|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
احتمال ابتلا به آلزايمر در افراد افسرده
بررسى هاى جديد نشان داده است كه احتمال ابتلا به آلزايمر در افراد مبتلا به اختلال روانى( افسردگى) بيشتر است. دكتر رابرت ويلسون روانشناس مركز پزشكى دانشگاه راش در شيكاگو در اين باره گفت: نتايج مطالعات به ما نشان داده كه افسردگى فقط نشانه پيشرفت آلزايمر نيست بلكه در واقع يك عامل زمينه ساز براى ابتلا به اين بيمارى است. برخى از پژوهشگران معتقدند آلزايمر موجب ابتلا به افسردگى مى شود. در اين تحقيق، گروه ويلسون ۹۱۷ كشيش و راهبه كاتوليك بازنشسته را تحت آزمايش و بررسى قرار دادند. ۱۹۰ نفر از اين افراد در طول اين مطالعه به آلزايمر مبتلا شدند. در اين بررسى معلوم شد افرادى كه در آغاز مطالعه علائم بيشترى از افسردگى نشان مى دادند، احتمال بيشترى داشت كه به بيمارى آلزايمر مبتلا شوند. با اين وجود گروه ويلسون علائمى از شروع ناگهانى افسردگى يا وخيم تر شدن اين بيمارى را در چند سال قبل از آغاز علائم اين بيمارى مغزى (آلزايمر) مشاهده نكردند. ويلسون خاطرنشان كرد: ما تصور مى كنيم كه افسردگى به طريقى به قسمتى از مغز به نام دستگاه ليمبيك آسيب مى رساند و اين بخشى از مغز است كه بيمارى آلزايمر به آن حمله مى كند.
|
|
|
|
|
تاثير مصرف رزمارى در ريزش مو
مصرف اكليل كوهى (رزمارى) باعث گشادى رگ ها و تقويت گردش خون مى شود و بنابراين براى جلوگيرى از ريزش موها مفيد است. اكليل كوهى بومى منطقه مديترانه و كشور اروگوئه است. گل هاى آن در رنگ هاى گوناگون سفيد، صورتى، بنفش يا آبى مى رويند. از نظر خواص طبى و دارويى، اكليل كوهى اثر ضد عفونى كننده داشته و جريان خون را در اندام هاى شكمى افزايش مى دهد و در تحريك ميزان ترشح شيره هاى گوارشى و صفرا بسيار مفيد است. اين گياه شفا بخش براى معالجه رماتيسم، فلج، سستى اعضا، تشنج، اختلالات عصبى و تنفسى و همچنين نارسايى كبد و كيسه صفرا مفيد و موثر است. اين گياه در ايران كمتر مورد توجه طباخان و بانوان آشپز ايرانى قرار گرفته ولى در كشورهاى اروپايى جايگاه ممتازى در آشپزخانه داشته و در تهيه سس ها و گوشت كباب، وجود آن ضرورى است. از برگهاى تازه و خرد شده اكليل كوهى به دليل وجود اسانس معطر و روغن فرار و همچنين بوى خوش در سالاد و در تهيه خوراك هاى مرغ و ماهى استفاده مى شود. پودر برگهاى خشك شده اكليل كوهى به تنهايى يا همراه با ساير ادويه جات به عنوان چاشنى جهت خوش طعم نمودن غذاها به خصوص سس سالاد به كار مى رود.
|
|
|
|
|
گرايش به سيگار كشيدن عامل ژنتيكى دارد
نتايج تحقيقات گسترده نشان داده است كه گرايش به سيگار كشيدن در انسان منشا ژنتيكى دارد. پژوهشگران به تازگى دريافته اند: سيگار كشيدن و ابتلا به سرطان ريه تا ۸۰ درصد به ژنها بستگى دارد. آمارها نشان مى دهد كه هر سال حدود پنج ميليون نفر قربانى سرطان ريه مى شوند كه عامل اصلى آن سيگار است. پژوهشگران در اين مطالعات، ژنهاى افراد سيگارى سالم و بيمار را با افرادى كه سيگار نمى كشند مقايسه كرده و دريافتند كه كروموزوم پانزدهم انسان مى تواند دچار جهش ژنتيكى شود كه در اين صورت ميل به استعمال دخانيات افزايش پيدا مى كند. به گفته كارشناسان ژنتيك حدود نيمى از مردم كره زمين داراى يكى از ژنهاى جهش يافته هستند و در نتيجه تا ۳۰ درصد در معرض خطر ابتلا به سرطان ريه قرار دارند. همچنين ۱۰ درصد مردم داراى دو ژن جهش يافته هستند و حتى در صورت نكشيدن سيگار هم احتمال ابتلا به سرطان ريه در آنها خيلى زياد است. اين تحقيقات در كشورهاى آمريكا، اروپا و ايسلند انجام شده است.
|
|
|
|
|
بعد از صبحانه مسواك نزنيد
اغلب مردم كه به حفظ سلامتى دندان هاى خود اهميت مى دهند، روزى ۳ بار - پس از هر وعده غذايى- مسواك مى زنند. اما تحقيقات دانشمندان در انگليس نشان داده است كه مسواك زدن بلافاصله پس از صرف صبحانه سلامت دندان ها را تهديد مى كند. به گفته پزشكان در هنگام خواب باكترى و پلاك روى دندان ها تشكيل مى شود. از سوى ديگر اسيد و شكر موجود در غذا خاصيت محافظتى ميناى دندان را تضعيف مى كند به اين ترتيب مسواك زدن پس از خوردن صبحانه زمان لازم براى ترميم ميناى دندان را از بين مى برد. به همين دليل پزشكان توصيه مى كنند قبل از صبحانه يا حداقل يك ساعت پس از آن مسواك زده شود. علاوه بر اين استفاده از خمير دندان هاى حاوى فلورايد، پوششى روى دندان ها ايجاد كرده و از آنها در مقابل تاثيرات مخرب اسيد و شكر، محافظت مى كند. در ضمن در هنگام مسواك زدن بايد از فشار بيش از حد بر دندان ها خوددارى كرد.
|
|
|
|
|
چرا مردان دكتر نمى روند؟
يك مطالعه روى هزار و ۶۰۰ مرد ۱۵ تا ۱۹ ساله نشان مى دهد آنهايى كه ديدگاه سنتى نسبت به جنس خود دارند، تصور مى كنند مردها بايد آدم هاى قوى باشند و نقش حامى داشته و نبايد بيمارى و يا مشكلات خود را بيان كنند. پزشكان معتقدند هرچقدر زنان به سلامت خود اهميت مى دهند، مردان نسبت به سلامت خودشان سهل انگار و بى توجه اند. حتما شما هم در اطرافيانتان مردانى را ديده ايد كه وقتى بيمار مى شوند، دكتر نمى روند و اگر هم بروند زمانى مى روند كه بيمارى آنها خيلى طول كشيده و يا شديد شده است. اما اين طرز تفكر را چه كسى به مردان ياد داده يا چرا مردان فكر مى كنند كه نبايد موقع بيمارى ناراحتى هاى خود را بيان كنند و به صرف اين كه خودش خوب مى شود، آن را از ديگران مخفى نگه مى دارند؟ زمانى كه پسربچه اى در يك خانواده وجود دارد و به سن نوجوانى مى رسد، اطرافيان مدام به او مى گويند تو ديگر … بزرگ شدى، مرد شدى، قوى شدى و نبايد از فلان چيز بترسى، نبايد از چيزى شكايت كنى و نبايد ناله كنى و بنابراين اين آويزه گوشش مى شود كه چون يك مرد است و قوى شده و اندامش عضلانى و ورزيده است، نبايد از درد شكايت كند. كم كم ياد مى گيرد كه اگر بيمار شد، سعى كند بيمارى اش را بروز ندهد و اگر تب كرد آن را انكار كند و اگر هم دچار سرماخوردگى شد، بگويد نه چيزى نيست. در حالى كه ممكن است همين مرد قوى و قدرتمند را عوامل بيمارى كه بسيار ريز هم هستند، از پا در بياورد. با وارد كردن اين افكار در ذهن پسربچه ها و يا برخى خرافات و داشتن روحيات مردانه، آنها كمتر براى درمان بيمارى هايشان به پزشك مراجعه مى كنند. نگاهى به آمار در يك مطالعه كه در آن ۴۰۰ مرد جوان شركت داشتند، مشخص شد مردان كمتر عادت دارند تا براى ارزيابى ساليانه، مشاور روانى و كنترل وضعيت جسمى به پزشك مراجعه كنند و نسبت به زنان كمتر از خدمات پزشكى استفاده مى كنند. در يك مطالعه ديگر روى هزار و ۶۰۰ مرد ۱۵ تا ۱۹ ساله هم نشان مى دهد آنهايى كه ديدگاه سنتى نسبت به جنس خود دارند، تصور مى كنند مرد ها بايد آدم هاى قوى باشند و نقش حامى داشته و نبايد بيمارى و يا مشكلات خود را بيان كنند. عده اى ديگر از مردان هم به دليل بى حوصلگى و مشغله كارى به پزشك مراجعه نمى كنند. بسيارى از آنها معتقدند تحمل انتظار كشيدن در مطب را ندارند. اين طرز تفكر حتى روحيه انتقادپذيرى را در پسران نوجوان و جوان كاهش داده و بيشتر آنها را افرادى خودخواه و خودراى بار مى آورد. بر اين اساس پسران فكر مى كنند مراجعه به پزشك علامت ضعف آنها است. پسران بايد از نظر ايمنى عليه بيمارى هايى مانند كزاز، هپاتيت ب و تست هاى غربالگرى از نظر بيمارى هاى قابل انتقال جنسى بررسى شوند. بيشتر مردان زمانى به پزشك مراجعه مى كنند كه پا به سن گذاشته و به اصطلاح دچار گرفتارى هاى دوره سالمندى شده باشند. شايد اين نوع نگرش به دليل عضلانى شدن و قوى تر شدن بدنشان باشد. به گفته پژوهشگران دانشگاه جان هاپكينز، مردان كمتر از زنان به مراكز بهداشتى مراجعه مى كنند و كمتر از خدمات بهداشتى استفاده مى كنند در صورتى كه زنان بيشتر براى ارزيابى هاى ساليانه تنظيم خانواده و ويزيت فرزندانشان نزد پزشك مى روند. در تحقيقات مشخص شده است مردان بيشتر زمانى كه با همسرشان در روابط جنسى مشكل پيدا كنند به پزشك مراجعه مى كنند. حتى احتمال اينكه مردان طى درمان و در دوران استراحت به سر كار خويش بروند بيشتر است. آنها از مشورت درباره بيمارى نسبت به زنان هراس بيشترى دارند. در صورتى كه نياز دارند تا درباره مشكلات و بيمارى شان با پزشك مشورت كنند. بنابراين لازم است طرز تفكر و نوع نگرش مردان به خود و به بيمارى شان عوض شود. زنان و مردان هر دو نگرش هاى متفاوتى به بيمارى دارند. در سال هاى اخير تلاش هاى فراوانى براى بهبود وضعيت بهداشتى مردان و سلامت آنها صورت گرفته است. مردان بايد بدانند پيشگيرى و درمان بهترين راه مبارزه با بيمارى ها است.
|
|
|
|
|
خطر بيمارى هاى قلبى با تغذيه نامطلوب سالمندان
تعداد سالمندان در ايران و همه كشورهاى جهان رو به افزايش است. بيمارى هاى قلبى- عروقى و ديابت از جمله اولين عوامل مرگ و مير و ناتوانى در جامعه و به ويژه در سالمندان بوده و هزينه سنگين اقتصادى براى درمان و نگهدارى افراد سالمند، به اطرافيان وى تحميل مى كند. محققان گروه تغذيه و بيوشيمى دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكى و خدمات بهداشتى درمانى تهران، در پژوهشى آورده اند: شيوع بالاى اضافه وزن در سالمندان ايرانى و همچنين اثر هر دو جانبه سوء تغذيه (لاغرى و چاقى) بر ابتلاى سالمندان به بيمارى قلبى- عروقى و ديابت تاثير زيادى دارد. تامين سلامت سالمندان به عنوان يكى از مهمترين گروههاى آسيب پذير جامعه از جمله اولويت هاى بهداشتى است كه تغذيه و عوامل محيطى در ارتقاء سلامت سالمندان نقش بسزايى دارد. به طور طبيعى مقدار چربى موجود در بدن زنان بيش از مردان است و ضمنا احتمال تحرك فيزيكى در زنان نيز كمتر است كه اين عامل نيز به افزايش احتمال اضافه وزن زنان سالمند كمك مى كند. همچنين احتمال اضافه وزن در افرادى كه بيش از دو ساعت در روز تلويزيون تماشا مى كنند و مبتلايان به بيمارى هاى قلبى- عروقى و ديابت افزايش مى يابد.
|
|
|
|
|
افزايش ديابت نوع دو با كم خوابى
بررسى ها نشان داده خواب كافى موجب تنظيم بهتر قند خون در بدن شده و كم خوابى بر احتمال ابتلا به ديابت نوع دو مى افزايد. تحقيقات نشان داده خواب خوب خوابى است كه عميق باشد و چرت زدنهاى كوتاه در طول شب به هيچ وجه خواب كامل و مناسب تلقى نمى شود. بنابر همين تحقيق مشخص شده چنانچه افراد فقط ۳ شب بى خوابى و يا كم خوابى داشته باشند، حساسيت خود را نسبت به انسولين كاهش داده و ميزان قند خون افزايش مى يابد. به همين ترتيب اگر اين كم خوابى ها مكرر بوده وادامه دار باشد فرد را در معرض ابتلا به ديابت نوع دو قرار مى دهد. در بررسى ها ى قبلى ثابت شده بود كه كاهش حساسيت به انسولين مى تواند منجر به اضافه وزن حتى بيش از ۱۰ كيلوگرم شده و نهايتا با افزايش وزن منجر به ديابت نوع دو شود. لازم به ذكر است كه در خواب كافى و مناسب فرد وارد خواب عميق مى شود و در اين مرحله است كه امواج مغزى كوتاه مى شوند. در اين شرايط بدن در وضعيت خوبى قرار مى گيرد و افرادى كه بدون اختلال و وقفه به طور كامل مى خوابند كمتر در معرض ابتلا به ديابت مى باشند.
|
|
|
|
|
تاثير پيش درمانى با دوز بالاى فوليت در حفاظت از ماهيچه قلب
نتايج مطالعات جديد نشان داده است كه پيش درمانى با دوز بالاى فوليت مى تواند از شدت آسيب وارده به ماهيچه قلب كه هنگام قطع جريان خون به اين عضو بروز مى كند، بكاهد. فوليت نوعى ويتامين ب محلول در آب است كه از مواد غذايى به دست مى آيد. در تحقيقى كه نتيجه آن در نشريه سيركوليشن به چاپ رسيده، موش هاى آزمايشگاهى با فوليت يا شبه دارو تحت درمان قرار گرفتند. پس از يك هفته سرخرگ هاى قلبى سمت چپ اين موش ها به مدت ۳۰ دقيقه مسدود شد. به گفته متخصصان، خون به طور طبيعى اكسيژن را به ماهيچه قلب حمل مى كند كه در اين وضعيت يك گرفتگى ناگهانى و شديد مى تواند منجر به بروز حمله قلبى و يا خارج شدن ريتم قلب از حالت طبيعى شود. اين گونه حالت ها اغلب مرگبار هستند. در پى اين حالت، اغلب ۹۰ دقيقه طول كشيد تا عمليات احيا در برخى از موش ها انجام گرفت و در برخى هم انجام نشد. اين عمليات شامل احيا و بازگرداندن جريان خون قلبى به ماهيچه قلب است. اگرچه اين عمليات براى بازگرداندن فعاليت قلب ضرورى است اما در برخى موارد ممكن است معكوس عمل كرده و باعث اختلال و آشفتگى در عملكرد سلول هاى ماهيچه قلب شود. در اين تحقيقات جديد دانشمندان نشان دادند: موش هايى كه از پيش با فوليت تحت درمان قرار داشتند به مراتب نسبت به موش هايى كه از شبه دارو استفاده كرده بودند كمتر دچار اين اختلال و آشفتگى در عملكرد قلب مى شدند. اين مطالعات از سوى پژوهشگران انستيتو پزشكى جان هاپكينز در بالتيمور صورت گرفته است. در مرحله بعد اين پژوهشگران مطالعات خود را بر روى نمونه هاى انسانى انجام خواهند داد. فوليت و فوليك اسيد انواعى از ويتامين هاى ب محلول در آب هستند و فوليت به طور طبيعى در مواد غذايى وجود دارد. فوليك اسيد نوعى مصنوعى و ساخته شده از ويتامين فوليت است كه در مكمل ها و غذاهاى غنى شده يافت مى شود. وجود فوليت براى توليد و نگهدارى از سلول هاى جديد ضرورى است. وجود اين ويتامين به ويژه در دوره هاى تقسيمات و رشد سريع سلولى مانند دوران جنينى و باردارى اهميت دارد. همچنين تامين فوليت براى ساخته شدن مولكول هاى دى ان آ كه آجرهاى ساخته شده سلول ها هستند، مورد نياز است. فوليت در عين حال از بروز آن دسته از تغييرات در مولكول وراثتى دى ان آ كه منجر به بروز سرطان مى شوند، جلوگيرى مى كند. هم افراد بزرگسال و هم كودكان براى ساخته شدن گلبول هاى قرمز طبيعى در خون و جلوگيرى از بروز كم خونى به فوليت نيازمند هستند. منابع غذايى غنى از فوليت شامل سبزيجات با برگ هاى پهن و سبز مانند اسفناج و برگ شلغم، نخود و لوبياى خشك، حبوبات و فرآورده هاى غلاتى غنى شده و برخى از ميوه ها و سبزيجات هستند.
|
|
|
|
|
رابطه تنش هاى عصبى و غلظت خون
يك فوق تخصص خون و انكولوژى، با بيان اين كه فصد شيوه درمانى مناسبى براى غلظت خون حقيقى است، گفت: استرس و تنشهاى عصبى هم عامل بروز غلظت خون كاذب است. دكتر سيد محسن رضوى، با بيان اين كه استرس و فشارهاى روانى سبب افزايش ترشح آدرنالين و در نتيجه بروز انقباضات عروقى مى شود، اظهار كرد: بدين ترتيب پلاسما به خارج عروق نشت كرده و نسبت آن به گلبول قرمز كاهش مى يابد. وى، تعريق و اسهال هاى شديد را از علل ديگر بروز غلظت خون (پلى سيتمى) كاذب يا موقت برشمرد و افزود: سن شيوع اين عارضه بالاى ۴۰ سال بوده و درمردان شايع تر است. اين فوق تخصص خون و انكولوژى، توضيح داد: در فصول سرد سال، بيمارى در مبتلايان به انسداد ريه (OPD C) تشديد و اكسيژن رسانى مختل و احتمال بروز غلظت خون افزايش مى يابد. دكتر رضوى، افزايش تعداد گلبول هاى قرمز در واحد حجم را، غلظت خون (پلى سيتمى) ناميد و يادآور شد: چنانچه هموگلوبين در مردان بالاتر از ۱۸ و در زنان فراتر از ۱۶ گرم در دسى ليتر باشد، غلظت خون (پلى سيتمى) گفته مى شود. اين عضو هيات علمى دانشگاه علوم پزشكى ايران، با بيان اين كه حجم خون بر اثر ترشح هورمون اريتروپوئيتين از كليه تنظيم مى شود، افزود: در شرايط كمبود اكسيژن، سطح خونى اريتروپوتيين افزايش و سبب تحريك پيش ساز خونى در مغز استخوان و افزايش اكسيژن رسانى مى شود. اين فوق تخصص خون و انكولوژى، با بيان اين كه بيمارى هاى ريوى مزمن، استعمال دخانيات، برخى اختلالات مادرزادى خونى با اختلال در رهاسازى اكسيژن در نسوج در دراز مدت سبب بروز غلظت خون ثانويه (پلى سيتمى) مى شود، گفت: به افزايش توليد خون از منشا خودكارى در مغز استخوان، سرطان خون يا پلى سيتمى حقيقى اتلاق مى شود. دكتر رضوى، ادامه داد: درمان عارضه پلى سيتمى حقيقى، فلبوتومى و يا فصد درمانى و در صورت عدم اثر بخشى شيمى درمانى است. وى، با بيان اين كه در هموگلوبين بالاتر از ۲۰ اكسيژن رسانى هم مختل مى شود، در پايان يادآور شد: از نشانه هاى بالينى پلى سيتمى (غلظت خون) گلگونى چهره، برافروختگى چشم هاست. اين در حاليست كه كندى حركت خون در نسوج حياتى نظير مغز و ريه هم سبب بروز مشكلاتى در مغز نظير اختلالات هوشيارى، منگى، خواب آلودگى، اختلالات بينايى به علت پرخونى سيستم اعصاب مركزى و اختلالات تنفسى مى شود.
|
|
|
|
|
زبان مادرى در مغز چاپ شده است
پژوهشگران ايتاليايى يك منطقه مغزى را كشف كردند كه فعاليت الكتريكى آن مى تواند نوع زبان مادرى افراد را بدون اينكه نياز به سخن گفتن باشد، نشان دهد. محققان لابراتوار الكتروفيزيولوژى دپارتمان روانشناسى دانشگاه ميلان- بيكوكا با همكارى موسسه فيزيولوژى مولكولى شوارى ملى تحقيقات كه نتايج يافته هاى خود را در مجله Biological Psychologyمنتشر كرده اند، كشف كردند كه فعاليت الكتريكى مغزى مى تواند زبان مادرى فردى را كه در سكوت چيزى را مى خواند نشان دهد. اين دانشمندان منطقه اى از مغز را شناسايى كردند كه ناحيه شكل ديدارى واژگان نام دارد و در دايره نرمى شكل چپ كورتكس پس سرى- گيجگاهى واقع شده است. اين ناحيه به طور خودكار شكل حروف و واژگان را تشخيص مى دهد. اين دانشمندان در تحقيقات خود، فعاليت بيوالكتريكى مغز ۱۵ مترجم شفاهى ايتاليايى بسيار حرفه اى را در تشخيص زبان مادرى از زبانى كه از سن مدرسه آموخته بودند مورد بررسى قرار دادند. اين مترجمان توانايى سخن گفتن به زبان دوم خود را تقريبا در سطح زبان مادرى داشتند. در آزمايش كنترل فعاليت بيوالكتريكى مغز مشاهده شد موج اول اين فعاليت با عنوان ۱۷۰ N كه در منطقه ديدارى چپ مغز ظاهر شد تفاوت زيادى با موج دوم داشت. موج دوم مربوط به واژه خوانده شده با زبان مادرى و يا با زبانى است كه پس از پنجمين سال زندگى آموخته شده است. اين پديده نشان مى دهد كه يادگيرى زبان مادرى همزمان با يادگيرى آگاهيهاى مفهومى و هنجارى مثل تجربيات حسى و جسمى توسعه مى يابد. اين دانشمندان در اين خصوص توضيح دادند: كودكى كه چاقو را ياد مى گيرد، شكل صوتى اين واژه در كورتكس گيجگاهى- آهيانه پسين مغز آن پردازش مى شود و همزمان اطلاعات مربوط به تيزى، سردى و برندگى آن را با لمس كردن و نگاه كردن كسب كرده و در كورتكس جسمى- حسى ذخيره مى كند و اينكه تنها بزرگسالان مى توانند از چاقو استفاده كنند به دليل ارزش هنجارى است كه در كورتكس جلوپيشانى مغز اين افراد پردازش مى شود. همچنين درك خطرناك بودن چاقو به دليل ارزش حسى است كه در كورتكس مدارى- پيشانى و در بادامه مغز بزرگسالان توسعه مى يابد. اين درحالى است كه يادگيرى ترجمه انگليسى چاقو يعنى nife k پس از شكل گيرى آگاهى هاى فرد درباره دنيا و منطبق بر آموختن اطلاعات از نوع آواشناسى و املايى اتفاق مى افتد. ثبت فعاليت هاى بيوالكتريكى اين مترجمان تغييرات بسيار جزئى و حساسى را در كنش زبانى اين افراد نشان داد. نتايج اين تحقيقات نشان مى دهد زبان مادرى فردى كه حرف نمى زند، مى تواند با پاسخ بيوالكتريكى كه اين فرد به واژگان مى دهد، درك شود. در حقيقت افراد حتى اگر توانايى سخن گفتن را نداشته باشند، باز مغز آنها زبان مادرى را درك مى كند. در حقيقت يكى از مهمترين تفاوت هاى ميان زبان دوم و زبان مادرى در اين است كه زبان مادرى همزمان با يادگيرى دنياى پيرامون آموخته مى شود درحالى كه يادگيرى زبان دوم تنها به معنى ترجمه كنش زبانى زبان مادرى است.
|
|
|
|