|
واژگونى اتوبوس در محور شهركرد- ايذه
عامل حدود ۴۰ درصد از حوادث جاده اى واژگونى است
|
|
|
|
|
|
بى گناهى زن متهم به قتل ثابت شد
|
|
|
|
در آذربايجان شرقى رخ داد
|
|
|
|
تاكيد بازپرس جنايى پايتخت بر لزوم حمايت خانواده از فرزندان
|
|
|
|
قاضى محمد شهريارى و رويارويى با يك ادعاى غير واقعى
|
|
|
|
|
|
|
|
آخرين و اولين جنايت ها
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
واژگونى اتوبوس در محور شهركرد- ايذه
۱۳ كشته و ۲۸ مجروح بر جاى گذاشت
عامل حدود ۴۰ درصد از حوادث جاده اى واژگونى است
نخستين تصادف جاده اى در سال نو، روز دوم فروردين در محور شهركرد- ايذه رخ داد كه در پى آن ۱۳ نفر جان باختند. سرهنگ عليشاهى سه شنبه گذشته درباره اين حادثه گفت: ساعت ۱۵ و ۲۰ دقيقه روز دوشنبه در محور شهركرد به ايذه يك اتوبوس مسافربرى ولوو به علت عدم توانايى در كنترل وسيله نقليه ناشى از تخطى سرعت مطمئنه واژگون شد كه در اين حادثه ۱۳نفر كشته و ۲۸ نفر ديگر نيز مجروح شدند. وى افزود: در ساعت ۱۸ نيز در استان هرمزگان، محور كهورستان به لار يك دستگاه فولكس استيشن به علت عدم توانايى در كنترل وسيله نقليه از ناحيه راننده ناشى از تخطى از سرعت مطمئنه واژگون و ۸ نفر كشته شدند. رييس مركز كنترل ترافيك پليس راه كشور با بيان اين كه عامل حدود ۴۰ درصد از حوادث جاده اى واژگونى است گفت: علت اين امر عدم توانايى در كنترل وسيله نقليه از ناحيه برخى رانندگان بوده است كه مى تواند ناشى از تخطى از سرعت مطمئنه باشد.
|
|
|
|
|
اختلاف نظر پدر و پسر، جان پدر را گرفت
پسر جوان به دليل اختلاف نظر با پدر ۴۸ ساله ا ش كه يك پزشك بود درگير شد و پس از كشتن وى از طبقه چهارم آپارتمان به پائين پريد، اما با وجود شكستگى پا زنده ماند و دستگير شد. به گزارش عبرت در پى تماس با مركز فوريتهاى پليس ، ماموران كلانترى ۱۵ اصفهان از وقوع جنايتى خانوادگى اطلاع يافته و به سرعت خود را به محل رساندند، ماموران با كسب مجوز قضايى و پس از حضور در مكان اعلام شده با جوانى ۲۱ ساله بنام حسين -ك روبروشدند كه بشدت دچار جراحت و شكستگى از ناحيه پا شده وبا رفتن به طبقه چهارم همان آپارتمان پيكرمردى ۴۸ ساله بنام دكتر خسرو -ك را ديدند كه با ضربات چاقو دچار آسيب جدى شده بود. با انجام تحقيقات مقدماتى مشخص شد كه در پى درگيرى بين پدر و پسر ،طرفين اقدام به ضرب و شتم يكديگر كرده اند كه حسين در ادامه با برداشتن چاقوى آشپزخانه ، پدرش را مورد حمله قرار داده كه در نتيجه وى جان باخته است متهم كه پس از اقدام به اين جنايت و به قصد خودكشى خود را از طبقه چهارم به پائين انداخته بود،در تشريح ماجرا مى گويد: قرار بود كه براى انجام مسافرت نوروزى به مقصد مشهد حركت كنيم ، اما با پدرم اختلاف پيدا كرديم و در حدود ساعت ۱۱ شب بود كه در حضور ديگر اعضاى خانواده با پدرم به جرو بحث پرداختم و مشاجرات ما كم كم به زد و خورد انجاميد و من ديگر موفق به كنترل خودم نشدم و با او دست به يقه شدم و اصلا متوجه اعمالم نبودم و نمى دانستم چه مى كنم، ناگهان به سمت آشپزخانه رفته و با چاقويى كه در دست داشتم به پدرم حمله كرده و اول چند ضربه به خودم زده و سپس او را هدف قرار دادم متوجه اعمال و رفتارم نبودم و تنها وقتى با صورت خونين پدرم روبرو شدم ، بشدت دچار عذاب و ترس شدم و ديگر هيچ راهى براى ماندن نيافتم به همين منظورپنجره را بازكردم و از طبقه چهارم به پائين پريدم و بشدت دچار آسيب شدم. وى در ادامه اظهاراتش گفت: پدرم به من علاقه نداشت و بيشتر به خواهر و برادرانم توجه مى كرد و فكر مى كنم كه هميشه از من بدش مى آمد. با شنيدن اين اظهارات و اقرار صريح وى به اقدام جنايتكارانه، قنبرى بازپرس قتل دادسراى جنايى اصفهان با صدور قرار قانونى وى را براى ادامه درمان ومراقبت تامينى روانه زندان كرد.
|
|
|
|
|
ضربه هاى چاقو مرگبار تشخيص داده شدند
بى گناهى زن متهم به قتل ثابت شد
وكيل يك زن متهم به قتل همسرش از تبرئه وى پس از ۲۷ ماه بازداشت خبر داد و گفت: موكلم روز يازدهم فروردين سال جارى از زندان آزاد شد. محمد مصطفايى در اين باره گفت: دى ماه سال ۸۴ به ماموران نيروى انتظامى رودهن خبر دادند مرد جوانى به نام حسن كه با ضربات متعدد چاقو مجروح شده بود در بيمارستان جان خود را از دست داده است. با اعلام اين خبر بلافاصله ماموران در بيمارستان حاضر شدند و تحقيقات خود را آغاز كردند. آنها نخست فاطمه همسر جوان مقتول را مورد بازجويى قرار دادند. وى افزود: موكلم در بازجويى گفته است كه نيمه شب در خانه خوابيده بود كه زنگ در خانه به صدا درآمد. حسن براى باز كردن در به حياط رفت ، وقتى در باز شد يك دفعه چهار مرد افغان وارد منزل شدند، او را به يك اتاق بردند و شوهرش را در اتاق ديگر نگه داشتند، با تهديد تقاضاى پول كردند وقتى چيزى پيدا نكردند، ۲ نفر از آنها كه حسن را گرفته بودند از پشت و جلو با چاقو ضربات متعددى را بر بدنش وارد و سپس فرار كردند. موكلم كه از ديدن اين صحنه ها بشدت ترسيده بود با داد و فرياد همسايه ها را خبر كرد و از آنها خواست كمكش كنند. حسن كاملا بيهوش بود و بعد از چند ساعت در بيمارستان فوت كرد. مصطفايى افزود: پس از انجام تحقيقات اوليه پليس، انتقال جسد براى بررسى دقيق به پزشكى قانونى و انجام بازجويى ها از شاهدان ماجرا، ماموران در بازجويى از دختر فاطمه پى بردند كه او گفت هنگام حادثه با پدرش در يك اتاق بوده كه دو دزد با چاقو پدرش را تهديد مى كردند و از او مى خواستند تا در مورد جاى پول ها حرفى بزند، اما پدرش به آنها گفت كه پولى در خانه ندارد، در اين لحظه با چاقو به جانش افتادند و او را زدند. خانه را گشتند اما نتوانستند چيز زيادى پيدا كنند و پا به فرار گذاشتند. بعد مادرش ، پدرش را به بيمارستان رساند. وى گفت: در اين ميان از آنجا كه چيزى از خانه او به سرقت نرفته بود پليس با اين فرضيه كه فاطمه در قتل شوهرش شريك بوده اين زن را بازداشت كرد. مصطفايى افزود: نظريه پزشكى قانونى نشان مى داد كه ضربات توسط فردى قدرتمند و حرفه اى به مقتول وارد شده است و شدت دو ضربه ديگر كه در قسمت خلف بدن مايل به سمت راست وارد شده نشان مى دهد اين كار توسط يك مرد نيرومند صورت گرفته و ضمن اين كه ضربه اى هم به قسمت بازوى راست حسن برخورد كرده است. اين نظريه در حالى صادر شد كه فاطمه زنى ريزنقش و ضعيف است ونمى توانسته با چنين قدرتى به شوهرش ضربه بزند. وكيل اين زن متهم به قتل همسرش افزود: در حالى كه بازجويى ها از فاطمه به بن بست رسيده بود، دختر ۶ ساله اين زن بعد از ۴ ماه در خصوص قتل پدرش اظهاراتى را مطرح كرد كه اين پرونده را پيچيده تر كرد. ۴ ماه بعد از وقوع قتل برادر حسن به دادگاه مراجعه كرد و گفت برادرزاده اش كه ۲ ماه است با او زندگى مى كند درباره چگونگى قتل پدرش حرف هاى تازه اى مى زند، بنابراين پليس لطيفه دختر ۶ ساله را احضار كرد و او را دوباره تحت بازجويى قرار داد. لطيفه گفت: مادرم دروغ مى گويد و شب قتل هيچ مهاجمى به خانه ما نيامد، اين مادرم بود كه با ضربات چاقو پدرم را در حالى كه خواب بود به قتل رساند و بعد به من گفت اگر اين ماجرا را به كسى بگويى كتكت مى زنم. تا زمانى كه در خانه خودمان بودم مى ترسيدم و سكوت مى كردم اما حالا نمى ترسم و مى خواهم واقعيت را بگويم. مصطفايى افزود: اين اظهارات در حالى مطرح شد كه لطيفه مدت ۴ ماه در نزد برادر مقتول نگهدارى مى شد و احتمال قبولاندن اين اظهارات به وى بسيار وجود داشت. پس از اين گفته ها وى طى نامه اى به دادرس پرونده اعلام كرد كه توانايى نگهدارى فرزندان مقتول و فاطمه را ندارد، به همين دليل با دستور دادگاه دو فرزند فاطمه كه از مادرشان جدا شده بودند به شيرخوارگاه منتقل شدند. وى با انتقاد از روند تشريفات رسيدگى به پرونده موكلش، گفت: دادگاه بخش رودهن كه پيش از اين فاطمه را گناهكار تشخيص داده بود با اظهارنظر دادستان دماوند وى را بى گناه اعلام و از زندان آزاد كرد.
|
|
|
|
|
در آذربايجان شرقى رخ داد
شهادت پنج نفر از كاركنان نيروى انتظامى در سقوط بالگرد
در پى سقوط يك فروند بالگرد نيروى انتظامى آذربايجان شرقى در منطقه اوشان شهرستان ورزقان، پنج نفر از كاركنان نيروى انتظامى در آذربايجان شرقى به شهادت رسيدند. سردار محمدعلى نصرتى، فرمانده نيروى انتظامى آذربايجان شرقى، با اعلام اين مطلب، افزود: حوالى ساعت ۱۲ ظهر روز جمعه، (نهم فروردين) به دليل سقوط اين بالگرد، پنج سرنشين آن به فيض شهادت نايل شدند. وى گفت: سه نفر از شهداى حادثه سقوط بالگرد نيروى انتظامى استان، كادر پروازى و دو نفر ديگر سرهنگ محمود جلالى، رئيس پليس پيشگيرى و سرهنگ على نيازى، رئيس پليس راه فرماندهى انتظامى آذربايجان شرقى بودند. به گفته وى، اين بالگرد به هنگام سقوط در حال گشت زنى براى كنترل محورهاى ترافيكى و انتظامى در محدوده شهرستان ورزقان بوده است و هنوز علت دقيق وقوع اين حادثه تاسف بار مشخص نشده و بررسى ها براى تعيين آن در جريان است. نماينده مردم تبريز، آذرشهر و اسكو در مجلس شوراى اسلامى نيز، شهادت دو نفر از فرماندهان انتظامى استان آذربايجان شرقى را به مقام معظم رهبرى، مردم مسلمان و بازماندگان آنان تسليت گفت. محمدحسين فرهنگى، در پيام خود، شهادت سرهنگ جلالى وسرهنگ نيازى، فرماندهان پليس پيشگيرى و پليس راه نيروى انتظامى آذربايجان شرقى در حادثه تاسف بار سقوط بالگرد در شهرستان ورزقان را، ضايعه اى دردناك دانست. نايب رئيس كميسيون حقوقى و قضايى مجلس شوراى اسلامى، ضمن درخواست از مسوولان براى تحقيق پيرامون دلايل سقوط اين بالگرد، از شهداى مذكور كه در حين انجام وظيفه به درجه رفيع شهادت نايل شدند، به عنوان شهداى اسلام و انقلاب ياد كرد. پيكر پاك دو فرمانده ارشد نيروى انتظامى آذربايجان شرقى روز ۱۱ فروردين، در ميان حزن و اندوه مردم و مسئولان تبريز تشييع و در گلزار شهداى اين شهر به خاك سپرده شد.
|
|
|
|
|
تاكيد بازپرس جنايى پايتخت بر لزوم حمايت خانواده از فرزندان
جوان فرارى در دايره جنايت قرار گرفت
با وقوع جنايتى در جنوب تهران، بازپرس ويژه قتل تحقيقات خود را از متهم جنايت آغاز كرد. عصر روز ۱۱ فروردين ماه سال ۸۷ قاضى بهروز هنرمند بازپرس كشيك قتل پايتخت در جريان وقوع جنايت عليه يك پيرمرد درپايانه مسافربرى جنوب قرار گرفت و بلافاصله طى هماهنگى با اكيپ تخصصى بررسى صحنه جرم در محل جنايت حضور يافت. بازپرس پس از حضور در صحنه با جسد فردى ۶۷ ساله به نام شكرالله روبه رو شد كه به وسيله يك طناب زردرنگ خفه شده و در وسط اتاقى كوچك افتاده بود. با صدور دستور قضايى، متهم اين جنايت كه جوانى ۱۸ ساله به نام حسين بود تحت تعقيب قرار گرفت و سرانجام شب گذشته (سه شنبه) از سوى ماموران آگاهى در ترمينال جنوب بازداشت شد. اين متهم كه صبح چهارشنبه در غياب بازپرس شعبه چهارم بازپرسى از سوى قاضى محمد شهريارى بازپرس ويژه قتل تحت تحقيق قرار گرفت، گفت: حدود يك ماه قبل به دليل اعتياد پدر و مادرم، در حالى كه شناسنامه ام توسط دايى بزرگم به سرقت رفته بود به سمت تهران فرار كردم. مدتى را در ترمينال كارگرى مى كردم تا اين كه شكرالله به من پيشنهاد غذا و مكان استراحت داد. كم كم ارتباط من با او بيشتر شد تا اين كه به خاطر خريد سيگار نسيه، حدود ۱۰ هزار تومان به او بدهكار شدم. و طى مدتى كه نزد او بودم مرتب مرا مورد اذيت و آزار قرار مى داد تا اين كه شب حادثه وقتى به اتاقش رفتم با هم شام خورديم و بعد از شام اقدام به خوردن مشروب كرديم. و پس از آن اصرار كرد كه بدهى اش را پرداخت كنم و شروع به زدن من كرد. من هم از شدت عصبانيت طناب زردرنگى را از ملحفه جدا كردم و دور گردنش انداختم. حدود يك دقيقه نگه داشتم و وقتى متوجه شدم بيهوش شده، طناب را رها كردم. سپس به طرف راه آهن رفتم تا به سمت شهرمان فرار كنم اما چون پول نداشتم به ترمينال برگشتم كه از سوى ماموران بازداشت شدم. قاضى شهريارى پس از شنيدن دفاعيات متهم و صدور قرار قانونى ، گفت: عدم حمايت هاى خانواده از فرزندان گاه سبب وقوع جناياتى جبران ناپذير مى شود كه دامنه اين جنايات سبب بروز ناهنجارى هايى عميق در جامعه مى شود. بنابراين لازم است كه خانواده ها با تربيت صحيح فرزندان و كوشش در جهت حمايت بيشتر از آنها، زمينه پيشگيرى از ايجاد چنين ناهنجارى ها و جناياتى را فراهم آورند.
|
|
|
|
|
قاضى محمد شهريارى و رويارويى با يك ادعاى غير واقعى
جوان ۲۳ ساله: جرات خودكشى نداشتم، مرا اعدام كنيد
ادعاى فردى كه مى گفت يك دختر را پس از تجاوز به قتل رسانده است با انجام بررسى هاى لازم، بى اساس تشخيص داده شد و وى با دستور بازپرس جنايى تحت نظر پزشك قرار گرفت. صبح روز ۱۴ فروردين ماه سال ۸۷ جوانى ۲۳ساله به نام اميد با مراجعه به كلانترى ۱۴۸ انقلاب گفت كه ساعاتى قبل در سمت شمال بيمارستان ميلاد دخترى را كه سوار خودروى وى شده بود مورد تعرض قرار داده و سپس به قتل رسانده است. با ارجاع پرونده به دادسراى امور جنايى تهران قاضى محمد شهريارى بازپرس كشيك قتل پايتخت دستور اعزام اكيپ تشخيص هويت به محل را صادر كرد و اين جوان را مورد تحقيق قرار داد. ماموران به محض حاضر شدن در محل پى بردند كه هيچ جنازه اى با مشخصات داده شده در محل وجود ندارد، بنابراين اميد مورد بازجويى هاى فنى و پليسى قرار گرفت و سرانجام لب به بيان حقيقت گشود. وى به بازپرس شعبه هفتم بازپرسى (ويژه قتل) دادسراى جنايى گفت: از مدت ها قبل به دليل بيكارى و مشكلاتى كه در زندگى داشتم تصميم به خودكشى گرفتم اما جرات اين كار را نداشتم تا اين كه تصميم گرفتم با بيان چنين ادعايى، قانون در مورد من تصميم گرفته و مرا اعدام كنند. ضمن اين كه براى مدتى مى توانستم از مكانى براى استراحت و شرايط مناسب زندگى بهره مند شوم. قاضى شهريارى با صدور قرار منع تعقيب براى اين فرد و صدور دستور اعزام وى به بيمارستان روانى تصريح كرد: بيان چنين ادعاهاى واهى و بى اساسى كه گاه از سوى برخى افراد صورت مى گيرد، ريشه در فقر فرهنگى و اقتصادى آن ها دارد و سبب طرح موضوعاتى بى پايه در اين زمينه مى شود، بنابراين لازم است كه با فراهم آوردن تسهيلات بيشتر براى جوانان و كوشش در جهت بالا بردن سطح فرهنگ اقشار مختلف جامعه، از چنين اقداماتى كه سبب به هدر رفتن نيرو و هزينه دستگاه هاى انتظامى و قضايى مى شود، ممانعت به عمل آيد تا اين نيرو و هزينه در بررسى جرايم واقعى به كار گرفته شود. مدتى قبل نيز جوانى ۱۸ ساله با مراجعه به دادسراى جنايى ادعا كرده بود در جريان يك نزاع جمعى در باغ فيض، دست به قتل يك افغان زده كه با بررسى هاى بيشتر از سوى بازپرس شعبه دوم بازپرسى مشخص شد ادعاى او بى اساس بوده و تنها براى آن كه خود را نزد دختر مورد علاقه اش قهرمان جلوه دهد، چنين ادعايى را مطرح كرده است.
|
|
|
|
|
۱۶ روز زندگى بدون قلب
پزشكان تايوانى اعلام كردند مرد ۶۰ ساله اى كه در انتظار پيوند قلب بود، ۱۶روز بدون قلب زنده ماند. بر اساس اعلام دانشگاه ملى تايوان اين طولانى ترين زمانى است كه يك فرد توانسته بدون قلب خودش و بدون بهره مندى از قلب مصنوعى اين مدت زنده بماند. چن چى -چانگ به خاطر يك عفونت باكتريايى جدى كه با يك سرماخوردگى آغاز شده بود، در ماه فوريه در بيمارستانى در جنوب تايوان بسترى شد. پزشكان در جريان عمل جراحى اورژانسى قلب وى دريافتند عفونت قلب چن را از بين برده است. آنها كل قلب چن را برداشتند و يك دستگاه اكسيژن سازى غشايى اكسترا كورپورال را به مدت ۱۶ روز و تا زمانى كه يك قلب اهدايى براى وى پيدا شد در بدن وى قرار دادند.
|
|
|
|
|
بازداشت تفنگدار دريايى امريكا به جرم كشتن يك ژاپنى
پليس ژاپن روز پنجشنبه گذشته يك تفنگدار نيروى دريايى امريكا را به جرم كشتن يك راننده تاكسى ژاپنى در يوكوسوكا در استان كاناگاوا ژاپن بازداشت كرد. منابع پليس ژاپن اعلام كردند كه اولاتونبوسون اوگبوگو تفنگدار ۲۲ ساله امريكايى كه مليت نيجريه اى دارد، در جريان بازجويى ها به جرم خود مبنى بر كشتن راننده تاكسى و دزديدن اموال وى اعتراف كرده است.پليس ژاپن بر اساس موافقتنامه مشترك ميان توكيو و واشنگتن در مورد استقرار نيروهاى نظامى امريكا در اين كشور، تفنگدار دريايى را بازداشت كرد. اين گزارش مى افزايد: ماساآكى تاكاهاشى راننده ۶۱ ساله تاكسى با چاقوى آشپزخانه در شب ۱۹ مارس گذشته ( ۲۹ اسفند) در يوكوسوكا به قتل رسيد. بازرسان هنگام بررسى صحنه قتل يك كارت شناسايى متعلق به تفنگدار دريايى آمريكا را در تاكسى مقتول كشف كرده بودند. توماس شيفر به همراه جيمز كلى فرمانده ارشد پايگاه نيروهاى امريكايى در يوكوسوكا در ديدار با ريوايچى كابايا شهردار يوكوسوكا از حادثه قتل يك شهروند ژاپنى توسط تفنگدار امريكايى عذرخواهى كرد.شهردار يوكوسوكا در اين ديدار گفت، جاى تاسف است كه با وجود در خواست شهروندان ژاپنى براى به كارگيرى اقداماتى در راستاى جلوگيرى از بروز جرايم توسط نظاميان امريكايى، هنوز هم شاهد وقوع چنين جرايمى از سوى اين نيروها هستيم.بر اساس پيمان امنيتى توكيو- واشنگتن كه در سال ۱۹۵۱ ميلادى ميان دو كشور به امضا رسيده است، هم اكنون بيش از ۵۰ هزار نيروى امريكايى در ژاپن مستقر هستند كه ۷۵ درصد از تاسيسات آنها در جزيره اوكيناوا قرار دارد.
|
|
|
|
|
آخرين و اولين جنايت ها
مرگ مرد ميانسال در كارگاه تهيه آجيل، آخرين جنايت سال ۸۶
درگيرى دو مرد ميانسال در آخرين روز از سال گذشته يك جنايت را رقم زد و به اين ترتيب پرونده اى در شعبه ويژه قتل دادسراى امور جنايى تهران به جريان افتاد. عصر روز ۲۹ اسفند ۸۶ قاضى محمد شهريارى بازپرس كشيك قتل پايتخت از طريق گزارش ماموران كلانترى ۱۱۳ بازار در جريان درگيرى منجر به مرگ يك مرد ميانسال در يك كارگاه تهيه آجيل قرار گرفت و بلافاصله در راس اكيپى تخصصى از عوامل بررسى صحنه جرم در محل جنايت حضور يافت. در بررسى هاى اوليه مشخص شد مقتول به نام حسين ۴۵ ساله بر سر مسايل كارى با متهم به نام سعيد ۴۰ ساله اختلاف پيدا كرده و در جريان درگيرى، با ضربات چاقوى سعيد به قتل رسيده است. با دستور بازپرس شعبه هفتم بازپرسى (ويژه قتل) دادسراى جنايى تهران ماموران اداره دهم آگاهى در حال جست و جو براى دستگيرى متهم هستند. مرگ در پى درگيرى خيابانى نخستين جنايت سال نو با وقوع يك قتل در جريان درگيرى دو جوان، نخستين پرونده وقوع جنايات در سال ۸۷ گشوده شد و به اين ترتيب بازپرس جنايى تحقيقات خود را روى اين جنايت آغاز كرد. ظهر روز سوم فروردين ماه سال جديد بازپرس كشيك قتل پايتخت از طريق گزارش ماموران كلانترى ۱۰۸ نواب در جريان يك درگيرى خونين در مركز پايتخت قرار گرفت و بلافاصله با حضور در صحنه جنايت تحقيقات خود را آغاز كرد. در بررسى هاى اوليه، شاهدان حاضر در صحنه به ماموران گفتند كه متهم و مقتول به نام هاى رضا و على ۲۵ ساله هم محلى بودند و بر سر موضوعى ناچيز با هم درگير شده اند كه طى آن، على با ضربات چاقوى رضا از پاى درآمده است. فخرالدين جعفرزاده سرپرست دادسراى امور جنايى تهران با بيان اين خبر افزود: در حال حاضر متهم به قتل شناسايى شده و جست و جوهاى پليس براى دستگيرى وى با دستور بازپرس شعبه دوم بازپرسى دادسراى جنايى ادامه دارد.
|
|
|
|
|
حكايت كباب فروشى يك ايرانى در قطب شمال
زمانى كه او چاپخانه دولتى محل كارخود را به قصد دريافت پناهندگى در غرب، ترك و ازايران فرارى مى شود هيچ گاه تصور نمى كرد دست سرنوشت وى را به مكانى در حاشيه منجمد تمدن يعنى جايى كه تعداد خرس هاى قطبى از تعداد انسان ها بيشتر است، بكشاند و در اين منطقه به فروش كباب بپردازد. به گزارش آسوشيتدپرس درگزارشى از وضعيت اين پناهجو، وى به فردى شناخته شده در اين منطقه دور افتاده در قطب شمال تبديل شده است و با تبديل كردن كاميونى به آشپزخانه اى صحرايى به نام «خرس قطبى قرمز»، به جذب مشتريان گرسنه مى پردازد. اين ايرانى چهل و هشت ساله مى گويد: بدون اين كه كسى را بشناسم، به اين منطقه آمدم و هيچ چيز نيز نداشتم. سوار بر هواپيما و درحالى كه فقط يك كوله پشتى به همراه داشتم، اينجا آمدم. وى در ادامه مى افزايد: ولى در حال حاضر دوستان زيادى دارم و تقريبا تمام مردم شهر من را مى شناسند. اينكه چگونه فردى از تهران داغ و سوزان و شلوغ به اين منطقه سردسير و دورافتاده مى آيد تا عنوان غيررسمى فروشنده كباب در شمالى ترين نقطه جهان را كسب كند، به تغييرات غيرمنتظره در ژئوپلتيك جهان در اوايل قرن بيستم مربوط مى شود. براساس موافقتنامه سال ،۱۹۲۰ اسوالبارد منطقه اى بين المللى تحت حاكميت نروژ است كه به صدور رواديد براى جهانگردان نياز ندارد. به همين علت وقتى كه نروژ در سال ،۲۰۰۳ درخواست پناهندگى وى را رد كرد، او سوار بر هواپيمايى مسافربرى شد و به دورترين نقطه در شمال اين كشور رفت و به اين منطقه كه مورد مناقشه حقوقى است، رسيد. زمانى كه وى وارد شهرك لانگيرباين يعنى جايى كه حدود دو هزار سكنه دارد، شد هيچ شغل و مكانى براى اقامت نداشت. آنچه از وى در نروژ باقى ماند، پسر وى كه در آن زمان پانزده سال داشت و همسر سابقش بود كه با درخواست اقامت هر دو آنها در اين كشور موافقت شده بود. وى كه متوجه شده بود اقامتش در اين منطقه به طول خواهد انجاميد، سال گذشته ميلادى كار خود را به عنوان فروشنده كباب آغاز و مغازه خود را به نام «خرس قطبى قرمز» در كاميونش كه در پاركينگى در مركز شهرك كوچك لانگيرباين پارك شده بود، آغاز كرد. وى مى گويد: بايد به زندگى خود ادامه مى دادم و تنها گزينه نيز براى من، اقامت در اسوالبارد يعنى تنها جاييكه براى زندگى در آن نيازى به مجوز ندارد ، بود. در طول زمستان، وى تا ديروقت مغازه خود را باز نگه مى دارد تا براى افراد شب زنده دار آشپزى كند. از آنجاييكه اين منطقه بسيار سردسير به علت ويژگى هاى جغرافيايى اش براى كشاورزى مناسب نيست، او همچون ديگر مردم اين منطقه، با مشكل ديگرى روبه رو است و بايد همه لوازم و تجهيزات خود را از نروژ وارد كند. حتى باوجود اينكه غيرمحتمل به نظر مى رسد، رقابت بسيارى در اين منطقه وجود دارد. سه رستوران مجلل و همچنين چندين كافه كوچكتر از جهانگردان و محققان در اين منطقه پذيرايى مى كنند. درحالى كه اتباع سى و پنج كشور جهان در جزاير پراكنده اين منطقه زندگى مى كنند، سبك آشپزى را در لانگيرباين مى توان جهانى قلمداد كرد، زمانى كه وى تصميم گرفت مغازه اش را راه اندازى كند، مسافران خارجى را در ذهن خود تصور كرده بود. وى مى گويد: تنها راه مستقل شدن ، پيدا كردن كارى بود كه با جهانگردان خارجى ارتباط داشته باشد. اوكه بطور تمام وقت در سوپرماركتى نيز كار مى كند، از بحث در خصوص علل ترك ايران خوددارى مى كند و فقط به گفتن اين مسئله بسنده مى كند كه اين موضوع با شغل وى در چاپگاهى دولتى در ارتباط بوده. اداره مهاجرت نروژ نيز در همين حال اعلام كرد نمى تواند جزييات اين پرونده را به علت قوانين، فاش كند. وى پس از ترك ايران، هجده ماه در سوئد و سپس به مدت تقريبا پنج سال نيز در نروژ اقامت كرد. وى پس از آن ، در تبعيدى خود ساخته، رهسپار اسوالبارد واقع در مجمع الجزايرى به وسعت شصت و يك هزار كيلومتر مربع در لبه شمالى جهان شد. بازرس پليس اسوالبارد معتقد است موفقيت اين ايرانى بى نظير بوده است. وى خاطر نشان مى كند اين منطقه بسيار كوچك است و كمبود شغل و مسكن در اين منطقه وجود دارد. وى مى افزايد: اين منطقه در بخش عمده اى از شش ماه تاريك است و اين مسئله بسيار سخت است. وى خاطر نشان مى كند: درچنين جزيره كوچكى، شما واقعا احساس ناامنى شغلى مى كنيد.
|
|
|
|
|
سال گذشته ميلادى مين هاى زمينى شش هزار نفر قربانى گرفتند
دبيركل سازمان ملل متحد در پيامى به مناسبت روز بين المللى آگاهى درباره مين و كمك در اقدام عليه آن ، از قربانى شدن شش هزار نفر در سال ۲۰۰۷ به دليل انفجار مينهاى زمينى شدند. براساس گزارش روز پنجشنبه مركز اطلاعات سازمان ملل متحد در تهران، بان كى مون ازتمامى كشورهاى جهان خواسته است تمامى اسناد خلع سلاح انسان دوستانه و حقوق بشر مرتبط با مين هاى زمينى و مواد منفجره باقى مانده از جنگ را تصويب كنند. دراين پيام آمده است: وجود مين هاى زمينى در حداقل ۶۸ كشور جهان سبب شده ميليون ها زن ، مرد ، پسر و دختر از ترس از دست دادن جان و يا اندام هاى خود در وحشت بسر ببرند ، در حالى كه وجود مين هاى زمينى ، آزادى عمل و حركت آنان براى رفتن به محل كار ، مدرسه ، بازار ، سفر و چراى احشام را سلب كرده است. به گفته وى ، هر ساله برنامه هاى اقدام عليه مين درجهان بيش از ۱۰۰ مايل مربع زمين را از وجود مين پاكسازى مى نمايد و هفت ميليون نفر را براى پرهيز از خطر مين آموزش مى دهد.
|
|
|
|
|
نجات همسر از دندان هاى تمساح
يك مرد استراليايى با گلاويز شدن با يك تمساح خطرناك دو مترى ، جان همسر خود را نجات داد. به گزارش خبرگزارى كيودو ، يك زن ۳۶ ساله كه به همراه همسر خود روز چهارشنبه در بركه اى در شمال استراليا درحال شنا بود مورد حمله يك تمساح قرار گرفت. به گزارش ايرنا به نقل از كيودو ، پليس استراليا گفت: تمساح اين زن را كه در حال شنا بود ، گرفت اما همسر وى با نشستن بر پشت تمساح و گلاويز شدن با آن سبب شد تا حيوان زن را رها سازد و بگريزد. به گزارش پليس ، زن در اين حادثه از هشت نقطه پاى چپ مجروح شده بود و بخشى از ران وى بريده و يكى از انگشتانش نيز قطع شده است. باب هاريسون فرمانده پليس منطقه درباره اين حادثه گفت: تمساحى كه به اين زن حمله كرد از نوع خطرناك بود و همسر زن حادثه ديده با ديدن اين وضعيت فورا به فكر نجات جان وى افتاده بود.
|
|
|
|