پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶
۲۷ صفر ۱۴۲۹ - ۶ مارس ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۴۴
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
جامعه
سلامت
يار مهربان
آرشيو
تماس با ما
چرا در آوردگاه پرشور اصفهان كم آورديم؟
جورج فوساتى
چرا در آوردگاه پرشور اصفهان كم آورديم؟
ضعف هاى تشكيلاتى و فنى هندبال
وصال روحانى
سيزدهمين دوره مسابقه هاى هندبال قهرمانى آسيا كه به مدت ۹ روز و با شركت ۱۰ تيم در اصفهان جريان يافته بود، پايانى مطابق ميل ما نداشت. سه تيم نخست اين رقابت ها جواز حضور در مسابقه هاى هندبال قهرمانى جهان ۲۰۰۹ ( در كرواسى) را دريافت مى كردند و ايران با چهارم شدن از اين حق بازماند. در دوره قبلى اين پيكارها هم چهارم شده بوديم و حتى يك برآورد ساده هم ما را در اين دوره شكست خورده اى بزرگ تر جلوه مى دهد، زيرا به رغم بهره گيرى از امتيازات ميزبانى در عمل حائز همان رتبه اى شديم كه در دوره قبلى بدون استفاده از چنان عاملى صاحب آن شده بوديم.
حمايت تماشاگران پرشور حاضر در سالن پيروزى اصفهان از تيم ملى هندبال ايران در زمان برپايى پيكارهاى مذكور، فوق العاده و بسيار تاثيرگذار بود و اين امتياز بسيار مهمى بود كه ساير تيم ها از آن بى بهره بودند و با اين وجود ما نتوانستيم از آن بهره بگيريم.
ما در مرحله اول( گروهى) يك برد دشوار در برابر لبنان و يك پيروزى خبرساز در مقابل كويت داشتيم، اما در روزى كويت را با اختلاف يك گل برديم كه صعود اين رقيب در سايه نتايج قبلى تقريبا قطعى شده بود و تنها راه توقف اش اين بود كه با اختلاف سه گل به ما ببازد. چنين خاطر جمعى باعث شد كويتى ها برترى ۶ گله خود در شش دقيقه پايانى را به آرامى از دست بدهند و آن قدر سرد بازى كنند كه با خوردن دو گل در يك دقيقه پايانى، برد را با شكست معاوضه كنند. حتى يك تساوى هم باعث حذف ما مى شد و در نتيجه گل پيروزى ساز ما در ۱۰ ثانيه پايانى به قدرى شيرين و نجابت بخش بود كه چشم بازيكنان و مربيان ما را به روى حقايق بست و چون ما يك كويت بى تفاوت و نزول كرده را برده بوديم، اهالى هندبال به اين نتيجه گيرى غلط رسيدند كه ما در نيمه نهايى كره جنوبى را هم خواهيم برد و در نهايت قهرمان هم خواهيم شد، حال آن كه اين امر و گمانه زنى هيچ بنياد علمى اى نداشت و بيشتر از يك خوش بينى صرف نتيجه مى گرفت.
وقتى سرد شديم
يك پايه غلط تصورات ما اين بود كه گمان مى كرديم كره فعلى ضعيف تر از كويت است و چون ما كويت را برده ايم، پس حتما كره اى ها را نيز از پاى درخواهيم آورد. محصول و پى آمد چنين تصوراتى، خلع سلاح شدن ما توسط كره اى ها در نيمه نهايى و به خصوص در نيمه دوم ديدارمان بود. درست است كه فاصله نهايى تفاوت دو تيم ۹ گل اعلام شد، اما در ۱۰ دقيقه پايانى كه ما نااميد شده بوديم و سرد بازى مى كرديم ، كره نيز انگيزه قبلى اش را از دست داده بود و نيازى به جان فشانى نداشت و بايد براى فينال نيرو ذخيره مى كرد، اگر رقيب شرق آسيايى ما با سخت گيرى و با تمامى توان بازى مى كرد، اختلاف به ،۱۳ ۱۴ گل هم مى رسيد.
همان خوش بينى هاى بى پايه باعث سقوط و شكست ما در ديدار رده بندى هم شد و ما را از آوردگاه جهانى كرواسى دور نگه داشت. وقتى قرار شد با عربستان بر سر رتبه سومى و به واقع سومين ( و آخرين) مجوز حضور در آن آوردگاه مصاف  دهيم، بر پايه سرعت و نيروى تيم ملى عمدتا جوان خود و امتيازات ميزبانى به اين اطمينان كاذب رسيديم كه حتما عربستان را خواهيم برد و صعود خواهيم كرد. حال باز از ياد برده بوديم كه رقيب ما در ۱۰ سال اخير به تدريج به يكى از ،۵ ۶ قدرت اصلى هندبال آسيا بدل شده بود و اگر ما تازه از ،۳ ۴ سال پيش چنين جايگاهى را براى خود قايل بوده ايم، تقدم عربستان در اين مساله و ورود زودترش به جمع بزرگان خبر از برنامه ريزى بهتر و ريشه قوى تر هندبال در اين كشور مى داد. اين چنين بود كه يك بازى پاياپاى ديگر همانند ديدار با بحرين در مرحله گروهى را از دست داديم. تا دو و نيم دقيقه به پايان ديدار با عربستان با دو گل برترى از حريف پيش بوديم، اما خوردن يك گل، سپس از دست دادن يك پنالتى و سرانجام پذيرش يك گل آن گاه گل بيست و چهارم ( و آخر) عربستان، شكست ۲۳-۲۴ ما را به تصوير كشيد.
بحث بر سر اين كه چرا گل بيست و چهارم ما توسط داور محسوب نشده و بازى به تساوى كشيده نشد و وقت اضافى به اجرا در نيامده، وقت زيادى را در ساعات بعد از مسابقه مرحله نيمه نهايى از ما گرفت و در نتيجه اجازه نداد كه به بحث مهم تر تاكتيكى و ريشه يابى فنى شكست ما توجه شود. حقيقت آن بود كه داور گل آخر ما را به اين خاطر كه لحظاتى پيشتر وقت مسابقه پايان گرفته بود، محاسبه نكرده بود و واقعيت مسلم تر اين بود كه يك بار ديگر هوشيارى تاكتيكى و بيدارى استراتژيك لازم را براى فتح يك ديدار حساس از خود بروز نداده بوديم.
اميد بستن به دوپينگ حريفان
همان قدر كه جنگ و بحث برسر آن گل مردود اعلام شده بى حاصل نشان مى داد، بحث روزهاى بعدى درباره دير حاضر شدن دو بازيكن تيم عربستان در تست دوپينگ بعد از اتمام رده بندى عبث و دور از شان هندبال ما جلوه مى كند. از يك سو و در اكثر ورزش هاى تيمى حتى اگر تمامى اعضاى يك تيم دوپينگى از آب درآيند نتيجه حاصله و حاصل كار تيمى ملغى اعلام نمى شود و فقط خاطيان تنبيه انفرادى(محروم) مى شوند و بايد از فدراسيون بين المللى هندبال استعلام شود كه در اين ورزش نيز چنين است يا خير. از جانب ديگر ما يك دوره مسابقات هندبال قهرمانى آسيا را ميزبانى نكرده و كلى وقت و انرژى را به هدر نداده ايم تا در نهايت به لطف ديسكاليفر و اخراج شدن احتمالى يك تيم جواز صعود به مسابقات قهرمانى جهان را بگيريم و بايد اين كار در ميدان مسابقات و در صحنه عمل صورت مى گرفت و نه در محكمه و ملاحظات قضايى و انضباطى و با اثبات تخلف هاى احتمالى رقبا.
امروز بر سر اين كه آيا نحوه اداره فنى تيم ما توسط يورى كليوف و بهتر بگوييم روش كوچينگ و تصميم هاى او لب خط صحيح بوده است يا خير، بحث هاى زيادى وجود دارد و خيلى ها معتقد به لزوم تعويض او و گزينش يك سرمربى جديد براى تيم ملى هندبال هستند، اما مثل معمول قدرى براى اين بحث ها هم دير شده است و بررسى ها در اين خصوص بايد قدرى زودتر صورت مى پذيرفت و اگر قرار بود مربى عوض كنيم، اين كار بايد حداقل ۶ ماه قبل از مسابقات اخير اصفهان انجام مى شد.
نمره نهايى
فدراسيون عليرضا رحيمى با كسب رتبه هايى خوب در رده هاى سنى نوجوانان و جوانان و حتى باشگاهى در سطح آسيا چندان بد عمل نكرده، اما نتيجه ديدارهاى اخير قهرمانى بزرگسالان آسيا و سوم نشدن حتى در خاك كشور خودمان و بيش از ۱۵ سال حضور وى در راس فدراسيون كه عملكرد بهترى را مى طلبد، نمى تواند در تنظيم نهايى كارنامه و نمره رحيمى و تشكيلاتى بى تاثير باشد و لحاظ نشود و در آن صورت آنها چندان موفق جلوه نمى كنند. ما بازيكنان خوبى مثل استكى را در رقابت هاى فوق رو كرديم، اما هوشيارى تاكتيكى لازم را نداشتيم و بيشتر مى خواستيم با سلاح شور و همت به موفقيت برسيم تا با اسلحه فن و اين ورزش فقط تا يك حد و يك مرحله معين جواب مى دهد و فراتر از آن را نه. كره كه با سلاح دوم به حق قهرمان آسيا شد و پس از سال ها فترت حكومت سابقش را در هندبال آسيا پس گرفت، درست در نقطه مقابل ما عمل كرد و بهره اش را دريافت داشت و ما حتى در لرزان ترين روزهاى كويت در ۱۰ سال اخير صاحب مجوز حضور در رقابت هاى كرواسى نشديم و اين يك ناكامى قابل ذكر براى هندبال مستعد ما است كه ضعف فنى و تشكيلاتى آن را به ارمغان آورده است و نه لزوما عدم توانايى فنى بازيكنان ما را.
سندى تازه بر راكد بودن پينگ پنگ ما
وحيد رسولى
مسابقات پينگ پنگ  قهرمانى تيمى جهان ۲۰۰۸ كه اخيرا در گوانگ ژو چين برگزار شد، همان نتايجى را در برداشت كه تصور مى كرديم و فراتر از آن ظاهر نشديم و به اين دليل ريشه اى و ساده و سر راست كه به خاطر تمهيدات و اقدامات سال هاى اخير توانى بيشتر از اين نداشتيم و همانى هستيم كه ديديم و از قبل مى دانستيم.
رييس فدراسيون اين رشته در تمام ماه هاى اخير مشغول رايزنى در مورد انتخابات رياست فدراسيون فوتبال و شركت يا عدم حضور در آن گزينش خبرساز بود و در حول و حوش آن زمان هرچه مصاحبه انجام داد پيرامون آن مساله و مصالح فوتبال بود و نشنيديم كه از پينگ پنگ بگويد و بعد هم شايع شد كه وى عضو هيات رييسه و حتى مديرعامل باشگاه استقلال خواهد شد و تو گويى سازمان تربيت بدنى مى خواهد به وى به خاطر ايفاى نقش يك ذخيره براى محمدعلى آبادى در انتخابات فدراسيون فوتبال يك جايزه بدهد و حالا كه كفاشيان به ذخيره پيروز آن انتخابات بعد از خروج اجبارى على آبادى از صحنه بدل شده و رياست مطرح ترين فدراسيون ورزشى كشور را به دست آورده است، چيزى هم نصيب شاهرخ شود. طبق اين فرضيه لابد رياست فدراسيون تنيس روى ميز براى شهنازى كم است و او كه ادعاى محشور بودن با فوتبال را دارد و پيشتر مدير ذوب آهن هم بوده، حالا بايد در فوتبال ما و در سطحى بسيار بالاتر از تنيس روى ميز داشته باشد.
مجزا و متفاوت
لابد شهنازى خواهد گفت كه تمام مشغوليت هاى جنبى فوق هم وى را از رتق و فتق امور پينگ پنگ كشور باز نداشته و او به كارهاى روزمره اش در اين خصوص پرداخته است و حتما درست مى گويد اما قدر مسلم اين كه اين يك فضا و مقدمه مساعد براى تيم اعزامى به گوانگ ژو نبوده است. قطعا استدلال خواهد شد كه بحث اردوهاى ملى و آماده سازى نفرات گسيل شده به چين به كلى مجزا و متفاوت با حضور و فعاليت ها در ساير شاخه ها و عرصه ها بوده است و ما نيز مبنا را بر همين مى گذاريم، اما زمانى كه وقت و گفت وگوهاى اخير رييس يك فدراسيون بيشتر حول و حوش ورزش هايى است كه هيچ ارتباطى با وى ندارد، نبايد از نتايج حاصله در گوانگ ژو گله كرد و يا حداقل خود او نبايد شكايتى داشته باشد.
پس از اين كه تيم اعزامى ما در گروهش به برزيل و اوكراين و اسلوونى باخت و چهارم شد، به گروه و جمعى ارجاع شد كه براى كسب رتبه هاى ۳۷ تا ۴۸ دنيا مى جنگيدند و اين همان پايه ها و رتبه هايى است كه در ادوار اخير مسابقات قهرمانى جهان نيز نصيب مان شده و پيشتر هم با قدرى تفاوت در همين رتبه ها ايستاده بوديم و بنابراين تداركات طولانى فدراسيون براى ارتقاى بيشترمان بى حاصل مانده است.
اين در حالى رخ داد كه تقريبا تمام دار و ندار تنيس روى ميز ما در اين پيكارها حضور داشتند و نوروزى، احدى، اخلاق پسند و حتى پديده اى چون نوشاد عالميان براى ايران راكت به دست گرفتند و به واقع زورمان بيشتر از اين نبود.
اتلاف وقت
اين كه چرا فزون تر از اين نبود، مساله اى است كه فدراسيون بايد توضيح بدهد، اما براى اين كه توضيحات تكرارى نشنوند، بايد متذكر شويم كه در سال هاى اخير نقش آموزش سطح عالى در تنيس روى ميز ما به حداقل رسيده و به سطح موجود دل بسته ايم. ليگ تنيس روى ميز هم به جاى اين كه گشايشى را در اين زمينه حاصل آورد، بيشتر يك اتلاف وقت بوده و البته منبع درآمد سريع براى نفرات شاخص اين رشته و نه ميدانى كه در عمل باعث ارتقاى فنى اين رشته شود. سال ها اين بهانه ( البته حقيقى) وجود داشته كه اگر در آسيا كاره اى نمى شويم، به اين سبب است كه پينگ پنگ شرق قاره در سطح اول جهان است و وقتى چين و كره و ژاپن مدال هاى جهانى را هم درو مى كنند، چطور مى توان انتظار داشت كه سهم ما مدال هاى آسيايى باشد. اما توقف هاى مكرر ما در پيكارهاى جهانى اين رشته به رغم حضورهاى وسيع تر و پرشمارترمان در اين رقابت ها طى ادوار اخير و در سد رقبايى متوسط كه به وضوح از حريفان شرق آسيايى ما در سطح پايين ترى قرار دارند گويا اين نكته است كه سطح عمومى تنيس روى ميز ما به درجه اى نمى رسد كه بايد برسد و كوتاهى ها در اين خصوص محسوس و كمبودها غيرقابل انكار است.
حضورى طولانى
متاسفانه يا خوشبختانه طول مدت حضور فدراسيون شهنازى در اين رشته هم به حد و ميزانى رسيده است كه بايد لاجرم به تغييرى اساسى انديشيد و بايد از سازمان تربيت بدنى پرسيد وقتى برخى فدراسيون ها را كه از قضا ميزان ركود و توقف شان كمتر از تنيس روى ميز و پيشرفت شان از اين ورزش بيشتر بوده، به محض به پايان رسيدن دوره ۴ ساله رياست آن، دستخوش تغيير مى شود و رييس را كنار مى گذارد( نمونه اخير: فدراسيون شمشيربازى) چگونه حاضر است عمر فدراسيون هايى مثل تنيس روى ميز و شنا اين قدر طولانى شود و با ابقاى طولانى مدت روساى آنها، بر اين سكون دامن و مهم تر از آن مهر تاييد بزند.
مادام العمر
فدراسيون شهنازى در سال هاى اخير تحول قابل ذكرى را در تنيس روى ميز پى نريخته و با اين كه او حسن نيت داشته اما از يك سو از توانايى ايجاد قول اساسى در اين ورزش بى بهره بوده و از جانب ديگر قرار نيست حسن نيت و كوشش تنها ضابطه و شرط براى ابقاى فدراسيون ها و مسوولان آنها باشد زيرا اگر باشد رياست ها مادام العمر مى شود و در هيچ يك از نهادهاى ورزشى مان نبايد شاهد تغييرى باشيم.
با اين وجود اگر هدف مان متوسط و معمولى ماندن در دنياى پينگ پنگ است مى توانيم بعد از بازگشت از گوانگ ژو نيز تفاوتى را در امور اين ورزش ايجاد نكنيم و به آن چه داريم، قناعت ورزيم و پس از ناكامى محتمل در المپيك نيز صرفا بگوييم و بپرسيم كه مگر قرار بود در پكن قهرمان شويم؟!
جورج فوساتى
در انديشه رساندن قطر به جام جهانى ۲۰۱۰

شيوا نوروزى

فوتبال آسيا هر روز پيشرفت بيشترى نسبت به گذشته دارد به طورى كه سطح فوتبال در اين قاره اصلا قابل قياس با چند دهه گذشته نيست. با مدرن شدن اين رشته در كشورهاى ژاپن و كره ( به ويژه ژاپن) تحولى جدى در آسيا به وجود آمد به طورى كه كشورهاى حوزه خليج فارس نيز كه به هيچ وجه دوست ندارند از چشم  بادامى ها عقب بيفتند با ساخت ورزشگاه هايى مجهز و پيشرفته در تعقيب آن ها هستند. در سال هاى اخير اهميت فوتبال در آسيا بيش از پيش براى اروپايى ها محرز شده است. تا آنجايى كه سيل مربيان و تئوريسين هاى اروپايى و حتى برزيلى به آسيا سرازير شدند تا هدايت تيم هاى درجه يك قاره را براى رقابت هاى مهمى از جمله جام ملت هاى آسيا و جام جهانى به عهده بگيرند. از اين تعداد بيشتر مربيان اهل اروپاى شرقى به ايران آمدند كه بعضا مى توان نام چند برزيلى را هم نام برد. اين در حالى است كه كشورهاى عربى بيشتر چشم به مربيانى دوختند كه تاريخ مصرف فعاليتشان در كشورهاى مطرح تمام شده و با آمدن به قطر، كويت، امارات و … مى توانند علاوه بر به جيب زدن پول هاى هنگفت، باز هم در عرصه مربيگرى فعاليت كنند. با اين وجود كمتر كشور عربى ريسك آوردن مربى اهل آمريكاى جنوبى را كرده است. از اين حيث قطر پس از به خدمت گرفتن جورج فوساتى اروگوئه اى به نوعى بدعت شكنى كرد تا مربيانى چون او نيز شانس خود را در آسيا محك بزنند.فوساتى كه دغدغه اصلى اش رساندن قطر به جام جهانى ۲۰۱۰ آفريقاى جنوبى است خوب مى داند كه شيوخ عرب فرصت چندانى به او نمى دهند و اگر يكى دو باخت پياپى بگيرد قطعا خيلى زود بركنار خواهد شد. يادآور مى شوم كه قطر با قرار گرفتن در گروه A مقدماتى جام جهانى با تيم هاى استراليا، چين و عراق همگروه است.
* اولين بازى را با ۳ گل به استراليا واگذار كرديد.
** بازى اول هميشه حساسيت خاصى داشته و دارد و نتيجه آن در كل بازى ها تاثير مى گذارد. اما به اين نكته هم توجه كنيد كه ما هم چند بازيكن اصلى را در ا ختيار نداشتيم ولى معتقدم كه قطر يكى از چند تيم برتر آسيا است و تعدادى از فوتباليست هاى قطرى هم در اروپا توپ مى زنند.
* قطر براى صعود به جام جهانى به چه تغييراتى نياز دارد؟
** بعضى ها معتقدند كه براى موفقيت يك تيم بايد آن را متحول كرد اما حقيقت چيز ديگرى است چرا كه معمولا تيم ها براساس داشته هاى خود شگفتى ساز مى شوند. با اين وجود كار اصلى من دادن روحيه به بازيكنان است زيرا مشكل اصلى ما نداشتن اعتماد به نفس و ترس از حريفان است. چيزى كه در بازى استراليا كاملا مشهود بود. در نتيجه اگر بتوانم وضعيت روحى روانى بچه ها را سرو سامان دهم كار بزرگى كرده ام و در اصل بيشترين خدمت را به فوتبال قطر كرده  ام. چالشى كه همه مربيان ملى با آن روبه رو هستند در دسترس نبودن بازيكنان است. آنها در باشگاه ها مشغول به كارند و نمى توانند وقت زيادى را براى تيم ملى بگذارند ولى من هميشه به شاگردانم گوشزد مى كنم كه بازى ملى حكم مرگ و زندگى را دارد و فرصتى براى جبران اشتباهات احتمالى وجود ندارد.
* بعضى از بازيكنان تيم قطر متولد اين كشور نيستند.
** قبول دارم ولى قطر كشورى است با جمعيت ۲۵۰۰۰۰ نفره خب حال شما بگوييد كه من يا هر مربى ديگرى چگونه مى تواند يك تيم ملى بسازد. آن هم با داشتن تعداد محدودى بازيكن. ولى با آمدن خارج نشينان خلا ناشى از كمبود بازيكنان پرمى شود. على رغم اين مشكل علاقه مندم كه فوتبال قطر را جهانى كنم نه اين كه با  آمدن چندين خارجى اسم و رسمى براى تيم كسب كنم.
*ارزيابى شما از ورود بازيكنان خارجى به ليگ هاى فوتبال چيست؟ آيا اين مساله به بالا رفتن سطح فوتبال مى انجامد؟
** هر كسى نقطه نظر خود را دارد و بايد به آن احترام گذاشت. به شخصه فكر مى  كنم بازيكنان اروپايى استعداد و تكنيك خارق العاده اى دارند و قادر به ارتقاى سطح فوتبال كشورى مانند قطر هستند. اما از طرفى ورود بى رويه آنها فرصت حضور بازيكنان داخلى را در ليگ كمتر مى كند كه نتيجه اى جز مايوس كردن آنها را ندارد. بد نيست كه توجهى هم به انتخاب مربيان شود چرا كه هر كسى را نبايد به فوتبال ملى يا حتى باشگاهى راه داد. ابتدا بايد اطمينان يافت كه به هدفى جز خدمت به قطر نمى آيند. از زمان حضورم در اينجا مربيان بسيارى را ديدم كه در حدو اندازه  نام و ركوردهايشان ظاهر نشده اند.
* يك سوال خصوصى بيرون از خانه زندگى كردن سخت نيست؟ به محيط عادت كرده ايد؟
** خوشبختانه از زمان ورودم به قطر به مشكل خاصى بر نخوردم ومردم اينجا همگى فوتبالدوست هستند.
تنها نكته اى كه خيلى زود به من گوشزد شد احترام گذاشتن به وقت نماز بود. آنجا بود كه دريافتم كه زمان تمرينات نبايد با به جا آوردن نماز تداخلى داشته باشد. هر چه باشد غربت است ولى بار اول نيست كه هدايت تيمى خارجى را قبول كرده ام اما هر چى پيرتر مى شوى دورى از وطن را بيشتر حس مى كنى.
* آرزويى هست كه به آن نرسيده باشيد؟
** خوشبختانه تا به امروز موقعيت هاى خوبى داشتم و مربيگرى چند تيم از آمريكاى جنوبى راهم در كارنامه دارم و تنها چيزى كه هنوز به آن نرسيدم رفتن به يك تيم اروپايى است. اما قبل از آن تنها هدفم رساندن تيم ملى قطر به مرحله نهايى جام جهانى و رساندن مردم قطر به آرزوى ديرينه شان است.
* كمى از گذشته بگوييد. چرا نتوانستيد اروگوئه را به جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان برسانيد؟
** من با بدشانسى مواجه شدم و آن اين بود كه مردم از لژيونرها ناراضى بودند و مدام آنها را به بى تعصبى متهم مى كردند گرچه من خيلى تلاش كردم تا ثابت كنم كه اين طرز فكر به هيچ وجه درست نيست چرا كه بازيكن زمانى مطرح مى شود كه هم در عرصه باشگاهى و هم ملى موفق و ستاره باشد. ولى به نتيجه نرسيدم. با اين حال دوران خوبى بود و از اين كه شانس هدايت تيم كشورم را داشتم خوشحالم. من تيم كشورم را متحول كردم و ارزش و اعتبارى كه براى فوتبال ملى اروگوئه به دست آوردم هنوز هم پابرجاست يا به نوعى اثرات تلاش هاى من است. اگر همين طور به روند رو به رشد خودمان ادامه دهيم قطعا به جام جهانى ۲۰۱۰ صعود مى كنيم.
گذر و نظر
گزارشگر چه گناهى كرده؟
مى گن هر كى مظلوم باشه كلاش پس معركه است، راست مى گن. اونايى كه دستشون به جايى مى رسه و يا سرمربى و بازيكن هستن كميته انضباطى يه حمايتى ازشون مى كنه و يه تلنگرى به خاطى مى زنه. حالا اگه اون بيچاره خبرنگار و يا گزارشگر باشه كسى نيست كه حمايتش كنه.
چرا راه دور بريم ، همين بازى استقلال اهواز و سايپاى خودمون كه سايپا ۲ بر ۱ برد، هواداراى اهوازى كه هم از باخت تيمشون ناراحت بودن و هم از خوشحالى بيش از حد دايى ،هرچى دستشون اومد به طرف زمين پرتاب كردن كه البته دايى تر و فرزتر از اين حرفاست كه تن به مجروح شدن بده. اون كه جا خالى داد ولى گزارشگر بدشانس سرش سپر بلاى على دايى شد و يه شكستگى ناقابل از ناحيه سر نصيبش شد.
از اين موضوع چند روزى مى گذره ولى نمى دونم شايد هنوز وقتش نرسيده كه آقايون يه فكرى به حال ورزشگاه هاى مشكل دار بكنن. البته يه فكر اساسى، چون كه با جريمه صد هزار تومنى يا حتى ميليونى تا حالا راه به جايى نبرديم. شايد اگه هواداراى فوتبال يه ذره بيشتر فكر كنن متوجه بشن كه فوتبال بدون تلاش و زحمت خبرنگارا و گزارشگرها ديگه رنگ و بويى نداره. مگه اصحاب رسانه مقصر شكست فلان تيم هستن يا اونا بايد تاوان شكست تيم ها رو بدن.
دلخورى شاه حسينى از شوراى استيناف
از زمان سر كار اومدن شاه حسينى كميته انضباطى شكل و شمايل ديگه اى به خودش گرفت. احكامى كه شاه حسينى صادر مى كنه خيلى قاطعانه تر از گذشته است واسه همين چند وقتى مى شه كه جذبه كميته انضباطى بيشتر شده و معمولا وقتى يه بازيكنى به كميته فراخوانده مى شه همه منتظر جريمه اى نسبتا سنگين هستن. اما مهم ترين پرونده اى كه تو اين فصل زير دست شاه حسينى اومده چيزى نيست جز پرونده سپاهان و نابينا شدن سرباز وظيفه. ۵ امتياز از سپاهان كم شد ولى از همون موقع هم گفتن احتمالا با راى شوراى استيناف اين جريمه كمتر هم مى شه. همين طور هم شد و ۵ امتياز به ۳ امتياز كاهش يافت و بقيه جريمه ها هم تعديل شد. با همين راى بود كه سپاهان به صدر جدول رفت.
قبلا هم شاهد تناقض  آراى كميته انضباطى و شوراى استيناف بوديم كه اگه يادتون باشه اوج اختلافشون برمى گرده به جريان محروميت سال گذشته على دايى كه حتى شاه حسينى هم از شدت ناراحتى استعفا كرد. حالا شاه حسينى با اين كه خيلى از اين راى دلخور شده ترجيح داده اظهارنظرى نكنه و چيزى نگه و به ساكت هم پيشنهاد كرده كه هر كارى از دستش برمى ياد واسه تيمش بكنه و شكايت به فيفا رو حق همه تيم ها دونسته.
امان از شيطنت هاى شيث
گاهى وقتا آدم يه حركاتى از خودش نشون مى ده يا يه حرفى مى زنه كه اصلا در شان خودش و شخصيتش نيست. البته اين كه گفتم منظورم از آدم يه نفر مثلا عاقل و بالغ بود. نمى دونم اگر يه روزى تو هواپيما و در ارتفاع چند هزار مترى بوديد و يه دفعه يكى از مسافرا از غفلت مهماندار سوءاستفاده كرد و يهو رفت پشت بلندگو و گفت هواپيما داره سقوط مى كنه چه حالى بهتون دست مى ده؟ انصافا هر كى باشه تا مرز سكته مى ره و برمى گرده حالا فكر كنيد نصف مسافرا هم زن و كودك باشن. به نظر من اگه مى خوايد سكته نكنيد بايد خودتون رو آماده كنيد چون يه موقع ديديد كه با برو بچه هاى پرسپوليسى  و بازيكن حاشيه اى اين تيم شيث رضايى همسفر شديد. خدا نصيب هيچ كس نكنه چون اين آقا پسر يه همچين كارى كرده و ملت رو به وحشت انداخته. حالا بماند كه تو فرودگاه شيراز احضارش كردن و با وساطت كاشانى آزاد شده ولى بد نيست يك بند به آيين نامه ليگ اضافه بشه و بازيكنا از نظر روحى روانى تست بشن. واقعا شيث چه توجيهى واسه اين كارش داره. شايد بگه با بچه محلاشون شرط بسته بوده.
شهريار سرمربى تيم ملى
بچه كه بوديم مى گفتيم نخود نخود هر كى رود خانه خود. حالا هم كه يه كمى بزرگ تر شديم اينو به دلال هاى فوتبال مى گيم كه چند ماهى مى شه كه نذاشتن يه آب خوش از گلوى تيم ملى پايين بره. هر دفعه خواستن مربى رو معرفى كنن يه بهونه پيدا كردن يا برگشتن كلمنته رو بهانه كردن خلاصه كسى كه قرار بود چند روزى تكليف رو يه سره كنه بعد از دو سه ماه بالاخره كار رو تموم كرد و آب پاكى رو ريخت رو دست كلمنته كه فكر كرد بازم منتش رو مى كشيم درسته كه خيلى دير شده و مردم خيلى منتظر موندن ولى به جاش كسى رو نيمكت مى شينه كه همه دنيا با اسمش آشناست و آنقدر افتخار ملى و باشگاهى داره كه بعيده كسى از انتخابش راضى نباشه. على دايى سرمربى فعلى سايپا كه قهرمانى فصل پيش ليگ برتر رو هم با اين تيم تجربه كرده تنها چيزى كه كارنامه اش كم داشت مربيگرى در سطح ملى بود كه اون رو هم به زودى تجربه مى كنه. دايى خودشم از اين انتخاب خوشحاله و گفته با كمال افتخار اين سمت رو به عهده مى گيره. تنها مساله اى كه مطرح شده بود بحث اختلاف بازيكناى قديمى با دايى بود كه خيلى زود تكذيب شد. اميدواريم كه همه با شهريار همكارى كنن، اميدواريم كه در كارش كارشكنى نكنند تا بتونه همان طور كه به عنوان بازيكن افتخارآفرين بود روى نيمكت هم براى نام ايران عزت كسب كنه.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |