يكشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۸۷
- ۱۳ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۶۱
زندگى
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
زندگى
آرشيو
تماس با ما
حضور در جمع مهارت مى طلبد
لاغرى غلط انداز
روزى براى تشكر
معروف ترين ميوه گرمسيرى ۸ آمينو اسيد دارد
گرچه شير جايگزين ندارد
يك سال از بهترين سال هاى عمرمان تازه شروع شده است
حضور در جمع مهارت مى طلبد
تنهايى يا احساس تنهايى، كدام يك را تجربه كرده ايم؟
مهرى موسى وند
هر از گاهى مى فهميم كه چقدر تنهاييم و براى يافتن چيزهايى كه خودمان دورانداختيم يا ديگران به جاى ما دور انداخته اند، مى رويم اما پازل كامل نمى شود و علت تنهايى را نمى فهميم و تكه هاى به دست آمده با هم جور نمى شوند. اگر در اين وضعيت كسى پيدا شود و بپرسد: چته؟ مى گوييم: هيچى! چون چيزى نمى دانيم كه بخواهيم و بتوانيم آن را به ديگرى هم بگوييم.
تنهايى همواره نوعى احساس تهى بودن و خلا درونى است. شما احساس انزوا كرده و از دنياى پيرامونتان جدا مى شويد. از كسانى كه دلتان مى خواست با آن ها در ارتباط باشيد، مى بريد. گاه تنهايى را به صورت يك احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه كنيد. يك نوع از تنهايى به گم كردن يك شخص خاص به دليل فوت او و يا دورى اش مربوط مى شود.
نوع ديگر تنهايى ناشى از نداشتن تماس با مردم است به دليل اين كه ممكن است واقعا به صورت فيزيكى و به خاطر كار در شيفت شب يا اقامت در ساختمانى كه مردم به ندرت به آن جا رفت و آمد مى كنند از ديگران جدا شده باشيد. شما حتى ممكن است از نظر عاطفى احساس تنهايى كنيد در عين حال كه در ميان مردم هستيد اما در برقرارى روابط متقابل با آن ها دچار مشكل باشيد.
احساس تنهايى با تنها بودن متفاوت است
طبيعى است كه هر كدام از ما زمانى را براى تنها بودن در نظر بگيريم اما فقط وقتى كه در دام تنهايى گير مى افتيم بدل به مشكل واقعى مى شود. چطور ممكن است در احساس تنهايى مان نقشى داشته باشيم؟
تنهايى يك احساس انفعالى است و تداوم آن ناشى از اجازه منفعلانه ما از يك سو و انجام ندادن هيچ عملى براى تغيير آن از سوى ديگر است و در اين وضعيت ما اميدواريم كه خودش از بين خواهد رفت. بنابراين هيچ كارى براى رفع آن انجام نمى دهيم و بدين ترتيب تنهايى مجال خواهد يافت تا ما را دربرگيرد. شگفت آور اينكه در برخى موارد ما حتى به اين احساس خوشامد هم مى گوييم.
* احساس تنهايى را بشناسيم و آن را بيان كنيم
شرط نخست متوقف كردن احساس تنهايى، پذيرفتن آن است با اين كه گاهى اوقات پذيرفتن آن بسيار دشوار است. پس از آن بايد احساس تنهايى را به شيوه اى قابل قبول ابراز داريم. بيان اين احساسات ممكن است به كشف اين نكته منجر شود كه ما چيزهاى زيادى را احساس مى كنيم كه با احساس تنهايى مان مرتبط اند از جمله غمگينى، خشم و ناكامى. ممكن است حتى قادر به شناسايى نواحى باشيم كه اين احساسات از آن جاها مى آيند. به موازات توانايى مان در ديدن اين ارتباط، توانايى مان در تغيير آنها نيز افزايش مى يابد.
از انزوا خارج شويم
بزرگترين تغيير، البته ختم حالت انفعال و فعال تر شدن است. چنان چه ما كسى را ترك كرده ايم از جمله پدر و مادر، ديگر اعضاى خانواده يا دوستان، مى توانيم به آن ها تلفن بكنيم، نامه بنويسيم و يا به ملاقاتشان برويم. گاه صحبت كردن با يك دوست فهيم نيز به تغيير خلقيات كمك خواهد كرد. اگر دوستى نداريد صحبت با يك معلم يا مشاور مى تواند نقطه اى براى شروع باشد. چنان چه احساس تنهايى به دليل مرگ شخص مورد علاقه باشد ابراز اندوه ناشى از رفتن او و يادآورى خاطرات شاد خودمان با وى و توجه به اين كه خاطرات هميشه با ما همراهند مى تواند به ما در دور شدن از احساسات تنهايى كمك كند. از ديگر سو شركت در فعاليت هاى لذت بخش مى تواند به جمع سوق دهد . اين اعمال هم چنين فرصتى را فراهم مى كند تا افرادى داراى علايق مشترك و همانند را ببينيم و مهارت هاى حضور در جمع را در خودمان افزايش دهيم. اين گونه فعاليت ها، ساختارى را به زندگى ما داده و احساس مى كنيم كه چيزى براى آينده وجود دارد. ما واقعا نيازداريم كه خود را مجبور كنيم تا به ديدار ديگران رفته با آن ها گفت وگو كنيم و فعاليت هاى متعدد و توأمان را مورد توجه قرار دهيم.
راهبرد بهتر اين است كه در فعاليت ها به اين خاطر درگير شويم كه آن ها قبلا در ما ايجاد لذت مى كرده اند و يا اين كه فكر مى كنيم برايمان خوب خواهد بود. هم چنين ممكن است دريابيم كه برخى از مردم همان طورى هستند كه ما هستيم. يك امتياز اضافى نيز اين است كه درمى يابيم قادريم برخى از فعاليت ها و علايق را انتخاب و به تنهايى انجام دهيم بدون اين كه احساس تنهايى كنيم.
لاغرى غلط انداز
BMI، نمايه توده بدنى هم گول زننده است
دكتر الهه شيرزادى متخصص تغذيه
روى ترازو مى رويد و وزن تان را اندازه مى گيريد و مى بينيد كه شاخص وزن و هم چنين قدتان در حد طبيعى است و خيالتان راحت است و نخستين تصميم تان كنار گذاشتن ورزش است و دومين تصميم خوردن هر چيزى با خيالى آسوده! اما كارشناسان مى گويند اين كار خطرناك است و علت آن نيز لاغرى غلط انداز است. يعنى برخى از نظر ظاهرى لاغر به نظر مى رسند اما درون بدنشان دست كمى از چاق ها ندارد.
اكنون ديگر مانند گذشته نمى توان با قاطعيت گفت كه فقط نسبت وزن به مجذور قد يا همان نمايه (BMI)، تعيين كننده تناسب اندام است. ساده تر اين كه BMI زير سوال رفته است!
اولين مطالعات درباره بروز بيمارى هاى قلبى و عروقى و ديابت در افراد با دور كمر بالا اما با نمايه توده بدنى طبيعى بود. چنان چه بدن فردى چاق به نظر برسد و چربى داشته باشد دليل آن نيست كه ارگان هاى داخلى بدنش همان قدر هم حاوى چربى باشند. (اين دليل به هيچ روى به منزله دفاع از چاقى نيست!)
محققان در اين پژوهش ها پى برده اند افرادى كه هيكل ظاهرى خود را با رژيم گرفتن متناسب نشان مى دهند و ورزش نمى كنند، ممكن است به اندازه افراد چاق چربى دور اندام داخلى از جمله كبد و قلب آن ها را گرفته باشد.
نتايج تحقيقات نشان مى دهند افرادى كه از روش رژيم گرفتن به جاى ورزش براى طبيعى نگه داشتن وزنشان استفاده كرده اند بيشتر در معرض رسوب چربى در اندام هاى حياتى قرار دارند و اين موضوع ممكن است خطرناك باشد.
به گفته محققان افراد لاغر هم نبايد ورزش را كنار بگذارند چون احتمال اين كه چربى به شكل توده اى دور اعضاى داخلى بدن را گرفته باشد وجود دارد. چگونگى تاثير اين چربى هاى درونى بر سلامت آينده فرد هنوز كاملا مشخص نيست اما فرضيه اى در اين باره وجود دارد كه رسوب چربى در بافت هايى مانند لوزالمعده سبب ايجاد مقاومت به انسولين مى شود و زمينه بروز ديابت و سپس بيمارى هاى قلبى و عروقى را فراهم
مى آورد.
متخصصان قلب مى گويند چنان چه ملاك هايى چون فشار خون، سيگار كشيدن و كلسترول را همراه با نمايه توده بدن (BMI) در نظر بگيريد و هم چنين پيشينه بيمارى هاى قلبى و عروقى را هم به اين ها بيفزاييد در آن صورت محاسبه قد و وزنتان معقول تر خواهد بود. آنان مى گويند اگر مى خواهيد لاغر به نظر بياييد، رژيم بگيريد و به اين شاخص گول زننده اعتماد و بسنده كنيد اما چنان چه قصدتان سالم بودن است علاوه بر رژيم غذايى سالم، تحرك كافى داشته باشيد و ورزش كنيد.
روزى براى تشكر
احساس گرفتن يك گل سرخ
جولى «جس» شفر- كنى
مادر بودن مرا به تعجب واداشت. روزى زن مجردى بودم كه در شهرى ساحلى با شغل متصدى پرواز به مدت ده سال زندگى مى كردم و بعد، همسر و مادر چهار فرزند شدم و اين تقريبا خيلى سريع اتفاق افتاد.
پس از ماه ها آشنايى، با شوهرم ازدواج كردم. وقتى براى ديدن مادربزرگم به بيمارستان رفتم به جراح او، يعنى شوهر آينده ام، معرفى شدم. يك سال پيش از آشنايى با او در ازدواج قبلى ام فهميده بودم كه به تنهايى صاحب بچه نمى شوم و بنابراين بعد هم فهميدم كه او دو پسر دارد كه قرار است با ما زندگى كنند. پسران او زمانى كه مادرشان آنان را در سواحل شرقى سوار هواپيما كرد و به سواحل غربى فرستاد، و تا هشت سال بعد با آنان برخورد كمى داشت، ۹ساله و ده ساله بودند.
شوهرم زمانى كه آنان تنها دو و سه سال داشتند، مادرشان را ترك كرد، بنابراين، ما به معناى واقعى كلمه، غريبه هايى بوديم كه زير يك سقف زندگى مى كرديم. خنده دار آن بود كه مدتى از ازدواجمان نگذشته بود كه من باردار شدم. روز پس از آمدن پسرهاى او پيش ما، پسرمان به دنيا آمد (يك ماه زودتر) سه فرزند در طى دو روز! دو سال بعد، من دومين پسرمان را هم به دنيا آوردم.
زمان هايى را به ياد مى آورم ،آن قدر عالى بود كه من تنها مى توانستم بارها و بارها به خودم بگويم: «يك روز آنان از تو تشكر خواهند كرد.» من آن روزهاى فراوان پرهياهو را به ياد نمى آورم .زمان هايى كه بچه ها را با خودرو به بازى هاى ليگ كوچك مى بردم و مى آوردم، زمان هاى بسيارى كه ساعت ۳ نيمه شب برمى خواستم تا به تمرين  هاكى روى يخ ساعت پنج برسيم. جشن ها و ميهمانى ها، شركت در جلسات اوليا و مربيان و پختن غذاهاى سريع. به ياد دارم دردهاى دو نوجوانى را كه در بلوغ به سر مى بردند، مشاهده كردم.
پدرشان اغلب بيرون از خانه بود، تصوير مادر حقيقى شان كه كاملا از ذهنشان پاك شده بود، برادران ناتنى شان اغلب مانند آزارى برايشان به نظر مى رسيد، از نظر آنان نامادريشان هرگز قادر نبود نيازهايشان را دريابد. اما هنوز در دلم مى دانم روزى آنان به عقب برمى گردند و درمى يابند كه من آنان را به اندازه بچه هاى خودم دوست داشتم و اين كه هر كارى در توان داشتم برايشان انجام دادم. وقتى ناپسرى بزرگم از دبيرستان فارغ التحصيل شد، بالاخره مادر حقيقى شان تصميم گرفت كه آنان را ببيند. جشن فارغ التحصيلى بيرون، در غروب آفتاب برگزار مى شد و شوهرم و همسر سابقش با هم ايستاده بودند و با افتخار پسرشان را كه ديپلمش را دريافت مى كرد، نگاه مى كردند. ناپسرى ديگرم كنار آنان ايستاده بود من هم كمى دورتر با دوپسرمان ايستاده بودم.
پيچ و خم عجيبى در اين مراسم وجود داشت. سخنرانى مدير دبيرستان شامل اين مضمون بود كه «گل سرخى به كسى كه بيشترين ارزش را در زندگى شما دارد، اهدا كنيد» به نظرم غيرعادى آمد، اما هر دانش آموز فارغ التحصيل گل سرخ قرمزى در دست داشت. پس از دريافت ديپلم ها، هر دانش آموز به سمت كسى كه در نظر داشت به راه افتاد و گل سرخش را به او داد. هرگز تا به امروز احساس گرفتن يك گل سرخ در دستانم را فراموش نكرده ام!
معروف ترين ميوه گرمسيرى ۸ آمينو اسيد دارد
هر روز يك عدد موز رسيده بخوريم
مريم دليران
موز، معروف ترين ميوه گرمسيرى است و از چهار هزار سال پيش در هندوستان كاشته مى شد. در سال ۱۴۸۲ پرتغالى ها اين ميوه را در سواحل گينه يافتند و با خود به جزاير قنارى بردند. دسته هاى مذهبى و مسيحى در اين جزاير بيكار ننشستند و موز را با خود به نواحى گرم قاره امريكا بردند. اكنون اين ميوه در تمام مناطق گرمسير جهان كاشته مى شود.
موز را هنگامى كه هنوز سبز است از درخت مى چينند و پس از آن براى تسريع در رسيدن و زرد شدن از گاز اتيلن استفاده مى كنند. موز تنها ميوه اى است كه براى برخى افراد به دليل دارا بودن نشاسته بالا، چاق كننده است.
انواع موز بسيار است، از درشت گرفته تا ريز كه البته نوع درشت آن چندان شيرين نيست. پوست موزى كه انتخاب مى كنيد بايد سفت باشد و تكه هاى سياه روى آن نشانه سالم و شيرين بودن اين ميوه است. هضم موز نارس به خاطر داشتن نشاسته فراوان سنگين است.
گرچه ما ايرانى ها عادت به خوردن موز خام داريم اما اهالى كشورهاى استوايى موز را پس از پختن به همراه برنج و لوبيا مى خورند و مردم كشورهاى امريكاى لاتين موز را ورقه ورقه كرده و در آفتاب خشك مى كنند و اين شامل نوعى از موز موسوم به موز سرخ است.
چقدر موز بخوريم؟ موز چه دارد؟
متخصصان تغذيه مى گويند روزى يك عدد موز بخوريد زيرا حاوى مواد مغذى مورد نياز بدن است. در اين ميوه گرمسيرى، هشت آمينو اسيد وجود دارد كه بدن مابه طور طبيعى قادر به توليد آن نيست. موز رسيده حركات روده را تنظيم كرده و برخلاف تصور رايج اصلا يبوست ايجاد نمى كند.
مواد موجود در يكصد گرم موز: انرژى: ۱۰۰ كالرى، آب: ۷۰ گرم، پروتئين: ۸ گرم، چربى: ۲ گرم، قند: ۶ گرم، موز هم چنين داراى مقادير قابل توجهى كلسيم، فسفر، پتاسيم، انواع ويتامين ها، سروتونين، دوپامين و كاته چولامين است.
طب قديم ايران مى گويد موز معتدل  و تر است و خون را غليظ مى كند. غذايى مناسب براى كودكان و سالمندان به شمار مى رود و محققان آن را به افراد لاغر و كم خون توصيه مى كنند.
گرد موز، شيره موز، ريشه موز، ضماد برگ درختان موز هم هر كدام خواص دارويى دارند و حكماى قديم از اين خواص بى اطلاع نبودند. تنها موردى كه پزشكان امروزى بر آن تاكيد دارند خوردن با احتياط موز براى افراد ديابتى است.
گرچه شير جايگزين ندارد
كيك ماست و آش ماست
اشرف پورمند
اگر شير دوست نداريد و يا مانند برخى آنزيم آن معده شما را به زحمت مى اندازد، ماست مى تواند جايگزين مناسبى براى نخوردن شير باشد. در زير پيش از يادآورى خواص بيشمار ماست دو نوع خوراكى تهيه شده با ماست را نوشته ايم اولى كمى عجيب به نظر مى رسد و دومى را شايد بارها نوش جان كرده باشيد! و صدالبته در سفر به شهرهايى همچون اردبيل، همدان و يا كرمانشاه و شيراز خوردن اين آش خود حكايتى ديگر دارد.
كيك ماست
مواد لازم: آرد: ۲۰۰ گرم، تخم مرغ: ۴ عدد، شكر: يك فنجان، ماست: يك فنجان، كره ياروغن: ۵۰ گرم، بكينگ پودر: يك قاشق چايخورى، پوست رنده شده ليمو: يك قاشق چايخورى.
شيوه تهيه: كره و يا روغن را با شكر كمى نرم كنيد و سپس زرده هاى تخم مرغ را يكى يكى به آن بيفزاييد و مرتب به هم بزنيد تا مايع نرم و لطيفى به دست آيد. ماست و پوست ليموى رنده شده را هم اضافه كنيد. حال آرد مخلوط شده با بكينگ پودر را به وسيله الك به مايع بيفزاييد و آرام هم بزنيد. اكنون سفيده ها را آن قدر بزنيد (اگر همزن برقى نداريد) تاكاملا سفت شود و آن را هم به مايه كيك اضافه كرده و به حالت دورانى و آرام مخلوط كنيد و آن را در قالب چرب و آردى بريزيد و قالب را در طبقه وسط فر با ۳۵۰ درجه فارنهايت حرارت قرار دهيد تا به مدت يك ساعت پخته و طلايى شود. اكنون كيك را از فر بيرون آوريد و آن را روى تور سيمى برگردانيد تا خنك شود و سپس روى كيك را با پودر قند تزيين كنيد.
آش ماست
مواد لازم: گوشت گردن يا سردست: ۳۰۰ تا ۴۰۰ گرم، نخود و لپه: صدگرم، برنج آش: يك ليوان سرخالى، پياز: يك عدد، نعناع خشك: يك قاشق سوپخورى، شويد خشك: يك قاشق سوپخورى، ماست ترش: يك ليتر، نمك و فلفل: به مقدار كافى و ۴ ليوان آب سرد.
توضيح: اين مقدار آش ماست بسيار زياد است و مى توان مقدارى از آن را بدون مخلوط كردن با ماست در فريزر به مدت يك هفته نگه داشت تا به وقت نياز چند ساعت قبل از فريزر درآورده و وقتى يخ آن آب شد با ماست مخلوط كرد.
شيوه پخت: گوشت را به همراه پياز بپزيد و پس از پخت خوب بكوبيد و يا در مخلوط كن بريزيد. حال لپه را با آب باقيمانده از آب گوشت بپزيد.
پس از آن كه برنجتان را پختيد، شويد و نعناع خشك را هم به آن بيفزاييد دست آخر همه مواد را با هم در قابلمه بريزيد و بگذاريد چند دقيقه اى به صورت بسيار ملايم جوش بخورد تا وقتى كه آب آن تمام شود. قابلمه را تا سرد شدن كنار بگذاريد سپس با ماست مخلوط كرده و نمك بزنيد و مزه كنيد. تصميم براى مقدار ماست با خودتان است اما در استفاده از ماست ترش ترديد نكنيد. اگر ماست ترش نداشتيد، ظرف ماست را از شب قبل بيرون از يخچال بگذاريد و هم بزنيد و بگذاريد براى
روز بعد با اين كار ماست كمى ترش تر خواهد شد.
آش ماست آماده شد حال براى سرو اين آش محلى از كاسه هاى گلين و لعابى به رنگ آبى و سبز استفاده كنيد و با مقدارى فلفل و نعناع خشك روى آن را تزيين كنيد.
خواص ماست: محققان ژاپنى به تازگى يك خاصيت ديگر هم در ماست يافته اند. ماست بخوريد تا دندان هايتان سالم بماند. پيش از اين ثابت شده بود كه ماست باعث افزايش طول عمر مى شود و باكترى هاى موجود در اين مايع سفيدرنگ دست كمى از خواص دارويى پنى سيلين ندارد و از آن جا كه قادر به تحمل شرايط اسيدى درون دستگاه گوارش انسان است بنابراين مى تواند بخشى از تركيبات زيان بخشى را كه توسط ديگر باكترى ها در دستگاه گوارش توليد مى شود خنثى كند.
سهميه مصرف نمك: روزانه فقط ۲ تا ۳ گرم
ايرانيان ۵ برابر بيشتر از توصيه «سازمان جهانى بهداشت» نمك مصرف مى كنند.
سرانه مصرف نمك در كشور روزانه ۱۰ تا ۱۵ گرم است كه اين ميزان مصرف براساس توصيه سازمان هاى بهداشت بين المللى بايد به روزانه ۲ تا ۳ گرم كاهش يابد.
با توجه به ميزان بروز زياد بيمارى هاى قلبى و عروقى و پرفشارى خون در كشور، مصرف زياد نمك مهمترين عامل خطر شناخته شده است.
براساس تحقيقات اداره بهبود تغذيه جامعه وزارت بهداشت ايران، علت ۳۰۰ مرگ از هر ۸۰۰ مرگ و مير در كشور ابتلا به بيمارى هاى قلبى -عروقى است و با توجه به ميزان مصرف نمك در ايران كه ۵ برابر توصيه كارشناسان تغذيه است مى توان به اهميت موضوع پى برد. در ضمن اداره بهبود تغذيه جامعه توصيه مى كند كه نمك هاى يددار نبايد در مدت طولانى در معرض نور خورشيد قرار گيرند.
چقدر به يافته هاى جديد اهميت مى دهيد؟
يك جاروبرقى استاندارد ۹۶ درصد كك هاى بالغ و صددرصد كك هاى كوچكتر را از بين مى برد
محققان مى گويند جاروبرقى در كشتن كك ها به اندازه سم موثر است. به گزارش خبرگزارى رويترز، يك جاروبرقى استاندارد ۹۶ درصد كك هاى بالغ و صددرصد كك هاى كوچكتر را از بين مى برد.
گلن نيدهام استاديار حشره شناسى دانشگاه ايالتى اوهايو مى گويد نبايد از اين كه كيسه جاروبرقى به محلى براى پرورش اين موجودات مزاحم و گزنده تبديل شود نگرانى به خود راه داد .محققان كك گربه را كه فراوان ترين نوع كك در خانه ها است، بررسى كردند.
نيدهام گفت: نوع جاروبرقى مورد استفاده مهم نيست چرا كه بازگشتى از داخل كيسه به بيرون وجود ندارد و برس جاروبرقى لايه بيرونى مومى شكل بر روى حشرات را كه بشره ناميده مى شود از بين مى برد وكك، لارو و شفيره حشرات در صورت نبودن اين لايه محافظ، خشك شده و مى ميرند.
اين تحقيق به حدى جالب بود كه محققان چندين بار آزمايش خود را تكرار كردند. كك بيمارى هايى مانند طاعون را منتشر كرده و مى تواند كرم ها را منتقل كند.
مهار كك راه هاى گوناگونى دارد، اما بى رغبتى مردم به استفاده از حشره كش ها و هزينه تهيه آن ها مانعى در راه مهار اين آفت است. استفاده از جاروبرقى راهبرد بزرگى است چرا كه هيچ ماده شيميايى استفاده نمى شود.
يك سال از بهترين سال هاى عمرمان تازه شروع شده است
نگوييد هدفى ندارم
اگر همين الان كسى از شما بپرسد كه: ببخشيد، بزرگ ترين و مهم ترين هدفى كه براى سال ۸۷ خودتان تعيين كرده ايد را بگوييد و شما به من و من كردن افتاديد بدانيد كه حتما يك جاى كارتان اشتباه است.
اين تعيين نكردن اهداف بسيار مصيبت ها به همراه دارد. اول اين كه ما بدل مى شويم به آدمى بارى به هر جهت، دوم اين كه روياهايمان به درد نخور مى شوند و اين واقعا فاجعه است.
سوم اين كه توان و جان تصميم گرفتن هاى واقعى و عينى را از دست مى دهيم. چهارم اين كه باز هم جلوى تمايلمان به منفى ديدن و منفى گفتن و روند حركت دنيا و كائنات به سوى سرازيرى دانستن را نمى توانيم بگيريم و به آدمى بدل مى شويم كه نخستين گزينه اش همرنگ با جماعت شدن است. پنجم اين كه مى بينيم يك سال از بهترين سال هاى عمرمان تازه شروع شده و ما اين تفاوت را چندان حس نكرده ايم.
صاحب نظران معتقدند كه جهان پيرامون ما با تغيير من و شما شروع مى شود بنابراين بهتر است تا دير نشده سال ۸۷ را هدف گذارى كنيم و براى هر موفقيتى ولو اندك به خودمان امتياز بدهيم. اين دلايل به منزله آن نيست كه ما ديدگاه هاى سال ۸۶ مان را به كل كناربگذاريم!
خواندن مقاله، كتاب، انجام ورزش، ياد گرفتن يك زبان ديگر (ترجيحا انگليسى) و يا هر عملى كه بر علممان بيفزايد مى تواند دريچه جديدى از زندگى پيرامون را برايمان بگشايد.
واژه هايى مانند سلامتى، اميد، آرامش، عمق و كنترل ذهن و فكر بسيار گسترده و پرمعنايند، گرچه همواره آنها را آرزو مى كنيم.
بيشتر ما انسان ها زمانى كه هدف هايمان را مشخص نمى كنيم حتى اگر به آن ها برسيم درست متوجه موضوع نمى شويم و آن انرژى عظيمى كه بايد برايمان آزاد بشود در هزار توى روزمرگى هايمان گم مى شود. نوشتن هدف ها و سرزدن هر از گاهى به آن ها دست كم اين مزيت را دارد كه يادمان بماند چه مواردى زمانى برايمان آرزو بوده و اكنون به آن رسيده ايم.
براى همه ما ضرورى است كه پس از انجام يك كار بزرگ احساس خوبى از اعتماد به نفس سراغمان بيايد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |