سه شنبه ۲۰ فروردين ۱۳۸۷
- ۸ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۵۷
سلامت
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
سلامت
زندگى
آرشيو
تماس با ما
سير صعودى هپاتيت C در كشور نگران كننده است
معاون مركز مديريت بيمارى هاى وزارت بهداشت از سير صعودى هپاتيت Cخبر داد و گفت: بر خلاف هپاتيت B، شيوع هپاتيت C نگران كننده است. دكتر عبدالرضا استقامتى افزود: چون هپاتيت C واكسن ندارد، به همين دليل امكان پيشگيرى از آن وجود ندارد، ولى درمان دارويى دارد. وى در عين حال از روند رو به كاهش هپاتيت B به دليل اجراى طرح ملى واكسيناسيون در كشور خبر داد و گفت: هپاتيت C بيشتر كبد را تخريب مى كند كه بعضا فرد مبتلا نيازمند پيوند كبد مى شود. معاون مركز مديريت بيماريهاى وزارت بهداشت در خصوص هپاتيت E و نگرانى كه از بابت شيوع اين ويروس وجود دارد، افزود: اين ويروس در حدى نيست كه بخواهد نگرانى داشته باشد چون فقط زنان باردار را درگير مى كند. استقامتى در ارتباط با وضعيت شيوع هپاتيت B در كشور گفت: شيوع اين ويروس از ۳ درصد به زير ۲ درصد رسيده كه اين موضوع نتيجه ۱۴ سال واكسيناسيون نوزادان و گروه هاى پرخطر بوده است.
تاثير برنامه ريزى هاى غلط در افزايش تروما
عضو هيات علمى مركز تحقيقات تروما با اشاره به دخيل بودن نهادهاى مختلف در بحث تروما گفت: تروما يك مساله بين بخشى است اما ايجاد هماهنگى و اتحاد بين بخش ها كارى دشوار است و به رهبرى و مديريتى نياز دارد كه در كشور موجود نيست. دكتر سهيل سعادت، عضو هيات علمى مركز تحقيقات تروما و پژوهش هاى جراحى دانشگاه علوم پزشكى تهران گفت: مديريت تروما بايد در سطح رياست جمهورى باشد، در غيراين صورت مشكلات همچنان تداوم خواهد داشت. اين عضو هيات علمى دانشگاه علوم پزشكى تهران، ناهماهنگى ميان بخش هاى مختلف را از مشكلات مديريتى دانست و اظهار داشت: برنامه ريزى و سازماندهى، برخى تسهيلات تروما را افزايش مى دهد. به طور مثال، تسهيل شرايط خريد موتور سيكلت، دسترسى افراد به اين وسيله پرخطر را افزايش داده است. دكتر سعادت افزود: هيچ كس در كشور براى ايجاد ايدز برنامه ريزى نمى كند اما تروما گاه در پى برنامه ريزى هاى غلط ايجاد مى شود. به عنوان مثال، بديهى است كه با افزايش تعداد موتورسيكلت ها، ميزان تروما نيز بيشتر شود. وى در پايان وجود چنين شكاف هايى در نحوه مديريت تروما را مشكل آفرين خواند و خاطرنشان كرد: آنچه در مديريت تروما حائز اهميت است، رهبرى و اراده ملى است كه در برنامه هاى عملياتى مديريتى تروما تجلى مى يابند.
ضوابط و مقررات جديد واردات مواد اوليه دارويى
به استناد به ماده ۳۷ آيين نامه ساخت و ورود دارو، مصوب چهارم شهريور ۱۳۷۴ موضوع ماده ۲۴ قانون و مقررات امور پزشكى و دارويى و مواد خوردنى و آشاميدنى مصوب ۱۳۳۴ و قانون تشكيلات و وظايف وزارت بهداشت، واردات مواد اوليه (موثره - جانبى) و ملزومات بسته بندى دارويى (بر حسب سفارش كارخانجات داروسازى و يا واردات بالك) بايد با موافقت قبلى وزارت بهداشت، صورت گيرد. به موجب ماده ۱ ضوابط و مقررات جديد واردات مواداوليه دارويى وزارت بهداشت،هر شخصيت حقوقى مى تواند پس از اخذ مجوز از اداره كل نظارت بر امور دارو و مواد مخدر به واردات مواد اوليه دارويى اقدام كند. در تبصره اين ماده هم آمده است: شركت هايى كه مواد اوليه دارويى وارداتى را در خطوط توليد خود استفاده نمى كنند و يا داراى خط توليد نيستند، بايد گزارش دقيق واردات و فروش خود را هر ماه به صورت كتبى به اداره كل نظارت بر امور دارو اعلام كنند. به موجب ماده ۲ اين مقررات، ارايه درخواست كتبى واردات به انضمام تصوير كارت بازرگانى، اساسنامه و آخرين تغييرات روزنامه رسمى شركت، ارايه برگ نمايندگى با تاييد سفارت جمهورى اسلامى ايران در كشور مبدا مبنى بر تاييد مدارك و مشخصات و زمينه فعاليت شركت سازنده مواد اوليه كه تاريخ صدور و انقضاء نمايندگى و نام مواد اوليه مورد نظر از مدارك ضرورى براى بررسى صلاحيت متقاضى محسوب مى شود. همچنين در تبصره اين ماده ذكر شده است: چنانچه نمايندگى از دفاتر منطقه اى صادر شود بايد نامه رسمى شركت سازنده با تائيد سفارت جمهورى اسلامى ايران در كشور مبدا مبنى بر تفويض اختيارات به آن دفاتر نيز ارايه شود. براساس ماده ۳ ضوابط و مقررات جديد واردات مواد اوليه دارويى وزارت بهداشت، پس از بررسى مدارك فوق موضوع در كميسيون قانونى تشخيص (صلاحيت ساخت و ورود دارو) مطرح و پس از تصويب، موافقت اصولى براى واردات مواد اوليه توسط اداره كل نظارت بر امور دارو و مواد مخدر صادر مى شود. در تبصره ۱ اين ماده بر اين كه شركت هاى داروسازى كه داراى پروانه ساخت دارو هستند مجاز به واردات مواد اوليه دارويى مورد نياز خود طبق ضوابط باشند تاكيد شده و در تبصره ۲ نيز مدت اعتبار موافقت اصولى را ۶ ماه عنوان كرده و آمده است كه در صورت انقضاء بنا به درخواست متقاضى و تاييد اداره كل نظارت بر امور دارو و مواد مخدر قابل تمديد بوده و درصورت عدم ارايه مدارك لازم، ابطال خواهد شد. به موجب ماده ،۴ صدور موافقت اصولى به منزله شروع به واردات مواد اوليه نبوده و صدور مجوز فعاليت منوط به تحويل مدارك ثبت نمايندگى در وزارت بازرگانى، ارايه گواهى مصرف و گواهى
MP G خط توليد ماده اوليه از كشور مبدا و مراجع معتبر بين المللى مانند DA F يا MEA E، معرفى يك دكتر داروساز واجد شرايط به عنوان مسئول فنى، معرفى انبار واجد شرايط مطابق با ضوابط اداره كل نظارت بر امور دارو و مواد مخدر از سوى متقاضيانى كه قصد واردات مواد اوليه به صورت بالك دارند و ارائه گزارش بازديد MP G توسط كارشناسان اداره كل نظارت بر امور دارو و مواد و يا شركت هاى داروسازى از خط توليد مواد اوليه مورد نظر حسب تشخيص كميسيون قانونى ساخت و ورود، ارسال وMF D وMF S خط توليد مواد اوليه مورد نظر به اداره كل نظارت بر امور دارو و مواد مخدر و ارايه فيش بانكى مربوط به پرداخت هزينه ثبت هر قلم ماده اوليه به اين اداره كل الزامى است. همچنين در ماده ۵ آن آمده است: پس از تكميل مدارك فوق الذكر، اداره كل نظارت بر امور دارو مبادرت به صدور مجوز فعاليت براى متقاضى مى كند كه اعتبار اين مجوز به مدت يكساله است و در صورت تاييد عملكرد طى اين مدت براى ۲ سال ديگر قابل تمديد خواهد بود. در ماده ۶ اين ضوابط و مقررات با بيان اين كه پس از واردات اولين محموله، وارد كننده مكلف است مراتب را كتبا اعلام تا كارشناسان اداره كل نظارت بر امور دارو و مواد مخدر از انبار شركت وارد كننده يا كارخانه داروسازى نمونه بردارى و به اداره كل آزمايشگاههاى كنترل غذا و دارو ارسال كند در ماده ۷ نيز تاكيد شده است كه در صورت مشاهده هر گونه تخلف توسط متقاضى نظير ورود محموله فاقد كيفيت و يا استفاده از مواد غير مجاز در توليد و يا عدم انجام تعهدات موضوع به منظور رسيدگى به كميسيون قانونى تشخيص (صلاحيت ساخت و ورود دارو) ارجاع و حسب مورد از جمله لغو موافقت اصولى و يا مجوز فعاليت اتخاذ تصميم خواهد شد. به موجب ماده ۸ اين مقررات هم متقاضى متعهد مى شود چنانچه محموله غير قابل مصرف و قابل جايگزينى نباشد، با نظارت اداره كل نظارت برامور دارو و مواد مخدر امحا مى شود. همچنين براساس ماده ۹ آن توليدكنندگان مواد اوليه دارويى حق واردات مواد اوليه موثره و غير موثره را ندارند. گفتنى است، اين ضوابط و مقررات در ۹ ماده و ۲ تبصره در تاريخ بيستم دى ماه ۸۶ به تصويب رسيد.
رابطه فشار خون با مصرف ويتامين D
تحقيقات اخير نشان مى دهد كه سطح پايين ويتامين D در خون، ممكن است با افزايش فشار خون در افراد سفيد پوست مرتبط باشد كه اين مساله نيز منجر به افزايش خطر هايپرتشن يا فشار خون بالا كه نياز به درمان را بيشتر مى كند اما اين ارتباط در افراد سياه پوست ديده نشده است.
دكترتانگپريچا و همكارانش از دانشگاه علوم پزشكى رامورى آتلانتا به بررسى ارتباط فشار خون سيستوليك
( بالاترين مقدار فشار خونى كه در هنگام انقباض ماهيچه قلب وجود دارد) و سطح ويتامين D در ميان هفت هزار و ۶۹۹ نفر كه فاقد فشار خون بالا بودند پرداختند. در اين تحقيق ۴۷ درصد اين افراد مرد، ۶۱ درصد سفيد پوست و ۳۹ درصد سياه پوست بودند.
بررسى ها در اين مطالعه نشان داد كه ۶۱ درصد افراد سفيد پوست و ۹۲ درصد افراد سياه پوست با كمبود ويتامين مواجه بودند.
حدود ۶۳ درصد اين افراد كه فشار خون سيستوليك و سطح ويتامين آنها اندازه گيرى شد افراد ۱۸ تا ۴۹ ساله و ۳۷ درصد آنها ۵۰ ساله و بالاتر بودند.
اين محققان متوجه شدند افراد سفيد پوستى كه به ميزان كافى ويتامين داشتند تا حدود ۲۰ درصد كمتر از سايرين با افزايش فشار خون سيستوليك مواجه مى شوند ولى اين ارتباط در افراد سياه پوست ديده نشد.
دكتر تانگپريچا افزود: اين مطالعه تاثير ويتامين D را در كاهش يا افزايش فشار خون تاييد نمى كند و مطالعات بيشتر در خصوص چگونگى ارتباط سطح ويتامين و فشار خون در افراد سياه پوست يا سفيد پوست مورد نياز است.
مضرات نان براى كليه
تحقيقات نشان مى دهد كه مصرف بيش از حد نان مى تواند براى سلامت كليه ها مضر باشد.
محققان در بررسى هاى خود دريافتند افرادى كه از مقادير زياد نان در برنامه غذايى خود استفاده مى كنند علاوه بر فشار به كليه، بيشتر در معرض ابتلا به سرطان هستند.
كارشناسان ۷۶۷ نفر زن و مرد ۲۴ تا ۷۹ سال را مورد بررسى قرار داده و مقدار اندكى نان دراختيار گروه اول و مقدار زيادى نان نيز در اختيار گروه دوم قرار دادند.
نتيجه اينكه افرادى كه نان اندك يا متوسط مصرف كرده بودند در مقايسه با گروه دوم از كليه هاى
سالم ترى برخوردار بودند و آنهايى كه خيلى نان مى خوردند مشكلات كليوى بيشترى داشتند.
بنابرهمين گزارش، حتى در مواردى مصرف بيش از حد نان موجب بروز تومور هاى بدخيم سرطانى نيز مى شود.
لازم به ذكر است، مصرف متعادل نان به توصيه كارشناسان براى هر نفر ۱۲ قسمت نان در هفته است و مصرف بيش از حد نيز ۲۹ قسمت در هفته ارزيابى شده است و در مورد هر قسمت نان نيز توصيه مى شود كه وزن آن تكه نان در حدود ۵۰ گرم معادل با ۷‎/۱ انس مى باشد. مشاهده شده افرادى كه به طور كلى بيشتر مواد غذايى مورد نياز خود را از طريق نان، برنج و ماكارونى تامين مى كنند بيشتر در معرض ابتلا به سرطان هستند و استفاده متعادل از هرم غذايى و مصرف ميوه و سبزيجات به همراه پروتئين در كنار نان و برنج نيز احتمال مشكلات و عوارض و حتى سرطان كليه را تا حد قابل ملاحظه اى كاهش مى دهد.
سندرم مقاومت به انسولين چيست؟
انسولين هورمونى است كه به گلوكز موجود در گردش خون (قند خون) كمك مى كند تا به بافت هاى بدن وارد شده و در آن جا براى تبديل شدن به انرژى ذخيره شود.
انسولين در واكنش مستقيم به افزايش ميزان گلوكز در خون و از غده پانكراس ترشح مى شود.
اگر ميزان طبيعى انسولين نتواند سطح گلوكز خون را كاهش دهد و آن را در بافت ها ذخيره كند تا بعدها به صورت انرژى در بدن آزاد شود، غده پانكراس انسولين بيشترى ترشح مى كند. اگر چه در برخى از افراد اين ترفند كارآيى دارد اما در برخى ديگر اين ميزان اضافى انسولين باز هم قادر نيست گلوكز را به بافت ها وارد كرده و براى تبديل شدن به شكل انرژى در آنها ذخيره كند.
به اين ترتيب اين افراد همزمان هم گلوكز و هم انسولين بالايى در خونشان دارند. هنگامى كه براى ذخيره گلوكز خون در بافت ها مقادير بالايى از انسولين لازم است، حالتى به نام مقاومت به انسولين ايجاد مى شود. مقاومت به انسولين بخشى از گروهى از ناراحتى هاى پزشكى است كه اغلب با هم و در بيمارى به نام سندرم مقاومت به انسولين يا سندرم متابوليك X ديده مى شود.
اين بيماران اغلب كلسترول بالا و فشار خون بالايى نيز دارند و خطر بروز ديابت نوع دوم در اين افراد بالا است. در حال حاضر هيچ آزمايشى براى تشخيص مقاومت به انسولين وجود ندارد.
در خانواده بسيارى از بيماران مقاوم به انسولين، افرادى مبتلا به ديابت وجود دارند. اين افراد اغلب چاق بوده يا اضافه وزن دارند و به طور منظم ورزش نمى كنند. در حال حاضر، هيچ درمان دارويى توصيه شده اى براى مقاومت به انسولين وجود ندارد.
بيماران مبتلا به سندرم مقاومت به انسولين معمولا سال ها پيش از ابتلا به ديابت، كلسترول بالا و فشار خون بالا، به اين حالت دچار مى شوند. با كنترل وزن، ورزش كردن روزانه و رژيم غذايى سالم با چربى پايين و فيبر خوراكى بالا، بسيارى از اين بيماران مى توانند از بروز بيمارى هاى مزمن جدى اجتناب كنند.
بر اساس اين گزارش، حدود ۸۰ ميليون آمريكايى در حال حاضر در اين كشور مقاومت به انسولين دارند كه سبب بالا رفتن گلوكز خون و مقادير زياد انسولين در گردش خون مى شود. بيمارى هاى مزمن متعددى با اين بيمارى مرتبط هستند.
لازم به ذكر است كه مقاومت به انسولين وضعيتى است كه در آن حتى در صورت ترشح انسولين كافى به وسيله پانكراس، بافت ها قادر به برداشتن گلوكز از گردش خون نيستند. در نتيجه، پانكراس باز هم انسولين بيشترى ترشح مى كند تا با گلوكز بالاى خون مقابله كند. بنابراين در سيستم گردش خون يك فرد مبتلا به مقاومت به انسولين، سطوح انسولين و گلوكز افزايش پيدا مى كند.
هيچ علايم خاصى در افراد مبتلا به مقاومت به انسولين وجود ندارد. هر چند، بيمارى هاى مزمن متعددى وجود دارند كه با مقاومت به انسولين در ارتباطند. اين بيمارى ها عبارت از ديابت نوع دوم، هايپرليپيدمى، فشارخون بالا و عارضه تصلب شرايين هستند.
ديابت نوع دوم به وضوح با سطوح بالاى انسولين در ارتباط است. پس از سال ها بالا بودن سطوح انسولين كه به منظور كمك به كنترل گلوكز بالاى خون ترشح مى شود در نهايت پانكراس ديگر نمى تواند انسولين مورد نياز را تامين كند. گلوكز خون شروع به بالا رفتن مى كند كه به بروز اين نوع ديابت منجر مى شود.
هايپرليپيدمى به معنى پايين بودن كلسترول خوب و افزايش ميزان كلسترول بد و ترى گليسيريد بالا است كه نتايج آزمايشگاهى معمول در فرد مبتلا به ديابت نوع دوم هستند.
فشار خون بالا با مقاومت به انسولين ارتباط دارد اما مشخص نيست كه چگونه سطوح بالاى انسولين بر فشارخون تاثير مى گذارد.
همچنين پژوهشگران معتقدند كه ارتباطى قوى بين مقاومت به انسولين و تصلب شرائين وجود دارد. اگرچه دانشمندان هنوز در تلاش هستند دريابند چگونه سطوح بالاى انسولين با تغييرات ايجاد شده در سرخرگ ها مرتبط است و از اين طريق مى تواند منجر به حمله قلبى يا سكته شود.
به گفته متخصصان پيشگيرى بهترين درمان براى مقاومت به انسولين و آن گروه از بيمارى هايى است كه بخشى از سندرم مقاومت به انسولين را تشكيل مى دهند.
داشتن يك شيوه زندگى سالم موثرترين نسخه براى پيشگيرى است. اين به معناى دستيابى به يك وزن سالم و ابقاء آن، ورزش كردن به مدت ۳۰ دقيقه در روز يا بيشتر و داشتن يك رژيم غذايى غنى از فيبر و با محتواى پايين چربى است.
ورزش و كاهش وزن حقيقتا به بافت ها كمك مى كنند تا به نحو موثرترى به انسولين پاس دهند. فيبر نيز مهم است چرا كه افزايش فيبر رژيم غذايى سطوح انسولين موجود در گردش خون را كاهش مى دهد.
لازم به يادآورى است كه در حال حاضر هيچ دارويى كه اثربخشى آن در درمان مقاومت به انسولين يا پيشگيرى از بروز سندرم مقاومت به انسولين ثابت شده باشد، وجود ندارد.
چاقى عامل ايجاد وقفه تنفسى در خواب
رييس انجمن علمى پزشكى خواب ايران، چاقى را عامل مهمى در ايجاد وقفه تنفسى حين خواب دانست واختلالات آناتوميكى چون تنگى حلق، بزرگى قاعده زبان، افزايش بافت مخاطى ناحيه حلق، بزرگى لوزه ها و سيگار كشيدن را برخى از عوامل مساعد كننده ابتلا به وقفه تنفسى حين خواب عنوان كرد.
دكتر محمد فرهادى متخصص گوش، حلق، بينى و جراحى سر و گردن، در ادامه گفت: برخى اختلالات فيزيولوژيكى مانند فقدان عملكرد طبيعى عصبى عضلانى در راه هوايى از ديگر عوامل مساعد كننده ابتلا به وقفه تنفسى حين خواب است. وى گفت: مجموع دو دسته از اختلالات موجب مى شود كه راه هوايى اين افراد به محض به خواب رفتن، شل شود و به علت افزايش بافتى نيز كه به آن دچار هستند، راه هوايى به تدريج تنگ تر و در نهايت كاملا بسته مى شود. دكتر فرهادى ادامه داد: سپس فشار منفى داخل قفسه سينه بالا مى رود و لذا فرورفتگى بيشترى در بافت ها به وجود آمده و سيكل معيوبى ايجاد مى شود كه انسداد بيشترى در راه هوايى ايجاد و در نتيجه اكسيژن خون اين افراد پايين و گاز كربنيك خونشان بالا مى رود. اين استاد دانشگاه علوم پزشكى ايران، ادامه داد: گاز كربنيك خون تا آنجا بالا مى رود كه مركز تنفس اين افراد را تحريك و فرد با يك بيدارى شروع به نفس كشيدن كرده و مجددا خرخر مى كند تا اينكه دوباره يك قطع تنفس بعدى اتفاق بيفتد.
دكتر فرهادى با اين نتيجه گيرى كه افراد مذكور، مجموعه اى از اختلالات آناتوميكى و يا فيزيولوژيكى دارند، ادامه داد: ابتلا به اين اختلال هرگز به يكباره اتفاق نمى افتد و قطعا يك زمان شروع و يك فاز حادى دارد كه طى چند هفته خودش را نشان مى دهد. وى افزود: چنانچه در اين مرحله نيز، تشخيص داده نشود و به معالجه نرسد با گذشت زمان منجر به اختلالات تنفسى مزمن و مستقر مى شود.
دكتر فرهادى ادامه داد: در اين مرحله اختلال وقفه تنفسى حين خواب، عمدتا به شكل علايم بيرونى مانند علايم عصبى روانى، قلبى عروقى و يا ريوى خود را نشان مى دهد.
ايجاد حساسيت هاى پوستى با مواد شوينده
تماس زياد پوست با مواد شوينده سبب مى شود سطح پوست آسيب پذير شده و امكان ايجاد حساسيت هاى تماسى ناشى از اين مواد بيشتر شود. فرهاد ملك زاد، عضو هيات علمى دانشگاه شهيد بهشتى در رابطه با عوارض ناشى از تماس مواد شوينده با سطح پوست گفت: انواع شوينده ها داراى مواد خاصى هستند كه باعث ايجاد حالت قليايى در سطح پوست مى شوند كه اين حالت قليايى سبب آزار پوست و در نتيجه آسيب رسيدن به سطح پوست مى شود. به طور كلى پوست قدرت تحمل hp اسيدى و مواد شيميايى را ندارد. وى با اشاره به اين كه در ماه اسفند و در آستانه سال نو ميزان استفاده از مواد شوينده و رنگ بر بالا مى رود، گفت: در اين ماه به علت استفاده زياد از مواد شوينده، سطح پوست به شدت آسيب پذير شده و به حساسيت هاى تماسى ناشى از اين مواد دچار مى شود كه هر چه تماس پوست با اين مواد بيشتر باشد امكان بروز اين حساسيت ها افزايش مى يابد. ملك زاد در توضيح عوارض مواد شوينده در ارتباط با پوست گفت: استفاده از اين مواد ممكن است در پوست ايجاد حساسيت كند. همچنين خارش، خشكى پوست و پوسته پوسته شدن سطح پوست از ديگر عوارض استفاده زياد از مواد شوينده است. در موارد شديدتر با پيدايش تاول هاى كوچك، خارش شديد و ترك هاى پوستى، آزردگى پوست به حدى مى رسد كه شخص را از كار كردن باز مى دارد و پوست حتى قدرت تحمل آب معمولى را هم ندارد. وى در ادامه توصيه كرد: براى پيشگيرى از اين عوارض پيشنهاد مى شود ابتدا از دستكش نخى و سپس دستكش پلاستيكى استفاده شود. همچنين طى اين روزها كه مواد شوينده زياد به كار مى رود تا حد امكان از شستن دست ها پرهيز شود. در انجام كارهاى خشك مانند گردگيرى و غيره از دستكش نخى استفاده شود. ملك زاد در پايان گفت: ابتدا بايد از بروز عوارض ناشى از مواد شوينده پيشگيرى كرد اما در صورت بروز اين عوارض بايد به پزشك مراجعه كرد. معمولا براى بهبود پوست پمادهاى موضعى تجويز مى شود. علاوه بر آن بايد در طول روز مرتب از كرم هاى نرم كننده استفاده و پوست را چرب نگه داشت تا پوست از حالت خشكى خارج شود.
شيوع يك درصدى لكنت زبان در سنين مدرسه
رييس انجمن گفتار درمانى با اشاره به شيوع يك درصدى لكنت زبان در سنين مدرسه در جهان گفت: تك فرزندى، آپارتمان نشينى و وابستگى بيش از حد فرزندان به خانواده از جمله ريسك فاكتورهاى بروز لكنت به شمار مى روند.
اتابك وثوقى با بيان اين كه خلا بين كنش و توانش مغز يكى از دلايل ايجاد ناروانى هاى طبيعى محسوب مى شود، گفت: هر كودكى بين سنين دو تا سه سالگى دچار ناروانى طبيعى مى شود كه در برخى كودكان با شدت بالا و در برخى ديگر نيز بسيار خفيف بروز مى كند.
وى با بيان اين كه وضعيت ناروانى كودك بستگى به فرهنگ و آگاهى خانواده دارد، اظهار كرد: برخى خانواده ها بدون مديريت صحيح و با اعمال حساسيت شديد بر روى كودك، سبب بالا رفتن آگاهى كودك از ناروانى شده و در نهايت ناروانى طبيعى تبديل به ناروانى غيرطبيعى
مى شود. رييس انجمن گفتار درمانى با بيان اين كه والدين بايد از هر گونه بازخورد پرهيز كنند، اذعان داشت: براى بهبود و درمان ناروانى با توجه به رويكردهاى جديد در گفتار درمانى استفاده از داستان خوانى هاى شمرده و شعر خوانى ها در جهت افزايش دايره لغات فرد، افزايش كنش گفتارى و توانش مغزى در اين زمينه بسيار حائز اهميت است. وى تصريح كرد: چنانچه در ناروانى غيرطبيعى كه آگاهى فرد از گفتار بالا بوده، مديريت صحيح از سوى خانواده ها صورت نگيرد، ناروانى تبديل به لكنت اوليه و در نهايت در دوران دبستان به علت بازخورد گروه همسالان تبديل به لكنت پايه مى شود.
وثوقى با بيان اين كه رفتارهاى ضد انتظار جامعه، حركات بيش از تيك هاى عصبى در صورت از جمله علائم لكنت به شمار مى روند، خاطرنشان كرد: در ناروانى طبيعى اكثر كودكان واژه به خصوص هجاى اول كلمه را تكرار مى كنند.
دلسوزى و ترحم به كودك در صورت داشتن لكنت زبان، بدترين اقدام محسوب مى شود
وى با بيان اين كه دلسوزى و ترحم در صورت ايجاد لكنت در كودك بدترين اقدام محسوب مى شود، افزود: خانواده ها بايد وضعيت فرزند خود را درك كنند زيرا برخى خانواده ها از چنين عكس العمل هايى در فرزندانشان به شدت ناراحت شده و فرزند خود را تنبيه مى كنند كه به دنبال آن واكنش هاى استرس زا براى كودك به وجود مى آيد.
تنبيه كودكان دچار لكنت توسط معلمان يكى از مشكلات اساسى سيستم آموزش و پرورش است
رييس انجمن گفتار درمانى، تنبيه كودكان داراى لكنت توسط معلمان را يكى از مشكلات اساسى سيستم آموزش و پرورش دانست و يادآور شد: در بسيارى از مراجعات اين كودكان به مطب هاى گفتار درمانگرها مشاهده مى شود كه معلمان به علت عدم صراحت در گفتار، دانش آموزان را مورد تنبيه قرار مى دهند كه در نهايت تمامى اين عوامل باعث افزايش لكنت مى شود.
وى با بيان اين كه معمولا لكنت اوليه در سنين پيش دبستانى بروز مى كند، خاطرنشان كرد: مديريت خانواده در كاهش لكنت ضرورى است و والدين بايد كودكان را به گفتار درمانگر معرفى كنند اما متاسفانه در اكثر اوقات اين كودكان توسط پزشكان يا روانشناس مورد معاينه قرار
مى گيرند.
وثوقى در پايان خاطرنشان كرد: آپارتمان نشينى، تك فرزند بودن، حساسيت بيش از حد خانواده ها، گرفتن توانايى حل مساله و وابستگى فرزندان به والدين باعث ايجاد لكنت در كودكان مى شود زيرا تمامى اين عوامل تعاملات كودك را با ديگران كاهش مى دهد.
ارتباط سكته مغزى با فصول سال
شيوع سكته مغزى در برخى فصول سال بيشتر است.
پژوهشگران با درج مقاله اى در آخرين شماره نشريه پزشكى استروك اعلام كردند: احتمال ابتلا به سكته مغزى در فصل بهار بيش از ساير فصول سال است.
پژوهشگران با بررسى تعدادى فرد بالغ در ژاپن كه بين سال هاى ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۱ به سكته مغزى دچار شده بودند، متوجه شدند، احتمال ابتلا به سكته مغزى در فصل بهار حدود ۲۵ درصد بيش از تابستان است.
به گفته محققان: افزايش تدريجى فشار خون و چربى خون در طول زمستان و همچنين افزايش احتمال تشكيل لخته از جمله عللى است كه خطرابتلا به سكته مغزى را در اوايل بهار افزايش مى دهد.
لزوم مراقبت بيشتر از نوزادان نارس
نوزادان نارس تا سال ها به مراقبت پزشكى نياز دارند.
آخرين شماره نشريه پزشكى لنست (ancet l) نوشت: يك سوم نوزادانى كه بين ۲۹ تا ۳۳ هفته حاملگى متولد مى شوند، تا ۵ سالگى به مراقبت هاى ويژه پزشكى نياز دارند.
محققان با مقايسه ۴۰۰ نوزاد كه به موقع متولد شده بودند و ۱۸۰۰ نوزاد كه پيش از هفته سى و سوم حاملگى به دنيا آمده بودند متوجه شدند، زايمان زودهنگام تا مدت ها بعد نياز به مراقبت هاى پزشكى را در كودكان افزايش مى دهد.
پژوهشگران با توجه به نتايج اين تحقيق بر لزوم اجراى صحيح و مناسب مراقبت هاى دوران باردارى براى همه مادران باردار تاكيد دارند.
داروهاى گران قيمت موثرترند؟!
دانشمندان معتقدند: تاثير داروها بر بيماران تا حد زيادى به قيمت آنها بستگى دارد. پژوهشگران با انجام دادن آزمايش هايى متوجه شدند: تاثير واقعى داروها به جاى تركيب آن ها به قيمت و ارزشى كه تبليغات در مورد آنها در ذهن مصرف كنندگان ايجاد مى كند، بستگى دارد. محققان در اين مطالعه داوطلبان را به دو گروه تقسيم كردند و دو نوع دارو در اختيار آن ها قرار دادند. گروه اول داروهاى ارزانى مصرف كردندكه تبليغات زيادى در مورد آن ها انجام نمى شد و گروه دوم داروهايى مصرف كردند كه علاوه بر قيمت بالا، تبليغ وسيعى براى آن ها انجام مى شد. نتايج اين پژوهش نشان داد: گروه دوم بيشتر از گروه اول تحت تاثير مثبت دارو قرار گرفته اند كه اين از تاثير روانى تبليغات بر ذهن انسان حكايت دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |