|
|
|
|
|
كابوس پرتغالى، گرنت را رها نمى كند
|
|
|
|
بحثى پيرامون ساخت و ساز هاى ورزشى در كشور
|
|
|
|
|
توسعه پايدار با افزايش ستاره ها در دووميدانى
وصال روحانى رييس سازمان تربيت بدنى ايران در نشست اخير خود با سران فدراسيون دووميدانى كشور اعلام كرده كه سازمان در اين رشته به دنبال توسعه پايدار است. محمدعلى آبادى از عملكرد مسوولان دووميدانى ايران در كسب ۵ سهميه المپيك پكن در اين رشته ابراز رضايت كرده و آن را اميدبخش خوانده و گفته است: براى رسيدن به سطح مطلوب در اين رشته بايد چشم انداز دووميدانى براى المپيك بعدى مشخص و از حالا ترسيم شود. او با تاكيد بر اين كه توسعه پايدار اين رشته لزوما حضور در المپيك مسابقات جهانى يا آسيايى نيست، اظهار نموده است: توسعه پايدار به معناى افزايش كمى تعداد دووميدانى كاران مجرب و تقويت بخش قهرمانى در اين ورزش است. عبارات فوق نشانگر نوع نگاه سازمان تربيت بدنى به اين رشته پايه و مادر است كه از قضا هدف گذارى و نگاهى عاقلانه است، زيرا كارشناسان هم بر اين باورند كه اگر به تعداد قليل قهرمانان مجرب فعلى مان اميد ببنديم، آينده اى درخشان و مستمر نخواهيم داشت زيرا آن نفرات سرانجام رنگ خواهند باخت و راه درست تر داشتن قهرمانان مجرب پرشمارتر به گونه اى است كه بتوانند جاى يكديگر را بگيرند و كار به تك ستاره اى منحصر نشود و به جاى فرد، سيستم حاكم باشد. در غير اين صورت موقعى كه احسان حدادى فروكش و غروب كند، ما فردى به رسايى او در پرتاب ديسك نخواهيم داشت زيرا به يك تك ستاره و پرورش او دل خوش كرده ايم، حال آن كه در صورت تعدد در امر قهرمان سازى و بيشتر ساختن ورزشكاران توانا هميشه مى توان تيم ها و نفرات قوى در اختيار داشت و از حالا زانوى غم در بغل نگرفت كه اگر مهاجر شجاعى برود تكليف ما در دوى ۸۰۰ و ۱۵۰۰ متر چه خواهد شد، زيرا مى دانيم كه ورزشكاران كارآموز بسيارى را در اختيار داريم و هميشه در چندين رشته اميد به كسب مدال خواهيم داشت. چيزى كه اينك در دووميدانى ما جريان دارد، نه اين امر بلكه دل بستن به تعدادى تك ستاره در موادى بسيار اندك است كه وقت و بودجه كلانى صرف پرورش شان شده است، بدون اين كه در همان حال به فكر بيشتر ساختن ورزشكاران مجرب بوده باشند و اين امر يك نقصان را به لحاظ پشتوانه و جانشين سازى در ورزش دووميدانى ما ايجاد كرده و ما همين حالا بر اثر اين روند در بسيارى از مواد و به واقع در اكثر آنها حرفى براى گفتن در سطح بين المللى نداريم و اگر بخواهيم راه دور نرويم، بايد متذكر شويم كه در پيكارهاى اخير دووميدانى داخل سالن قهرمانى جهان در والنسياى اسپانيا ما فقط يك نماينده اعزامى داشتيم كه مهاجر شجاعى بود كه بسيار بديهى بود اگر دست هايى پر و مهره هايى فزون تر مى داشتيم، طبعا نفرات بيشترى را به والنسيا مى فرستاديم، اما احساس حاكم اين بود كه در مواد ورشته هاى سالنى دار و ندار ما همين است. اگر اجرا شود … حسن توسعه پايدار و طرح مورد نظر على آبادى چنانچه واقعا اجرا شود، اين است كه شمار قهرمانان ملى و ورزشكاران برجسته ما در سطح قاره اى و جهانى را بالا خواهد برد و ما مى توانيم در رقابت هاى كوچك و بزرگ به رتبه هاى بيشتر و بهترى برسيم. اين كه اين طرح چطور اجرا و توسعه پايدار چگونه حاصل مى شود، چيزى است كه رييس سازمان تربيت بدنى به آن اشاره اى مشخص و مستقيم نكرده، اما بديهى است كه با بسط اين ورزش در واحدهاى تحصيلى و يك روند استعداديابى وسيع تر و تورى گسترده تر در اين خصوص مى توان به نتيجه رسيد و استعداديابان فدراسيون و مربيان اين رشته بايد گستره بيشترى از سطح كشور را زير نظر بگيرند و پس از استعداديابى، چتر آموزشى وسيع ترى را نيز شامل حال نفرات منتخب و كشف شده سازند و مهم تر از همه اينها كارى كنند كه دووميدانى ورزشى مهجور باقى نماند و برعكس در سطح كشور رايج و متداول شود و توسعه پايدار مورد نظر سازمان تربيت بدنى حاصل آيد.اين يك بايد و يك الزام غيرقابل انكار و اجتناب ناپذير براى دووميدانى و به واقع كل ورزش هاى ما است.
|
|
|
|
|
كابوس پرتغالى، گرنت را رها نمى كند
مورينيو: چلسى را خواهم كشت، براى هميشه
حورا شكيبى ممتاز او مى گويد كه آينده اش در ايتاليا يا اسپانياست و باشگاه هايى چون بارسلونا، ميلان، اينتر و رئال مادريد گزينه هاى برترش براى حضور در فصل آينده است. خوزه مورينيو همان سرمربى محبوب بازيكنان چلسى است كه سپتامبر گذشته ناگهان باشگاه را ترك كرد تا جاى خود را به آورام گرنت كه موقعيت نه چندان محكمى نزد رومن آبراموويچ دارد، بدهد. وى كه درصدد بازگشت به چلسى است و دلش براى استمفوردبريج تنگ شده هرگاه صحبت از گرنت به ميان مى آيد با سردى، بحث از انتقام به ميان مى آورد البته اين در صورتى است كه تيم آينده مورينيو با چلسى تحت سرپرستى گرنت روبرو شود. خوزه بدش نمى آيد كه ضرب شستى هم به آرسن ونگر نشان دهد. مورينيو در آخرين مصاحبه اش از بازگشت زودهنگام خبر داده و بدين ترتيب لرزه را بر اندام تمام سرمربيان كاركشته باشگاه هاى برتر اروپا انداخته است. سرمربى پرتغالى از حالا براى تمام رقبايش نقشه كشيده و هشدارهاى لازم را داده است. پس از حذف ميلان از گردونه رقابت هاى اروپايى توسط آرسنال، مورينيو ميهمان روزنامه گاتزتا دلو اسپورت ايتاليا بود و زنگ خطرها زمانى براى امثال كارلو آنچلوتى، روبرتو منچينى، لوچانو اسپالتى و رانيه رى به صدا درآمد كه مورينيو گفت: حضور در باشگاه هايى چون ميلان، اينتر، رم يا يوونتوس همگى جالب توجه هستند. اگر مورينيو عازم سن سيرو شود قطعا ديديه دروگبا، شاگرد قديمى اش را نيز به آنجا خواهد برد و در اين ميان احتمال خريد كارواليو و لمپارد توسط او نيز بالاست. البته خريد اين سه ستاره طى تابستان چندان آسان نيست. از طرفى سرمربى پرتغالى با مقايسه لمپارد كه ۲۹ سال دارد با مالدينى كه روزهاى حضورش در فوتبال به شماره افتاده از علاقه اش به ملى پوش انگليسى خبر داد. سرمربى سابق چلسى در اين باره گفت: لمپارد فوق العاده است و مى توان در تمام ديدارها روى او حساب كرد. فرانك مى تواند تا ۴۰ سالگى بازى كند. او قدرى شبيه مالدينى كار مى كند. پائولو هم با گذشت سال ها هنوزخسته نشده و در خدمت تيم است. مورينيو در ادامه در خصوص باشگاه هاى اسپانيايى صحبت كرده و گفت: از ميان دو باشگاه بارسلونا و رئال مادريد هركدام زودتر به من پيشنهاد جدى بدهند، مى توانند مرا در اختيار داشته باشند. البته اولويت من باشگاهى است كه سران آن تماما به من اعتماد داشته باشند و در كارم دخالت نكنند. در حال حاضر كاملا آزادم و مى توانم با فراغ بال تصميمات خود را اتخاذ كنم. خوشبختانه هنوز با هيچ باشگاهى پيش قرارداد هم امضا نكرده ام. اين سرمربى كه در سال ۲۰۰۴ پورتو را قهرمان اروپا كرد در خصوص آرسن ونگر، سرمربى آرسنال مى گويد كه كار او در ميدان سه شنبه شب گذشته و شكست دادن ميلان فوق العاده بوده است و اينكه آرسنال يك تيم منحصر به فرد است. مورينيو مى گويد: با اينكه اين مربى سال هاست كه افتخارى كسب نكرده اما يك پديده و الگو است. ونگر استعدادهاى جوان را به ستاره تبديل مى كند چرا كه او جواهرات و گوهرهاى شناخته نشده و خاك خورده را به تيمش منتقل كرده و آنها را از گرد و غبار مى زدايد. او براى اين كار زحمات زيادى مى كشد. خوشبختانه فرصت كافى براى انجام ايده هايش را نيز دارد. عصبانيت مورينيو زمانى به اوج مى رسد كه صحبت از گرنت به ميان مى آيد. پيام سرمربى موفق پرتغالى براى آورام گرنت اين است: اميدوارم در بازى هاى اروپايى با چلسى روبرو شوم و انتقامم را بگيرم. چلسى را خواهم كشت براى هميشه. اين است پيغام من براى مربى كه يك شبه جاى مرا گرفت. هيچ احساس ترحم يا دلسوزى نسبت به گرنت ندارم. باشگاه چلسى را دوست دارم اما از شخص سرمربى بدم مى آيد. هنوز هم احساس مى كنم كه چلسى جزيى از من است. چلسى تا پايان در قلب من خواهد بود. طى ۵ ماه آخر كه با سران باشگاه دچار اختلاف شدم حتى يك كلمه توهين آميز از زبان من نشنيديد. در آينده نيز چنين نخواهد بود. هنوز هم با آبراموويچ و كنيون در ارتباط هستم. درست هفته گذشته بود كه با چند تن از ستارگان اين باشگاه صحبت كردم. براى تك تك آنها آرزوى موفقيت كردم. اميدوارم هميشه موفق باشند و پيشرفت كنند. مورينيو از روزهاى فعلى اش مى گويد. او در منزلش در ستوبال به مطالعه و آماده كردن يك برنامه كامپيوترى در خصوص برنامه هاى آتى اش مشغول است. او خوشحال است كه سرمربيگرى تيم ملى انگليس را نپذيرفته و فابيو كاپلو را بهترين گزينه براى هدايت سپيدپوشان مى داند. خوزه در خصوص كاپلو مى گويد: شخصا كاپلو را دوست دارم. انگليس خانه دوم من است و اميدوارم كاپلو در پستى كه درخانه دوم من دارد موفق باشد. از ليگ برتر هم دفاع مى كنم. درخصوص خودم هم بگويم كه دوست دارم پايان دوران مربيگرى ام مصادف باشد با هدايت تيم ملى كشورم، پرتغال. مورينيو در هر باشگاهى كه مستقر شود قطعا كادر پرتغالى خود را همراه خواهد داشت. او قصد دارد به همگان نشان دهد كه حتى در يك فصل هم مى توان در سه عرصه باتمام قوا جنگيد و تك تاز بود درست همان كارى كه او در چلسى و پورتو انجام داد. مورينيو مى گويد: شما مى توانيد در ليگ برتر دوم باشيد يا در فينال جام حذفى شكست بخوريد يا در مراحل نهايى ليگ قهرمانان حذف شويد درست آنچه كه در ليورپول بر سر چلسى آمد اما مهم اين است كه هميشه در سطوح بالا باشيد. هركس مرا استخدام مى كند بايد اين چيزها را بداند. جالب اينجاست كه آورام گرنت، سرمربى جانشين مورينيو به محض شنيدن اين سخنان مرد پرتغالى و شنيدن احساس نفرت وى نسبت به خود اعلام كرده كه قصد دارد با خوزه از در صلح وارد شود. گرنت كه چندان حس رقابت طلبى ندارد و باعث افت سطح چلسى نيز شده خود را مردى صلح طلب خوانده و قصد ندارد با مورينيو دشمنى كند. از نظر مورينيو، گرنت مردى بود كه از فرصت ها بهره جست و از تاريكى ها پديدار شد و سكان هدايت شيرهاى لندن را در دست گرفت. شبح مورينيو در تعقيب گرنت است و سرمربى جديد چلسى نبايد فكر كند به اين زوديها از فكر سرمربى پرتغالى راحت مى شود. گرنت مى گويد: مردم مى دانند كه رويه من چگونه است. من ابدا به صحبت هاى ديگران اهميتى نمى دهم. براى مورينيو احترام خاصى قائلم. چه با او و چه با هر مربى ديگرى خصومت ندارم. رقابت من با آنها تنها در ميادين فوتبال است. وقتى لازم باشد كه بجنگم مى جنگم. مى دانم كه چگونه بجنگم، شناگر قابلى هستم. در زندگى شخصى نيز انسان آرامى هستم و مى دانم در هر لحظه چه واكنشى نشان دهم. اجازه بدهيد گذشته ها را فراموش كنيم. تمام هم و غم من باشگاه و موفقيت هاى آن است. درست است كه ستارگانى چون آندرى شوچنكو اوكراينى در آخرين روزهاى حضور مورينيو در چلسى رابطه چندان خوبى با سرمربى نداشت و مرتب نيمكت نشين مى شد، اما بايد باور كرد كه وضعيت او حتى با رفتن سرمربى محبوب چلسى بهتر نشد و بهتر است كه او نيز در دسته ستارگانى چون ترى، لمپارد، دروگبا و. . . قرار گيرد كه ياد اين سرمربى را درقلب هايشان زنده نگه داشته اند و در انتظار روزى هستند كه بار ديگر در كنار خوزه مورينيو بزرگ توپ بزنند.
|
|
|
|
|
بحثى پيرامون ساخت و ساز هاى ورزشى در كشور
پايه و بنيادى براى اشاعه ورزش
وحيد رسولى در حالى كه تيم فوتبال سپاهان اصفهان خبر داده بود كه مايل است اولين بازى اش را در فصل جديد جام باشگاه هاى آسيا ( كه روز ۲۲ اسفند در برابر الاتحاد سوريه) برگزار شد و همچنين ديدارهاى خانگى بعدى اش را برخلاف فصل گذشته نه در فولاد شهر بلكه در ورزشگاه نقش جهان ( در نصف جهان) برپا دارد، استاندار اصفهان بر اتمام زمان ساخت كامل و بهره دهى نهايى اين مجموعه بزرگ ورزشى و منجمله زمين فوتبال آن در زمان مقرر تاكيد ورزيده است. در حالى كه بيش از ۱۵ سال از شروع ساخت اين مجموعه مى گذرد، مرتضى بختيارى طى بازديد از پروژه اين ورزشگاه تحويل دادن به موقع آن را نيازمند دريافت اعتبار و مصالح مورد نياز دانسته و منوط به چنان چيزى توصيف كرده و گفته است: رعايت دقيق اصول فنى در ساخت اين ورزشگاه و عمليات ساختمانى آن مورد نياز بوده است، ولى در هر حال استان اصفهان از لحاظ فنى از توانايى بالايى برخوردار است. طى اين بازديد در نهايت تصريح شد كه كل مجموعه ورزشى تا ۱۸ ماه بعد تحويل داده مى شود و كار در آن زمان پايان خواهد يافت. بد نيست يادآورى كنيم مهلت گذارى ها و وعده هايى از اين دست در گذشته نيز صورت پذيرفته و هيچگاه به نتيجه نرسيده بود فقط مى توان اميد بست كه اين بار تحقق يابد، اما اگر هم چنين شود، نبايد آن را يك حسن شمرد زيرا پس از گذشت اين همه سال اگر ورزشگاه سرانجام تحويل داده شود و كار ساختمانى در آن باقى نماند، به واقع فقط هدف و وظيفه سال هاى دورتر و ايام قبلى به مرحله انجام و كار پس از مدت ها تاخير به سر منزل مقصود رسيده است. بد نيست مسوولان امر و البته ادارات تربيت بدنى استان هايى كه مانند اصفهان ساخت ورزشگاه جديدشان بيش از ۱۰ يا ۱۵ سال زمان برده است ( و تعدادشان هم كم نيست) توضيح بدهند كه كدام دلايل و فرآيندها موجب اين تاخيرهاى كلان شده واگر كمبود بودجه در كار بوده، چرا از آغاز به درستى محاسبه و تامين اعتبار نشده بود. نقصان اساسى فوق در حالى شكل مى گيرد كه سازمان تربيت بدنى در دوره حضور محمدعلى آبادى بيش از هر چيزى بر روى امر ساخت و ساز و بيشتر كردن اماكن ورزشى حساس و متمركز بوده و آن را از اهداف و دستاوردهاى اصلى خود شمرده، حال آن كه پروژه هايى مثل اصفهان، شيراز و مشهد با طول مدت خيره كننده كار ساخت شان و تاخيرهاى فراوان در اين امر ناقض ادعاهاى سازمان در خصوص موثر و موفق بودن طرح ساخت و سازمان ورزشى در سطح كشور هستند. بدون قطعيت در همين ارتباط محمد هادى حسام معاون سازمان تربيت بدنى وعده داده است كه حداكثر تا دو سال آينده هيچ طرح ناتمام عمرانى در ورزش ايران باقى نمانده باشد و ورزشگاه هاى نيمه كاره تا آن زمان تحويل داده شده باشند و اين امر، لابد ورزشگاه نقش جهان را نيز شامل مى شود ولى اين كه واقعا تا دو سال بعد ( ۸۹) هيچ طرح ناتمامى روى دست ما نمانده باشد، يك امر مطمئن و قطعى نيست، زيرا چيزى كه براى نقش جهان روى داده است در ابعادى كوچك تر و بزرگ ترى در هر گوشه اى از كشور و براى هر سالنى مى تواند روى بدهد و ناگهان مشكل كمبود بودجه و يا تمام شدن مصالح و وسايل در برابر مجريان طرح خودنمايى كند. اين امر و احتمال، زمانى قوت مى گيرد كه به ياد بياوريم كه سازمان تربيت بدنى همان طور كه پيشتر گفتيم بر افزايش فضاهاى ورزشى در سطح كشور تاكيد دارد و اين به واقع خواست جدى دولت است هر چه تعداد پروژه ها بيشتر باشد، به تبع آن مشكلات و توقف ها نيز فزونى خواهد گرفت و حسام در اين خصوص مى گويد، از ابتداى كار دولت نهم حدود ۳ هزار پروژه ورزشى در سطح كشور به مرحله بهره بردارى رسيده و اين يك رقم اميدواركننده است. چرا؟ اين كه چرا سازمان تربيت بدنى امر فوق ( ساخت و سازها) را در اولويت برنامه هاى خود قرار داده، مساله اى است كه قطعا از جانب سران اين نهاد با پايه ها و دلايلى همراه است ولى حتى با يك نگاه سطحى و به عنوان يك ناظر از بيرون سازمان مى توان تصريح كرد كه اين ساخت و سازها چنان كه طبق برنامه پيش برود از پروژه هاى بيش از حد بزرگ احتراز شود و بيشتر از استاديوم ها و سالن هاى كوچك و معمولى استفاده گردد، مى تواند سرمايه اى كلان براى ورزش كشور باشد و همان طور كه پيشتر به دفعات گفتيم پايه ها و وسايل ورزش كردن و نيازهاى آن را در اختيار قشرهاى وسيع تر و بيشترى قرار دهد و اين نه يك مساله سطحى و عادى بلكه نكته اى خطير است زيرا بارها گفته شده كه در بسيارى از شهرها و مناطق كشور، آنجا كه ميل و رويكرد نوجوانان و جوانان به ورزش كردن قوى و پيگير بوده وسايل و اماكن آن فراهم نيامده است. حال اگر در هر شهرى دست كم دو سالن سر پوشيده قابل ذكر و يك استاديوم فوتبال باشد، چنان چيزى محو و امكان پرداختن به ورزش به جاى آن مى نشيند كه به جاى خود بسيار ارزشمند خواهد بود و ورزش را در ايران جدى تر و موفق تر خواهد ساخت. اين يك نقصان قديمى در ورزش ما است كه با ساخت و ساز هاى فوق محو و حل خواهد شد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
كريمى جام حذفى را مى خواهد
بالاخره بعد از اون سرماى بى سابقه كه هرچى داشتيم يخ زد، حتى لوله هاى ورزشگاه آزادى، بازى استقلال - ملوان برگزار شد كه آخر سر هم استقلال دو تا گل تقديم انزلى چى ها كرد تا دست خالى از تهرون برنگردن و بگن تهرونى ها مهمون نواز نيستن. ولى اون ملوان كجا و اين ملوان كجا. الان ملوان اصلا حال و روز خوبى نداره. از يه طرف احمدزاده به خاطر زمين چمن استعفا داد و با اصرار مسوولان باشگاه دوباره برگشت، از طرف ديگه هم كه احمدزاده دستيار دايى شده و بايد وقت بيشترى واسه تيم ملى بذاره. آبى ها اما شانس بهشون رو كرده و تونستن به رده چهارم برسن تا به گفته خيلى ها مربع قهرمانى شكل بگيره، پرسپوليس، سپاهان، صبا، استقلال.
فيروز كريمى هم طبق عادت هميشگى اش گفته قهرمان نيم فصل دوم مى شيم(البته نمى دونيم به چه دردى مى خوره چون هوادارا قهرمانى كل فصل رو مى خوان) تازه ادعا كرده بى برو برگرد جام حذفى را مى گيرن و كسى اجازه نداره به غير از استقلال حرف قهرمانى بزند.
|
|
|
اعتراض آبى ها به جايى نرسيد
اصولا دربى استقلال - پرسپوليس هميشه حواشى داشته چه قبل از بازى چه بعد از بازى. يا داور مشكل ايجاد مى كنه، يا مربيا كرى مى خونن. يا بازيكنا عليه هم مصاحبه مى كنن و … ولى اين سرى يه حاشيه جديد به قبلى ها اضافه شده و اونم تاريخ بازيه، تاريخ نهايى ۱۵ فروردين اعلام شده كه به گفته سازمان ليگ امكان تغيير دادنش نيست. ولى استقلال دست بردار نبود رسمى و غيررسمى اعتراض كرد ولى به جايى نرسيد. آبى ها مدعى بودن كه ۱۰ فروردين بايد با سپاهان بازى كنن و ۵ روز بعد با پرسپوليس كه انصاف نيست. ولى بازى پرسپوليس ـ ذوب آهن لغو شد تا ديگر كسى بهونه پيدا نكنه. اون بازى هم ۱۰ فروردين انجام مى شد كه با اين حساب جايى واسه گلايه نيست. البته اگه به فيروز كريمى و شاگرداشه كه هر جور شده يه بهونه الم مى كنن كه حوادث احتمالى رو به گردن نگيرن.
|
|
|
عاقبت بداخلاق
ناسلامتى فوتبال هم يه رشته ورزشى هست و بايد بيشتر از اينا جوانمردى از خودشون نشون بدن. خدارو شكر داريم پيشرفت مى كنيم ( به صورت معكوس) قبلا بازيكنان دعوا مى كردن و هرچى دلشون مى خواست مى گفتن حالا مربياى سن وسال دار هم، كم از بازيكناى جوون و بى تجربه ندارن. محمدحسين ضيايى سرمربى سابق صباباترى بود كه به قول خودش مدعى قهرمانى هستن. فريدون فضلى كه انتظار نداشت ضيايى نيمكت نشينش كنه رفت كه با ضيايى حرف بزنه كه مربى در كمال ناباورى شروع به فحاشى كرد. بقيه قضيه رو فيصله دادن ولى تو بازى دوستانه شون با هما كه فضلى رفت از مربى اش دلجويى كنه طرف دوباره شروع به فحاشى كرد ولى اين دفعه خانواده فضلى هم اونجا بودند و كلى از اين موضوع ناراحت شدن.
فضلى كوتاه نيومد و شكايت كرد. صبايى ها هم حاضر نشدن همچين مربى رو نگه دارن و سزاى بددهنى رو دادن. ضيايى اخراج شد عوضش گل محمدى با حفظ سمت بازيكنى اش سرمربى صبا هم شد.
|
|
|
نوازى برو!
فيروز كريمى يه عادتى داره كه اگه بخواد كارى بكنه پله پله جلو مى ره تا همه به وضعيت جديد عادت كنن.
مثلا محمد نوازى كه اوايل ورود كريمى بازيكن ۹۰ دقيقه اى بود و كسى فكرش رو نمى كرد كه كار به اينجا بكشه ولى يواش يواش ۹۰ دقيقه شد يه نيمه، تعويضى نيمه دوم بعد نيمكت نشين، سكونشين و آخر سر هم خداحافظى اجبارى. خداييش فيروز خان اگه روانشناس مى شد كارش مى گرفت. محمد نوازى هم كارش به تسويه حساب كشيده و ديگه بايد باروبنه اش رو جمع كنه بره دنبال كار و زندگى اش. البته زياد از علت اختلاف اين دو نفر خبر نداريم ولى معلومه مثل هميشه كه بعضى ها با فيروز كريمى آبشون تو يه جوب نمى ره. حالا بشنويد كريمى چى گفته: به گفته آقاى كريمى اصلا استقلال نيازى به كسى به نام نوازى نداره و بودن و نبودن طرف فرقى به حال تيم نمى كنه. البته انتظار داشتيم حاجى فتح الله زاده يه خورده پادرميونى كنه ولى مثل اين كه اينقدر سرش شلوغه كه وقت نمى كنه فكر نوازى باشه.
|
|
|
مشكل اكبر آقا بود
شنيده بوديم تيمى كه مربى اش تغيير مى كنه زمين تا آسمون عوض مى شه ولى اينجورى اش رو نديده بوديم. انصافا كار بزرگى كردن اين راه آهنى ها. هفته بيست و پنجم با بازى راه آهن پيكان شروع شد كه راه آهنى ها يه تنه ۵ گل نثار پيكان كردن تا نشون بدن مشكل فقط ميثاقيان بوده و اى كاش زودتر مى رفته. بعد از اين كه اكبر آقا رفت مدعى شد كه از اول فصل بركنار شده بود و تو يه برنامه ورزشى هم كلى گوشه و كنايه به انصارى فرد زد كه اين آقا نذاشت من كار كنم و هر روز اسم يه مربى رو آورد. انصارى فرد هم در عرض چند ساعت جانشين اكبر آقا رو مشخص كرد كه يه موقع فكر نكنه مى تونه برگرده. مهابادى و تارتار جانشيناى اكبر آقا بودن كه تو بازى اولشون نتيجه اى گرفتن كه تو خوابم نمى ديدن كه پيكان رو ۵ تايى كنن و اين بهترين نتيجه بود تا چند پله اى صعود كنن و يه سرو سامونى به تيم بدن.
|
|
|
|
|
|
|