سه شنبه ۲۷ فروردين ۱۳۸۷
- ۱۵ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۶۳
بين الملل
Tel: 88807156
intl@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
سلامت
بين الملل
آرشيو
تماس با ما
«نقطه عطف» نافرجام
مازيار احمدى مقدم
رزمايش دفاع شهرى كه در سرزمين هاى اشغالى انجام گرفت براساس ادعاى سردمداران اسراييل بزرگ ترين مانور نظامى اين رژيم از نظر وسعت و ميزان آماده باش در تاريخ شكل گيرى اين رژيم بود.
اين رزمايش كه در تاريخ ۶ آوريل برابر با ۱۸ فروردين ۱۳۸۷ برگزار شد به مدت ۵ روز به طول انجاميد و نقطه عطف دوم ناميده شد.
 تمام ارگان هاى دولتى از جمله پليس اسراييل، يگان مقدم داخلى آى دى اف و ديگر بخش هاى نظامى، كليه بيمارستان ها، خدمات آتش نشانى و امداد، سرويس هاى امنيتى و آموزش و پرورش در اين رزمايش شركت داشتند.
پيش از برگزارى اين مانور، يك تمرين اورژانسى و بيمارستانى به منظور آزمايش ظرفيت مركز پزشكى باريزيليا شهر آشكون، در صورت اصابت يك فروند موشك شيميايى سمى انجام شد كه تمامى پزشكان و پرستاران به همراه تجهيزات مربوط و همچنين حدود يكصد مامور آتش نشانى، به همراه خودروى آتش نشانى در اين رزماش شركت داشتند. اين مانور از روز يكشنبه آغاز و در ساعت ۱۰ روز سه شنبه وارد مرحله اصلى خود شد. در اين روز با به صدا درآمدن آژير خطر در سرتاسر فلسطين اشغالى تمامى واحدهاى از پيش تعيين شده با تمامى پرسنل به حال آماده باش درآمدند.
با به صدا درآمدن آژير خطر، نيروهاى امدادى شروع به تخليه عمومى از مناطق مورد اصابت موشك قرار گرفته فرضى كرده و بيمارستان ها نيز توانايى هاى خود را براى درمان هزاران مصدوم فرضى به معرض نمايش گذاشتند.
همچنين كليه وزارتخانه هاى دولتى و همچنين دانش آموزان مدارس چگونگى ورود به پناهگاه ها را تجربه كردند.
نقطه اوج اين رزمايش در روز چهارشنبه بود؛ در اين روز شهرهاى سرزمين اشغالى از جمله شهر حيفا(مهم ترين بندر تجارى تفريحى اسراييل) و از جمله شهرهاى فاصده و ميدون براى مقابله با نشت مواد سمى و شيميايى در معرض رزمايش شبيه سازى شده قرار گرفتند.
در روز پنج شنبه كه آخرين روز اين رزمايش بود احتمال هدف قرار گرفتن سرزمين هاى اشغالى با موشك هاى دوربرد و همچنين سلاح هاى شيميايى و نحوه رساندن مردم به بيمارستان ها مورد آزمايش قرار گرفت.
اين رزمايش تحليل ها و نگرانى هاى بسيارى را در منطقه و جهان ايجاد كرد و سبب واكنش هاى مختلفى در ميان همسايگان و دولتمردان منطقه شد، به طورى كه به دنبال اين مانور ارتش لبنان به حالت آماده باش درآمد و فواد سينيوره نخست وزير لبنان درباره عواقب و نيز سوءاستفاده هاى احتمالى از مانور به رژيم صهيونيستى هشدار داد؛ همچنين حزب الله لبنان، مانور نظامى اسر اييل را نشان دهنده آمادگى اسراييل جهت به راه انداختن جنگى تازه در منطقه تعبير كرد، شيخ نعيم قاسم معاون دبير كل حزب الله با بيان اين كه رزمايش بر ماهيت خصمانه اين رژيم دلالت دارد، از آمادگى حزب الله جهت رويارويى و جنگ جديد با اين رژيم خبر داد.
اما واكنش هاى عملى به اين رزمايش تنها به حزب الله و ارتش لبنان ختم نشد بلكه به دنبال اين مانور ياسين بوزيان سخنگوى نيروهاى يونيفيل در جنوب لبنان به خبرنگاران گفت: نيروهاى يونيفيل سطح فعاليت هاى خود را در اين منطقه به خصوص مرزها بالا برده ولى اعلام شرايط ويژه نخواهند كرد؛ وى به خبرگزارى فرانسه گفت: بر تعداد گشت هاى يونيفيل به خصوص در خط آبى مرزى خواهد افزود تا براى هرگونه تجاوز احتمالى آماده باشند.
پيش تر نيز، ارتش اسراييل به ساكنان مناطق مرزى و ساكنان مناطق روستايى كه در مرز با اين رژيم قرار گرفته اند و از جمله روستاى مرزى الوزانى هشدار داده بود كه از نزديك شدن به سيم خاردارهاى مرزى خوددارى كرده و ظرف مدت رزمايش مراقب خود باشند.
همچنين دكتر سبحانى، سفير سابق ايران در لبنان و كارشناس مسايل خاورميانه در گفت وگو با سايت خبرى آفتاب اعلام داشت كه اسراييل اين مانور را در جهت بازسازى روحيه از دست رفته ارتش و مردم خويش انجام مى دهد و اين مانور عمدتا به مسايل داخلى اين رژيم مربوط مى شود و بعيد است كه اين مانور نشان دهنده حمله جديدى از سوى اسراييل باشد زيرا اين رژيم جهت حمله جديد به شرايط ويژه اى نياز دارد كه در حال حاضر داراى اين شرايط نيست. اما به دنبال اين حساسيت ها و واكنش ها، مساله ديگرى نيز مطرح است و آن اين كه آيا رژيم صهيونيستى توانست به تمامى اهداف پيدا و پنهان خويش دست پيدا كند و آيا نتايج به دست آمده همان نتايج مورد دلخواه اين رژيم بود: رژيم صهيونيستى كه در تبليغات دو هفته اى خود، اين مانور را بزرگ ترين مانور تاريخ خود مى ناميد و با آب و تاب تمام آن را به رخ همسايگان و كشورهاى منطقه مى كشيد و كار را به جايى رسانده بود كه با اتكا به نمايش قدرت خود از طريق اين مانور لب به تهديد ايران و حزب الله گشود به طورى كه سردمداران اين رژيم ( وزير زيربنايى رژيم صهيونيستى) تهديد كرد كه ايران و حزب الله بايد نابود شوند آيا توانست به نتايج دلخواه دست پيدا كند؟
به گفته مسوولين برگزاركننده اين رزمايش و همچنين رسانه هاى گروهى كه اين مانور را تحت پوشش قرار داده بودند اين رزمايش نتوانست به اهداف از پيش تعيين شده دست پيدا كند شكست خورد!
از موارد شكست و دلايل ناموفق بودن اين رزمايش مى توان به اين موارد اشاره كرد: شايد عدم اطلاع رسانى جامع و كامل يكى از مهم ترين دلايل شكست اين عمليات بود .
مردم شهرهاى سرزمين هاى اشغالى اطلاع كاملى از چگونگى و انجام اين عمليات نداشتند، بنابراين نمى توانستند واكنش و رفتار مناسبى در مواجهه با عمليات داشته باشند؛ هنگامى كه آژير خطر به صدا درآمد بسيارى از شهروندان اسراييلى صداى آژير را نشنيدند! و طبيعتا نتوانستند به آن واكنشى نشان دهند.
در جريان برگزارى اين مانور بسيارى از پناهگاه ها از بين رفتند، همچنين كمبود وسايل دفاع شهرى مزيدى بود بر علت تا بر ترس و وحشت مردم در مواجهه واقعى با اين گونه شرايط افزوده شود، به طورى كه بسيارى از شهروندان و مسوولين شهردارى و مديران مدارس از اين شكست ابراز نگرانى كرده و عقيده داشتند كه با اين شرايط ديگر احساس امنيت نخواهند كرد.
شايد ملموس ترين نتيجه اى كه رزمايش نظامى اسراييل با آن همه طمطراق و تبليغات رسانه اى و روانى در پى داشت همانا اين بود كه به گفته شهروندان اسراييلى با اين شرايط ديگر احساس امنيت نخواهند كرد!
خليج فارس؛ ريشه در تاريخ اسلام
مينا على اسلام
اتحاديه عرب شوراى همكارى خليج فارس و برخى كشورهاى عربى به طور مداوم در حركتى تكرارى ادعاهايى در مورد جزاير سه گانه ايرانى و نام خليج فارس مطرح كرده و بعضا با صدور مصوباتى در اين خصوص و حتى ارسال اين مصوبات به دبيركل سازمان ملل انتشار آنها را بعنوان اسناد رسمى شوراى امنيت درخواست مى كنند.
در تازه ترين اين اقدامات بيانيه اجلاس سران اتحاديه در سوريه به اين موضوع پرداخته است. به جز اين مورد موتور جستجوى اينترنتى گوگل ايرث اقدام به تقسيم خليج فارس به دو قسمت شمالى و جنوبى و با دو نام متفاوت خليج فارس و خليج عربى كرده بود كه از استناد و استدلال تاريخى تهى بود با اين وجود ايرانيان در حركتى اعتراض آميز نسبت به اين اقدام دست به جمع آورى يك ميليون امضا كردند كه با اين كار سايت جستجوگر گوگل مجبور به تغيير نام جعلى و بازگرداندن نام خليج فارس شد.
جمعه بيست و سوم فروردين ۱۳۸۷اكبرهاشمى رفسنجانى رئيس مجلس خبرگان رهبرى و دبيرمجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به رفتار كشورهاى «دوست و همسايه ايران» در خصوص تغيير نام خليج فارس و ادعاهايى كه در مورد جزاير سه گانه مطرح مى كنند گفت كه ايران همواره گفته براى مذاكره و گفتگو آماده است. قطعا اين فتنه انگيزى كار خارجى ها است .در هر نشستى بندى را اختصاص مى دهند به موضوع نام خليج فارس و يا جزاير آن. اين يك اشتباه تاريخى است و راه مذاكره بهترين راه است كه بايد انجام شود.
وى به تاريخچه نامگذارى خليج فارس و تغيير اين نام پرداخته و گفته اخيرا بنياد ايران شناسى كتاب ارزشمندى در خصوص خليج فارس منتشر كرده است كه حاوى ۱۲۰ نقشه از اروپايى ها و ۴۰ نقشه از كشورهاى اسلامى است و اين نقشه ها نشان مى دهد كه از ۴۰۰ سال قبل از ميلاد همواره نام اين دريا خليج فارس بوده است ظاهرا از اواخر دولت عثمانى به خاطر مسائلى كه در بصره داشتند نام خليج فارس را تحريف كردند و بعدا نيز انگليسى ها پس از ملى شدن صنعت نفت و شكست خود غوغا سالارى كردند.
هاشمى رفسنجانى در ادامه به نگاهى جديد در خصوص خليج فارس بر اساس آموزه هاى قرآن اشاره كرده و گفته در قرآن و در سوره كهف از دريايى نام برده شده است كه محل ديدار حضرت موسى با حضرت خضر است و آن مجمع البحرين نام گرفته است. اما اين مجمع البحرين كجاست ۹۵ درصد تفسير ها از قرن اول تا ۱۴ مى گويند كه اين دو دريا درياى فارس و درياى روم است چگونه مى شود از قرن اول اسلام ابن عباس به اين دريا درياى فارس مى گفته است. زيرا در آن دوران درياى سرخ عمان و خليج فارس را درياى فارس مى گفتند.
اما امروز عده اى نام اين دريا را تحريف مى كنند پيشنهاد من به برادران مسلمان و بخصوص علماى حوزه ها و مسلمانان اين است كه به اين تفاسير نگاه كنند. ما هيچ وقت مايل نيستيم كه بر سر نام جنگ و دعوا كنيم اما نمى خواهيم كه آلت دست تفرقه ديگران باشيم. البته ميدان باز است و ديگران تحقيق كنند و اگر حرف من را قبول ندارند دليل بياورند.
خليج فارس چه مستنداتى را پشت نام خود دارد؟
خليج فارس (Persian Gulf) آبراهى است كه در امتداد درياى عمان و در ميان ايران و شبه جزيره عربستان قرار دارد. مساحت آن ۰۰۰/۲۳۳ كيلومتر مربع است و پس از خليج مكزيك و خليج هودسن سومين خليج بزرگ جهان بشمار مى آيد. خليج فارس از شرق از طريق تنگه هرمز و درياى عمان به اقيانوس هند و درياى عرب راه دارد و از غرب به دلتاى رودخانه اروندرود كه حاصل پيوند دو رودخانه دجله و فرات و الحاق رود كارون به آن است ختم مى شود.
خليج فارس نامى است به جاى مانده از كهن ترين منابع زيرا كه از سده هاى پيش از ميلاد سر بر آورده است و با پارس و فارس - نام سرزمين ملت ايران - گره خورده است. در سالهاى اخير نام خليج عربى نيز در برخى منابع بطور محدود بكار رفته است. كه البته اين نام كاملا جعلى است.
سازمان ملل متحد در چندين نوبت در بيانيه ها اصلاحيه ها و مصوبه هاى گوناگون و با انتشار نقشه هاى رسمى نه تنها بر رسمى بودن نام خليج فارس تاكيد كرده بلكه از هيات هاى
بين المللى خواسته كه در مكاتبات رسمى به ويژه در اسناد سازمان ملل از نام كامل خليج فارس استفاده نمايند.
سابقه تغيير نام خليج فارس
درباره نام خليج فارس تا اوايل دهه ۱۹۶۰ ميلادى هيچ گونه بحث و جدلى در ميان نبوده و در تمام منابع اروپايى و آسيايى و آمريكايى و دانشنامه ها و نقشه هاى جغرافيايى اين كشورها نام خليج فارس در تمام زبان ها به همين نام ذكر شده است.
اصطلاح خليج عربى براى نخستين بار در دوره تحت قيموميت شيخ نشين هاى خليج فارس توسط كارگزاران انگليس و بطور ويژه از طرف يكى از نمايندگان سياسى انگليس مقيم در خليج فارس به نام رودريك اوون در كتابى بنام حبابهاى طلايى در خليج عربى در سال ۱۹۵۸ مطرح شد. اين ديپلمات انگليسى نوشت كه من در تمام كتب و نقشه هاى جغرافيايى نامى غير از خليج فارس نديده بودم ولى در چند سال اقامت در سواحل خليج فارس متوجه شدم كه ساكنان ساحل عرب هستند بنابر اين ادب حكم مى كند كه اين خليج را عربى بناميم وى و فرد ديگرى بنام سر چارلز بلگريو به قصد تفرقه بين ايران و كشورهاى عرب اين موضوع را مطرح كردند.
سر چارلز بلگريو كه بيش از ۳۰ سال نماينده سياسى و كارگزار دولت انگليس در خليج فارس بوده است بعد از مراجعت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ كتابى درباره سواحل جنوبى خليج فارس منتشر كرد و در آن نوشت كه عرب ها ترجيح مى دهند خليج فارس را خليج عربى بنامند.
بلافاصله پس از انتشار كتاب سرچارلز بلگريو كه نام قبلى سواحل جنوبى خليج فارس يعنى ساحل دزدان را بر روى كتاب خود نهاده اصطلاح الخليج العربى در مطبوعات كشورهاى عربى رواج پيدا كرده و در مكاتبات رسمى به زبان انگليسى نيز اصطلاح عربين گولف جايگزين اصطلاح معمول و رايج قديمى پرشين گولف شد.
ايران در خصوص جعل نام خليج فارس
هفته اول فروردين ۱۳۸۷ نمايندگى دائم ايران درسازمان ملل در نامه اى به شوراى امنيت و در پاسخ به ادعاهاى بيانيه اجلاس سران اتحاديه عرب در سوريه علاوه بر اعلام صريح اين مطلب كه جزاير سه گانه ايرانى بخشى ابدى از خاك جمهورى اسلامى ايران است به مسئله جعل نام خليج فارس نيز اشاره كرد.
در بخشى از متن اين نامه در خصوص استفاده از نامهاى مجعول براى خليج فارس از جمله نام جعلى كه در اين ارتباط در نامه نماينده اتحاديه عرب ذكر گرديده آمده است: جمهورى اسلامى ايران تاكيد مى نمايد كه تنها نام تاريخى و صحيح براى اين پهنه آبى خليج فارس بوده و خواهد بود و اين امر مورد تاكيد سازمان ملل نيز قرار گرفته است و بنابر اين استفاده از اسامى جعلى از جمله نام جعلى كه در نامه نماينده ناظر اتحاديه عرب ذكر شده كاملا غير قابل قبول و فاقد ارزش حقوقى و سياسى مى باشد.اما به واقع اين ثابت بودن نگاه اجلاس هاى عربى به موضوع خليج فارس و جزاير سه گانه ريشه در قصد و نيت عوامل خارجى براى اختلاف افكنى دارد و يا عوامل ديگرى در اين زمينه دخيل است.
پاسخ به اين سوال به واسطه تلاش هاى اخير ايران در ارتقاى سطح روابط و همكارى ها با كشورهاى عربى بطور اعم و كشورهاى حاشيه خليج فارس بطور اخص از اهميت بيشترى برخوردار مى شود.مقامات ايرانى و برخى كشورهاى عربى كه براى بررسى سطح روابط بين تهران و پايتخت هاى اين كشورها در رفت و آمدند در مصاحبه ها و اظهار نظرهاى خود در خصوص وضعيت روابط فى مابين فضايى مثبت را به ترسيم مى كشند اما در عمل فضاى ديگرى جلوه گر مى شود. آنجا كه صحبت از برنامه هسته اى ايران مى شود برخى از همين كشورها احساس خطر از ادامه اين برنامه را اعلام مى كنند و خواستار افزايش فشارهاى بين المللى بر ايران براى محدوديت اقداماتش مى شوند. در جايى كه در مورد ادامه حضور يا خروج نيروهاى خارجى حاضر در منطقه بحث مى شود در حاليكه ايران را دوست خود معرفى مى كنند و از ديدگاه منفى ايران به ادامه حضور اين نيروها اطلاع دارند خواستار ادامه فعاليت نيروهاى خارجى در منطقه مى شوند و در حاليكه از تلاش براى رفع ابهامات و اختلافات و توسعه همكارى و دوستى در بين كشورهاى منطقه سخن مى گويند در نشست هاى خود بازهم مدعى مالكيت امارات عربى متحده بر جزاير سه گانه شده و خليج فارسى را كه در متون و اسناد تاريخى با اين نام معرفى شده است عربى مى خوانند. حال بايد ريشه اين تفاوت گفتار و اعمال را در چه جست؟ برخى كشورهاى عربى در نحوه تعامل با ايران دچار ترديد و دودلى هستند.
منبع: irdiplomacy.ir


|   شناسنامه   |   آرشيو   |