|
|
|
كره، استراليا و ژاپن چگونه عمل مى كنند؟
|
|
|
|
ورود بى رويه بازيكنان خارجى
|
|
|
|
ايران و دووميدانى داخل سالن قهرمانى جهان
|
|
|
|
|
كره، استراليا و ژاپن چگونه عمل مى كنند؟
سرنوشت فوتبال روياپرداز
وصال روحانى اين كه چرا ما پس از ماه ها تلاش نمى توانيم يك مربى خارجى بالنسبه مشهور براى تيم ملى خود استخدام كنيم، اما سايرين به آسانى آب خوردن مى توانند چنين كنند، از مسايلى است كه بهتر است مسوولان امر و به خصوص مديران جديد فدراسيون فوتبال ايران درباره آن توضيحاتى را ارايه بدهند. در شرايطى كه تيم ملى در ۷ ماه و نيم اخير اصلا سرمربى نداشته (چه داخلى و چه خارجى) رقباى ما هر زمان كه اراده كرده اند مربى معروف خارجى آورده و برده اند و اين، مساله اى است كه با توجه به وضعيت نا بسامان فوتبال ما عجيب نمى نمايد، اما امكان ندارد كه اسباب نااميدى نشود ، سندى ديگر بر ضعف هاى تشكيلاتى فوتبال ما به حساب نيايد. كره جنوبى از ۲۰۰۱ به بعد امثال گاس هيدينك، كوئه ليو، ديك ادووكات و پيم وربيك را بالاى سر خود ديده و در استخدام آنها چنان با قاطعيت عمل نموده كه حتى كسى متوجه مقدمات و دشوارى هاى احتمالى آن هم نشده است. استراليا نيز از گاس هيدينك و پيش از وى ترى ونبلز و اخيرا پيم وربيك سود جسته و ژاپن فيليپ تروسيه، زيكو و ايويكا اوسيم را آورده و برده است و حتى تايلند سال ها پيترويت انگليسى را بالاى سر خود داشت و چين با كلاوس اشلاپنر و آرى هان همكارى كرده و امارات مدتى است برونومتسو را دارد و براى آوردن نام مربيان معروف خارجى دهه اخير عربستان بايد از يك كتاب دايره المعارف سود جست! پس از ايويچ و بلاژويچ اما ما از زمانى كه توميسلاو ايويچ كه ۸ ماهه او را رد كرديم و سپس يك عمر غصه نبودنش را خورديم و ميروسلاو بلاژويچ كه در زمان حضورش در تهران وى را خواسته يا ناخواسته وارد نوعى جنگ فرسايشى رسانه اى كرديم، ديگر مربى برجسته خارجى اى را استخدام نكرده ايم. نه اين كه نخواسته باشيم، بلكه خواسته و نتوانسته ايم. البته رنه سيموئز برزيلى هم ۵/۱ سال ميهمان ما بود، اما وى در آن مدت فقط مربى تيم ملى اميد بود و در آن زمينه هم آنقدر مخطور برايش ايجاد شد و بازيكنانش را گرفتند و به اينجا و آنجا بردند كه قطع اميد نمود و فرار كرد و رفت! بدتر از همه ماجراهاى نافرجام چند ماه اخير براى جذب يك سرمربى جديد براى تيم ملى، ابتدا توسط كميته انتقالى و سپس فدراسيون جديد فوتبال بوده است. پس از هفته ها و ماه ها تلاش وقتى سرانجام با آرتور جورج پرتغالى به نوعى توافق نايل شديم، عنوان شد كه چون كميته انتقالى در حال رفتن و فدراسيون جديد در آستانه ورود به صحنه است، عاقلانه تر اين است كه تعيين مساله و سپردن يا نسپردن كار به جورج ( و يا كسى ديگر) توسط مقام هاى تازه فدراسيون صورت پذيرد و تصميم گيرى و اقدام با آنها باشد. اين چنين بود كه جورج بسيار قاطع و بيرحمانه(!) از صحنه و از محاسبات خارج شد، زيرا سران جديد فدراسيون بر اين باور درست يا غلط بودند كه بازتاب آمدن احتمالى جورج به فوتبال ما و تيم ملى، در نزد مردم عادى و رسانه ها مثبت نبوده و به كلى حرف و حديث كشيده شده است و در نتيجه ارجح آن است كه از خير جذب وى بگذريم. پس از آن اقدامات فدراسيون جديد براى جذب يك مربى ديگر شروع شد و مثل دفعه قبلى كلى اسم و نام بزرگ آمد و ليست ها و فهرست ها رديف شد و در ميان آن همه اسم سرانجام خاوير كلمنته گزينش گشت و لابد به خوبى مى دانيد كه در ارتباط با وى چه گذشت و به كجا منجر شد. پشيمانى ماجراى كلمنته به سبب شهرت وى و وعده هاى نه چندان با پشتوانه و عملى ما براى استخدام قطعى وى انعكاس قابل توجهى بر روى سايت هاى عمده خبرى خارجى هم داشت و بنابراين حاصل كار، يك ضدتبليغ هم براى ورزش ما شد، كلمنته در مصاحبه هايى كه پس از بازگشت به اسپانيا انجام داد، متذكر شد كه مقام هاى ايرانى بارها( به زعم وى ۳۰ مرتبه!) در متن قرارداد او دست برده و حوصله اش را سر برده اند و به همين سبب وى پشيمان شده و به اطلاع طرف ايرانى رسانده است كه نمى تواند عهده دار پست مربيگرى تيم ملى شود. همان طور كه پيشتر گفتيم طى اين ماه ها آن قدر اسم آدم هاى مشهور به عنوان نامزدهاى پست مربيگرى تيم ملى ايران آمد كه ديگر حتى شنيدن مجدد نام آنها باعث ملال و آزردگى خاطر مى شد. از آن جمع و ليست طولانى، به اعتراف مديران فوتبال ما با برخى از آنها اصلا صحبتى صورت نگرفت و با تعداد اندكى كه صحبت شد، مذاكرات به دلايل مختلف در همان شروع كار متوقف ماند و در مورد بسيارى از اين نام ها نيز از سوى مقام ها شنيديم كه آنها اصولا نامزد اين پست نبوده اند و اگر نامشان آمده است، زاييده خيال رسانه ها و مردم بوده است! با اين اوصاف چه مردم خودمان و چه خارجى ها بيش از ۷ ماه به طور بى نتيجه در انتظار تعيين سرمربى جديد مانده اند و آن قدر اسم هاى خارجى از آبان ماه به بعد شنيده ايم كه بعيد مى نمايد حتى يك مربى مطرح خارجى از ليست بيرون مانده باشد. تغيير رويه اما حاصل كار چه بود؟ يكى دو روز بعد از منتفى شدن جذب كلمنته عنوان گشت كه تا اطلاع ثانوى، امور تيم ملى را همچنان منصور ابراهيم زاده و گروه وى هدايت خواهند كرد و سران فدراسيون كه در صحبت هاى قبلى خود بر استخدام خارجى ها تاكيد داشتند، به صراحت گفتند كه رويكرد به مربيان ساير كشورها از دستور كار خارج شده و توجه مجدد به داخلى ها در دستور كار قرار گرفته است و اواخر هفته پيش و اوايل هفته جارى نيز صرف همين موضوع شده است. آن چه بر جاى مانده ضعف و عجز ما در تعيين مربيان خارجى براى تيم ملى و اثر بد آن بر اذهان داخلى و تاثير و بازتاب منفى آن در بنگاه هاى خير خارجى است كه اگر باعث تخفيف درجه ورزش ما نشود، قطعا باعث اوجگيرى آن هم نخواهد گشت. در اين ميان هيچ كس هم توضيح نداده است چگونه نامداران در ساير كشورها پروازى توصيف نمى شوند اما تا گذارشان به اينجا مى افتد تبديل به مربيان پروازى و افرادى مى شوند كه مى خواهند از ما سوءاستفاده كنند. طرف مهم تر اين كه روابط بين المللى و شكل بستن قراردادهاى حرفه اى با مربيان نامدار را نمى شناسيم، يك جانب قضيه و طرف مهم تر، برنامه دقيق نداشتن و روزمرگى حاكم بر ورزش ما است كه باعث مى شود ،۶ ۷ ماه حرف بزنيم و از قيصر و امثال او بگوييم و سر آخر با مربيان وطنى به ميدان آييم و روياپرداز به نظر برسيم و سرنوشت مان اين چنين باشد.
|
|
|
|
|
ورود بى رويه بازيكنان خارجى
تهديدى براى هويت كشورها
شيوا نوروزى سى و دومين نشست اتحاديه فوتبال اروپا در زاگرب برگزار شد كه سرشناس ترين شركت كننده آن سپ بلاتر رييس فدراسيون جهانى فوتبال فيفا بود. بلاتر ضمن ارايه برنامه هاى آتى اين فدراسيون بر ضرورت تشكيل اتحاديه باشگاه هاى اروپا تاكيد كرد. وى همچنين افزود كه نقش اين اتحاديه تاثير به سزايى در روند پيشرفت فوتبال در قاره سبز دارد و مى بايست هدف اصلى خود در رساندن فوتبال به جايگاهى ويژه در عرصه بين المللى باشد. سپ بلاتر در پايان اين نشست به تشريح عقايد و نظرات خود پرداخت: * هدف شما از شركت در كنگره ساليانه اتحاديه هاى فوتبال چيست؟ ** اين گونه نشست هايى كه اكثرا سالانه برگزار مى شوند فرصت مناسبى است كه روساى فدراسيون هاى فوتبال با هم ملاقات داشته باشند و از نظر هم استفاده كنند. به علاوه يكى از مباحث مورد بحث در اين جلسه وضعيت فوتبال در مدارس بود كه براى من اهميت ويژه اى دارد چرا كه اگر فوتبال به صورت آكادميك آموخته شود قطعا اثرات آن را در سال هاى آينده و در تيم هاى ملى خواهيم ديد. از طرفى پس از انتخاب ميشل پلاتينى به عنوان رياست اتحاديه فوتبال اروپا اين اولين مرتبه اى بود كه به طور مشترك در گردهمايى شركت مى كرديم و از اين بابت اين جلسه من را به ياد خاطرات گذشته انداخت. چرا كه من و ميشل از زمانى كه كارم را در فيفا آغاز كردم رابطه نزديك با هم داشتيم و پس از آن بود كه همكارى ما براى برگزارى جام جهانى ۱۹۹۸ فرانسه آغاز شد. ميشل در ابتدا مشاور من بود و پس از آن به كميته اجرايى فيفا راه پيدا كرد و در حال حاضر نيز رياست اتحاديه فوتبال اروپا را عهده دار است. * در سخنرانى كه در كنگره داشتيد تاكيد اصلى شما بر انسجام خانواده فوتبال بود. دقيقا منظور شما از اين انسجام چيست؟ ** همبستگى در هر خانواده اى حرف اول را مى زند و به همين دليل هم ما تعميم به تشكيل اتحاديه گرفتيم. بر اين اساس جلسه اى در ۱۵ ژانويه در زوريخ برگزار شد و من به شخصه به شناسايى باشگاه هايى كه بر بدنه فوتبال ضرر مى زنند تاكيد كردم كه خوشبختانه اكثريت اعضا نيز با نظر من موافق بودند اما زمان نياز است تا زمينه را براى حضور فعال فيفا آماده كنيم. تشكيل اتحاديه باشگاه هاى اروپا از هر لحاظ به نفع فوتبال جهان خواهد بود چرا كه اين امكان را فراهم مى سازند كه از بروز حواشى مانند دوپينگ اما زمان نياز است تا زمينه را براى حضور فعال فيفا آماده كنيم. تشكل اتحاديه باشگاه هاى اروپا از هر لحاظ به نفع فوتبال قاره و حتى فوتبال جهان خواهد بود چرا كه اين امكان را فراهم مى سازد كه از بروز حواشى مانند دوپينگ، فساد مالى، نژادپرستى و … جلوگيرى كنيم. * اخيرا بازيكنان فوتبال با مشكلات پزشكى مواجه شدند كه متاسفانه اثرات جبران ناپذيرى به بار آورد. فيفا چه راهكارهايى را براى پيشگيرى از بروز چنين مشكلاتى مد نظر قرار دارد؟ ** فوتبال ورزشى مفرح است و طبيعتا بايد شادى را براى بازيكنان و تماشاگران به همراه داشته باشد. ولى در چند سالى اخير شاهد بروز مسايلى بوديم كه دنياى فوتبال را شوكه كرده. مرگ چند فوتباليست بر اثر ايست قلبى در چند نقطه تلنگر شديدى بود به جامعه ورزش. به عنوان مثال مرگ آنتونيو پوئرتا، فوتباليست جوان اسپانيايى كه بر طبق شواهد بيشتر از ۳ بازى در هفته انجام مى داد از نظر پزشكى تعداد زيادى است. از اين رو مى بايست هر چه سريع تر در برنامه رقابت هاى باشگاهى و اروپا تجديدنظر شود و از آنها خواست تا از شركت در بازى هاى دوستانه و تورنمنت هاى باشگاهى و اروپايى اجتناب كنند. اگرچه سران فيفا نهايت تلاش خود را مى كنند تا خانواده فوتبال هرچه بيشتر از چنين خطراتى دورى كنند اما با در نظر گرفتن ۲۵۰ ميليون نفر فوتباليست فعال در سراسر جهان، رسيدن به اهداف مورد نظر كمى دور از دسترس به نظر مى رسد. با اين حال اولين گام ما ملزم كردن مسوولان اجرايى جام جهانى ۲۰۰۶ براى بررسى دقيق وضعيت قلب و عروق بازيكنان حاضر در اين تورنمنت بود. * ارزيابى شما در مورد عدم حد و مرزهايى براى انتقال بازيكنان از يك كشور به كشور ديگر چيست؟ ** خوشحالم كه اين سوال مطرح شد زيرا با تمام پيشرفت هايى كه قاره سبز داشته هنوز اتحاديه فوتبال اروپا نتوانسته قوانين مدونى براى ترانسفر بازيكنان به تصويب برساند. بسيارى از كارشناسان اتحاديه فوتبال اروپا نتوانسته اند قوانين مدونى براى ترانسفر بازيكنان به تصويب برسانند. بسيارى از كارشناسان اين رشته معتقدند كه ورود بى رويه بازيكنان خارجى به ليگ كشورها هويت اصلى آن كشور را تهديد مى كند و علاوه بر فوتبال باشگاهى، فوتبال ملى را هم تحت تاثير قرار مى دهد و از طرفى تيم ملى كشور را بازيكنان داخلى تشكيل مى دهند نه خارجى. در غير اين صورت ورزش از حالت رقابتى به صورت نمايشى درخواهد آمد و درست همان چيزى كه در ورزش ايالات متحده ديده مى شود. از اثرات مخرب ديگر هجوم بازيكنان خارجى، سرخوردگى جوانان آن كشور است چرا كه با وجود بازيكنان با تكنيك برزيلى، پرتغالى و … ديگر جايى براى بازيكنان جدى وجود نخواهد داشت و اميدى براى موفقيت آن وجود ندارد. * جام ملت هاى آفريقا را از نزديك تماشا كرديد. جايگاه فوتبال قاره سياه را چگونه مى بينيد؟ آيا فعاليت بازيكنان آفريقايى در ليگ هاى معتبر اروپايى در پيشرفت آنها نقشى داشته است؟ ** اين حقيقت را نمى توان كتمان كرد كه فوتبال اروپا و ليگ هاى اروپايى تاثير شگفت انگيزى در پيشرفت فوتبال آفريقا داشته و از اين بابت بايد قدردان مربيان اروپايى بود كه نسل جديدى را تقديم قاره سياه كردند. امروزه ستاره هاى آفريقا مانند اتوئو، دروگبا و … با اندوخته اى از آموزه هاى تاكتيكى و فيزيك بدنى آماده به كشورشان باز مى گردند و در خدمت تيم هاى ملى كشورشان هستند. ولى نكته مهم اين است كه نبايد در اين كار زياده روى كنند و به وضعيت انگليس دچار شوند. * به عنوان شهروندى سوئيسى يورو ۲۰۰۸ را چگونه مى بينيد؟ ** خيلى خوشحالم كه اين اتفاق مهم در كشورم مى افتد و ميزبانى اين دوره به عهده سوئيس و اتريش است. تيم ملى سوئيس قابليت هاى نهفته بسيار دارد كه متاسفانه فرصت چندانى براى شكوفايى پيدا نكردند. به نظر من شايستگى اين را داريم كه در اين دوره شگفتى ساز شويم و حتى به نيمه نهايى برسيم. * آيا بايد دوباره منتظر پديده جديد بود؟ ** در فوتبال هيچ چيز غيرممكن نيست و به همه احتمالات بايد فكر كرد. در يورو ۱۹۹۲ سوئد و دانمارك به يكباره به سوى قهرمانى جهش كرده و به هدف هم رسيدند؛ تنها از بابت همگروه شدن رومانى، هلند،فرانسه و ايتاليا ابراز تاسف مى كنم چرا كه بدون شك دو تيم از اين گروه حذف مى شوند و در هر حال نيز دو غول بزرگ اروپا از رقابت ها خط مى خورند.
|
|
|
|
|
ايران و دووميدانى داخل سالن قهرمانى جهان
توقعى بيش از حد انصاف
وحيد رسولى ظاهرا نماينده هاى دووميدانى ما در مسابقات اخير داخل سالن آسيا كه در دوحه مركز قطر برپا شد، انتظار نتايج و حاصل كار بسيار بهترى را داشتند و در اين باور سران دووميدانى ما نيز با آنها شريك بوده اند زيرا از اكتفا به دو مدال نقره جا خورده اند و از مشكلات و توقعات تحقق نيافته مى گويند. البته همان دو مدال به بهاى خلق دو ركورد جديد براى دووميدانى ما تمام شد و فقط در سايه مثبت چنين حد نصاب هايى به دست آمده است اما ظاهرا توقع از دووميدانى كاران اعزامى بسيار بيش از اين بوده كه به بار ننشسته است. در آن پيكارها احسان مهاجرشجاعى در دوى ۸۰۰ متر با ۶۸/۴۸/۱ دقيقه در جاى دوم ايستاده و پس از دونده بحرين مدال نقره را به سينه زده و حتى ركورد ايران را شكسته است. اين وضعيت توسط هادى سپهرزاد در هفتگانه تكرار شده و اينجا هم نه فقط مدال نقره قاره سهم وى و دووميدانى ايران شده، بلكه ركورد ايران هم كه در اختيار خود او بود، بهبود يافته است. اما به جز آنها امير بياهو در دوى ۶۰ متر، محسن ربانى در پرش با نيزه و امير مرادى هم در ۸۰۰ متر شركت داشتند كه بر سكو نايستادند. سهم ربانى در پرش با نيزه فقط رتبه چهارم بود و از آنجا كه وى در طول سال جارى مدال طلاى مسابقات دووميدانى هواى آزاد آسيا را در رشته تخصصى اش( پرش با نيزه) برده بود، اصلا انتظار نداشت كه سرنوشت اش در دوحه چنين باشد. ربانى كه پيروزى اش در آوردگاه هواى آزاد اردن مولود و محصول غيبت تعدادى از مدعيان اصلى پرش با نيزه آسيا بود ( و در صورت حضور آنها امكان نداشت كه روى سكو بايستد) مى گويد: من در جريان رقابت هاى اخير در دوحه با مشكل كمر درد مواجه شدم و كلا هم آماده و در فرم ايده آل نبودم، حال آن كه رقبايم در بهترين فرم خود قرار داشتند. دو نفر از حاضران در قطر نيز در مسابقات اردن حضور نداشتند. من از عدم كسب مدال ناراحت نيستم و بيشتر بابت حد نصاب ضعيف ام احساس غم مى كنم. رشته ورزشى ما به شكلى است كه همه چيز در آن با ركوردها و آمار و ارقام مشخص و اجرا و تعيين مى شود و متاسفانه ركورد من در دوحه ضعيف بود … ضعف هاى محسوس آنچه ربانى مى گويد، در حرف هاى ساير دونده هاى اعزامى ما به آوردگاه اخير دوحه نيز قابل لمس و حس و نوعى تكرار حرف آنها است، اما خواست و توقع آنها هرچه باشد، ما بايد بدانيم كه هنوز در دووميدانى داخل سالن كامل نيستيم و ضعف هاى محسوس و پرشمارى داريم و حتى مهاجرشجاعى كه در دوحه دوم شد، اوج كارايى و توانايى حقيقى اش در هواى آزاد است و از آن جا كه بيشتر تلاش و تمرين ورزشكاران ما در طول سال در هواى آزاد و متمركز بر آن است، بهترين حاصل كار آنان نيز به داخل سالن تعلق ندارد. با اين حال كه ما يك سالن بسيار خوب و مختص دووميدانى در فضاى سربسته در تهران داريم و به واقع از مهم ترين نياز اين ورزش لااقل براى ملى پوشان خود در مركز كشور بى بهره نيستيم و بسيارى از تمرينات آنها در فصل سرما هم لاجرم در همين محل برگزار مى شود، اما هنوز فرهنگ دووميدانى داخل سالن به طور كامل در ورزش ما جذب و حل نشده است و در اين خصوص مشكل داريم و بايد توان و وقت بيشترى را روى اين مهم بگذاريم. تا زمانى كه ما فقط به اين قصد به دووميدانى داخل سالن مى پردازيم كه از سرماى زمستان ها و زمين هاى نامساعد در اين فصل دور بمانيم و مادامى كه دليل رويكردمان به سالن هاى سربسته اجبارى برخاسته از اين فصل است ( و نه كسب تخصص هاى دووميدانى داخل سالن) بعيد است كه دستاوردها و نتايج مان در اين عرصه نيز از چيزى كه اينك هست و نمونه هاى آن اخيرا در دوحه و در مسابقات دووميدانى داخل سالن قهرمانى آسيا ۲۰۰۸ رويت شد، چندان بهتر شود. به رغم مشكلات فوق مهاجرشجاعى اميدوار است كه در رقابت هاى امسال دووميدانى داخل سالن قهرمانى جهان به مرحله نهايى رشته تخصصى اش(۸۰۰ متر) برسد، ولى اگر هم اين اتفاق بيفتد، ترديدى در اين حقيقت نيست كه ما هنوز در دووميدانى داخل سالن تيمى فاقد تجربه فراوان و عارى از كارايى هاى فوق العاده ايم و با اين كه در برخى موارد آن( مثل همان ۸۰۰ متر) در سطحى خوب قرار داريم، اما هنوز بسيار كار داريم و همچنان بايد تلاش كنيم. به طور اساسى و البته وضع كلى دووميدانى ما نيز همين است زيرا بدون اين كه ريشه هاى اين ورزش به طور اساسى تقويت شود و استعدادهاى فردى و جرقه هاى شخصى تبديل به يك روند دايم و سيستماتيك شود، انتظار كسب مدالهاى قطعى را، حتى در مسابقات قهرمانى جهان داريم. انتظارى كه با توانايى هاى فعلى دووميدانى ما همخوانى ندارد و بيش از منطق و فراتر از حد انصاف مى نمايد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
نگيد بى غيرت!
چرا به استقلالى ها مى گيد بى غيرت؟ كى گفته اونا بى غيرتن؟ رو چه حسابى و با حكم چه كسى؟ اينا حرفاى جالب فيروز خان كريمى مرد شماره يك استقلال هست كه شديدا از انتقادهايى كه مى شه انتقاد كرده. بازى استقلال - سايپا رو كه يادتونه و على دايى و شاگرداش حرف چندانى واسه گفتن نداشتن و اصلا قصد بردن نداشتن از اون طرف استقلال اومده بود كه ببره ولى مثل هميشه آرش برهانى و بقيه سرشونو انداخته بودن پايين و همين جورى به هر سمتى كه مى خواستن شوت مى كردن. بعد كه يه چند نفر انتقاد كردن كريمى بهش برخورد و گفت: شاگرداى من فقط يه خورده بى دقتن و اينم كه تو همه تيم ها ديده مى شه و خدمت ايشون كه تازه مادرشون رو هم از دست دادن و داغدار هستن سلام و عرض تسليت داريم و اگه اجازه بدن يه دو خط حرف حساب بزنم. بله تو همه تيم ها بى دقتى هست ولى اولا اينجا استقلاله نه هر تيمى، دوما هواداراى متعصب و دلسوز داره و سوما كه از همه مهم تره آخه چقدر صبر كنيم و چيزى نگيم وننويسيم. بابا هر چيزى حدى داره توپ حروم كردن هم اندازه داره ديگه فرصت تك به تك رو كه آدم نمى شوته به آسمون يا پاس نمى ده به دروازه بان حريف.
|
|
|
صبا واگذار نمى شه
جمعه كه صباباترى برد و رفت صدر جدول تازه فهميديم قطب هاى جديدى تو فوتبال مون دارن رشد مى كنن كه اگه تعدادشون زياد بشه هم رقابت ها جذاب مى شه، هم انگيزه بيشتر مى شه و هم سطح فوتبال بالا مى ره. نه اين كه هفته قبلش فقط چند روز رفتن بالاى جدول اين سرى كلى خوشحال شده بودن كه تونستن ثابت كنن صباباترى هم چيزى از بقيه كم نداره و پاش بيفته همه رو درو مى كنه.
از اونجايى كه صباباترى هم يه تيم صنعتى هستش مشكل تغيير مديريت و واگذاريش به يه شهر و استان ديگه مثل چند تا باشگاه ديگه چند وقتيه كه سر زبونا افتاده كه بالاخره روز جمعه و بعد از صدرنشينى شون صداش در اومد كه شهريارى و مرادى از صبا كناره گيرى كردن و رفتن. اولش شايعه شد كه صبا از ليگ برتر كنار كشيده كه خوشبختانه صحت نداشت و تكذيب شد چون انصاف نيست حالا كه به يه جايى رسيدن زحماتشون الكى الكى از بين بره. تا اونجايى كه ما شنيديم مديرعامل جديد بعد از مراسم معارفه اش كلى وعده و وعيد داده كه امتياز باشگاه واگذار نمى شه و بازيكنا و مربيا كارشون رو با جديت ادامه بدن. اميدواريم كه اين يكى ديگه شايعه نباشه.
|
|
|
۹ مدال تكواندو
مسابقات بين المللى تكواندوى هلند كه تو شهر آيندهوون برگزار شد تقريبا واسه ما پربار بود و ورزشكارامون تونستن ۹ تا مدال رنگارنگ رو درو كنن و بيارن ايران. البته قبل از سفرشون يه جرياناتى پيش اومد و سفرشون يك خورده با فراز و نشيب هايى همراه بود كه اول گفتن ساعى و خداداد هم مى يان و بعد گفتن نمى يان و … خلاصه تكواندوكارا پريدن رفتن به هلند كه الحق هم خوب ظاهر شدن. البته اينو بگم كه سطح مسابقات خيلى بالا بوده و خيلى از كشورها تيم هاشون رو اعزام كرده بودن. اول چون خانوما مقدم هستن از اونا مى گم. روز اول سارا خوش جمال فكرى كه كانال ABC مى خواد يه فيلم مستند ازش بسازه يه مدال نقره آورد كه بقيه روحيه بگيرن و بعدش معمارزاده هم نقره گرفت و نعمتى هم مدال برنز كه دختراى تكواندوكارمون بى نصيب نمونده باشن. يوسف كرمى هم استارت خوبى زد و اول كه كرمى، با بادى و رجلى طلا رو به گردن انداختن. بقيه هم مدال هاى نقره و برنز گرفتن. اصل مطلب اينجاست كه سه تا ورزشكارمون شانس بيشترى هم داشتن ولى چون به ورزشكار رژيم اشغالگر قدس خوردن و از بازى انصراف دادن. درست كه مدال هرچى عيارش بيشتر باشه بهتره ولى همدردى با ملتى كه مظلومن و يه عده غاصب كشورشون رو غصب كردن واجب تره.
|
|
|
افتخارى ديگر براى شهريار
تو ايران تا طرف سر كاره و داره خدمت مى كنه قدرشو نمى دونيم ولى تا كه خداحافظى مى كنه و مى ره تازه مى فهميم كه چه نعمتى رو از دست داديم و نبايد باهاش اينجورى تا مى كرديم. على دايى هم تا وقتى تو تيم ملى بود و بازوبند كاپيتانى رو مى بست و خلاصه يه وزنه اى واسه تيم بود تا يه جا كم مى آورديم و مى باختيم تمام تقصيرها رو مى انداختيم گردنش كه چون دايى پير شده نبايد تو تيم ملى باشه و آخر سرم با حرف هاى تند و عجولانه اى كه بعد از جام جهانى زده شد دايى پيراهن تيم ملى رو بوسيد و داد به آقايونى كه ادعاى وطن پرستى و تعصب ملى دارن. همون طورى كه اول مطلب گفتيم فقط تو ايران اينجوريه واله كدوم كشورى بدش مى ياد كه آقاى گل جهان از اونجا باشه. شهريار كه همه جاى دنيا قبولش دارن الا ايران تو مراسم قرعه كشى جام جهانى شركت كرد و كنار پله و بزرگان فوتبال جهان آبروى ايران و ايرانى رو زنده نگه داشت و حالا بلاتر شخصا از دايى خواست كه سمت نايب رييسى كميته جوانان فيفا را قبول كنه و برنامه اش رو واسه بلاتر بفرسته. شهريار چند تا رقيب صاحب نام هم داره كه ماتئوس و فان باستن هستن ولى اگه شهريار آذرى هست كه حتما تو فيفا هم مى تونه موفق باشه وسرى تو سرا در بياره.
|
|
|
بازى دادن مردم كافى است
اى كاش كسى پيدا بشه و به ما بگه كه مردم چه گناهى كردن كه اين آقايون بايد اينقدر ما رو سر كار بذارن و هر روز يه وعده جديد بدن؟ جز اين كه تو گرما و سرما و هر نقطه دنيا كه بوده رفتن تيم ملى رو تشويق كردن. خداييش ايراد كار كجاست؟ وقتى على كفاشيان جلوى دوربين تلويزيون حاضر مى شه و با لبخندى كه دليل اون رو كسى نمى دونه اعلام كرد كه هنوز هم براى انتخاب تيم ملى عجله اى نداره و وقت بسيار است هوادارا با چه اميدى بايد به اين تيم دل ببندن. اصلا چرا بايد اينجورى با مردم و احساساتشون بازى بشه. كلمنته رو پيش كشيدن؟ يعنى شان مردم اين قدر پايين اومده كه هر اجنبى بخواد واسه ما شل كن سفت كن در بياره! كفاشيان گفته كه مى خواد مردم رو سورپرايز كنه. جناب آقاى كفاشيان هيچ نگران نباشيد! چون نتيجه اى كه تو بازى هاى بعدى مى گيريم همچين ملت رو سورپرايز كنه كه تا قيام قيامت كسى هوس سورپرايز كردن كسى به سرش نزنه.
|
|
|
|
|
|
|