|
|
|
بازى رفت و برگشت با امارات سرنوشت ساز شد
|
|
|
|
از ناكامى صباباترى تا آرزوهاى تيم ملى
|
|
|
|
|
|
|
بازى رفت و برگشت با امارات سرنوشت ساز شد
اين تيم ملى، يك دنيا كار مى خواهد
وحيد رسولى پس از انجام دو دور بازى در گروه پنجم انتخابى جام جهانى فوتبال ۲۰۱۰ در قاره آسيا، تكليف ايران و صعود يا عدم كاميابى اش در اين گروه تا حد بسيار زيادى در دو بازى متوالى رفت و برگشت با امارات در روزهاى ۱۷ و ۲۴ خرداد مشخص مى شود و با اين كه ظاهرا وقت زيادى تا آن زمان مانده، اما بايد از حالا براى آن دو ديدار برنامه ريزى دقيق كرد. تا اينجاى كار امارات با ۴ امتياز از حداكثر ۶ امتياز ممكن صدرنشين است، ايران و سوريه هر دو با دو امتياز( و به حكم گل هاى زده بيشتر ايران) دوم و سوم هستند و كويت فقط يك امتيازى و آخر است. شايد سوريه مغبون بزرگ گروه تا اين مقطع باشد، زيرا در حالى كه شايسته تمامى ۶ امتياز بازى هايش بوده، به يك سوم آن قناعت ورزيده است. اين تيم در حالى ۱۷ بهمن سال پيش در تهران با ايران صفر ـ صفر كرد كه اگر ضربات آخرش را بهتر مى زد و سيد مهدى رحمتى درون دروازه ايران نمى درخشيد، قطعا برنده آن ديدار مى بود و سپس ۷ فروردين ۸۷ در شرايطى در ورزشگاه عباسيون دمشق با امارات به تساوى ۱-۱ رسيد كه بر اين حريف نيز برترى محسوسى داشت، اما ضعف در گلزنى باز بلاى جانش شد. كويت كم و بيش برابر با حقش امتياز گرفته و براى امارات شايد ۳ امتياز كافى مى بود و تساوى در دمشق آن قدرها هم حق اين تيم نبود. ۲ امتياز هم براى ما زياد است اما ايران چه؟ براساس يك پيش فرض غلط و با در نظر داشتن پيشينه روشن مان عده اى مى گويند ايران سزاوار بيش از ۲ امتيازى بوده كه تا به حال كسب كرده، اما به نظر مى رسد كه اين دو امتياز هم براى ما زياد بوده و شايستگى آن را هم نداشته ايم. از يك سو در مسابقه با سوريه همان طور كه پيشتر نيز آمد، اقبال ما بلند بود كه توپ هاى خطرناك سورى ها گل نشد و از جانب ديگر در ديدار دوم مان در خاك كويت به جز ،۱۰ ۱۵ دقيقه اول كه ميدان دارى مى كرديم( و در همان ۶ دقيقه اول دو گل زديم) در ساير اوقات ميدان را به حريف سپرديم و به اتلاف وقت روى آورديم و در حالى با تساوى ۲-۲ از زمين بيرون رفتيم كه اگر ساير بخت هاى گلزنى حريف به بار مى نشست، با شكست از زمين خارج مى شديم. ما در حالى در كويت برترى مسلم را با يك تساوى لرزان عوض كرديم كه حريف بر اثر دو گل زودهنگام ما دچار شوك روانى مهيبى شده بود و حفظ پيروزى در آن لحظات و در شرايطى كه رقيب به لحاظ روحى مرده بود و در نهايت آشفتگى فكرى به سر مى برد، كمترين وظيفه ما و كارى بود كه به هيچ روى نمى شد آن را بزرگ و نشدنى شمرد. دو مدافع وسط يك شكل اما با عقب نشينى بازيكنان ما كه براى فقط نتيجه صورت گرفت و با تن دادن كادر فنى به آن وضعيت، در عمل ابتكار عمل را به حريف سپرديم و فرصت احيا را به كويت داديم و بسيار خوش اقبال بوديم كه هم حريف ما يك حرفه اى تمام عيار نبود و فاكتورهاى بخت و اقبال چندان با آن همسويى نشان نمى داد، وگرنه ما به جر دو گلى كه خورديم فرصت زدن دست كم دو سه گل مسلم ديگر را نيز به كويتى ها داديم. اشتباهات كادر فنى به عقب نشاندن تيم و قانع كردن آن منحصر نمى شد، بلكه قرار دادن دو مدافع وسط هم شكل و يك جور در تركيب ثابت از آن كارها بود كه لابد نبايد از مربيان تيم ملى يك كشور انتظار آن را داشت. هم محسن بنگر و هم سيد جلال حسينى بنا به خصايل و شرايط فيزيكى و نوع بازى شان، به درد پست استاپر(مدافع ياركوب) مى خورند و هيچ كدام ذاتا سوييپر(پوششى) نيستند و شما وقتى يك ياركوب در قلب خط دفاعى تان مى گذاريد، طبعا كنار آنها بايد يك سوييپر خوشفكر و فنى و تا حدى نرم را قرار دهيد، اما على دايى همچون بازى دوستانه نافرجام با بحرين به روش استفاده تو امان از دو مدافع استاپر قدرتى در بازى با كويت هم روى آورد و در اين ديدار هم از همين سيستم سود جست و چوب آن را هم خورد، به خصوص روى گل اول كويت كه حريف مرده را زنده كرد و دو پاس عجيب با سر و رو به عقب از جانب دو مدافع فوق به بهترين پاس گل براى مهاجم كويت كه بين حسينى و رحمتى جاگيرى كرده بود، بدل شد و رقيب را كه بر اثر دو گل زودهنگام ما مضمحل شده بود، به بازى برگرداند و صاحب خودباورى مجدد و اين ايده كرد كه مسابقه هنوز تمام نشده و همچنان فرصت وجود دارد. دير و بد دايى فقط زمانى روح احتياط را از تيم ايران گرفت كه كويت گل مساوى اش را هم (در دقيقه ۸۳) زد و در آن زمان ديگر براى تلافى از جانب ما و زدن گل سوم بسيار دير شده بود، از قضا در همان دقايق اندك پس از تساوى ۲-۲ كه ايران ناچارا از نو حمله ور شد، دفاع تيم ۱۰ نفره شده كويت چنان لرزيد كه مشخص شد اگر آن هجوم ها زودتر به جريان مى افتاد، گلزنى مجدد ما غيرقابل اجتناب مى بود و اين كه چطور دايى اين قدر دير و بد از اين موضوع سر درآورده، نيز جاى تعجب داشت. به كارگيرى وسيع جوانان در تيم ملى و نترسيدن از اين كار البته اقدام بسيار خوبى است و مهره هايى چون غلام نژاد و بيك زاده نه فقط امروز بلكه فردا را نيز در اختيار دارند، اما استراتژى نداشتن براى اين افراد و عدم بهره گيرى كامل از قابليت هاى برخى افراد مستعد مانند جبارى و معدنچى و رها كردن نيكبخت واحدى در پيشانى خط حمله به اميد اين كه دلاورى و بازى فيزيكى او حلال مشكلات باشد، هرچند گاه به گاه گل هاى فوق العاده اى مثل گل نخست ما در كويت را موجب مى شود، اما منطق و استمرارى بر آن مترتب نيست و بعضى اوقات ممكن است مثل همان آوردگاه از نتيجه مساوى فراتر نرويم. مساله ضربات آزاد در اين ديدار چيزى حدود ۱۰ ضربه آزاد در فواصلى بين ۲۵ تا ۳۰ متر از دروازه حريف نصيب مان شد، اما به ندرت ديديم كه زدن آنها به افرادى مشخص سپرده شود و هر بار يك نفر متفاوت شانس اش را روى اين ضربات مى آزمود و معلوم بود كه نقشه و استعداد خاصى پشت اين حركات و برنامه مشخصى پشتوانه اين ضربات نيست. در خط ميانى به جز حركات پا به توپ و دريبل هاى گاه موثر كريمى و بازى دفاعى و كنترلى آندرانيك تيموريان چيزى به چشم نخورد و مجتبى جبارى ديرتر از آن آمد كه مثمرثمر باشد. در سايه دو گلى كه طى اين ديدار زديم و به گل نزدن در ۶ ديدار ملى متوالى پايان بخشيديم اين باور و طرز تلقى غلط به وجود آمد كه مشكلات خط حمله ما رنگ باخته است، حال آن كه گل اول فقط محصول يك حركت فردى و غريزى استثنايى ( قيچى برگردان نيكبخت) و گل دوم نيز پى آمد اقدام عجيب دروازه بان رقيب بود كه در تعيين و تشخيص محل فرود يك ضربه آزاد بلند مرتكب بدوى ترين اشتباه شد و توپ شليك شده توسط حسينى بسيار راحت به پشت سر او فرود آمد و وارد دروازه خالى شد. اما در ساير دقايق روانى و پيگيرى و كارايى لازم و به واقع پيشرفتى در كارهاى تهاجمى ما رويت نشد كه براساس آن بپنداريم مشكل خط حمله تيم ملى رفع شده است و حالا معضل خط دفاعى نيز به آن اضافه شده كه چه در مسابقه دوستانه با بحرين و چه ديدار رسمى با كويت بسيار آسان و مفت به حريفان خود گل تقديم كرد. حرص و جوش ايران هنوز هم بختى قابل توجه براى صعود به مرحله بعدى دارد، ولى اين در درجه اول به خاطر وجود داشتن دو سهميه صعود در هر يك از گروه ها و در درجه دوم به خاطر ضعف نسبى در نزد حريفان ما است كه هيچ كدام توانايى سود جستن كامل از موقعيت هاى پرشمارى را ندارند كه بازى بى پشتوانه تيم ملى ما نصيب آنها مى كند. وگرنه تيم ما آن قدر استعداد(!) و آمادگى دارد كه اگر موازينى به جز اين حاكم بود و چنانچه فقط يك سهميه صعود وجود مى داشت، در همين مرحله حذف شود و اصلا بالا نرود تا در مرحله بعدى مقدار بيشترى حرص و جوش به فوتبالدوستان پرشمار كشور تحميل كند و افسوس ها و اما و اگرهاى جديدى را به وجود آورد. اگر ايران از دو ديدار بعدى اش ( رفت و برگشت با امارات) حتى ۴ امتياز هم بگيرد، در مسير صعود قرار خواهد گرفت و در آن صورت تساوى احتمالى در خاك سوريه و پيروزى بر كويت در تهران كار را تمام خواهد كرد، اما لازم است كادر فنى تيم ملى قبل از تمام شده دانستن كار به نيازها و مشخصه هاى فنى پرشمار اين تيم فكر و در اين خصوص تدابيرى را اتخاذ كنند وگرنه با اين تيم و اين نوع بازى به جايى نخواهيم رسيد. به واقع اين تيم ملى كه اينك مى بينيم يك دنيا كار و تلاش مى خواهد تا به اهداف مورد نظر برسد و چيزى بشود كه همگان خواهان آن هستند.
|
|
|
|
|
از ناكامى صباباترى تا آرزوهاى تيم ملى
دشوارى هاى بسكتبال در سال المپيك
ناكامى صباباترى و پتروشيمى ماهشهر در مسابقات چندى پيش بسكتبال قهرمانى باشگاه هاى غرب آسيا و بهتر بگوييم قهرمان نشدن نمايندگان ما در رقابت هايى كه خود ميزبان آن ( در ماهشهر) بوديم و اكتفاى شان به رتبه هاى دوم و سوم، يك زنگ خطر آشكار و هشدار جدى براى ورزشى بود كه قهرمانى اش در آسيا و در سطح تيم هاى ملى اين قاره در مرداد ماه ،۸۶ يكى از بزرگ ترين وقايع ورزشى سال تلقى شده و كل آن سال را ( منهاى ضايعه مرگ آيدين نيكخواه بهرامى) براى اين ورزش بسيار شيرين و گرامى ساخته بود. از آنجا كه صباباترى اوايل سال پيش قهرمان باشگاه هاى آسيا شده بود، انتظار اين بود كه در اسفند ماه ۸۶ اين تيم و يا پتروشيمى عنوان اولى غرب قاره را در مسابقاتى به واقع خانگى در ماهشهر ضميمه افتخارات ارزشمند بسكتبال ايران طى سال هاى اخير نمايند، اما تيم الرياضى لبنان با ستاره مدبر و چشمگير خود فادى الخطيب هم پتروشيمى را برد و هم در فينال صبا را با كمترين اختلاف پشت سر نهاد تا مشخص شود رقباى اصلى ما در آسيا كه اضافه بر لبنان، چين، ژاپن، كره جنوبى، قطر و در درجات پايين تر عربستان و سوريه را هم شامل مى شوند، بيدار و مترصد فرصت هستند و اگر قرار باشد دست روى دست بگذاريم و به چيزهايى كه داريم اكتفا كنيم و به فتوحات گذشته دل خوش داريم، قطعا مغلوبشان خواهيم شد. در ادامه سال جارى صبا مى تواند عنوان قهرمانى اش در بسكتبال باشگاه هاى كل آسيا را تجديد كند، ولى حتى اگر اين اتفاق بيفتد مسووليت هاى بزرگ بسكتبال و لزوم كار و تلاش مسوولان و بازيكنان آن نبايد از خاطره ها دور بماند، به خصوص كه سال المپيك شروع شده و كسب نتايجى محترمانه در آن رقابت ها از نهايت اهميت برخوردار است و كارى است كه به هيچ روى آسان نيست و يك مقدمه چينى اساسى و كار تداركاتى دقيق را مى طلبد. در غياب ما قرعه كشى مسابقات بسكتبال المپيك ۲۰۰۸ هفتم ارديبهشت در پكن صورت مى پذيرد و ۱۲ تيم حاضر در آن عرصه در قدم نخست به دو گروه شش تيمى تقسيم خواهند شد. با اين كه از ايران هم به عنوان يكى از ۱۲ كشور حاضر در اين پيكارها دعوت شده است كه در قرعه كشى حاضر باشد اما اين طور كه به نظر مى رسد فدراسيون فردى را به آنجا گسيل نخواهد كرد و مشغله برپايى اردوهاى تداركاتى تيم ملى و انجام بازى هاى دوستانه براى آن، دليل امر فوق و عدم سفر يك نماينده به پكن عنوان شده است. جالب تر اين كه در زمان قرعه كشى پيكارهاى بسكتبال المپيك در پكن هنوز ۳ تيم حاضر در آن عرصه نامشخص خواهند بود، زيرا سه سهميه واپسين و دارندگان آن با انجام آخرين تورنمنت مقدماتى المپيك( تير ماه در يونان) مشخص و معرفى خواهند شد. ولى از حالا شركت چين، اسپانيا، روسيه، ليتوانى، امريكا، آرژانتين، استراليا، آنگولا و البته ايران در پكن قطعى است و بايد ديد قرعه كشى اين تيم ها را چطور در غربال اول تقسيم و به دو قوا و دسته تقسيم خواهد كرد ولى قدر مسلم اين كه هيچ يك از گروه ها آسان نخواهد بود و در عمل فرقى نمى كند كه در كداميك قرار گيريم و يك بار ديگر اسامى فوق را مرور كنيد تا به مساله فوق پى ببريد. سفرهاى خارجى حضورى شايسته در اين مسابقات، تداركاتى بسيار جدى مى خواهد كه البته فدراسيون آن را شروع كرده است و دور جديد تمرينات ملى پوشان كه از ۱۷ فروردين داير شده و سفرهاى برون مرزى و بازى هاى دوستانه پرشمار، همه و همه قدم هايى براى تقويت تيم ملى است و سفر به ۴ كشور اروپايى و شركت در حداقل دو تورنمنت بين المللى بخش هايى از آن است و قطعا و طبعا بر تيم بسكتبال ما ا ثر مثبت و سازنده اى خواهد داشت. در ابتدا تمرينات تيم ملى با حضور ۳۰ بازيكن صورت مى پذيرد و اين برنامه به مدت حدود ۶ هفته در سالن بسكتبال مجموعه آزادى استمرار مى يابد و در آن زمان با حذف ۱۴ بسكتباليست، ۱۶ بازيكن مرحله جدى تر و نهايى آماده سازى براى المپيك بيست و نهم را به گردش در خواهند آورد. گمان مى رود ايتاليا و صربستان اولين كشورهاى پذيراى تيم ملى بسكتبال ما باشند و كرواسى و استونى نيز براى اين مهم كانديدا هستند. حضور در تورنمنت هاى بين المللى استان كوويچ و داياموند بال ديگر فعاليت هاى پيش رو براى شاگردان مستعد رايكو ترومن در سالى است كه فقط چند هفته اى از شروع آن مى گذرد. دنياى ناشناخته اگر صباباترى بايد خود را براى دفاع از عنوان قهرمانى اش در دوره جديد مسابقات جام باشگاه هاى آسيا آماده كند و در اين راه از ناكامى چندى پيش خود در رقابت هاى غرب آسيا نااميدى و هراسى را به دل راه ندهد، تيم ملى بايد بدون هيچ پشتوانه و پيشينه اى كه گوياى حضور در ادوار قبلى المپيك ها باشد، قدم به دنيايى ناشناخته بگذارد. دنيايى كه حتى حضور صرف در آن بر تجربيات بسكتبال ما در سطح بين المللى بسيار خواهد افزود.
|
|
|
|
|
فابرگاس: اميدوارم آرسنال قهرمان اروپا شود
حورا شكيبى ممتاز سسك فابرگاس كه نزديك بود در فينال اروپاى فصل گذشته، قهرمانى سال ۲۰۰۶ را با توپچى ها جشن بگيرد، عزم خود را جزم كرده تا در اين فصل جبران كند. تك گل او در مرحله يك هشتم نهايى مقابل ميلان كه به حذف روسونرى ها نيز منجر شد، اميدهاى آرسن ونگر براى صعود از مرحله يك چهارم را پررنگ تر كرده و تفنگداران لندن در صدد حذف ليورپول، حريف خود در اين مرحله هستند. پس از كسب تساوى يك - يك آرسنال مقابل ليورپول در دوررفت مرحله يك چهارم نهايى، فابرگاس ميهمان وب سايت يوفا شده و به سوالات هواداران پاسخ داد: * احساس تو پس از نواختن گل ديرهنگام مقابل ميلان و حذف اين تيم چه بود؟ آيا در رقابت هاى يورو براى اسپانيا نيز اين چنين حاضر مى شوى؟ ** من هم اميدوارم اين شيوه بازى در رقابت هاى يورو نيز تكرار شود و بتوانم با تيم ملى اسپانيا افتخارآفرين باشم. لحظه فراموش نشدنى و خارق العاده اى بود. يكى از بهترين بازى هايم مقابل ميلان را در معرض نمايش قرار دادم. خوش شانسى من از آن جهت بود كه توانستم آن گل تعيين كننده را بزنم. * از كسب كدام يك از موفقيت هايت بيش از همه رضايت دارى؟ ** اين سوال نياز به فكر كردن دارد. لحظات حساس زيادى طى دوران ورزشى ام داشته ام. انتقالم به لندن و حضور در آرسنال، نواختن اولين گل، حضورم در تيم ملى اسپانيا و … * نظرت در خصوص وضعيت خوبى كه فرناندو تورس و استيون جرارد در اين موقع از فصل دارند، چيست؟ ** اين دو ستارگانى هستند كه نياز به تعريف و تمجيد ندارند. استيو سال هاست كه در انگليس موفق عمل كرده و از مهم ترين بازيكنان براى كشورش است. يك الگوى تمام عيار. فرناندو را هم خيلى خوب مى شناسم و سرعت او در انطباق با فوتبال انگليس ابدا مرا متعجب نكرد. آمار گل هاى او را هر بازيكنى نمى تواند تكرار كند. * معمولا در اوقات فراغت چه كارهايى انجام مى دهى؟ ** بيشتر خودم را با بازى هاى كامپيوترى سرگرم مى كنم، به سينما مى روم، تلويزيون تماشا مى كنم و با دوستانم به گردش مى روم، اغلب ترجيح مى دهم كه در خانه استراحت كنم. * نقش آرسن ونگر در انتقال تو به آرسنال و پيشرفت هايت چقدر بوده است؟ ** او نقش اصلى را در دوران اخير فوتبال من ايفا كرد و من اعلام مى كنم كه به او مديون هستم. او به من اعتماد كامل داشت از همان آغاز به من فرصت داد تا خودم را بيابم و به عنوان يك فوتباليست رشد كنم. اميدوارم بتوانم روزى تمام محبت هاى ونگر را جبران كنم. دوست ندارم هيچ گاه او را نااميد كنم. * در كدام بازى بود كه متوجه شدى مى توانى در سطوح بالاتر فعاليت كنى و همه تو را تحسين كردند؟ ** در واقع ضمن حضور در رقابت هاى قهرمانى زير ۱۷ سال جهان در سال ۲۰۰۳ متوجه اين موضوع شدم و بازيكن برتر آن تورنمنت نام گرفتم و علاوه بر آن گلزن برتر معرفى شدم. تنها خاطره تلخى كه از آن تورنمنت به ياد دارم اين بود كه برزيل در فينال ما را شكست داد. * پس از آن اتفاق بدى كه براى ادواردو رخ داد، حال او چگونه است؟ ** البته مصدوميت بدى گريبان او را گرفت اما او حالا بهتر شده و خوشحال است كه هر روز به وضعيت آمادگى مطلوب نزديك تر مى شود. همه ما از مشاهده صحنه مصدوميت او به لرزه درآمديم. دوست داريم به زودى به ما ملحق شود و تنها مى توانيم اميدوار باشيم. * الگوى تو در فوتبال چه كسى است؟ ** البته زمانى كه بچه بودم بازى هاى پدرم را با دقت مشاهده مى كردم. او هميشه من و دوستانم را با خود به سر تمرينات مى برد. از كودكى در مورد فوتبال چيزهاى زيادى به من ياد داد. مادرم مى گويد كه توپ را از خودش جدا نمى كرد. پس از پدرم، تمام مربيانى كه داشتم به من كمك هاى زيادى كردند. از هر كدام از آنها مسايل زيادى را ياد گرفتم. * آرسنال به خاطر فوتبال سيال و روانى كه ارايه مى كند، شهرت دارد. آيا واقعا اين تفاهم و همكارى بين تك تك آرسنالى ها وجود دارد كه بدون هيچ گونه فكر و انديشه توپ را به همديگر پاس بدهيد؟ ** نمى دانم چرا هواداران مرتب از اينگونه سوال ها مى پرسند. آنها فكر مى كنند كه ما ضمن انجام بازى ها ريسك مى كنيم. آرسنالى ها همه به شيوه بازى همديگر عادت كرده اند و ديگر نيازى به فكر كردن راجع به پاسكارى و بقيه مسايل نيست. * وقتى ۱۰ ساله بودى با تمام قدرت فوتبال بازى مى كردى و چه زمانى توانستى مقابل بزرگ تر از خود بجنگى؟ ** اين مساله در درجه اول يك مساله ذهنى و روانى است. اگر احساس كنى كه قوى هستى مقابل هر حريفى خوب ظاهر مى شوى. تنها وقتى ۱۶ سال داشتم در انگليس پا به توپ شدم زمانى كه شايد به نظر چندان هم آماده نبودم. ۱۷ ساله بودم كه ۴۶ بازى در كارنامه ام ثبت كرده بودم و احساس مى كردم كه مى توانم مثمرثمر باشم. خوشبختانه در فوتبال تنها فاكتور فيزيك بدن نيست كه به فوتباليست كمك مى كند. وقتى هم كه ۱۰ ساله بودم با استفاده از توانايى هايم پسرهاى به مراتب بزرگ تر را شكست مى دادم. * اگر فوتباليست نمى شدى، دوست داشتى چه روالى را در زندگى طى كنى؟ ** فكر مى كنم همان كارى را كه يك پسر معمولى انجام مى داد، دنبال مى كردم. به دانشگاه مى ِفتم و يك زندگى عادى را آغاز مى نمودم و در هر زمينه اى كه تبحر پيدا مى كردم، امرار معاش نيز مى كردم. * به عنوان يك هوادار ليورپول از تو سوال مى كنم، غلبه آرسنال بر ليورپول در ليگ برتر برايت مهم تر است يا ليگ قهرمانان ؟ ** فعلا مقوله ليگ قهرمانان مقوله داغ ترى است و طبعا تعيين كننده تر نيز هست. * به نظر تو چه تيمى قهرمان اروپا مى شود؟ ** اميدوارم آرسنال حرف اول را بزند. البته حريفان سرسختى پا به مرحله يك چهارم نهايى گذاشته اند كه غلبه بر آنها چندان آسان نيست. * نظرت در مورد حضور چهار تيم انگليسى در مرحله يك چهارم نهايى اروپا چيست؟ آيا اين مساله مزيتى هم مى تواند داشته باشد؟ ** اين مساله باعث افتخار تك تك بازيكنان مشغول در ليگ برتر انگليس است و تحقق اين موضوع نشان دهنده پتانسيل بالاى فوتبال جزيره مى باشد. البته اين مساله ايرادى هم دارد و آن اين است كه طى مدت زمان كوتاهى مجددا با چهره هاى قبلى مواجه مى شويم. با اين حال ليگ برتر، برترين ليگ اروپاست.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
كشتى فرنگى بهتر از آزاد
كشتى ورزش اول كشورمون هست و درسته كه فوتبال هواداراى زيادى داره ولى كشتى به ويژه كشتى آزاد كه از ايران ريشه گرفته هم طرفداراى زيادى داره.
روزاى آخر سال ۸۶ و چند روز اول سال جديد مصادف شد با مسابقات كشتى كره جنوبى كه حكم كسب سهميه ا لمپيك رو داشت.
هم تيم كشتى آزاد و هم فرنگى به اين مسابقات اعزام شدن كه فرنگى ها انتظارات رو برآورده كردن ولى امان از آزادكارا. فرنگى كارا كه قهرمان اين دوره شدن و هاشم زاده طلا گرفت و سهميه المپيك از قبل هم كه سه تا سهميه داشتن.
مى مونه سه وزن ديگه كه تو مسابقات بعدى ان شاءالله اونارو هم مى گيرن.
اما آزادكارا عملكردشون اصلا دلچسب نبود و تنها معصومى طلا و سهميه گرفت و ۴ وزن هنوز تكليفش مشخص نيست و بايد اين سرى خودى نشون بدن كه شايد سهميه ها بيشتر بشه.
ناسلامتى يه زمانى تو كشتى حرف اول رو مى زديم اما حالا.
|
|
|
بازم كارشكنى
از اون وقتى كه يادمون مى ياد كارشكنى هاى كشورهاى مختلف سد راه ورزش ما شده كه اول خيلى نااميد شديم ولى كه يه خورده گذشت ديديم كه هيچ كشورى نمى تونه راه پيشرفت ورزش مون رو ببنده.
البته خيلى با اين رفتارها بيگانه نيستيم و خيلى ها هستن كه چشم ديدن ورزشكارامون رو ندارن و دفعه قبل كه ويزاى بوكسورهامون براى رفتن به لس آنجلس صادر نشد زياد تعجب نكرديم چون كه از امريكايى ها انتظار بهتر از اين رو نداشتيم. اين سرى نوبت به دوچرخه سوارامون رسيد كه از رفتن به بازى هاى منچستر و كسب سهميه المپيك باز بمونن.
ركابزنان ايرانى چند روزى تو آلمان اردو داشتن و قرار بود ويزاى انگليس شون هم درست بشه و تلاش كنن بلكه از اون مسابقات هم چند تا سهميه واسه پكن بگيرند كه نذاشتن.
البته فدراسيون اعتراض رسمى خودش رو اعلام كرده و با اين حساب با همون سه تا سهميه جاده كه گرفته بوديم بايد به فكر المپيك باشيم.
|
|
|
انتظار بيشتر از فدراسيون فوتبال
از تيم ملى مردان كه خدا رو شكر هيچ كم و كسرى ندارن و به اندازه كافى لى لى به لالاشون مى ذارن ولى از پس بحرين هم بر نمى يان و خدا مى دونه كه مى تونيم از گروهمون صعود كنيم يا نه.
با اينكه نتايج درخشانى نگرفتن ولى كسى چيزى نمى گه اما حالا كه تيم ملى بانوان از مقدماتى جام ملت هاى آسيا برگشتن تا دلتون بخواد انتقاد مى شه.
خب هر كى نظر خودش رو داره ما هم نظر خودمون رو مى گيم.
تيمى كه تا حالا سابقه همچين تورنمنتى رو نداشت و اصلا برنامه ريزى و بازى تداركاتى درست و حسابى نداشته وقتى رفتن ويتنام دو تا بازى رو باختن ولى آخرين بازى شون رو بردن كه حداقل دست خالى برنگشته باشن.
خداييش انصاف هم خوب چيزيه بقيه تيم ها سابقه پانزده ساله دارن ولى تيم ملى بانوان ما سابقه سه ساله داره.
اگه يه خورده بهشون بها بدن به گفته شهرزاد مظفر تيم فوتبال بانوان خيلى زود مى تونه به سطح فوتبال آقايون برسه، البته اگه وقت به بانوان برسه.
|
|
|
بازم مساوى شد
دربى تموم شد و نتيجه تساوى ديگه بحث كردن و تحليل و … نداره.
كارى هم به خود بازى ندارم و اين سرى مى خوام برم سراغ حاشيه هاش كه برعكس خود بازى كه تعريفى نداشت حاشيه هاش هميشه جالب و به درد بخوره. اول از همه بهتره نيكبخت رو بگم كه هواداراى آبى حسابى از خجالتش در اومدن و به گفته شاه حسينى دو ساعت شعارهاى توهين آميز بهش دادن.
مربى بدنساز استقلال هم از محبت تماشاگرنماها بى نصيب نموند و در اثر پرتاب شى به سرش چند بخيه ناقابل خورد.
نه اينكه بازى بعد از تعطيلات عيد برگزار شد بيشتر از هشتاد هزار تا تو استاديوم نبودن و ديگه خبرى از كمبود بليت نبود ولى تا دلتون بخواد بازار سياه بليت بيرون ورزشگاه راه افتاده بود كه به گفته يكى از شبكه هاى سيما قيمت بليت به ۲۰ هزار تومان هم رسيد. اما عوضش ديگه خبرى از تخريب اتوبوس و شكستن شيشه نبود.
طبق معمول داور خارجى بازى رو سوت زد كه سوت مشكوك كم نزد تا ما ياد داوراى وطنى بيفتيم و بازى كه از اول معلومه تساوى مى شه رو بديم ايرانى ها سوت بزنن.
|
|
|
|
|
|
|