دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۶
۱۷ صفر ۱۴۲۹ - ۲۵ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۳۶
بين الملل
Tel: 88807156
intl@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
كتابخانه
سلام جوان
جامعه
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
خبر استعفاى فيدل كاسترو رهبر كوبا پس از ۴۹ سال تكيه زدن بر مسند قدرت واكنشهاى مختلفى را برانگيخت برخى ازاين كناررفتن خودخواسته لب به ستايش گشودند، برخى شادمانى كردند و برخى برماندگارى اسطوره وارش درتاريخ آمريكاى لاتين تاكيد كردند. كاسترو در پيامى با اعلام استعفاى خودگفت: وظيفه دارم از همه امورم كناره گيرى كنم مانعى نيز براى كسانى كه بسيار جوان هستند ايجاد نكنم اما در عين حال تجربياتم را در اختيار آنها قرار خواهم داد البته تمايل دارم تا آخرين لحظه به وظيفه ام عمل كنم .اين آن چيزى است كه مى توانم ارائه كنم. در پى تصميم فيدل كاسترو براى كناره گيرى از قدرت رئيس پارلمان كوبا از مردم اين كشور خواست متحد باشند و شان و جايگاه كشورشان را حفظ كنند. ريكاردو الاركن گفت: بايد به كاسترو قول دهيم كه همه ما هم اكنون و براى هميشه با يكديگر خواهيم توانست شان و جايگاه اين كشور را حفظ كنيم و اين سرزمين را بيش از گذشته آزاد مستقل يكپارچه و زيبا نگه داريم.
استقلال كوزو، بحران مشروعيت نهادهاى بين المللى
اعلام استقلال كوزوو بدون عبور از سازمان ملل كه البته با اشاره و حمايت مستقيم واشنگتن و برخى كشورهاى اروپايى صورت گرفت در كنار تمامى پيامدهاى آن به چالش كشيدن مستقيم قوانين و نهادهاى بين المللى محسوب مى شود.
اين رويداد بار ديگر نشان داد كه نهادهاى بين المللى نظير شوراى امنيت سازمان ملل همانند ابزارى در دست برخى قدرتهاى جهانى عمل مى كنند.
واشنگتن و برخى كشورهاى اروپايى در مواجهه با استقلال كوزوو در حالى شوراى امنيت و مصوبات آن را ناديده گرفتند كه هم اكنون در قبال برخى كشورهاى ديگر خواستار اجراى جزء به جزء تمامى مصوبات آن هستند.
اين نوع برخورد حالتى فراتر از سياست دوگانه و نوعى به سخره گرفتن شعور جمعى و تمدن بشرى است.
صربستان يكى از اعضاى سازمان ملل است بنابراين چنين تصميماتى بايد از طريق شوراى امنيت و مجمع عمومى سازمان ملل صورت گيرد.
شوراى امنيت سازمان ملل در سال ۱۹۹۹ميلادى به منظور پايان دادن به مناقشات قومى كوزوو با صدور قطعنامه ۱۲۴۴ضمن ارائه راهكارهاى لازم براى جلوگيرى از برخوردهاى قومى تاكيد كرد كوزوو استانى خودمختار است و نه كشورى مستقل.
از اين روى اعلام استقلال يكجانبه كوزوو ضمن اينكه نقض حاكميت ملى صربستان محسوب مى شود ناديده گرفتن منشور سازمان ملل و زير پا نهادن قطعنامه ۱۲۴۴شوراى امنيت است.
نكته حايز اهميت اينكه كشورهايى از اين پديده سياسى حمايت كرده اند كه خود را از متعهدين اجراى قوانين بين المللى مى دانند.
راهبرد آمريكا در بالكان
بسيارى از ناظران اعلام استقلال كوزوو را آخرين مرحله از روند فروپاشى يوگسلاوى توصيف كرده اند ولى بايد توجه داشت كه اين به معناى پايان همه فراز و فرودها در بالكان نيست.
برخى ناظران و كارشناسان مسايل سياسى استقلال يكجانبه كوزوو را آغازى براى جدايى طلبى هاى ديگر در نقاط مختلف جهان توصيف كرده و از آن به عنوان پيامدى منفى ياد مى كنند كه مى تواند مشكلات متعددى را درآينده رقم زند.
توجه به اين نكته ضرورى است كه چنانچه اين استنتاج سياسى صد در صد مطابق با واقعيت هم باشد نه تنها مخالف منافع آمريكا نيست بلكه بالعكس در جهت استراتژى كلان واشنگتن است.
پس از فروپاشى اتحاد شوروى واشنگتن سياست پيشروى به مرزهاى قطب پيشين را با سرعت بيشترى دنبال كرد زيرا از يك سو نگران شكل گيرى و احياى مجدد اتحادى از كشورهاى بلوك شرق بود و از سوى ديگر تلاش مى كرد روند جهانى سازى را به نفع خويش تسريع كند.
كمك به فروپاشى و تسهيل روند واگرايى كشورهاى بزرگ از جمله راهكارهاى مهم واشنگتن در استيلاى سياسى بر سرزمين ها ى بجا مانده از اتحاد شوروى بود.
با نگاهى اجمالى به حوادث سياسى دو دهه گذشته به راحتى مى توان رد پاى واشنگتن را در جدايى چك و اسلواكى فروپاشى يوگسلاوى و ديگر اتحاديه هاى اقتصادى سياسى و نظامى در اروپاى شرقى ديد.
از اين روى هشدار در خصوص احتمال بروز حركتهاى جدايى طلبى ديگر در اروپاى شرقى و يا حتى در گستره جهانى نه تنها براى واشنگتن نگران كننده نيست بلكه مطلوب و منطبق بر راهبرد بنيادين آمريكا در روند سياست خارجى اين كشور محسوب مى شود.
استراتژيست هاى كاخ سفيد تلاش مى كنند كه با تقسيم و تجزيه كانون هاى پرنفوذ و صاحب نقش در عرصه هاى سياسى منطقه اى و بين المللى از تشكيل هرگونه نقطه مقاومت جلوگيرى كنند.
در اين راستا بايد يادآور شد كه ايجاد و مديريت بحران هاى كنترل شده در سطح جهانى و منطقه اى از ديگر اقداماتى است كه در جهت راهبرد آمريكا در صحنه سياسى تا كنون به اجرا درآمده است.
با گذشت فقط دو دهه و در پى اجراى سياست هاى توسعه طلبانه آمريكا به جرات مى توان گفت كه در اروپاى شرقى و بويژه در بالكان هيچ كشورى را نمى توان يافت كه بيش از ۱۰ميليون نفر جمعيت داشته و از ظرفيتهاى سياسى و اقتصادى كافى براى ابراز مخالفت با واشنگتن برخوردار باشد.
در اين راستا كارشناسان سياسى معتقدند كه هشدار در خصوص جدايى احتمالى جمهورى صرب ها از بوسنى و هرزگوين و يا ديگر حركتهاى جدايى طلبانه در بالكان نه تنها موجب نگرانى آمريكا نيست بلكه از جمله اهداف كاخ سفيد محسوب مى شود.
مخالفان استقلال كوزوو
روسيه و صربستان از جمله مخالفان عمده استقلال كوزوو بوده و هستند ولى به رغم تمامى تلاشهاى ديپلماتيك موفق نشدند از بروز اين پديده سياسى جلوگيرى كنند.
روسيه از دو زاويه ديد با استقلال كوزوو مخالف است. نخست اينكه كرملين با آگاهى از راهبرد آمريكا تلاش مى كند از پيشروى كاخ سفيد به مرزهاى پيشين شوروى جلوگيرى كند و از سوى ديگر به علت علايق سنتى و قومى كهن با صربها خود را در مسايل و مشكلات آنان شريك مى داند.
با اين وجود در يك بررسى واقع بينانه بايد اذعان داشت كه روسيه توان اقتصادى و سياسى لازم را براى جلوگيرى از اين حادثه سياسى نداشت و قطعا با گذشت زمان ناگزير به شناسايى كوزوو خواهد شد. صربستان نيز كه كوزوو را بخشى از خاك خود مى داند در اقدامى ديپلماتيك از تمامى سفيران خود در كشورهايى كه كوزوو را به رسميت شناخته اند از جمله از سفير خود در آمريكا خواست تا هرچه سريعتر به بلگراد بازگردند.
اين اقدام بلگراد گرچه قابل پيش بينى بود ولى نمى تواند براى دراز مدت ادامه يابد زيرا صربستان با توجه به ظرفيت هاى اقتصادى محدود خود قادر به تحمل انزواى سياسى نيست و ناگزير در اقدامات ديپلماتيك خود تجديد نظر خواهد داد حتى اگر هيچگاه كوزوو را به رسميت نشناسد.
نكته آخر اينكه استقلال كوزوو براى ارتدوكس هاى بالكان به منزله بغض فروخفته اى است كه بدون در نظر گرفتن راهبرد كانون هاى قدرت مى تواند با فراز و فرودهاى سياسى مشكلات جدى براى بالكان فراهم كند.
به ياد داشته باشيم كه جنگ جهانى اول از اوايل قرن بيستم از سارايوو و جنگ جهانى دوم نيز از نزديكى مرزهاى بالكان آغاز شد. همچنين پرونده نبردهاى قرن بيستم نيز با جنگ بوسنى و هرزگوين (۱۹۹۵) و كوزوو در سال ۱۹۹۹ميلادى بسته شد.
محمدرضا عرفانيان-ايراس
كاسترو انقلابى آمد و انقلابى كنار رفت
خبر استعفاى فيدل كاسترو رهبر كوبا پس از ۴۹ سال تكيه زدن بر مسند قدرت واكنشهاى مختلفى را برانگيخت برخى ازاين كناررفتن خودخواسته لب به ستايش گشودند، برخى شادمانى كردند و برخى برماندگارى اسطوره وارش درتاريخ آمريكاى لاتين تاكيد كردند. كاسترو در پيامى با اعلام استعفاى خودگفت: وظيفه دارم از همه امورم كناره گيرى كنم مانعى نيز براى كسانى كه بسيار جوان هستند ايجاد نكنم اما در عين حال تجربياتم را در اختيار آنها قرار خواهم داد البته تمايل دارم تا آخرين لحظه به وظيفه ام عمل كنم .اين آن چيزى است كه مى توانم ارائه كنم. در پى تصميم فيدل كاسترو براى كناره گيرى از قدرت رئيس پارلمان كوبا از مردم اين كشور خواست متحد باشند و شان و جايگاه كشورشان را حفظ كنند. ريكاردو الاركن گفت: بايد به كاسترو قول دهيم كه همه ما هم اكنون و براى هميشه با يكديگر خواهيم توانست شان و جايگاه اين كشور را حفظ كنيم و اين سرزمين را بيش از گذشته آزاد مستقل يكپارچه و زيبا نگه داريم.
ليو جيان چائو سخنگوى وزارت امور خارجه چين گفت: رهبرى كوبا از احترام و محبوبيت زيادى در ميان مردم كشورش برخوردار و دوست ديرينه ملت چين است و اميدوار است وى بزودى سلامت كامل خود را بدست آورد. ساموئل سانتوس وزير امور خارجه نيكاراگوا هم گفت: كاسترو مرد بزرگى بود و مانند يك مرد بزرگ از قدرت كناره گيرى كرد او از شخصيتهاى مهم تاريخ بوده و هست.
هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا نيز گفت: تصميم كاسترو براى كناره گيرى از رياست جمهورى آنگونه كه برخى رسانه ها اعلام كردند يك استعفا نيست بلكه اقدامى است كه باعث بالا رفتن جايگاه وى مى شود.
لوئيز ايناسيو لولا داسيلوا رئيس جمهور برزيل كاسترو را اسطوره اى بزرگ دانست و گفت اين رهبر انقلابى همچنان اسطوره باقى خواهد ماند.
فيدل كاسترو در دوران زمامدارى اش در كوبا شاهد تغييرات زيادى بود و رهبران چريكى و سياستمداران ترقى خواه از او براى پيشبرد اهدافشان الهام گرفتند.
به نوشته روزنامه واشنگتن پست در اينترنت در ميان اين شخصيت ها مى توان به دانيل اورتگا در نيكاراگوئه، هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا و لوئيس ايناسيو لولا دا سيلوا رئيس جمهور كنونى برزيل اشاره كرد.
بيشتر نهضت هاى چپگرايى كه در امريكاى لاتين ظاهر شده اند ديگر مثل سابق انقلابى نيستند و بيشتر عملگرايى با ديدى واقع گرايانه را سرلوحه خود قرار مى دهند.
اين نهضت ها مصمم به مبارزه با فقر و تنگدستى هستند ولى تمايل دارند از طريق اجراى اقدامات تجارى و اقتصادى دورى از فساد و كجروى و همينطور برقرارى روابط مستحكم با امريكا به اين هدف دست پيدا كنند.
خورخه كاستاندا وزير خارجه پيشين مكزيك كه مكررا درباره نهضت هاى چپگرا در امريكاى لاتين مقاله و كتاب تاليف كرده است درباره فيدل كاسترو گفته است كاسترو طى پنجاه سال حكومتش تلاش كرد انقلاب خود را صادر كند ولى اكنون بجز رهبران بوليوى و ونزوئلا ديگر هيچ يك از رهبران منطقه حاضر به پيروى از او نيستند.
به گفته او نظام چپگرايى كه امروز در جهان كارساز باشد نظامى است كه مبتنى بر اصول سوسيال دموكرات و پيرو اقتصاد بازار آزاد باشد.
تئودور پتكوف يكى از شبه نظاميان سابق در ونزوئلا هم كتابى با عنوان دو گونه چپگرايى به رشته تحرير در آورده است كه درآن به چپى اشاره شده كه دموكراتيك و مدرن است و چپى كه ريشه در نابهنجارى تاريخى لنينيستى- ماركسيستى گذشته دارد. پتكوف زمانى دنباله رو كاسترو بود اما اكنون از تفكرات او فاصله گرفته است و يكى از منتقدان پرو پا قرص چاوز هم محسوب ميشود.
به نوشته واشنگتن پست بيشتر رهبران فعلى در كشورهاى منطقه امريكاى لاتين سياستهاى خود را بر پايه اى واقع بينانه قرار داده اند و توجه خود را بيشتر به برطرف كردن نيازهاى اجتماعى افراد جوامع خود معطوف كرده و رويكردهاى اقتصادى معقولى را در پيش گرفته اند. همزمان با ستايش بسيارى از كشورها از كاسترو كشورهاى غربى مثل امريكا اسپانيا انگليس و فرانسه ابرازاميدوارى كردند در پى استعفاى كاسترو تحولات دموكراتيك در اين كشور ايجاد شود.
بيش از صد نفر از اعضاى كنگره امريكا هم از اين كشور خواسته اند در سياست خود درزمينه تلاش براى منزوى كردن كوبا تجديد نظر كند. فيدل كاسترو در ميان سران كشورهاى جهان ركورد بيشترين زمان باقى ماندن در قدرت را به خود اختصاص داده است. كاسترو در سال هزار و نهصد و پنجاه و نه قدرت را در كوبا به دست گرفت. وى طرح انقلابى سياسى اقتصادى و اجتماعى را دنبال مى كرد. سازمان اطلاعات مركزى امريكا موسوم به سيا دهها هزار تبعيدى كوبايى را پس از آموزشهاى لازم براى طرحهاى مختلف روانه كوبا كرد. كاسترو بعدها اذعان كرد از دهها طرح سيا براى ترور خود جان سالم به دربرده است. امريكا در سال هزار و نهصد و شصت و يك روابط خود را با كوبا قطع كرد. در همين زمان كاسترو توجه خود را به شوروى سابق معطوف كرد. نيكيتا خروشچف رئيس جمهور وقت شوروى سابق تصميم گرفت موشكهاى بالستيك در كوبا مستقر كند. كاسترو در سال هزار و نهصد و شصت و هشت آخرين ميراث كاپيتاليسم را در كوبا از ميان برداشت.
تحريمهاى امريكا عليه كوبا موجب وابستگى روز افزون هاوانا به مسكو شد. فروپاشى شوروى سابق كوبا را درگير بحران اقتصادى كرد. اين بحران موجب شد صدها هزاران كوبايى اين كشور را ترك كنند.
در روز بيست و پنج نوامبر هشتاد و دو چريك به رهبرى فيدل كاسترو كه اعضاى جنبش بيست و شش جولاى را تشكيل مى دادند مكزيك را براى آغاز كردن يك انقلاب مسلحانه به سوى كوبا ترك كردند. اين گروه در دوم دسامبر همان سال در ساحل كوبا پياده شدند و بلافاصله توسط نيروى هوايى باتيستا ديكتاتور وقت كشور مورد حمله قرار گرفتند. دوازده نفرى كه از حمله ارتش جان سالم در بردند در كوه هاى سيرا ماسترا به هم پيوستند تا جنگى را شروع كنند كه دو سال بعد با سرنگون كردن دولت باتيستا كوبا را تبديل به كشورى سوسياليستى كرد و به اين ترتيب گرايش جديدى در سوسياليسم آمريكاى لاتين را بنياد گذاشت.
تغيير نقشه استراتژيك جهان با ايجاد اوپك گازى
مونا مشهدى رجبى
در روز دوشنبه هجدهم فوريه سال ۲۰۰۸ ميلادى چاكيب خليل رئيس اوپك و وزير انرژى كشور الجزاير و عبدالعزير بوتفليكا رييس جمهور اين كشور سفرى دو روزه به مسكو انجام دادند تا در مورد ايجاد اوپك گازى با بزرگترين دارنده ذخاير گاز جهان به بحث و گفت و گو بنشينند.
در اين سفر در مورد قرارداد منحل شده بين شركت گازپروم روسيه و شركت سوناتراچ ( Sonatrach) كشور روسيه نيز صحبت شد.
گازپروم در اوايل سال ۲۰۰۷ ميلادى قراردادى با شركت دولتى الجزايرى منعقد كرد كه به موجب آن شركت سوناتراچ در پروژه هاى استخراج گاز گازپروم مشاركت مى كرد. اما به دلايل نامعلومى اين رابطه گازى در اواخرهمين سال قطع شد و طرفين در مورد دليل قطع شدن رابطه نظرى ارايه ندادند.
رئيس اوپك در اين سفر با ولاديمير پوتين رئيس جمهور كشور روسيه ديدار و گفت و گو كرد. چاكيب خليل وزير انرژى الجزاير و رئيس اوپك در مصاحبه اى با شبكه خبرى رويترز آفريقا گفت: ايجاد سازمانى مشابه اوپك براى گاز با تشكيل جلسات مداوم بين صادركنندگان گاز متفاوت است. هم اكنون وضعيت بازار به گونه اى نيست كه بتوان سازمانى مشابه اوپك راه اندازى كرد ولى بايد براى اين كار زمينه سازى شود.
در اين ميان ايران و روسيه كه بزرگترين دارندگان ذخاير گازى جهان هستند بر ايجاد اين سازمان تاكيد دارند و آن را بسيار ضرورى مى دانند. غلامرضا انصارى سفير ايران در مسكو در ملاقات اخير خود با ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه بر اهميت همكارى گسترده تر بين كشورهاى داراى ذخاير گاز به منظور ايجاد سازمانى مشابه اوپك تاكيد كرد.
وى معتقد است تعلل در انجام مطالعات اوليه و ايجاد اين سازمان سبب بى ثباتى بازار گاز مى شود كه اين نه به نفع توليد كنندگان است و نه براى مصرف كنندگان سودآور است. پيش بينى مى شود ايجاد اين سازمان حداقل به ۲۰ سال زمان نياز داشته باشد.
پيشينه طرح
طرح اوليه ايجاد اوپك گازى دو سال قبل و در ششمين جلسه وزراى انرژى كشورهاى عضو اوپك توسط ايران ارايه شد. در آوريل سال ۲۰۰۷ميلادى در جلسه اى كه كشورهاى صادركننده گاز طبيعى در كشور قطر تشكيل داده بودند قرار شد تا مطالعات كارشناسى براى ايجاد اين سازمان انجام شود.
اما زمانيكه اين طرح عنوان شد با مخالفتهاى بسيارى از طرف كشورهاى اروپايى و آمريكا مواجه شد. آنها بر اين باورند ايجاد اين سازمان توسط كشورهايى كه مخالف آمريكا هستند سبب مى شود تا بازار گاز جهان بلوكه شود و قيمت اين منبع انرژى در بازارهاى غربى افزايش يابد.
يكى از سران اقتصادى آمريكا در اين مورد مى گويد: ايران و ونزوئلا در زمره كشورهايى هستند كه تمايلى به دوستى با آمريكا ندارند. از طرف ديگر حضور كشورى مثل روسيه كه متمايل به افزايش قدرت خود در جهان و درصدد بازگشت به دوره امپراطورى اقتصادى است نيز مى تواند جريان ضد امريكايى را جهت دهد و بر قدرت اين بلوك گازى بيفزايد.
آژانس بين المللى انرژى در گزارش اخير خود در مورد ايجاد سازمان كشورهاى صادر كننده گاز نوشت: طرح ايجاد اين سازمان نشان دهنده خواست كشورهاى داراى ذخاير گاز به كنترل قيمت و بازار است.
غرب پيش بينى مى كند بعد از تشكيل اين سازمان قيمت هر هزار متر مكعب گاز طبيعى مايع از ۲۶۵ دلار به ۳۵۰ تا ۴۰۰ دلار برسد. آنها بر اين باورند ايجاد سازمان كشورهاى صادر كننده گاز طبيعى كه قويا مورد حمايت روسيه است سبب تغيير نقشه ژئوپولتيكى و استراتژيكى جهان شود و نقش آمريكا در اقتصاد جهان را كمرنگ نمايد.
هفتمين جلسه در تابستان ۲۰۰۸ از زمانيكه طرح اوليه ايجاد سازمان كشورهاى صادر كننده گاز طبيعى ارائه شد كشورهاى داراى ذخاير گاز جلساتى را تشكيل مى دهند تا در مورد مسائل مرتبط با تشكيل سازمان با يكديگر بحث و گفت و گو كنند و مشكلات موجود در راه شكل گيرى اين سازمان را برطرف نمايند.
قرار بر اين است در تابستان سال ۲۰۰۸ميلادى هفتمين جلسه كشورهاى داراى ذخاير گاز در مسكو پايتخت روسيه برگزار شود. مسكو شهرى است كه به عنوان مقر سازمان كشورهاى صادر كننده گاز پيشنهاد شده است. به همين دليل از نظر شركت كنندگان جلسه ماه ژوئن سال جارى از اهميت ويژه اى برخوردار است.
هم اكنون اصلى ترين هدف اين جلسات افزايش همكاريها بين كشورهاى صادر كننده گاز طبيعى و همكارى براى توسعه حوزه هاى گازى در كشورهاى گازخيز است. روسيه ،ايران، قطر، ونزوئلا ،نيجريه و الجزاير كه اصلى ترين اعضاى اين جلسات، هستند تاكيد دارند جلسات را براى توسعه همكارى هاى دو جانبه و چند جانبه گازى بين كشورهاى داراى ذخيره گازى برگزار مى كنند.
البته برخى از اين كشورها از جمله ايران و روسيه اهميت اين سازمان را بسيار زياد مى دانند و بر راه اندازى آن در مدت زمانى كوتاه تاكيد دارند. ديگر كشورها از جمله الجزاير بر اين باور هستند كه ايجاد اين سازمان نياز به مطالعات بيشتر دارند. چاكيب خليل رئيس اوپك در مورد ايده ايجاد سازمان كشورهاى صادر كننده گاز طبيعى مى گويد: ايده ايجاد سازمانى مشابه اوپك براى صادرات گاز يك ايده نپخته و اوليه است كه بايد در مورد آن بررسى هاى زيادى انجام شود. جلسات متوالى كشورهاى داراى ذخاير گاز به رهبرى روسيه براى شكل گرفتن اين ايده و تكميل آن است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |