يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۷
۲۹ ربيع الاول ۱۴۲۹ - ۶ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۵۵
سينما، تئاتر
Tel: 88808982
Info@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
جامعه
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
گزارشى تحليلى از بخش مسابقه ۲۵ سال پوستر تئاتر ايران
نگاهى به نمايش زندگى متناقض نماى من كار على معينى
گزارشى تحليلى از بخش مسابقه ۲۵ سال پوستر تئاتر ايران
يك حاشيه ديدنى
رضا آشفته
بخش مسابقه و مرور ۲۵ سال پوستر تئاتر ايران كه در حاشيه جشنواره بيست و ششم تئاتر فجر برگزار شد، با آن كه ديدنى بود، اما همچنان در حاشيه باقى ماند.
پوستر در مقام يك رسانه قوى در جذب مخاطب براى معرفى و عرضه كالاى فرهنگى-تجارى مى تواند بيش از بقيه عناصر از درجه اهميت به سزايى برخوردار باشد. پوستر يك رسانه مستقل است كه دربرگيرنده يك كالاى قابل عرضه است و در اين نمايشگاه هدف عرضه كالاى فرهنگى -به ويژه تئاتر- است.
مهم ترين اتفاق در برگزارى اين جشنواره برگزارى خود نمايشگاه است. اين كه در يك جشنواره پوستر هم يك بخش جشنواره را به خود اختصاص دهد، اين اتفاق شايسته اى است كه بايد به انگيزه ها و اهداف متفاوت پيگيرى شود.
متاسفانه اين هدف مهم خود به دليل تبليغات ناكافى چندان مورد توجه عموم علاقه مندان و رسانه هاى جمعى قرار نگرفت. در صورتى با معرفى پوسترهاى برگزيده و طراحان مجرب، و نقد و بررسى آثار ارائه شده بهتر از گذشته مى توان در ارائه آثار گرافيكى توجه ايجاد كرد تا توليدات حرفه اى در خدمت تئاتر كشور قرار گيرد.
پوستر تئاتر طبق ضوابط گرافيكى طراحى و اجرا مى شود، و كاملا در خدمت تئاتر است. هر نمايش كه بيانگر حال و هواى خاصى است و بر اساس يك نمايشنامه شكل گرفته و با تحليل خاصى به روز مى شود، بايد در پوستر اين حال و هوا منعكس شود. از سوى ديگر جذب مخاطب معيار طراحى و ارائه يك پوستر است. بايد طرح، رنگ، خطوط و حروف و جنس كاغذ به اين سمت حركت كند كه جاذبه لازم را براى ديدن يك اثر نمايشى ايجاد كند، نه اين كه آن قدر پوستر گنگ و نازيبا باشد كه دافع مخاطب از ديدن آن اثر هنرى شود.
از آنجا كه عموم مردم چندان با نشانه ها و عناصر بصرى آشنا نيستند، و سواد بصرى در كشورمان از رقم قابل ملاحظه اى برخوردار نيست، بايد از ساده ترين و بهترين شيوه هاى بيانى براى جذب عموم مردم استفاده كرد، مگر آن كه خود اثر كاملا خاص باشد و فقط قشر تحصيلكرده براى ديدن آن كار در نظر گرفته شود كه در آنجا دست و دل طراح پوستر باز است كه با خلاقيت خاص و با استفاده از نشانه هاى مهم تر طراحى خود را ارائه كند. چون مخاطب پوستر در اولين برخورد با آن، اين پرسش برايش ايجاد مى شود كه اين پوستر براى معرفى چه كارى است و بر اساس رنگ، طرح، فضاسازى، حروف ريز و درشت در جريان چند و چون اوليه و نسبتا خام كار قرار مى گيرد. اگر در يك نمايش هنرپيشه هاى معروف ترى هستند خود اين نام ها تبديل به نشانه هاى جذب مخاطب مى شوند و بنابراين وظيفه طراح پوستر اين مى شود كه از حروف درشت و خواناترى براى تمركز روى اين نام ها و نشانه هاى مشهور بهره مند شود. در اين جا هدف عمده پوستر يك كاركرد تجارى است و به اين واسطه جذب مخاطب براى ارائه يك كالاى هنرى-فرهنگى با هدف جذب پول بيشتر صورت مى گيرد.
بخش مسابقه
در بخش مسابقه طراحان به نام و جوانى در كنار هم قرار گرفته اند كه هر يك به گونه اى با تازه ترين شيوه ها و نگرش هاى بيانى آثار خود را براى معرفى آثار تئاترى عرضه كرده اند. در اين بخش ۸۰ اثر از مجموع ۲۸۵ پوستر تئاتر در پى فراخوان عمومى و با انتخاب و داورى ابراهيم حقيقى، حبيب الله صادقى، رضا عابدينى، مهدى فاتحى و فرهاد فزونى در نمايشگاه واحدى در گالرى موسسه صبا (واقع در خيابان صباى شمالى) عرضه شده اند.
در ميان اين طراحان، آثار درخور توجهى هست كه قدر و منزلت اين بخش را در حد قابل اعتنا و تاملى بالا مى برد و اين حسرت را ايجاد مى كند كه چرا بايد اين بخش قوى و فعال بايد از چشم ها دور نگه داشته شود. از عليرضا فانى ۶ پوستر در نمايشگاه عرضه شده است كه به معرفى نمايش هاى تيغ و ماه (آتيلا پسيانى، ۸۵) محال هم ممكن است (سيروس همتى، ۸۴)، كاليگولا شاعر خشونت (پسيانى، ۸۲)، جايى ميان خوك ها (همتى، ۸۳)، تلخ مثل عسل (پسيانى، ۸۳) و همچون ميدان نبرد (مريم شيرازى، ۸۴) پرداخته است. در بين آثار او، پوستر كاليگولا شاعر خشونت قدرت نمايى بيشترى مى كند. در اين پوستر يك آدم را مى بينيم كه سفيدى هر دو چشمش را پر كرده، و اين آدم به حالت برگردان ديده مى شود. رنگ غالب در پوستر هم سبز و زرد زيتونى است. پوستر تلخ مثل عسل هم كه به آناتومى دست انسان با تكيه بر بريده هاى يك اسكلت دست مى پردازد، در فضايى با رنگ سرخ از درجه توجه بالايى برخوردار است. البته در پوستر قبلى تصوير آن آدم كاملا متناسب با شخصيت حقيقى كاليگولاست كه يكى از خشن ترين موجودات هستى است.
مجيد كاشانى با آن كه با آثار غيرمشهور و دانشجويى آثار خود را ارائه كرده، اما اين آثار كاملا حرفه اى مى نمايد. در ميان آثار او تنوع زيادى ديده مى شود، چنانچه هر كار به استقلال فكرى و اجرايى خاص خود مى رسد. چنانچه پوستر نمايش خروس زرى پيرهن پرى (سحر رضايى) براى يك نمايش كودكانه با حروف خوش رنگ و تصوير يك خروس در فضايى كاملا فانتزى طراحى شده است، و در مقابل پوستر رمئو و ژوليت دربرگيرنده تصوير زن و مردى است كه با شاخه و برگ فراوان بر سرهايشان طراحى شده اند.
موهاى زن به رنگ آبى و موهاى مرد به رنگ زرد و قهوه اى است. او وقتى به نمايش ليلى و مجنون از عناصر ايرانى بهره مى گيرد و نقش فرش را با كلمه ليلى و مجنون با طرح اسليمى اجرا مى كند كه اين نمايش توسط روح بخش ساجدى در سال ۸۵ اجرا شده است. مجيد كاشانى در طراحى پوستر عروسى خون به ساده ترين شكل ممكن عمل مى كند، يك چادر با كلمه عروسى خون در هم مى آميزد در يك زمينه سرخ تيره. او در ارائه پوستر تعزيه خوانى، اجرا در سال ۸۶ در فرهنگسراى نياوران، از نماد و تمثيلات ايرانى بهره مند مى شود، يك سرو و آتشى از هيزم بر گرد آن.
مجيد كاشانى از آن دست طراحانى است كه با توجه به تنوع فكر اجرايى مى تواند در سطح حرفه اى آثار درخور تاملى را ارائه كند، و با اين نوع نگاه در جذب مخاطب عام و خاص موفق خواهد بود. هدفى كه در برگزارى جشنواره امسال براى برداشتن فاصله فرهنگى ميان نمايشگران و تماشاگران تئاتر با شعار تئاتر براى همه برجسته تر از گذشته شده است. از اين رو، حمايت و توجه به پوستر تئاتر به عنوان رسانه اى ماندگار، هنرمندانه و موثر در جذب مخاطب را در رئوس برنامه جشنواره امسال قرار گرفته است.
كارنگ طيارى هم با چهار پوستر نمايش هاى به موازات (امين آبان، ۸۶) و وارث (امين آبان، ۸۶)، سپنج رنج و شكنج (خيرالله تقيانى پور، ۸۴) و مزارشريف (على شهبازى، ۸۴) در جذب هر دو مخاطب خاص و عام موفق مى نمايد. او در پوسترهاى به موازات و وارث كاملا انتزاعى عمل مى كند و در ديگر كارها از نشانه هاى واقع گرايانه استفاده مى كند.
از ديگر طراحانى كه در اين نمايشگاه خوش درخشيده اند مى توان به نام هاى آريا كسايى با طراحى پوستر نمايش هاى خانه من اينجاست (مينا جليلى، در و اجراى متفاوت، سال هاى ۸۲ و ۸۳)، اژدهاك (شادى جليليان، ۸۰) و سياوش در آتش (شهره هودنه، ۸۲)، مونا زنجانى فر با طراحى پوستر نمايش هاى اورفه (محسن جابرى، ۸۲)، اژدها چهرك (مجيد واحديزاده، ۸۳)، احسان حاتمى پوستر نمايش تكرار (آرش طاهرخانى، ۸۶)، عليرضا مصطفى زاده پوستر نمايش پرده ها از راه مى رسند (هوشمند هنركار، ۸۶)، كورش نيرآقا پوستر نمايش هاى عروسى خون (مى گل زنديه، ۸۶) و رقص در مرده شورخانه (مى گل زنديه، ۹۶) اشاره كرد. اين طراحان با آنكه در عرصه غيرحرفه اى فعال بوده اند، اما آثار ارزشمندى خلق كرده اند كه با آثار حرفه اى برابرى مى كند.
چشم شيشه اى
استوديوهاى بزرگ هاليوودى از جمله برادران وارنر، فوكس قرن بيستم، سونى و دريم وركز با وجود پايان يافتن اعتصاب نويسندگان هاليوودى از تاخير در توليدات مطرح شان از جمله پرونده شيكاگو ۷ (اسپيلبرگ) ، تغيير شكل دهندگان ۲ ( مايكل باى) و پيمان دادگسترى (جورج ميلر) خبر مى دهند.
به گزارش ايسنا، بنا به اعلام ورايتى اكثر استوديوهايى كه تا ۳۰ ژوئن ( ۱۰ تير) موفق به آغاز توليد پروژه هايشان نشوند، دچار تاخير توليد خواهند شد.
پرونده شيكاگو ۷ به كارگردانى اسپيلبرگ كه قرار بود با فيلمنامه اى از آرون سوركين از اواخر سال ميلادى گذشته توسط دريم وركز مقابل دوربين برود، احتمالا از ماه آوريل (اواسط فروردين ماه) به مرحله فيلمبردارى مى رسد.
پروژه جنجالى برادران وارنر يعنى پيمان دادگسترى نيز كه طبق برنامه ريزى هاى قبلى قرار بود، در ماه ميلادى اخير مقابل دوربين برود براى فيلمبردارى از اواسط ژوئيه (اواخر تير ماه ) آماده خواهد شد.
شركت فيلمسازى فوكس قرن بيستم نيز توليد فيلم كمدى دندان آتشين را با حضور ديواين جونسون را از ماه ميلادى آگوست (اواسط مرداد) آغاز خواهد كرد.
شركت فيلمسازى سونى نيز توليد جديدترين فيلم اش با عنوان ديوها و فرشته ها (ران هوارد) را ۵ ژوئن ( ۱۵ خرداد) در شهر رم ايتاليا اعلام كرده است.
نگاهى به نمايش زندگى متناقض نماى من كار على معينى
اجراگر پيچيده در كلمات
ايثار ابومحبوب
ديدار اول: پشت در تالار سايه، حالى كه هنوز تماشاگران در صف ايستاده اند، يكى از سالن بانان بليتهاى تماشاگران را در صف جمع مى كند. حالاست كه تاخير شروع نمايش به نيم ساعت برسد. به جاى ورود تماشاگر به تالار، بازيگر از آن خارج مى شود و ميان دو صفى كه تماشاگران تشكيل داده اند مى ايستد. لوله كاغذى در دست دارد كه روى آن جاى دو پا نقاشى شده است. با دو پا بر آن مى ايستد ونشان مى دهد كه جايش آنجاست. سپس لوله كاغذ را كه نوشته هايى بر آن است به تدريج باز مى كند و به دور خود مى پيچد. با اين عمل مخاطب بايد دريابد كه او از جنس همين كلمات است و عملا درون اين طومار كلمات جاى دارد. به تعبير ديگر حضور اجراگر در ميان ما امرى قراردادى است و بر انسانى برساخته در ميان كلمات دلالت مى كند. در اين ميان زنگ تلفن همراه خود را به صدا در مى آورد و به آن پاسخ مى گويد. كسى از او گزارشى مى خواهد از آمدن تماشاگران، به نحوى كه انگار از پيش مشخص شده بود چه كسانى بناست به ديدار اين نمايش بيايند. گويا اجراگر از پشت تلفن همراه فرمان مى گيرد كه به سالن برود. او مى پذيرد اما مى گويد كه نمى داند چه كار بايد بكند: من ميرم، اما چى كار كنم . . . من ميرم اما نمى دونم چى كار كنم. . . اجراگر به تالار مى رود و تماشاگر به دنبالش. در حالى كه على معينى (اجراگر) ابزار صوت و صحنه خودرا بازبينى مى كند و با اتاق نور سخن مى گويد، تماشاگران نيز به تدريج جاى خود را باز مى كنند و مى نشينند. اجرا در حالى آغاز مى شود كه تماشاگر امكان فرو رفتن در زاويه ديد سوم شخص ايمن داناى كل را از دست داده است. در واقع اجراگر با نحوه ى برخوردش با حضور مخاطب و از طريق مقدمه چينى، همچنين با ايجاد بازى توهم رخداد خطا در روند اجرا كارى مى كند كه در ذهن مخاطب همواره همان على معينى باقى بماند.
ديدار دوم: در اين نوشته اگر اجراگر گفته مى شود و نه بازيگر، اگر بر نام اجراگر تاكيد مى شود، اگر گزارش ماوقع بر توضيح كيفيت اولويت مى يابد، و اگر كمتر براى به دست آوردن قضاوتى عمومى تلاش مى شود از آن روست كه اين اثر يك تئاتر نيست و پرفورمنس است. عنصرهاى اتفاق، تعامل، تكيه بر قابليت فردى وبدنى بازيگر، ارجاعات محيطى، تاكيد بررفتارهاى تعمدى و نه بازنمودى همگى از ويژگيهايى هستند كه در اينكار مى توان يافت تا بر مبناى اين يافته اتيك ت پرفورمنس به تن اين اثر بنشيند.
ديدار سوم: حال آنچه براى قضاوت به جز مرور در دست مى ماند ارتباط ميان ابتدا و انتهاى اين اجراست و ميز نگرشى بر آنچه بايد فضاى خالى ميان اين دو را پر كند يعنى قابليت ها، امكانات و تصميمهاى فردى اجراگر. پيش از اين درباره آغاز نمايش سخن گفتيم. در پايان اجرا على معينى تمام حركات خود را خطاب به مخاطب چنين تفسير مى كند: ديديد كه من نمى تونم حرف بزنم. . . حالا براى بيرون اومدن از اين اشاره مى كند به تومارى كه متن است و كلمات بايد يكى از شما به من كمك كنه او تماشاگر را فرامى خواند تا با خواندن كلمات يك وجود انسانى را از دل متن بيرون بكشد يا شايد شخصيتى ذهنى را با خواندن كلمات على معينى عينى از او بيرون بكشد.
اين انتها البته به ابتداى نمايش كاملا متصل است و امكان معنازايى را فراهم مى كند و كار را از بحران موقعيت گريزى و بى نشانگى مرسوم در اين گونه آثار به سادگى به در مى برد. اما آنچه در ميانه ديده مى شود بايد به احتمال تلاش اجراگر به عنوان متنى متشكل از كلمه ها باشد براى خوانده شدن و بيرون آمدن از متنيت تلاشى مبتنى بر قابليت فردى و آمادگى ذهنى اجراگر.
ديدار چهارم: تصوير على معينى با بازى در رقص روى ليوانها و سپس با بازى كوتاهش در تجربه هاى اخير در ذهن مخاطب موجود است. وى در اين بازيها توانايى هاى ويژه اى از خود بروز داد كه شايد اكنون براى بحث درباره ى توانايهاى بدنى و ذهنى وى ناگزير به مرور آن باشيم. لااقل به حضور كوتاه و موثرش در تجربه هاى اخير اشاره اى مى كنم. در بازى او چيزى بود از جنس به رخ كشيدن آگاهى از حضور مخاطب: انگار با نوع نگاه و حركتش به تماشاگر مى گويد: مى دانم و مى بينم كه نگاهم مى كنى. اما مى توانم پلك بزنم. وى مى تواند با نگاه و مكثهايش فضاى سنگينى را در محيط صندلى تماشاگر ايجاد كند. اما اين بار اين سلطه تنها تا ميانه راه با اوست. او با اعتماد به نفس مى خواهد حكومت يك اجراگر را بر بدن خود، مساحت صحنه، فضاسازى صوتى، و حتى ابزار تكنولوژيك صوتى اش به نمايش بگذارد. اما اين حكومت برقرار نمى شود و بداهگى اش گاه موجب بروز بى مهارتى مى شود.
در حقيقت بخشهايى از بازى با ميكروفون يا بخشهايى از بازى با كاغذ نه چندان ماهرانه هستند و نه چندان كاربردى.
امير دژاكام: دنبال تكرار تكنيك ها نيستم
نشست خبرى نمايش هاى سه گانه ميتراس و امپراتور و آنجلو كه اين روزها در تالار چهارسو روى صحنه است با حضور كارگردان و عوامل اجرايى نمايش در تئاترشهر برگزار شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، در ابتداى اين نشست امير دژاكام درباره نمايش امپراتور و آنجلو گفت: من هر وقت تصميم گرفتم اثرى را روى صحنه ببرم آماده برخوردهاى متفاوتى شدم كه به نظر من انتظار بيهوده اى نيست. اين در حالى است كه من به عنوان كارگردان نبايد اثر را تحليل كنم و زواياى ناديده اى را كه تماشاگر متوجه آن نشده را به او القا كنم، زيرا همواره فهم تماشاگر را نفى نمى كنم.
وى افزود: پنج نفر از بهترين هنرمندان و كارشناسان تئاترى در جشنواره بيست و ششم تئاتر فجر اين نمايشنامه را بهترين تشخيص دادند. بنابراين نمايشنامه امپراتور و آنجلو اين ويژگى را دارد كه بتواند عليرغم نظر تعدادى از منتقدان، تماشاگران را به سمت خود بكشاند زيرا اين متن انديشه نويى را مطرح مى كند كه مى تواند آن را از نمايشنامه هاى ديگر با اين داستان ساده متمايز كرد.
كارگردان نمايش امپراتور و آنجلو با اشاره به اين كه اين نمايش يك اثر مينى ماليستى است، گفت: هدف اصلى نمايشنامه اشتراك دو شخصيت در بعضى مفاهيم مانند آرزوهاى از دست رفته، جنگ و امثال اين است كه در نگاه اول شايد ساده به نظر بيايد اما درون آن دربرگيرنده مفاهيم عميقى است كه هر انسانى را به تفكر وامى دارد.
دژاكام خاطرنشان كرد: نمايشنامه امپراتور و آنجلو يك متن اجرايى است كه مانور ادبى ندارد اما اين به معنى ضعيف بودن آن نيست بلكه من معتقدم اين نمايشنامه اثرى ارزشمند است كه مى تواند آفريننده لحظه هاى ناب براى خيال پردازى در واقعيت باشد البته درك اين لحظات نيازمند يك نشانه شناسى اجرايى است كه بايد در بين تماشاگران ايجاد شود.
دژاكام درباره موسيقى نمايش امپراتور و آنجلو نيز گفت: در ابتدا به دليل مشكلات مالى تصميم بر اين بود كه موسيقى نمايش انتخابى باشد اما به دليل اين كه موسيقى در اين نمايشنامه مى تواند عنصرى موثر در پيش برد داستان باشد، على رغم تمام مشكلات، تصميم گرفتيم براى نمايش موسيقى بسازيم كه البته از اين اتفاق بسيار خرسندم زيرا تاثيرى كه موسيقى بر اين نمايش گذاشت من را حيرت زده كرد.
وى در بخش ديگرى از صحبت هاى خود با اشاره به كار دشوار بازيگران نمايش نيز گفت: نمايش امپراتور و آنجلو به عاطفه متكى است. يعنى عواطف انسانى در آن حرف اول را مى زند و اگر بازيگران نتوانند اين عواطف انسانى را بازى كنند معناى نمايش تغيير مى كند بنابراين كار ما بسيار مشكل و پيچيده بود اما خوشبختانه بهرام ابراهيمى و شيرين بينا توانستند به خوبى از اين مرحله عبور كنند.
دژاكام درباره نمايش سه گانه ميتراس هم گفت: نمايشنامه سه گانه ميتراس از آن دسته نمايشنامه هايى است كه سيمين اميريان تا بعد از اتمام آن را به من نشان نداده بود و من در اواخر نوشتن متوجه نگارش اين متن شدم كه البته بعد از اين كه آن را مطالعه كردم تصميم گرفتم آن را اجرا كنم زيرا اين متن از دسته آثارى بود كه مى توانست به من كارگردان اجازه خلاقيت بدهد. خلاقيتى كه در مقايسه با آثار قبلى ام بتواند حرف تازه اى داشته باشد.
وى افزود: از نظر من نمايشنامه سه گانه ميتراس متن ماندگارى است كه براى انسان امروز پيام خوبى دارد و من مترصد اين فرصت هستم كه در آينده اى نزديك با ترجمه اين نمايشنامه از فارسى به انگليسى آن را در كشورهاى ديگر اجرا كنم.
كارگردان نمايش سه گانه ميتراس در ادامه خاطرنشان كرد: هر سه اپيزود نمايش سه گانه ميتراس انسان را دعوت به انديشيدن مى كند و اين مساله اى بود كه من در پايان اثر آن را در ذهن و جسم تماشاگر جست وجو مى كنم و اين مساله اى است كه در طول ۲۵ سال گذشته كه در تئاتر بودم براى من به وجود نيامد اما با اجراى اين اثر به آن پى بردم و آن درگيرى فكرى تماشاگر با اثر بود.
وى با اشاره به فعاليت هاى گروه تئاتر ماهان نيز گفت: جريان تئاتر كشور در طول ۲۵ سال گذشته دستخوش تغييرات زيادى شده اما من و اعضاى گروه تئاتر ماهان تمام تلاش خود را انجام داديم تا در طول اين چند سال فارغ از هر گونه جريان و يا وابستگى سياسى فعالانه به هدف خود كه همان معرفى نمايش ايرانى است، برسيم.
دژاكام خاطرنشان كرد: ما گروهى هستيم كه هيچ گاه دنبال تكرار تكنيك نيستيم بلكه سعى كرديم در طول اين سال ها حكمت ها را بفهميم و با استفاده از اين حكمت ها نمايش ايرانى را به مخاطب نشان دهيم كه البته اين به معناى رد فرهنگ جهانى نيست.
اين كارگردان تئاتر با اشاره به شرايط سخت اجراى نمايش امپراتور و آنجلو نيز گفت: شايد بسيارى به اين مساله خرده بگيرند كه چرا امير دژاكام دو نمايش را براى اجرا آماده كرده در حالى كه بايد بگويم قرار نبود كه من اين دو نمايش را به طور هم زمان اجرا كنم اما عمليات بازسازى تئاتر و شرايط سخت مالى و اجرايى و جسمى كه هم من و هم گروهم درگير آن بوديم موجب شد تا ما اين دو نمايش را هم زمان روى صحنه ببريم كه خوشبختانه گروه من در جوانمردى و تمرينات طولانى و لطمه هاى زيادى كه خوردند با من همراه بودند.
بهرام ابراهيمى بازيگر دو نمايش امپراتور و آنجلو و سه گانه ميتراس هم كه در اين نشست حضور داشت با اشاره به بازى خود در نمايش امپراتور و آنجلو گفت: نمايش امپراتور و آنجلو برخلاف ساده بودن براى بازيگر، نمايشنامه اى بسيار پيچيده است كه اگر لحظه اى اين ساده انگارى ما را فريب مى داد اثر به سمتى مى رفت كه آن را تبديل به نمايشى سطحى و غيرقابل قبول براى تماشاگر مى كرد بنابراين ما توسط كارگردان تمام تلاش خود را انجام داديم كه اين اتفاق كمتر بيفتد. بازيگر نمايش امپراتور و آنجلو افزود: با اين كه ساعت هاى مساعدى را براى تمرين نداشتيم ولى سعى كرديم به لايه هاى ديگرى از متن برسيم و اگر آن مفاهيم از نظر شما اغناكننده نيست من يك تنه عذرخواهى مى كنم.
وى با اشاره به پذيرش دو نقش متفاوت به صورت هم زمان نيز گفت: من تا سال ها پيش نيز بر اين عقيده بودم كه يك بازيگر نبايد به صورت هم زمان در دو نمايش حضور داشته باشد حتى زمانى براى خودم اين اتفاق افتاد كه باعث جنجال زيادى هم شد اما از وقتى كه از استادم ركن الدين خسروى آموختم كه بازيگرى زندگى نيست برايم فرقى نمى كند كه در دو نمايش حضور داشته باشم.
شهرام عبدلى بازيگر نمايش تريلوژى ميتراس هم گفت: خوشبختانه در تئاتر كشور اين افتخار را داشتم كه با كارگردان هاى انديشمندى همچون على رفيعى، حميد سمندريان، داود رشيدى، هادى مرزبان، امير دژاكام همكارى كنم و تكنيك هاى زيادى را از آنها ياد بگيرم اما هميشه بر اين اعتقادم كه هر گاه به روى صحنه بروم اين تكنيك ها را فراموش كنم و به بازى خودم توجه كنم.
وى افزود: همواره اين وسوسه را دارم كه نقش ها را تجزيه و تحليل كنم اما وقتى مى خواهم آن ها را اجرا كنم، مانند انسانى كم هوش به روى صحنه مى روم كه هيچ چيز نمى داند.
عبدلى گفت: تجربه بازى در نمايش سه گانه ميتراس تجربه جديدى بود كه در مقايسه با آثار قبلى ام در زمره آثار كلاسيك قرار گرفته و در نوع خود با توجه به كارگردانى امير دژاكام تجربه بى نظيرى است كه آن را فراموش نمى كنم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |