يكشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۸۷
۲۹ ربيع الاول ۱۴۲۹ - ۶ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۵۵
بين الملل
Tel: 88807156
intl@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
سرمقاله
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
جوان قرآنى
جامعه
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
پس لرزه هاى فروپاشى يوگسلاوى
پايان جنگ هشت روزه
آرزو ديلمقانى
درست يك روز پس از هشدار جورج بوش و رابرت گيتس به تركيه براى عقب نشينى از شمال عراق ارتش اين كشور از شمال عراق عقب نشينى كرد و اعلام كرد كه به اهداف خود در مقابله با شورشيان كرد شمال عراق رسيده است.
تركيه جمعه ۲۹ فوريه اعلام كرد كه نيروهاى خود را از شمال عراق خارج كرده است و به جنگ هشت روزه براى مقابله با شورشيان كرد كه موجب بروز اختلاف با دولت عراق و افزايش تنش ها در منطقه شده بود خاتمه داده است.
عقب نشينى ارتش تركيه درست يك روز پس از آن آغاز شدكه جورج بوش رييس جمهور آمريكا و رابرت گيتس وزير دفاع اين كشور براى پايان دادن اين جنگ به تركيه هشدار دادند.
هرچند مقامات تركيه اعلام كردند كه براى پايان دادن به اين عمليات گسترده توجهى به فشارهاى
بين المللى نداشتند و عمليات آنها در شمال عراق براى تضعيف حزب كارگران كرد با موفقيت به پايان رسيده است.
ژنرال ياشار بيوكانيت رييس ستاد مشترك ارتش تركيه پس از عقب نشينى نيروهاى ترك اعلام كرد كه ارتش تركيه با تعمق در اين مسئله براى آغاز و پايان اين عمليات تصميم گرفت و اين تصميم تحت تاثير هيچ نيروى داخلى و خارجى نبود و اين عمليات با توجه به اينكه ارتش تركيه به هدف خود در شمال عراق رسيد پايان گرفت و هيچ مقامى در اتخاذ اين تصميم دخالت نكرده است. رييس ستاد مشترك ارتش تركيه همزمانى عقب نشينى ارتش تركيه از خاك عراق را با سفر وزير دفاع آمريكا به تركيه يك تصادف خواند و گفت كه پيش از آنكه آقاى گيتس وارد تركيه شود بخشى از عمليات عقب نشينى آغاز شده بود.
تهديدهاى آمريكا
رابرت گيتس روز چهارشنبه ۲۷ فوريه درخصوص عمليات ارتش تركيه در شمال عراق به اين كشور هشدار داد. پس از ورود ارتش تركيه به شمال عراق مقامات آمريكايى و عراقى از افزايش تنش ها در مرزهاى عراق ابراز نگرانى كردند. آقاى گيتس پيش از سفر به تركيه روز چهارشنبه به خبرنگاران گفته بود كه مسئله مهم اين است كه تركيه هر چه زودتر عمليات شمال عراق را به پايان برساند. هرچه زودتر بدين معنا كه اين عمليات طى روزها و يا يك يا دو هفته آينده پايان بپذيرد نه اينكه ماهها ادامه داشته باشد.
سخنان وزير دفاع آمريكا بازتابى از لحن خشن تر دولت جورج بوش در برخورد با عمليات ارتش تركيه در شمال عراق بود. اين اولين بارى بود كه يك مقام آمريكايى در خصوص پايان عمليات در شمال عراق زمان مشخصى را اعلام مى كرد.
عقب نشينى ارتش تركيه در شمال عراق با عكس العمل هاى گوناگونى در داخل و خارج از تركيه رو به رو شد. روزنامه فايننشيال تايمز نوشت: آمريكا به حمله تركيه پايان داد. همزمانى خروج نيروهاى ترك از خاك عراق با سفر گيتس به تركيه موجب گمانه زنى هايى در داخل تركيه شده است و فضايى پرتنش در محافل داخلى اين كشور ايجاد كرده است.
تركيه مدعى است كه ۲۳۰ نفر از اعضاى حزب كارگران كرد را در اين عمليات از بين برده است. اين درحالى است كه يكى از مقامات كرد از كشته شدن ۱۰۰ سرباز ترك در اين عمليات خبر داد.
با وجود آنكه مقامات آمريكايى از تركيه در مقابل حزب كارگران كرد حمايت مى كنند و اين حزب را يك سازمان تروريستى مى شناسند اما در حال حاضر معتقدند كه بهترين راه حل براى حل مشكل تروريسم مذاكره است.
پايان تنش ها
حضور نيروهاى ترك در شمال عراق كه به عنوان يكى از امن ترين نقا ط اين كشور شناخته مى شود مى توانست تنش هاى منطقه اى را افزايش دهد. آمريكا پيش از اين با عمليات محدود تركيه در شمال عراق موافقت كرده بود تا شايد اين عمليات محدود بتواند خشم تركيه عليه حزب كارگران كرد را كمى آرام كند اما با ورود نيروهاى زمينى تركيه به خاك عراق پيش بينى يك شرايط بحرانى در اين منطقه دور از انتظار نبود. از طرف ديگر از آنجا كه اقليت كردهاى تركيه همواره از طرف دولت اين كشور سركوب شده اند ادامه اين عمليات مى توانست شورش ترك هاى تركيه را نيز در بر داشته باشد. اكنون با پايان ناگهانى عمليات ارتش تركيه در شمال عراق بعيد به نظر مى رسد كه مشكل تركيه با حزب كارگران كرد نيز به پايان رسيده باشد. شايد زمان آن رسيده است كه دولت تركيه با يك سياست جديد درهاى حل اين مشكل را كه شايد بسيار ساده تر از عمليات نظامى باشد باز كند. در شرايط كنونى و با وجود حضور نيروهاى آمريكايى در شمال عراق هر گونه بحران در منطقه شمال عراق مى تواند به راحتى از مرزهاى تركيه بگذرد و ترك ها را با مشكل جديدى كه ديگر تنها محدود به حزب كارگران كرد نيست مواجه كند. تركيه مى تواند با آغاز يك سرى مذاكرات با كردهاى عراق براى امنيت هرچه بيشتر مرزهاى خود با عراق اقداماتى جدى آغاز كند. آمريكا در اين ميان مى تواند هر دو گروه مذاكره كننده را بر سر ميز مذاكره بنشاند و به عنوان يك فرصت براى آرامش شمال عراق استفاده كند. همچنين تركيه مى تواند با مذاكره با اقليت كرد ساكن در اين كشور راه هاى مذاكره با حزب كارگران كرد را باز كند. دولت تركيه از طريق به رسميت شناختن حقوق كردهاى اين كشور و توسعه اقتصادى در مناطق كرد نشين به راحتى به اهداف خود نزديك خواهد شد.
سياست هاى جديد تركيه نه تنها راه حلى براى پايان دادن به مشكلات داخلى اين كشور است بلكه گامى است در جهت پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا.
منبع : ديپلماسى ايران
پس لرزه هاى فروپاشى يوگسلاوى
نگاهى به پيامدهاى استقلال كوزوو
«كوزوو» از استان هاى صربستان كنونى و جزو يوگسلاوى سابق اين روزها درصدر اخبار تحولات جهانى قرار گرفته است. البته اين منطقه -كه عمدتا مسلمان نشين است- در دهه ۱۹۹۰ و در پى بحران بالكان نيز در راس مهم ترين وقايع بين المللى قرار داشت. اكنون كوزوو ديگر نمى خواهد تحت سلطه و حاكميت صرب هاى نژادپرست قرار داشته باشد و به همين دليل، به رغم مخالفت شديد و تهديدات مقامات صرب، مسوولان كوزوو اخيرا به طور يكجانبه اعلام استقلال كردند اما خشونت ها و درگيرى هايى كه در طى چند روز اخير در صربستان در پى اين مساله به وقوع پيوسته است، بحران بالكان در دهه ۱۹۹۰را در اذهان تداعى مى كند به طورى كه بوى يك بحران ديگر، در اين منطقه به مشام مى رسد. امريكا، انگليس، فرانسه و برخى ديگر از كشورهاى اروپايى از استقلال كوزوو حمايت كرده اند اما دولت صربستان و روسيه به شدت با آن مخالفند و روسيه پيش از اين نيز در خصوص استقلال كوزوو هشدار داده بود. در عين حال صربستان نيزاعلام كرده بود حاضر است برخى امتيازات ديگر به كوزوو بدهد تا مسوولان اين استان تقاضاى استقلال از صربستان را مطرح نكنند. اما به نظر مى رسد اين وعده ها و تهديدها كارساز نشد و مقامات كوزوو، خواسته چندين ساله خود را كه اعلام استقلال بود- البته به طور يكجانبه- تحقق بخشيدند. اين نوشتار نگاهى دارد به وضعيت كوزوو از گذشته تا امروز و پيامدهايى كه اعلام يكجانبه استقلال اين منطقه ممكن است به همراه داشته باشد.
از گذشته تا امروز
سرزمين كوزوو واقع در جنوب صربستان براساس آمار غيررسمى حدود ۲ ميليون و ۲۰۰ هزار نفر جمعيت دارد و مساحت آن ۱۰ هزار و ۸۸۷ كيلومتر مربع است. اكثريت ساكنان كوزوو آلبانيايى تبارهايى هستند كه ساليان دراز براى رسيدن به استقلال و جدا شدن از صربستان، مبارزات گسترده اى داشته اند.
آلبانيايى  تبارها اكنون علاوه بر كوزوو در مناطق ديگر از كشورهاى حوزه بالكان مانند مقدونيه و مونته نگرو نيز زندگى مى كنند. تاريخ تمدن كوزوو به دوران باستان و هزاره دوم پيش از ميلاد مسيح باز مى گردد. نژاد نخستين ساكنان كوزوو از اقوام «آيليوين» است كه قديمى ترين قوم در اين منطقه مى باشد و از هزاران سال قبل در بالكان به سربرده اند. در قرن ششم تا هفتم ميلادى، اقوام اسلاو وارد اين سرزمين شدند. موضوع تقدم و تاخر در ورود آلبانى تبارها و اسلوها به اين منطقه در قرون گذشته يك مساله مهم در مناقشات ميان جوامع يادشده بوده است. آلبانيايى تبارهاى كوزوو معتقدند نخستين قومى بوده اند كه در اين منطقه اسكان گزيده اند و صرب هاى كوزوو نيز كه از نژاد اسلاو مى باشند براين باورند كه كوزوو هميشه يك سرزمين صرب نشين بوده است. در قرن ۱۴ ميلادى، كوزوو مركز امپراتورى صرب ها محسوب مى شد تا اين كه در سال ۱۳۸۹ ميلادى با تسلط نيروهاى امپراتورى عثمانى براين منطقه، امپراتورى مقتدر صرب، قدرت خود را بر سرزمين كوزوو از دست داد.
در همين سال بود كه شاهزاده صرب به نام «شاه لازار» براى بيرون كردن امپراتورى  عثمانى در راس نيرويى متشكل از صرب ها، كروات ها و آلبانيايى تبارها در برابر ارتش قدرتمند امپراتورى عثمانى به جنگ بزرگ و خونينى پرداخت كه در تاريخ به نام «نبرد كوزوو» به ثبت رسيده است. اين جنگ گرچه با شكست نيروهاى شاه لازار كه يكى از حكمرانان بزرگ و شجاع صربستان به شمار مى رفت همراه بود، اما از وى در تاريخ صربستان و بالكان به عنوان يك قهرمان ملى ياد مى شود كه توانست خسارات زيادى براى امپراتورى عثمانى به بار آورد. صحبت از ايجاد كشورى به نام آلبانى، در سال ۱۸۷۸ ميلادى در كنگره برلين مطرح شد و در كنفرانس لندن در سال ۱۹۱۲ رسما به عنوان يك كشور مستقل در جهان مورد تاييد قرار گرفت. اين موضوع را شايد بتوان نقطه شروع بحرا ن هاى كنونى در كوزوو و درگيرى ميان صرب ها و آلبانيايى  تبارها در اين منطقه از بالكان تلقى كرد. اين اجلاس كه درپى دومين جنگ بالكان در قرن بيستم تشكيل شد، به نوعى پايان بخش حضور نيروهاى امپراتورى عثمانى در بالكان بود. در اين اجلاس سرزمين هاى آلبانيايى نشين به گونه اى ميان آلبانى و صربستان تقسيم شد. از گذشته هاى دور، دولت صربستان و بلگراد همواره كوزوو را بخشى از اين كشور مى دانسته اند و در مقابل، آلبانيايى  تبارهاى كوزوو اين استان را بخش جدا شده اى از مليت آلبانى تلقى مى كرده اند. كوزوو به دليل ساختار جغرافيايى، قومى، ملى و ژئوپلتيكى، ويژگى خاصى به موقعيت استراتژيك بالكان داده است. احساسات ملى گرايى شديد در ميان ملت صرب و ملى گرايى افراطى كروات ها، انديشه ايجاد بلغارستان بزرگ و يا آلبانى بزرگ از جمله عوامل تاثيرگذار و نقش آفرين در به وجود آوردن بحران هاى اين منطقه از جمله ايده صربستان بزرگ در بالكان بوده است. الحاق كوزوو به صربستان در سال ۱۹۱۳ و تشكيل نظام سلطنتى مشترك صرب ها، كروات ها و اسلاوها سبب خشم آلبانيايى  تبارها شد. تنها پنج سال پس از تاسيس نظام سلطنتى يعنى در سال ،۱۹۱۸ درگيرى هاى قومى صرب ها و آلبانيايى  تبارهاى كوزوو آغاز شد. با ناديده گرفتن حقوق آلبانيايى تبارها كوزوو ازسوى حكومت مركزى صربستان و انتظارات آلبانيايى تبارها براى حاكميت بر اين استان، درگيرى ها و اختلافات ميان صرب ها و آلبانيايى تبارهاى كوزوو عميق تر شد. حكومت سلطنتى صرب  ها، كروات ها و اسلاوها كه داراى خصوصيات مشترك فرهنگى و اجتماعى مى باشند، حق آموزش و داشتن مطبوعات به زبان آلبانيايى را از ساكنان آلبانيايى تبار كوزوو گرفتند. ادامه سياست هاى خصمانه حكومت سلطنتى صرب ها عليه آلبانيايى تبارهاى كوزوو منجر به بروز احساسات شديد ميان قوم آلبانيايى تبار عليه صرب  ها شد. پس از حمله آلمان نازى و ايتاليا به صربستان در سال ۱۹۴۱ و سقوط رژيم سلطنتى صربستان در همين سال، آلبانيايى تبارهاى كوزوو به كشور آلبانى پيوستند كه در آن زمان در اشغال نيروهاى ايتاليايى قرار داشت. درپى وقوع جنگ جهانى دوم، حزب كمونيست يوگسلاوى به رهبرى «تيتو» در نشست محرمانه اى با مقامات آلبانى در يونان در دسامبر ،۱۹۴۳ درخصوص استراتژى و برنامه هاى معينى به توافق رسيد.
حزب كمونيست يوگسلاوى متعهد شد كه آلبانيايى تبارهاى كوزوو را در صف مبارزان پارتيزان كه عليه نيروهاى نازى و ايتاليايى مبارزه مى كرده اند بپذيرد و فدراسيونى از كشورهاى مختلف بالكان از جمله آلبانى و بلغارستان تشكيل دهد. يوگسلاوى در سال ۱۹۴۵ كه در اشغال نيروهاى اروپايى بود به وسيله پارتيزان هاى مارشال تيتو آزاد شد. تيتو كه تلاش مى كرد منازعات منطقه بالكان را به گونه اى تفاهم آميز حل و فصل كند، در سال ۱۹۴۶ به صورت رسمى «جمهورى فدراتيو سوسياليستى يوگسلاوى» متشكل از ۶ جمهورى و ۲ استان خود مختار را تاسيس كرد و خود در راس آن قرار گرفت. ۶ جمهورى شامل صربستان، اسلوونى، بوسنى و هرزگوين، مقدونيه، كرواسى و مونته نگرو و دو استان خودمختار نيز شامل «ووى وودينا» در شمال و «كوزوو» در جنوب بود. تمامى جمهورى هاى يوگسلاوى سابق در دوران جنگ هاى بالكان در دهه ۱۹۹۰ و پس از آن به استقلال رسيدند كه آخرين آن ها مونته نگرو بود. تحليلگران سياسى معتقدند كه جدا شدن استان كوزوو از صربستان و استقلال آن، مرحله اى ديگر ازفروپاشى يوگسلاوى سابق است. براساس طرح هاى گذشته قرار بود آلبانى به همراه كوزوو به يكى از بخش هاى جمهورى فدراتيو سوسياليستى يوگسلاوى بدل شود اما اين امر عملى نشد. دولت مركزى يوگسلاوى نيز در آن زمان نگران وضعيت استان كوزوو در جمهورى صربستان بود و از حركت هاى جدايى طلبانه در اين استان كه در حال گسترش بود ابراز نگرانى مى كرد. اين نگرانى به ويژه پس از تيرگى روابط تيتو و استالين رهبران يوگسلاوى و شوروى سابق در سال ۱۹۴۸ به اوج خود رسيد. «انور خوجه» رهبر آن زمان آلبانى با استفاده از تيرگى روابط بلگراد و مسكو توانست خود را از قيد يوگسلاوى رها كند و به اين ترتيب طرح تشكيل فدراسيون بزرگ بالكان براى هميشه به فراموشى سپرده شد.
آلبانى تبارهاى كوزوو از سال ۱۹۶۸ به بعد، به گونه اى خواستار اختيارات بيشترى براى اداره اين منطقه از صربستان و تمركززدايى بيشتر شدند. آن ها در آن زمان اصرار داشتند كه كوزوو بايد به صورت جمهورى مستقل در نظام فدراسيون يوگسلاوى سابق همانند ۶ جمهورى ديگر به رسميت شناخته شود. تداوم مبارزات آلبانى تباراى كوزوو براى دستيابى به جمهورى مستقل موجب شد كه پارلمان محلى اين استان در سال ۱۹۸۹ با تصويب بيانيه اى جمهورى مستقل كوزوو را اعلام كند. در واكنش به اين اقدام، پارلمان صربستان سه روز بعد بيانيه پارلمان كوزوو مبنى بر استقلال اين استان را باطل و غيرقانونى اعلام كرد. پس از اين رخداد سياسى، نمايندگان پارلمان كوزوو قانون اساسى جديدى را براى نظام سياسى خود يعنى جمهورى كوزوو به تصويب رساندند. پارلمان صربستان نيز سه هفته پس از اين ماجرا، قانون جديد صربستان را به تصويب رساند كه براساس آن خود مختارى كوزوو باطل اعلام شد و يك خودمختارى محدود در چارچوب قانون اساسى جديد صربستان براى كوزوو در نظر گرفته شد كه با مخالفت رهبران سياسى و دولتى كوزوو مواجهه گشت. اين اقدام، آغازى ديگر براى بحرانى تر شدن وضعيت سياسى در كوزوو و حكومت مركزى در صربستان بود. آلبانى تبارهاى كوزوو در آن زمان تصميم گرفتند كه تمامى انتخابات محلى، پارلمانى و رياست جمهورى در سطح جمهورى صربستان و دولت فدرال يوگسلاوى سابق را تحريم كنند. احزاب آلبانى تبار كوزوو در ژوئن ۱۹۹۲ به رغم مخالفت بلگراد، انتخابات رياست جمهورى و پارلمانى را در استان خود مختار جنوب صربستان برگزار كردند. اگرچه اين اقدام در تضاد با ديدگاه بلگراد محسوب مى شد اما كميسيون انتخابات محلى در كوزوو براساس نتيجه انتخابات رياست جمهورى، «ابراهيم روگووا» رهبر بزرگترين حزب سياسى در كوزوو را با كسب ۹۰ درصد آراى راى دهندگان به عنوان رييس جمهورى منتخب استان كوزوو معرفى كرد. به رغم مخالفت صربستان با روگووا و عدم شناسايى رسمى او به عنوان رييس جمهورى كوزوو از سوى دولت بلگراد، رژيم بلگراد در بمباران صربستان توسط ناتو در سال ۱۹۹۹ كه ۷۸ روز طول كشيد، با وى به عنوان تنها نماينده قانونى كوزوو براى دست يافتن به تفاهمى ميان صرب ها و آلبانى تبارها مذاكره كرد.
روگووا در نخستين مراحل مذاكرات كوزوو و صربستان كه با ميانجى گرى  جامعه بين الملل همراه بود، به علت بيمارى درگذشت و در يك انتخابات دموكراتيك «فاتميرسيديو» به رياست جمهورى كوزوو برگزيده شد. سيديو در نوامبر سال گذشته ميلادى براى دومين بار به عنوان رييس جمهورى كوزوو برگزيده شد.
كوزووى غنى
در سال هاى بعداز جنگ جهانى دوم، بخش هاى كشاورزى و صنعتى در كوزوو رونق گرفت. براساس تحقيقات زمين شناسى، در كوزوو بزرگترين ذخاير معدنى مناطق جنوب شرق اروپا قرار دارد. معدن «تربچا» در شمال «پريشتينا» مركز كوزوو، يكى از معادن غنى اين استان محسوب مى شود كه پس از جنگ جهانى دوم به يكى از بزرگترين منابع تامين كننده سرب و روى در اروپا تبديل شد. از ديگر منابع طبيعى موجود در كوزوو مى توان به معادن بوكسيت، كروم، مس، سنگ آهن و معادن عظيم زغال سنگ اشاره كرد. براساس آمار و ارقام رسمى، ذخاير عظيم زغال سنگ كوزوو بيش از ۶ ميليون تن برآورد شده است. گفته مى شود نازى هاى آلمان در آن زمان به ذخاير سرشار معدن در كوزوو چشم داشتند. در سال ۱۹۴۱ كه هيتلر اين منطقه از بالكان را فتح كرد، به هم پيمانان خود گفته بود كه معدن تربچا در كوزوو و ديگر معادن نزديك به آن، سهميه كشور آلمان است. در حال حاضر نيز كه اكثر نيروگاه هاى برق در كشورهاى حوزه بالكان را نيروگاه هاى حرارتى تشكيل مى دهد، معادن زغال سنگ كوزوو با داشتن ظرفيت بالا، اهميت خاصى براى توليد انرژى برق دارد. به همين دليل استقلال كوزوو براى صربستان كه داراى چندين نيروگاه بزرگ حرارتى است، از لحاظ اقتصادى زيان آور است. كوزوو در طول تاريخ از لحاظ استراتژيكى و به دليل داشتن موقعيت خاص جغرافيايى و داشتن معدن هاى متعدد، هميشه محل نزاع قدرت هاى بزرگ بوده است. برخى از تاريخ دانان به دليل عبور حجم عظيم از واردات و صادرات امپراتورى عثمانى از اين منطقه از كوزوو به عنوان «هنگ كنگ» بالكان ياد كرده اند. كوزوو با داشتن كليساهاى قديمى و آثار كهن تاريخى، از اهميت فراوانى براى صرب ها برخوردار است و آنان كوزوو را مهد تمدن و فرهنگ كهن خود مى دانند. اين استان پس از بمباران ۷۸ روزه نيروهاى ناتو در سال ،۱۹۹۹ تحت قيموميت سازمان ملل قرار گرفت. بعد از گذشت ۸ سال از ورود هيات سازمان ملل به كوزوو، طرح ورود يك هيات غيرنظامى دو هزار نفرى اتحاديه اروپا براى استقرار در اين منطقه به جاى نيروهاى سازمان ملل آغاز شده است. استقلال كوزوو در حالى چند روز قبل به طور يكجانبه از سوى مقامات آن اعلام شد كه مقامات صربستان بارها گفته اند استقلال كوزوو از سوى نهادهاى اجرايى اين كشور غيرقابل قبول و باطل است و هرگز هيچ مقام و نهادى در صربستان، استقلال كوزوو را به رسميت نمى شناسد. دولت صربستان اخيرا باتصويب سندى، پيشاپيش تصميم احتمالى نهادهاى حكومت موقت استان خودمختار و جدايى طلب كوزوو براى استقلال را باطل اعلام كرده بود. اين در حالى است كه «هاشم تاچى» نخست وزير كوزوو اخيرا اعلام كرده بود يكصد كشور جهان نسبت به استقلال كوزوو نظر مساعد دارند.
پيامدهاى اعلام استقلال
حل مناقشه كوزوو يك محك مهم براى نشان دادن انسجام و يكپارچگى اتحاديه اروپاست كه در اين سناريو نقش مهمى را بازى مى كند.اتحاديه اروپا و امريكا نسبت به استقلال كوزوو ابراز تمايل كرده اند اما روسيه كه حامى صربستان محسوب مى شود خواستار بازگرداندن اين استان به صربستان شده و هشدار داده كه استقلال كوزوو، منطقه را در سراشيبى لغزنده اى قرار خواهد داد. ترديدى نيست كه مساله كوزوو موجب افزايش تنش موجود در روابط روسيه و غرب خواهد شد. به رسميت شناخته شدن استقلال كوزوو از سوى امريكا و كشورهاى مهم اروپايى، در حقيقت تهديدى براى اين اصل قبول شده بين المللى در دوره پس از جنگ جهانى دوم است كه مرزهاى يك كشور مستقل را تنها با موافقت اكثريت شهروندان آن كشور مى توان تغيير داد. البته ديپلمات هاى غربى، تاكيد مى كنند كه كوزوو يك مورد منحصر به فرد است و مسبوق به هيچ سابقه اى نيست.
اما روسيه اين استدلال را نمى پذيرد. روس ها نگرانند كه استقلال كوزوو پيش زمينه اى شود براى ساير مناقشات در مناطقى كه جزو اقمار شوروى سابق محسوب مى شوند.
مناقشاتى كه تاكنون مانند آتش زيرخاكستر بوده اند. روسيه گفته است با استقلال كوزوو ممكن است آبخازيا و اوستياى جنوبى- دو منطقه گرجستان كه رابطه خود را با گرجستان قطع كرده اند- نيز از كوزوو تبعيت كنند. البته بسيارى از كشورهاى اتحاديه اروپا و پيمان ناتو به خصوص كشورهايى كه داراى اقليت هاى ملى يا بومى قابل توجهى هستند كه در داخل خود احساس آرامش نمى كنند نيز با موضوع استقلال كوزوو راحت كنار نمى آيند. تعدادى از اين كشورها، با اين مساله كه اتحاديه اروپا نقش مهمى در دوره انتقالى كوزوو داشته باشد موافقند. آگاهان مى گويند چنين موافقتى براى اين كه اين منطقه قابل انفجار، دوباره صحنه هرج و مرج نشود لازم است.
ديپلمات هاى اروپايى اميدوار بودند اعلام استقلال كوزوو تا اواخر سال جارى ميلادى به تعويق بيفتد اما با توجه به اين كه روسيه در حال حاضر فشارهاى ديپلماتيك خود را افزايش داده، روشن است كه مساله كوزوو پيامدهايى خواهد داشت كه از منطقه بالكان فراتر خواهد رفت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |