دوشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۷
- ۱۴ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۶۲
حوادث
Tel: 88809516
events@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
آخرين اخبار رسمى اعلام شده از حادثه انفجار در كانون فرهنگى رهپويان وصال حاكى از آن است كه مقارن با ساعت ۲۱ و ۱۵ دقيقه شنبه شب گذشته در حسينيه سيد الشهداء واقع در خيابان آقايى شيراز ۱۲ شهيد و ۲۰۲ مجروح بر جاى گذاشته است و كار انتقال مجروحان به بيمارستان هاى شيراز آغاز و ماموران آتش نشانى نيز در محل حادثه حاضر شدند.
قضات ديوان عالى كشور: متجاوز به عنف محكوم است
دستور اكيد رييس قوه قضاييه به دليل دفاع مشروع متهم به قتل
پرده از راز حقايق تكان دهنده روز جنايت
قصاص قبل از اثبات خيانت همسر
۱۲ شهيد، ۲۰۲ مجروح در انفجار مهيب شيراز
آخرين اخبار رسمى اعلام شده از حادثه انفجار در كانون فرهنگى رهپويان وصال حاكى از آن است كه مقارن با ساعت ۲۱ و ۱۵ دقيقه شنبه شب گذشته در حسينيه سيد الشهداء واقع در خيابان آقايى شيراز ۱۲ شهيد و ۲۰۲ مجروح بر جاى گذاشته است و كار انتقال مجروحان به بيمارستان هاى شيراز آغاز و ماموران آتش نشانى نيز در محل حادثه حاضر شدند.
135498.jpg
به گزارش منابع خبرى، ناصر سراج معاون سياسى امنيتى دادستانى كل كشور از آغاز بررسى هاى قضايى و امنيتى درباره حادثه حسينيه شهدا شيراز خبر داد و تصريح كرد: در حال حاضر در مورد عمدى بودن انفجار ترديد جدى وجود دارد زيرا محل وقوع حادثه جايى بوده كه در اطراف حسينيه داخل يك سوله، مقدارى ابزار جنگى براى برگزارى يك نمايشگاه وجود داشته و البته اين در حد احتمال است و اظهار نظر نهايى منوط به انجام بررسى هاى بيشتر از سوى مراجع ذيربط است.
فرمانده انتظامى استان فارس: عامل انفجار ممكن است مهمات باقيمانده در محل باشد
روز گذشته سردار على معيدى گفت: انفجار در شيراز در حد خرابكارى نبوده است.
وى هر گونه اقدام ضد امنيتى در اين حادثه را منتفى دانست و افزود: احتمالا سهل انگارى علت اين حادثه است زيرا چندى پيش در همين محل يك نمايشگاه در وصف دفاع مقدس بر پا شده بود.
فرمانده نيروى انتظامى استان فارس گفت: احتمال مى رود مهمات باقى مانده در محل عامل اين انفجار بوده باشد.
شيراز در امنيت كامل
فرمانده شيراز درباره برقرارى امنيت در اين شهر به ويژه در محل وقوع حادثه گفت كه با همكارى عوامل انتظامى، امنيت كامل در منطقه حادثه انفجار شنبه شب گذشته برقرار است و شهروندان شيرازى هم نگرانى از اين بابت نداشته باشند. وى هم چنين از بررسى علل و عوامل انفجار از سوى كارشناسان و مسوولان خبر داده و اظهار اميدوارى كرده تا تحقيقات هر چه سريع تر به نتيجه برسد.
ابراهيم عزيزى تمامى اظهار نظرهاى كنونى درباره منشا و علت انفجار شنبه شب گذشته را فعلا در حد گمانه زنى دانسته كه نمى توان به آنها اعتماد كرد.
حجت الاسلام انجوى نژاد، مدير كانون ره پويان وصال شيراز در گفت و گو با جهان پيرامون بمب گذارى شيراز گفت: شنبه شب پس از سخنرانى ، حدود ساعت ۲۱ و ده دقيقه متوجه انفجارى در محل كانون شديم و بعد از كارشناسى گروه هاى متخصص، به اين نتيجه رسيدند كه شخصى مواد منفجره را در زير قفسه اى كه مربوط به نمايشگاه معراج شهدا مى باشد، قرار داده است.
در اين قفسه آثارى از شهدا از جمله لباس، پوتين، چكمه، كلاه آهنى، پوكه هاى خمپاره منور و پوكه توپ به عنوان گلدان استفاده شده بود كه با انفجار اين ها تبديل به تركش شده و متاسفانه منجر به جراحت شديد و شهادت جمعى از دوستانمان شد و در بررسى دقيق با توجه به اينكه در زير قفسه، چاله اى ايجاد شده است مشخص شد كه در آن مكان مواد منفجره كار گذاشته شده بود و شدت انفجار به حدى بوده است كه موج آن قفسه را به آسمان پرت كرده، به سقف حسينيه زده و برگشت خورده است. لازم به ذكر است كه اين مواد منفجره در كيفى كه در زير قفسه بود، جاسازى شده بود.
وى اضافه كرد: اين كه گفته مى شود حادثه بوده، هرگز اين طور نيست و آنچه كه روى ميز معراج الشهدا بوده علاوه بر آثار و نامه هاى شهدا چند پوكه خالى منور بوده است و عكس هاى معراج الشهدا قبل از انفجار اين را تاييد مى كند و در حال حاضر تعدادى از اعضاى كانون آماده چهره نگارى از فرد مظنون هستند.
به گفته انجوى نژاد انفجار در زمان سينه زنى و در جلسه هفتگى كانون بوده است.
وى افزود: موج انفجار به قدرى شديد بود كه قفسه ۶۰۰ كيلويى را پرتاب كرده است و عده اى را شهيد و حدود ۱۷۰ نفر را مجروح كرده است و در سقف حسينيه شكاف عظيمى ايجاد كرده است كه طبيعتا مى توان نتيجه گرفت كه مقدار مواد منفجره زياد بوده است. كانون رهپويان وصال شيراز بزرگترين مركز فرهنگى غير دولتى جنوب كشور است و هر هفته هزاران نفر از جوانان تحصيل كرده شيراز در جلسات آن شركت مى كنند.
قضات ديوان عالى كشور: متجاوز به عنف محكوم است
داديار اجراى احكام دادسراى جنايى: دختران جوان فقط به ظاهر اشخاص اعتماد نكنند!
پرونده فردى كه متهم است پس از آشنايى با دخترى، وى را مورد تعرض قرار داده است، به واحد اجراى احكام دادسراى جنايى تهران سپرده شد. ساعت ۲۲ شب ۲۲ مرداد ماه سال ۸۴ دخترى طى تماس با دوستش، وى را در جريان مورد تجاوز قرارگرفتنش از سوى فردى ۳۲ ساله قرار داد كه بلافاصله با گزارش موضوع به پليس، ماموران به نشانى اعلام شده رفتند و متهم را قبل از آنكه فرصت فرار پيدا كند، دستگير كردند. با آغاز بررسى هاى قضايى در دادسراى امور جنايى تهران دختر قربانى، پرده از راز اقدامات متهم برداشت و به ماموران گفت: مدت ها براى قبولى در دانشگاه درس خوانده بودم و پس از شركت در كنكور، روز اعلام نتايج به دكه روزنامه فروشى محله مان مراجعه كردم، زمانى كه روزنامه را خريدم و اسم خودم را در آن به عنوان پذيرفته شده در كنكور سراسرى ديدم بسيار خوشحال شدم و در همانجا يك جوان به نام عبدالحميد وقتى خوشحالى ام را ديد جلو آمد و مدعى شد كه داراى مدرك فوق ليسانس است و مى تواند به من در انتخاب رشته كمك كند، من هم به او اعتماد كردم و فرداى آن روز در يكى از پارك هاى نزديك خانه با هم قرار گذاشتيم. بعد از آن كه چند ساعت در مورد انتخاب رشته به من مشاوره داد، خواست كه براى گرفتن يك كتاب مربوط به معرفى رشته هاى دانشگاهى به منزلش بروم. من هم چون او را آدمى با سواد و معقول مى ديدم، اعتماد كردم و همراهش رفتم اما زمانى كه مقابل خانه اش رسيديم، ناگهان جلوى دهانم را گرفت و به زور به داخل منزل هل داد. بعد اقدام به تجاوز كرد و من هم با استفاده از فرصتى كه چند لحظه به دست آوردم توانستم با دوستم تماس گرفته و نشانى منزل اين فرد را بدهم، سپس دوستم با خانواده ام تماس گرفت و والدينم با گزارش موضوع به ماموران كلانترى موفق به دستگيرى عبدالحميد شدند. با توجه به اظهارات اين دختر جوان، پرونده براى رسيدگى مستقيما به شعبه ۷۹ دادگاه كيفرى استان تهران ارسال شد و دادگاه با توجه به ادله موجود در پرونده از جمله گزارش پزشكى قانونى مبنى بر محرز بودن تجاوز به عنف، راى به مجازات قانونى متهم داد و اين راى عينا به تاييد شعبه ۳۹ ديوان عالى كشور نيز رسيد.
قاضى عصمت الله جابرى، داديار اجراى احكام دادسراى جنايى تهران با بيان اين كه راى صادره از سوى دادگاه براى اجرا به واحد اجراى احكام فرستاده شده است، خطاب به دختران جوان هشدار داد كه صرف ظاهر اشخاص به آنان اعتماد نكنند و با احتياط در برقرارى روابط، خود را در دايره اقدامات مجرمانه افراد مستعد ارتكاب بزه قرار ندهند.
دستور اكيد رييس قوه قضاييه به دليل دفاع مشروع متهم به قتل
قتل شبه عمد است، محاكمه كنيد
پرونده پسر جوانى كه پس از محاكمه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به اتهام قتل عمد به قصاص محكوم و راى صادره از سوى ديوان عالى كشور مورد تاييد قرار گرفته بود ، پس از بررسى از سوى رييس قوه قضاييه اين راى نقض و دستور داده شد تا پسر جوان را به اتهام قتل شبه عمد براى دومين بار محاكمه كنند.
بيست و سوم تيرماه سال ۸۲ به ماموران كلانترى ۱۳۴ شهرك غرب خبر داده شد در جريان يك درگيرى دسته جمعى پسر نوجوانى به نام «مرتضى» در پى اصابت چاقو به سينه اش فوت كرده است، با اعلام اين گزارش و حضور ماموران در محل درگيرى خونين به دستور بازپرس پرونده جسد مقتول به پزشكى قانونى صادر شد. در حالى كه تحقيقات براى شناسايى عامل اين قتل ادامه داشت فرداى روز حادثه مردى به همراه پسر ۱۶ ساله اش به نام «حسين» نزد ماموران كلانترى شهرك غرب رفته و او را به عنوان عامل قتل «مرتضى» معرفى كرد. با انتقال پسر نوجوان به اداره آگاهى وى در بازجويى با اعتراف به اينكه ضربه چاقوى مرگبار را به سينه مقتول زده است به كارآگاهان گفت: روز حادثه با چند نفر از دوستانم به پارك شهرك غرب رفتيم همان جا بود كه دوستانم با مرتضى درگير شدند، پس از چند دقيقه متوجه شدم مرتضى قصد دارد با چاقو برادر كوچكم را زخمى كند به همين خاطر براى نجات جان برادرم به سمت «مرتضى» رفتم و زمانى كه مى خواست مرا با چاقو بزند با چاقويى كه همراه داشتم يك ضربه به طرف او پرت كردم كه به طور اتفاقى به سينه اش خورد، پس از آن از محل حادثه فرار كردم، فرداى آن روز بود كه پدرم مرا از كشته شدن مرتضى با خبر كرد و از آنجايى كه فكر نمى كردم مرتكب قتل شده باشم وقتى پدرم گفت كه آيا مرتضى را تو كشتى به او گفتم كار من نبود و حاضرم به كلانترى رفته و موضوع را توضيح بدهم، با اعترافات پسر نوجوان و تكميل پرونده، وقتى «حسين» به سن۱۸ سالگى رسيد، براى محاكمه به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى فرستاده شد كه پس از يك جلسه محاكمه در اين شعبه قاضى « نورا... عزيز محمدى» و چهار مستشار دادگاه پس از شنيدن گفته هاى متهم او را گناهكار شناخته و به قصاص محكوم كردند. با اعتراض متهم و موكلش به راى صادر شده، پرونده به ديوان عالى كشور فرستاده و آنها نيز پس از بررسى دقيق حكم قصاص را تاييد و قابل اجرا دانستند، سرانجام در حالى كه پرونده براى دستور اجراى حكم به دفتر آيت ا... شاهرودى برده شده وى پس از بررسى پرونده با اعلام اينكه عمل متهم دفاع مشروع بوده حكم صادره را نقض و اعلام كرد ضرورى است متهم به اتهام قتل شبه عمد محاكمه شود.
آغاز رسيدگى در شعبه ۷۴
روز گذشته اين قتل در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست حجت الاسلام سيد قاسم كوه كمره اى و با حضور چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
در آغاز جلسه صفر خاكى نماينده دادستان با توجه به اظهار نظر قطعى رييس قوه قضاييه براى متهم درخواست مجازات قانونى كرد.
پس از آن مادر مقتول با اعتراض به نظر آيت ا... شاهرودى براى متهم به قتل فرزندش تقاضاى قصاص كرد كه قاضى كوه كمره اى با هشدار به او خواست تا با گرفتن وكيل و مطالعه پرونده نظر آيت ا... شاهرودى را در اين خصوص ببيند. متهم در ادامه دادرسى ديروز با پذيرفتن اتهامش رو به قضات دادگاه گفت: به خاطر جراحى بينى بايد دو هفته استراحت مطلق مى كردم اما با اصرار يكى از دوستانم به نام «اميرعلى» با او به پاركى در شهرك غرب رفتيم و آنجا بود كه پى بردم او قصد درگيرى با « مرتضى» را دارد.
به همين خاطر از او خواستم تا مرا به خانه بازگرداند اما او گفت امروز اتفاقى نخواهد افتاد و قول داد پس از مشاجره لفظى با مرتضى مرا به خانه برگرداند. چند دقيقه بعد از درگيرى «اميرعلى» با « مرتضى» ناگهان چشم من به «مرتضى» افتاد كه با چاقو روى برادر كوچكترم افتاده بود و قصد ضربه زدن به او را داشت. به همين خاطر به طرف او رفتم و زمانى كه مى خواست مرا با چاقو بزند يك ضربه به او زدم و به همراه برادرم از آنجا فرار كرديم. پس از آن قاضى كوه كمره اى پس از شور با چهار مستشار دادگاه تردست، معتمدى، سليمانى نيا و باقرى با اعلام ختم رسيدگى ادامه رسيدگى را به پس از انجام تحقيقات از سوى بازپرس دادسراى امور جنايى موكول كرد.
سفير سوييس، حضورى بدون هماهنگى، لطفا بيرون!
در حاشيه دادگاه صبح ديروز در حالى كه سفير سوييس به طور اتفاقى براى حضور در جلسه محاكمه و ديدن چگونگى دادرسى به شعبه ۷۴ آمده بود به دستور رييس جلسه و با يادآورى يكى از مستشاران دادگاه به پروتكل ژنو كه اتباع بيگانه بدون مجوز و هماهنگى حق حضور در محاكمه هاى علنى را ندارند از وى خواستند كه جلسه دادگاه را ترك كند.
قرار مجرميت براى مسافر تاكسى
فردى كه متهم است در پى درگيرى با يك راننده بر سر كرايه اضافه، وى را به قتل رسانده است، از سوى بازپرس ويژه قتل مجرم شناخته شد.
عصر روز ۲ تيرماه سال گذشته خبر فوت مردى ۴۵ ساله در بيمارستانى واقع در جنوب تهران، از سوى ماموران كلانترى ترمينال جنوب به قاضى بهروز هنرمند بازپرس كشيك قتل پايتخت اعلام شد.
با آغاز بررسى هاى اوليه از شهود مشخص شد كامران توسط فرزاد ۲۸ ساله در حوالى ترمينال جنوب تهران با ضربه چاقو مصدوم شده و پس از انتقال به بيمارستان و انجام اقدامات اوليه پزشكى فوت كرده است.
بازپرس در تحقيقات بعدى متوجه شد كه فرزاد همراه پدر و مادر خود قصد خروج از تهران را داشته اند كه با كامران بر سر گرفتن هزار تومان كرايه بيش تر درگير شده و با ضربه چاقو او را مجروح كرده است.
فرزاد در دفاع از خود به بازپرس شعبه چهارم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران گفت: مقتول به مادرم جسارت كرد و حاضر نبود كرايه ۳ هزار تومانى را ۲ هزار تومان بگيرد. من هم بى اختيار با او درگير شدم و به يك باره متوجه شدم چاقو را در قلبش فرو كرده ام. سپس او را به بيمارستان رساندم اما مقتول دوام نياورد و جان سپرد.
صبح ديروز قاضى هنرمند با گرفتن آخرين دفاعيات از متهم، وى را به دليل وجود ادله كافى در پرونده مجرم شناخت و برايش قرار مجرميت صادر كرد.
پرده از راز حقايق تكان دهنده روز جنايت
آخرين اعتراف : قتل كار نيروهاى ماورايى بود
مرد جنايتكارى كه همسر و كودك ۴ ماهه اش را به طرز دلخراشى به قتل رسانده بود سرانجام پس از انكار انجام جنايت به تشريح اين دو جنايت تكان دهنده پرداخت.
ساعت ۲۰ چهارشنبه هفته گذشته قاضى حسين اصغرزاده، بازپرس كشيك قتل پايتخت از طريق گزارش ماموران كلانترى ۱۶۴ قائم در جريان به قتل رسيدن مادرى ۲۴ ساله به نام نجمه و فرزند ۴ ماهه اش به نام پارسا در منزل مسكونى شان واقع در حوالى شهرك صدف قرار گرفت و بلافاصله در راس اكيپى تخصصى متشكل از ماموران تشخيص هويت و پزشك كشيك قانونى در محل جنايت حضور يافت.
بازپرس با حضور در صحنه جرم با جسد خون آلود اين مادر و كودك در حالى روبه رو شد كه مادر با ضربات متعدد چاقو و كودك با بريده شدن گلو، بر اثر شدت خونريزى از پاى درآمده بودند.
در بررسى هاى اوليه، پدر خانواده كه فردى ۲۲ ساله به نام محمد جواد است با اظهار بى تابى فراوان از بازپرس خواست كه هر چه زودتر حقيقت اين جنايت را كشف كند و بيان كرد كه فردى با انگيزه سرقت وارد خانه اش شده و پس از ربودن گوشواره، طلا و گوشى تلفن همراه همسرش، وى و كودك ۴ ماهه را به قتل رسانده است.
بازپرس ويژه قتل با بررسى موقعيت محل وقوع جنايت از نظر مبادى ورودى و پنجره مشرف به بالكن، با توجه به اينكه آن واحد مسكونى در طبقه دوم يك برج چندين طبقه واقع شده بود و احتمال ورود شخص ثالث به اين خانه بسيار ضعيف بود، تحقيقات خود را روى فردى آشنا متمركز كرد و وجود چند محل جراحت روى دست محمد جواد به همراه نشانه هايى از نگرانى در وجود وى، قاضى اصغرزاده را بر آن داشت كه دستور انجام تحقيقات از پدر جوان را صادر كند.
با گذشت چند ساعت از آغاز تحقيق و بازجويى از محمد جواد وى به راحتى قتل را گردن گرفت اما پس از حضور در دادسراى جنايى تهران ارتكاب هرگونه جنايت عليه همسر و فرزندش را انكار كرد و مدعى شد كه براى فريب ماموران و گرفتن مجوز ملاقات با خانواده اش اقدام به اعتراف كرده است.
به دنبال انكار متهم، پرونده صورت پيچيده ترى به خود گرفت زيرا از يك سو احتمال ورود شخص ثالث به قتلگاه مادر و كودك منتفى بود و از سوى ديگر ارتكاب جنايت به دليل وجود ادله موجود در صحنه، تنها از سوى محمد جواد احتمال مى رفت.
اما پس از گذشت ۴ روز از اين جنايت، صبح ديروز قاضى اصغرزاده بار ديگر متهم را به شعبه دوم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران فرا خواند و از وى خواست تا با بيان حقيقت به كشف اين جنايت كمك كند و دست از فريبكارى بر دارد و سعى در پيچيده كردن پرونده نكند. محمد جواد سرانجام لب به بيان حقيقت گشود و با پرده برداشتن از راز اين جنايت به تشريح قتل همسر و فرزند خود در مقابل بازپرس پرداخت.
متهم به بازپرس شعبه دوم بازپرسى (ويژه قتل) دادسراى جنايى تهران گفت: از حدود چندماه قبل بيكار شدم و بحث اتمام تحصيلات متوسطه ام نيز با مشكل مواجه شد. از طرف ديگر چند ماه در تلاش براى گرفتن كارت معافيت از خدمت نظام وظيفه بودم كه آن هم نتيجه نمى داد. با همسرم از ابتداى فرزنددار شدنمان بر سر اين موضوع اختلاف داشتيم اما نهايتا همسرم به صورت ناخواسته باردار شد و پارسا به دنيا آمد. مساله جابه جايى خانه مان از شهرك صدف به منطقه پيروزى هم گاهى باعث وقوع اختلافاتى در زندگى ما بود. حدود ۲ ماه قبل توانستم به صورت روزمزد كارى پيدا كنم اما مدام از بيكار شدن مجدد خود نگران بودم. هميشه حالتى عصبى داشتم و حتى قرص هاى مسكن و خواب آور مصرف مى كردم.
وى ادامه داد: روز حادثه حدود ساعت ۴ صبح از خواب بيدار شدم. كاملا بى هدف و بدون انگيزه قبلى به سمت آشپزخانه رفتم و از چاقوهاى آشپزخانه كه روى كابينت قرار داشت، بزرگ ترين شان را برداشتم. بعد در حالى كه دستكش زمستانى مشكى رنگى به دست داشتم، به طرف اتاق خواب برگشتم و بالاى سر نجمه ايستادم. هيچ چيز خاصى در ذهنم نمى گذشت و فقط مى خواستم او را بكشم. حدود چند ثانيه نگاهش كردم و سپس اولين خراش را در گردنش ايجاد كردم. ناگهان از خواب بيدار شد و جيغ كشيد. همزمان با جيغ او پارسا هم از خواب بيدار شد و شروع به گريه كرد. نمى دانستم چه كار مى كنم. بى هدف با چاقو به سر و گردن نجمه مى زدم و فقط مى دانم كه ضربات زيادى به بدنش زدم. تا آنكه با بريدگى گلويش كاملا بيهوش شد و جان داد. چون نمى توانستم پارسا را ساكت كنم و مى ترسيدم كه داد و فريادهاى او همسايگان را از موضوع با خبر كند، به سمت او رفتم. با همان چاقو ضربه اى هم به گردن فرزندم زدم و ديگر نمى دانم چه شد كه در كمتر از ۲ دقيقه همسر و بچه ام را به قتل رساندم.
اين متهم در خصوص علت به هم ريختگى كمدها و صحنه جنايت، گفت: بعد از قتل
گوشواره طلاى همسرم به همراه گوشى تلفن همراه او را برداشتم و كشوها و كمدها را به هم ريختم تا يك سرقت را صحنه سازى كنم. بعد به حمام رفتم و لباس هاى خونى ام را داخل يك كيسه پلاستيكى قرار دادم. سپس وسايل را به همراه لباس ها برداشتم و به سمت اداره حركت كردم. بين راه همه را به داخل يك سطل زباله انداختم و به اداره رفتم.
محمدجواد افزود: در اداره با مادرم تماس گرفتم و گفتم كه به خاطر زمين خوردن دستم زخمى شده است در حاليكه دستم به دليل درگيرى با نجمه در هنگام جنايت زخم شده بود. البته بعد از قتل شكل جراحت دستم را به وسيله سوزاندن با سيگار تغيير دادم تا در صورت حضور پليس در صحنه و بررسى زخم ها، ماموران بدگمان نشوند. سپس مادرم خواست كه به خاطر تولدم، عصر به خانه شان بروم و بعد با هم به خانه ما برويم تا تولدم را جشن بگيريم. بعد از اتمام كار به خانه مادرم رفتم و مدتى آنجا بودم. در طول اين مدت چندبار مادرم به خانه مان زنگ زد و از اينكه كسى پاسخ نمى داد ابراز نگرانى كرد. من هم براى آنكه بدگمان نشوند از يك طرف قدرى اظهار نگرانى مى كردم اما از طرف ديگر سعى مى كردم به آنها آرامش بدهم و مى گفتم شايد خوابيده و دو شاخه تلفن را از پريز كشيده است. وى گفت: حدود ساعت هفت و نيم بود كه مادرم با اصرار خواست برويم كيك تهيه كنيم و با هم به خانه مان برويم. نهايتا حدود ساعت هشت به خانه رسيديم و مادر و خواهرم با ديدن اجساد شوكه شدند. من هم به شدت شروع به گريه و زارى كردم و در همين هنگام همسايگان پليس را با خبر كردند. محمدجواد در لحظات آخر بازجويى با بيان اينكه زندگى مشتركشان را با عشق آغاز كرده و تا لحظه آخر به همسرش علاقمند بوده است، به بيان ادعايى عجيب پرداخت و اظهار داشت: حس مى كنم يك نيروى ماورايى و خارجى به من حكم كرد كه همسر و فرزندم را به قتل برسانم.

تحليل قاضى حسين اصغرزاده
قاضى حسين اصغرزاده با صدور دستورات قضايى لازم از قبيل بررسى هاى روانى متهم و استعلامات لازم از مراجع ذيصلاح به همراه انجام تحقيق از متهم و بستگانش براى يافتن انگيزه اصلى از انجام جنايت، به تحليل ريشه هاى وقوع چنين جناياتى پرداخت و به ايسنا گفت: يكى از موارد موجود در ادعاهاى پايانى متهم اين پرونده بحث غلبه و فرمان يك نيروى خارجى براى انجام جنايت است كه متاسفانه در ماه ها و سال هاى اخير به دنبال تصويرسازى هايى گاه نادرست از شخصيت شيطان و ساختن يك موجود اجتماعى از او، قاتلان غيرحرفه اى يا تيزهوش و با سواد پس از انجام قتل با طرح چنين مطلبى مى كوشند روند تحقيقات را منحرف كرده و به حركت جنايتكارانه خود جنبه معنوى بدهند تا هم جامعه و هم قاضى براى كشف انگيزه واقعى جنايت منحرف شوند. وى با اشاره به وضعيت ازدواج متهم با همسرش كه حدود دو سال از وى كوچكتر بود و در زمان ازدواج در چهارسال پيش هر دو در سن بسيار كمى از نظر شرايط ازدواج به سر مى بردند، گفت: همانطور كه دير ازدواج كردن مضرات و هزينه هاى اجتماعى خاص خود را دارد، ازدواج زودهنگام نيز بار مسووليت زندگى را بر دوش افرادى قرار مى دهد كه ظرفيت پذيرش مسووليت را چه به لحاظ مادى و چه به لحاظ روانى ندارند و سرانجام راه گريز از مسووليت را به دليل فقر فرهنگى، در حذف عوامل مسووليت زا مى بينند كه وقوع اين جنايت، مى تواند داراى ريشه هايى اين چنينى نيز باشد. قاضى دادسراى جنايى پايتخت عدم امنيت شغلى را نيز يكى ديگر از عوامل ايجاد عصبانيت، نگرانى و تشويش خاطر جوانان عنوان كرد و با دخيل دانستن چنين تنش هايى در وقوع برخى جنايات از جمله اين قتل، گفت: متاسفانه گاهى با عدم برنامه ريزى هاى دقيق از سوى نهادهاى ذيربط، نرخ بيكارى به وسيله استخدام بدون ثبات افراد در مشاغل مختلف كاهش مى يابد در حالى كه معمولا در زمان اين نوع استخدام ها هيچ تضمينى به فرد مستخدم در راستاى برقرار بودن حقوق و مزاياى مناسب در صورت تغيير شرايط كارى يا بيكارى دوباره داده نمى شود و فرد بيكار زمانى كه با چنين وضعيتى به كار گمارده مى شود هر روز و هر لحظه نگران از دست دادن كار خود و بدتر شدن شرايطش نسبت به آنچه در گذشته بوده، هست، بنابراين با يك برنامه ريزى دقيق مى توان اين معضل را به گونه اى صحيح مديريت كرد تا با كاهش فشارهاى عصبى و تنش بى مورد در جامعه، از وقوع جناياتى تلخ از اين دست پيشگيرى كرد كه هزينه اش بدون شك بيشتر از بسيارى هزينه هاى ديگر است كه مى توان با صرف آن به اشتغال افراد سامان داد.
قصاص قبل از اثبات خيانت همسر
قرار مجرميت براى ترديدى مرگبار
بازپرس ويژه قتل، فردى را كه متهم است در پى ترديد به همسرش، وى را به قتل رسانده بود، با توجه به ادله و شواهد موجود در پرونده مجرم تشخيص داد.
ساعت ۲۰/۵ صبح روز دهم مهر ماه سال۸۴ قاضى بهروز هنرمند از طريق گزارش ماموران انتظامى در جريان وقوع جنايت عليه يك زن در منزلش واقع در غرب تهران قرار گرفت و بلافاصله در راس اكيپى تخصصى از عوامل بررسى صحنه جرم براى كشف حقيقت در محل اعلام شده حضور يافت.
بازپرس با حضور در صحنه با جسد خون آلود زنى ۳۷ساله به نام صديقه در حالى روبه رو شد كه با ضربات متعدد چاقو از پاى درآمده بود.
با توجه به اظهارات بستگان مقتول مبنى بر اختلافات وى با همسرش، بلافاصله دستور بازداشت همسر وى به نام حسين ۴۴ساله به عنوان مظنون به قتل صادر شد و اين شخص تحت تحقيق قرار گرفت.
پس از چند روز تحقيقات فنى و پليسى سرانجام وى لب به اعتراف گشود و پرده از راز اين قتل برداشت.
وى در مقابل بازپرس شعبه چهارم بازپرسى دادسراى جنايى تهران گفت: از مدتى قبل به همسرم مظنون شده بودم تا آنكه روز سوم مهر ماه يعنى يك هفته پيش از وقوع جنايت، همسرم از من خواست او را به خانه خواهرش ببرم. من هم چون خواهر همسرم به تازگى به منزل جديد رفته بودند و منزل شان را بلد نبودم، همسرم را به آدرسى كه خودش داد بردم و جلوى يك آپارتمان كه مى گفت منزل خواهرش در آن است پياده كردم. با گذشت دو روز از اين موضوع وقتى ديدم خبرى از همسرم نشد، نگران شدم و با خواهرزاده اش تماس گرفتم اما او گفت كه صديقه منزل آنها نبوده است. وقتى همسرم به خانه بازگشت سر اين موضوع با هم درگير شديم و من ناگهان به دليل شدت عصبانيت از تناقض گويى هاى او، با ضربات چاقو اقدام به قتلش كردم.
با توجه به گفته هاى متهم و شناسايى منزلى كه مدعى بود همسرش يك هفته پيش از جنايت به آنجا رفته، صاحب خانه كه مردى جوان به نام جواد بود مورد تحقيق قرار گرفت اما ارتباط نامشروع او با صديقه براى بازپرس محرز نشد و به همين دليل با صدور قرار منع تعقيب آزاد شد.
صبح ديروز قاضى هنرمند بر پايه اعتراف صريح متهم و ادله موجود در پرونده از جمله گزارش پزشكى قانونى و گفته هاى مطلعان، وى را مجرم شناخته و پرونده اش را با صدور قرار مجرميت در اختيار داديار اظهارنظر دادسراى امور جنايى تهران قرار داد.
همسركش اموالش را بخشيد و نجات پيدا كرد
فردى كه متهم است همسر خود را به قتل رسانده، در پى تلاش واحد صلح و سازش دادسراى امور جنايى تهران و رضايت ولى دم، از قصاص رهايى يافت.
مهرماه سال ۸۵ ماموران انتظامى از طريق گزارش فردى ۵۲ ساله به نام على در جريان به قتل رسيدن همسر وى به نام فريبا ۴۷ ساله در منزل مسكونى قرار گرفتند و بلافاصله با هماهنگى با بازپرس ويژه قتل تحقيقات خود را آغاز كردند.
با دستگيرى على به عنوان مظنون به قتل، وى در مقابل بازپرس به ارتكاب جنايت اعتراف و دليل خود را اختلافات خانوادگى با همسرش عنوان كرد.
به گزارش ايسنا، صبح امروز به دنبال تلاش هاى قاضى عصمت الله جابرى داديار اجراى احكام و سرپرست واحد صلح سازش دادسراى امور جنايى تهران، مادر فريبا به عنوان ولى دم وى به شرط تمليك خانه و اموال به نام فرزندان مقتول و دريافت مهريه دخترش، از قصاص على گذشت كرد و به اين ترتيب اين متهم پس از حدود يك سال و نيم از وقوع جنايت از مرگ رهايى يافت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |