سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۲۲ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۶۹
سينما، تئاتر
Tel: 88808982
Info@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
سلامت
آرشيو
تماس با ما
درباره راتاتويى انيميشن برگزيده اسكار
نگاهى به دايره زنگى
محمد حيدرى:
درباره راتاتويى انيميشن برگزيده اسكار
گاهى اوقات واقعيت خيلى احمقانه است
على نعيمى
كمپانى پيكسار خالق آثار پرفروش و ماندگار انيميشن همچون پيدا كردن نمو و ماشين ها پروژه پنج ساله راتا تويى را در حالى با يك مديريت و تدبيرى خاص از پين كاوا به برد سپردند كه او با يك تيزهوشى و دقت بيشتر ، قصه يك موش سر آشپز كه همه چيزش همان حديث نفس و علاقه اش است را تبديل به بهترين اسكار انيميشن در سال گذشته كند. قصه موشى كه علاقه زيادى به آشپزى دارد ، اما هميشه از سوى خانواده اش نسبت به اين كار تقبيح مى شده و او با يك تلاش پنهانى خودش را به جايگاهى بدون انكار مى رساند، همان خط قصه كلاسيك و روان و آشنايى است كه بارها و در گونه هاى مختلف داستانى مورد آزمايش قرار گرفته و نتيجه چشمگيرى داشته. كمپانى پيكسار نيز اين تجربه را پيش از اين با دو قسمت داستان اسباب بازى ها و انيميشن بى نظير ماشين ها امتحان كرده بودند. و اين بار تمركزشان به روابط پنهانى انسانها و حيوانات مثل روابط انسانها با عروسكها و انسانها با ماشين ها در كارهاى قبلى اين كمپانى همان حس غريبى را به وجود مى آورد كه گاها موجب احمقانه فرض كردن اين واقعيات پنهان مى شود. واقعيت اينكه تمام غرايز يك موش مى شود داناى كل بر تمامى احساسات يك شاگرد آشپز دست و پا چلفتى و او را تبديل به سرآشپز بهترين رستوران پاريس مى كند. اينكه چقدر پسرك در جنگيدن با نفس نمى توانم موثر بوده و چقدر راتا موش سرآشپز به او در اين مسير كمك مى كند ، همان وجه كمال انسانى را به بار مى آورد كه در نهايت تلاش موش ، اين پسرك هست كه صاحب مكنت از دست رفته و ميراث خانوادگى اش مى شود. با اينكه خود او بى اختيار اين اعمال را انجام مى دهد و اين موش است كه با تارهاى موى پسرك او را راهنمايى مى كند اما نظافتچى بى اراده نمى خواهد روى حرف دخترك همكارش نه بگويد و بازى بين دست و دلش سركشى اى را از نوع مبارزه با نه گفتن ها انجام مى دهد كه از ملزومات قصه است. فيلم با حضور يك بد من و يك همراه عاشق و اثبات توانايى هاى قهرمان قصه براى يك آدم كاملا سرد و بى روح كه اساسا هيچ چيزى نمى تواند او را تحريك و راضى كند و بازگشت دوست و همراه اش راتا در مواقع تنهايى و حساس ، همان خط قصه كلاسيكى است كه با كمى اغراق هم در سينماى وطنى نمونه هاى خوب و بدش را ديده ايم و هم نمونه هاى خوش استيل ترش را در كارهاى قبلى كمپانى پيكسار.
به هر حال اين بود و نبود يك حس است كه گاهى مى تواند از طريق پخت يك غذاى فوق العاده خوشمزه حتى رقيب را مثل موم توى دست نرم كند و بالعكس قهرمان را با ندانم كارها از كوره به در كند. مثل حقيقتى كه گاهى احمقانه به نظر مى رسد اما واقعيت دارد. مثل راتاتويى.
چشم شيشه اى
از ۱۵۰ دقيقه باقيمانده مجموعه تلويزيونى دو هزار دقيقه اى «در چشم باد» حدود دو سوم آن در آمريكا مقابل دوربين مسعود جعفرى جوزانى مى رود.
به گزارش خبرنگار مهر، اين مجموعه تلويزيونى به نويسندگى و كارگردانى جعفرى جوزانى براى گروه حماسه و دفاع شبكه يك تهيه شده و تنها ضبط ۱۵۰ دقيقه از آن باقى مانده كه ۵۰ دقيقه در ايران مى گذرد و ۱۰۰ دقيقه در آمريكا فيلمبردارى مى شود.
هم اكنون عوامل اين مجموعه تلويزيونى در شهرك سينمايى دفاع مقدس به سر مى برند و براى گرفتن صحنه هاى جنگ ايران و عراق اوايل ارديبهشت عازم خرمشهر مى شوند و ۴۵ روز آنجا مستقرند. بعد از آن گروه بخش هاى خارج از ايران را در آمريكا فيلمبردارى مى كنند. پارسا پيروزفر، كامبيز ديرباز و لاله اسكندرى بازيگران بخش هاى خارج از كشور هستند.
مجموعه «در چشم باد» وقايع تاريخى ايران معاصر را از سال ۱۳۰۰ تا سال ۱۳۶۱ و شروع جنگ تحميلى به نمايش مى گذارد. اين مجموعه در سه فاز تاريخى ساخته مى شود و در هر فاز بخشى از تاريخ معاصر ايران از كشته شدن ميرزا كوچك خان جنگلى تا آزادى خرمشهر به نمايش گذاشته مى شود.
سعيد نيكپور، سحر جعفرى جوزانى، اكبر عبدى، رضا شفيعى جم، جهانگير الماسى، محمدعلى نجفى، ماه چهره خليلى، محمدرضا هدايتى، شهرام قائدى، سام درخشانى، هومن سيدى و... از ديگر بازيگران «در چشم باد» هستند.
نگاهى به دايره زنگى
فيلم تلويزيونى، اما بر پرده سينما

فيلم سينمايى دايره زنگى پريسا بخت آور كه بر اكران سينماهاست، نقطه قوت اصلى خود را از فيلمنامه اى تو در تو دريافت كرده كه بيش از گروه بازيگران و طنز خاص فيلم در مخاطب رسوب مى كند. به گزارش خبرنگار مهر، بخت آور پس از تجربه مجموعه هاى طنز موفق در عرصه تلويزيون در اولين حضور سينمايى هم تكيه خود را بر اندوخته هايش از اين مديوم قرار داده و اين گونه است كه دايره زنگى فيلمى است كه بيشتر از مديوم سينما به تلويزيون پهلو مى زند.
مجموعه هاى من يك مستاجرم ،يادداشت هاى كودكى ،پشت كنكورى ها ،افزونه خواه كوچك و... كه برخى مخصوص مناسبت ماه رمضان و برخى هم در روال عادى مجموعه هاى هفتگى سيما پخش شدند، علاوه بر تثبيت چهره اين كارگردان به عنوان علاقمند و آگاه در عرصه طنز و كمدى، همكارى او را با اصغر فرهادى (همسرش) به عنوان نويسنده و يك مهره تعيين كننده حتى پشت تفكر مركزى اين كارها تثبيت كردند.
به اين ترتيب اين انتظار منطقى است كه بخت آور براى اولين ساخت اولين فيلم سينمايى خود هم به سراغ قصه اى از فرهادى برود. فرهادى كه خود فيلمسازى صاحب سبك با آثارى چون رقص در غبار ،شهر زيبا و چهارشنبه سورى است و در نگارش فيلمنامه هاى ارتفاع پست و كنعان هم شراكت داشته، از معدود سينماگرانى است كه با وجهه دوگانه كارگردان - فيلمنامه نويس منصفانه برخورد كرده و حاصل كار او در هر دو حيطه قابل بحث و قبول بوده است.
دغدغه هاى اجتماعى فرهادى با ساخت مجموعه داستان يك شهر در تلويزيون تثبيت شد و شايد تلخى و واقعگرايى مجموعه در كنار طنز ظريف كه به گونه اى كمرنگ به كارهايش وارد شد، قوامى خاص به آثارش بخشيد. گفتن از ويژگى هاى كار فرهادى در ابتداى مطلبى كه قرار است به دايره زنگى بپردازد، بيشتر از اين جهت اهميت دارد كه فيلم نقطه قوت و امتياز اصلى خود را از فيلمنامه تو در توى اين نويسنده دريافت كرده و وامدار آن است.
اين وجه وقتى پررنگتر مى شود كه ريشه ها و ارجاعات اجتماعى فيلم بيش از جمع عظيم بازيگران و يا حتى شوخى و طنز خاص كليت كار در مخاطب رسوب مى كند و در واقع قابل بحث به نظر مى آيد. نوع ساختار چرخشى كه در سينماى ايران به گونه هاى مختلف تجربه شده و در واقع امتحان خود را پس داده، در دايره زنگى جلوه اى جديد پيدا كرده است. در فيلم هايى با ساختار چرخشى معمولا يك شىء، فرد، حادثه مركزى يا يك مفهوم بهانه اى مى شوند تا به خطوط داستانى، زندگى ها و افراد مختلف سركشى كنيم و با تشكيل يك مجموعه پيوسته از روايت هاى به ظاهر پراكنده، به نوعى غيرمستقيم يك تم محورى كالبدشكافى شود. در دايره زنگى شخصيت شيرين (باران كوثرى) چنين كاركردى پيدا مى كند كه البته وجه نمادين حضور وى در كنار زنانگى حضورش به تركيبى خاص و كاركردى دوگانه مى انجامد. شيرين دخترى جوان و امروزى است كه خط اصلى روايت پيگير يك روز از زندگى او با مشكلات خاصش است.
نكته اى كه مى تواند حضور شيرين را از سطح يك تمهيد تكنيكى فيلمنامه اى ارتقا دهد و به آن هويت بخشد، نوعى افشاگرى تدريجى در معرفى اين شخصيت است كه در انتها تكميل شده و برگ برنده پايان را براى خود حفظ مى كند. شيرين از ابتدا به عنوان دخترى معرفى مى شود كه بر اثر عجله با خودرو پدرش تصادف كرده و يكروز فرصت دارد آن را تعمير كند و به پدرش بازگرداند.
اين آغاز موقعيتى فراهم مى كند تا حضور نمايشى او در آپارتمان وجه منطقى داشته باشد، هر چند در پايان بازى رندانه شيرين با پسران جوان مقابلش تصويرى متفاوت از او ارائه مى دهد. معصوميتى كه در بخش ميانى تلاش شده به عنوان ويژگى شيرين در نظر گرفته شود و حضور او در خانه ساكنان آپارتمان را اتفاقى و بى خطر جلوه دهد، در انتها بدل به تصوير دخترى فرصت طلب مى شود كه همه را سر كار گذاشته و با بازگشت به ميان مردم جامعه ريسك خطرسازى دوباره او را بالا برده است.
فيلم در بخش ابتدايى براى چينش شرايطى براى حضور نمايشى شيرين، بيش از حد درگير روابط منطقى و علت و معلولى شده و كميتى عمده را به چيدن مقدمات به عنوان بهانه ورود او اختصاص داده است. در حاليكه اين روند مى توانست موجزتر و ساده تر پرداخته شود و ورود شيرين و محمد (صابر ابر) كه براى كمك به شيرين همراهش شده، به آپارتمان روندى پوياتر پيدا كند.
در بخش آپارتمان كه اشلى كوچك از اجتماع پيرامون است، شخصيت پردازى آدم هاى حاضر با توجه به تعدد آنها كمك كرده تا رنگين كمانى از طيف هاى متنوع اجتماع با خاستگاههاى مختلف شكل بگيرد كه نقطه قوت كار است. در عين حال براى اينكه صرفا حضور شيرين باعث ارتباط اين آدم ها نشود (بعد زنانه شيرين)، از تمهيد نصب ماهواره براى اين منظور استفاده شده است.
به اين ترتيب همان وجوه انتقادى و ريشه هاى قابل بحث فيلم شكل مى گيرند كه البته بايد آن را از زير لايه ضخيم طنز و شوخى هاى فيلم كالبدشكافى كرد. ماهواره به عنوان نشانه اى از دنياى مدرن كه متجاوزانه به بافت زندگى سنتى افراد جامعه وارد مى شود، تقابل سنت و مدرنيته در جامعه اى آشفته و بحران زده را بدل به تم اصلى فيلم دايره زنگى مى كند.
جامعه اى كه هنوز براى استقبال از اين مهمان ناخوانده مهيا نشده و در واقع پاى بست سست آن در مواجهه با مهمان متجاوز در حال فرو ريختن است. در واقع حضور مدرنيته را در بافت قصه مى توان به همان توفانى تشبيه كرد كه در طول فيلم نشانه هاى آن هم به طور عينى حس شده، با حركت شيرين به خانه ساكنين شروع به وزيدن كرده و با خود بارى از آشفتگى و تقابل هاى چندگانه را به همراه مى آورد.
تقابل همسايه با همسايه، زن با شوهر، پسر با پدر، شاگرد با معلم و... همه و همه زير سايه اين حضور نمادين امكانپذير مى شود و لايه هاى زيرين فيلم را دلچسب تر و جذاب تر از رويه مغشوش كار مى كند كه به گونه اى افراطى بر آشفتگى موجود در آن دامن زده شده، در حاليكه بستر قصه و اتفاقات و روند ماجرا خود سازنده چنين فضايى است.
به عنوان مثال قاب بندى هاى تصاوير، شيوه فيلمبردارى دوربين روى دست و... برخى از مواردى هستند كه اين وجه را به سطح و رويه فيلم آورده اند. در واقع فيلمساز به زعم خود خواسته در راستاى تم فيلمنامه، همه وجوه تصويرى را هم به خدمت بگيرد غافل از آنكه گاهى موكد كردن بيش از حد، به نوعى حرف و فضاى درونى فيلم را هجو كرده و نزول مى دهد.
فضاى شوخى ها و طنز فيلم هر چند آشنا و مورد علاقه فيلمساز و بسترى مناسب براى بردن انتقادها و ارجاعات فيلم به لايه هاى درونى تر است، اما حركت بر مسيرهاى تكرارى از شوخى با روابط و آدم ها كه گاه به لودگى و طنز سطحى پهلو مى زند، باعث شده فضا به جاى تفاخر بر بستر طنز انتخابى از آن لطمه ببيند. از اين رو مخاطب احساس مى كند با نسخه سينمايى شوخى هاى آشنا و سطحى تلويزيون مواجه است كه جز مفرح بودن نيازى برطرف نمى كند و اينجا لايه هاى عميق و درونى مهجور مى ماند.
در واقع دايره زنگى مى توانست فيلمى بهتر، جالب توجه تر و فاخرتر باشد اگر رنگ و لعاب ظاهرى آن تا اين حد چشمگير نبود، اگر تا اين حد بر حضور چهره هاى برجسته در كوچكترين نقش هاى آن اصرار نمى شد و اگر... كارگردانى در خدمت فيلمنامه بود و تلاش نمى كرد خود را از فيلمنامه جلو بيندازد.
در خلاصه داستان دايره زنگى كه از آخرين روزهاى سال ۸۶ بر پرده سينماهاى تهران و شهرستان ها رفته آمده: شيرين و محمد تنها تا پايان روز فرصت دارند هزينه تعمير خودرويى را كه با آن تصادف كرده اند تامين كنند. اين دو به ناچار راهى خانه اى در شمال شهر مى شوند تا با كارى كه انجام مى دهند پول مورد نياز را تامين كنند.
در اين فيلم مهران مديرى، باران كوثرى، صابر ابر، امين حيايى، بهاره رهنما، اميد روحانى، نگار فروزنده، حامد بهداد، محمدرضا و مليكا شريفى نيا، گوهر خيرانديش، نيلوفر خوش خلق، نيما شاهرخشاهى، اكرم محمدى، امير نورى، محسن قاضى مرادى، كيانوش گرامى و آفرين چيت ساز به ايفاى نقش مى پردازند.
محمد حيدرى:
تزريق پول به تئاتر شهرستان ها اولويت اول است
محمد حيدرى، مدير امور استان هاى مركز هنرهاى نمايشى اهم برنامه هاى سال جارى تئاتر استان ها را اعلام كرد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، طى نشست مطبوعاتى صبح امروز مدير امور استان ها كه به منظور معرفى برنامه ارديبهشت تئاتر ايران برگزار شد، برنامه هايى چون بزرگداشت تئاتر استان ها، ۴فصل تئاتر ايران، اعزام ها و دوره هاى آموزشى تشريح شد.
ارديبهشت تئاتر ايران
محمد حيدرى درباره اين برنامه كه از اول تا ۳۱ ارديبهشت ماه ۸۷ در ۳۰ استان كشور برگزار مى شود گفت: با توجه ويژه مركز هنرهاى نمايشى به تئاتر شهرستان و استفاده از سه ماه اول سال كه معمولا به دليل دير آغاز شدن توليدات نمايشى از دست مى رود برنامه ويژه اى براى تقدير، معرفى و ارج نهادن به هنرمندان استان ها طراحى شد تا هر ۳۰ استان در ابتداى سال درگير بحث تئاتر شوند.
وى جزئيات اين برنامه را تشريح كرد: اين مراسم كه تقريبا به شكل همسان در هر استان برگزار مى شود شامل مراسم تقدير از پيش كسوتان و فعالان عرصه تئاتر استان، تقدير از نهادهاى موثر و همكار در توسعه و اعتلاء تئاتر استان خواهد بود و در هر مراسم نماينده اى از ميان هنرمندان پيشكسوت و به نام حضور خواهد داشت.
قرائت پيام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى و پيام روز جهانى تئاتر نيز از ديگر برنامه هاى اين مراسم است. ارديبهشت تئاتر ايران از آذربايجان شرقى آغاز و در ۳۱ ارديبهشت در تالار وحدت تهران به پايان مى رسد. وى درباره مراسم پايانى گفت: در تهران ارزيابى در خصوص بهترين برگزارى و مديران فعال استانى انجام مى دهيم و تقدير از اين افراد و هنرمندان فعال را نيز در آن قالب خواهيم داشت.
بودجه ارديبهشت تئاتر ايران
مدير امور استان ها درباره اعتبار اختصاص يافته به اين مراسم توضيح داد: بودجه بخش استانى از طريق خود استان و بودجه تئاتر از مركز تامين مى شود كه تخصيص اوليه در ارديبهشت ماه خواهد بود. با اين حال اين برنامه بودجه زيادى از استان صرف نكرده است، تهيه تنديس ها، پوسترها و... بر عهده مركز بوده و ادارات كل در انجام برنامه مشاركت مى كنند.
مشاركت نهادهاى فرهنگى
حيدرى، درباره مشاركت ديگر نهادهاى فرهنگى دست اندركار تئاتر در برگزارى ارديبهشت تئاتر ايران گفت: يكى از دلايل برگزارى اين برنامه مشاركت نهادهاى مختلف در برنامه هاى تئاترى بوده است. فعالان تئاترى نهادهاى ديگر مورد تقدير قرار مى گيرند تا مشاركتشان ارج نهاده شود. وى تاكيد كرد: جذب مشاركت و حمايت نهادهاى مختلف فرهنگى بايد از سوى ادارات كل و انجمن هاى نمايش اتفاق بيفتد و سطح آن به مديران استانى بستگى دارد.
هفته بزرگداشت تئاتر استان ها
مدير امور استان هاى مركز هنرهاى نمايشى برنامه بعدى مركز در توجه به تئاتر شهرستان ها را برگزارى هفته بزرگداشت تئاتر استان ها از خردادماه در تالار محراب اعلام كرد و افزود: در فصل پايانى سال ۸۶ به استان ها اعلام كرديم كه توليدات موفق شان در تهران ارائه خواهد شد. اما تعداد كارهاى موفق استان ها يكسان نيست.
۴ فصل تئاتر ايران
حيدرى در توضيح ۴فصل تئاتر ايران گفت: اعلام كرديم كه با ۱۲۰ كارگردان شهرستان مستقيما قرارداد خواهيم بست. براى اين برنامه منتظر تاسيس انجمن هنرهاى نمايشى هستيم.
وى با تاكيد به رويكرد توليد حرفه اى در تئاتر استان ها گفت: در اين برنامه به طور ميانگين ۴ كارگردان از هر استان شركت خواهند داشت. گرچه امكان دارد در استانى مانندخراسان رضوى ۴ كارگردان به چشم نيايد اما در جايى مانند ايلام بسيار قابل توجه است.
وى يادآور شد: در اين برنامه گروه هاى تهرانى نيز در شهرستان ها اجرا مى كنند و جزو قرارداد حرفه اى اين گروه ها قيد مى شود كه در اجراهاى فصلى، نمايش ها علاوه بر اجرا در استان خود در ديگر نقاط كشور نيز اجرا كنند.
در حال حاضر به استان ها اعلام كرده ايم كه اسكان، پذيرايى و اياب و ذهاب بر عهده آنهاست.
استمرار برنامه آموزشى
محمد حيدرى در خصوص توجه به بخش آموزش تصريح كرد: برنامه آموزشى تئاتر در شهرستان ها امسال در ۳۰ استان ادامه خواهد يافت. قرار بود فقط ۱۵ استان در آن شركت كنند كه با ابراز علاقه ۱۵ استان، مرحله اول اين برنامه براى تمام استان ها طراحى مى شود.
وى زمان شروع دوره هاى آموزشى را از ۲۰ ارديبهشت در استان سيستان اعلام كرد.
وى ارزيابى دستاورد اين برنامه آموزشى را منوط به مشاهده توليدات نمايشى استان ها دانست و افزود: ماحصل كلاس ها قطعا در هفته بزرگداشت استان ها ديده خواهد شد.
حيدرى ارتقاى بودجه تئاتر شهرستان ها را اتفاقى جديد در عرصه تئاتر عنوان كرد و با ارزيابى جنبه هاى كارى و مادى بسته شدن قرارداد حرفه اى با كارگردانان گفت: با اشتياق منتظر آن هستم كه ببينم كارگردانان از عهده كار حرفه اى برمى آيند يا نه. تزريق پول به تئاتر شهرستان براى توليد كار حرفه اى اولويت اول است و اين برنامه بزرگترين محك براى تئاتر شهرستان محسوب مى شود مطمئن باشيد كه هنرمندان شهرستان نيز به لحاظ كارى و دستمزدى ديگر از اين سطح پايين نخواهند آمد.
اعزام گروه هاى تهرانى
مدير امور شهرستان هاى مركز هنرهاى نمايشى گفت: در فصل پايانى سال گذشته ۳۰ نمايش كه نيمى از آن توليدات تهران بود در استان ها به اجرا درآمد. اين نمايش ها جزو نمايش هاى عاشورايى بودند. اكنون نيز براى اعزام گروه ها اعلام آمادگى كرده ايم. برخى از گروه ها نمى توانند ۵ يا۶ روز در شهرستان اقامت كنند و گرچه در خواست هاى زيادى نيز براى اعزام داريم اما در هر صورت بايد كارشان شاخص باشد و استان نيز براى اجراى آن تمايل نشان دهد.
استقلال بودجه انجمن هاى نمايش
محمد حيدرى در خصوص مسير اختصاص بودجه به تئاتر استان ها گفت: با تاسيس انجمن هنرهاى نمايشى بودجه تئاتر مستقيما به انجمن هاى نمايش تحويل مى شود و ديگر ادارات كل در آن دخالت ندارند. وى درباره تغييرات ساختارى انجمن هاى نمايش شهرستان ها گفت: امسال از طريق هيات مديره انجمن هنرهاى نمايشى، مدير هر انجمن نمايش استان انتصاب مى شود و تا ۲ سال كارها را پيش مى برد. در دو سال بعد مدير انجمن نمايش استان از طريق انتخابات برگزيده خواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |