پنجشنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۲۴ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۷۱
دفاع مقدس
Tel: white
red@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
گردشگرى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
دفاع مقدس
آرشيو
تماس با ما
بازخوانى شكست امريكا در طبس به مناسبت سالروز اين پيروزى الهى
در۴ نوامبر ۱۹۷۹ (۱۳ آبان ۱۳۵۸) مدتى بعد از انقلاب اسلامى ايران كه به سرنگون شدن شاه كه يكى از متحدان امريكا در منطقه بود انجاميد گروهى از دانشجويان ايرانى به سفارت امريكا در تهران حمله كرده و كاركنان و محافظان سفارت را كه جمعا ۵۲ نفر مى شدند به گروگان گرفتند. بعد از ۶ ماه تلاش ديپلماتيك براى آزادسازى گروگان ها دو كشور روابط سياسى خود را در ۸ آوريل۱۹۸۰ (۱۹ارديبهشت ۱۳۵۹) قطع كردند. در همين زمان نيروهاى ويژه امريكايى در وضعيت آماده باش قرار گرفتند و برنامه ريزى و تمرينات براى اجراى يك عمليات آزادسازى شروع شد.
جانشين نيروى مقاومت بسيج:
گروه دفاع مقدس: جانشين نيروى مقاومت بسيج كشور گفت: پاسخگويى به نداى ولى فقيه در هر زمان و مكان از مهمترين شاخص هاى بسيج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى است.
طبس؛ كابوس وحشتناك امريكا
مهدى گيوه كى
۱- انقلاب اسلامى ايران، همان گونه كه آيه و مصداقى از سنت فتح و نصرت مستضعفان مى باشد، در درون خود آيينه و مجلاى ده ها نقطه عطف از تاريخ سيطره و حاكميت خط حقيقت بر جريان باطل و تبار شيطان است و براى آنان كه قيام را بر قعود ترجيح داده اند، در قالب هدايت ها و امدادهاى غيبى و خفى، ظاهر مى گردد.
بنا به گفته كارشناسان واكنش ها، مقاومت ها و توطئه هايى را كه عليه پيروزى و تداوم انقلاب اسلامى در ايران به انجام رسيد مى توان در سه دوره «پيروزى تا آغاز تجاوز نظامى»، «جنگ تحميلى» و «پس از قطعنامه» بررسى كرد كه به ترتيب صبغه و صورت «نفاق و نفوذ، حذف از درون»، «تهاجم نظامى-امنيتى» و «اقتصادى- فرهنگى» داشته است.
جدى ترين تحولات دوره اول، تسخير انقلابى سفارت امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ بود كه در واكنش به عمق توطئه گرى و اخلال در نظم سياسى كشور و منطقه، به وسيله جاسوسان اين لانه قديمى امريكايى ها صورت گرفت.
به اين خاطر، ايالات متحده سخت متحير شد و حمله به ايران را به اجرا گذاشت كه به ظاهر، براى نجات ديپلمات هاى به گروگان گرفته شده اما همراه با حمله به موقعيت هاى حياتى پايتخت، تجاوز به تماميت ارضى يك كشور مستقل را در پى داشت، اما نهايت به يك رسوايى بزرگ بين المللى تبديل شد.
۲- پنجم ارديبهشت سالروز شكست نيروهاى آمريكايى در صحراى طبس است. عمليات آمريكايى پنجه عقاب در طبس، بيش از هرچيز، شبيه يك تعطيلات دل انگيز آخر هفته بود كه ناگهان با در گرفتن توفانى شديد ويران شد. اين تعطيلات آمريكايى كه مى رفت تا خاطره برانگيزترين هاى نوع خود باشد، با وزيدن توفانى از شن هاى صحرا مبدل به يك كابوس وحشتناك در حافظه تاريخى رهبران آمريكا شد. البته اگر بتوانيم در مورد اين رهبران از حافظه تاريخى سخن بگوييم!
۳- جيمى كارتر رييس جمهور وقت ايالات متحده در كتاب۴۴۴ روز در اين مورد مى گويد: «هنوز هم از يادآورى خاطرات آن روز آزرده خاطر مى شويم. اميد موفقيت زياد بود. وقايع ناگوار و عصبيت، شهامت گروه نجات، شرمسارى ناشى از شكست و بالاتر ازهمه، مرگ فاجعه آميز افراد ما در كوير، همه و همه در خاطرم نقش بسته است. من براى چند ساعت موفق شدم بخوابم و صبح زود آماده شدم تا از طريق تلويزيون آن چه را كه رخ داده بود، براى مردم آمريكا تشريح كنم. من تمام مسئوليت را شخصا به عهده گرفتم. آن چه را كه روى داده بود، تشريح كردم و دلايل خود را براى اين تلاش شرح دادم. من عملى را كه ايران مرتكب شده بود به دنيا يادآورى كردم و داوطلبانى را كه با شهامتى بى نظير، زندگى خود را از دست داده بودند، مورد ستايش قرار دادم.»
۴- بى نتيجه ماندن ديپلماسى كارتر در حل بحران ايران وقتى كه با شكست نظامى در طبس همراه شد، حيات سياسى دولت او را چنان متزلزل ساخت كه پس از چهار سال مجبور به ترك كاخ سفيد شد تا ريگان جمهورى خواه بر جاى او بنشيند.
قطعا از مهمترين عواملى كه نتيجه انتخابات رياست جمهورى آمريكا را در آن سال رقم زد انقلاب اسلامى ايران، رهبرى هاى امام خمينى (ره) و اقدام شجاعانه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام بود. كارتر در حالى براى حل مساله گروگانها آخرين تلاش ها را به سرعت انجام مى داد كه آخرين روز از دوره چهار ساله رياست جمهورى اش را مى گذراند. چهار سال پر حادثه كه نام ايران همچون كابوسى بر فراز آن ايستاده است او حتى مجبور شد تعطيلات آخر هفته اش را به خاطر تجمع كارها لغو كند.شايد در آن لحظه ناگوار، به لحظات شيرينى مى انديشيد كه در تهران، ساده لو حانه در جلسه ضيافت شامى كه به افتخار او ترتيب داده شده بود اين تعبير را به كار برده بود كه من از همسرم پرسيدم كه در تعطيلات كريسمس كجا مايلى براى مسافرت برويم، گفت من مايلم اين ايام را كنار شهبانو در ايران باشم. و فقط چند ماه بعد از اين ضيافت شام بود كه انقلاب اسلامى ايران به پيروزى رسيد و كارتربهاى سنگينى براى حمايت خود از شاه پرداخت.
۵- متاسفانه مسلمانان جهان و ساير ملت ها با وجود رسوايى هاى گوناگون استكبار جهانى موفق نشده اند كه قدرت هاى پوشالى را به زوال بكشانند و در مقابل آنان جبهه اى واحد و كارساز تشكيل دهند، زيرا كم تر به قوه ايمان و نيروى الهى اتكا دارند. در اعمال و رفتار نيز آن گونه نبوده اندكه زمينه هاى امداد الهى و نصرت حق را فراهم كنند تا به مدد غيبى بر جنود باطل غلبه يابند، ولى امت مسلمان ايران در چندين عرصه ثابت نمود كه در مقابل هر قدرت شيطانى پيروز خواهد شد. بنابراين هرگونه بيم و هراس از جانيان جهانى از سستى ايمان و تزلزل باورها حكايت دارد.
امريكا، قهرمان موفقيت هاى ناپايدار دو بينش در برخورد با حوادث
در تاريخ ملت ها، هميشه روزهايى وجود دارند كه از ساير روزها متمايزند و انسان ها نيز براساس بينش هاى خود با آن ها برخوردهاى متفاوتى مى كنند. عمده ترين بينش هاى مطرح در عالم خلقت نيز دو بينش مومنانه و كافرانه مى باشد.
براساس بينش مومنانه، انسان ها از اين رو از اين گونه حوادث عبرت مى گيرند تا از آثار سوء احتمالى آن در آينده پيشگيرى كنند ولى كافران چون در پى تمتع هستند، حجاب هاى غفلت  هيچ گاه نمى گذارد پند لازم را از درون حوادث بيرون بكشند.
طبس و تكرار اشتباهات امريكا
حادثه طبس يكى از حوادث مهم و قابل تاملى مى باشد كه از ساير حوادث پيرامونى خود متمايزاست. در اين حادثه دست امداد الهى به راحتى قابل لمس بود و براى ملت ايران كه داراى بينش مومنانه هستند نعمتى از جانب خدا قلمداد شد كه در پى تلاش و مجاهدت در راه خداوند نصيبشان شده بود.
اما شكست خوردگان اين حادثه يعنى سردمداران امريكا به جاى آن كه از اين حادثه درس عبرت بگيرند، باز هم به قدرت مادى خود تكيه نمودند و سعى كردند اهداف مغرضانه خود را عليه ملت ايران در پيش بگيرند. از اين رو بعد از حادثه طبس، امريكايى ها حداقل ۷۰ توطئه بزرگ را عليه ايران اسلامى سامان دهى و تدارك ديدند كه با مدد الهى و هوشيارى مردم ايران همه اين توطئه ها خنثى شد.امريكايى ها بعد از توفان طبس درپى آن برآمدند تا براى جبران تحقير ملى خود، با به راه انداختن توفان جنگ تحميلى ريشه هاى درخت انقلاب اسلامى و بلكه ملت نجيب و شجاع ايران را از بيخ بركنند، اما از اين نكته غافل بودند كه ملت ايران در خاك كربلا ريشه دارد و از اين گونه توفان ها بيمى ندارد.
امريكايى ها خيلى مايل هستند تا به نحوى شكست در طبس را با همان روش جبران كنند، اما خودشان مى دانند كه در صورت تكرار چنين خطايى، نه در طبس بلكه در سراسر ايران توفان سهمگين و جهنمى سوزان عليه سربازان امريكايى به راه خواهد افتاد آن گونه كه حادثه طبس در مقابل آن برايشان به رويايى شيرين تبديل شود.
قهرمانى ناپايدار
شايسته است امريكايى ها را در دنيا به عنوان قهرمانان موفقيت هاى ناپايدار معرفى كنيم، آن چه به عنوان نظم در حركت سياسى امريكايى ها مى بينيم، نظم كاذبى است كه همانند پاندول ساعت بين دو نقطه تهديد و تطميع، آن ها را در نوسان قرار داده است.
سربازان امريكايى هم اكنون در افغانستان و عراق زمين گير شده اند. هر روز متحمل تلفات و خسارات سنگينى مى شوند. پس از اشغال نظامى عراق، امريكايى ها براى مدت كوتاهى ژست پيروزى به خود گرفتند اما ديرى نگذشت كه اين پيروزى نيز به سرنوشت شكست هاى قبلى دچار شد. وضعيت امريكا در افغانستان نيز به همين منوال مى باشد. امروز جمله «امريكا شكست خورده افغانستان و عراق است» هر روز از زبان كارشناسان و صاحب نظران جهانى و حتى مسوولان امريكايى شنيده مى شود.
امريكايى ها در مورد ايران نيز هيچگاه موفق نشدند و به رغم تمامى توطئه هايى كه عليه ملت ايران بكار بستند، امروز اين ايران است كه با سرعت در حال در نورديدن قله هاى پيشرفت  و تعالى است. انقلاب ايران است كه جهان را فرا گرفته و مايه اميد مردم دنياست.
در مقابل، امريكا چه در داخل و چه در خارج، هر روز در حال پس رفت است. اقتصاد امريكا رو به زوال است، دولت آن به منفورترين دولت ها در جهان تبديل شده واز سلاح هاى زنگار گرفته امريكايى نيز كارى ساخته نيست.
روز حماقت
در آخر براى مردم امريكا يك پيشنهاد كاربردى دارم. پيشنهاد مى كنم امريكايى ها روز حادثه طبس را به عنوان روز حمايت دولتمردان امريكايى نامگذارى كنند و همه ساله ضمن تجمع در مقابل كاخ سفيد، دولتمردان خود را از تكرار چنين اشتباهاتى برحذر دارند.
پيشنهادى هم براى جوانان غيور و مسلمان عرب منطقه دارم كه با نامگذارى اين روز به عنوان «يوم العبره» به دولت هاى خود يادآورى كنند «هم پيمانى با امريكا سودى براى آنان ندارد.»
سرتيپ پاسدار ميرفيصل باقرزاده
بازخوانى شكست امريكا در طبس به مناسبت سالروز اين پيروزى الهى
وقتى پنجه هاى عقاب فلج مى شود
در۴ نوامبر ۱۹۷۹ (۱۳ آبان ۱۳۵۸) مدتى بعد از انقلاب اسلامى ايران كه به سرنگون شدن شاه كه يكى از متحدان امريكا در منطقه بود انجاميد گروهى از دانشجويان ايرانى به سفارت امريكا در تهران حمله كرده و كاركنان و محافظان سفارت را كه جمعا ۵۲ نفر مى شدند به گروگان گرفتند. بعد از ۶ ماه تلاش ديپلماتيك براى آزادسازى گروگان ها دو كشور روابط سياسى خود را در ۸ آوريل۱۹۸۰ (۱۹ارديبهشت ۱۳۵۹) قطع كردند. در همين زمان نيروهاى ويژه امريكايى در وضعيت آماده باش قرار گرفتند و برنامه ريزى و تمرينات براى اجراى يك عمليات آزادسازى شروع شد.
نقشه عمليات
در ابتدا بهترين روش در نظر نيروهاى ويژه وارد شدن به ايران از طريق كاميون ها و به وسيله مرز زمينى تركيه بود ولى اين روش به دلايل سياسى و ريسك تلفات سنگين كنار گذاشته شد. سپس موضوع عمليات از طريق هوا مطرح شد. در دسامبر ۱۹۷۹ گروهى از نيروهاى ويژه انتخاب شده و تحت تمرينات مخصوص قرار گرفتند. اين تمرينات تا مارس ۱۹۸۰ به طول انجاميد. در تاريخ ۱۶ آوريل ۱۹۸۰ (۲۷فروردين ۱۳۵۹) انجام عمليات تاييد شد و دستور شروع آن داده شد. بين روزهاى ۱۹ تا۲۳ آوريل (۳۰ فروردين تا ۲ ارديبهشت ۵۹) نيروهاى عمل كننده به جنوب غربى آسيا منتقل شدند. اين نيروها تمرينات خود را در پايگاهى در مصر گذرانده بودند.
نيروهاى شركت كننده در ماموريت از هر ۴ نيروى مسلح امريكا انتخاب شده بودند. ۸ فروند بالگردRH-53D مين روب از نيروى دريايى با خدمه از نيروى تفنگدار دريايى ۱۲ فروند هواپيما از نيروى هوايى ۳ فروند ۴-,130E ۳فروند MC-130E-3 ۳فروند AC-130 و دو فروندC-141 و كماندوهاى نيز از ارتش آمريكا انتخاب شده بودند. تعدادى از رابطين نيز قبل از شروع عمليات به تهران فرستاده شده بودند. ناوهاى هواپيمابر USS Nimitz (CVN68) و (USS cORAL sea (CV43)نيز در درياى عمان حاضر بودند و آمادگى پشتيبانى هوايى عمليات را با
A-7E / F-14A-A-6Eهاى خود داشتند.
كليات نقشه خيلى ساده بود. نيروهاى عمل كننده شب قبل از حمله وارد ايران مى شدند. به نحوى خود را به تهران مى رساندند و تا شب حمله، مخفى مى شدند.
حمله را انجام مى دادند و سپس از ايران خارج مى شدند. ولى جزييات نقشه كمى پيچيده تر به نظر مى رسيد. در شب اول عمليات ۳ فروند MC-130E وارد ايران مى شدند و در نقطه اى نزديك شهر طبس فرود مى آمدند. اين ۳ فروند حامل نيروهاى دلتا،فرماندهان عمليات ،مترجمين و رانندگان كاميون ها بودند. ۳ فروند MC-130E به دنبال هواپيماهاى قبلى روانه مى شدند و خود را براى سوخت رسانى به بالگردها در محل فرود آماده مى كردند. زمانى كه بالگردها سوخت گيرى كردند نيروهاى دلتا را سوار كرده و عازم منطقه اى در نزديكى تهران مى شدند تا در آن جا با رابطينى كه ازقبل در ايران حضور داشتند ديدار كرده و در مكان امنى پنهان شوند. بالگردها نيز به مكان امنى در همان نزديكى رفته و تا زمان فراخوانده شدن توسط نيروهاى ويژه در آن جا مخفى مى شدند.
در شب بعد مجدداMC-130E و EC-
۱۳۰Eها به ايران پرواز مى كردند. منتها اين بار حامل تعدادى كماندو و هدف آنها فرودگاه منظريه مى باشد. كماندوها به فرودگاه حمله و آن جا را تصرف مى كردند تا دو فروند C-141 پيش بينى شده براى تخليه گروگان ها و نيروهاى دلتا بتوانند فرود بيايند. ۳ فروند AC-130E نيز به منظور پشتيبانى و پوشش كماندوهايى كه به فرودگاه منظريه حمله مى كردند وارد عمل مى شدند. همزمان با حمله گروه دوم كماندوها به فرودگاه منظريه نيروهاى دلتا به محل سفارت حمله مى كردند. گروگان ها را نجات داده و با كاميون ها به سمت استاديوم امجديه (شهيد شيرودى) حركت مى كردند. بالگردهاى RH-530 در اين مكان منتظر آنها بودند. كماندوها و گروگان ها سوار بر بالگردها شده و به سمت فرودگاه منظريه حركت مى كردند و با دو فروند C-141 از ايران خارج مى شدند و راهى پايگاهى در عربستان سعودى مى شدند. البته چون بالگردها را نمى توانستند از ايران خارج كنند قبل از ترك ايران آنها را منهدم مى كردند.
همان طور كه مى بينيد طرح عمليات به خوبى برنامه ريزى شده بود ولى تقدير خداوند چيز ديگرى بود و به شكست افتضاح آميز نيروهاى آمريكايى انجاميد.
بالگردها
چرا بالگرد RH-53D براى اين عمليات انتخاب شد؟
بالگرد RH-53D نمونه ويژه ضد مين RH-53 سيكورسكى مى باشد. نيروى دريايى آمريكا اولين فروند از ۳۰ فروند سفارشى خود را در سال ۱۹۷۳ تحويل گرفت تا آن را با نمونه هاى قديمى RH-3A جايگزين كند. تصادفا تنها مشترى ديگر اين بالگرد نيروى دريايى ايران با ۶ فروند سفارش بود. در ابتدا انتخاب نوع مشخصى از اين بالگرد براى شركت در عمليات مشكل بود ولى همه بر سر شركت اين بالگرد در عمليات توافق داشتند. اين بالگرد به خاطر ظرفيت زياد حمل نفرات و حمل بار مورد توجه بود. در حالت كاملا بارگيرى شده قادر به حمل ۳۰ نفر و در حدود ۴۲۰۰۰ پوند بار (در حدود ۱۵ تن) و رسيدن به سرعت ۱۶۰نات بود. نوع RH-53D به مخازن سوخت اضافى مجهز بود از اين رو توانايى حمل مسافت بيشترى را نسبت به نمونه اصلى خود يعنى CH-53 داشت.
يك سال قبل از اين جريان يك فروند RH-53D اسكادران HM-12 نيروى دريايى آمريكا پرواز بدون وقفه اى را از پايگاهى در ويرجينيا به پايگاهى در كاليفرنيا انجام داد. اين پرواز حدودا ۱۸ ساعت و نيم طول كشيد و بالگرد بيش از ۲۰۷۷ ناتيكال مايل را طى كرده بود. در طول مسير بالگرد از يك فروند HC-130 دفاع ملى هوايى آمريكا سوخت گيرى مى كرد. اين پرواز كه قابليت هاى RH-53D را در پرواز هاى طولانى مدت به خوبى نشان مى داد توسط ستوان رادنى ديويس انجام شده بود. در اكتبر ۱۹۷۹ اسكادران HM-16 نيروى دريايى آمريكا در يك رزمايش مشترك نظامى با كانادا شركت داشت. در اين رزمايش هدف اصلى اين اسكادران پاك سازى يك آبراه استراتژيك از مين ها بود. ۴ روز بعد از پايان رزمايش به اين اسكادران دستور داده شد تا در اسرع وقت خود را به اقيانوس هند برسانند. طى ۳۴ ساعت تمام پرسنل و تجهيزات از ويرجينيا به ناو هواپيمابر نيميتز منتقل شدند. جايى كه RH-53Dهاى آنها با رنگ قهوه اى پوشانده شده بود تا هم در صحرا استتار شوند و هم اين كه شبيه به بالگردهاى نيروى هوايى ايران به نظر برسند. افراد اسكادران ۸ فروند بالگرد را براى عمليات آماده كردند و پس از ۱۹۳ روز حضور مستمر بر روى دريا به خانه بازگشتند.
شروع عمليات
در بعد از ظهر ۲۷ آوريل ۱۹۸۰ ۶ فروند C-130 از پايگاهى در عمان برخاسته و راهى منطقه اى در نزديكى طبس شدند كه با كد Desert1 شناخته مى شد. همزمان ۸ل بالگرد هم از روى ناو نيميتز برخاسته و عازم همان مكان شدند.
اولين مشكلات
يك ماه قبل از شروع عمليات يك متخصص نيروى هوايى آمريكا منطقه اى را براى فرود هواپيماها آماده كرده و اطراف آن را به چراغ هاى راهنماى فرود مجهز كرده بود. همچنين يك هواپيماى جاسوسى CIA در پروازى در آن منطقه امواج رادارى را در ارتفاع ۳۰۰۰ پايى رديابى كرده بود. با اين وجود به خلبانان بالگردها دستور داده شده بود كه زير ارتفاع ۲۰۰ پايى پرواز كنند تا از شناخته شدن توسط رادار جلوگيرى كنند. اين محدوديت ارتفاع باعث شد تا بالگردها دچار توفان شن بشوند. اين توفان باعث شد تا دو بالگرد دچار نقص فنى شده و از ادامه عمليات بازبمانند. يكى از بالگردهاى سالم بازگشت تا خدمه دو بالگرد معيوب را سوار كند كه با اين كار عملا ۲۰ دقيقه از برنامه عقب افتاد. اكنون عمليات با ۶ فروند بالگرد كه حداقل مورد نياز براى اجراى عمليات بود بايست ادامه مى يافت. اولين گروه ۳ فروندى از بالگرد ها ۱ ساعت ديرتر از برنامه به Desert1 رسيدند درحالى كه گروه دوم نيز با ۱۵ دقيقه تاخير به محل فرود رسيدند. بعد از استقرار بالگردها معلوم شد كه يكى از آنها سيستم هيدروليك خود را از دست داده و از آن جايى كه ادامه ماموريت با ۵ فروند امكان پذير نبود ماموريت لغو شد و بالگردها براى بازگشت به پايگاه مشغول سوخت گيرى از EC-130Eها شدند. مشكل ديگرى نيز وجود داشت. يك اتوبوس با ۴۰ مسافر كه از جاده اى در آن نزديكى عبور مى كردند راننده و مسافرين تا لحظه اى كه نيروهاى آمريكايى ايران را ترك كردند به عنوان گروگان دستگير شده بودند.
حادثه اصلى
درحالى كه بالگردها وهواپيماها خود را براى بازگشت آماده مى كردند اتفاقى باعث شد كه شرايط بدتر از قبل شود. يك فروند بالگرد كه سوخت گيرى كرده بود تيك آف كرد تا جاى خود را به بالگرد ديگرى بدهد كه به دليل توفان شن و عدم ديد كافى به يك فروند MC-130E برخورد كرد. هر دو بالگرد به تلى از آتش بدل گرديدند و باعث كشته شدن ۸ نفر و مجروح گرديدن ى۴ يا۵ نفر ديگر شدند.
كشته شدگان عبارت بودند از:
كاپيتان هارولد لوييس فرمانده MC-130E
كاپيتان لين مكينتاش خلبان MC-130E
كاپيتان ريچارد بيك خدمه MC-130E
كاپيتان چارلز مك ميليان خدمهMC-130E
سروان جويل مايو مهندس پرواز MC-130E
ستوان روى جانسون خدمه RH-53D
ستوان جان هاروى خدمه RH-53D
جورج هلمز خدمه RH-53D
به خاطر هرج و مرج پيش آمده پس از برخورد دو بالگرد نيروهاى امريكايى سعى در تخليه منطقه در اسرع وقت داشتند. از اين رو ۵ فروند بالگرد باقيمانده را سالم رها كرده و حتى مدارك و اسناد محرمانه موجود در آنها را نيز از بين نبردند. همين اسناد باعث شد كه اكثر رابطين اين عمليات كه از قبل در تهران به سر مى بردند دستگير شوند.
بررسى عمليات
پس از بازگشت افتضاح آميز (بخوانيد فرار) نيروها يك كميسيون ۶ نفره مامور بررسى دلايل شكست شد. يكى از موضوعاتى كه كميسيون به آن انتقاداتى وارد كرد انتخاب خدمه پروازى كم تجربه از نيروى تفنگداران دريايى براى خلبانى بالگردهاى RH-53D نيروى دريايى بود. به گفته اين كميسيون اين خلبان تجربه كمى در پروازهاى دور از پايگاه و طولانى مدت داشته بودند همچنين در سوخت گيرى از C-130 هم تبحر كافى نداشتند و اين درحالى بود كه صدها خلبان با تجربه H-53 در نيروى هوايى و نيروى دريايى وجود داشت. موضوع ديگر تعداد بالگردها بود. به عقيده كميسيون حداقل ۱۰ يا ۱۲ بالگرد بايد از ناو نيميتز پرواز مى كردند تا وجود ۶ فروند الزامى براى اتمام عمليات تضمين مى شد. همچنين كميسيون معتقد بود اگر از روش سوخت گيرى در هوا استفاده شده بود شايد نتايج بهترى بوجود مى آمد. كما اين كه اگر از اين روش استفاده مى شد ديگر نيازى به فرود هواپيماها و بالگردها در نقطه Desert1 براى سوخت رسانى به بالگردها وجود نداشت.
بالگرد ها: بالگرد با رجيستر ۱۵۸۷۶۱ در برخورد با MC-130E با رجيستر ۶۲ ۱۸۰۹-نابود شد.
۵فروند بالگرد RH-53D در منطقه Desert1 رها شدند.
۱۵۸۶۸۶-158744-158780-158758-158753 رجيستر اين بالگردها عبارت بود از:
ذكر چند نكته ضرورى است:
اول اين كه نبايد نقش مقدرات الهى را دراين حادثه فراموش كنيم. اين يكى از الطاف خفيه الهى بود كه طعم چنين شكستى را به طراحان اين نقشه چشاند. الحمدلله
دوم اين كه طراحان عمليات فكر مى كرده اند كه نيروى هوايى ما با خروج مستشاران آمريكايى كاملا فلج شده و به راحتى مى توانند ۸ فروند بالگرد عظيم الجثه RH-53D و بالغ بر ۱۰ فروند هواپيماى ترابرى C-130 و C-141 را به راحتى در آسمان تهران پرواز دهند و كسى هم مزاحم كارشان نشود. ولى حتى اگر ماموريت به دليل توفان شن شكست نخورده بود اولا كار آزادسازى گروگان ها كار راحتى نبود و مسلما از دو طرف تلفات سنگينى مى گرفت وثانيا تيزپروازان نيروى هوايى ما مسلما اجازه خروج از فضاى هوايى كشورمان را به هيچ كدام از اين هواگردها نمى دادند.
چند نكته ديگر در مورد هواگردهاى حاضر در عمليات: AC-130 نمونه اى از هواپيماى ترابرى هركولس است كه جهت پشتيبانى از نيروى پياده به ۴ عدد مسلسل سنگين در سمت چپ بدنه مجهز شده است. پس از شكست اين عمليات بود كه نياز به هواگردى كه داراى مشخصات بالگرد و هواپيما باشد احساس شد. از اين رو طرح V-22 يك سال بعد از واقعه طبس شروع شد.
تهيه و تنظيم : حسن مقدم فر
جانشين نيروى مقاومت بسيج:
تابع ولايت فقيه بودن مهمترين شاخصه سپاه است
گروه دفاع مقدس: جانشين نيروى مقاومت بسيج كشور گفت: پاسخگويى به نداى ولى فقيه در هر زمان و مكان از مهمترين شاخص هاى بسيج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى است.
135531.jpg
حجت الاسلام المسلمين حسين طائب، در نشست بافرماندهان وكاركنان منطقه مقاومت بسيج استان بوشهر افزود: بسيجيان و سپاهيان براى رسيدن به حيات طيبه واقعى در دنيا و آخرت پاسخ به دعوت خدا، پيامبر و ولى فقيه را به عنوان يك اصل باور قلبى دارند.
وى اظهارداشت: فلسفه تشكيل سپاه و بسيج مقابله با تهديدات انقلاب است و در شرايط فعلى كه انقلاب وارد چهارمين دهه عمر خود مى شود نيز اين نيرو بايد با نشاط و بالندگى در خدمت انقلاب باشد.
طائب يادآورشد: سپاه به عنوان نهادى برآمده از متن مردم و انقلاب تحول و بازآفرينى متناسب با ماموريت هاى خود را سرلوحه كار قرار داده است.
وى اضافه كرد: نيروى انسانى سپاه بايد نيرويى از خودگذشته از جان و مال باشد.
جانشين نيروى مقاومت بسيج كشور گفت: ساختار تغيير و تحول سپاه براساس ماموريت از جمله عمق بخشى داخلى، مقابله با تهديدات سخت، نيمه سخت و نرم، عمق بخشى خارجى، نيروى انسانى، پشتيبانى و آموزش تعريف شده است كه براى تحقق هركدام از اينها راهبردهاى لازم تدوين شده است.
طائب افزود: درساختار جديد نيروى انسانى سپاه چابك و تحول گرا با قابليت اجراى ماموريت هاى چند منظوره طراحى شده است.
وى اظهارداشت: همچنين درطرح تشكيلات جديد سپاه دراستان ها به جز نيروى دريايى و هوايى سپاه به وحدت فرمانده دست مى يابيم و نيروى مقاومت بسيج تبديل به سپاه واحد استان مى شود كه زيرمجموعه هاى شهرستانى و تيپ ها را در بر مى گيرد.
جانشين نيروى مقاومت بسيج كشور، صرفه جويى در امكانات، منابع انسانى، پشتيبانى، وحدت فرماندهى و چابك شدن براى پاسخگو بودن سيستم درمقابل ماموريت ها را از جمله ويژگى هاى ساختار جديد سپاه اعلام كرد.
فرمانده منطقه مقاومت بسيج استان بوشهر نيز گفت: نيروهاى بسيج و سپاه اين استان با تعامل با مسوولان استانى با اقتدار كار خود را پيش مى برند.
سرهنگ پاسدار فتح الله جميرى افزود: سپاه و بسيج استان بوشهر نقش مهمى درپيروزى دوران دفاع مقدس و بعد از انقلاب ايفا كرده است و درشرايط فعلى نيز آمادگى اجراى فرامين فرمانده كل قوا را دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |