يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۷
۲۹ ربيع الاول ۱۴۲۹ - ۶ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۵۵
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
جامعه
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
سانتاكروز
۲۹ بازيكن، يك تيم ملى
فدراسيون دووميدانى، دستاوردها و مخارج اش
سانتاكروز
فوتبال پاراگوئه در حال پيشرفت است
شيوا نوروزى
امريكاى جنوبى تاكنون چندين فوتباليست نامى را به دنياى فوتبال معرفى كرده و روكه سانتاكروز نيز يكى از آنها است كه از پاراگوئه راهى اروپا شده است. سانتاكروز بيشترين روزهايش را در آلمان و براى آلمان و براى بايرن سپرى كرد و هشت سال در اين باشگاه توپ زد كه حاصل آن ۵ عنوان قهرمانى بوندس ليگا، ليگ قهرمانان و جام باشگاه هاى جهان بود. وى كه هم اكنون در بلكبرن عضويت دارد در ابتداى فصل۱۴ گل براى تيمش به ثمر رساند تا سرمربى نيز از او به عنوان بازيكنى بزرگ ياد كند.
مهاجم ملى پوش پاراگوئه در يك دوره به مدت چند ماه خانه نشينى را تجربه كرد. مصدوميت او از ناحيه زانوى چپش بود كه نزديك به ۶ ماه دور از ميادين بود. سانتاكروز در جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان به عنوان خوش چهره ترين بازيكن شناخته شد.
* زندگى در اروپا فرقى با امريكاى جنوبى دارد؟ به نظرت دشوارتر است؟
** نه، برعكس راحت تر است. در پاراگوئه فوتبال همه زندگى مردم است و به كوچك ترين حاشيه ها توجه مى كنند و در اصل با حاشيه زندگى مى كنند. از طرفى فوتباليست ها آنقدر در كشورم مطرح اند كه گاهى نمى توانى در مكان هاى عمومى حاضر شوى و يا بچه هايت را به گردش ببرى. اما در اروپا على رغم توجه زياد مردم به فوتبال زندگى راحت تر است و آرامش بيشترى داريم و كسى در زندگى خصوصى ات كنجكاوى نمى كند.
* خيلى از بازيكنان از سنين جوانى در اروپا زندگى مى كنند. فكر مى كنى اين امر به پيشرفت آنها كمك مى كند؟
** عقايد متفاوت است و هر كس نظر خودش را دارد ولى به عقيده من اين شيوه چندان درست نيست. بايد به اين نكته توجه داشت كه بسيارى از اين مهاجرت ها اجبارى است و از آنجا كه وضعيت اقتصادى در امريكاى جنوبى مانند اروپا نيست نوجوانان براى كمك به خانواده راهى اروپا مى شوند. بعضى نيز تصور مى كنند بهترين فوتباليست ها فقط در اروپا هستند و اگر بخواهى به جايگاه آنها برسى حتما بايد در اروپا توپ بزنى نه در وطن ات.
* كمى از هشت سال حضورت در بايرن بگو.
** روزهاى خوبى بود و هرگز نمى گويم كه وقتم را در بايرن تلف كردم چرا كه تقريبا تمام جام هاى مهم با اين تيم را كسب كردم، ليگ قهرمانان، بوندس ليگا و جام باشگاه هاى جهان. احساس خوبى است وقتى ببينى تو هم در اين افتخارات سهيم بودى و جزيى از تيم به حساب مى آيى، اما فشار اصلى روى بازيكنانى بود كه چندان فرصت حضور در زمين را پيدا نمى كردند و بعد از چند سال فهميدم كه وقت ترك بايرن فرا رسيده. اما نمى شود زحمات باشگاه را ناديده بگيرم زيرا بايرن بود كه از من سانتاكروز ساخت و آنها حتى در دوران مصدوميت نيز حمايت خود را از من دريغ نكردند تا بتوانم آن دوران را سپرى كنم.
* شنيدم كه اوون هارگريوز به تو انگليسى را آموخته است.
** قبلا كه محصل بودم كمى انگليسى خوانده بودم ولى آنقدر شاگرد تنبلى بودم كه چيزى ياد نگرفتم. وقتى به آلمان آمدم عاشق هارگريوز بودم و آرزو داشتم با او انگليسى صحبت كنم چرا كه آلمانى نيز نمى دانستم. دوستان خوبى براى هم بوديم و به همين دليل بود كه پيش از اين كه آلمانى ياد بگيرم انگليسى صحبت كردم.
* آيا تفاوتى بين جو رختكن بايرن و بلكبرن وجود دارد؟
** فرق چندانى ندارد و در بلكبرن هم مانند ساير تيم ها همه در انديشه پيروزى اند و هرگز نمى خواهند با ناكامى بازى را به پايان برسانند. ولى نكته اصلى اينجاست كه من و هم تيمى هايم نمى خواهيم فقط در ميانه جدول باقى بمانيم بلكه هدف اول ما صعود به تورنمنت هاى اروپايى و به ويژه جام يوفا است.
* از اين كه مربى همچون مارك هيوز دارى چه احساسى دارى؟
** بهترين و مهم ترين شانسى كه يك بازيكن فوتبال مى تواند داشته باشد مربى دلسوز و به خصوص سرشناس است و من از اين بابت خوش شانس بوده ام. اما نكته اصلى كه من را تحت تاثير گذاشته علاقه او به كارش است چرا كه او با تك تك بازيكنان صحبت مى كند و دقيقا مى گويد كه چه انتظارى از ما دارد.
* بازى در كنار بنى مك كارتى را چگونه مى بينى؟
** مك كارتى بازيكن قابلى است كه تا به امروز گل هاى زيادى براى تيم به ثمر رسانده و به علاوه من و بنى به راحتى در داخل و خارج زمين به زبان اسپانيايى صحبت مى كنيم و فكر مى كنم كه اين مساله در عملكرد اين فصل ما تاثير بسيارى گذاشته است.
* فكر مى كنى فوتبال پاراگوئه چه شباهتى با فوتبال جزيره دارد؟
** در گذشته فوتبال اين دو كشور بسيار نزديك به هم بود اما با گذشت زمان شيوه بازى در هر دو كشور تغيير كرد. در حال حاضر فوتباليست هاى هم وطنم بيشتر به سبك امريكاى جنوبى توپ مى زنند و دليل آن نيز تكنيك بالاى بازيكنان اين قاره است و معتقدم از خيلى از بازيكنان اروپايى تكنيكى تر نيز هستند.
* پاراگوئه شانس اول صعود از گروه خود به جام جهانى ۲۰۱۰ است.
** در عرصه ملى هم مى خواهيم پيشرفت داشته باشيم و فقط به كسب پيروزى در ديدارهاى خانگى اكتفا نمى كنيم و با گذشته خيلى فرق كرده ايم و ديگر تيم ها نيز اين را فهميده اند كه ديگر پاراگوئه آن تيم بى خطر سابق نيست. هدف اصلى پشت سر گذاشتن برزيل و آرژانتين يعنى رقباى اصلى ما در امريكاى جنوبى است.
* پاراگوئه هميشه در ديدارهاى انتخابى خوب ظاهر مى شود اما با شروع مسابقات به يكباره نزول مى كند.
** شايد مشكل ما اين است كه نمى توانيم بازى را جمع و جور كنيم و آن هم به دليل بى تجربگى ما است و هرچه بيشتر در تورنمنت هاى خارجى حضور يابيم، اعتماد به نفس بچه ها بيشتر مى شود. حتى نسل آينده فوتبال پاراگوئه بهتر از ما بازى خواهند كرد. چرا كه تغييرات خوبى در فوتبال كشورم در حال رخ دادن است.
۲۹ بازيكن، يك تيم ملى
آغاز سال بسيار پركار و مهم بسكتبال
وحيد رسولى
همسو با دعوت از شمارى از بهترين هاى بسكتبال ايران به اردوى تيم ملى به قصد فراهم آوردن مقدمات حضور اين تيم در المپيك پكن، رييس سازمان تربيت بدنى ايران بر گسترش دامنه بسكتبال در سراسر كشور تاكيد ورزيده و از مسوولان اين ورزش خواسته است با اشتياق و كوششى بيش از گذشته در پى شناسايى استعدادها در جاى جاى كشور و پرورش آنها باشند.
در ديدار اخير سران بسكتبال و محمدعلى آبادى در محل سازمان تربيت بدنى يكى از مباحثى كه به آن زياد پرداخته شد، چگونگى حضور تيم ملى در آوردگاه پكن بود و مسوول اول ورزش كشور در اين خصوص گفت: برنامه هاى آماده سازى و اردوهاى تداركاتى تيم ملى بسكتبال ايران فشرده به نظر مى رسد و به همين خاطر بايد به گونه اى پيش رفت و اقدام كرد كه آسيبى به ورزشكاران منتخب وارد نشود. در كنار آن بايد در نظر گرفت كه توانايى بالقوه و پتانسيل قابل توجهى در بسكتبال كشور وجود دارد و بايد حتما فعاليت هاى زيادى را براى شناسايى و پرورش اين نيروها در نظر گرفت و از آنها به هيچ شكل غافل نماند. مى توان مسابقاتى منطقه اى را در رده هاى سنى مختلف ترتيب داد و در آن صورت استان ها و شهرستان ها نيز موظف اند تيم هايى بهتر و قوى تر را براى رقابت هاى استانى و كشورى در نظر بگيرند و به واقع باعث ايجاد تحرك در كل بسكتبال كشور شوند. اگر اكثر برنامه ها در راستاى پشتوانه سازى براى بسكتبال كشور باشد، بسيارى از مشكلات اين ورزش حل خواهد شد و برنامه ريزى ها بايد ريشه اى و پايه اى و طولانى مدت باشد و در غير اين صورت هرچه بسكتبال تا به حال به دست آورده است، به هدر خواهد رفت. آنچه بسكتبال در ،۵ ۶ سال اخير كسب كرده، عناوينى ارزشمند و دادن ميدان به جوان ها و ساختن يك تيم ملى جوان است كه به لطف نشان و نيرو و خوشبينى اعضايش مى تواند از سدهاى بسيارى عبور كند. قهرمانى اين تيم در مسابقات آسيايى ۲۰۰۷ در خاك ژاپن واقعه اى شگفت انگيز و واقعا غير منتظره بود، ولى آن را بايد در درجه اول محصول جوان گرايى در بسكتبال كشور طى سال هاى اخير دانست. زمانى كه بسكتبال ايران ابتدا قهرمان جوانان و سپس اميدهاى آسيا شد، مشخص گشت كه با قدرى ممارست و پرورش بيشتر اعضاى آن تيم مى توان به قله هاى بلندتر نيز دست يافت و در سطح بزرگسالان هم قهرمان قاره شد و اين چنين نيز شد.
بزرگ و توانا
همان طور كه قبلا نوشتيم، بازى هاى تداركاتى متعددى در ۴ ماه اول سال جديد به قصد حضور هرچه بهتر تيم ملى بسكتبال ايران در المپيك پكن ترتيب داده شده و اگر از نگرانى على آبادى در خصوص بيش از حد فشرده بودن اين بازى ها و ساير برنامه هاى تداركاتى تيم ملى بگذريم، بايد اميدوار بود كه اين جوانان بالنده بتوانند حضورى آبرومندانه در المپيك ۲۰۰۸ داشته باشند. ۲۹ بازيكنى كه به اردوى ملى دعوت شده اند، بايد از ۱۷ فروردين ۸۷ تا زمان شروع المپيك بيست و نهم در اواخر مرداد ماه در تحرك و تمرين فعاليت دايمى داشته باشند و كار اصلى رايكو ترومن مربى صربستانى تيم ملى و مردانش تازه از آن تاريخ شروع مى شود و روزهاى سختى در انتظارشان است، اما ميدان هاى بزرگ، مردانى بزرگ را مى طلبد و اين جوانان شايسته تا به حال ثابت كرده اند كه واقعا بزرگ و توانا هستند و هر چند هيچ كس انتظار ندارد كه در المپيك به پيروزى بزرگى برسند اما اين توان را دارند كه خوب كار كنند و اسباب غرور شوند بر اعتبار جامعه بسكتبال ايران بيافزايند. مهمتر اين كه تجربيات حاصل از حضور در المپيك آنها را به چنان درجه اى مى رساند كه مى توانند در ميادين بعد از آن با چند درجه كارايى بيشتر ظاهر شوند و به حدود و شعور تازه اى برسند و نتايج درخشان ترى را براى ايران كسب كنند و اگر امروز تا به اين حد درخشيده ايم ۶ ماه بعد در پايان المپيك پكن براى رقباى آسيايى خود بسيار صعب العبورتر شويم. در ميان دعوت شده ها به اردوى ملى بسكتبال ايران جوانان بسيار ماهرى مثل صمد نيكخواه بهرامى، مهدى كامرانى، حامد آفاق اسلاميه، پويا تاجيك، حامد سهراب نژاد، اوشين ساهاكيان، جابر روزبهانى و البته حامد حدادى ديده مى شوند و اكثر قريب به اتفاق آنان كسانى هستند كه مدال برنز بازى هاى آسيايى ۲۰۰۶ دوحه و مدال طلاى مسابقات بسكتبال قهرمانى آسيا ۲۰۰۷ را براى ما به ارمغان آوردند.
 فرداى بسكتبال
با اين كه تا شروع المپيك مدت زيادى مانده است، اما اردوى اواسط فروردين ماه و حضور جوانان مذكور را در آن مى توان شروع مرحله نهايى تداركاتى تيم ملى براى حضور در المپيك تلقى كرد و اين موجى است كه به سوى پكن سرازير مى شود و همان طور كه قبلا گفتيم، پس از آن را نيز شامل مى شود و فرداى بسكتبال ايران را ترسيم خواهد كرد. همان طور كه در اظهارات رييس سازمان تربيت بدنى ايران مستقر و مورد درخواست و توجه اوست، حركت به سوى آينده در اولويت امور قرار دارد و مبناى جوان گرايى است و توجه به تمامى گستره كشور براى استعداديابى مى تواند كامل كننده اين روند باشد. اين هدف و برنامه فدراسيونى است كه اگر به خاطر قهرمانى شگفت انگيزش در مسابقات آسيايى ۲۰۰۷ موفق ترين فدراسيون ورزشى ما در سال ۸۶ شمرده و تلقى شود، نه تنها هيچ مخالفتى را بر نخواهد انگيخت، بلكه عين حقيقت خواهد بود. براى چنان فدراسيونى سال ۸۷ با بيشترين شتاب و كار شروع مى شود و ادامه مى يابد و بايد اميدوار بود، زيرا جوانانى كه اين شتاب را پى ريخته اند، حالا پرتجربه و پخته هم شده و نشان داده اند كه از رقابت جويى و مبارزه نمى هراسند و برعكس، بر اثر آن شكوفا و متبلور مى شوند.
فدراسيون دووميدانى، دستاوردها و مخارج اش
سهميه هاى المپيك چقدر مى ارزند؟
ارزيابى رييس فدراسيون دووميدانى ايران اين است كه نهاد متبوع وى طى سال ۱۳۸۶ در بخش قهرمانى و در رده سنى بزرگسالان موفق عمل كرده است و اگر جز اين بود ۵ سهميه حضور در المپيك نصيب مان نمى شد. مصطفى كريمى در اين باره مى گويد: ما مى كوشيم ظرف چند هفته پيش رو تعداد سهميه هاى خودمان در اين رقابت ها را به عدد ۷ افزايش دهيم و اين مساله را به طور جدى پيگيرى مى كنيم. هرچه هست براى منتخبين و آماده شدن آنها برنامه هاى كاملى را ريخته ايم و اميدواريم كه آنان در المپيك بدرخشند. از نظر من اگر سه تن از آنان بتوانند به فينال مواد متبوعه خويش برسند، توفيق بزرگى را براى ما كسب كرده اند، شايد از برخى ديدگاه ها نيل به ۵ سهميه المپيك دستاورد بزرگى نباشد، اما از نظر من اين طور نيست، به خصوص كه ما فرصت زيادى براى آماده سازى نفرات خود نداشتيم. از نظر كريمى ( همسو با بسيارى از ناظران) بيشترين شانس را در ميان دووميدانى كاران منتخب، احسان حدادى خواهد داشت. قهرمان جوان پرتاب ديسك آسيا به گفته كريمى در تمريناتش در آفريقاى جنوبى حتى به ركورد عالى ۶۸ متر نيز رسيده است و اگر اين رقم را در پكن تكرار كند، براى كسب مدال برنز المپيك بدون اقبال نخواهد بود. او مى گويد باور من اين است كه حدادى از روند برنامه هاى تعيين شده براى او فراتر رفته و به اصطلاح جلوتر از آن است ولى در هر حال فدراسيون در هر ماه ۳۰ ميليون تومان را براى او هزينه مى كند و به تبع آن انتظار دارد كه از طريق او نتايج خوبى هم بگيرد.
براى اميدوار شدن
كريمى حتى به نتايج و روند كار عباس صميمى نفر دوم پرتاب ديسك ايران چشم دوخته است و اظهار مى دارد: مربى صميمى مى گويد او مى تواند به ركوردى بيش از ۶۶ تا ۶۷ متر برسد و اگر اين چنين شود، يك نتيجه بسيار خوب براى ما خواهد بود. در المپيك آتن ۶۶ متر در پرتاب ديسك براى كسب مدال كفايت كرد و اين مورد خوبى براى اميدوار شدن است، هر چند براى قضاوت در اين خصوص و بسط دادن آن به المپيك پكن، معيار و محك كافى و كاملى نيست. مهم تر اين كه ما براى تدارك و تقويت اين ورزشكاران و رساندن شان به سطحى بالاتر، هر كارى از دست مان بر مى آمده است، انجام داده ايم و هر چه خواسته اند، فراهم آورده ايم. بر اثر همين رسيدگى هاى اضافه بر كسانى كه تاكنون مجوز صعود را گرفته اند، برخى افراد ديگر نيز فاصله كمى با اين مهم دارند و هادى سپهرزاد در دهگانه و همچنين شاهرخى از آن جمله اند و شايد رضا بوعذار نيز چنين باشد. از برخى ورزشكاران ديگر خود نيز اخبار اميدوار كننده اى را دريافت داشته ايم كه كاوه موسوى در پرتاب چكش از آن دست است. موسوى در تمرينات اخيرش به حد نصاب هايى عالى دست يافته است و اگر بر عامل سرعت در كار خود بيافزايد، از اين هم بهتر خواهد شد. در پرتاب نيزه هم سه نفر را داريم كه آمار و ركودهايشان بهتر از گذشته شده است و اميد ما اين است كه شرايط و اعتبار آنها تثبيت و تقويت شود و در آينده از اين نيز روشن تر و مثبت تر گردد.
از سه كانال
كريمى معتقد است كه وضع دووميدانى كاران مطرح ايران فعلا به گونه اى است كه بايد از سه ديدگاه و كانال پيگيرى و تا لحظه به دست آمدن نتيجه تعقيب شود. يكى تقويت افراد صاحب مجوز حضور در المپيك، دوم كسانى كه سهميه B دارند و بايد تلاش كرد تا سهميه شان تبديل به احسن و به رده A تبديل شود و سوم كسانى كه اصلا سهميه ندارند و بايد كوشش كرد تا به سمت دريافت سهميه ها سوق يابند. كريمى به استعداديابى و شناسايى نفرات جوان و مستعد نيز اعتقاد زيادى دارد و مى گويد بايد از ابتداى هر سال مثلا صد خردسال و نوجوان مستعد تحت آموزش مستمر قرار گيرند و در مسابقات مختلف ارزيابى شوند و در پايان سال به رشد لازم و مورد نظر برسند. به گفته وى اين اصل حتى در سال ۸۶ نيز به اجرا در آمده است و همين تعداد نوجوان مورد تربيت و بررسى قرار گرفتند و در پايان سال رشد قابل توجهى را در كار خود بروز دادند، چنين طرحى از ديدگاه كريمى قابل پيشنهاد به ساير فدراسيون هاى وابسته به ورزش هاى پايه و پر مدال نيز هست تا آنها نيز همين راه را طى كنند و مى توان با تامين ۳۰۰ ميليون تومان بودجه به استمرار و تكرار اجراى اين كار در آينده هم دل بست و به چنين امرى نايل شد.
حساب شده
آيا اين بدان معناست كه فدراسيون مشكل مالى ندارد؟ كريمى مى گويد كه بودجه فدراسيون در سال پايان يافته ۵/۱ ميليارد تومان بوده، ولى مخارج به دو ميليارد بالغ شده و براى سال آينده بايد به ۴ ميليارد تومان فكر كرد و ظاهرا سازمان تربيت بدنى تا اين لحظه با ۳ ميليارد آن موافقت كرده است. مجموعه عناصرو نكات فوق به ما مى گويد كه كار فدراسيون دووميدانى تقريبا تنظيم شده و مشخص و حساب شده است و بر طبق برنامه هاى مقرر به پيش مى رود و همان طور كه در ابتداى مطلب آمد، رييس اين نهاد اعتقاد به موفق بودن كار فدراسيون و جواب دادن كوشش ها دارد. با اين وجود نبايد هم همه چيز را موفق و كامل شمرد و از قضا مهم ترين نكته و بزرگ ترين ايراد موجود، به ميزان مخارج و مبالغى برمى گردد كه براى رتق و فتق كارهاى اين ورزش هزينه مى شود و نتايج حاصله و ثمره كار در بسيارى از موارد به حد و اندازه مخارج مذكور نمى رسد و از آن كمتر است و بهتر بگوييم خرج هنگفتى مى شود و گاه بهره اى اندك حاصل مى آيد.
توجيه ها و توضيحات
نمونه روشن ، مخارج نجومى احسان حدادى و پولى است كه صرف راه اندازى كار او و ترميم و اعتلاى حركات وى مى شود و به قول خود كريمى به رقم ۳۰ ميليون تومان در هر ماه مى رسد و به تبع آن فدراسيون معتقد است كه حتما بايد يك حاصل كار عالى از او به جاى بماند ولى اين كه نتايج مسابقات وى هميشه همانى باشد كه گفتيم، در معرض ترديد قرار دارد. باز در مورد وى مى توان توجيه ها و توضيحاتى را آورد، زيرا اگر وى در يك سال اخير به طور مكرر ركوردشكنى نكرده و در اين زمينه خا ص كم حاصل تر از گذشته نشان داده و روند ركوردشكنى اش بيشتر به دو سه سال گذشته مربوط مى شود، اما لااقل عنوان قهرمانى آسيا و مدال طلاى بازى هاى آسيايى را در جيب دارد و وارد جمع ۱۰ پرتابگر نخست ديسك دنيا شده است، اما همين ميزان ارزش گذارى را نمى توان بر روى سايرين انجام داد و چنين ادعايى را در خصوص آنها هم داشت. همين جاست كه كار قدرى مى لنگد و پيشرفت مورد ادعاى فدراسيون دووميدانى را كمتر و پايين تر از چيزى جلوه مى دهد كه در اظهارات كريمى به آن اشاره شده است و بهاى سهميه ها و مجوزهاى المپيك را به دست آورده ايم، بسيار زياد مى سازد، هرچند ترديدى نيست كه پيشرفت دووميدانى كاران ما در سال هاى اخير بسيار خوب و زياد بوده است.
گذر و نظر
دايى با كسى شوخى نداره
تا امروز كه اين مطلب رو مى خونيد تيم ملى ۲ بازى اش رو با هدايت على دايى انجام داده. يه بازى دوستانه با بحرين و يك بازى هم با كويت.
جدا از نتيجه و عملكرد بازيكنا اصلى ترين موضوعى كه باعث شد اين قسمت رو بذارم واسه على دايى جذبه و ابهتى كه بعد از مدت ها دايى با اومدنش به تيم ملى داد.
خيلى وقت بود كه هر كى از راه مى رسيد و يه خورده با بعضى ها رابطه خوبى داشت يه شبه سر از تيم ملى در مياورد.
تيمى كه پيراهنش قداست خاصى داره ولى بعضى ها اونو با تى شرت هاى گل من گلى كه با افتخار مى پوشن و پز مى دن اشتباه گرفته بودن. فكر مى كردن هر وقت بيان و برن كسى نبايد چيزى بهشون بگه.
فكر اينجا رو نمى كردن كه دايى يه روز مربى تيم ملى بشه و اجازه نده كسى اردو رو ترك كنه.
وقتى قاطعانه جواب مهدوى كيا رو كه انتظار داشت دايى شخصا زنگ بزنه رو داد و خيلى راحت عقيلى رو خط زد ديگه بقيه حساب كار دستشون اومد كه شهريار مثل قلعه نويى و بقيه منت كسى رو نمى كشه.
آرزوهايى كه آرزو ماندن
همه آرزوهايى واسه خودشون دارن كه اول از همه اونارو از خدا مى خوان. جامعه ورزش هم مثل بقيه آرزوهايى داره كه على رغم اين كه نمى شه همه اش رو گفت من سعى مى كنم چند تا از آرزوهاى مهم رو بگم.
البته خيلى دلمون مى خواست كه اين حرف ها رو از زبون خود مسوولان بشنويم ولى حالا كه نشنيديم خودمون با اجازه خودمون از طرفشون مى گيم واسه اين كه بهشون بر نخوره مى ذاريم پاى وقت سرخواروندن هم ندارن: اگه جاى محمد احمدزاده بوديم خوب مى فهميديم كه فرق زمين انزلى و آزادى از زمين تا آسمونه و بنده خدا احمدزاده اگه استعفا بده چمن ها هم الكى رشد مى كنن و … هر چى منتظر شديم كه كسى از مسوولان ملوان پاسخگو نشد.
سپاهان رو جريمه كردن و به خاطر تماشاگراشون كلى مصيبت كشيدن ولى يه نفر از آقايون ورزشگاه فولادشهر يا ماموران امنيتى كه مسوولان اصلى امنيت بودن زير سوال نرفتن پس از اون برف و سرماى زمستون گذشته كه رقابت هاى زيادى رو لغو كرد شنيديم كه همه آقايون در تكاپوى رفع مشكلات ورزشگاه ها افتادن ( دروغ ۱۳) كلمنته كه اون همه مردم رو سر كار گذاشت يه نفر حاضر نشد به خاطر زير سوال رفتن شان ايرانى از مردم عذرخواهى كنه.
يك سال گذشت
هرچى بود سال ۸۶ با تمام خوبى ها و بدى هاش گذشت و طبق معمول تنها چيزى كه ازش موند خاطره  هاش است كه هر كارى بكنيم يادمون نمى ره. خب حقم داريم اتفاقاتى كه سال گذشته واسه فوتبال مملكت مون افتاد و خيلى هاش رو تا حالا نديده بوديم.
مثلا همين كه نزديك به چند ماه رييس فدراسيون نداشتيم و امكان تعليق از طرف فيفا هم هر روز وجود داشت.
تازه مهم تر از اون كميته انتقالى بود كه به جاى اين كه طرف ما باشه و ايران رو حمايت كنه به نفع فرنگى ها كار مى كرد. اما قضيه تماشاگراى سپاهان رو نمى تونيم فراموش كنيم كه يه چشم سرباز احمدى بدون هيچ دليلى نابينا شد و نمى دونم ۱۳ روز عيد امسال رو چه جورى گذروند و كسر ۵ امتيازى كه يه دفعه شد ۳ امتياز.
سال ۸۶ سال كسر امتياز بود و قرمزها هم كه معمولا تو كارهاى منحصر به فرد كم نمى يارن هم به لطف خدا و يارى مسوولان تيم ۶ امتياز از دست دادن و شوخى بچگانه شيث هم كه سال پربركت پرسپوليس رو تكميل كرد. حيفم مى ياد از آبى ها چيزى نگم ولى اگه بخواهيم قصه اومدن فيروزخان به استقلال رو دوباره بگم احتمالا كاغذ كم مى يارم.
گذر و نظر در سال ۸۷
سلام خدمت خواننده هاى وفادار ستون گذر و نظر كه هيچ وقت تنهام نمى ذارن و هر جور كه باشه معرفتشون رو ثابت مى كنن.
بعد از چند روزى تعطيلات نوروزى دوباره شروع به نوشتن كردم كه اگه خدا بخواد قرار گذاشتم كه خيلى بهتر از سال گذشته بنويسم يا بهتر بگم مى خوام بتركونم.
خدا كنه خوش شانس باشم وسوژه هامون آب نره و مثل پارسال سال پربركت و پرحاشيه اى داشته باشيم. ولى مطمئنم كه سوژه كم نمى يارم چون تيم ملى فوتبال بازى هاش پشت سر هم هست و بقيه رشته هام دست كمى از فوتبال ندارن. البته فقط تيم ها نيستن مسوولان كه ماشاءالله هزار ماشاءالله تو حرف كم نمى يارن و هر دفعه كه مصاحبه مى كنن واسه يه هفته سوژه روزنامه ها مى شن.
تازه اخراج و دعواى مربيا با بازيكنا و بالعكس كه ديگه نگو و نپرس.
خلاصه اگه همه چى همون جورى از آب در بياد كه من مى خوام و مسوولان ورزشى و ورزشكارا دست به دست هم بدن( همسايه ها يارى كنن) من اين ستون رو مى نويسم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |