سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۷
- ۱۵ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۶۳
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
سلامت
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
اميدهاى كمرنگ براى قهرمانى
ليگ در هفته ۳۱ تعطيل مى شود
بى تدبيرى در جمع سرخ ها
اميدهاى كمرنگ براى قهرمانى
ميليتو: حق را به هواداران مى دهم
حورا شكيبى ممتاز
بارسا در بازى هفته سى و يكم لاليگا به تساوى بدون گل مقابل ختافه تن داد و همين مساله در كنار پيروزى رئال مادريد فاصله آبى و انارى پوشان را با صدر جدول بيشتر كرده و اميدهاى كاتالان ها را براى قهرمانى به نااميدى بدل كرد. هواداران آنقدر شاكى و نگران بودند كه بلافاصله از خوان لاپورتا، رييس جوان باشگاه خواستند كه استعفا كرده و جاى خود را به فردى شايسته تر بدهد. با اين تفاسير فشارهاى وارد بر فرانك رايكارد نيز به حداكثر رسيده و راهى جز جبران براى كادر فنى و اجرايى باقى نمانده است. گابى ميليتو، مدافع آرژانتينى بارسا نيز از اتفاقات پيش آمده بسيار ناراحت بوده و مدعى است كه هواداران براى خشم وناراحتى هايشان كاملا حق دارند.
ميليتو مى گويد: بايد به هواداران حق داد. آنها براى تماشاى پيروزى تيمشان به نيوكمپ آمده بودند اما در پايان با ناراحتى استاديوم را ترك كردند. آنها پس از پايان بازى دستمال هاى سفيدى را در هوا مى چرخاندند. نتايجى كه ما در اين فصل كسب كرده ايم چندان باب ميل نيست. البته نمى خواهم منكر اين واقعيت شوم كه بازيكنان بارسا با تمام قوا مى جنگند و به تيمشان تعهد دارند و عملكرد مثبتى را ارايه مى دهند. به طور قطع نمى توان رويه اى را كه ما در پيش گرفته ايم زير سوال برد. نمى دانم ايراد كار در كجاست. در فوتبال هرچيزى مى تواند اتفاق بيفتد. تيمى كه تا ديروز در صدر و محبوب بود به يك باره سقوط مى كند و برعكس. به لحاظ تئورى بارسا هنوز فرصت دارد و مى تواند خود را به پله اول برساند.
ميليتو كه حتى با ديدن وضعيت برتر رئال مادريد ترجيح نمى دهد كه هم اكنون در لباس اين تيم توپ بزند مى گويد: فرصت ما همين بازى هاى آينده است. رقابت طى چند هفته اخير بسيار فشرده تر شده است. با اين حال يك نداى درونى به من مى گويد كه ما مى توانيم تا پايان فصل ناكامى ها را جبران كنيم.
ميليتو در ادامه مى افزايد: طى هفته هاى گذشته قدرى بدشانسى آورديم اما اينكه بخواهيم مرتب پشت سرمان را نگاه كنيم دردى از ما دوا نمى كند. در واقع تا بوده چنين بوده كه از گذشته عبرت مى گرفتند و پشيمان نمى شدند. ناچاريم در بازى هاى باقيمانده پيروز از ميدان خارج شويم. در برخى ديدارهاى انجام شده تا به اينجاى فصل متاسفانه مالكيت توپ و زمين را در اختيار نداشتيم. چاره نيز آن است كه از اين به بعد كنترل بيشتر بازى ها را داشته باشيم خصوصا زمانى كه حتى با يك گل جلوتر از حريف هستيم.
گابى همچنين در خصوص بازى بارسا در دور يك چهارم نهايى ليگ قهرمانان اروپا مقابل شالكه مى گويد: حريف آلمانى ما بسيار سخت بود چه دور رفت و چه دور برگشت. آنچنان كه بايد نتوانستيم رضايت هواداران را در بازى هاى اروپايى نيز جلب كنيم. از تك تك هواداران سپاسگزارم چرا كه هيچگاه ما را تنها نگذاشتند حتى در لحظات دشوار و ناكامى ها. مى دانم كه آنها صد در صد از ما رضايت ندارند. بعد از بازى مقابل ختافه هواداران در محل استقرار لاپورتا جمع شده بودند و از او مى خواستند كه باشگاه را ترك كند. بهتر است گاهى حق را به آنها بدهيم. طى ۵ سال گذشته اين اولين بارى است كه هواداران دست به چنين كارى زده اند. شايد علت اين باشد كه تيم بسكتبال بارسا هم نتايج چندان خوبى كسب نكرده و عملكرد باشگاه به كلى زير سوال رفته است. در هر صورت توانستيم به دور نيمه نهايى صعود كنيم و اميدوارم در آن مرحله جبران گذشته را بنماييم.
اين آرژانتينى در خصوص بازى آن شب مى گويد: به دليل كشيدگى ماهيچه ران نتوانستم بيش از يك نيمه براى تيم به ميدان بروم. دوست داشتم ۹۰ دقيقه براى بارسا بدوم و مثمرثمر واقع شوم. در اين مرحله از فصل طبيعى است كه بازيكنان يك تيم احساس خستگى مفرط كنند. اما تك تك آنها و خصوصا هم تيمى هاى خودم بايد بدانند كه چيزى به پايان فصل نمانده و همين بازى هاى واپسين است كه سرنوشت ما را تعيين مى كند. نبايد ارزش كار گروهى را دست كم گرفت. كار راحتى پيش رو نداريم و بايد با تمام قوا بجنگيم. با اين كار حداقل مى توانيم از را ريكارد حمايت كنيم. سرمربى از آغاز فصل بدون شكايت و گله از ستارگانش كار كرده و هيچگاه ما را تنها نگذاشته پس درست نيست كه ما با كم كارى از زير بار مسووليت شانه خالى كنيم. باز هم از هواداران خوبمان مى خواهم كه ما را تنها نگذارند.
ليگ در هفته ۳۱ تعطيل مى شود
تعيين قهرمان، پس از پايان كار تيم ملى

وحيد رسولى

فدراسيون فوتبال تصميم گرفته است پس از اتمام هفته سى و يكم ليگ برتر ايران در روز ۲۲ ارديبهشت، ليگ را موقتا و بهتر بگوييم براى بيش از ۵/۱ ماه تعطيل كند تا در اين مدت پرونده تيم ملى در گروه پنجم انتخابى جام جهانى ۲۰۱۰ بسته و سرنوشت اين تيم مشخص شود و ۳ هفته پايانى ليگ پس از آن و به واقع در نيمه دوم تير ماه برگزار و قهرمان در چنان تاريخى مشخص شود.
دو دليل مهم در اين ارتباط مطرح شده است كه به ترتيب اهميت و اولويت عبارت اند از: ۱- برگزارى ۴ بازى متوالى نهايى ايران در مرحله اول انتخابى جام جهانى در قاره آسيا در عرض بيش از ۲۰ روز ( اين وضعيت براى تمام تيم هاى منطقه است) به گونه اى است كه تمامى حواس ها بايد معطوف به اين قضيه شود، حال آن كه اين احتمال وجود دارد برگزارى ليگ در فاصله اى بسيار نزديك به چنان تاريخ هايى هم تمركز بر كار تيم ملى را غيرممكن سازد و هم كلى خستگى و مصدوميت روى دست تيم ملى بگذارد.
۲- فرض و تصور فدراسيون اين است كه چون ترسيم سرنوشت ليگ به خاطر رقابت حاد و نزديك تيم هاى صدر جدول به هفته هاى پايانى كشيده مى شود و به اين خاطر مسابقات آن هفته ها بايد به طور همزمان انجام شود، بنابراين چنين كارى بايد در زمانى صورت گيرد كه هم تمام توجه ها بر آن متمركز است و هم وضعيت احتمالا متفاوت آن مدعيان در اردوى ملى باعث ايجاد شرايطى مجزا و گونه گون براى هر يك از آنها نشود، به عنوان مثال اگر يكى دو تا از مدعيان سه يار يا بيشتر از آن در اردوى ملى داشته باشند و به اين خاطر ۳ بازى آخرشان به حدود ۲ ماه بعد و به پس از اتمام مرحله اول مقدماتى جام جهانى در قاره آسيا موكول شود، تفاوت و تبعيض زيادى، خواسته يا ناخواسته در وضعيت اين تيم ها و ساير مدعيان قهرمانى به وجود خواهد آمد و نمى توان براى برخى از آنها حالا مسابقه گذاشت و براى سايرين دو سه ماه بعد. مجموعه مسايل فوق مهدى تاج نايب رييس اول فدراسيون فوتبال و همكاران او را به اين فكر انداخته است سرى را كه درد نمى كند، بيهوده دستمال نبندند و هفته هاى پايانى ليگ را به بعد از اتمام بازى هاى گروه پنجم انتخابى جام جهانى در قاره آسيا موكول و به چنان تاريخى ارجاع نمايند.
البته فدراسيون اميدوار است از ۲۲ ارديبهشت كه زمان تعطيلى موقتى ليگ است تا پايان آن ماه آخرين ديدارهاى باقى مانده جام حذفى را برگزار و قهرمان اين رقابت ها را تا آن تاريخ معرفى كند. اما از ابتداى خرداد ماه به بعد همه چيز متمركز بر مسابقات تيم ملى و بهتر بگوييم ۴ بازى واپسين كشورمان در گروه پنجم قاره مى شود. در اين راستا اين تيم ابتدا دو بازى رفت و برگشت خود با امارات را ۱۳ و ۱۸ خرداد انجام خواهد داد و سپس ديدارهاى برگشت خود با سوريه و كويت را در دمشق و تهران برگزار خواهد كرد. در آن صورت مى توان پس از ۵ تا ۷ روز توقف، شروع به برگزارى ۳ هفته پايانى ليگ كرد كه نيمه دوم تير ماه را در برخواهد گرفت.
ماجراى پرضرر
اينها كه گفتيم نما و برنامه كلى فدراسيون در مورد مساله فوق و چيزى است كه سران فوتبال ما مى خواهند و چيزى است كه سران فوتبال ما مى خواهند انجام بدهند و در مورد آن ظاهرا به اجماع هم رسيده و جلساتى هم داشته اند. شايد در نگاه نخست و براساس توضيحاتى كه آمد، همه چيز مثبت و مفيد به نظر آيد و تصور شود كه چاره اى هم جز اين نيست و بايد با اين شرايط ساخت، اما بد نيست متذكر شويم كه ماجراى تعطيلى موقتى حدودا ۵۰ روزه ليگ به همين سادگى نيست كه آن را آورديم. بايد پرسيد بر سر مدعيان قهرمانى در اين مدت چه خواهد رفت و آيا مى توان انتظار داشت كه پس از چنان تعطيلى و ركودى آنها همان فرمى را داشته باشند كه قبل از تعطيلات داشته اند. آيا آنها اصولا مى توانند در آن تعطيلى بالنسبه طولانى آمادگى و شرايط قبلى خود را حفظ كنند و همانى بمانند كه قبلا بودند؟
جواب اين سوالات، ناگفته و از حالا پيداست و به واقع اين تعطيلى امكان دارد سرنوشت ليگ را به كلى عوض كند زيرا ركودهايى از اين دست يك تيم را كه تا زمان تعطيلى ليگ مى تاخته و قدرت نمايى مى كرده است، احتمالا از مسير مناسب و ريتم مثبت خارج خواهد كرد و برعكس تيم هايى را كه تا آن زمان قدرى مى لنگيده اند، احتمالا احيا خواهد نمود و بهتر بگوييم مى تواند چنين فرصت و موقعيتى را نصيب شان كند. استراحت و تدارك هايى از اين قبيل مى تواند دو اثر متفاوت فوق را بر تيم هاى آماده يا ناآماده بگذارد و اگر بگذارد، چه كسى مى تواند منكر تاثير شگرفى شود كه تعطيلى مورد بحث بر سرنوشت ليگ خواهد گذاشت.
بدن سازى مجدد
بحث آمادگى جسمانى و فصل بدن سازى تيم ها نيز مطرح است، به اين معنا كه وقتى ليگ را مثلا ۴۵ تا ۵۰ روز تعطيل مى كنيم، تيم ها مجبورند براى شروع مجدد ليگ و زمان بازگشايى آن از نو و به گونه اى بدن سازى كنند و اين خود يك دردسر اضافى است و وقتى تيمى به اين مرحله مى رسد، طبعا بايد دو سه بازى تداركاتى را هم براى خود جور كند و همه اينها زحمات و دردسرهاى اضافه اى است كه بر اثر تاخير افتادن در اتمام ليگ پيش مى آيد و اصلا نبايد آن را كوچك شمرد.
بديهى است كه سرنوشت تيم ملى بسيار مهم است و بايد تمامى تلاش ها را به كار گرفت تا اين تيم بتواند از مرحله اول انتخابى جام جهانى گذر كند و به مرحله بعدى برسد و درصد و ضريب اين مساله زمانى تقويت و بيشتر مى شود كه در نظر بگيريم تيم ملى در دو بازى اولش بد نتيجه گرفته و بيشتر از دو امتياز نيندوخته، بنابراين ۱۲ امتياز باقى مانده ۴ ديدار باقى مانده از نهايت اهميت برايش برخوردار است و از هيچ سلاح و تدبيرى در اين ارتباط نبايد غافل ماند.
گناه تيم ها چيست؟
اما در اين ميان تقصير و گناه تيم هاى ليگ چيست كه تمامى شان مسابقات فصل ۸۷-۱۳۸۶ را از شهريور ۸۶ شروع كردند و با اوصاف فوق زودتر از انتهاى تير و يا اوايل مرداد ۸۷ به پايان نخواهند رساند. اين بدان معنا است كه ليگ واقعا استثنايى ما ۵/۱۰ تا ۱۱ ماه طول خواهد كشيد تا به ثمر و نتيجه نهايى خود برسد. آيا منطقى است؟!
بى تدبيرى در جمع سرخ ها
فيفا با باشگاه طرف است نه با افراد
همان طور كه به راحتى قابل پيش بينى بود، طلب ۷۰ هزار يورويى آرى هان از پرسپوليس دردسرساز شده و اين مربى نامدار هلندى با طرح و اقامه دعوا نزد فيفا، موفق شده است مجوز قانونى نيل به اين پول را از نهاد حاكم بر فوتبال جهان بگيرد. فيفا در اين راستا سرخ ها را تهديد كرده است كه اگر در اسرع وقت پول مربى سابق اندرلشت و اشتوتگارت و تيم ملى كامرون را ندهند، باز هم پرسپوليس را دچار كسر امتياز در جدول رده بندى ليگ ايران خواهد كرد.
دو جور پاسخگويى و نقل قول هاى متفاوت را در قبال اين موضوع شنيده ايم. يكى حرف هاى حبيب كاشانى را كه در مقام مديرعامل پرسپوليس مساله تهديد فيفا را تاييد و وجود چنين رويدادى را تصديق كرده و گفته است كه هان با رجوع به فيفا احكامى را در اين خصوص دريافت كرده است و حرف هاى او به وضوح بوى نگرانى ناشى از عدم حل مشكل را مى دهد و دوم، اظهارات برخى سران ديگر قرمزها است كه با لحنى بيش از حد خوشبينانه وعده حل مشكلات و پرداخت تمامى بدهى هان و آمادگى مالى باشگاه براى اين مهم را داده اند.
به ادعاى اين مقام ها پول قطعا به حساب هان ريخته مى شود و تقصير از خود وى بوده كه نه خودش و نه وكلايش طى اين مدت براى دريافت دستمزدشان به پرسپوليس رجوع نكرده اند! اين در حالى است كه كاشانى در مصاحبه اى به روشنى گفته است كه باشگاه متبوعش در انتظار كمك نقدى سازمان تربيت بدنى است و فقط زمانى مى تواند پول هان را بفرستد كه چنين كمكى را دريافت دارد. صحبت هاى كاشانى نيز لزوما نشانگر ضربتى بودن اين كمك و اضطرار و عجله سازمان تربيت بدنى در اين خصوص نيست و بدتر اين كه هنوز چند طلبكار خارجى ديگر روى دست قرمزها مانده اند كه كمك مربى اهل تركيه فصل گذشته آنان و به واقع دستيار مصطفى دنيزلى از آن دست است و به يكى دو نفر ديگر نيز مى توان در اين ارتباط اشاره كرد و اگر طلبكاران داخلى پرسپوليس را نيز بر حساب هاى خود بيفزاييم، بايد بلافاصله به اين باشگاه توصيه كرد كه خودش تعطيل كند و برود(!) زيرا نه فقط خطر ورشكستگى تهديدش مى كند، سرانجام امتيازات كسر شده از آن به جايى خواهد رسيد كه تيم بايد به ليگ هاى پايين تر ارجاع شود و در آن زمان تيم را ديگر نمى توان چندان جمع كرد.
در اين ميان تاكيد چند باره كاشانى بر اين كه حساب هاى مالى پرسپوليس در سال ۸۶ يعنى دوره كار وى ايرادى نداشته و همه حساب و كتاب هاى اين عصر دقيق و شفاف است، حتى اگر صحت داشته باشد، مشكلى را حل نمى كند و فايده اى ندارد و مهم آن است كه پرسپوليس همچنان به اين و آن بدهكار است و چون مركزيت و خط مشخصى در جمع مديران باشگاه براى پرداخت ديون باشگاه وجود ندارد ( و يا اگر دارد، قابل رويت نيست) نمى توان مطمئن بود كه مشكلات بعدى از راه نرسد و كمر باشگاه بر اثر شدت و تعدد قروض پرسپوليس نشكند. چنان كه معضل هان از راه رسيده است و پيش از آن دير كرد در پرداخت دستمزد رافايل سبب شده بود پرسپوليس ۶ امتياز در جدول رده بندى ليگ جريمه شود و اگر ماجراى دروازه بان مقدونيه اى سابق تيم در آخرين ساعات جمع و جور نمى شد و يا برخى خارجى هاى طلبكار ديگر تنبلى نمى كردند و مسايل خود را با شتاب بيشترى تعقيب مى كردند، قرمز ها اينك امتيازى در جدول رده بندى ليگ نمى داشتند!
بر اثر مسايلى از همين دست و قصورهاى كلان مديريت هاى فعلى و سابق پرسپوليس، اين تيم كه با فاصله اى زياد نسبت به سايرين اميدوار اصلى قهرمانى در ليگ برتر كشور بود، اينك به زير سايه سپاهان رفته و صباباترى نيز در عمل به سرخ ها رسيده و استقلال هم پرسپوليس را در تيررس خود قرارداده و با اين اوصاف لطمات روحى كلانى به اين تيم وارد شده كه به هيچ شكل نمى توان آن را توجيه كرد و پذيرفت و يا بهانه اى را براى آن منطقى دانست.
چرا؟
در چنين شرايطى سران پرسپوليس چه امروزى ها و چه قبلى ها، هر يك فقط كوشيده اند گناه را به گردن ديگرى بياندازند. اگر اين حرف  روساى كنونى مبنى بر اين كه بدهكارى ها و ديون در دوره روساى قبلى شكل گرفته قابل پذيرش باشد، اين نيز قابل قبول نيست كه مديران فعلى با علم به خطير بودن وضعيت و دشوارى اوضاع باز در پرداخت مبالغ لازم كندى و تامل كلان به خرج بدهند و در انتظار حل مشكلات و يا گذشت شاكيان از درخواست هاى خود و عدم پيگيرى آنان باشند.
به واقع كاشانى از زمان دريافت تهديدها و مهلت گذارى هاى فيفا متوجه خطير بودن شرايط شده بود و معلوم نيست او چرا فقط زمانى اقدام به پرداخت قروض رافايل كرد كه ديگر كار از كار گذشته و ۶ امتياز از حساب پرسپوليس كسر شده بود و اصولا چه حاصل از آن مساله، اشتباهى كه برخى مديران مى كنند، اين است كه فقط مى خواهند بيلان دوران مديريت خود را مطرح و آن را بى عيب تلقى كنند، حال آن كه نهادهاى جهانى با افراد طرف نيستند و فقط باشگاه را مى شناسند و شخصيت حقوقى و حقيقى طرف مذاكره آنها باشگاه ها هستند و نه لزوما افراد اداره كننده آنان و آن چه در پرسپوليس ايراد داشته است و دارد، نقصان اساسى در پرداخت ها و تاخير در تسويه حساب با افراد است و كارى كه فيفا بنابر وظايفش انجام مى دهد رسيدگى به اين مساله است و نه لزوما اين كه خطاى مذكور در زمان كاشانى روى داده است يا انصارى فر يا …
تحت هر شرايطى
به همان ميزان و روال هر اخطاريه اى كه به دست باشگاه مى رسد، بايد توسط رييس وقت به سرعت پيگيرى و رفع مشكل شود و در غير اين صورت به سرنوشت تلخ پرسپوليس دچار خواهيد شد. به وضعيت تيمى كه نمى داند الزام هاى بستن قراردادهاى حرفه اى با اين و آن چيست و اگر به بازيكنى واقعا نياز نيست نبايد با او قرارداد منعقد كرد ولى اگر اين كار صورت پذيرفت، بايد تحت هر شرايطى به آن متعهد ماند و اجرايش كرد.
گذر و نظر
پگاه عجب شيرى بود
روز استقلال نبود يعنى خودشون نخواستن كه روزشون نباشه. البته ما كه ديگه عادت كرديم و واسمون تازگى نداره. استقلال چند دقيقه اول بازى رو خوب كار مى كنه بعد رفته رفته كم مى ياره و عقب مى شينه. حالا حمله كه نمى كنه هيچ پشت سر هم گل مى خوره، اونم چه گل هاى مفتى. انصافا مدافعان آبى ها بدترين روزشون رو گذروندن آرش برهانى هم كه يا توپ رو گم مى كرد و يا پاس به حريف مى داد. شايد اگه بره تو تيم حريف بيشتر به درد بخوره. مجيدى هم اگه نبود بهتر مى شد.
فيروزخان هم كه خودش رو راحت كرده بود و از اول بازى روى نيمكت نشست و يه عصا هم گرفته بود دستش كه خداى نكرده مجبور نشه آخر بازى كه تيمش ۴ تا گل خورد بياد جلو دوربين و جواب پس بده. معمولا زمان هرچى سپرى مى شه مصدوميت هم بهتر مى شه ولى قضيه كريمى مثل اينكه فرق مى كنه و تازه يادش افتاده كه عصا دستش بگيره.
حسرت به دل
چقدر دلشون رو خوش كرده بودند، مى گفتند بعد از چند سال خون دل خوردن امسال قهرمان مى شيم اون هم با فاصله، اون هم مقتدرانه، پرسپوليسى ها رو مى گم كه تيمشون تو نيم فصل عنوان اول رو هم كسب كرد، اما معلوم نيست كه يه دفعه چى شد كه ورق كاملا برگشت، پرسپوليس بعد از باخت به پاس همدان هرچى كه تو نيم فصل اول جمع كرده بود به باد داد و حالا تقريبا بايد خواب قهرمانى رو ببينه، بيچاره هوادارهاى قرمز اين طور كه معلومه امسال هم دستشون به جايى بند نمى شه.
البته اين وسط بايد براى يكى ديگه هم دل سوزوند، اون هم كسى نيست جز افشين قطبى كه تا همين چند هفته پيش لقب امپراتور رو بهش داده بودند، اما روز جمعه اين لقب از طرف هوادارهاى استقلال اهواز به تمسخر گرفته شد تا قطبى بفهمد كه همه چيز در فوتبال به تيپ و پرستيژ ختم نمى شه و نمى شه باخت و آمد مودبانه اون رو توجيه كرد، هر چقدر هم كه مودب باشى وقتى ثمره تلاشت رو ظرف ده هفته به باد مى دهى ديگر كسى نگاه نمى كنه كه چطور حرف مى زنى و چگونه رفتار مى كنى، اين كه علت چيست كارى نداريم اما بيچاره پرسپوليس كه باز هم سرش بى كلاه موند، بيچاره هوادارها كه باز هم حسرت به دل موندند.
دايى نيرو هوايى رو هم برد
وضعيت خوبى داره اين سايپا، تيمى كه على دايى آقاى گل جهان سرمربى تيم ملى، رو نيمكتش مى شينه. به علاوه يك برد و يك مساوى قبل از بازى با نيروى هوايى عراق كسب كرده و با ۴ امتياز صدرنشين بود. خلاصه سايپا با روح و روانى عالى رفت به كويت. نه اشتباه نكنيد نيروهوايى باشگاه عراق ولى از صدقه سرى نيروهاى امريكايى و به دليل نبودن امنيت بازى تو كويت برگزار شد. مهم تر از همه چيز كسب نتيجه بود كه خدا رو شكر شاگرداى دايى ۳ امتياز رو گرفتن و با دست پر به ايران برگشتن. سايپا صدرنشين گروه خودش هست و به اصطلاح سرنوشت رو خودشون مى تونن رقم بزنن. درسته كه دايى تو ليگ برتر انتظارات رو برآورده نكرده و خيلى انتقاد ازش مى شه اما نبايد راه رو با اين انتقادها براى صعود به مرحله بعد از سايپا بگيريم به ويژه كه اميد اكثرمون به سايپاست چون سپاهان نماينده ديگه كشورمون ته جدول هست و اميد زيادى بهش نداريم.
سپاهان برد ولى قعرنشين شد
اصولا از قهرمان و نايب قهرمان انتظارات بيشترى مى ره حالا تو هر ورزشى كه باشه. مخصوصا اگه فوتبال باشه ولى نايب قهرمان آسيا كه سپاهان خودمون باشه امسال رو خيلى بد شروع كرده و ۲ تا باخت خيلى خيلى بد داد، يكى به الاتحاد سوريه يكى هم به كروفچى ازبكستان. ولى حريف بعدى سپاهان الاتحاد عربستان بود كه به تهران اومد و يه بازى نه چندان جالب انجام داد. البته سپاهان هم زياد خوب بازى نكرد و بايد قبول كنيم كه فقط نتيجه رو گرفتن كه از همه چيز مهم تر بود. ويرا كه مى دونست اصفهانى ها بيشتر از اين تحمل شكست رو ندارند حسابى حواسش رو جمع كرده بود كه اول از همه گل نخورن و بعد اگه شد از ضدحملات استفاده كنن. صالحى و عقيلى ۲ گل به فاصله ده دقيقه از هم زدن ولى چه فايده كه يه دفعه همچين عقب  نشستن كه عرب ها از هر طرف كه خواستن حمله كردن و آخر سر هم يكى از گل ها رو جبران كردند. بايد به جناب ويرا بگيم كه هميشه دفاع كردن به نفع تموم نمى شه و اگه عرب ها يه خورده هوشيارتر بودن شايد مساوى هم مى گرفتن. درسته كه طلايى پوشان بردن ولى هنوز هم قعرنشين جدول گروهشون هستن و چشم به معجزه دارن.
زنگ خطر براى فوتبال ملى
اوايل كسى به رنكينگ فيفا كارى نداشت و اهميت نمى داد. يادش بخير يه زمانى بعضى ها تازه مى خواستن مسخره كنن رده بندى فيفا رو وسط مى كشيدن و به نظر آقايونى چون شاهرخى رنكينگ فيفا فقط جنبه سرگرمى داشت ولى از وقتى برانكو اومد و در بهترين شرايط اول آسيا و هفدهم جهان شديم فهميديم كه همچين هم كه مى گن نيست سران فيفا بيكار نيستن كه ماهانه رنكينگ جديد رو اعلام مى كنن. اون موقع بود كه برانكو از اين حربه به عنوان چماق استفاده كرد و هر وقت هر كى ازش انتقاد كرد با رتبه هفدهم دنيا ساكتش كرد و آخرشم كه بعد جام جهانى مثل فرارى ها به ايران برنگشت تا جواب همون منتقد رو بده. بگذريم. يه باخت به بحرين و يه تساوى با كويت واسه فيفا كافى بود كه از رده چهل و يكم به رده پنجاه و يكم سقوط كنيم اونم از نوع سقوط آزاد، حالا بماند كه تو آسيا هم ديگه خبرى از آقايى تيم ملى ايران نيست و بعد از ژاپن، استراليا و كره، چهارم هستيم كه اگه همين جور پيش بريم خيلى سريع مى تونيم شگفتى ساز بشيم و پسرفت كنيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |