|
|
|
ايران و جام باشگاه هاى آسيا
|
|
|
|
در آستانه ديدار چلسى ـ ليورپول
|
|
|
|
سفر بدون بازگشت
|
|
|
|
|
ايران و جام باشگاه هاى آسيا
سپاهان در آغاز راه، سايپا در نزديكى مقصد
وحيد رسولى پيروزى هاى سپاهان و سايپا در هفته سوم از مرحله گروهى فوتبال جام قهرمانان باشگاه هاى آسيا، دو نماينده ايران را در شرايطى تازه قرار داده است. سايپا كه پيش از اين نيز صدرنشين گروه دوم قاره بود، بعد از پيروزى ۰-۱ چهارشنبه شب ۲۱ فروردين در برابر نيروى هوايى عراق، بيش از پيش از اين تيم و الوصل امارات فاصله گرفت و حالا ۴ امتياز از آنها بيشتر دارد و برترى اش بر الكويت كويت از اين نيز فراتر مى رود. بازى با نيروى هوايى به دليل شرايط خاص عراق دور از اين كشور و در كويت برگزار شد و چون سايپا پيشتر براى بازى با الكويت به آنجا سفر كرده و با شرايط آن مكان آشنا بود، بهتر توانست خود را با وضعيت موجود و نيازهاى مسابقه وفق بدهد و به نتيجه اى برسد كه مى خواست. سپاهان وضعى ديگر داشت. اين تيم در شرايطى در برابر الاتحاد عربستان ايستاد كه هر دو بازى قبلى اش را باخته بود و تنها راه احيايش غلبه بر اين رقيب بود. اگر اين ديدار مساوى مى شد، كار سپاهانى ها براى مرحله برگشت چند برابر دشوارتر مى گشت و حتى همين حالا نيز كافى است هفته بعد الاتحاد ديدار برگشت را از سپاهان ببرد و در آن صورت برد اخير تيم اصفهانى خنثى و بى اثر خواهد شد. اين برد سبب شد الاتحاد عربستان ۶ امتيازى بماند ولى كوروفچى ازبكستان نيز پس از وقايع هفته سوم ۶ امتيازى شده است و مجموعه اين عناصر همه چيز را به دور برگشت كشانده است، يك رخداد مى تواند بسيارى از معادلات را در دور برگشت تغيير دهد و آن پيروزى سپاهان در خاك عربستان است كه باعث مى شود هر دو تيم با امتيازى برابر پاى به دو هفته پايانى بگذارند، در چنان صورتى چون محل انجام ديدار برگشت سپاهان ـ كوروفچى در ايران است، نماينده ما مى تواند به حاصل نهايى كار نيز خوشبين باشد. اين در صورتى است كه معتقد باشيم الاتحاد سوريه، خود مدعى صعود نيست، زيرا اگر باشد، به عنوان ميزبان سپاهان در دور برگشت شانس كمى براى متوقف كردن زردهاى اصفهانى نخواهد داشت. راحت و مسلط انتقال مسابقه سپاهان - الاتحاد از اصفهان به تهران براى تيم اصفهانى آمد داشت و اين تيم با اين كه استاديوم آزادى تماشاگران اندكى را در خود جاى داد و در بسيارى از نقاط ديگر خالى بود، راحت و با حساب كاركرد و با اين كه تا دقيقه ۶۰ تن به يك بازى ساده و كم موقعيت و فاقد هيجان داده بود، اما پس از گل سيدصالحى احيا شد و در ۳۰ دقيقه آخر كه مسابقه گرما و هيجان يافت، شرايط را بالنسبه خوب كنترل كرد. سپاهان ديدار اول خود را كه به شكست خانگى ۰-۲ در برابر الاتحاد سوريه منجر شد، در فولادشهر برگزار كرده بود و زمانى مجبور به انتقال به تهران گشت كه كنفدراسيون فوتبال آسيا (AFC) فولادشهر را غير استاندارد توصيف و انتقال مسابقات سپاهان به تهران را اجبارى اعلام كرد. سپاهانى ها كه اخيرا در تهران استقلال را هم در آزادى برده اند، معمولا در اين مكان راحت و مسلط اند و احساس يك تيم غريبه و ميهمان را نداشته اند و اين مساله در ديدار با الاتحاد عربستان هم محسوس بود. با اين وجود سپاهان هنوز هم مشكلاتى فنى دارد و بعيد نيست در ادامه راه بازى هايش در گروه اول آسيا چوب باخت هايش در همان دو ديدار اول را بخورد و همين حالا نيز فقط صاحب تفاضل ۳گل است كه اگر كار به گل شمارى بكشد، مى تواند عامل ناكامى باشد. آن چه ژوروان ويه را بايد انجام بدهد، استفاده از برخى قابليت هاى پنهان مانده سپاهان است. منظورمان كارايى هاى متفاوتى است كه ويه را به سبب قلت حضورش در ايران هنوز به طور كامل به آنها واقف نيست. ايراد نه چندان صحيحى كه به سيستم كارى لوكابوناچيچ مى گرفتند، اين بود كه تيمش را چندان تهاجمى به ميدان نمى فرستد و بيشتر به دنبال بازى هاى عكس العملى و واكنش روى حركات حريفان است. اما آن مربى كروات هر كارى كه انجام مى داد، هنر كسب نتيجه را به خوبى مى شناخت و كنترل مسابقات را بلد بود. اين چيزى است كه هنوز ويه را از خود بروز نداده است، اما او هم به آرامى درمى يابد كه چطور بايد از نيرو و نشاط جوان ترهايى مثل حاج صفى و پاپى در اصفهان سود جويد و اين تيمى است كه حتى اگر در آسيا نتيجه نگيرد در سايه قهرمانى محتمل اش در ليگ داخلى مى تواند به راه پيشرفت خود ادامه بدهد. جوان گرايى موثر سايپا اوصافى متفاوت دارد و جوان گرايى على دايى كه بهترين كار او در فصل جارى بوده، در اين باشگاه جواب داده و نفراتى مثل زنيدپور، غلام نژاد و انصارى فر را به فوتبال ما ارزانى داشته است. بر سر معناى دوشغله بودن كاپيتان سابق تيم ملى تا به حال بحث هاى زيادى صورت گرفته است كه البته بيراه هم نيست، اما برخلاف آنچه تصور مى شد، تيمى كه از اين بابت ضرر كرده تيم ملى است و نه سايپا و اين باشگاه با فرار از دست ساير تيم هاى گروه دوم باشگاه هاى آسيا با صعود فاصله زياد ى ندارد حال آن كه تيم ملى در دور مقدماتى جام جهانى ۲۰۱۰ احساس خطر مى كند. اگر سايپا در آغاز دور برگشت اواخر هفته آينده نيروى هوايى عراق را در كرج هم ببرد با ۱۰ امتياز بيش از پيش براى رقبايش دست نيافتنى خواهد شد و آن گاه دايى وقت بيشترى براى فكر كردن روى مسايل و نيازهاى تيم ملى خواهد داشت. به هر حال اين حسن دايى است كه با تزريق سلاح همت به شاگردانش سايپا را در موقعيتى بهتر از آن چه تصور مى شد در جام باشگاه هاى آسيا قرار داده، ولى او بايد بداند كه سايپا با تركيب فعلى اش در صورت راهيابى به مرحله حذفى كم خواهد آورد و براى اين موضوع بايد از حالا فكرى كرد. با اين حال سپاهان در اين مقطع از پيكارها همين اطمينان به صعود را هم ندارد و بايد راهى را بكوبد و طى كند كه ياران سيدجلال حسينى بخشى عمده از آن را كوبيده و طى كرده اند. به واقع اگر سايپا نزديك به مقصود و مقصد ( صعود) است، سپاهان هنوز در اوايل چنان راهى قرار دارد.
|
|
|
|
|
در آستانه ديدار چلسى ـ ليورپول
لمپارد: انتقام فاكتور مناسبى نيست
شيوا نوروزى شايد شما هم جزو آن دسته از دوستداران فوتبال باشيد كه معتقدند باشگاه هاى انگليسى با شور و شوق خاصى فوتبال بازى مى كنند و تيم هاى حاضر در ليگ جزيره از بهترين هاى فوتبال اروپا هستند. هيجان و فشردگى بازى هاى اين ليگ آنقدر زياد است كه حتى به ديگر رقابت ها نيز رخنه مى كند و اثرات آن را در ساير مسابقات از جمله ليگ قهرمانان مى بينيم. امسال نيز همانند ديگر دوره هاى ليگ قهرمانان تيم هاى انگليسى در نيمه نهايى حاضر هستند و يك پاى نيمه نهايى را ليورپول و چلسى تشكيل مى دهند، دو تيمى كه همواره در ليگ برتر در جدال با يكديگرند. از طرفى رقابت اين دو در ليگ جزيره همچنان ادامه دارد. با اين حال آبى هاى لندن چندان خاطرات خوشى از اين مرحله ليگ قهرمانان ندارند. چلسى به رغم حذف فنرباغچه نتوانست منتقدان را راضى نگه دارد چرا كه باخت تحقيرآميز اين تيم در تركيه اوضاع را بحرانى تر كرد و آورام گرانت را بر آن داشت تا با استفاده از پتانسيل تيمش ديدار برگشت را به سود خود خاتمه دهد تا بلكه خشم هواداران را تا اندازه اى كاهش دهد. به عقيده گرانت مشكل اصلى او و چلسى سايه سنگين خوزه مورينيو مربى اسبق آبى ها است كه به رغم گذشت ۲ فصل از ترك چلسى هنوز هواداران بسيارى دارد و اكثر آنها منتظر بازگشت دوباره او هستند. با وجود اين كه گرانت بار ديگر چلسى را به جمع مدعيان كسب عنوان قهرمانى ليگ برتر بازگردانده و به زودى نيمه نهايى ليگ قهرمانان را نيز تجربه مى كند، همچنان نتوانسته از علاقه تماشاگران به مورينيو بكاهد. از سوى ديگر سرمربى فعلى چلسى با معضلاتى از جمله مصدوميت بازيكنانش كه در راس آنها پيتر چك را مى توان نام برد دست و پنجه نرم كرده و به علاوه در ماه فوريه او بهترين يارانش يعنى دروگبا، مايكل اسين و سالمون كالو را به دليل عضويت در تيم هاى ملى كشورشان ( جام ملت هاى آفريقا) در اختيار نداشت. ترس از شكست گرانت و تيمش سابقه چندان خوبى در ليگ قهرمانان ندارند و در چهار سال گذشته ۳ نيمه نهايى را واگذار كردند و موفق به صعود به فينال نشدند. مهم تر از اين مساله رويارويى دوباره ليورپول و چلسى است چرا كه ليورپول توانسته دوباره چلسى را از سد راه برداشته و به فينال برسد. به وضوح روشن است كه آبى هاى لندن چاره اى جز انتقام از ليورپول ندارند اما هافبك سرشناس اين تيم مخالف چنين طرز تفكرى است. فرانك لمپارد معتقد است كه انتقام فاكتور مناسبى نيست: نمى توان از كلمه انتقام به عنوان محرك استفاده كرد و به شخصه به انتقام فكر نمى كنم. ليگ قهرمانان ميدانى است براى ثابت كردن قابليت هاى يك تيم، همانطور كه ديديد تيمى مانند فنرباغچه نيز به يك چهارم نهايى رسيده بود. بايد ۹۰ دقيقه تمركز داشته باشى نه اين كه به فكر جبران خاطرات تلخ گذشته باشى. ما دوباره با ليورپول ديدار كرديم و هر دو دفعه نيز حذف شديم اما اين دليل قانع كننده اى نيست كه پيش از بازى بازنده ناميده شويم. از طرفى شايد تصور كنيد كه ميزبانى در بازى برگشت به نفع ما است، البته تا حدودى مى تواند موثر باشد ولى در صورتى كه به نتيجه دلخواه برسيد. امروزه تنها گل زدن مهم نيست بلكه چگونگى به ثمر رساندن آن و نفوذ به خط دفاع حريف اصل است. برخلاف ليورپول، چلسى هنوز به كسب هر دو جام ( ليگ برتر و ليگ قهرمانان) اميدوار است. به همين خاطر لمپارد انگيزه ليورپول را برگ برنده رافائل بنيتس مى داند: آنها تقريبا ديگر هيچ شانسى براى گرفتن جام ليگ برتر ندارند ولى ما براى هر دو مى جنگيم و همين رسيدن به فينال را دشوارتر مى كند. اما ما خيلى خوب ليورپول را مى شناسيم، با شيوه بازى آنها آشنايى داريم و مى دانيم فورواردهاى خطرناكى دارد. شكست براى هر دو تيم بدترين نتيجه است. بالاك از خاطراتش مى گويد پايان فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۵ درست آغاز فصل جديدى از فوتبال حرفه اى براى ميشائيل بالاك آلمانى بود. هافبك ۳۱ ساله چلسى در سال ۲۰۰۶ از بايرن مونيخ به چلسى نقل مكان كرد تا زندگى تازه اى را تجربه كند. در ابتداى راه ليگ جزيره برايش ناآشنا بود ولى هواداران چلسى به او زمان دادند تا به آنها خو بگيرد. بالاك ديگر كهنه كار اين تيم به حساب مى آيد كه سابقه حضور در مراحل پايانى ليگ قهرمانان را دارد. وى با پيراهن بايرلوركوزن فينال اين مسابقات را تجربه كرده اما باز هم با وجود گذشت ۶ فصل هنوز آن را به خاطر دارد: هر وقت كه به ميدان مى روم گمان مى كنم در ليگ قهرمانان بازى مى كنم. خوشحالم از اين كه عضو چلسى هستم و شانس بالاى سر بردن جام را دارم. هر سال براى رسيدن به اين مرحله تلاش مى كنيم و حال كه به آن رسيديم نبايد فرصت را خراب كنيم. گرانت بايستى از در اختيار داشتن بالاك خوشحال باشد چرا كه فصل گذشته ميشائيل با مصدوميت شديدى مواجه شد و هشت ماه از گردونه مسابقات به دور بود. ماه دسامبر بود كه او توانست پا به توپ شود و بازى با فنرباغچه چهارمين حضور اين فصل او در ليگ قهرمانان بود: فصل سختى داشتيم و علاوه بر مصدومين مى بايست جاى خالى ستاره هاى آفريقايى را نيز پر مى كرديم. با اين وجود بسيارى از مصدومان به بهبود كامل رسيده اند و تيم در وضعيت مطلوبى است. براى من فرقى نمى كند هدايت تيم را چه كسى برعهده دارد، مورينيو يا گرانت. قطعا براى گرانت هم چندان راحت نبود كه بتواند منتقدان و هواداران را راضى نگه دارد. با تمامى بحران هايى كه داشتيم به نيمه نهايى رسيديم و فاصله كمى تا تصاحب جام داريم.
|
|
|
|
|
سفر بدون بازگشت
دوچرخه سوارى ايران و دوران بدون ليندنر
جدايى ولفرام ليندنر از جامعه دوچرخه سوارى ايران و بهتر بگوييم كناره گيرى اين مربى آلمان از هدايت تيم ملى اين رشته بازتاب هاى متفاوتى در جامعه اين ورزش داشته و اعتراض هايى را موجب شده است. ليندنر به طور پيوسته و مقطع ۳ سال و ۳ ماه سرمربى تيم ملى دوچرخه سوارى كشورمان بود و حضور او مصادف با بپاخيزى نسبى و مجدد اين ورزش و كسب عنوان هايى در ميدان هاى بين المللى و به ويژه آسيايى شد. اگر بگوييم فقط نوعى همزمانى بين دو فرآيند فوق( حضور وى و درخشش تقريبى ايران) وجود داشته، قدرى بى انصافى در حق اين مربى پيرژرمن و به مثابه ناديده گرفتن حق و سهم او در اين اعتلا است و درست تر آن است كه بگوييم با طراحى و تلاش وى دوچرخه سوارى ايران كه چند سالى است پاى در جاده اعتلا نهاده است، جلوه اى فزون تر يافت و چيزى شد كه اينك مى بينيم. با اين حال رييس فدراسيون دوچرخه سوارى ايران معتقد است ليندنر با رفتنش و به واقع با شيوه جدايى اش نوعى بى انضباطى را تبليغ و حاكم كرده و آن را بر انضباط ارجح شمرده است. اميررضا واعظ آشتيانى مى گويد: ليندنر مربى خوبى بود، اما مدير خوبى نبود. بعد از مسابقات قهرمانى آسيا ۲۰۰۶ رفتار او عوض و وى نامنظم شد و چند بار بدون هماهنگى با ما به كشورش برگشت و در عمل مفاد قرارداد فيمابين را زير پا گذاشت. سعى ما اين بود كه اين گونه مسايل را در دوچرخه سوارى به حداقل برسانيم اما ليندنر بهانه جويى مى كرد و چيزهايى مى گفت كه اغلب جنبه فنى نداشتند. اگر حمايت هاى فدراسيون از وى و برنامه هايش وجود نداشت او نمى توانست يك مربى موفق براى اين ورزش به نظر برسد. كارگروهى واعظ آشتيانى بر اين باور است كه موفقيت هاى سه چهار سال اخير دوچرخه سوارى در سايه تعامل و همكارى همه جانبه بوده است. وى مى گويد: اين توفيق ها را نبايد به كوشش سرمربى و يا يكى دو مورد خاص منحصر و محدود كرد، بلكه همه موارد و مسايل موجود دست به دست هم دادند و تعاملى همه جانبه به كار گرفته شد تا دوچرخه سوارى به نقطه كنونى برسد و هرچه به دست آمده، حاصل يك كارگروهى بوده است. او مربى خوب و با دانشى بود، اما عصبيت ها و غيرمنطقى بودن نيز در كار وى رويت مى شد و حتى يك بار كه باز بدون هماهنگى به سفر رفت، نامه اى به كميته المپيك نوشتم تا جريمه نقدى شود ولى اين نيز اثر نكرد و او اين بار پس از رفتن مجدد ايميل زده و گفته است كه ديگر نمى آيد. ما نيز نامه اى را به اتحاد بين المللى دوچرخه سوارى (UCI) فرستاده و طى آن از ليندنر شكايت كرده ايم، زيرا قرار داد او با ما تا پايان سال(ميلادى) است و وى زودتر از آن رفته است. اگر او مى ماند، پس از اتمام المپيك به عنوان مشاور از وى استفاده مى شد، اما …. برنامه ريزى دقيق آنچه خوانديد، بازتاب هاى سفر آخر و بدون بازگشت ليندنر از زبان مقام اول اين ورزش در كشورمان است و قطعا در هفته هاى پيش رو اتفاقات ديگرى نيز در اين خصوص شكل خواهد گرفت و شايد شكايت ايران از ليندنر و بار حقوقى آن براى مربى آلمانى دردسرساز باشد و تعيين جريمه اى را براى او در پى بياورد، اما بهتر است جامعه دوچرخه سوارى ما از حالا خود را مهياى عصر جديد خود كند كه بدون ليندنر سپرى خواهد شد و براى آن برنامه ريزى دقيقى داشته باشد. اولين ميدان مهم پيش رو المپيك پكن است كه سه سهميه آن را در اختيار داريم و بايد حضورى در آنجا داشته باشيم كه اگر توام با پيروزى نيست ( كه طبعا نيست) باعث تخفيف درجه و پايين آمدن اعتبار ما هم نشود. اين چيزى است كه نياز به تصميم گيرى و اقدام حساب شده فدراسيون در ماه هاى باقى مانده تا المپيك و سپس، برنامه ريزى موثر تا بازى هاى آسيايى ۲۰۱۰ گوانگ ژو و حتى پس از آن دارد. نكات آموزنده ليندنر كه برخى ملى پوشان دوچرخه سوارى ما از او تعريف مى كنند و بعضى نيز از منتقدان وى هستند، تاثير محسوسى بر روند اين ورزش داشت و بايد حضور وى گرامى داشته و از نكات خوب كارش الگوبردارى شود، اما رفتار او نشان مى داد كه عصر وى به پايان رسيده و در نتيجه بهتر است از حالا براى آينده برنامه ريزى شود و همان طور كه قبلا آمد، همه چيز در ارتباط با آينده ترسيم و طراحى گردد، زيرا ثابت شده است كه با امثال كاظمى، ميزبان، عسگرى و سهرابى دوچرخه سوارى ما پويا است و به درجه اى رسيده كه مى تواند بدون ليندنر هم به حركت خود ادامه بدهد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گذر و نظر
|
|
|
تا آخر فصل قطبى رو تحمل كنيد
مى دونم كه پرسپوليسى ها اصلا حال و روز خوبى ندارن، چه بازيكنا و چه هوادارا. البته حق هوادارا بيشتره چون اونا هستن كه بازيكنايى رو كه فقط تو زمين پياده روى مى كنن و هيچ تلاشى براى مهار مهاجمان حريف نمى كنن رو متهم به بى تعصبى مى كنن ولى اونا هم مى دونن كه وقتى پاى قراردادهاى چند صد ميليونى وسط مى ياد ديگه كسى فكر پيراهن تيم نيست. ۴-۱ به استقلال اهواز باختن و خيلى ها منتظر عكس العمل شديد هيات مديره بودن ولى نشد كه بشه.
كاشانى كه به اين راحتى ها پشت تيمش رو خالى نمى كنه خيلى صريح اعلام كرده كه اگه ۷ بازى باقى مونده رو هم ببازن باز هم قطبى تا آخر فصل مى مونه. خود قطبى هم كه دوست نداره به اين زودى ايران رو ترك كنه گفته وقتى به مرخصى مى ره كه بازى ها تموم شده باشه. ولى از شايعه بركنارى استيلى هم نمى شه گذشت كه خيلى زود تكذيب شد.
|
|
|
رضازاده رو به ژاپن نمى برن
چند وقتى مى شه كه پهلوان ايران با تبليغ درشبكه هاى ماهواره اى سوژه شده. سوژه اى كه اصلا فكر نمى كرديم حسين رضازاده باشه. رضازاده اى كه مى گه از سر بى پولى و آينده نگرى اين كارها رو مى كنه و تازه به قول خودش عرف ورزش دنيا همينه.
حالا ما كه كارى به اين كارها نداريم ولى كادر فنى تيم ملى وزنه بردارى تصميم هاى جالبى گرفته و قصد ندارن تو مسابقات آسيايى رضازاده رو همراه خودشون ببرن. نمى خوام حاشيه سازى كنم ولى ترس از مصدوميت اونم براى قوى ترين مرد دنيا يه كمى غيرقابل باوره.
كادر فنى اعلام كرد اگه رضازاده به ژاپن بره با مصدوميت برمى گرده و اون وقت تمام تلاشش براى كسب مدال المپيك بى نتيجه مى مونه. خب صلاح مملكت خويش خسروان دانند. ما هم مثل هر ايرانى آرزو مى كنيم اين كناره گيرى ها در كسب مدال المپيك موثر باشه و باز هم شاهد ركوردشكنى رضازاده باشيم.
|
|
|
تعطيلى بى تعطيلى
چند روز پيش خبر عجيب و باور نكردنى رو شنيديم كه برق ۳ فاز از كله مون پريد ولى خدا بهمون رحم كرد كه اعتراض هاى به موقع باشگاه ها و مربيا و حتى اصحاب رسانه آقايون رو به فكر انداخت كه سر خود و بدون در نظر گرفتن تبعات تصميمشون،احساسى تصميم مى گيرن.
تيم ملى كه وضع درست و حسابى نداره و فكر كنم تا خرداد ماه كه مسابقه هامون شروع بشه انتقادها ادامه داشته باشه. اعلام شد على دايى از سازمان ليگ خواسته براى اين كه همه بازيكنان رو در اختيار داشته باشه ليگ رو تعطيل كنن ولى وقتى خود دايى هم راضى نشد كه ۴۰ روز بازى ها تعطيل بشه ديگه كسى نتونست نه بگه.
از اولش هم مى دونستيم دايى كه خودش سرمربى سايپا است هيچ وقت راضى نمى شه بازى ها اين همه عقب بيفتن. حالا قرار شده ليگ تا آخر خرداد تموم بشه و مربيا هم رضايت دادن كه بازى ها رو فشرده برگزار كنن. حالا مونده به برنامه ريزى سازمان ليگ كه چه جورى مى خواد همه رو راضى نگه داره.
|
|
|
اكبرپور و استقلال
تبعات ليست سياه فيروزخان هنوز ادامه داره و هر كسى كه چند وقتى هست اسمى ازش نيست مى خواد يه جورى خودش رو تو ليست سياه قرار بده. اين سرى هم نوبت سياوش اكبرپور كه هوس برگشتن به استقلال رو بكنه. شايعات وقتى قوت گرفت كه اكبرپور سر تمرين آبى ها حاضر شد و كلى هم با فيروزخان خوش و بش كرد.
حالا اكبرپورى كه جداشدنش از استقلال رو يادمون نمى ره، يادمون نرفته كه محروميت هاى سنگين فصل قبلش باعث شده كه تهران رو به مقصد دبى ترك كنه جايى كه هر كى بدون تيم مى مونه مى ره. البته استقلال خاطره خوبى از برگشتن بازيكناى سابقش نداره ولى اگه كريمى سرمربى تيم هست بايد منتظر هر اتفاقى باشيم.
راستى اكبرپور مدعى شده كه اگه خداى نكرده پرسپوليس پيشنهادى بهش بده هرگز قبول نمى كنه و كمتر از تيم هاى اروپايى قبول نداره.
|
|
|
كعبى كتك خورد
بازى رو كه نگاه مى كرديم اصلا فكر نمى كرديم يه اخراج و يه كارت قرمز اين همه مشكلات واسه كعبى به وجود بياره جورى كه چند روز بيمارستان باشه و يه هفته نتونه تمرين كنه.
درست بعد از بازى با استقلال اهواز حسين كعبى به جاى اينكه همراه هم تيمى هايش برگرده تهران تو اهواز موند تا يه عيادتى از پدر مريضش بكنه. ولى كعبى و داداشش روحشون هم خبر نداشت كه بيست يا سى نفر منتظرن تا به قصد كشت بزننشون. كعبى كه به كمك همسايه ها نجات پيدا كرده چند تا بخيه ناقابل تو سر و صورتش خورده و برادرش هم بى نصيب نموند و كتف و دستش شكست.
باشگاه پرسپوليس هم خيلى زود اعلام كرد كه قضيه شخصى بوده تا عده اى به فكر ربط دادن چاقو خوردن كعبى و باخت پرسپوليس نيفتن. خدا رو شكر كعبى جون سالم به در برد فقط خدا كنه ديگه شاهد چنين حوادثى نباشيم.
|
|
|
|
|
|
|