چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۶
۱۹ صفر ۱۴۲۹ - ۲۷ فوريه ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۳۸
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان قرآنى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
زندگى
آرشيو
تماس با ما
ضعف هاى دوچرخه سوارى ايران چيست؟
فاتح  تريم:پيشرفت باشگاه ها يعنى پيشرفت فوتبال ملى
شيوا نوروزى
بازيكنان سرشناس فوتبال در اكثر موارد آرزو دارند پس از بازنشستگى حرفه مربيگرى را پيش بگيرند و پا به اين عرصه سخت و دشوار بگذارند كه اغلب نيز اين كار را مى كنند و تعداد معدودى مى توانند جاى خود را در اين حرفه پيدا كنند و به عنوان مربى سرشناس مطرح مى شوند.
فاتح تريم بازيكن اسبق تركيه در حال حاضر هدايت تيم ملى كشورش را به عهده دارد و اگرچه تريم در دوران بازيكنى اش نيز صاحب نام بود اما درخشش او در عرصه مربيگرى در نوع خودش بى نظير بوده است.
از طرفى فوتبال دوستان تركيه از او به عنوان مربى مبتكر در عرصه نوآورى هاى تاكتيكى ياد مى كنند.
تريم سرمربى تيم ملى تركيه كارنامه درخشانى دارد كه مى تواند نظر بسيارى از كشورها را به سوى خود جلب كند و آنها را وسوسه كند كه هدايت تيم ملى كشورشان را به او بسپارند. وى سابقه مربيگرى تيم ملى زير ۲۱ ساله هاى تركيه از سال
۱۹۹۳-۱۹۹۰ در كارنامه دارد و بلافاصله در همان سال به سمت مربيگرى تيم بزرگسالان تركيه دست يافت و ۳ سال عهده دار اين مسووليت بود.
سال ۲۰۰۰ بود كه تريم تركيه را به مقصد ايتاليا ترك كرد تا هدايت فيورنتينا را به دست بگيرد. يك سال بعد بالاترين شانس مربيگرى اش به او روى آورد و آن هم رسيدن به سكان هدايت آث ميلان بود. البته تريم خيلى نتوانست در ايتاليا دوام بياورد و در سال ۲۰۰۲ به وطنش بازگشت و جايش را به كارلو آنجلوتى سرمربى فعلى ميلان داد. بلافاصله پس از آن مربيگرى گالاتاسراى به او پيشنهاد شد كه سران باشگاه با پاسخ مثبت تريم مواجه شدند او كه دو سال در خدمت اين تيم بود و همراه گالاتاسراى به نتايج درخشانى در رقابت هاى اروپايى رسيد.
پس از آن بود كه ارسون يانال سرمربى مستعفى تيم ملى فوتبال تركيه به علت هفته ها ناكامى اين تيم در ديدار مقدماتى جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان با انتقادهاى تند محافل ورزشى تركيه روبه رو شد و به رغم قرارداد ۴ ساله اش با فدراسيون فوتبال تركيه از سمت خود كناره گيرى كرد. سپس گزينه هاى زيادى براى اين پست مطرح شدند كه از مهم ترين آنها مصطفى دنيزلى ( سرمربى اسبق پاس) و اوتمار هيتسفيلد سرمربى بايرن مونيخ اشاره كرد كه در نهايت نيز در ژانويه ۲۰۰۶ فاتح تريم با كنار زدن رقباى سرشناس بار ديگر عهده دار اين مسووليت سنگين شد.
تركيه كشورى فوتبال خيز است كه استعدادهاى نهفته آن در حال شكوفايى است و به همين علت است كه تركيه را غول نهفته فوتبال مى خوانند. مهم ترين افتخار تريم در عرصه ملى رساندن تيم ملى تركيه به مرحله نهايى يورو ۹۶ بود زيرا اين اولين تورنمنت بين المللى بود كه تركيه پس از جام جهانى ۱۹۵۴ در آن شركت مى كرد.
فاتح تريم سال پركارى را در پيش رو دارد و مهم ترين چالش او نيز يورو ۲۰۰۸ خواهد بود. در ادامه مصاحبه سايت رسمى فيفا با اين مربى با انگيزه را مى خوانيم:
* ممكن است در چند جمله علاقه مردم تركيه به فوتبال را شرح دهيد.
** فوتبال ورزش اصلى كشورم است و محبوب ترين ورزش نزد جوانان تركيه. مردم عاشق اين رشته هستند و فوتبال توانسته در زندگى روزمره نقش مهمى را ايفا كند و جزو سرگرمى هاى مردم به حساب آيد. باشگاه ها با سرعت قابل توجهى در حال حرفه اى شدن هستند و در حال حاضر مى توان از صنعت فوتبال در تركيه نيز ياد كرد.
* مقام سوم جام جهانى ،۲۰۰۲ رسيدن فنرباغچه به عنوان اولين تيم باشگاهى تركيه به مرحله نهايى ليگ قهرمانان اروپا و صعود به يورو ۲۰۰۸ بهترين افتخاراتى است كه تركيه در سال هاى اخير به دست آورده است، فكر مى كنيد دليل اصلى اين جهش چيست؟
** به نظر من باشگاه ها نقش مهم و اساسى در پيشرفت تيم هاى ملى دارند و به عبارتى پيشرفت تيم هاى باشگاهى يعنى پيشرفت فوتبال ملى. سير صعودى ما با شگفتى ساز شدن فنرباغچه آغاز شد چرا كه موفقيت آنها تاثير به سزايى در فوتبال تركيه داشت. پس از آن شور و شعف خاص در كشور ايجاد شد و همگان خواستار پيشرفت روزافزون فوتبال بودند كه البته اين چنين هم شد و مقام سوم جام جهانى ۲۰۰۲ ژاپن - كره جنوبى اوج آن بود.
* مربيگرى تيم ملى كشورتان نهايت آرزوى شما بود؟
** خب هدايت تيم ملى افتخار بزرگى است كه نصيب هر كسى نمى شود زيرا فدراسيون فوتبال هر كشور براى سپردن اين پست تحقيقات موشكافانه اى انجام مى دهند و حاضر نمى شوند به راحتى فوتبال كشور را به دست هر كسى بسپارند. به علاوه من مسووليت سنگينى بر عهده دارم كه مى بايست پاسخگوى تك تك افراد جامعه باشم كه كار چندان ساده اى نيست و مشقت فراوانى به همراه دارد.
* شما مدت ها ركورددار بيشترين بازى ملى در تركيه بوديد و اكنون محبوب ترين مربى تركيه هستيد كدام را بيشتر مى پسنديد؟ بازيكن يا مربى بودن؟
** تنها چيزى كه براى من اهميت دارد ورزش فوتبال است و تفاوتى ندارد كه بازيكن باشى يا مربى. اين عشق به فوتبال است كه موجب مى شود سال ها براى آن زحمت بكشى و در حالى كه از ابتدا نمى دانى كه آيا روزى ستاره مى شوى يا نه. متاسفانه امروزه بازيكنان فقط به مطرح شدن و جنجال سازى فكر مى كنند در حالى كه ميزان تاثيرگذار بودنت در بازى براى مردم مهم است.
* به عقيده بسيارى بازيكنان تركيه از بهترين هاى اروپا هستند. شما هم با اين نظر موافقيد؟
** وقتى كه به دور نهايى يورو ۱۹۹۶ رسيديم، توانستيم نظر فوتبال اروپا را نسبت به خودمان تغيير دهيم كه به نظر من انقلاب فوتبال تركيه بود. به اين نكته هم توجه داشته باشيد كه تا آن زمان حتى يك بازيكن هم به خارج از كشور ترانسفر نكرده بوديم. دقيقا از زمانى كه فوتباليست هاى تركيه آموختن كه به جاى فرار از شكست تلاش براى پيروزى را سرلوحه قرار دهند، تيم ملى تركيه توانست پديده  جام جهانى ۲۰۰۲ شود و ترانسفر بازيكنان به مطرح ترين باشگاه هاى اروپايى آغاز شد.
* چه فرقى بين بازيكنان تان كه در داخل تركيه فعال هستند با آنان كه در كشورهاى ديگر توپ مى زنند مى بينيد؟
** قطعا يك فرق مهم و تاثيرگذار وجود دارد كه حتى مى تواند آينده بازيكن را تغيير دهد. كيفيت بازى را مى توان در هر نقطه جهان آموخت و ارتقا داد ولى تفاوتى كه تيم  هاى پيشرفته اروپايى با ساير كشورها دارند طرز تفكر و قدرت تصميم گيرى آنها در بازى است چرا كه سرعت عمل در تصميم گيرى به بازيكن اجازه مى دهد كه بهترين استفاده را از توپ هاى دريافتى بكند.
* به بحث اصلى خود برگرديم. رقباى شما در گروه A يورو ۲۰۰۸ سوئيس ميزبان، جمهورى چك و پرتغال هستند ارزيابى شما از اين سه تيم چيست؟
** اگر دقيق به رده بندى فيفا بنگريم، مى بينيم كه هر سه تيم وضعيت متعادلى در ۲ سال اخير داشته اند و با اين وجود چيز زيادى از آنها نديديم. پرتغال از بهترين هاى يورو ۲۰۰۴ بود و در مكان هشتم دنيا است، چك فيناليست يورو ۹۶ بود و در جاى پنجم جاى دارد و سوئيس على رغم مكان چهل و چهارم در رده بندى فيفا از امتياز ميزبانى برخوردار است. اميدوارم بتوانيم سير صعودى فوتبال تركيه را ادامه دهيم . در فوتبال امروز ديگر نمى  توانيم تنها به چند تيم خاص دل خوش كرد و هر ۱۶ تيم صعودكننده شانس برابرى براى قهرمانى دارند.
* جام جهانى ۲۰۱۰ را چگونه مى بينى؟
** تا به امروز كه تمامى قهرمانان جام هاى جهانى از امريكاى جنوبى و اروپا بودند و اين اولين بارى است كه چنين تورنمنت مهمى در قاره آفريقا برگزار مى شود كه به نظر من همين شانس تيم هاى آفريقايى براى خلق شگفتى يا حتى قهرمانى را افزايش داده است. ولى به شخصه دوست دارم يك تيم اروپايى مانند جام جهانى ۲۰۰۶ جام را بالاى سر ببرد.
ضعف هاى دوچرخه سوارى ايران چيست؟
بازگشت با دست هاى خالى
وصال روحانى
تيم ملى دوچرخه سوارى ايران كه با نيت كسب مجوزهاى حضور در المپيك پكن راهى تورنمنت بين المللى دانمارك(يكى از سرى مسابقات جام جهانى اين رشته) شده بود، بدون رسيدن به خواستش و دست خالى به تهران بازگشت.
اين اولين بارى نيست كه اين اتفاق مى افتد و احتمالا آخرين بار نيز نخواهد بود. مشكل از دو چيز برمى خيزد. يكى قدرت برتر ركابزنان جهان و رجحان چهره هاى مشهور بر نفرات ما و دوم رده بندى هاى متعددى كه در سال هاى اخير در كشورمان انعكاس يافته و در آنها جايگاه دوچرخه سواران ما بيش از آنچه كه واقعا هست، بالا و در رده هاى ارشد جهان عنوان شده است و همين مساله صورى باعث شده با توقعاتى به ميدان برويم كه مطابق با حقيقت و نشان دهنده واقعيات ركابزنان ما و توان حريفان نيست و بيشتر ريشه در تصورات ما دارد. بدتر از همه اين كه تضاد آشكار بين جايگاه حقيقى ركابزنان ما و تفاوت عظيمى كه اين جايگاه با رتبه هاى ذكر شده براى ما در برخى جداول آسيايى و UCI دارد، به گونه اى است كه سرخوردگى را بر دوچرخه سواران ما حاكم مى كند و آنها نمى توانند آن چنان كه بايد در ميدان هاى بين المللى خودنمايى كنند و حتى حقيقت وجودى خود را و توانى را كه واقعا دارند، به نمايش بگذارند. اين مساله منجر به كسب نتايجى طى سال جارى در برخى تورنمنت هاى بين المللى شده كه شايد براى برخى از افرادى كه اين رشته را فقط از راه دور و بدون اشراف كامل تعقيب مى كنند، موجب حيرت باشد، اما اهالى فن نيك مى دانند كه با توان و كلاس موجود چيزى فراتر از اين براى دوچرخه سوارى ما ممكن نيست و مشكل وقتى ايجاد مى شود كه باورى خلاف اين را داشته باشيم، وگرنه با سلاح واقع بين و در صورت به كارگيرى خصلت ها و مواردى كه واقعا در توان دوچرخه سوارى ايران هست و برنامه ريزى لازم براى وفق يافتن آن با وضعيت كلى اين ورزش در سطح جهان، مى توان حركت واقع بينانه بهتر و بيشترى را داشت و دست از حركت برنداشت و درست و قوى به پيش رفت و به نتايجى رسيد كه هرچند آن قدرها هم بهتر از نتايج اخير ركابزنان ما نخواهد بود، اما به هر حال بهره هايى هم خواهد داشت.
دستاوردهاى دانمارك
در رقابت هاى اخير دانمارك، تيم ۴ نفره اعزامى دوچرخه سوارى ما در كپنهاگ ضعيف عمل كرد و مهم تر از آن، نتوانست خودش را با شرايط موجود وفق بدهد و چيزى باشد كه مى تواند باشد. در غياب شمارى از بهترين هاى دوچرخه سوارى ايران تيم اعزامى ما را محمود پراش، فرشيد فارسى نژاديان، عليرضا احمدى و حسنعلى ورپشتى تشكيل مى دادند و آنها را الكساندر تولومانف سرمربى تيم ملى ايران در رشته هاى پيستى همراهى مى كرد. اما چنين نفراتى نتوانستند به نتايجى برسند كه موجب سربلندى شود و در نهايت بين ۲۷ تيم شركت كننده در رشته اسپرينت هجدهم شدند.
در قسمت انفرادى نيز احمدى در ماده يك كيلومتر به مقامى بهتر از بيست و چهارمى نرسيد و در اسپرينت انفرادى نيز ورپشتى و فارسى نژاديان در رده هاى ۲۳ و ۲۸ قرار گرفتند. به اين ترتيب و با اوصافى كه آورديم، تيم دوچرخه سوارى بدون نيل به هيچ سهميه تازه اى از مسابقه هاى فوق فارغ شد و به كشور بازگشت. با اين حال ايران از قبل دوسهميه حضور در المپيك پكن را در اختيار داشت اما تفاوت قضيه در اين است كه سهميه هاى فوق، هيچ يك بر روى پيست حاصل نيامده است و يكى از اهداف اصلى تيم اعزامى ايران به كپنهاگ رسيدن به چنين سهميه هايى بود، به واقع سهميه هاى قبلى ما جملگى در خارج از پيست و در رشته هايى به دست آمده است كه بر روى جاده برگزار مى شوند و از ديرباز جزو تخصص هاى ما بوده است و از همان زمان قدرت ما در پيست و مواد آن كمتر و نازل تر بوده است.
جداول صورى
يكى از مواردى كه سال هاى اخير در جامعه دوچرخه سوارى ايران روى آن مانورهاى زيادى داده شده و قدرى ما را از حقيقت دور انداخته است، تكيه بر جداولى است كه هر از چند گاه از سوى مجامع جهانى و منجمله UCI يعنى اتحاديه بين المللى دوچرخه سوارى منتشر شده است و در آن رتبه هايى براى ركابزنان ما ذكر شده كه معمولا در تضاد با حقيقت و ميزان واقعى توان آنها است و در حالى نفرات ما در رده هاى مثلا هشتم و دهم اين جداول قرار گرفته اند كه رتبه هاى واقعى شان بسيار متفاوت و نازل تر از اينها است. نمونه ونشانه جديد آن، مسابقات اخير تور قطر بود كه در آن رتبه هاى بسيار نازل و پايين تر از شصتم را به دست آورديم و حتى تا رده ۱۲۰ نيز تنزل داشتيم و در آنجا ملى پوشان درجه اول ما هم در صحنه حضور يافتند و با اين كه بسيارى از برندگان دوچرخه سوارى جهان در آن پيكارها غايب بودند، اما فقط به رتبه هايى رسيديم كه گفتيم و حتى رده هاى ،۸۰ ۱۰۰ و ۱۱۵ نيز در بين آنها ديده مى شد. استمرار در امر شركت در اين گونه مسابقه  ها و واقع بينى و برنامه ريزى بر اساس توان حقيقى ركابزنان مان چيزى است كه مى تواند هم سهميه هاى بيشترى را در المپيك پكن به ما ببخشد و هم اين نكته را جا بيندازد كه ما بايد با قبول جايگاه حقيقى مان در اين ورزش در پى ارتقاى درجه و رفع ضعف هاى خود باشيم. ضعف هايى كه البته وقايع اخير نشان داده است پرشمارند و ركابزنان ما به رغم بهره گيرى از مربيان مجرب خارجى تا به حال از رفع آنها باز مانده اند.
راه دشوار واترپلو براى رسيدن به المپيك
وصال روحانى
تيم ملى واترپلوى كشورمان راهى مجارستان شده و اردويى ۶ روزه را در آنجا داير كرده است. هدف اصلى و غايى اين تيم شركت در مسابقات انتخابى المپيك در رومانى است كه از ۱۲ اسفند در آن كشور به راه مى افتد. در اين رقابت ها ۱۲ تيم در دو گروه ۶ تيمى حضور به هم مى رسانند و پس از اتمام مسابقات گروهى و سپس حذفى، سرانجام ۳ تيم مجوز حضور در پكن را خواهند يافت. اين ديدار از ۱۲ اسفند شروع مى شود و يك هفته به طور مى انجامد و حتى اسامى حاضران نيز اين نكته را به ما گوشزد مى كند كه كار سختى فراروى بازيكنان واترپلوى ما است، زيرا در گروه دوم با تيم هاى مكزيك، آلمان، ايتاليا، كانادا و مقدونيه همگروه شده است و تقابل با برخى از اين تيم ها بسيار سخت خواهد بود و بد نيست به عنوان مثال بدانيد كه ايتاليا سابقه كسب عنوان قهرمانى جهان و اروپا را در اين رشته دارد، آلمان ذاتا تيم خوبى است، مقدونيه از دل يوگسلاوى سابق بيرون آمده و به تبع آن از سنت قوى و كارآيى هاى محسوس هندبال آن كشور نيرو و نشات مى گيرد و كانادا نيز تيمى ناپخته نيست، مكزيك نيز براساس نتايج چند سال اخير تواناتر از آنى است كه برخى تصور مى كنند و واترپلوى موثر و خوبى را به نمايش مى گذارد.
با اين حساب ايران حتى در عبور از مرحله اول نيز مشكل خواهد داشت و نمى توان تصور و ادعا كرد كه صعودش از مرحله نخست قطعى مى نمايد و نمى توان از هم اينك گفت كه فقط بايد نگران مسابقات خود در مرحله دوم ( حذفى) پيكارها باشد و تصور كند كه فقط رقبايش در گروه مقابل ) و حين ديدارهاى مرحله بعدى) مى توانند برايش دردسرساز باشند. حتى اگر صعود تيم ملى واترپلوى ايران از مرحله نخست شكل گيرد و نماينده هاى ما در اين ورزش به نيمه نهايى برسند، باز هيچ تضمينى براى جاى گرفتن در جمع ۳ تيم برتر رقابت ها براى ما در دست نخواهد بود. با اين وجود حضور در اين پيكارها مى تواند براى واترپلوى ما سازنده و مفيد باشد و ما را بيش از پيش با عيار حقيقى مان در اين ورزش آشنا سازد و بر اثر آن مطلع شديم كه چكاره ايم و كجا ايستاده ايم و كدام راه را پيش رو داريم.
غرور نسبى
واترپلوى ايران همان طور كه مى دانيد بيش از ۳۰ سال است كه در سطح آسيا جلب نظر مى كند و پس از قهرمانى خبرسازش در بازى هاى آسيايى ۱۹۷۴ نيز هر چند آن عنوان را هرگز تكرار نكرده، اما به ندرت از جمع ۴ تيم برتر قاره خارج شده است و حتى وقتى قزاقستان هم به جمع آ سيايى ها پيوست و قدرت خود را به آنان ديكته كرد، باز ايران جايگاه خود را تا حدى محفوظ نگه داشت. طى اين مدت البته نزول هايى هم داشتيم اما، واترپلوى ايران هر بار توانسته است در رقابت هاى قاره اى به گونه اى ظاهر شود كه اسباب غرور نسبى شود و پيروزى هايى را به ارمغان آورد.
بحث رقابت هاى جهانى، به كلى متفاوت با روندى است كه برشمرديم و در اين عرصه طى سال هاى اخير برخى باخت هاى بسيار بد را داشته ايم اما بديهى است كه وقتى از يك عرصه آسيايى به سطح جهانى منتقل مى شويد، با مسايلى ديگر روبه رو گرديد و تن به نتايجى دهيد كه گفتيم، با اين حال چاره اى نيست و براى كسب مجوز حضور در مسابقات شناى بزرگ ترين جشنواره ورزشى جهان بايد با بهترين ها ستيز كرد و هرچند برخى شكست  هاى اجتناب ناپذير در انتظار ما است اما اميدواريم اين آوردگاه ما را به آگاهى هايى از وضعيت مان برساند كه هرگز مسابقات آسيايى چنان خاصيتى را براى ما نداشته باشد و چنين چيزى حتى از غلبه بر بسيارى از رقباى قاره اى ارزشمندتر است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |