سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۲۲ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۶۹
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
جامعه
سلامت
آرشيو
تماس با ما
۱۶ تيم بهتر است، ۱۴ تيم عالى!
شكستى بزرگ براى تنيس
ستاره كفش هايش را آويخت
۱۶ تيم بهتر است، ۱۴ تيم عالى!
توان ليگ ۱۸ تيمى را نداريم

وحيد رسولى

در جلسه اخير هيات رييسه فدراسيون فوتبال كه در محل دفتر رييس سازمان تربيت بدنى برگزار شد، بحث ۱۶ تيمى كردن مجدد ليگ برتر ايران نيز مطرح گشت و هر چند بعدا على كفاشيان در مقام رييس فدراسيون متذكر شد كه اين فقط يك صحبت و طرح بوده و از حد پيشنهاد فراتر نرفته، اما حتى مطرح شدن صرف آن نيز گوياى اين نكته است كه در راس و صدر فوتبال ما هم برخى به اين نتيجه رسيده اند كه توان برگزارى ليگى ۱۸ تيمى را نداريم و ۳۴ هفته مسابقه دادن براى ما بسيار دشوار است.
پيش بينى كم آوردن زمان و برآورد شرايطى كه از راه رسيد و اينك همگى به چشم مى بينيم از آغاز هم چندان دشوار نبود. امروز اگر براى به پايان رساندن ليگ قبل از شروع اردوى تداركاتى تيم ملى، براى هر يك از تيم ها حدودا و به طور متوسط هر ۳ روز يك بار بازى مى گذارند و تيم ها را به شدت فرسوده مى سازند و به تبع آن سرنوشت و نتيجه نهايى را دستخوش تغييرات احتمالى غيرقابل پيش بينى مى كنند، به سبب همان ايرادى است كه برشمرديم و مديران فوتبال ما نيز به آن پى برده اند. آنها شايد در شرايط فعلى و در حالى كه ليگ به روزهاى آخر و زمان تعيين قهرمان خود نزديك مى شود و تيم ملى نيز كارهاى فراوانى را پيش رو دارد، حاضر به صحبت مستقيم و مشروح در اين باره نباشد، اما امكان ندارد كه طرح دوباره كم كردن تيم هاى ليگ به قصد پرهيز از مشكلات امسال ( و به واقع معضلات هميشگى) به ذهن شان خطور نكرده باشد و در اين خصوص نيانديشيده باشند.
صفايى فراهانى معتقد است ليگ برتر نه فقط با ۱۸ تيم جواب نمى دهد، حتى ۱۶ تيم نيز براى آن زياد است و رقم معقول تر ۱۴ تيم است كه در دوره رياست خود او در فدراسيون نيز مرسوم و جارى بود. در فوتبال كشور ما كه معمولا وقت هاى زيادى به ركود و استراحت و بى برنامگى سپرى مى شود و ناگهان مى كوشيم كه برنامه اى يك ساله را در فرصتى ،۷ ۸ ماهه به نتيجه برسانيم، بديهى است كه به سامان و نتيجه رساندن ليگى ۳۴ هفته اى دشوار باشد. برگزارى يك يا دو بازى ملى ساده نيز بارها باعث تعويق ۲ تا ۳ هفته اى مسابقات باشگاهى شده و تاخيرهاى كلان تر از اين را هم داشته ايم. تعداد دفعات تعطيل شدن ليگ را در هر يك از فصول بشمريد و مدت آن را اندازه گيرى كنيد تا دريابيد چقدر زياد و بيش از حد و نامعقول بوده است. گاهى براى تشكيل اردوى تيم ملى و مسابقه اى كه در پيش دارد، از ۱۰ روز قبل ديدارهاى باشگاهى را به تعطيلى كشانده اند و موج تعطيلى ۵ روز بعدى را هم در برگرفته است.
معقول و اندك
به اينها بيفزاييد تعطيلات ديگرى را كه مرتبط با مناسبت ها و يا سرماى هوا در زمستان ها هستند و گاهى تعطيلاتى ،۲ ۳ هفته اى داشته ايم كه به هيچ روى قابل توصيف و فهم نبوده است. با اين اوصاف بديهى و آشكار است كه ليگ ما نمى تواند ۳۴ هفته اى باشد و در چنين طول مدتى برگزار شود و اصرار در اجراى اين امر باعث مشكلات و اتفاقاتى مى شود كه اينك مى بينيم. ليگ ۳۴ هفته اى زمانى قابل اجرا و بهره دهى است كه براى هر هفته و روز و حتى ساعت آن برنامه داشته باشيم و ببينيم كه چگونه مى توان از هر زمانى براى كامل شدن كار سود جست و برنامه ها از آغاز مشخص باشد و هر تيمى از آغاز فصل بداند كه تا پايان كار چه بازى هايى را در چه تاريخ هايى در پيش دارد و تعطيلات فقط مربوط به نيم فصل باشد و آن نيز معقول و اندك بنمايد. اگر در كشورهايى مثل آلمان تعطيلات بين دو نيم فصل ۶ تا ۷ هفته اى است، به اين سبب است كه زمستان شديد و سرماى حادى دارند و زمين ها و هوا براى برگزارى حجم بيشترى از بازى ها در آن فصل مناسب نيست اما ما اگر زمستان سال پيش را كه استثنايى و بيش از حد سرد بود قلم بگيريم، مشكلى از اين دست در زمستان هاى خود نداشته ايم و بنابراين معلوم نيست چرا در فصل اخير بارها تعطيلات بين دو نيم فصل ۳ تا ۴ هفته طول كشيده است و حتى در فصل جارى نيز مى شد به رغم زمستان سرد مورد بحث فاصله بين دو نيم فصل را كاهش داد و نه اين كه به گونه اى عمل كرد برخى تيم ها آخرين مسابقه نيم فصل اول خود را ۲۵ آذر و اولين ديدار نيم فصل دوم خود را ۵ بهمن برگزار كنند.
رضايت و عدالت
نتيجه و پيامدهاى آن زمان هاى از دست رفته و نداشتن سياست هاى لازم در فوتبال باشگاهى(همانند ملى)، اينك فراروى ما است؛ ليگى كه ۶ هفته پايانى آن طى ۲۳ روز برگزار مى شود و تيم ها به طور متوسط هر ۳ روز يك بار به ميدان مى آيند، نمى تواند چيزى باشد كه تيم ها در آن احساس رضايت و عدالت كنند و نياز به بررسى مجدد و رجعت به طرح ۱۶ تيمى شدن و حتى برگزارى با ۱۴ تيم را ايجاب و توصيه نكند.
شكستى بزرگ براى تنيس
الان چه موقع جوان گرايى بود؟
چهارم شدن تيم ملى تنيس ايران در گروه سوم آسيا ـ اقيانوسيه ـ و (بهتر بگوييم آسيا) در كادر پيكارهاى تنيس جام ديويس ۲۰۰۸ آن هم در خاك خودى يك شكست بزرگ و غيرقابل توجيه و چيزى بود كه فقط ضعف عميق و ريشه اى را در اين رشته گوشزد كرد.
دو عامل در اين شكست نقش اول را بازى كرد. يكى همان ضعف كلى تنيس ما كه نه خصلت امروز بلكه فرآيندى ،۱۵ ۲۰ ساله است و ديگرى انتخاب بد مهره ها براى مسابقات اخير گروه سوم آسيا در ورزشگاه انقلاب تهران، فدراسيون تنيس درست در شرايطى دست به جوانگرايى و تغيير تركيب تيم ملى زد كه اصلا وقت اين كار نبود و براى كوتاه مدت و به قصد كسب مجوز صعود بايد از مهره هاى پرتجربه استفاده مى شد.
اين يك حقيقت ثابت شده است كه در ،۶ ۷ سال اخير پيشرفت قابل توجه و ارزشمندى در كار اشكان شكوفى و انوشا شاهقلى رويت نشده و آنها كم و بيش در همان حدى مانده اند كه ،۵ ۶ سال پيش بودند اما به هر حال تجربه شان براى ديدارهاى اخير تهران به كار مى آمد. فدراسيون تنيس در حالى تصميم به عدم استفاده از آنها و رويكرد به جوان ترهايى مثل كامران و سورى و همچنين فراخوانى بنيامين ابراهيم زاده از آلمان گرفت كه تجربه دو نفر نخست ناكافى و شناسايى از بازى ابراهيم زاده اندك بود و نمى شد به حاصل كار مطمئن بود. نتيجه آن شد كه نه فقط به پاكستان فاتح پيشاپيش گروه باختيم، تسليم مالزى و سوريه نيز شديم در تهران و در خاك خود اجازه صعود به مالزى در معيت پاكستان را داديم و لابد و حتما به اين دلخوش  كرده ايم كه در دسته سوم ابقا شده ايم و به زير گروه قاره نرفته ايم.
به طور جنبى
مى شد در كوتاه مدت و براى اين ديدارهاى خاص از تجربه و كارايى بيشتر شكوفى و شاهقلى سود جست و حتى در صورت عدم تمايل آنها، چنان چيزى را خواست و اجرا كرد و آنها را به ميدان كشيد و مجوز صعود به گروه دوم آسيا را گرفت و سپس به سراغ طرح جوانگرايى رفت.
چنان طرحى هميشه مى تواند به طور جنبى در جوار برنامه هاى عادى تداركاتى و تقويتى تيم ملى تنيس به اجرا درآيد، اما به اين برنامه ها لطمه اى وارد نشود. يعنى تيم ملى بازى هاى خودش را به طور عادى و روال معمول ادامه دهد و جوانان تربيت و پخته شوند و هر موقع احساس شد كه واقعا مى توانند در مسابقات مهم و حساس جواب بدهند و نتيجه بگيرند، از آنها استفاده شود. از اين معادله و نگرش در ديدارهاى اخير گروه سوم آسيا در تهران خبرى نبود و كامران و حتى ابراهيم زاده نتوانستند چيزى باشند كه از آنها انتظار مى رفت. اگر قرار باشد يك بازيكن ساكن آلمان را از راهى دور به تهران بياوريم تا به امثال پاكستان و مالزى ببازد و كارى از پيش نبرد، مى شد اين وظيفه و كار را به جوانترها و تنيسورهاى ساكن وطن سپرد تا تجربه شان بيشتر شود و نظر به نزديكى مسافت آنها در آينده بيشتر به كار تيم ملى تنيس خواهند آمد تا ابراهيم زاده اى كه معلوم نيست در آينده نيز قادر به همراهى هميشگى تيم ملى هست يا خير و احتمال قوى تر اين است كه آماده چنين چيزى نباشد.
نمى توان ادعا كرد كه اگر از شكوفى و شاهقلى در ديدارهاى اخير تهران استفاده مى شد، ما حتما مالزى و سوريه را مى برديم و همراه با كويت صعود مى كرديم، اما حداقل مى شد مطمئن بود كه در چنان صورتى شانس مان براى اين مهم بيشتر از پيكارهاى اخير مى بود. اگر پاكستان را تيم اول و دست نيافتنى و اميدوار مسلم صعود از اين گروه تلقى مى كرديم، مى شد با هدف گرفتن رتبه دوم گروه در پى ديگر مجوز صعود بود و به كارگيرى شاهقلى و شكوفى در اين زمينه به كار مى آمد. با استفاده از آنها پيروزى بر تنيسورهاى مالزى در سوريه بسيار محتمل تر از زمان بهره گيرى از كامران و ابراهيم زاده و سورى مى بود.
آنها جاى خود را دارند، اما …
هيچ كس منكر ارزش هاى جوانترها نيست و آنها در آينده از اين هم بهتر خواهند شد اما همان طور كه قبلا گفتيم جا داشت براى كوتاه مدت و براى مسابقات اخير گروه سوم آسيا از پرتجربه ترها استفاده مى شد و پس از كسب مجوز صعود يك سال وقت وجود داشت تا روى پخته تر و تواناتر شدن جوان ها كار كرد و آنها را به مرحله اى از توان و آمادگى رساند كه براى اين سطح از تنيس قاره به آن نياز است.
در حرف هاى سران تنيس ما پس از شكست اخير نيز نوعى تناقض ديده مى شود.
آنها در شرايطى از جوانگرايى و ثمرات آن مى گويند كه عامل اجبار براى توضيح دادن پيرامون دلايل غيبت شاهقلى و شكوفى را در هر لحظه حس مى كنند و در يك جمله خود از نبود پرتجربه ترها با نوعى حسرت سخن مى گويند و در عبارت بعدى از لزوم جوان گرايى ياد مى كنند. شكست جديد تيم ملى محصول چنين برزخى و نداشتن برنامه هايى منطقى و اصولى و درازمدت در تنيس است و شايد مديران تنيس ايران ترجيح بدهند در سايه جوانگرايى ها به توجيه ناكامى اخير بپردازند اما حقيقت اين است كه اين شكست بزرگ در تهران در برابر رقبايى واقعا متوسط و ضعيف كه در تنيس محلى از اعراب ندارند، به دست آمد و فقط محصول و پيامد سياست گذارى هاى غلط در تنيس بوده و نشانگر اين است كه اين ورزش به افكار و برنامه هايى به كلى جديد نياز دارد و بايد در روش هاى كارى آن تغييراتى اساسى صورت پذيرد.
ستاره كفش هايش را آويخت
روماريو: ديگر توانايى بازى كردن را نداشتم
شيوا نوروزى
ستاره هميشه يك ستاره باقى مى ماند حتى اگر بازنشسته شود و در زمين حضور نيابد. سابقه نشان داده ستارگانى چون ميشل پلاتينى، پله و … با اين كه مدت ها از دوران بازيكنى شان مى گذرد همچنان در قلب هواداران جاى دارند تا آنجا كه دراكثر رقابت هاى بين المللى در جايگاه ويژه حضور دارند. حال زمان آن رسيده كه يكى ديگر از ستارگان اسبق فوتبال دنيا از اين رشته براى هميشه خداحافظى كند.
روماريو ستاره فوتبال برزيل، به دوران پرافتخار بازى خود پايان داد و اعلام كرد كه ديگر بازى نخواهد كرد. روماريو دوسازافاريا، به همراه تيم ملى برزيل موقعيت هاى بسيارى را تجربه كرده است. او كه هم اكنون ۴۲ سال سن دارد معتقد است كه دوران بازيكنى هر فوتباليستى سرانجام سر مى رسد و مى بايست آن را پذيرفت: ديگر زمان من گذشته كه بخواهم فوتبال بازى كنم. رسما اعلام مى كنم كه ديگر بازى نخواهم كرد. ۲۰ سال گذشته بهترين لحظات زندگى ام بود و دليل اصلى بازنشستگى ام اين است كه ديگر توانايى بازى كردن را در خود نمى بينم.
روماريو در سال هاى اخير ديگر شادابى سابق را نداشته و هرگز نتوانسته مانند روزهاى اوجش هنرنمايى كند به ويژه كه اضافه وزن او نيز بعضا انتقادهايى را عليه او موجب شد: از ماه نوامبر گذشته بازى نكرده ام و به رغم كاهش وزن بدنم هنوز نتوانستم روى فرم بيايم. راستش از اينكه ديگر مجبور نيستم از شهرى به شهر ديگر، از كشورى به كشور ديگر سفر كنم و تمرينات سنگين را پشت سر بگذارم خوشحالم.
بازيكن كليدى برزيل در جام جهانى ۱۹۹۴
جام جهانى امريكا را نمى توان از ياد برد چرا كه اسطوره هاى آن زمان فوتبال كه تقريبا اكثر آنها حال پا به سن گذاشته اند در آن حضور داشتند. روماريو پيش از اين هم براى فوتبالدوستان شناخته شده بود اما جام جهانى ۱۹۹۴ امريكا نقطه اوج روماريو محسوب مى شود. به علاوه كه ۵ گل حياتى او در اين تورنمنت نقش بسزايى در به خانه بردن جام قهرمانى براى برزيلى ها داشت. فينال آن دوره بين دو تيم هميشه رقيب ايتاليا و برزيل برگزار شد. حاصل ۱۲۰ دقيقه تلاش پاياپاى دو تيم حاصلى نداشت و در ضيافت پنالتى ها برزيل بود كه خوش شانس تر از لاجوردى پوشان لقب گرفت. روماريو هم يكى از پنالتى ها را به گل تبديل كرد اما روبرتو باجو ستاره اسبق ايتاليا در آخرين ضربه پنالتى توپ را به آسمان زد تا هجوم نيمكت نشينان برزيل به داخل زمين نشان از قهرمانى آنها داد. روماريو با سابقه ۷۳ بار پوشيدن تيم ملى كشورش موفق به زدن ۵۶ گل رسمى شده است.
اگرچه او در سال هاى گذشته اعلام كرد كه تعداد گل هايش از مرز هزار گذشته است اما فيفا اين ركورد را به رسميت نشناخت چرا كه تعدادى از اين گل ها در دوران بازى او در رده هاى نوجوانان، جوانان و يا بازى هاى دوستانه به ثمر رسيده اند و اين در حالى است كه پله تنها فوتباليستى است كه تعداد گل هايش از مرز هزار گذشته است.زندگى حرفه اى دوسازا چندان هم بى حاشيه نبوده است. وى چندى پيش به دليل استفاده از داروهاى ضدريزش مو براى مدتى محروم شد. چرا كه براساس اعلام دادگاه ورزشى ريودوژانيرو آن داروها حاوى مواد غيرمجاز براى ورزشكاران بوده است. اما پس از گذشت چند ماه دادگاه مذكور راى به بى گناهى او داد.
سوابق باشگاهى
روماريو فوتبال حرفه اى اش را از باشگاه واسكودوگاما و در سال ۱۹۸۵ آغاز كرد باشگاهى كه در ابتدا ۳ سال متوالى در آن عضويت داشت و در ۴۷ بار حضور با پيراهن اين تيم ۱۷ گل به ثمر رساند. پس از آن در سال ۱۹۸۸ امريكاى جنوبى را به مقصد كشور لاله ها ترك كرد تا در پى اس وى آيندهوون اين كشور بازى كند و ۵ سال نيز عضو اين باشگاه بود و ۹۸ گل نيز به ثمر رساند.
از سال ۱۹۹۳ تا سال ۱۹۹۹ به صورت مقطعى بين باشگاه هاى والنسيا فلامينگو در رفت و آمد بود تا آن كه بار ديگر به واسكو دوگاما پيوست تا سال ۲۰۰۲ نيز در آنجا باقى ماند.
روماريو تجربه حضور در ديگر قاره ها از جمله آسيا، اقيانوسيه و امريكاى شمالى را هم در كارنامه دارد كه از جمله آنها بايد به السد قطر، آدلايد يونايتد استراليا و اف ث ميامى اشاره كرد.
اما افتخارات او تنها به رقابت هاى باشگاهى محدود نمى شود و بلكه او حتى سابقه كسب مدال در المپيك را نيز دارد. ۳ قهرمانى و ۳ آقاى گلى ليگ هلند، مدال نقره المپيك سئول، دو قهرمانى و آقاى گلى كوپا امريكا، قهرمانى لاليگا، قهرمانى جام جهانى ۱۹۹۴ و توپ طلا در همان سال، قهرمانى و آقاى گلى جام كنفدراسيون ها در سال ۱۹۹۷ و عنوان بهترين بازيكن سال از جمله افتخارات دوسازا است.
با اين حساب يكى ديگر از ستارگان برزيلى فوتبال كفش هايش را آويخت و به گفته خودش ميدان را براى حضور جوانان با استعداد خالى كرد. بايد منتظر ماند و ديد كه آيا روماريو هم مانند ديگر ستارگان بازنشسته به مربيگرى روى مى آورد يا نه.
گذر و نظر
جلسه پشت جلسه
ميگن آب كه از سر گذشت چه يك وجب و چه صد وجب راست گفتن. قضيه ناصر حجازى هم همين حالت رو داره. بيچاره رو كه تقريبا و به قولى كاملا اخراج كردن حالا داره زور مى زنه كه يه جورى خونه نشين نشه كه اگر بشه چى مى شه. حاج فتح الله زاده كه يه زمانى از طرفدارهاى پر و پا قرص ناصرخان بود و لقب پيشكسوت بهش داده بود تو اين فصل دو بار زير پايش را خالى كرد. يه بار كه فيروز كريمى رو به استقلال تهران راه داد و يه بارم كه تقريبا حكم اخراج ناصرخان رو امضا كرد، دفعه اول لطف كرد و حجازى رو مدير فنى كرد كه سمتى الكى يا به قولى كشكى هست رو بهش داد اما اين سرى ديگه پستى نبود كه بهش بده. ديد كه خيلى بد مى شه و از خودش يه پست فرمايشى ديگه درآورد به نام مشاور مديرعامل كه قراره حجازى نظراتش رو به فتح الله زاده بگه و اگه حاجى صلاح دونست به فيروزخان بگه خلاصه همين جور جلسه است كه مى ذارن تا يه جورى تا آخر فصل كه زيادم ازش نمونده حجازى رو ساكت كنن.
دهمين باخت
بازم باخت. استقلال رو مى گم اين دفعه به ابومسلم، واقعا فيروز كريمى چه جوابى داره كه به هوادارا و هيات مديره بده. سرمربى كه دست از دلقك بازى هاش برنمى داره و به جاى اين كه به فكر تعويض هاى درست و درمون باشه به فكر كت جادويى و كلاه جديدشه . البته گل دوم رو خوردن خودش فهميد كه بايد كلاه رو از سرش برداره. حتما اين دفعه دليل باختش رو گردن هواپيمايى مى اندازه كه موقع رفتن به مشهد دچار نقص فنى مى شه و پسراى آبى كلى هم ترسيدن. ديگه نمى شه پرسپوليسى ها يه بار از وحشت مردن در فراز آسمون سكته كنن و استقلال بى نصيب بمونه. فيروزخان كه يه پا روانشناسه و با روش هاى نوينى كه داره استرس به وجود اومده تو هواپيما رو به دو گل خورده از ابومسلم ربط مى ده و چند درصد هم از حقوقش كم مى كنه. من موندم اين قرارداد فيروز چقدره كه هرچى كم مى شه تمومى نداره.
داستان هوگوهاى جديد تكواندو
تو هر ورزشى يه كشور بيشتر از بقيه تو تورنمنت هاى بين المللى نفوذ داره تو تكواندو هم كره اى ها با اين كه با اون چشم هاى بادومى شون زياد جايى رو نمى بينن اما خوب مى تونن تو داورى مسابقات نفوذ داشته باشن. بازى هاى آسيايى چين در راه هست و بچه هاى تيم ملى هم مثل هميشه آماده و سرحال تمرين مى كنن و آماده هستن كه حداقل چند تا مدال رنگارنگ واسمون بيارن. مشكل كه يكى دو تا نيست تو اين مسابقات قراره هوگوهاى جديد تكواندو تو اين تورنمنت استفاده بشه كه با اين حساب سيستم امتياز دادن الكترونيكى مى شه.
ديگه خودتون مى تونيد حدس بزنيد كه وضعيت بچه هامون چى مى شه. اون موقع كه داورا راى مى دادن روز روشن حق بچه هامون رو مى خوردن. حالا خدا به دادمون برسه با اين هوگوها .با اين كه مهماندوست گفته تمرينات مخصوصى رو انجام دادن ولى چشممون ترسيده دست خودمون نيست.
نمى تونم به پرسپوليس بيام
مهدى مهدوى كيا از وقتى به اينتراخت فرانكفورت رفت ديگه مثل قبل نشد. درسته كه سنش بالا رفته و ديگه سرعت سابق رو نداره ولى نمى شه از مصدوميت هايى هم كه داشته گذشت.
همون مصدوميت هايى كه بهانه اى برا نيومدن به تيم ملى شد و كل كل كردن با دايى.
اما مرزبان كه مسوول انتخاب بازيكنان پرسپوليس شده به آلمان سفر كرده و در اولين حركت رفت سر تمرين تيم كيا كه جلسه دو نفره اى با مهدوى كيا داشته باشه.
خب وضعيت كيا تو اينتراخت زياد تعريفى نداره واسه همين قرمزها به فكر افتادن كه بازيكن سابقشون رو به پرسپوليس برگردونن. خدا رو شكر اين سرى باشگاه چيزى رو تكذيب نكرد و منكر اصل مذاكره نشدن ولى خود كيا گفته كه تا دو سال ديگه با اينتراخت قرارداد داره و نمى تونه به فكر قرارداد جديدى باشه. ولى يادمون باشه كه كيا وقتى از هامبورگ جدا شد حاضر نشد به تيم هاى ايرانى برگرده و با بهونه كردن درس دخترش آلمان موند حالا بايد ببينيم كيا هم مثل بقيه بعد از اين دو سال به دبى مى ياد يا ايران.
ادعاى جديد فيروز
انگار خودش هم يه بوهايى برده و مى دونه هيات مديره استقلال با كسى شوخى نداره نمونه اش رو هم تو قضيه ناصر حجازى ديده. هرچى مى خواهم كمتر از آبى ها بنويسم نمى شه يعنى اين فيروز كريمى هست كه نمى ذاره. كريمى كه سابقه پشت كردن به تيم هاى زيادى رو داره مدعى شده كه اگه آخر فصل از استقلال بره هيچ وقت با تيم آينده اش كه اسمش رو نگفته برابر استقلال روى نيمكت نمى شينه.
دو تا نكته به ذهنم رسيد كه بد نيست براى شما هم بگم. يكى اينكه آقاى كريمى مسوولان تيم آينده شما حتما از مبلغ قرارداد شما كه اصلا هم كم نيست آگاه هستن پس اگه شما سرمربى تيمشون بشيد كه مطمئنا با كلى حاشيه همراه هست حاضر نيستن تيمشون برابر استقلال سرمربى نداشته باشه و بعيده كه آينده تيم رو فداى تصميمات لحظه اى شما كنن. دوم اين كه شما قبلا هم از اين حرف ها زياد زديد كسى يادش نمى ره كه چه جورى از اهواز به تهران اومديد حالا نشستن روى نيمكت يه تيم ديگه كه جاى خود داره!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |