دوشنبه ۲۶ فروردين ۱۳۸۷
- ۱۴ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۶۲
بين الملل
Tel: 88807156
intl@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
انقلاب آرام آنكارا
در تاريخ ۳۱ ماه مارس سال جارى ، دادگاه قانون اساسى تركيه رسيدگى به پرونده حزب عدالت و توسعه را كه محكوم به نقض قوانين سكولار تركيه بود پذيرفت و كشور را به سوى بى ثباتى هدايت كرد.
با وجود آنكه هنوز مشخص نيست كه نتيجه اين پرونده چه خواهد بود ، اما حزب عدالت و توسعه چه برنده اين پرونده باشد چه بازنده از اين ماجرا با قدرت بيشترى بيرون خواهد آمد. در واقع ، تنها واقعيت موجود در فضاى سياسى تركيه بخصوص از سال ۲۰۰۷ كه دولتى سكولار و مسلمان پا به عرصه گذاشته است اين است كه حزب عدالت و توسعه روز به روز قدرت بيشترى پيدا مى كند.
دليل اصلى قدرت گرفتن حزب عدالت و توسعه تعهد اين حزب براى تكثير دموكراسى و توجه بيشتر به روند پرونده تركيه در اتحاديه اروپا است. از زمان به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ ، اين حزب، سياستى مبنى بر مشاركت سياستمداران را دنبال كرد و تلاش كرد تا با ليبرال ها ، رسانه ها و مردان بزرگ اقتصادى كشور در خصوص پرونده هاى مهم از جمله پرونده تركيه در اتحاديه اروپا همكارى كند.
در مذاكرات سال ۲۰۰۵ ، حزب عدالت و توسعه از پيشبرد اين پرونده در اتحاديه اروپا جلوگيرى كرد و نقش يك بازنده را به خود گرفت. در بهار سال ۲۰۰۷ ، دادگاه قانون اساسى تركيه مانع انتخاب عبدالله گل ، وزير امور خارجه اين كشور به عنوان رييس جمهور تركيه شد.
حزب عدالت و توسعه اين اقدام دادگاه قانون اساسى را به عنوان اقدامى عليه خواسته مردم و انتخاب مردى دين باور به عنوان رييس جمهور قلمداد كرد و با برگزارى انتخابات زودهنگام توانست نزديك به نيمى از آراى مردم را در انتخابات پارلمانى جولاى ۲۰۰۷ به دست آورد.
در ماه آگوست همان سال اين حزب با اتكا به پشتوانه مردم دوباره تلاش كرد عبدالله گل رييس جمهور تركيه شود. اين در حالى بود كه ديگر تلاشى براى سياست همكارى از طرف حزب عدالت و توسعه به چشم
نمى خورد.
تا اواخر سال ۲۰۰۷ ،اين حزب نوپا كه با اكثريت راى مردم به قدرت رسيده بود همكارى با ساير گروه هاى سياسى را از ياد برد. در عوض در ماه فوريه سال ۲۰۰۸ ، قانونى را تصويب كرد كه طى آن به دانشجويان دختر دانشگاه ها اجازه داده شد بتوانند از پوشش اسلامى در كلاس هاى درس استفاده كنند و موضوعى را كه به يكى از مسايل مهم سياسى كشور تبديل شده بود پس از سه هفته بحث به اجرا در آورد.
حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۷ حزبى قابل اعتماد بود ، قدرت حزب عدالت و توسعه وراى شاخه هاى دولت گسترش پيدا كرد. روزنامه نگاران ترك اعلام كردند كه سهم حزب عدالت و توسعه در رسانه هاى تركيه بيش از اين ۵۰ درصد بود.
مقامات امريكايى نيز اين سهم تركيه در رسانه ها را تاييد كردند. هرچند كه حزب عدالت و توسعه ديگر در ميان قدرت هاى بزرگ اقتصادى همانند گذشته جايگاهى نداشت اما اين حزب در همان جايگاه از حمايت نام هاى جديد بهره مى برد كه به قدرت حزب عدالت و توسعه كمك مى كنند.
تصميم ماه گذشته دادگاه قانون اساسى تركيه حمايت عمومى از حزب عدالت و توسعه را افزايش داد. اگر دادگاه قانون اساسى حكم به تعطيلى حزب عدالت و توسعه دهد تنها در راه قدرتمندتر كردن شاخه جديدى از حزب عدالت و توسعه گام برداشته است. حزبى اسلامى كه نماينده عموم مردم است.
البته ، رهبران حزب عدالت و توسعه تمامى اين گزينه ها را پيش بينى كرده اند. در تاريخ ۱۵ مارس ، رجب طيب اردوغان ، رهبر حزب عدالت و توسعه و نخست وزير تركيه ، با اشاره به آيه ۱۷۹سوره اعراف كه در آن خداوند به نتيجه فكر نكردن كه همان جهل و غفلت است اشاره
مى نمايد:   آنان گمراهانند. همان بى خبران و غافلانند . فرداى آن روز وى اعلام كرد كه دادخواست ارايه شده به دادگاه قانون اساسى با خواسته مردم تناقض دارد.
دادگاه قانون اساسى تركيه براى آنكه از قدرت گرفتن بيشتر حزب عدالت و توسعه جلوگيرى كند ، ممكن است حكم به تعطيلى اين حزب ندهد. يكى از احتمالاتى كه وجود دارد اين است كه دارايى هاى فردى حزب را مصادره كند و يا اجازه برداشت هر گونه كمك مالى از صندوق دولتى را به اين حزب ندهد.
اما حتى چنين كارت زردى به حزب عدالت و توسعه ، موجب قدرت گرفتن بيشتر اين حزب مى شود. اين پرونده از آنجا كه در جامعه تركيه به عنوان حكمى عليه خواست عمومى و دين برداشت مى شود موجب قدرت گرفتن حزب عدالت و توسعه خواهد بود.
دادگاه هاى تركيه نقش خود را به خوبى بازى نكرده اند اما در عمل اين دموكراسى تركيه است كه به دادرسى نياز دارد. قدرت حزب عدالت و توسعه كه توانايى ايجاد توازن در راى دادگاه را دارد از نظر سياسى دادرسى نظام سكولار اين كشور را تضعيف مى كند. در نتيجه اقدام بعدى حزب عدالت و توسعه به مراتب از هر اقدام دادگاه قانون اساسى اين كشور مهم تر خواهد بود.
در شرايط يكسان ، يك دهه پيش ، دادگاه قانون اساسى اين كشور حزب رفاه اسلامى را تعطيل كرد و حزب عدالت و توسعه با قدرت بيشترى از ميان ويرانه هاى حزب رفاه اسلامى سربلند كرد. اما مشخص نيست كه اقدام اخير دادگاه قانون اساسى تركيه نيز همان نتيجه را در برداشته باشد.
آنچه مشخص است اين است كه تركيه به سوى يك انقلاب آرام گام بر مى دارد. درحالى كه اقدامات اخير عليه حزب عدالت و توسعه نتيجه خوبى براى دموكراسى نيست ، راه كار ديگر مى تواند بهتر از آنچه كه امروز شاهد آن هستيم نباشد. حزب عدالت و توسعه در جامعه تركيه از جايگاهى برخوردار است كه مى تواند با حمايت عمومى در راس امور در تركيه قرار بگيرد.
دادگاه قانون اساسى تركيه به زودى سرنوشت حزب عدالت و توسعه را رقم خواهد زد اما اين نكته را نبايد فراموش كرد كه هيات منصفه دادگاه در آينده دموكراسى تركيه نقشى نخواهند داشت.
منبع: IR Diplomacy
زندگى نامه عماد مغنيه
مازيار احمدى مقدم
عماد فائر مغنيه متولد سال ۱۳۴۱ شمسى برابر با جولاى سال ۱۹۶۲ ميلادى در روستاى طيردبا از توابع شهر نبطيه در استان صور ديده به جهان گشود، خانواده او شيعه و متدين و به لحاظ اقتصادى فقير بودند.
پدر او آيت الله شيخ جواد مغنيه از علماى برجسته شيعه در لبنان و مادر او زنى صبور و شيرزنى شجاع بود، عماد دو برادر داشت: جهاد و فواد.
جهاد در سال ۱۳۶۳ شمسى در عملياتى عليه رژيم اشغالگر به شهادت رسيد و فواد ديگر برادر عماد در يك عمليات جاسوسى توسط نيروهاى موساد به جاى عماد به شهادت رسيد.
جريان از اين قرار بود كه يكى از جاسوسان صهيونيستى تحت پوشش تاجرى فلسطينى به فواد كه كارهاى تجارى انجام
مى داد نزديك شده و وى را به نزديكى مناطق اشغالى كشاند.
تاجر( جاسوس) اسراييلى با وعده معامله تجهيزات نظامى قرارى با فواد در مناطق اشغالى گذاشت و هدف او چيزى نبود غير از اينكه عماد را به تله بكشاند تا يگان ويژه آدم ربايى موساد بتوانند عماد را بربايند ولى هوش سرشار و مراقبت هاى ويژه اى كه عماد همواره از آن بهره مند بود مانع از اين توطئه شد و هنگامى كه اسراييلى ها پى بردند كه دستشان به عماد نخواهد رسيد به ناچار دستور به ترور فواد داده و او را به شهادت رساندند.
اما عماد مغنيه چگونه عماد مغنيه شد؟
خانواده عماد مغنيه پس از مدتى از صور به جنوب بيروت نقل مكان كردند و در اين منطقه بود كه عماد، تحصيلات ابتدايى و دبيرستان خود را گذراند و پس از آن به دانشگاه امريكايى بيروت(AUB) وارد شد.
او در سن ۱۶ سالگى و در سال ۱۹۸۰ ميلادى به جنبش فتح پيوست و به دليل رشادت ها و توانايى هايى كه از خود نشان داد به عنوان محافظ شخصى ياسر عرفات انتخاب شد؛ با تشكيل حزب الله در سال ۱۳۶۲ شمسى، عماد مغنيه همانند حجت الاسلام سيدعباس موسوى دبير كل وقت حزب الله كه بعدها در يك حمله تروريستى توسط بالگردهاى اسراييلى به شهادت رسيد و همچنين سيدحسن نصرالله دبيركل كنونى حزب الله از جنبش امل كه پايه گذاران آن امام موسى صدر و شهيد مصطفى چمران بودند خارج شده و به حزب الله پيوست.
عماد پس از اجراى چندين عمليات موفقيت آميز به عنوان فرمانده گارد حفاظت مقامات بلندپايه حزب الله منصوب شده و پس از آن به عنوان مسوول عمليات ويژه حزب الله انتخاب شد. اما اين چريك نامدار اسلام چه كرد كه ۳۰ سال تمام سازمان هاى اطلاعاتى، جاسوسى امريكا و غرب و اسراييل و حاكمان كشورهاى مرتجع عربى در پى او منطقه به منطقه روز و شب در جست وجو بودند؟  تا جايى كه حتى FBI جايزه اى ۲۵ ميليون دلارى براى به دام انداختن او چه زنده و چه مرده انتخاب كرد.
عماد مغنيه تنها يك بار در سال ۱۳۶۲ شمسى در عملياتى عليه امريكا در كويت به اسارت درآمد ولى با ترفندهاى گوناگون از دست امريكايى ها رها شد و پس از آن بود كه سازمان جاسوسى امريكا پى به شخصيت واقعى او برده و در پى او لبنان و خاورميانه را زير و رو كرد.
در سال ۱۹۸۳ ميلادى سفارت امريكا در منطقه بيروت مورد حمله قرار گرفت كه طى آن يك كاميون حاوى مواد منفجره و تى ان تى با سرعت زياد به ساختمان سفارت امريكا برخورد كرده و ساختمان را منفجر كرد كه طى آن ۲۶۹ امريكايى كشته شدند؛ شدت و اهميت اين انفجار به حدى بود كه كارشناسان امريكايى اين انفجار را بزرگ ترين انفجار غيراتمى بعد از جنگ جهانى دوم اعلام كردند؛ اما اين پايان كار نبود و تنها به فاصله چند دقيقه از اين حادثه محل تجمع كماندوهاى فرانسوى در بيروت نيز مورد حمله قرار گرفت كه به موجب آن ۵۸ چترباز فرانسوى كشته شدند.
به دنبال اين وقايع، منابع امريكايى، غربى براساس تحقيقات انجام شده عماد مغنيه را به عنوان مجرى و فرمانده اين عمليات معرفى كردند به طورى كه پس از اين حوادث در هر جاى دنيا كه ترور يا عمليات و يا انفجارى بر عليه منافع امريكا و اسراييل انجام مى گرفت، مظنون ترين شخص عماد مغنيه معرفى مى شد.
پس از حادثه ۱۱ سپتامبر نام عماد مغنيه نيز پس از اسامه بن لادن در ليست ۲۲ نفره مظنونين اين حادثه قرار گرفت؛ او در ليست تحت تعقيب FBI قرار داشت؛ ابتدا جايزه اى ۵ ميليون دلارى براى به دام انداختن او تعيين شد اما نتيجه اى در پى نداشت. پس از اين، رقم را به ۲۵ ميليون افزايش دادند ولى باز هم موفق به دستگيرى وى نشدند.
اما حادثه اى كه سبب شد اسراييل عزم خود را جهت ترور و به شهادت رساندن عماد جزم كند شكست در جنگ ۳۳ روزه لبنان بود.
شكست در جنگ ۳۳ روزه پرستيژ شيشه اى نظامى اسراييل و افسانه شكست ناپذير بودن اين نيرو كه داعيه قوى ترين نيروى خاورميانه را نيز داشت فرو ريخت كه عماد نقش پررنگى را در تحميل اين شكست به رژيم صهيونيستى داشت. او فرماندهى نيروهاى حزب الله را در اين جنگ به عهده داشت. اما سرانجام حاج عماد در زمستان ۲۰۰۷ در ماشينى كه در صندلى آن بمبى تعبيه شده و در ۵ كيلومترى مدرسه ايرانى ها در دمشق سوريه قرار داشت به شهادت رسيد.
ساعات اوليه ترور لحظات شادمانى و سرور اسراييل و امريكا و همپيمانانشان بود؛ به طورى كه وزارت امور خارجه امريكا ساعاتى پس از ترور اعلام كرد كه جهان پس از عماد جهانى بهتر خواهد بود.
اسراييل نيز از آن به عنوان دستاورد بزرگ اطلاعاتى و پاسخى به شكست جنگ ۳۳ روزه ياد كرد. اما چند ساعت بيشتر طول نكشيد كه اسراييلى ها پس از خوشحالى به دليل ترور عماد وارد مرحله ترس شده و تمام واحدهاى نظامى به حالت آماده باش درآمده و تدابير امنيتى و حفاظتى تشديد شدند.
به دنبال اين اقدام تروريستى اسراييلى ها، سيدحسن نصرالله دبيركل حزب الله يك روز پس از خاكسپارى عماد مغنيه طى نطقى بر سر مزار شهيد نشسته و بعد از قرائت فاتحه خطاب به اين شهيد گفت: نيازى به سوگند خوردن من ندارى، هرگز به آنها مجال نخواهيم داد كه حتى از اين جنايت خود پشيمان شوند.
اما آنچه مشخص است آسمان جهاد و مقاومت، آسمان پرستاره اى است كه با خاموش شدن ستاره اى چون عماد همچنان ستاره باران خواهد ماند و مكتب شيعى برگرفته از مكتب امام حسين (ع) هزاران عماد مغنيه دارد.
حماسه اى كه او در لبنان آغاز كرد نويد بيدارى ملت ها و الگوى جوانانى خواهد شد كه راه او را با تاسى از افراد با غيرت بيشتر ادامه خواهند داد.
پراكندگى اردوگاه ناتو در جدال با روسيه
بسيارى از تحليل گران مسائل بين الملل ، شكاف در ناتو در پذيرش گرجستان و اوكراين را دليلى بر پيروزى روسيه به عنوان كشورى كه بيشترين نگرانى را از پيشروى ناتو به سمت شرق احساس مى كند  ،
مى دانند.
ايالات متحده حامى بسيار جدى عضويت اوكراين است و  بوش   به يوشچنكو  پيش از اين قول داده بود كه زمينه پيوستن اوكراين به ناتو را فراهم خواهد كرد. آلمان مخالف پيوستن فعلى اوكراين به ناتو است و ترجيح مى دهد آن را به دوره ديگرى موكول كند و فعلا به جشن پيوستن آلبانى و كرواسى اكتفا كند. مقدونيه نيز بايد در صف انتظار باقى بماند و زياد عجله نكند.
تنها مساله اجلاس اخير ناتو پيوستن اعضاى جديد نبود و اعزام۸۰۰ سرباز جديد فرانسوى به شرق افغانستان را بايد خبرى مطلوب براى امريكا دانست كه در ادامه تنبيه فرانسه اين كشور را هر روز بيش از گذشته وادار به همراهى با ايالات متحده مى كند.
با پيوستن سربازان فرانسوى ، كانادايى ها نيز كه باقى ماندن خود را به آمدن نيروهاى ساير كشورها منوط كرده بودند حداقل تا سال ۲۰۱۱باقى خواهند ماند.
مسائل ديگرى نيز بر اجلاس اخير ناتو سايه افكنده بود استقلال كوزوو و طرح دفاع موشكى امريكا در چك و لهستان در صدر اين موضوعات قرار داشتند.
با چنين پيش زمينه هايى بود كه پوتين گفت در صورت الحاق اوكراين و گرجستان به ناتو روسيه واكنشى غيرقابل پيش بينى نشان خواهد داد.
البته قضاوت در مورد پيروزى روسيه بر ناتو دشوار است و نمى توان با اتكا بر جر و بحث بين مركل و بوش ، پوتين را پيروز مسابقه دانست.
جدال كنونى روسيه وناتو را نبايد جدالى با حضور دو عضو دانست بلكه بايد اتحاديه اروپايى را نيز به عنوان ضلع سوم به حساب آورد كه بر تحولات اين سازمان و روسيه تاثير زيادى دارد و البته اين تاثير از كانال آلمان هدايت
مى شود.
روسيه خود را داراى حق ويژه در اعمال نفوذ در مناطق نزديك به خود مى داند و تلاش مى كند به امريكا بفهماند در صورت ناديده گرفتن اين حق براى روسيه، يك بحران سياسى روى خواهد داد.
بوش نيز تلاش مى كند نشان دهد كه طرح سپر دفاع موشكى خطرى براى روسيه محسوب نمى شود و هدف آن مقابله با تهديدات ايران و كره شمالى است. بدون شك بوش نيز اميدوار نيست كه روسيه چنين ادعايى را باور كند. طرح چنين مساله اى صرفا براى قانع كردن افكار عمومى است.
پوتين به بوش گفت: جنگ سرد جديد براى هيچ كس جذابيتى ندارد و راه اندازى دوباره آن ممكن نيست.
وى گسترش ناتو را براى سازمان ملل متحد نيز  خطرناك  خواند ، زيرا وجود آن را زير سوال مى برد.
پوتين همچنين عضويت اوكراين و گرجستان را باعث تهديد امنيت خود مى داند. وى در اظهارنظرى جالب گفت كه با پيوستن اوكراين به ناتو در صورتيكه انتخاب مردم اين كشور باشد و نه نظر نخبگان سياسى ، موافق است. اما او در مورد گرجستان چنين چيزى بر زبان نياورد.
پوتين بهتر از هر كسى مى داند هدف از گسترش ناتو چه كشورى است. روسها بارها ايالات متحده و ناتو را راستى آزمايى كرده اند. روسيه ابتدا اشتياق خود به پيوستن به ناتو را نشان داد. طبيعتا چنين درخواستى بيشتر به طنز مى مانست تا به جد ، زيرا اگر روسيه نيز به ناتو بپيوندد در آنصورت ناتو بايد عليه چه كشورى به فعاليت بپردازد. ايالات متحده به خوبى به اين نكته واقف است كه تنها كشورهايى كه توان به راه انداختن مجموعه اى عليه هژمونى امريكا را دارند مجموعه اى است كه در هر جاى دنيا واقع شده باشد روسيه در متن آن قرار دارد ، به همين دليل مى خواهند قبل از هر اقدامى دست هاى اين كشور را قطع كنند.
در پذيرفتن اعضاى جديدى مانند اوكراين ، گرجستان ، آلبانى ، مقدونيه و كرواسى غير از امريكا و قدرت هاى كوچك تر اروپاى غربى مانند فرانسه و انگلستان بايد نقش ويژه اى براى آلمان قائل شد.
آلمان از هر سياستى كه كشورهاى اروپاى شرقى را از روسيه جدا كند حمايت مى كند حتى اگر جداشدن آن ها به پيوستنشان به اردوگاهى با مركزيت آلمان منجر نشود. باز هم هارت لند مكيندر در مركز دعواى قدرت هاى بزرگ قرار گرفته است. آلمان در هر دو جنگ جهانى از جبهه شرقى لطمات زيادى را متحمل شد و در جنگ دوم از شرق دچار شكست و اضمحلال گرديد.
از پايان جنگ سرد تاكنون آلمان مبالغ هنگفتى را براى جذب كشورهاى اروپاى شرقى به سمت خود هزينه كرده است. آلمان نزديك به چهل ميليارد دلار به كشورهاى اروپاى شرقى كمك اقتصادى اعطا كرده است و از حاميان اصلى آن ها در پيوستن به اتحاديه اروپايى است.
امريكا و آلمان در جدا كردن اقمار سابق اتحاد جماهير شوروى از روسيه ، براى هميشه هم داستان هستند و با هم حركت مى كنند. با اين حال مركل با عضويت گرجستان و اوكراين در مقطع كنونى مخالفت كرد. جدال وى با بوش بر سر پيوستن اعضاى جديد به ناتو باعث حيرت ناظران سياسى شد.
 مركل به خبرنگاران گفت:  نظرات مختلفى در مورد پيوستن اوكراين و گرجستان و در مورد زمان آن و مراتب همكارى با سازمان وجود دارد سخنان مركل در مورد اهميت نظر مردم گرجستان به ناتو در حالى اهميت مى يابد كه بدانيم ۷۷ درصد از مردم گرجستان در يك نظرسنجى به عضويت كشورشان در ناتو راى مثبت دادند به همين دليل پوتين در لازم بودن راى مردم سخنى از گرجستان به زبان نياورد.
اشتاين ماير در اجلاس ۸ مارس بروكسل با ابراز ترديد در مورد امكان پيوستن دو كشور اوكراين و گرجستان زمينه را براى موضع گيرى رسمى كشورش در مورد پذيرش اعضاى جديد ناتو فراهم آورده بود.
چرا آلمان كه منافع استراتژيكى در پذيرفتن گرجستان و اوكراين به ناتو دارد در اجلاس اخير صريحا به مخالفت با اين كار برخاسته است پوتين تمايل زيادى به برقرارى ارتباط نزديك با آلمان دارد و اين كشور را ضعيف ترين حلقه در متحدين واشنگتن مى داند كه مى توان آن را از صف ايالات متحده جدا كرد و يا حداقل مواضع آن را منعطف نمود.
مركل بيش از هر چيز از سرعت تحولات در هراس است زيرا بايد خطر دشمنى شديد روسيه را به جان بخرد. تاكيد مركل بر الزام داشتن راى مردمى براى پيوستن اعضاى جديد را بايد در فضاى سيال كشورهاى اروپاى شرقى جستجو كرد كه هر از چندى دچار آشفتگى مى شوند.
اوكراين شاهد تمام عيار اين موضع است كه دولت اين كشور بين احزاب طرفدار روسيه و
غرب گرا دست به دست مى شود.
آلمان براى بازسازى اروپاى شرقى و رساندن استانداردهاى آن ها براى اروپايى شدن هزينه زيادى پرداخته است اما اين كشورها همواره امريكا را به آلمان ترجيح داده اند.
اين كشور نمى خواهد ديگر چنين هزينه هايى را پرداخت كند و يكى از دو موضوع تبعيت بيشتر كشورهاى اروپاى شرقى يا پرداخت هزينه هاى اضافى اعضاى جديد و تقابل با روسيه ، توسط امريكا را دنبال مى كند.
همكارى كنونى روسيه و آلمان را بايد صرفا يك همكارى تاكتيكى دانست كه دوام زيادى نخواهد داشت زيرا آلمان نيز به اندازه امريكا از جانب روسيه احساس ناامنى دارد اما جايگاه متفاوت دو كشور است كه آن ها را به حالت كنونى رسانده است.
آلمان در ماجراى كوزوو از موضع امريكا حمايت كرد زيرا اين كشور نيز به دنبال استقلال ملت هاى بالكان از سيطره روسيه است ، در حالى كه روسيه از اين كار به شدت برآشفت و كشورهاى غربى را به ناديده گرفتن حقوق بين الملل متهم كرد و اخيرا نيز اعلام كرده است كه مانع پذيرش اين كشور در سازمان ملل خواهد شد.
مركل در حقيقت با عضويت گرجستان و اوكراين مخالف نيست بلكه ترجيح مى دهد اين اتفاق به دوره ديگرى موكول شود تا ضمن كاستن از فشار روسيه بر خود به عنوان نخستين كشور در صف كشورهاى قدرتمند اروپاى غربى در تقابل با روسيه هزينه هاى اين جدال را با آن ها تقسيم كند. در پذيرش نهايى گرجستان و اوكراين در ناتو نبايد ترديد كرد و اين كار در آينده انجام خواهد شد و به تهديدهاى روس ها مبنى بر اقدام غيرقابل پيش بينى نيز نبايد توجهى نشان داد. روسيه نمى داند چگونه بايد مانع پيوستن كشورهاى همسايه خود به ناتو شود. هر چه چنگ و دندان بيشترى نشان مى دهد بيشتر باعث ترغيب كشورهاى اروپاى شرقى و اقمار خود به فرار به سمت ناتو مى گردد.
به نگرانى هاى آلمان بايد مساله انرژى را نيز اضافه كرد زيرا روسيه، كليد گاز اروپا را در دست دارد و آلمان نمى خواهد با باج گيرى روس ها مواجه شود. فرانسه نيز از اين بابت البته در مرتبه كمترى نگران است ولى به خاطر پيروى بى چون و چرا از امريكا قادر به ابراز مخالفت با امريكا نيست.
در حالى كه پوتين صراحتا به مركل گفت كه ما مى توانيم همكارى كاملى با هم داشته باشيم و مركل از دوره جديدى از همكارى و شراكت دو كشور سخن
مى گفت باز هم كسى همكارى بلند مدت دو كشور را باور نمى كند.
اجلاس اخير ناتو به شكل عريانى صحنه برخورد منافع اعضاى اين سازمان بود و قدرت هاى اصلى اين سازمان مانند گذشته از همكارى  همه جانبه  خود سخن نمى گفتند. هنوز هم انديشمندان برجسته اى مانند كنث والتز وجود دارند كه معتقدند ناتو نه همين فردا اما در نهايت خواهد مرد. با اين حال به نظر نمى رسد اين اتفاق پيش از تعيين شدن سرنوشت روسيه اتفاق بيفتد.
منبع: عصر ايران


|   شناسنامه   |   آرشيو   |