|
نگاهى به نمايش ننه دلاور نوشته برتولت برشت و كارگردانى كلاوس پيمان از كشور آلمان
|
|
|
|
نمايشنامه نويس آلمانى:
|
|
|
|
|
|
مرورى بر فيلم هاى احتمالى كن
|
|
|
|
|
نگاهى به نمايش ننه دلاور نوشته برتولت برشت و كارگردانى كلاوس پيمان از كشور آلمان
دوگانگى وفادارانه
رحيم عبدالرحيم زاده از هنگامى كه برشت به عنوان يك نمايشنامه نويس، شاعر و نظريه پرداز در ايران شناخته شده همواره يكى از بحث انگيزترين و پرخواننده ترين نويسندگان طى اين چند دهه اخير بوده است. در هر دهه اى آثار برشت را با انگيزه هاى مختلف خوانده ، تفسير و اجرا كرده اند، گاه به عنوان نويسنده اى سياسى و متعهد، گاه به عنوان نظريه پردازى پيشرو و گاه سعى كرده اند صبغه اى شرقى و حتى ايرانى در آثار او بيابند، اما به دلايل زيادى همچون برخى جنبه هاى متناقض در آثار و نظرات وى، يا به دليل بدفهمى ها و كج فهمى هايى كه در مورد آثار وى وجود داشته است همواره بخش هاى عمده اى از ديدگاه هاى وى مبهم و ناقص مانده اند. يكى از مهم ترين نظرياتى كه برشت در طول دوران كاريش بر آن تاكيد داشته و آن را تكامل مى بخشد نظريه «Verfremdung» است كه در ايران تحت عناوينى همچون بيگانه سازى و فاصله گذارى ترجمه شده است. آنچه كه از فهم اين نظريه به شكل غالب در ايران رايج است بيرون آمدن بازيگر از قالب نقش و گفت وگو يا روايت رو در رو با تماشاگر است، بدين معنا كه تمامى نظريه برشت به تكنيك قديمى اسايد يا كناره گويى تقليل مى يابد كه از تكنيك هاى قديمى و غالب در تئاترهاى يونان و روم باستان است و آن را به وفور مى توانيم در آثار آريستوفان يا پلوتوس بازيابيم. اما آنچه برشت بر آن تاكيد دارد تكنيكى به غايت پيچيده تر و چندوجهى است كه در اين نوشتار به بررسى يكى از جنبه هاى آن با توجه به اجراى كلاوس پيمان از ننه دلاور برشت مى پردازيم. اجراى كلاوس پيمان به دلايلى چند فرصت مناسبى را مهيا مى كند تا بار ديگر و از زاويه ديد اجراى او نظرى دوباره به تكنيك هاى برشت داشته باشيم. نخست آن كه امروزه پيمان را به عنوان بزرگ ترين ميراث دار تئاتر برشت در دنيا مى شناسند. كسى كه هم اكنون سرپرستى گروه برلينر آنسامبل را بر عهده دارد. گروهى كه برشت آن را در سال ۱۹۴۹ پايه گذارى كرد. دوم آن كه وفادارى پيمان به اثر برشت امرى مشهود است و اين وفادارى تا بدان جا پيش مى رود كه بسيارى از حركات و طراحى هاى اين اجرا برگرفته از اجراى برشت از اين اثر است. به خصوص اجراهايى كه برشت در دهه ۵۰ از اين اثر ارائه داد. پيمان در اين اجرا سعى دارد با ديدى وفادارانه آموخته هايش از تئاتر برشت را به نمايش بگذارد. به خصوص آن كه اجراى ننه دلاور براى بزرگداشت پنجاهمين سال مرگ برشت آماده شده است. تمام اين دلايل ما را وامى دارد اجراى پيمان را اجرايى نزديك به ديدگاه هاى برشت به شمار آوريم. هرچند او در بسيارى از جاها از جمله ارتباط رو در رو با تماشاگر، به نمايش گذاشتن وسايل فنى صحنه، خاموش كردن نور تماشاگران و. . . آگاهانه يا ناآگاهانه از تاكيدات برشت تخطى مى كند. اما يكى از ظريف ترين جنبه هاى بيگانه سازى را مى توان در اجراى او از ننه دلاور پى گرفت. هرچند دو مفهوم بيگانه سازى و هم ذات پندارى در ظاهر امر دو مفهوم متضاد به نظر مى رسند و حتى خود برشت در نوشته هاى مختلف اين دو مفهوم را در مقابل هم قرار مى دهد اما اين بدان معنا نيست كه بازيگران تئاتر برشت تماشاگر را با خود همراه نمى كنند و سعى در باور داشتن شخصيت از سوى تماشاگر ندارند بلكه بدين معناست كه در اوج اين همراهى و در لحظه اى كه قرار است اوج غليانات حسى بازيگر و به تبع آن تماشاگر باشد اين وضعيت شكسته شود و بدين ترتيب مخاطب به جاى غرق شدن در احساسات به فكر واداشته شود و اين بخشى از ديالكتيكى است كه برشت در مفهوم بيگانه سازى بر آن تاكيد دارد، چنان كه خود در تبيين مفاهيم ديالكتيكى در بيگانه سازى، آن را نقد و استغراق (به معنى غرق شدن در نقش) در يك آن مى داند. از ديدگاه برشت اين دوگانگى، بيگانه سازى را به وجود مى آورد. اين دوگانگى كه برشت مدنظر دارد غرق شدن در نقش را نفى مى كند اما در عين حال بر عواطف تاكيد دارد و چنان كه خود بيان مى كند: طرد استغراق نتيجه طرد عواطف نيست و به طرد عواطف هم منجر نمى شود . پس نكته مهم در فن بيگانه سازى عدم گرايش به مصنوعى بازى كردن است. بازيگر در تكنيك برشت با وجود آن كه از ژست استفاده مى كند اما به تصنيع نمى گرايد و با وجود آن كه بازيش بيرونى است از شخصيت پردازى نيز غافل نيست. خود برشت در توجه بازيگران به ارائه هر چه دقيق تر شخصيت چنين اظهار مى كند: بازيگر گفته هاى نقش را هر چه اصيل تر بازگو مى كند، نحوه رفتار آنان را به بهترين وجه و تا آن جا كه مردم شناسى اش ممكن مى كند به نمايش مى گذارد. عامل مهم و پيچيده در بيگانه سازى برشت نشان دادن اين دوگانگى و تضاد ديالكتيكى ظريف است. تضادى كه رولان بارت در مقاله كورى ننه دلاور آن را از منظرى ديگر و به گونه اى ديگر تبيين مى كند: تماشاگر بايد تا اندازه اى شريك ننه دلاور باشد و در كورى او تا آنجا شركت كند كه بتواند خود را به موقع كنار بكشد و درباره رفتار او داورى كند. همه دستگاه نمايشى برشت تابع اين فاصله است. در واقع بارت اين دوگانگى مدنظر برشت را به تماشاگر نيز بسط مى دهد و بيگانه سازى را تابعى از هم ذات پندارى و به موقع فاصله گرفتن مخاطب مى داند. در اجراى كلاوس پيمان از ننه دلاور اين دوگانگى به شكل بارزى به نمايش درآمده است كه چندين مثال آن را با هم مرور مى كنيم: بازيگران اجراى پيمان از بازى حسى و همراه ساختن تماشاگر با خود رويگردان نيستند به خصوص بازيگر نقش ننه دلاور و نقش دختر لال. اما در اوج لحظات حسى و لحظاتى كه قرار است همدردى تماشاگر برانگيخته شود يا از آواز استفاده مى شود و بازيگران به شكلى قراردادى به آواز خواندن مى پردازند، يا صحنه اى كميك قرار داده مى شود و بدين گونه به ما يادآورى مى كنند كه ما در يك تئاتر قرار داريم و نيازى به همدردى نيست. از ديگر نمونه هاى اين دوگانگى مى توان به نوع طراحى هاى پيمان در مقام كارگردان اشاره نمود. او گاه به شكلى افراطى اصراربر اجراى رئاليستى برخى صحنه ها دارد. همچون بارش باران، ايجاد برف، استفاده از اكسسوارهايى كاملا واقعى همچون مرغى كه در دست ننه دلاور است و. . . اما در پاره اى موارد و اغلب در صحنه هاى حسى مانند مرگ دختر لال از المان هاى ساده همچون نيمه اى از يك ديوار استفاده مى كند يا در صحنه نخستين ديدار ننه دلاور و ايلين پس از چند سال تنها از چهارچوب در و نورى قراردادى براى جداسازى آن ها استفاده مى كند. همچنين با وجود بازى هاى رئاليستى و بسيارى از عناصر رئاليستى موجود در صحنه از گريم هاى اغراق آميز به عنوان مثال مامورين سربازگيرى و يا دود و نورهاى كاملا قراردادى استفاده مى كند. پيمان هم زمان از رئاليسم در افراطى ترين شكلش و عناصر غيررئاليستى در افراطى ترين شكلش سود مى جويد. همچنان كه برشت براى تفهيم مفهوم بيگانه سازى دو مثال پى در پى مى آورد كه حاكى از رئاليستى ترين و غيررئاليستى ترين جنبه اين مفهوم نزد برشت است. برشت در توضيح شماره ۱۰ از ضميمه توصيف كوتاه فن جديدى از هنر بازيگرى كه بيگانه سازى را موجب مى گردد، بازيگر در اين شيوه را به بازيگر نمايش سنتى چينى تشبيه مى كند. نمايش آيينى- سنتى كه سراسر مبتنى بر قرارداد است و در توضيح شماره ۱۷ همان نوشته بيگانه سازى را به عنوان جريانى از زندگى روزمره و مكرر به شمار مى آورد. اين دقيقا تضادى است كه پيمان بر آن انگشت مى گذارد و سعى در برجسته كردن آن دارد. واقعى ساختن صحنه و همزمان غيرواقعى ساختن آن، همراه كردن تماشاگر و در همان حال فاصله از تماشاگر، هم ذات پندارى و در عين حال بيگانه سازى. با اين شيوه پيمان موفق مى شود يكى از دشوارترين بخش هاى نظريه برشت را به مرحله عمل درآورد هر چند كه از بسيارى از جنبه هاى مهم ديگر آن چشم مى پوشد.
|
|
|
|
|
نمايشنامه نويس آلمانى:
هنرمندان ايران مى توانند به غناى فرهنگ غرب كمك كنند
رونالد گرنز آلمانى كه نمايشنامه كريستال تاور او به كارگردانى نصرالله قادرى در تالار سايه تئاتر شهر روى صحنه مى رود، با حضور در خبرگزارى مهر درباره اين نمايشنامه و جايگاه هنرمندان ايرانى در دنيا سخن گفت. گرنز درباره سابقه فعاليت خود در عرصه هنرهاى نمايشى گفت: من در دانشگاه ابتدا در رشته علوم تحصيل مى كردم و بعد به خبرنگارى تغيير رشته دادم. بعدها براى تلويزيون برنامه هايى در مورد مذهب و اعتقادات ساختم كه اكثر آنها بر اساس فانتزى هاى ذهنى خودم بود. وى ادامه داد: من از زمان مدرسه به خواندن داستان هاى كوتاه علاقه داشتم و اين كار را تا به حال ادامه داده ام. بعد از خبرنگارى شروع به نوشتن كتاب هاى كوچك، نمايشنامه و فيلمنامه كردم و گاهى نيز براى اپرا متن مى نويسم. من اپرايى با نام Malle Stambling johj براى كودكان نوشته ام كه مصطفى رحماندوست آن را در ايران ترجمه و چاپ كرده و عزت الله انتظامى و نادر مشايخى پيشنهاد اجراى آن را در كانون پرورش فكرى كودك و نوجوان ايران داده اند. گرنز كه در شش نمايشنامه خود به تنهايى مردم و تلاش براى يافتن مكانى سرشار از عشق و اعتقاد پرداخته، درباره موضوع كريستال تاور گفت: نخستين ايده نمايش يك روز در شيكاگو به ذهنم رسيد. آنجا در يك برج با خانمى آشنا شدم كه با آسانسور مردم را بالا و پائين مى برد و مردم وقتى به طبقات بالايى برج مى رفتند احساس ورود به بهشت داشتند. بعد از آن شروع به نگارش متنى كردم درباره زنى كه از موقعيت بسيار بد به وضعيت كنونى خود رسيده و مى خواهد به آرزوهايش برسد. وى افزود: اين زن با آسانسور آدم ها را تا طبقه ۱۰۳ بالا مى برد و سپس پائين مى آورد و در اين حين دلباخته رئيس برج مى شود كه در طبقه ۱۰۳ زندگى مى كند. وى خود را آماده مى كند تا با مرد مورد علاقه اش ازدواج كند ولى مرد توجهى به خواسته وى ندارد و حتى او را در نظر نمى گيرد. در اين ميان مردى از شرق به زن علاقمند مى شود، ولى زن مايل نيست با شرقى ها ارتباط برقرار كند. اين نويسنده آلمانى درباره هدف خود از نگارش اين متن تاكيد كرد: اين كار مى خواهد نشان دهد غرب آنگونه كه تصور مى شود جايگاهى طلايى و بالا ندارد. درست است كه غرب در پيشرفت و تكنولوژى سرعت بالا دارد، ولى مردم بايد آگاه باشند كه پشت اين پيشرفت روح خوبى وجود ندارد. نكته اصلى كه مى خواستم نشان دهم ارتباط غرب و شرق است كه بايد به لحاظ ارتباطى به هم نزديك شوند. گرنز با اشاره به اينكه اين نمايشنامه در آلمان نيز به صحنه رفته، درباره اجراى آن در ايران گفت: اين دو اجرا با هم تفاوت هايى جالب دارند كه برايم خيلى خوب و مثبت است. به عنوان يك نويسنده آلمانى خيلى خوشحالم كه نصرالله قادرى اين كار را در تئاتر شهر به صحنه مى برد. در آلمان بيشتر زن با مونولوگ تنهايى خود را نشان مى داد ولى اينجا اكثر شخصيت ها و بيشتر مشكلات اجتماعى نيويورك و جامعه غرب نشان داده مى شود و اينكه زن دنبال راهى است تا به عشق و صلح برسد. وى كه به عنوان يكى از داوران چهارمين جشنواره تئاتر ماه در ايران حضور داشت، درباره سطح آثار ايرانى گفت: بيشتر نمايش هاى ايرانى متاثر از موضوع جنگ است. جا دارد گروههاى ايرانى با حفظ عقايد خود موضوعات و معضلات روز را نيز مد نظر قرار دهند. در جشنواره آثارى را ديدم كه به لحاظ تكنيكى در سطح بالا بودند، ولى كمتر شاهد كار مدرن بودم. اگر تئاتر هم مانند سينماى ايران بتواند راهى براى عرضه بين المللى پيدا كند مى تواند فرهنگ غنى ايرانى را نيز به جهانيان نشان دهد. اين هنرمند آلمانى درباره جايگاه تئاتر در كشور خود يادآور شد: دولت در كشور ما براى تئاتر اهميت بالايى قائل است و حمايتى كه از تئاتر مى كند در كشورهاى ديگر كم نظير است و همين باعث رشد بالاى اين هنر در كشور ما شده است. ما سعى داريم در دنيايى كه مردم به مصرف گرايى و مادى گرايى صرف روى آورده اند، با استفاده از هنر تئاتر و اپرا آنها را به سمت احساس و درك زندگى بهتر سوق دهيم. گرنز درباره نحوه ارتباط گروههاى تئاتر ايران و اروپا گفت: گروههاى ايرانى براى پيشرفت خود بايد اطلاعات و نيروهاى خود را با گروههاى موفق خارجى رد و بدل كنند تا با اين تبادل افكار و اطلاعات دور از جداسازى سياست ها به يك سطح يكسان دست يابند. حتى اين تنها راهى است كه در آن مى توان به وسيله هنر در سطح جهانى به صلح و آرامش رسيد. نويسنده نمايشنامه كريستال تاور در پايان يادآور شد: اگر دولت ايران از تئاتر حمايت كند گروههاى ايرانى و مردم ايران كه مردمى بسيار معنوى و قدرتمند هستند مى توانند با توانايى و آثار خود به غناى فرهنگى غرب نيز كمك كنند. كريستال تاور هر روز جز شنبه ها ساعت ۳۰/۱۷ در تالار سايه مجموعه تئاتر شهر روى صحنه مى رود و محسن حسينى، مهرخ افضلى و رسول نقوى بازيگران اصلى آن هستند. نمايش داستان انفجار برج هاى دوقلو را روايت مى كند و به نوعى به عشق ميان شرق و غرب مى پردازد. طراحى صحنه كريستال تاور بر عهده سپيده نظرى پور است و مهرداد نصرتى آهنگساز و بهيه خوشنويسان طراح لباس آن هستند. نمايش امشب بايد بميرم آخرين اثرى بود كه قادرى پيش از اجراى كريستال تاور در تالار چهارسو روى صحنه برده بود.
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم جشنواره بيست و ششم فيلم فجر عيد نوروز روى پرده سينماهاى تهران و شهرستان ها مى رود. مدير پخش حوزه هنرى در اين باره به سوره سينما گفت: قبل از جشنواره امسال در نشست با سيدرضا ميركريمى كارگردان به همين سادگى تصميم بر اكران نوروزى اين فيلم گرفته و اكران آن قطعى شد. ولى اينكه در كدام گروه و كدام سينماها باشد مشخص هنوز نشده است. به همين سادگى كه در جشنواره امسال سيمرغ بلورين بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر نقش اول زن را از آن خود كرد، به گفته غلامرضا فرجى با مشاركت حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى تهيه و توليد شده و پنجمين ساخته ميركريمى در مقام كارگردان است. در «به همين سادگى» كه ميركريمى و شادمهر راستين فيلمنامه آن را نوشته اند، هنگامه قاضيانى، مهران كاشانى، صفا آقاجانى، نيره فراهانى، هاله هماپور، نسترن همدمعلى، محمدجواد جعفرپور، بهنوش صادقى، بهنوش خالقى، محسن حسينى، احمد آكشته، پروانه احمدى ايفاى نقش مى كنند.
|
|
|
|
|
مرورى بر فيلم هاى احتمالى كن
نگاه صنعت سينما به جشنواره فيلم كن است
در حالى كه تنها چند روز از پايان جشنواره فيلم برلين مى گذرد، علاقمندان جشنواره فيلم كن خود را براى پيش بينى درباره فيلم هاى احتمالى شركت كننده در بخش رسمى جشنواره سال ۲۰۰۸ آماده مى كنند. به گزارش مهر، اسكرين ديلى اعلام كرد به نظر مى رسد انيميشن مستند والس با بشير از اسرائيل آرى فولمن، خاكستر زمان وونگ كار واى كه نسخه تجديدنظر شده فيلم رزمى سال ۱۹۹۴ اوست و رود يخزده كورتنى هانت برنده جايزه بزرگ هيئت داوران بخش مسابقه داستانى ويژه فيلم هاى آمريكايى جشنواره فيلم ساندنس ۲۰۰۸ از فيلم هايى هستند كه حضور آنها در بخش رسمى جشنواره كن قطعى به نظر مى رسد. «چى شد؟» ساخته برى لوينسن با بازى رابرت دنيرو، بروس ويليس و شان پن رئيس هيئت داوران جشنواره كن سال ۲۰۰۸ و مستند تحسين شده رومن پولانسكى: تحت تعقيب و دلخواه ماريانا زنوويچ درباره فرار جنجالى رومن پولانسكى از آمريكا نيز مى توانند از جمله فيلم هاى بخش رسمى جشنواره كن باشند كه خرداد سال آينده برگزار مى شود. اين دو فيلم نيز در جشنواره فيلم ساندنس پخش شدند. در اين بين ژان پى ير و لوك داردن فيلمسازان بلژيكى محبوب كن نيز احتمالا با فيلم جديد خود سكوت لورنا به يكى از سه جشنواره معتبر جهان پا مى گذارند. ويم وندرس آلمانى نيز فيلمبردارى از پالرمو را دارد كه در آن كامپينو خواننده گروه پانك آلمانى داى توتن هوسن بازى مى كند. آنيه ژويى با بگذار باران ببارد با بازى جمال دبوزى آماده است، همينطور نورى بيلگه جيلان فيلمساز معروف ترك كه روياهاى بيدارى را آماده نمايش دارد. اگر كن فيلم هاى جديد والتر سالس، پابلو تراپرو، كارلوس كوارون يا كورى جديدترين فيلم انگليسى زبان فرناندو مى يرلس فيلمساز برزيلى با بازى جولين مور و گائل گارسيا برنال را بپذيرد، سينماى لاتين حضورى پرقدرت در شصت و يكمين دوره اين جشنواره مهم خواهد داشت. گفته مى شود دشت سوزان نخستين تجربه كارگردانى گى يرمو آرياگا فيلمنامه نويس فيلم بابل يكى ديگر از فيلم هايى است كه حضورى قطعى در كن دارد. ضمن اينكه شايد استيون سودربرگ با فيلم اسپانيايى زبان چه گوارا در اين شهر ساحلى فرانسه حضور پيدا كند. تران آن هونگ فيلمساز هنگ كنگى كه سال ۱۹۹۳ براى فيلم عطر پاپاياى سبز دوربين طلايى كن را برد، شايد با نخستين فيلم انگليسى زبان خود من با باران آمدم با بازى جاش هارتنت جايى در بخش رسمى داشته باشد. جيا ژانگ كه با ۲۴ شهر، كيم جى وون با خوب، بد و غيرعادى و كيم كى دوك با رويا ديگر كارگردانان آسيايى احتمالى حاضر در كن هستند. ژاپن نيز با فيلم هاى جديد كيوشى كوروساوا، هيروكازا كره ادا و ريوسوكه هاشوگوچى شانس زيادى براى حضور در جشنواره ۶۱ دارد. اروپا هم براى شركت در بخش رسمى فيلم هاى زيادى آماده دارد. مايكل وينترباتم فيلمساز بريتانيايى با فيلم جنوا كه در ايتاليا فيلمبردارى شده حاضر است و باربه شرودر با تريلر فرانسوى Inju شانس حضور دارد. ژاكو فن دورمل فيلمنامه نويس و كارگردان بلژيكى شايد با درام رومانتيك آقاى نوبادى در بخش مسابقه شركت كند. يرژى اسكوليمووسكى با سنت جرج به اژدها شليك مى كند بازگشته است. اين احتمال نيز وجود دادر كه لورن كانه با بين ديوارها براى اولين بار در كن حاضر شود و آنيس واردا نيز مى تواند با مستند ساحل هاى آنيس به كن بيايد. چند فيلم آمريكايى نيز رقباى احتمالى هستند. چارلى كافمن فيلمنامه نويس فيلم هايى مطرح جان مالكوويچ بودن و اقتباس نخستين تجربه كارگردانى خود را به كن مى آورد و كنت لونرگان نيز پس از مدت ها انتظار فيلم مارگارت را ساخته است. وسترن آپالوسا ساخته اد هريس بازيگر معروف يكى ديگر از اين فيلم هاست. همين طور Speed Racer برادران واچوفسكى و شايد اينديانا جونز و قلمرو جمجمه بلورين ، چهارمين فيلم مجموعه ماجرايى اينديانا جونز به كارگردانى استيون اسپيلبرگ كه روز ۲۳ مه دو روز پيش از پايان جشنواره در آمريكا نمايش داده مى شود.
|
|
|
|