خودم عامل اجراى آن باشم.
اگر كار حرفه اى است، تشكيلات نيز بايد حرفه  اى باشد. وقتى يك كاراته كا به اردوى ملى مى آيد، تا زمان ترك اردو همه كارهايش بايد حساب شده باشد و اهميت موضوع را حس كند. ما بايد دقيقا بدانيم چه مى خواهيم و بر همان اساس و براى نيل به همان چيز حركت كنيم. كاراته ايران با تلاش فراوان به اين جايگاه رسيده است و ما بايد بكوشيم اين جايگاه را ارتقا بخشيم و مطمئنا اين كار با ديدگاه هاى حرفه اى موجود امكان پذير خواهد بود.
تغييرات بديهى
ناظريان مى افزايد: چارتى را براى سازمان تيم هاى ملى كاراته تدارك ديده ام و تمام استراتژى هاى فدراسيون را در بسترى قانونمند و با برنامه اى قوى كه موجب پيشرفت كاراته خواهد شد، ارايه خواهم كرد. در مورد مسابقات كاراته قهرمانى جهان ۲۰۰۸ در توكيو نيز بايد بگويم نيازمند فرصت بيشترى براى تفكر فزون تر در باره شرايط و روش هاى كار هستم، ولى بديهى است كه قسمتى از برنامه هاى سابق فرق كند و تغييراتى در كادر فنى تيم ملى نيز صورت خواهد پذيرفت كه براى هر چيز از مسايل حاشيه اى آنها را فعلا اعلام نمى كنم. ما توان بالقوه زيادى در اين رشته داريم و برنامه ريزى ما نبايد محدود به ۶ ماه و يك سال و اين گونه زمان ها شود. قرار است در ۲۰۱۲ كاراته وارد برنامه  بازى هاى المپيك شود و بنابراين بايد كار سازنده ترى روى جوانان و ورزشكاران رده سنى اميد در اين رشته صورت داد. يكى از محسنات تيم ملى فعلى كاراته ما اين است كه نفرات آن در شرايط مساعد سنى قرار دارند و اغلب، مسن نيستند و تيمى هم كه چند سال پيش در مارسى فرانسه قهرمان جوانان و اميدهاى كاراته جهان شد، به بهترين پشتوانه براى تيم ملى بزرگسالان بدل گشت و بعدا در مسابقه هاى جهانى بزرگسالان ۲۰۰۶ دو طلا و دو برنز نصيب ما كرد و نفرات همان دو تيم، تيم ملى بزرگسالان ما را تغذيه كردند.
ناظريان به نوبه خود براى تيم ملى كاتا نيز اهميت قايل است و از آن هم غافل نمانده است و مى گويد: ابتدا بايد تحقيق كنيم و دريابيم كه چگونه كشورهايى مثل ايتاليا، فرانسه، ژاپن و اسپانيا سال ها در اين بخش درخشيده اند. در هر حال بايد از ورزشكاران و مربيان اين رشته نيز حمايت كرد و شخصا به گزينه خارجى براى هدايت تيم ملى كاتا اعتقاد ندارم، زيرا فكر مى كنم عواملى مثل روش هاى تمرينى و انگيزه هاى شخصى قهرمانان فاكتورهاى اصلى توفيق در اين ورزش و در رشته ها و مسابقات مختلف هستند و به دليل منحصر به فرد بودن كاراته ايران، در كوميته نيز صاحب سبك مخصوص به خود هستيم و بهتر است با همان روش هاى ويژه خود حركت و اقدام كنيم ….
 گرامى و مفيد
آن چه خوانديد، برنامه هاى تيم ملى كاراته در دوره جديد فعاليت هاى آن و با هدايت مردى است كه از مطلع ترين اهالى اين ورزش به حساب مى آيد و با آمدن مسوولى جديد به اين ورزش نه فقط قطع همكارى نكرده، حاضر شده هر چه تجربه دارد صرف بهبود وضعيت اين ورزش كند و بنابراين نه تنها تخصص اش در اين رشته گرامى و مفيد است، حسن نيت اش تحسين بيشترى را برمى انگيزد. يك حسن ديگر ناظريان كه قطعا كتيرايى از آن غافل نخواهد ماند. راضى نبودن و اكتفا نكردن وى به وضعيت موجود و چيزهايى است كه تا به حال حاصل آمده، زيرا باورش اين است كه در چنين شرايطى و در صورت قناعت به دستاوردهاى قبلى، يك سازمان ورزشى و يا ورزشكار توقف پيشه خواهند كرد و ديگر حركتى به خود نخواهند داد، ولى اگر به بيشتر و بهتر چشم بدوزند و به سمت آن حركت كنند، قطعا بهره هاى زيادى خواهند برد و لاجرم پيشرفت بيشترى را ضميمه كار خود خواهند كرد. با اين كه هنوز براى قضاوت زود است، اما با وجود ناظريان، قهرمانانى زبده مثل ويشگاهى و برادران روحانى و مسوول تازه اى كه آن قدر واقع بين است كه اجازه جدايى و دورى از كاراته را به ناظريان نداده است، ترقى فزون ترى مى تواند در انتظار ورزشى باشد كه تا همين حالا نيز نتايج جالبى گرفته و در دهه اخير افتخارات ارزشمندى ها اين اوصاف عصر جدى كاراته با تشكيل يك تيم كارى متشكل از كتيرايى و ناظريان آغاز شده است و بايد در انتظار جواب دادن آن و نتايج كار نشست.
گذر و نظر
اكبر اوتى بازهم پرسپوليس رو برد
ميثاقيان تو هر تيمى كه باشه ديگه نمى شه از شاگرداش انتظار داشت كه فرپلى بازى كنن.
نه اين كه ايشون خيلى حرفه اى ان علاقه خاصى به ضدفوتبال دارن. ولى اين دفعه خبرى از ضد فوتبال نبود و استثناعا ثابت كردن كه شاگرداى ميثاقيان هم بلدن فوتبال بازى كنن. حالا يه خورده از پرسپوليس بگم كه طبق معمول يه نيمه اصلا بازى نمى كردن و هر چى خواستن توپ هدر دادن و گل خوردن بعد نيمه دوم اومدن تو زمين تا ۲ گل خودشون رو تلافى كنن. تازه اون يه گل رو هم كه نيكبخت زد بعد از چند تا موقعيت خطرناك از دست دادن به ثمر رسيد. افشين قطبى كه مثل بقيه مربى هاى وطنى باخت رو گردن اين و اون نمى اندازه بايد به سوال هوادارا جواب بده كه چرا ۴۵ دقيقه اول رو اينقدر سرسرى مى گيرن تازه بعد از نيمه دوم يادشون مى افته كه اى دل غافل گل هم بايد بزنن. خداييش هيچ كس مثل مهاجماى قرمزا مقصر نيست چون موقعيت گل زياده ولى اينا گلزن نيستن.
۵ امتياز هم از آبى ها كم مى شه؟؟
دور، دور كسر امتياز از استقلال و پرسپوليسه. البته سپاهان بود كه استارت اين كار رو زد و آبى ها و قرمزا ديدن چى از اصفهانى ها كم دارن و نخواستن كم بيارن. پرسپوليس كه ۶ امتيازش پريد حالا مونده استقلال. نترسيد و نگران نباشيد به اميد خدا و با همكارى سران متعهد استقلال ۵ امتياز از آبى ها كم مى شه. قضيه خيلى شبيه قضيه پرسپوليسه با اين تفاوت كه شاكى اصلى گمانوويچ هست كه قبلا دستيار قلعه نويى بود و شاكى دوم و سوم توپالويچ دروازه بان و شركت ترانسفر كننده اش هستن كه به ترتيب ۵۰ هزار، ۱۸ هزار و ۸ هزار يورو طلبكارن. البته مبلغ كمى نيست ولى هر كى خربزه مى خوره پاى لرزشم مى شينه ديگه. هنوز كه آقايون حرفى نزدن و اظهارنظر نكردن كه اگه حرف بزنن تقصير رو گردن قبلى ها مى اندازن. خلاصه حاشيه دست از سر آبى ها بر نمى داره. شايدم استقلال دست از سر حاشيه برنمى داره. راستى حجازى ام ديده كه چند وقتيه كسى كار به كارش نداره خودش يه نامه محرمانه به فتح الله زاده نوشت و استعفا داده البته خودش و بقيه تكذيب كردن ولى چرا از نامه محرمانه همه خبردار شدن؟
استارت دوباره تيم ملى
خاوير خان كلمنته بعد از كلى ناز و عشوه و رخصت گرفتن از نوه  اش لطف كردن و فوتبال ايران رو از بلاتكليفى نجات دادن تا شايد كفاشيان هم يه فكرى به حال تيم ملى بكنه. چون اينجور كه پيداست حالا حالاها تيم مربى نداره. كار ما شده اين كه هر روز گوش به زنگ باشيم شايد درى به تخته بخوره اسم سرمربى كه مى گن ايرونيه رو بشنويم، بى خيال بابا تيمى كه سرمربى نداره بايد قدر همين ابراهيم زاده خودمون رو بدونيم. حداقل واسه مون كلاس نذاشت. فدراسيون دوباره تاكيد كرد كه ابراهيم زاده دستيار سرمربى ناشناخته است و به زودى هم اسامى نفرات رو اعلام مى كند كه واسه بازى دوستانه با بحرين و بعدشم كه كويت تمرينات شروع بشه. تمرينات از ۱۵ اسفند شروع مى شه. فقط ابراهيم زاده يه حرفى زده و اونم اين كه لژيونرها نمى تونن به بازى بحرين برسن چرا كه اين بازى تو تقويم فيفا نيستش. نمى دونم كه چرا مربى تيم ملى اينقدر حسرت نيومدن اونارو مى خوره ولى آخه اگرم بيان به غير از مدل مو و مصاحبه هاى جور واجور به چيز ديگه اى فكر نمى كنن.
اصلاحات از نوع فيروزخان
فيروز كريمى كسى نيست كه اجازه بده هر بازيكنى هر كارى كه دلش مى خواد انجام بده و هر حركتى از خودش نشون بده. درست حدس زدين بازم يه تنبيه جانانه از طرف كريمى براى يكى از بازيكناى استقلال رقم خورد كه اون بازيكن هم كسى نيست جز پيروز قربانى، اينجورى كه خود كريمى گفته قربانى بعد از گل دوم استقلال برابر شيرين فراز ناراحت شده و كريمى از قيافش خونده كه ناراحتى قربانى الكى نيست. خلاصه كريمى آب پاكى رو ريخت رو دست طرف و قربانى رو خيلى واضع و روشن اخراج شده اعلام كرد و گفته عمرا تا آخر فصل اجازه بازى رو بهش نمى ده و بهتر بره دنبال كاراى تسويه حسابش. حجازى هم كه وضعيت رو قرمز ديد به قربانى گفت كه فعلا تو تمرينات آفتابى نشه تا شايد آبها از آسياب بيفته. طبق معمول كه كريمى كوتاه نمى ياد و مى گه مرغ يه پا داره ولى خود آقايون استقلالى گفتن كه اين اخراج موقتيه. البته اخراج موقتى هم عالمى داره كه نصيب هر كسى نمى شه.
سفر تكواندوكارا لغو شد
المپيك هم بود المپيك قديم. اون قديما خرج سفر بازى هاى آزمايشى رو مى دادن، كلى امكانات واسه تيم هاى مهمان قايل مى شدن، منتشون رو مى كشيدن و … يادش به خير.
تيم ملى تكواندو قرار بود يه سفر بره پكن كه تو مسابقات آزمايشى المپيك شركت كنه كه يهو خبر رسيد نه خير كجا مى ريد؟ همين ايران خودمون چشه كه مى خواين برين پكن؟ همون يه بازى كه واسه المپيك مى ريد بسه. قضيه از اين قراره كه اين سرى كه المپيك تو پكن برگزار مى شه مقامات چينى شرايط رو تغيير دادن و به هيچ وجه حاضر نيستن پولى بابت تيم هاى شركت كننده بدن و اعلام كردن هر تيم با هزينه خودش مى تونه تو هر وزنى كه سهميه المپيك گرفته تو اين بازى ها شركت كنه. ولى آقايون گفتن كه نيازى نيست تيم اعزام كنن. البته خرج زيادى داره ولى فكر نمى كنن كه به جاى خرج هاى اضافى كه مى شه بهتر بود كه تيم رو اعزام مى كرديد تا بلكه تو المپيك كم نيارن!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |