|
نگاهى به نمايش غولتشن ها نوشته گلدونى به كارگردانى حميد پورآذرى
|
|
|
|
نگاهى به فيلم سينمايى غيرمنتظره ساخته محمدهادى كريمى
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
برندگان تمشك طلايى
|
|
|
|
|
|
|
نگاهى به نمايش غولتشن ها نوشته گلدونى به كارگردانى حميد پورآذرى
كمديا دلارته با رفتارهاى ايرانى
حسين فصيحى كمديا دلارته ايتاليا همواره با تخت حوضى خودمان مقايسه مى شود، شخصيت هايى ثابت كه هر كدام در موقعيت هاى مختلف دست به خلق لحظات كمدى زده و با استفاده از تيپ هاى ثابت خود و مواجهه تيپ ها با يكديگر لحظات شاد و مفرحى را براى تماشاگران فراهم مى كنند، نمايش غولتشن ها نيز دقيقا براساس فاكتورها و ابزارها و عناصر موجود در كمديا دلارته نوشته شده و با الهام از اين شيوه اجرايى و تركيب آن با ويژگى هاى نمايش هاى شادى آور ايرانى توسط حميد پورآذرى در جشنواره تئاتر فجر اجرا شد. اجرايى كه مخاطبان خود را به خنده واداشت و سر آخر راضى از سالن بيرون فرستاد. حميد پور آذرى بعد از تجربه موفق يك نوكر و دو ارباب از همين نويسنده و تركيب ماهرانه آن با تخت حوضى و آدابته كردن آن به شكل يك سياه بازى اينبار تجربه ديگرى را در اين زمينه صورت داده است. هر چند به نظر مى رسد تجربه نخستين پورآذرى در اين زمينه هنوز كه هنوز است، تجربه موفق ترى محسوب مى شود. اجراى غولتشن ها در جشنواره از ميزانى عدم هماهنگى و جا نيفتادن ضرباهنگ لطمه مى خورد و لازم است تا پور آذرى و گروه همراهش با تمرينات بيشتر اثر را براى اجراى عموم آماده تر كند. خوشبختانه پورآذرى هميشه در انتخاب بازيگران اجراهايش موفق عمل مى كند. انتخاب بازيگران متناسب با فيزيك و توانايى تيپ سازى آنها صورت مى گيرد. هر چند در نمايش يك نوكر و دو ارباب ميزان تجربه و كيفيت بازى بازيگران در هماهنگى بهترى قرار داشت. در اجراى غولتشن ها بازيگران با تجربه تر در كنار بازيگران كم تجربه يا حتى آنان كه براى نخستين بار به روى صحنه مى روند، قرار گرفته اند. اين حركت پور آذرى شايد ظاهرا لطمه اى به اجراى اثرش وارد كند اما در كنار اين لطمه نبايد آماده كردن بازيگران جديد براى اين شكل از كار را فراموش كرد. پورآذرى با اين انتخاب پتانسيل كمدى گروه همراهش را تقويت كرده و باعث مى شود بازيگران جوان بلافاصله وارد تجربه هاى مفيد شوند. از نكات بارز اجراهاى پورآذرى طراحى صحنه ساده با چند اختلاف سطح است. اما پورآذرى همواره در آثار كمدى اش توجه جدى به طراحى لباس و تنوع آنها داشته و با رنگ آميزى و انتخاب فرم هاى مناسب در طراحى لباس خود سبب خنده تماشاگران مى شود. رنگ و لعاب موجود در صحنه هم فضاى بشاش و زنده اى را به اثر مى دهد و هم باعث مى شود صحنه اين اجرا يادآور تنوع رنگ و لباس در كمديا دلارته باشد. موسيقى عنصر جدانشدنى از كمدين هاى اين چنينى است. كمديا دلارته و تخت حوضى هر دو وابستگى شديدى به موسيقى دارند. انتخاب دسته موسيقى زنده در كنار صحنه و همراهى گروهى موسيقى در خلق لحظات ناب كمدى در نمايش غولتشن ها قابل تامل است. موسيقى نه تنها به عنوان يك ملودى در بخش هايى از صحنه به اجرا كمك مى كند بلكه در لحظات بسيارى خود به يكى از ابزار ايجاد افكت و از همه مهم تر به عنصر ايجاد خنده تبديل مى شود. خنده اى كه كنار ميزانسن كارگردان و رفتار و فيزيك بازيگران تماشاگر را به لذتى بالا مى رساند. اجراهاى كمدى گروه پاپتى ها با كارگردانى حميد پورآذرى هميشه در اجرا موفق بوده و تماشاگر را راضى نگه داشته است. تماشاگرى كه به تماشاى يك اثر كمدى مى آيد تا بخندد، دقيقا نياز به همان اجرايى دارد كه خارج از عوام فريبى و لودگى موفق به سرگرم كردن تماشا شود. به نظر مى رسد غولتشن ها چنين اجرايى باشد. پس منتظر اجراى عموم اين نمايش در سال آينده مى مانيم.
|
|
|
|
|
نگاهى به فيلم سينمايى غيرمنتظره ساخته محمدهادى كريمى
واقعا غيرمنتظره!
عليرضا نداف حق با شما بود آقاى كريمى. فيلمتان واقعا غيرمنتظره بود. تماشاى اين همه بى منطقى و ناديده گرفتن شعور مخاطب روى پرده سينما به اسم فيلم، آن هم از سوى فيلمنامه نويسى كه قبل ها، نشان داده بود كه حداقلى از قواعد درام و قصه گويى را بلد است حقا كه غيرمنتظره بود. ۲- غيرمنتظره چگونه فيلمى است؟ ما تماشاگران فيلم وقتى پس از گذشت حدود دو سوم از فيلم از آن به طور كامل قطع اميد كرده بوديم با روندى كه فيلم داشت طى مى كرد دلمان را تنها به اين خوش كرده بوديم كه بيننده يك آ موزه اخلاقى ولو در سطحى ترين و كليشه اى ترين شكل آن و به بدترين نحوه ارايه بوده ايم. اين گونه لااقل هنگامى كه از سينما بيرون مى آمديم دستمان تا اين اندازه اى كه الان هست خالى نبود اما فيلم آخرين تركش را هم از تماشاگر گرفت و كارگردان و فيلمنامه نويس فيلم ( كه اينجا هم در يك هويت جمع اند) حتى اين را هم از تماشاگرش دريغ كرد. در غيرمنتظره قصه از چه قرار است. جوانى كه ظاهرا قرار است ما او را به عنوان فردى خوش تيپ بشناسيم توسط فردى كه در كار شوهاى تبليغاتى است به طور كاملا اتفاقى جذب كارهاى تبليغاتى مى شود.( اولين اشكال روايى داستان، مرد وارد باشگاهى ورزشى مى شود و با نگاهى به جوان به او مى گويد: چهره تو مناسب تبليغات است، يعنى ما تماشاگران كند ذهن بايد متوجه باشيم كه داريم فيلم مى بينيم، اين نحوه دراماتيزه كردن وقايع به شدت آدم را ياد فيلم فارسى هاى دهه ۳۰ و ۴۰ سينماى ايران مى اندازد) اين جوان سريعا عليرغم مخالفت ها و هراس هاى همسرش پله هاى ترقى را طى مى كند و به موازات بالا رفتن از اين پله ها، تحولى شگرف در رفتار و خلق و خويش به خصوص با همسرش صورت مى گيرد، اما با اتفاقاتى كه براى او مى افتد و به ناگاه لكه هاى بزرگ زشتى روى صورتش ظاهر مى شود و همين سبب سقوط وى از نردبان موفقيت هايى مى شود كه به واسطه چهره و ظاهر آراسته شده اش به آنها رسيده بود و داشت مى رسيد و همين سقوط سبب بازگشت او به سوى همسرش مى شود و در برخورد بزرگوارانه اى كه همسرش برخلاف رفتار او مى كند( باور كنيد خلاصه كردن داستان فيلم كار دشوارى است)، اينجا اگر خرده منطقى را مى شد در داستان فيلم پيدا كرد از اينجاى داستان تماشاگر در گيجى محض فرو مى رود. رفتارهاى مشكوك و غيرعادى زن، پى بردن به ماهيت آن شركت تبليغاتى كذا و بسيارى سوال هاى بى جواب ديگر. بسيارى از كنش ها و واكنش هاى شخصيت ها بسيار مهم و گنگ و بى دليل اند و بازى بد بازيگران خصوصا محمود يا همان بيژن، در اين زمينه مزيد بر علت شده است. تماشاگر از جايى در فيلم كاملا در ترديد به سر مى برد كه در حال تماشاى فيلمى خيالى، تلفيقى است با ملودرام اخلاقى.(توضيح آن كه اگر لكه هاى روى صورت محمود كار دست اندركاران همان شركت كذا باشد كه از اين راه جوانان را به دام انداخته و پس از آسيب رساندن به آنها از ايشان طلب خسارت مى كردند و به اين صورت پول كلانى را به جيب مى زدند. فيلم به سوى مايه هاى جنايى و پليسى حركت مى كرد. جالب آن كه نشانه هايى از تقويت اين فرضيه هم در فيلم وجود داشت مانند عدم عملى كردن تهديدات آن شركت مبنى بر كشاندن پاى پليس به قضيه براى دريافت خساراتشان از محمود و فضا و حس حاكم بر آن شركت و آدم هايش و نمايش طى همان مسيرى كه بيژن(محمود) طى كرده بود توسط جوانى ديگر كه به تقويت اين ظن كمك مى كرد اما ظاهرا قصد فيلمساز اين نبوده و ما صرفا شاهد ملودرامى اخلاقى( مسامحتا اخلاقى) بوديم و با اين نظر، چاله هاى عميق ديگرى در فيلمنامه به وجود مى آيد از جمله علت آن وضعيت در صورت محمود آن هم درست در هنگامى كه او عازم سفر به خارج از كشور است كه بر اتفاقى بودن و سرسرى گرفتن وقايع دراماتيك داستان دلالت دارد و همان طور كه مى دانيد اين از بزرگ ترين اشكالات درام پردازى مى تواند باشد، نمايش عشق شيوا به محمود به بدترين و غيرقابل قبول ترين شكل ممكن صورت گرفته. همچنين شهاب حسينى در يكى از بيكارترين حضورهاى سينمايى اش هيچ چيز قابل عرضه اى براى تماشاگر ندارد. كارگردانى اثر هم خصوصا در نحوه بازى گرفتن از بازيگران ضعيف جلوه مى كند تا فيلمى كه قرار بود نگاهى انتقادى به نحوه ستاره سازى و ستاره ها و مانكن ها در جامعه معاصر ايرانى ( كه از قرار معلوم يكى از دغدغه هاى اصلى فعلى جامعه ماست) داشته باشد خود در دام جذاب و پرزرق آن بيفتد و تبديل شود به فيلمى كه حتى توانايى سرگرم كردن مخاطبش و جلب توجه او به فيلم ولو به مدتى كوتاه را نداشته باشد حال آن كه رقبايش(همچون توفيق اجبارى) حداقل در اين زمينه موفق به نظر مى رسند. ۳- سخت مى شد راجع به اين فيلم مطلب نوشت و از آن گفت. سينماى ايران به نحو بارزى دچار ركود و فقر مضمونى شده. بخشى از اين معضل شايد برگردد به مسايلى كه جرات رفتن به سمت دغدغه هاى اصلى جامعه و سوژه هاى ملتهب و جدى اجتماعى را از فيلمسازان اين سينما سلب كرده و بخشى از آن هم شايد به تنبلى و سودجويى و موج سوارى فيلمسازان و تهيه كنندگان ما. علت هر چه هست به هر حال نتيجه وضعيت تاسف بار كنونى است. وضعيتى كه دارد برخى را كم كم به ياد سينماى رسمى قبل از انقلاب مى اندازد.
|
|
|
|
|
نعمتى، مقدمى و كرمى هيات مديره انجمن بازيگران خانه تئاتر شدند
در مجمع انتخابات انجمن بازيگران خانه تئاتر پرستو كرمى، فرخ نعمتى و شبنم مقدمى به عنوان اعضاى هيات مديره اين انجمن انتخاب و معرفى شدند. به گزارش سايت ايران تئاتر، انتخابات انجمن بازيگران خانه تئاتر، روز گذشته با حضور جمعى از هنرمندان تئاتر در تالار هنر برگزار شد. در اين مجمع كه با حضور هنرمندانى چون مرتضى احمدى، سعدى افشار، هادى مرزبان، حميد مظفرى، فرخ نعمتى، سهراب سليمى، خسرو احمدى، پرويز پورحسينى، داود فتحعلى بيگى، هدايت هاشمى، پانته آ بهرام و. . . برگزار شد، پس از تشكيل هيات رييسه با رياست سهراب سليمى، آيين نامه انجمن بازيگران توسط هوشمند هنركار قرائت و گزارش عملكرد ساليانه انجمن توسط پرويز پورحسينى ارايه شد. در ادامه نشست، مريم رحيمى عضو انجمن بازيگران خانه تئاتر، از تشكيل و راه اندازى آرشيو تصويرى و هوشمند هنركار از ادامه فعاليت سايت خانه تئاتر خبر داد. در مرحله انتخابات انجمن ۹ كانديدا معرفى شدند كه به ترتيب عبارتند از: داود آريا، جليل فرجاد، محمد كدخدايى، پرستو كرمى، شبنم مقدمى، سوسن مقصودلو، محمدصادق ملكى، فرخ نعمتى، على يداللهى و بابك والى. پس از راى گيرى و انتخابات انجمن، پرستو كرمى با ۱۶۵ راى، فرخ نعمتى با ۱۴۳ راى و شبنم مقدمى با ۱۲۸ راى انتخاب شدند. گفتنى است، ازآنجا كه سه تن از اعضاى انجمن نمى توانند در جلسات هيات مديره حضور پيدا كنند، در مجمع عمومى كه روز گذشته برگزار شد جايگزينى صورت گرفت.
|
|
|
|
|
آخرين ماه سال با بزرگان تئاتر در مجموعه تئاترشهر
مجموعه تئاترشهر در حالى فعاليت خود را در آخرين ماه سال ۸۶ ادامه مى دهد كه تالارهاى مختلف اين مجموعه ميزبان آثار نمايشى هنرمندان صاحب نام عرصه تئاتر است. به گزارش دريافتى از روابط عمومى مجموعه تئاترشهر در اين هفته نمايش ملاقات بانوى سالخورده نوشته فردريش دورنمات به كارگردانى حميد سمندريان ساعت ۱۹ در تالار اصلى روى صحنه مى رود. در اين اثر نمايشى گوهر خيرانديش، پيام دهكردى، على رامز، فرخ نعمتى، احمد ساعتچيان، ميرطاهر مظلومى، هوشنگ قوانلو، مهدى بجستانى، ژاله شعارى، اليكا عبدالرزاقى و عليرضا ناصحى به عنوان بازيگر حضور دارند. در تالار چهارسو هم دو نمايش به كارگردانى امير دژاكام روى صحنه مى رود. سه گانه ميتراس عنوان نمايشنامه اى است نوشته سيمين اميريان كه ساعت ۴۵/۱۷ به كارگردانى دژاكام روى صحنه مى رود. در اين نمايش نسيم ادبى، بهرام ابراهيمى، شهرام عبدلى، رحيم نوروزى، صوفيا دژاكام، نيكا خسروى، شيرين كاشفى، تينو صالحى و نازنين قدس به عنوان بازيگر حضور دارند. نمايش امپراتور و آنجلو نوشته ايوب آقاخانى هم كه در بيست و ششمين جشنواره بين المللى تئاترفجر به عنوان نمايشنامه برگزيده بخش مسابقه بين الملل معرفى شد ساعت ۳۰/۱۹ به كارگردانى دژاكام روى صحنه خواهد رفت. شيرين بينا و بهرام ابراهيمى بازيگران اين نمايش هستند. كريستال تاور عنوان ديگر نمايشى است نوشته رونالد گرنز كه از يك شنبه به كارگردانى نصرالله قادرى ساعت ۳۰/۱۷ در تالار سايه روى صحنه رفت. در اين نمايش محسن حسينى، مهرخ افضلى، وحيد جبارى، محمود هنديانى، بهرام تشكر، سارا عباس پور و حسام منظور به عنوان بازيگر حضور دارند. در تالار قشقايى نيز نمايش تهرن نوشته و كار محمود استادمحمد ساعت ۳۰/۱۹ روى صحنه است. اصغر همت، خسرو احمدى، نگار جواهريان، هدا ناصح، ندا حاج بابايى و رضا علوى بازيگران اين نمايش هستند. كارگاه نمايش هم اين روزها ميزبان علاقه مندان به تئاتر با اجراى نمايش خنجره ها نوشته مهدى پوررضاييان به كارگردانى امير آتشانى است. اين نمايش ساعت ۳۰/۱۸ در كارگاه نمايش روى صحنه مى رود.
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
فيلم تلويزيونى اكباتان به عنوان نخستين تجربه كارگردانى سعيد اسدى در تلويزيون در ايام نوروز از شبكه اول سيما روى آنتن مى رود. به گزارش مهر، اين فيلم داستان دخترى به نام فريبا را دنبال مى كند كه براى ترجمه رمان به خانه دايى اش در شهرك اكباتان مى رود. فريبا در غياب دايى كه به مسافرت رفته در خانه تنهاست و درگير ماجراى اختلاف يك زن و شوهر به نام نادر و مريم مى شود. در اكباتان عسل بديعى، اشكان خطيبى، آرميتا مرادى، افسر اسدى، فقيهه سلطانى و رامتين خداپناهى مقابل دوربين امير معقولى رفته اند. فيلمنامه را عليرضا محمودى و محمدحسن شهسوارى نوشته اند و على اصغر صديقى تهيه كننده آن در گروه فيلم و سريال شبكه يك سيماست. اين فيلم را سودابه سعيدنيا و خشايار موحديان تدوين مى كنند و از ديگر عوامل آن مى توان به بهادر اسدى مجرى طرح، رضا نظرى نيا صدابردار، ابوالفضل رستمى طراح گريم و سپيده شريفى طراح صحنه و لباس اشاره كرد. اسدى دانش آموخته سينماست و پيش از اين فيلم هاى آواز قووسيب سرخ حوا را در سينما كارگردانى كرده است.
|
|
|
|
|
برندگان تمشك طلايى
مى دانم چه كسى مرا كشت بدترين فيلم سال شد
تريلر درجه R مى دانم چه كسى مرا كشت با بازى لينزى لوهن كه در ۹ رشته نامزد دريافت جايزه از بيست و هشتمين دوره جوايز سالانه تمشك طلايى بود، به عنوان بدترين فيلم سال ۲۰۰۷ انتخاب شد. به گزارش مهر، ورايتى اعلام كرد، لينزى لوهن بازيگر اين تريلر به تنهايى سه جايزه گرفت تا فيلم مى دانم چه كسى مرا كشت در مجموع با هشت جايزه به جرات يكى از بدترين فيلم هاى تاريخ برگزارى جوايز تمشك طلايى لقب بگيرد. اين فيلم سال گذشته ميلادى در دنيا تنها ۹ ميليون دلار فروش داشت. پيش از اين ركورد بيشترين جوايز تمشك طلايى را دو فيلم دختران نمايش و زمين ميدان نبرد با هفت جايزه داشتند. مى دانم چه كسى مرا كشت جدا از جوايز بدترين فيلم، بازيگر زن و زوج سينمايى، در بخش بدترين كارگردان، فيلمنامه، بازسازى و بدترين بهانه براى يك فيلم ترسناك نيز برنده شد. لوهن در اين فيلم نقش دو خواهر دوقلو را بازى مى كند. ادى مورفى نيز كه در فيلم كمدى نوربيت در چند نقش بازى مى كند برنده جوايز تمشك طلايى بدترين بازيگر مرد، بدترين بازيگر مرد نقش مكمل و بدترين بازيگر زن نقش مكمل شد. اين فيلم نيز در هشت رشته شامل بدترين فيلم و بدترين كارگردان نامزد دريافت جايزه بود. مورفى در حالى سه جايزه تمشك طلايى دريافت كرد كه پارسال براى فيلم دختران رويايى نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر مرد شده بود، اما جايزه را به آلن آركين براى ليتل ميس سانشاين واگذار كرد. گفته مى شود فيلم نوربيت كه كمى پيش از مراسم اسكار نمايش داده شد، يكى از دلايل روى گرداندن راى دهنده هاى آكادمى از او بود. جان ويلسن، رئيس بنياد تمشك طلايى، با اشاره به جوايز مورفى گفت: وجود جوايز تمشك طلايى تا حدى به خاطر شوخى با اسكار است كه خود را خيلى جدى مى گيرد. اگر قرار باشد چيزى بسازيد كه توهين به يك راى دهنده مثلا ۹۰ ساله آكادمى باشد، به نظرم هيچ چيز بهتر از فيلم بدزبان و زشت نوربيت كه او در دنيا پخش كرد، اين كار را انجام نمى دهد. فيلم كمدى اكنون شما را چاك و لرى اعلام مى كنم با حضور آدام سندلر و كوين جونز نيز در هشت رشته نامزد دريافت جوايز تمشك طلايى بود، اما هيچ جايزه اى دريافت نكرد. هيچيك از برندگان براى دريافت جايزه خود در مراسم اعطاى جوايز كه روز شنبه در مجيكو پليس سانتا مونيكا برگزار شد، شركت نكردند. بنياد تمشك طلايى RAFG هر سال با انتخاب بدترين ها به نوعى با جوايز اسكار شوخى مى كند. اين بنياد در ۱۹۸۰ راه اندازى شد و اكنون ۷۴۷ عضو در ۴۴ ايالت امريكا و ۱۸ كشور دارد. ارزش جوايز اين انجمن حدودا پنج دلار است. سيلوستر استالونه با ۳۰ بار نامزدى و ۱۰ جايزه ركورددار تمشك طلايى است. اين جوايز هر سال يك روز پيش از برگزارى مراسم اسكار اعطا مى شود و فهرست برندگان جوايز تمشك طلايى امسال به شرح زير است: بدترين فيلم: مى دانم چه كسى مرا كشت بدترين بازيگر مرد: ادى مورفى، نوربيت بدترين بازيگر مرد نقش مكمل: ادى مورفى، نوربيت بدترين بازيگر زن: لينزى لوهن، (در دو نقش اوبرى و داكوتا)، مى دانم چه كسى مرا كشت بدترين بازيگر زن نقش مكمل: ادى مورفى، (در نقش راسپوتيا)، نوربيت بدترين زوج سينمايى: لينزى لوهن و لينزى لوهن، مى دانم چه كسى مرا كشت بدترين بازسازى: مى دانم چه كسى مرا كشت بدترين پيش درآمد يا دنباله: مهد كودك پدر بدترين كارگردان: كريس سيورستن، مى دانم چه كسى مرا كشت بدترين فيلمنامه: جفرى هاموند، مى دانم چه كسى مرا كشت بدترين بهانه براى يك فيلم ترسناك: مى دانم چه كسى مرا كشت
|
|
|
|
|
برگزارى جشنواره ترابوزان تركيه
در ارديبهشت ماه جشنواره بين المللى تئاتر درياى سياه ترابوزان تركيه از۱۲ تا ۲۶ ارديبهشت برگزار خواهد شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، اين جشنواره با هدف ايجاد ارتباط بين كارگردانان، بازيگران و كاركنان فنى و ايجاد شرايط در فرهنگ هاى متفاوت و همكارى دوجانبه برگزار مى شود و در سال هاى اخير ميزبان ۵۳ گروه نمايشى از كشورهاى پيرامون درياى سياه و ساير كشورها بوده است. علاقه مندان به شركت در اين جشنواره پس از تكميل فرم CD، DVD و VCDنمايش را ارسال كنند. تعداد افراد گروه متقاضى شركت در اين جشنواره نبايد بيش از ۲۰ نفر باشند و علاوه بر تامين محل اقامت و غذا توسط تئاتر دولتى ترابوزان روزانه مبلغ ۱۰ دلار به هر يك از افراد شركت كننده پرداخت مى شود. گروه هاى متقاضى شركت در اين جشنواره بايد شرحى از نمايش را جهت ترجمه به زبان تركى فكس يا ايميل كنند و پرچم كشور و پرچم گروه را به همراه تعدادى بروشور، عكس به صورت CD و موارد تبليغاتى مرتبط با اجرا ارسال كنند. هر گروه بايد تاريخ دقيق ورود و خروج خود به تئاتر دولتى ترابوزان را اعلام كند تا بر اساس آن تاريخ اجرايشان تنظيم شود. گفتنى است، هزينه هاى درون شهرى در ترابوزان به طور كامل با ارايه فاكتور معتبر از تركيه پرداخت مى شود. محل اقامت و برنامه همكارى بلافاصله بعد از تاييد حضور گروه تا اول آوريل ۲۰۰۸ بايد ارسال گردد. كارگردان گروه نمايش متقاضى شركت در اين جشنواره در اتاق مجزا و ساير اعضاى گروه در اتاق هاى دو يا سه نفره اقامت خواهند داشت. اسامى، شماره پاسپورت و فعاليت مشاركت كنندگان بايد به طور كامل و دقيق تكميل شود. و هر گونه زيان و خسارت كه توسط گروه در هتل صورت گيرد، با مسووليت خود گروه بوده و كارگردان يا گروه بايد هزينه وارده را پرداخت كنند. مهلت ثبت نام متقاضيان شركت در جشنواره تئاتر ترابوزان تا ۱۱ اسفند ۸۶ است و براى اطلاعات بيشتر مى توانند به سايت www.trabzondt.gov.trمراجعه و با آدرس info@terbzondt.gov.trاس بگيرند.
|
|
|
|