|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
انتظارات بشر از دين
مساله انتظار بشر از دين مساله نوظهور در عرصه فرهنگى ماست و اكنون مورد توجه محققان و متفكران قرار گرفته و هر فردى از آنان در چهارچوب برداشت هاى خود از دين، به تبيين آن پرداخته است. غرب جديد با سوداى سلطه بر طبيعت، روش ها و دانش هاى سترگى را به هم آورد. تمدن نوپديد نه تنها فرهنگ و روابط اجتماعى را دگرگون ساخت كه معرفت شناسى و انسان شناسى و دين شناسى جديدى را نيز بنياد نهاد. تشديد نزاع ميان دستاوردهاى علمى و باورهاى دينى، تعارض بين سنت و مدرنيزم و چالش ميان ديندارى و فن آورى، نمونه هايى از ارمغان پيدايى روش ها و دانش هايى تازه شمرده مى شد و پيامد اين ستيزه و ناسازگارى ها، عقب نشينى ديانت ( به ويژه در غرب) از حدود دعاوى گذشته خويش بود. اين انفعال و انحطاط دين، اميد احياى دوباره ديانت را از دين باوران نستاند تا اين كه با كوشش علمى و علمى پيشواى جهان تشيع، حضرت امام خمينى (ره) شجره طيبه ديانت و تدين بار ديگر باليد و بارور شد و حكومت دينى در مقابل سكولاريزم، ديندارى در برابر مدرنيزم و آزادى الهى انسانى در برابر ليبراليزم قامت برافراشت. دين و متون دينى اسلامى چه از منظر درون متون دينى يا از ديدگاه برون متون دينى، نه تنها بر آباد كردن آخرت دلالت دارند كه به تامين پاره اى از نيازهاى دنيايى نيز تاكيد مى ورزند. به عبارت ديگر، رسالت پيامبر به تامين آخرت مسلمانان منحصر نبوده و نيازمندى هاى انسان در عرصه هاى تعليم و تربيت، اقتصاد، سياست، اخلاق، فقه و حقوق، انسان شناسى و … و تبيين پاره اى از مسايل مربوط به علوم تجربى را نيز برطرف مى كند و آموزه هاى دينى اسلامى، بر تمدن و فرهنگ، هنر و فن آورى و برخى از علوم تجربى، طبيعى و انسانى تاثير جدى گذاشته است. آنچه در جهت هدايت و سعادت انسان و آبادى دنيا و آخرت او ضرورت دارد، در متن دين بيان شده، البته تحقق سعادت دنيايى و آخرتى در گرو التزام عقيدتى و علمى مسوولان نظام حاكم بر جامعه و يكايك افراد بشرى برگزاره ها، احكام، ارزش ها و آموزه هاى دينى است. وقتى انتظارات بشر از دين آشكار شود، درك ما در متون دين نيز كامل تر مى شود، بدون داشتن انتظار معين از دين و با مراجعه به آيات و روايات، كسب فهم درست از دين ميسر است و اين ادعا با فرآيند وضع بين لفظ و معنا تاكيد مى شود. ولى تعيين انتظارات بشر از دين، ما را در شناخت مدلول هاى التزامى نصوص و ظواهر دينى مدد مى رساند. چنان كه پاره اى از انتظارات منطقى و مستدل از دين، در فرآيند اجتهاد مجتهدان و فهم احكام مولوى و ارشادى و قرينى جهت رابطه عام و خاص، مطلق و مقيد، مفيد خواهد بود. گزينش يا ترك دين، از مهم ترين تصميم هاى بشر به شمار مى رود. پذيرش و دلسپردگى به دين، مسووليت، تعهد و چگونگى زيستن در برابر آفريدگار را پديد مى آورد و رها ساختن آن نيز به گونه اى ديگر به زندگى انسان شكل مى دهد. براى آن كه انتخاب دين فقط محصول كشش فطرى و روانى يا معجونى معقول و غيرمعقول نبوده، فقط زاييده معارف درست و منطقى باشد و قصه هاى معرفت را از خوان منطق( نه سفره عواطف و زمينه هاى فرهنگى و اجتماعى) برگيرد، ناگزير بايد با روشى منطقى، در پى يافتن پاسخى درست براى مساله انتظار بشر از دين باشيم. براى آشنايى با اهداف و قلمرو دين و انتظار بشر از شريعت، بايد نگاه درون متون دينى داشت و با مراجعه به كتاب سنت و سيره پيشوايان دين، به اهداف، قلمرو و كاركردهاى دين دست يافت. روش درون متون دينى و مراجعه به كتاب و سنت با توجه به ناطقيت و گويايى متون دينى در تعيين اهداف و قلمرو دين توانمند است. اين روش كه به طور عمده از سوى نص گرايان و ظاهر مسلكان مطرح شده است، طيف گسترده اى دارد كه بر خارج نشدن از چهارچوب روايات پا فشرده، با ورود هرگونه انديشه بشرى به دين، مخالفت مى ورزند؛ به همين دليل از به كارگيرى قياس و تمثيل و هرگونه استدلال عقلى خوددارى كردند. اگر كسى از طريق مساله انتظار بشر از دين و بررسى نيازهاى آدميان از طريق انسان شناسى تجربى به سراغ دين برود و روش برون متون دينى را در اين مساله بپذيرد، به طور طبيعى در بسيارى از معارف دينى اثر مى گذارد؛ ولى اولا روش شناسى حل مساله انتظار بشر از دين، در روش برون متون همچون انسان شناسى و بررسى نيازهاى آدميان منحصر نيست و بايد با جمع روش درون و برون متون دينى، به حل اين مساله پرداخت و با مراجعه به كتاب و سنت براى اصلاح انتظارات كوشيد. ثانيا انتظارات از دين در تمام معارف دينى اثر نمى گذارند. سخن در اين است كه پيش فرض هاى قبول دين، مانند اثبات خدا، ضرورت بعثت انبيا، اثبات نبوت خاصه نبى اكرم (ص) عصمت، علم، ولايت و ديگر صفات حضرت، در فهم دينى ما اثر ندارند و اين غير از آن است كه بگوييم: معارف دينى بدون هيچ پيش فرضى قابل استخراج و استنباط است. روش ديگر، روش جمع درون و برون متون دينى، بهره گيرى از كتاب، سنت، عقل، تجربه و تاريخ است. بدين معنا كه پاره اى از پرسش هاى قلمرو اهداف دين و مساله انتظارت بشر از دين را حل كند. از ويژگى هاى تفكر در اوايل قرن نوزدهم، اصالت دادن به علم بود. به گونه اى كه تصور مى شد، علم تمام معماهاى بشر را حل خواهد كرد و پاسخگوى همه پرسش ها خواهد بود؛ به همين دليل در اين دوران، كاركرد علم، به طور كامل جايگزين كاركرد دين، انتظارات دينى به علم وانهاده شد. ولى در نيمه دوم قرن بيستم، نگرش به علم و دين تفاوت يافت و براى هر كدام، كاركرد جداگانه و مستقل و روش شناسى مجزايى مطرح شد، غرب پس از رنسانس و همگام با دستاوردهاى علمى و فنى، چالش دين و علم را فراخواند و با طرح پرسش هاى نو در پيش پاى دين داران و با همهمه هاى شبهه برانگيز در تاريكستان خواب آلود معنويت، دين و ديندارى را از صحنه زندگى دور ساخت و سرانجام به تفكيك قلمرو دين و علم با تفسيرهاى گوناگون اگزيستاسيناليستى، نوارتوكسى و تحليل زبانى روى آورد و نگرش اومانيستى پرسش انتظار بشر از دين را طرح كرد. خاستگاه اصلى مساله انتظار بشر از دين در مغرب زمين از عصر روشنگرى آغاز شد؛ از آنجا كه دفاع عقلانى از دين و آموزه هاى دينى ناممكن، تجربه گرايى بر متفكران اروپا و امريكا غلبه كرد. به همين دليل، برخورد با دين، نگرش حق جويانه و پرسش گرايانه از صحت و سقم آموزه هاى دينى، به نگرش كاركرد گرايانه و آثار و فوايد دين بدل شده تا هم جلوى سيل خروشان دين ستيزى تعارض تجدد و سنت گرفته شود و هم نامى از دين بماند. بى اعتبارى كتاب مقدس مسيحيان در اثر تعارض آشكار با عقل و علم بشرى و محرف دانستن آن به وسيله زبانشناسان نيز در روش برون متون دينى مساله انتظار بشر از دين موثر بوده است. در مورد متفكران اسلامى در طرح مساله انتظار بشر از دين مى توان به تفسيرهاى گوناگونى دست يافت. پاره اى از متكلمان و عارفان اسلامى، هدف بعثت و عنصر اصلى در دعوت انبيا را احياى روحى و روانى انسان و قرب الهى معرفى و كمتر به نقش اين در حيات دنيايى و عرصه سياست، حكومت، اقتصاد، فرهنگ و امثال اينها اعتراف كرده اند. متفكرانى نيز در احياى تفكر دينى به انكار طرح برنامه ريزى توسعه و ايدئولوژى دنياسازى به وسيله دين پرداختند. اما به طور كلى، نقش دين در آبادانى دنيا را انكار نكردند. براساس اين تصوير، اسلام فقط با تشويق و ترغيب مردم در بهره گيرى از مواهب طبيعى و تاكيد بر عقل پذيرى به جريان توسعه سازى دنيا مدد مى رساند، بنابراين گستره دين در امور دنيايى، حداقلى خواهد بود. گروهى از متفكران اسلامى در جهت عدالت اجتماعى و نيازمندى بشر به قوانين دنيايى به تحليل ضرورت بعثت انبيا و مساله انتظار بشر از دين كوشيدند. پاره اى از متفكران علاوه بر جنبه حقوقى و عدالت اجتماعى از نقش دين در تامين رفاه مادى و بهبود در وضع معيشتى و آبادانى دنيا نيز سخن گفته اند و بر اين باورند كه اسلام، افزون بر دعوت به توسعه و بهره مندى از عقل و طبيعت ، مدل ايدولوژيكى و طرح و برنامه ريزى جهت توسعه و سازندگى، دنيايى نيز ارايه كرده است و آن را بايد از گزاره هاى دينى و روش هاى اجتهاد استخراج كرد. گروهى از انديشه وران اسلامى، در بحث انتظار بشر از دين به رويكرد جامع نگر روى آوردند. بر اين اساس، آموزه هاى پيامبر اسلام و قرآن و سنت پيشوايان دين در همه شئون حيات انسانى، خواه دنيايى يا آخرتى، فردى يا اجتماعى و ظاهرى يا باطنى حضور دارد. اما در چگونگى حضور دين در اين عرصه ها، بين متفكران اسلامى اختلاف نظر است.كتاب انتظارات بشر از دين تاليف عبدالحسين خسروپناه، توسط سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، به قيمت ۴۶۰۰ تومان، منتشر شده است.
|
|
|
|
|
قرآن و سكولاريسم
به طور كامل، نمايانگر مفهوم آن باشد. به نظر مى رسد اگر دنبال يك كلمه به عنوان معادل براى سكولاريسم باشيم، چاره اى جز اين نيست كه واژه شناسان زبان فارسى، كلمه اى اختراع كنند و آن را نمايانگر مفهوم سكولاريسم قرار دهند. براى روشن شدن معناى لغوى سكولاريسم يا سكولاريزه لازم است مفهوم اين كلمه را در دوره قبل از رنسانس، دريابيم. در آن زمان كلمه سكولاريسم در چهار معناى گروه و نسلى از مردم؛ در زبان كلاسيك مسيحيت، سكولوم به معناى زمانى است كه فى الواقع در آن به سر مى بريم و نقطه مقابل ابديت و جاودانگى و الوهيت است؛ به معناى غير كليسايى، وقتى مى گفتند صومعه سكولاريزه، منظور عبادتگاهى بود كه از دست كليسا خارج شده باشد؛ به معناى دنيايى، اين جهانى، عرفى. با دقت در معناى لغوى اين واژه، مى توان تخمين زد كه همه آنها به يك حقيقت اشاره دارند كه همان دنيوى و عرفى است. گفته شده است سكولاريزاسيون، اساسا به فرآيندى از نقصان و زوال فعاليت ها، روش هاى انديشه و نهادهاى دينى مربوط است كه عمدتا با ساير فرآيندهاى مزبور رخ مى دهد. در حالى كه سكولاريسم يا دنيوى گرى يا قول به اصالت دنيا، يك ايدئولوژى است. طرفداران و مبلغان اين ايدئولوژى، آگاهانه همه اشكال اعتقاد به امور و مفاهيم ماوراى طبيعى و وسايط و كاركردهاى مختص به آن را طرد و تخطئه مى كنند و از اصول غير دينى و ضددينى، به عنوان مبناى اخلاق شخصى و سازمان اجتماعى حمايت مى كنند. سكولاريزاسيون، يك فرآيند است. يك پديده خارجى است كه در متن جامعه و در جهان خارجى تحقق پيدا كرده است. فرآيند غيردينى سازى، يا قداست زدايى است و معادل هاى لغوى آن عبارتند از : عرفى شدن، دنيوى شدن، غيردينى شدن، غير روحانى شدن، ديانت زدايى، قداست زدايى و در اصطلاح يعنى فرآيندى كه طى آن، انديشه دينى، اعمال دينى و نهادهاى دينى، نقش و اهميت اجتماعى خود را از دست مى دهند.بنابراين، سكولاريسم، همان تئورى و نظريه جدايى دين از اجتماع است، اما سكولاريزاسيون فرآيند و مجموعه اقدام هايى است كه موجب كنار رفتن دين از صحنه جوامع مى شود. عرب ها براى سكولاريسم، واژه علمانيت را انتخاب كرده اند كه از نظر صرفى، مصدر جعلى است، اما در نحوه قرائت آن، اختلاف دارند. براساس قرائت كسره العلمانيت مشتق از علم است و در نتيجه، دعوت به سكولاريسم دعوت به علم گرايى است. آنهايى كه با قرائت فتح العلمانيت مى خوانند، با توجه به مسايل و لوازمى كه بيان داشته اند باز معتقدند امور مربوط به مسايل اجتماعى، اين جهانى اند و بايد با علم دنيوى علوم تجربى، آنها را اداره كرده كه اين همان علم گرايى جديد است كه لازمه علمانيت است. پس نزاع بر سر اين كه سكولاريسم دعوت به علم نمى كند، قوت چندانى ندارد. يكى از مبانى يا لوازم سكولاريسم، ساينيتيسم يا علم گرايى تجربى است؛ يعنى آنها چنين ادعايى دارند. گرچه اين معنا، با قرائت علمانيت، جزيى از مفهوم سكولاريسم خواهد شد، در معناى لغوى سكولاريسم را بايد به معناى دنيوى، اين جهانى و عرفى بگيريم. با توجه به اين نكته استعمال كلمه علمانيت مناسب تر از كلمه علمانيت است. حقيقت آن است كه ايده سكولاريسم ـ كه در ابتدا نگاهى جزيى به امور داشت ـ هم اكنون در برخى محافل و نزد برخى افراد، تبديل به نگرش و جهان بينى خاصى شده است كه نگاه تازه اى به عالم و آدم مى كند و تلقى تازه اى از انسان و منابع شناخت و اهداف او دارد. اين رويكرد جديد كه مى توان از آن به عنوان مذهب يا مكتب سكولاريسم نام برد، در بسيارى از جهات ـ از جمله، مسايل اجتماعى ـ اعتبار دين را انكار مى كند. سكولاريسم در اين ديدگاه به نوعى عقلانيت و جهان بينى بدل گشته كه عقلانيت دينى را به چالش مى كشد. ترجمه سكولاريسم به جدايى دين از دنيا در اين مرحله ذكر يكى از پيامدهاى آن در بعد اجتماعى است. اما عقلانيت و جهان بينى سكولاريسم، بسيار گسترده است و هنر، علم، فرهنگ. سياست و اخلاق را در بر مى گيرد. تاثير اين عقلانيت در جنبه امور اجتماعى، جدايى دين از دنياست. بدون شك سكولاريسم فعلا به حد يك مكتب، قلمداد نمى شود و نمى توان بر تمامى مصاديق آن چنين حكمى را صادر كرد، اما از طرف ديگر نحوه استدلال برخى سكولارها نشان از وجود ديدگاه مكتبى به سكولاريسم دارد. در نتيجه مى توان گفت عده اى نگاه مكتبانه به سكولاريسم دارد و مبانى به دلايل و پيامدهايى كه براى آن ذكر مى كنند مويد آن است. عده اى از نظريه پردازان در باب توسعه سكولاريسم، بدون توجه به خاستگاه سكولاريسم، آن را لازمه جوامع فعلى و دواى درد همه مناطق دنيا ـ از جمله كشورهاى اسلامى ـ مى دانند، غافل از آن كه سكولاريسم، معلول شرايط و زمينه هاى خاص خود در غرب بوده است و بدون توجه به آن زمينه ها نمى توان آن را براى جوامع ديگر مفيد دانست و حتى اصرار بر تحقق آن در جوامع اسلامى، ممكن است محاسن اجتماعى موجود در اين جوامع را نيز تباه سازد. چرا كه حتى اگر سكولاريسم را براى غرب مفيد بدانيم، بدان معنا نيست كه براى كشورهاى اسلامى نيز وجود ندارند. با يك نظر اجمالى، مى توان اين زمينه ها را به دو دسته تقسيم كرد. دسته اى مربوط به كتاب مقدس مانند فقدان يقين به وحيانى بودن انجيل، فقدان زمينه تحقق و ايجاد نظام هاى اجتماعى در انجيل و تعارض محتواى آن با عقل و علم و موافقت آن با سكولاريسم و دسته دوم مربوط به عملكرد كليسا مانند استبداد دينى، توزيع ناعادلانه ثروت، مشاجره ها و اختلاف هاى درونى، جنگ هاى صليبى است. كتاب قرآن و سكولاريسم تاليف محمدعلى اسدى نسب، توسط دفتر نشر معارف به قيمت ۲۲۰۰ تومان منتشر شده است.
|
|
|
|
|
انديشه حوزه
پيامبر اعظم (ص) از آغازين لحظه هاى دعوت براى نشر آرمان ها و انديشه ها و تعاليم خويش از استراتژى، راهبرد و سياست واحدى تبعيت مى كردند تا بتوانند آن اصول و ايده ها و آرمان ها را به خوبى ابلاغ نموده و عملا در سطوح جامعه هاى انسانى پياده كنند. سال سيزدهم شماره چهارم، دو ماهنامه انديشه حوزه كه توسط دانشگاه علوم اسلامى رضوى منتشر مى شود به استراتژى و تاكتيك هاى دعوت نبوى مى پردازد.
|
|
|
|
|
جمع آورى افسانه هاى قومى ايران در مراحل پايانى قرار دارد
انجمن نويسندگان كودك و نوجوان تا پايان ارديبهشت ماه، كار تدوين افسانه هاى قومى ايران را به قلم نويسندگان كودك و نوجوان كشورمان به پايان مى رساند. به گزارش ايپنا، در اين طرح كه با همكارى تعدادى از نويسندگان كودك و نوجوان انجام مى شود افسانه هاى مشهور قومى كشورمان تهيه و در يك كتاب تدوين خواهد شد. انجمن نويسندگان كودك و نوجوان حداكثر زمان انجام اين طرح را ارديبهشت ماه در نظر گرفته و قرار است نويسندگانى كه در اين طرح حضور دارند آثار خود را تا اين زمان به انجمن دهند.مجموعه افسانه هاى قومى ايران تا پايان سال جارى روانه بازار نشر مى شود.
|
|
|
|
|
دوباره زنده شدن با كتاب
شيرين ابراهيمى فر
انگشت مى خواهم بگذارم بر چيزى كه خرد را از نادانى، روح را از جسم، عقل را از عادت، دوستى را از تنفر و در آخر خوبى را از بدى متمايز سازد. ولى انگار انگشتم توان حركت ندارد يا شايد نمى خواهد حركت كند. خميده به زمين خيره شده بود. با اصرار بلندش كردم. ولى انگار نمى خواهد ببيند. آگاهانه سر باز مى زند. او نمى خواهد ببيند كه چيست؟ نمى دانم، امروز چه شده؟ انگار، اين موجود گلى، چيزى را مى خواهد، شايد هم حرفى، كلامى، از درونش مى خواهد برويد. فكر كنم نياز به بذرى دارد. مى خواهم آن بذر را به او بدهم. تا بفهمم براى چه اينقدر سر به زير شده است، اين موجود گلى؟! دانه اى به او مى دهم … بعد از چند ثانيه … انگار دوباره زنده شده است. جان مى گيرد. سر به بالا مى گيرد. در مزرعه خشكى كه پيش رويش است، شروع مى كند به بذرافشانى و آبيارى كردن و … مزرعه خشك را سرسبز و پربار مى كند. با روحش پيوند مى خورد. سرزنده و شاداب مى شود. به مانند باغى كه پر از ميوه است. محصولش را به گرسنگانى مى بخشد كه روحشان محتاج بزرگ شدن است. مى خواهم يكى از آن گرسنگان باشم كه دغدغه سير شدن دارند. ولى هيچ وقت سيراب نمى شوند. مى دوند ولى هيچ وقت پايانى ندارند. خوش به سعادت آنان كه باز در اين ميدان و مسابقه شركت مى كنند. واى به حال من، كه هنوز نمى دانم ميدان كجاست؟ راستى آدرسش كجاست؟؟ انگشتم اشاره مى كند... مى گويم: آدرسش را دارى؟ او به چيزى كه در ابتدا انتظارش را داشتم … كتاب … اشاره مى كند …
|
|
|
|
|
نوآورى هاى آموزشى
با وجود اين كه بيش از ۴۰ سال از تاسيس اولين دانشكده علوم تربيتى در كشور مى گذرد، دانش تعليم و تربيت در ايران از رشد چندانى برخوردار نبوده است. چنانچه شاهد پويايى علمى لازم در اين دانشكده ها مى بوديم، موقعيت نظام آموزشى كشور كه بايد از دانش جهانى و بومى جهت ارتقاى كيفيت ارتزاق نمايد نيز چنين عدم بالندگى پژوهش نيز قطعا مى توان به انحصار روش شناسى پژوهش اشاره كرد كه بر پژوهش هاى اين حوزه سايه افكنده است. روش شناسى علمى با تكيه بر آموزه هاى اثبات گرايى چنان محدوديتى را بر عرصه پژوهش هاى تعليم و تربيتى ايران تحميل نموده است كه براى خلاصى از آن جهد خستگى ناپذير استادان و صاحب نظران ضرورى مى نمايد. انحصار روش شناسى پژوهش در حوزه تعليم و تربيت در ايران يا وابستگى تام اين پژوهش ها به رويكرد متخذ از علوم تجربى در شرايطى استمرار مى يابد كه دست كم ۵۰ سال است پژوهش هاى علوم تربيتى در مغرب زمين از اين دام رهايى يافته و كثرت روش شناسى پژوهش به يك هنجار تبديل شده است. البته اين كه روش شناسى علمى (علوم تجربى) نيز در سرزمين ما به شكل ناقص، سطحى و ابتر به كار گرفته مى شود، خود حديث ديگرى است كه براى آن هم بايد چاره اى انديشيد. ليكن آنچه مهم تر به نظر مى رسد اهتمام نسبت به شكستن انحصار و پذيرش تكثر روش شناسى پژوهشى است. اين ضرورت بيش از آن كه ريشه در تجربه كشورهاى پيشتاز داشته باشد، در ظرائف، دقايق و پيچيدگى هايى كه شناخت آنها موضوع دانش تعليم و تربيت است ريشه دارد. به ديگر سخن، تصور اين كه دست يابى به شناخت دقيق و عميق نسبت به كليه پديده هاى تربيتى با اتكا به قواعد روش شناسى علمى ميسور است، البته تصور خاص است و از اين روى بايد علاوه بر استمرار بخشيدن به كار برد سنجيده روش شناسى علمى، به كار برد گسترده روش شناسى هاى بديل نيز انديشيد. شماره (۲۱) فصلنامه علمى ـ پژوهشى ( ويژه نامه نوآورى در روش شناسى پژوهش) توسط موسسه پژوهش و برنامه ريزى درسى و نوآورى هاى آموزشى منتشر شد.
|
|
|
|
|
حديث عشق و فطرت
حديث عشق و فطرت مجموعه مقالاتى درباره آرا حكمى معرفتى درباره عارف حكيم آيت الله عظمى محمدعلى شاه آبادى مى باشد كه توسط پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى با قيمت ۶۵۰۰ تومان منتشر شده است. برخى از اين مقالات عبارتند از: چيستى عشق با نگاهى به آراى آيت الله شاه آبادى / محمدجواد درودگر تجسم اعمال در آرا آيت الله شاه آبادى / منيرالسادات پورطولمى مرگ و آخرت از ديدگاه حكيم شاه آبادى / عزير الله افشار كرمانى
|
|
|
|
|
خردنامه صدرا
درباره ماهيت انسان اختلاف نظرهايى وجود دارد. سخن گفتن از كمال و نقص آدمى، آسان نيست، زيرا انسان داراى قوا، استعدادها، تمايلات و غرايز كاملا متفاوتى است. در فلسفه هاى وجودى معاصر، كلمه وجود محدود به نوعى از هستى است كه در انسان تمثيل مى يابد و البته انسان موجودى است كه چيستى آن در هستى آن نهفته است. شماره پنجاهم فصلنامه علمى ـ پژوهشى خردنامه صدرا توسط بنياد حكمت اسلامى صدرا منتشر شد. در اين شماره به عناوينى چون: روش شناسى ملاصدرا، مساله علم بازى، تعالى، رابطه برخى دانش هاى فلسفى با روان شناسان و گزارش همايش روز جهانى فلسفه، پرداخته شده است.
|
|
|
|