|
|
|
عشق سرخ مرد فرانسوى به فوتبال انگليس
|
|
|
|
نگاهى دوباره به ديدار ايران و كويت
|
|
|
|
|
عشق سرخ مرد فرانسوى به فوتبال انگليس
هوليه: تا پايان هوادار ليورپول هستم
حورا شكيبى ممتاز در دنياى فوتبال امروز مربيان كمى به معناى واقعى با فوتبال اروپايى آشنا هستند كه در اين ميان نام ژرار هوليه به عنوان يكى از خبرگان عرصه مربيگرى زبانزد خاص و عام است. اين مرد فرانسوى كه بسيار هم قابل احترام است خود صاحب نظرى در امر فوتبال محسوب شده و عقايدش در هر رده از اين ورزش قابل قبول مى باشد. هوليه در حال حاضر به عنوان مدير فنى در فدراسيون فوتبال كشورش مشغول به فعاليت است و موفق شده دو تيم پارى سن ژرمن و المپيك ليون را به كسب افتخارات در ليگ فرانسه (لوشامپيونه) سوق دهد. وى همچنين قهرمانى در جام يوفا، سوپركاپ اروپا، جام حذفى انگليس و دو جام اتحاديه را طى ۶ سال حضورش در ليورپول تجربه كرده است. همين افتخارات باعث شده كه اين فرانسوى در قلب هاى انگليسى ها جاى داشته باشد. البته خود او هم پيوندى ناگسستنى با فوتبال جزيره و هوادارانش دارد. متن زير ترجمه متن مصاحبه ژرار با وب سايت يوفاست. * به نظر شما علت راهيابى چهار تيم انگليسى به مرحله يك چهارم نهايى ليگ قهرمانان چه بود؟ ** علت اصلى آن اين بود كه تيم هاى انگليسى واقعا قوى هستند، هم قدرتمند بوده و هم كيفى كار مى كنند. علاوه براين ليگ انگليس ليگى پويا و سريع بوده و از جنبه بازى و ورزشى قدرت زيادى دارد. همين عوامل باعث مى شوند كه تيم ها براى حضور در بازى هاى اروپايى آمادگى بالايى كسب كنند. * نظر شما در خصوص رويارويى ليورپول، تيم قديمى شما با آرسنال در مرحله يك چهارم چيست؟ ** هر دوى اين تيم ها از جنبه كسب موفقيت در زمره برترين ها بوده و به اندازه كافى شهرت دارند، هواداران اين دو تيم هم كه ديگر جاى بحثى باقى نگذاشته اند و در دو استيل كاملا متفاوت فعاليت مى كنند. ليورپول تيمى است قدرتمندتر كه تجربه بيشترى نيز دارد اما آرسنال تيمى است جوان كه هر روز نيز پيشرفت مى كند. مى دانم كه فلسفه مربيگرى آرسن ونگر، سرمربى آرسنال بر مبناى سرعت، تكنيك و حركت است به همين دليل است كه او هميشه بازى هايى خلق مى كند كه منحصر به فرد، پويا ، جالب و تماشاگرپسند هستند. * احساس شما راجع به ليورپول چيست؟ ** تا پايان عمر هوادار ليورپول خواهم بود. هنوز هم بازيكنانى در آن تيم هستند كه در كنار آنها ليورپول دلخواهم را تشكيل دادم. * شايد منظور شما استيون جرارد و امثال او باشد. ** در آغاز بايد بگويم كه خوشحالم كه شاهد پيشرفت هاى روزافزون استيو هستم. او به يك مهره كليدى براى تيم رافائل بنيتس بدل شده و در حال حاضر يك بازيكن با كلاس جهانى است كه مى تواند روند بازى ها را تغيير دهد بازى هاى مهم در لحظات حساس. * آيا او هنوز هم جاى پيشرفت دارد؟ ** استيو هم مثل بقيه است. او مى تواند هر روز چيز جديدى ياد بگيرد. مهم ترين مساله اين است كه او مرتب تجربه كسب مى كند. از نظر من جرارد به راحتى مى تواند از پس يك دوره طولانى فوتبال پر از افتخار و موفقيت برآيد. آنچه كه او هنوز به آن نايل نشده قهرمانى با انگليس است كه اميدوارم اين آرزو روزى محقق شود. * نظر شما در خصوص بازيكنان فرانسوى حاضر در ليگ قهرمانان اروپا چيست؟ ** فرانسه كشورى است كه بازيكنان زيادى را براى حضور در ليگ قهرمانان پرورش داده است. از نظر من اين كشور دومين كشور بزرگ دارنده ستارگان مشهور در دنياى فوتبال است. اولين كشور هم برزيل مى باشد. پس فرانسه يك مركز قوى تعليم ستارگان فوتبال است. * دوست داريد ستارگان تازه كشف شده اى چون كريم بنزما و سمير نصرى بيشتر در فرانسه بمانند؟ ** اين مساله به دوست داشتن يا نداشتن من ارتباطى ندارد. بالاخره روزى فرا مى رسد كه آنها بخواهند به باشگاه بزرگترى نقل مكان كنند و در خارج از فرانسه افتخار كسب كنند. چه در ايتاليا باشد چه در اسپانيا يا انگليس و يا حتى در آلمان. همان اتفاقى كه درخصوص ريبه رى افتاد. البته اين مسئله بستگى به پختگى آنها و درصد تجربه شان دارد. * وظيفه اصلى شما به عنوان مدير فنى فدراسيون فوتبال فرانسه چيست؟ ** اجازه بدهيد اين مساله را در قالب يك مثال شرح دهم. وقتى رييس يك باشگاه هستيد فقط روى تيم خود خصوصا تيم بزرگسالان متمركز هستيد. اما وقتى مدير فنى فوتبال يك كشور باشيد ناچاريد به مسايل فوتبال آن كشور فكر كنيد و آن را با فوتبال جهانى قياس كنيد. بايد بدانيد كه براى مثال وضعيت پيشرفت فوتبال فرانسه، رنكينگ آن در جهان، طرز آمادگى ستارگان ملى پوش و فوتبال فرداى جهان چگونه است. بنابراين ديد شما خودبخود وسيع تر مى شود و بايد خودتان را با استانداردها و توقعات آينده هماهنگ كنيد. بايد گهگاه در تمرينات تيم ملى حاضر شويد، عملكرد مربى ها را بررسى كنيد. نقاط ضعف مربى ها را مشخص كنيد. وضعيت تيم جوانان را تجزيه وتحليل كنيد و در پايان اينكه نيروهاى جوان را ترغيب به فوتبال كنيد. * آيا دلتان براى مربيگرى تنگ نشده؟ ** دروغ مى گويم اگر بگويم دلم تنگ نشده. وقتى كه مدتى طولانى را صرف كارى تخصصى كنيد طبعا به آن عادت كرده و عشق مى ورزيد. دوست داريد باز هم آن كار را انجام دهيد. اما سمت فعلى من هم يك چالش جديد و حرفه اى جديد است.
|
|
|
|
|
نگاهى دوباره به ديدار ايران و كويت
پسرفت فوتبال ما و پيشرفت رقبا
وحيد رسولى عجيب تر از نتيجه تساوى ۲-۲ اخير تيم ملى فوتبال كويت با ايران در دور مقدماتى جام جهانى ،۲۰۱۰ بازى بسيار خوبى بود كه رقيب ما ارايه داد. در سال هاى اخير كويت به كرات در برابر ما مغلوب شده بود و با اين كه فاصله گل ها و نتايج حاصله اغلب نزديك بود، اما كويت در اكثر آن ديدارها ندرخشيده و به خصوص در بازى رو به جلو بسيار ناكارآمد و فاقد اعتماد به نفس جلوه كرده بود. اين بار در كويت، اين تيم درست در نقطه عكس و بسيار مطمئن و داراى اطمينان به خويش و در كار حمله به غايت خوش روحيه و بدون هيچ ترس و ملاحظه گرى افراطى نشان داد. بله، عجيب تر از اين كه كويت توانست بازى ۰-۲ باخته را به تساوى ۲-۲ بدل كند، نمايش حساب شده و منظم و برنامه دار اين تيم به هنگام هجوم و بازى بسيار پيشرفت كرده اين تيم در زمان حمله بود كه با احتساب نزول محسوس كويت و جوان گرايى وسيع در اين تيم طى سال هاى اخير اصلا انتظار آن نمى رفت و شايد عجيب ترين نكته ديدار ۷ فروردين ماه دو كشور بوده باشد و حتى از گل دوم ما نيز كه با يك ضربه آزاد مستقيم از پشت خط ميانى و با حركت بچگانه دروازه بان رقيب به دست آمد، غريب تر بود! بالنسبه طولانى پيشرفت چشمگير كويت در بازى تهاجمى را كه دو گل حساس در آن شب به بار آورد و مى توانست دو سه گل ديگر را نيز به نام اين تيم بنويسد، به چه چيز و كدام فرد بايد ارتباط و نسبت داد؟ آيا اين اثر كار رايون كاستين رادان مربى كروات نه چندان شناخته شده تيم ملى كويت است كه به خاطر سه سال كار موفق اش در باشگاه الكويت با حفظ سمت به عنوان مربى تيم ملى كويت نيز منصوب شده است. بعيد است جواب اين سوال آرى باشد، زيرا نحوه كار مهاجمان كويت و روش بازى رو به جلوى بازيكنان اين تيم به شكلى نبود كه يك مربى ولو بسيار توانا توانسته باشد در مدتى كوتاه پايه گذارى كند. آن روانى و كارايى محصول پيشينه فوتبال يك كشور كارى بالنسبه طولانى و در درجه اول در سطح باشگاه هاى آن است كه خواه ناخواه به اردوى ملى هم اشاعه مى يابد. در گذشته نزديك وقتى حمله وران كويت به سمت دروازه ما مى آمدند، از هم گسيختگى آنان و توان ما براى قطع پيوستگى آنان كاملا محسوس و امرى سهل الوصول بود، ولى اين بار كويت با پشتوانه و فكر و روحيه مى تاخت و كار به گونه اى بود كه ايران ناچارا از دقيقه ۲۰ تا ۸۳ كه گل دوم و تساوى ساز حريف هم به دست آمد، عقب نشسته و فقط دفاع مى كرد. به واقع از دهه ۱۹۷۰ و اوايل دهه ۱۹۸۰ كه فوتبال كويت بهترين دوران خود را سپرى مى كرد، چنين نمايش هاى تهاجمى در كار اين فوتبال رويت نشده بود و به همين سبب نيز ميزان تعجب ببينندگان از نمايش ۷ فروردين ۸۷ كويتى ها فزونى مى گرفت. پس از اشغال بخشى از نزول فراوان كويت در دهه ۱۹۹۰ را كه به رغم نايب قهرمانى در بازى هاى آسيايى ۹۸ در عمل تا اواسط دهه جارى ادامه يافت، بايد به تبعات شديد هجوم عراق به كويت و اشغال كويت در ابتداى دهه گذشته ارتباط داد. آن واقعه باعث تضعيف شديد كل ورزش كويت شد و فوتبال اين كشور از هم پاشيد و هرگز چيزى نشد كه قبل از آن واقعه بود و با اين كه تمامى نيروها و نفراتش را از تو مجتمع كرد و دو سه سال پس از پايان اشغال تقريبا فرقى ظاهرى با ايام قبل از تجاوز عراق نداشت اما انگار مولفه هاى فوتبال اين كشور كلى عوض شده بود. صعود اكثر قريب به اتفاق ساير كشورهاى كوچك عربى حوزه خيلج فارس نيز در پسرفت فوتبال كويت بسيار دخيل بود، به طورى كه مشابه پيشرفت بحرين و قطر و عمان و امارات را كويت هرگز در اين دهه نداشته است و هرچه آنها پيشرفت مى كردند، كويت تن به پسرفت مى داد. اما بازى اخير كويت با ايران نشانگر پايان آن توقف و حركت تيم جوان شده كويت در راه پيشرفت است و چون اين تيم صاحب معدل سنى كمى است، اين زمينه را هم دارد كه مثل بحرين و عمان بهتر و موفق تر شود و الگويى چون آنان را براى خود برگزيند، به همان ميزان و موازات كه كويت تغيير رويه داده و پس از ۱۵ سال عقب گرد پيشرفتى تازه را شروع كرده، نمايش هاى اخير تيم ملى ايران نشانگر پسرفت آشكار فوتبال ملى ما است كه بهتر است كارشناسان در اين خصوص اظهارنظر كنند و پرداختن به آن اصولا از حوصله اين مقاله خارج است، اما وقتى رقبا آشكارا بيشتر از ما كار مى كنند، بايد هم انتظار اين فرآيندها را داشت. حال آن كه ما بيشتر حرف مى زنيم و كمتر عمل و ۵/۱ سال طول كشيد تا از نو صاحب يك فدراسيون شويم و ۵/۷ ماه به درازا انجاميد تا سرمربى جديد را براى تيم ملى خود بيابيم و در چنين شرايطى بديهى است كه تيم ملى نيز چندان خوب كار نكند و حتى به يك دوره نزول احتمالا طولانى مدت قدم بگذارد. اين تازه آغاز راه است چون همه چيزهاى مرتبط با تيم ملى كويت را گفتيم، دو نكته ديگر را نيز ناگفته نگذاريم، يكى نقش موثر رادان در تغيير روند بازى كويت در مسابقه اخير با ايران است. او با تعويض هاى هوشيارانه و درست اش كارى كرد كه كويت در نيمه دوم كاملا به بازى حاكميت بيابد و آن قدر هجوم ببرد و فشار بياورد كه سرانجام به گل مساوى كه مستحق آن بود، نيز برسد و آوردن سه مهاجم جديد در اين نيمه كاملا در راستاى اين هدف بود و هر سه نيز به تيم ايران لطماتى را وارد كردند و سومى ( رشيدى) بود كه گل مساوى را با ضربه سر به ما زد. به واقع رادان نيمه دوم را كه به نيمه مربيان مشهور است، به طور تام و تمام از على دايى برد و اگر بخواهيم دقيق تر بگوييم، او برنده اصلى اين ديدار بود زيرا كويت را از شوك وحشتناك خوردن دو گل ويران كننده متوالى در همان ۶ دقيقه اول رهايى بخشيد و نه فقط از نيمه دوم بلكه از دقيقه ۲۰ ما را به عقب راند و بازى دلخواهش را به ما تحميل كرد. نكته دوم اين است كه به رغم محسنات فوق و پيشرفتى كه از آن ياد كرديم، كويت هنوز به رقباى هم منطقه اى عرب خود مثل بحرين و امارات و عمان نمى رسد و اگر جز اين بود در همين مسابقات ۰-۲ به اماراتى ها نمى باخت و تحت الشعاع تبليغاتى بحرينى قرار نمى گرفت كه اخيرا در دو مسابقه متوالى دوستانه و رسمى هم ايران را برده است و هم ژاپن را. به واقع كار كويت در راه بازگشت احتمالى به مدارج نخست فوتبال آسيا تازه آغاز شده است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
مجيدى براى نيمكت
يادمون هست كه استقلال چه مكافاتى سر انتقال مجيدى كشيد و يادمون هم هست كه حجازى چه جورى از اومدن مجيدى استقبال مى كرد. همه مى دونستيم پاى مجيدى كه بعد از چند سال دوباره به استقلال باز بشه اولين شرطش حتما قرار گرفتن تو تركيب اصلى هست كه مطمئن بوديم حجازى كه اين همه واسش سر و دست مى شكونه حتما اين كار رو
مى كنه. اما هيچ كدومشون فكر نمى كردن كه فيروز كريمى سر از استقلال تهران در بياره و اوضاع اينجورى بشه كه هست. با اومدنش مجيدى خيلى محترمانه روى نيمكت نشست و تلاش هاى حجازى هم بى فايده بود. اگه بگم مجيدى دليل اختلاف حجازى و كريمى هست دروغ نگفتم خصوصا كه اوج اين اختلاف رو تو دربى ديديم كه حجازى مى گفت مجيدى رو از اول تو تركيب بذار كه كريمى هم اصلا توجه نكرد. حالا خود مجيدى هم صداش در اومده و از نيمكت نشينى اش شكايت داره ولى بايد منتظر بمونيم و ببينيم كه كريمى چه جورى با مجيدى معترض برخورد مى كنه.
|
|
|
به منتقدان فرصت انتقاد نده
مى گن وقتى آدم به يه جايى مى رسه لحن حرف زدنش و نوع رفتارش عوض مى شه. ولى اين حرف در مورد دايى صدق نمى كنه چون دايى اونقدر شناخته شده و بين المللى هستش كه نمى شه اون رو جزو آدم هاى تازه به دوران رسيده حساب كرد. تازه اونقدر تو فيفا و اى اف سى شناخته شده هست كه لازم نيست حريفامون قبل بازى در موردش تحقيق كنن. پس چرا لحن برخورد دايى با خبرنگارا عوض شده؟ مگه نه اين كه دايى علاوه بر تيم ملى سرمربى سايپا هم هست و نماينده ايران تو ليگ قهرمانان. خب دايى كه خوب مى دونه خبرنگارا چه اخلاقى دارن و منتقدان فرصت طلب رو هم خوب مى شناسه پس چرا با يه جمله همه چيز رو زير سوال مى بره و اجازه مى ده افرادى مثل مايلى كهن و بقيه فرصت انتقاد پيدا كنن؟ آخر اين روزا محمد مايلى كهن فيلش ياد هندستون كرده و هرچى از اون موقع دلخورى داره مى خواد سر شاگردش در بياره كه بدبختانه جرايد هم كه منتظر مصاحبه هاى جنجالى هستند حسابى به اين آتيش دامن زدند.
|
|
|
قطبى به ته خط رسيد
حيف كه يه ستونى مثل گذر و نظر داشته باشيم اونوقت چيزى از پرسپوليس و حال و روز نسبتا توفانى كه تمام پيكره تيم رو گرفته ننويسيم. نيم فصل اول كه همه اش از پرسپوليس تعريف مى كردم سراغ افشين قطبى كه بعد از هر بازى حالا چه ببرن چه ببازن، چه صعود كنن و چه حذف بشن بازم حرف هاى تكرارى نيم فصل اول رو مى زنه كه خيلى ها مثل من فكر مى كنن ديگه تاريخ مصرف اين حرف ها تموم شده و با اين نتايج درخشان ديگه با اين حرف ها نمى تونه هوادارا و هيات مديره رو معطل كنه كه هنوز چند تا بازى مونده، با اختلاف چند صد امتياز قهرمان مى شيم و …
جمعه پرسپوليس با استقلال اهواز بازى داره كه فكر كنم حسابى داغ و ديدنى باشه البته اگه قطبى متوجه شده باشه قصه اون هم به آخر رسيده و اگه نجنبه بايد بگيم نخود نخود هر كه رود خانه خود.
|
|
|
|
|
|
|