يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۷
۲۹ ربيع الاول ۱۴۲۹ - ۶ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۵۵
جوان قرآنى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
جامعه
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
آيت الله العظمى مكارم شيرازى:
حقيقت لطمه نمى بيند
رضا الماسيان
وقتى يك نابغه در جهان ظاهر مى شود، تمام احمق ها بر عليه او متحد شده و برايش دسيسه چينى مى نمايند.
جاناتان سويفت
آيا مى توانيد تصور كنيد بزرگانى كه امروز احترام به آنها جزو بديهيات است زمانى مورد نفرت و بى احترامى و انواع نامرادى ها از سوى مردم و دستگاه حكومتى وقتشان قرار گرفته اند. آيا مى توانيد تصور كنيد كه بسيارى از بزرگان در زمينه دين ، انديشه و علم كه امروز بشريت خود را مرهون آنها مى داند در زمانى مورد انواع تحقيرها و تهمت ها و طرد شدن از سوى جامعه يا حتى خانواده شان واقع شده باشند در حقيقت بسيارى از بزرگان و پيشروان انديشه ، علم ، دين و اخلاق از مردم زمان خود جفا ديدند. مورد انكار، تمسخر، تحقير، طرد اجتماعى قرار گرفتند.
بعضى زندانى شده و حتى بعضى به قتل رسيدند. سقراط را به نوشيدن جام زهر محكوم كردند، گاليله را به جرم الحاد به دادگاه كشاندند و اديسون را خيالاتى و ديوانه ناميدند. اين موضعگيرى درباره انبيا و بزرگان معنوى و دينى هم بشدت وجود داشته. به طور مثال قوم نوح، او را ديوانه خواندند و به سنگسار شدن تهديدش كردند ، قوم شعيب او را از سحر زدگان دانستند ، به صالح تهمت افسون شدگى زدند و قوم لوط ، او را به تبعيد و اخراج تهديد كردند.
عيسى (ع) را فاسد و ملعون و حامل روح شيطانى و حتى خودشيطان ناميدند و به محمد (ص) برچسبهايى مثل شاعر و مجنون و افسانه سرا و ساحر زدند. همين وضعيت بود كه على (ع) را خانه نشين كرد و سب و لعن او را در جامعه آن زمان رواج داد و موجب اعمال انواع فشارها و محدوديتهاى اجتماعى و آزار و اذيت براى بقيه ائمه اطهار (ع) شد.
به طورى كه تعدادى از ائمه مانند امام حسن عسگرى(ع) بخش زيادى از زمان امامت خود را تحت نظر نيروهاى حكومتى بودند. به نظر مى رسد اين وضعيت زاييده دو عامل اصلى است. اول بى خبرى و جهل توده مردم و دوم فعاليتهاى مكارانه مخالفان اين بزرگان. از اين دو عامل ، دومى بيشتر انواع تهاجم نسبت به بزرگان را در همه زمانها سبب شده است.
با مطالعه تاريخ زندگى بزرگان متوجه مى شويم كه اصلى ترين روشهايى كه براى تخريب چهره آنان بكار رفته روشهايى بوده مانند: تحقير ، تمسخر، دروغ پردازى و شايعه سازى، زدن برچسب هاى مختلف ، تحريف حرفها ، بايكوت كردن و طرد از جامعه و حتى زندانى و تبعيد كردن يا ترور جسمى آنها.
چرايى حمله به بزرگان
كسانى كه اين حملات را بر عليه بزرگان برنامه ريزى و راهبرد مى كردند آنهايى بودند كه پيام اين بزرگان را خطرى براى خود و منافع شان مى ديدند. اين افراد را بطور كلى مى توان صاحبان قدرت ظاهرى ناميد. كسانى كه نتايج و پيامدهاى اعمال بزرگان را تهديدى براى جايگاه و قدرت خود مى ديدند. اين صاحبان قدرت ظاهرى ، گاهى از طيف حكام وقت بودند مانند فرعون زمان موسى (ع) و گاهى هم اين دشمنان از طيف سردمداران قشرى اديان بوده اند.
همانطور كه مسيح(ع) را خاخام هاى متعصب و نادان يهودى به محاكمه كشيدند و محكوم كردند كه به نظر اكثر مردم آن زمان بزرگان دين يهود بودند.
 غلبه موقتى باطل بر حق
معمولا غلبه جبهه باطل براى مدت كوتاهى بوده و ضرباتى كه بر پيكر حق وارد كرده معمولا نتيجه اى غير از اينكه وجوه حق را در بلند مدت روشنتر كند نداشته است.
شايد در يك مدت كوتاه انبيا مورد سختى ها و فشارهاى گوناگونى قرار گرفته باشند. شايد زندگى بر ايشان سخت شده و مورد انواع سختى ها قرار گرفته باشند. حتى در اثر اين فشار ها بعضى از بزرگان و ائمه معصومين دعوت و تعليم دهى خود را تا زمانى كه وضعيت مناسب فرابرسد ، تنها در خفا انجام داده اند و از اظهار عقايدشان بطور آشكار خوددارى كرده اند. اما در نهايت اتفاقات به نحوى پيش رفته كه حقانيت آنها ثابت شده و تمسخرها، تهديدها، زندانها و ديگر رفتارهاى تخريبى منجر به جلال بيشتر حقيقت شده است.
جلال بيشتر حقيقت در برابر اين انكارها و پرده پوشيها تنها يك شعار نيست. حقيقت قائم به ذات است ، اگر هم پوشيده شود از بين نمى رود. اما باطل و توهم نابود شدنى است. حقيقت چيزى نيست كه كسى بتواند آن را از بين ببرد. اما مى تواند پوشيده شود. نتيجه پوشيده شدن آن هم اين است كه مردم از آن محروم مى شوند. به حقيقت لطمه اى نمى رسد. همچنين تاريخ نشان داده كه آفتاب براى هميشه پشت ابر نمى ماند. حتى اگر كه مدت زيادى ابرهاى سياه موجب پوشاندن خورشيد شوند ، در نهايت خواهند رفت.
تجربه زندگى روزمره هم نشان مى دهد كه دروغ و ستم اگر هم در مقطعى بظاهر پيروزشده ، در مقطع بعدى به شدت از هم پاشيده شده. خلاصه اينكه ناآشكارى يا شكست ظاهرى حق و حقانيت در يك مقطع ، تنها مقدمه اى بر آشكارى قدرتمند تر آن در زمان و مقطع ديگرى است.
پى نوشتها
۱. قمر ۹
۲. شعرا ۱۱۶
۳. شعرا ۱۸۵
۴. شعرا ۱۵۳
۵. شعرا ۱۶۷
۶. صافات ۳۶
۱۵. نمل ۶۸
۸. صافات ۱۵
آيت الله العظمى مكارم شيرازى:
مجمعى از علما براى يكسان سازى رسم الخط قرآن تشكيل شود
مديركل تبليغات اسلامى استان قم، رييس سازمان دارالقرآن كريم كشور و مدير كل نظارت بر چاپ و نشر قرآن كريم سازمان تبليغات اسلامى با آيت الله العظمى مكارم شيرازى ديدار كردند. به گزارش مركز خبر حوزه، آيت الله العظمى مكارم شيرازى در اين ديدار با اشاره به وجود برخى مشكلات در رسم الخط عثمان طه بر تشكيل جمعى از علماى جهان اسلام براى يكسان سازى رسم الخط قرآن تاكيد كردند.
معظم له افزودند: لازم است از علماى جهان اسلام دعوت شود و مجمعى براى تصحيح و يكسان سازى رسم الخط قرآنى تشكيل گردد.
ايشان افزودند: ما بايد تلاش كنيم تا به رسم الخط قرآنى واحد، برسيم و اين امر نيازمند كار بنيادى و اساسى است تا جوانان را از غلط خواندن قرآن حفظ كنيم.
اين مرجع تقليد با اشاره به برخى اغلاط موجود در رسم الخط عثمان طه گفتند: تغيير در معنا، بى معنا كردن كلام، صعوبت در تلفظ، اضافه كردن حروف، حذف برخى از حروف و نوشتن كلمات واحد به صورت هاى گوناگون در بخش هاى مختلف قرآن، از اشكالات عمده اى است كه در رسم الخط عثمان طه به چشم مى خورد. در ابتداى اين ديدار، حجت الاسلام والمسلمين ايرانى مدير كل تبليغات اسلامى استان قم، محمد خواجوى، رييس سازمان دارالقرآن كريم و حسن تفكرى مدير كل نظارت بر چاپ و نشر قرآن به ارائه گزارشى از فعاليت هاى قرآنى خود پرداختند.
پيامد هاى تخريب چهره پيامبر(ص) از نگاه قرآن
دشمنان هميشه براى تخريب چهره نبوى و رهبران آسمانى از شيوه هاى گوناگون بهره مى گيرند و ترور شخصيت آن بزرگان را در برنامه دارند. اين كوردلان به پيامبر بزرگوار اسلام اتهام هايى همچون جنون، ساحرى، شاعرى، كاهن بودن، خوش باورى، گمراهى و. . . وارد آوردند، اين مقاله تنها به موضوع تمسخر و استهزاى اين سياهدلان از پيشواى بزرگ پرداخته است كه اكنون از سوى صهيونيسم و وابستگان آن، همين شيوه دنبال مى شود.
رهبرى، ستون اصلى جامعه اسلامى است و هرگونه آسيب رساندن به آن پيامدهاى خطرناكى براى تمام اركان دين و جامعه دارد. دشمنان اسلام با درك همين تاثيرگذارى، همواره كوشيده اند رهبرى جامعه اسلامى را از هر راه ممكن، تضعيف و ناكارآمد سازند. اقدامات خصمانه، گاه در قالب قتل، زندان، تهديد و ترور جاى مى گيرندو زمانى در چهره اقدامات فرهنگى و تخريب شخصيتى ظاهر مى شوند. اين گزارش به نقل از ايكنا حاكى است، تمسخر شخصيت رسول خدا (ص)، طى سال هاى اخير، از غوغاى كتاب آيات شيطانى، آثار نويسنده زن بنگلادشى، روشنفكرنماى تركيه اى، تا كاريكاتورهاى دانماركى و. . . جملگى در مقابل نگاه هاى ناباورانه مسلمانان رخ داده و بهت و حيرت آنان را در پى داشته است. اما مطالعه قرآن كريم و تاريخ اسلام، گوياى اين واقعيت است كه اين اقدامات، بى سابقه نيست و دشمنان از آغاز بعثت تا رحلت پيامبر اكرم(ص) از اين ابزار به عنوان وسيله تخريب شخصيت آن حضرت سود برده اند. آيات فراوانى از قرآن كريم ناظر به اقدامات خصمانه فرهنگى و به اصطلاح براندازى نظام و رهبرى از طريق تضعيف و تخريب چهره رهبرى اسلامى، يعنى شخص رسول الله(ص) است، اقداماتى كه در هر عصر، از جمله دوره ما نيز براى تخريب چهره رهبران دينى به كار مى رود. دفاع قرآن از ساحت پيامبر در برابر تخريب شخصيتى نيز گوياى وظيفه جامعه اسلامى در حمايت همه جانبه از رهبرى اسلامى و خنثى سازى اقدامات تخريب كننده است. شايد فلسفه فضيلت صلوات هميشگى بر پيامبر اعظم و اهل بيت، وجود تهاجم هميشگى دشمنان بر آن بزرگواران باشد.
تمسخر رسول اعظم صلى الله عليه و آله
الف) گونه هاى تمسخر
حربه تمسخر، گاه عليه مومنان ، زمانى عليه آيات خدا و گاه عليه رسولان الهى به كار رفته است. قرآن كريم تاكيد دارد كه همه رسولان مورد استهزاى دشمنان قرار گرفته اند، گويى سيره هميشگى دشمنان تمام انبياء، در تمام دوران ها چنين بوده است، روشى كه هرگز كارايى خود را از دست نداده است و دشمنان از آن قطع اميد نكرده اند. اين نكته زمانى براى ما بيشتر نمايان مى شود كه به لحن صريح آيات قرآن مراجعه مى كنيم: ۱) و ما ياتيهم من رسول الا كانوا به يستهزئون، و هيچ فرستاده اى به سراغ آنان نمى آمد، مگر اينكه همواره او را ريشخند مى كردند.
۲) ولقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزئون، و به يقين پيش از تو فرستادگانى ريشخند شدند و آن چه كه همواره آن را ريشخند مى كردند، آنان را فرو گرفت. در قرآن علاوه بر اين آيات به طور مشخص از تمسخر شدن برخى پيامبران مانند حضرت نوح و موسى ياد شده است.
۳) و اذا رءاك الذين كفروا ان يتخذوك الا هزوا اهذا الذى يذكر آلهتكم و هم بذكر الرحمان هم الكافرون، و كسانى كه كفر ورزيدند، هنگامى كه تو را مى بينند، جز به ريشخندت نمى گيرند (و مى گويند) آيا اين كسى است كه معبودهاى شما را (به بدى) ياد مى كند ! در حالى كه آنان خود ياد (خداى) گسترده مهر را منكرند.
شدت اين تمسخرها به گونه اى بود كه گاه رسول اكرم را دچار تنگى سينه مى كرد، ولى خداوند وعده مى داد كه در برابر تمسخر و استهزاها، از رسول خدا محافظت خواهد كرد: فاصدع بما تومر و اعرض عن المشركين، انا كفيناك المستهزءين، الذين يجعلون مع الله الها آخر فسوف يعلمون. و لقد نعلم انك يضيق صدرك بما يقولون. . . و آن چه را كه فرمان داده شده اى، آشكار كن و از مشركان روى برتاب كه ما تو را از مسخره كنندگان كفايت مى كنيم، كسانى كه معبود ديگرى با خدا قرار مى دهند و به زودى خواهند دانست و به يقين مى دانيم كه تو به خاطر آن چه مى گويند، سينه ات تنگ مى شود.
علامه طباطبايى در اين رابطه مى نويسد: معناى آيه چنين است: وقتى تو هشدار دهنده در مورد عذاب ما هستى، آن چه را كه به آن امر شده اى، آشكار كن و دعوت را علنى و حق را اظهار كن و از مشركان روى برگردان، زيرا ما با فرستادن عذاب، مسخره كنندگان را كفايت مى كنيم و اين سخن خدا كه مى فرمايد و لقد نعلم انك يضيق صدرك. . . ، بازگشت دوباره به اندوه رسول خدا و تنگى سينه اش از استهزايشان است تا موجب بيشتر به تسليت و رحيب نفس و تقويت روح پيامبر شود.
در ادامه، خداوند به پيامبر دستور مى دهد از تسبيح و حمد خدا و سجده بر او براى نابودى غم و اندوه حاصل از استهزا يارى بگيرد.
ب) عوامل تمسخر
از نگاه قرآن كريم، خداوند به دشمنان مهلت داده است و آنان بى آنكه بفهمند، فريب مهلت چند روزه دنيا را مى خورند و سرانجام هم مجازات مى شوند.
دليل اصلى اين امر هم عدم فهم دقيق است كه در پى اصلاح ناپذيرى شان، دامن آن ها را مى گيرد. خداوند اين حقيقت را چنين بازگو مى كند: انا جعلنا على قلوبهم اكنه ان يفقهوه و فى اذانهم وقرا و ان تدعهم الى الهدى فلن يهتدوا اذا ابدا، در حقيقت ما بر دل هاى آنان پرده هايى افكنديم تا آن را به طور عميق نفهمند و در گوش هاى آنان سنگينى (قرار داديم) و اگر آنان را به سوى هدايت فراخوانى، پس در آن هنگام هرگز رهنمون نمى شوند. سومين راهكار قرآنى، تسبيح و حمد خدا، سجده ، عبادت و صبر است كه ظرفيت لازم را براى تحمل آثار تمسخر در رسول خدا صلى الله عليه و آله ايجاد مى كند.
ج) پيامدهاى تمسخر براى مسخره كنندگان
قرآن كريم در موارد متعدد، به آثار و پيامدهاى سخت تمسخر آيات، رسول و مومنان اشاره مى كند و از آنجا كه آن ها قصد تحقير و توهين آيات الهى را دارند، خداوند فرموده: عذاب خوار كننده براى آن ها آماده شده است، فرا روى آنان جهنم است و. . . برايشان عذاب بزرگى است و مهم تر اين كه همان چيزهايى كه مورد تمسخر بودند، روزى بر خود آنها مسلط خواهند شد.
د) راهكار مبارزه با تمسخر
قرآن كريم، آنجا كه مومنان مورد تمسخر قرار
مى گيرند، دستور به دفع دستاويز مسخره كنندگان
مى دهدو به پيامبر دستور مى دهد براى مبارزه، از مسخره كنندگان روى برگرداند و نيز حضور در جمع آنان را ترك كند، مگر اين كه از موضوع مورد تمسخر دست بردارند و به موضوعى ديگر بپردازند.
در ذيل آيه اذا رايت الذين يخوضون فى اياتنا فاعرض عنهم. . . ، در تفسير مجمع البيان از امام باقر (ع) نقل شده است كه وقتى آيه نازل شد، مسلمان ها از همنشينى با كفار و استهزا كنندگان منع شدند. جمعى از مسلمان ها گفتند: اگر بخواهيم همه جا چنين كنيم، بايد هرگز به مسجد الحرام نرويم و طواف نكنيم، آيه نازل شد كه در اين مواقع آن ها را نصيحت كنيد.
سومين راهكار قرآنى، تسبيح و حمد خدا، سجده ، عبادت و صبر است كه ظرفيت لازم را براى تحمل آثار تمسخر در رسول خدا صلى الله عليه و آله ايجاد مى كند. نكته پايانى اينكه تمسخر رسول خدا امروزه ابعاد گسترده ترى يافته است، نوشتن رمان هاى بى اساس و تخريب شخصيت معصومانه او، طراحى كاريكاتورها، نوشتن نمايشنامه ها، پخش فيلم هاى مضحك، خلق لطيفه هاى تمسخر آميز نوشتارى، اينترنتى و. . . همگى از مصاديق تمسخر رسول الله به شمار مى رود كه بر اساس راهكارهاى قرآنى موظف هستيم تا حد مقدور، دستاويزى به دست مخالفان ندهيم، از آنان اعراض كنيم و امكان جولان براى آنان فراهم نياوريم، البته حكم فقهى ساب النبى و مسخره كنندگان آن بزرگوار، با قاطعيت بايد اجرا شود.
قرآن در حوزه مهجور نيست
سرپرست مركز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبليغات اسلامى گفت: بيشترين اهتمام و كوشش علمى در مورد قرآن در حوزه هاى علميه صورت گرفته و وجود تفاسير معتبر موضوعى و ترتيبى كه از بزرگان حوزه به يادگار مانده است، شاهدى بر اين مدعاست.
حجت الاسلام والمسلمين محمد صادق يوسفى در گفتگو با مركز خبر حوزه، با بيان اينكه زحمات زيادى در حوزه هاى علميه در زمينه تفسير، علوم قرآن و تدوين دايره المعارف هاى قرآنى كشيده شده است، گفت: قرآن، ارزشمندترين وديعه اى است كه در اختيار مسلمانان قرار دارد و بزرگان حوزه همواره به قرآن اهميت مى داده اند. وى با انتقاد از كسانى كه اصرار بر مهجوريت قرآن در حوزه دارند اظهار داشت: اين تعبير هم از نظر معنايى بار مناسبى ندارد و هم موجب سوء استفاده دشمنان و مخالفان مكتب اهل بيت(ع) مى شود.
سرپرست مركز فرهنگ و معارف قرآن خاطرنشان كرد: البته اين انتقاد به حوزه وارد است كه كمتر به پژوهش هاى عميق براى پاسخگويى به نيازهاى روز جوامع از منظر قرآن پرداخته است و برداشتن گام هاى جدى در اين زمينه ضرورى است.
وى بيان داشت: قرآن، تنها كتاب آسمانى است كه دست تحريف به آن نرسيده و هر چيزى كه مردم در حوزه احكام شرعى، اعتقادات و اخلاق به آن نياز دارند در قرآن آمده است كه اگر از اين منظر به قرآن توجه كنيم، شاهد توليد انديشه و طراحى هاى جديد در عرصه هاى آموزش، پژوهش و فرهنگ اجتماعى خواهيم بود.
حجت الاسلام والمسلمين يوسفى افزود: به تعبير روايات، قرآن مانند خورشيد و ماه در زندگى انسان ها جريان دارد يعنى مى تواند نياز انسان ها را براى هميشه تاريخ و همه نسل ها و اقوام پاسخ دهد.
وى يادآور شد: مرحوم آيت الله العظمى خويى تصريح كرده اند كه آيات براى قول خاصى نازل نشده و چنانچه درباره گروه خاصى آمده، در مقام تطبيق است.
سرپرست مركز فرهنگ و معارف قرآن با تاكيد بر اينكه انسان ها موظفند براى رفع نياز خود قبل از هر چيز به قرآن روى بياورند، گفت: هم اكنون اقبال عمومى قابل توجهى به قرآن شده است و حوزه علميه بايد به اين نيازهاى اجتماعى پاسخ دهد.
وى توجه جدى حوزه به پژوهش هاى قرآنى را خواستار شد و تصريح كرد: حوزه بايد با نظريه پردازى هاى عالمانه و آگاهانه، خلاهاى فكرى و پژوهشى در اين زمينه را پركند و اگر چنين نكند ممكن است، برخى با نظريه پردازى غير اصيل، زمينه را براى ارائه پاسخ صحيح از بين ببرند و يا آن را كمرنگ كنند.
حجت الاسلام والمسلمين يوسفى با بيان اينكه اين مهم تنها به دفتر تبليغات اسلامى و مركز فرهنگ و معارف قرآن مربوط نمى شود تصريح كرد: همه بايد در اين راستا دست به پژوهش هاى عميق، نو، فاخر و كاربردى بزنيم. وى همگامى مناسب و برنامه ريزى شده پژوهش با آموزش را بسيار موثر خواند و اظهار داشت: حوزه بايد پژوهش هاى مورد نياز قرآنى را به صورت تخصصى براى سطوح مختلف تعريف كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |