|
درباره فيلم سينمايى به همين سادگى
|
|
|
|
يادداشتى بر نمايش «خنجره ها» نوشته مهدى پور رضاييان و كارگردانى «امير آتشانى»
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
درباره فيلم سينمايى به همين سادگى
بلاى روز مرگى
على نعيمى جديدترين ساخته رضا ميركريمى بعد از فيلم هاى تحسين شده و موفقش اثرى است كاملا تجربى كه در سينماى ريسك ناپذير ايران كه هر آنچه داشته اند دستمايه توليدات جديدشان مى شود فيلمى است قابل احترام و موفق. نشان دادن روزمرگى هاى زندگى زنى . كه نمونه هاى موفق و خارجى اش مى شود چيزى شبيه به ( چهار ماه و سه هفته و دو روز ) به همين سادگى همان فيلمى است كه قبل از اينكه فيلم باشد دلمشغولى هاى كارگردانى را در بر مى گيرد كه به دنبال ژانرگردى و ( طرحى نو درانداختن ) ايده هايش در اجرا پر مى شود از تشويش و اضطراب در نيامدن و همان بلايى به سرش مى آيد كه بر سر فيلمهايى مى آيد كه هيچ نقطه اتكايى بر فيلمنامه ندارند و تنها امتيازشان ريز شدن در جزئيات و روزمرگى ها در قالب قاب كوچك دوربين است. آماده كردن شوهر و بچه هايش براى فرستادن به سركار و مدرسه و شروع روزى خسته كننده و تكرارى و پر از كارهاى سخت و بى نتيجه براى آنكه شبى ديگر برسد و طاهره بتواند در كنار همسرش باشد و اضطراب و از هم گسيختگى روز را با او درد دل كند. مردى كه حتى نمى داند براى اولين بار كى به مشهد رفته اند و حتى وقتى بويى هم مى فهمد بوى سوختگى غذاست نه عطر همسرش. همسرى كه به بهترين شكل مراقب خانه است و بچه هايش را با بهترين امكانات سعى دارد كه بزرگ كند. برايشان غذا آماده كند. بگذارد تا با دوستانشان در خانه آهنگ گوش كنند. پسرش را به كلاس زبان ببرد و بياورد و اصلا به روى خودش هم نياورد كه پسرش خجالت مى كشد از اينكه مادرش مثل بقيه مادران دوستانش متجدد نيست و روسرى قرمز سرش نمى كند. او حتى سعى در باقى گذاشتن نام خوب براى خودش است. به دخترش آشپزى ياد مى دهد و حتى اگر هم شده با او بر سر ندانم كارى هايش دعوا مى كند. به دخترش اجازه مى دهد كه در كناراوبخوابد تا حس زن بودن را به دخترش القا كند و گاهى تفاوت بين كوچك بودن و بزرگ بودن و فاصله سنى شان را بهشان گوشزد كند تا بدانند در چه جايگاهى زندگى مى كنند و چرا و براى چه بايد مثل مادر تودار و فروتن باشند. طاهره حتى نماى بيرونى خوبى هم دارد. به همسايه تازه وارد كمك مى كند و حتى بيگودى هاى سرش را نيز آماده مى كند برايش. به همسايه طبقه بالا براى عروسى دخترش كمك مى كند و او را در چيدن سفره عقد و حتى گرفتن استخاره كمك مى كند. به همسايه قديمى اش سر مى زند و رابطه هاى بيرونى خوبى در كلاس شعر ، با استادش دارد. طاهره از قضا شعر هم مى گويد. در ميانه درست كردن چاى براى همسايه و شستن ظرفها و جمع كردن خرت و پرت هاى آشپزخانه و تلفن زدن به دفتر استخاره كننده. طاهر با اينكه در ظاهر زنى تو دار و موقر است و همين موقر بودنش او را همه چيز تمام نشان مى دهد ، اما خودش نيازمند كمكى است تا اين زندگى سهل ممتنع اش را كه ظاهر دلچسب و باطنى در هم ريخته دارد سرپا كند. بنا براين با بچه هايش كنار مى آيد. به حرفهاى ريز و درشت شوهرش گوش مى كند. براى او همان غذايى را مى پزد كه دوست دارد. و با اينكه به او براى گرفتن استخاره مراجعه مى شود خودش كسى را نياز دارد كه زندگى اش را گشايش كند. اما با اين همه ناآرامى به همين سادگى همان چيزى را ندارد كه پاشنه آشيل اثر شده است. فيلمنامه نويسان با اينكه با تمام قدرت به ريز يك زندگى پرداخته اند و با تمامى كمال و اعتماد به نفسى كه در اجراى فرمها به چشم مى خورد ، فيلم همان زن بودن را ندارد كه بايد زائيده همين جنسيت باشد. لذا به همين سادگى بيشتر شبيه به راوى نشان مى دهد كه تنها ماموريتش نشان دادن ظاهر اضطراب است نه باطن آن. فيلم مرورگر دلمشغولى هاى يك زن رنجور و حساس و خسته نيست. معلوم است كه نگاه فيلمنامه يك نگاه كاملا مردانه و بيرون از گوداست از يك زندگى كاملا زنانه كه همان بيرون در مى ماند و به هيچ وجه نمى تواند به درونيات آن دسترسى پيدا كند. همين مشكل باعث مى شود كه در بدو ورود همسر طاهره تمام آن همه سئوالى كه در ذهن تماشاگر از به هم ريختگى روح طاهره دارد با جوابهاى دم دستى از جمله سردى زندگى ختم شود و بدترين ضربه ها را از تكرارى بودن صحنه هاى آماتور گونه اى كه به هيچ وجه در اندازه هاى كليت فيلم نيست بخورد. اينكه چرا بايد چايى آوردن طاهره با خوابيدن شوهرش همراه باشد و هميشه بى توجهى ها به چيزهاى ظاهرى همچون آرايش صورت و عطر خوش بو خلاصه شود. به هر حال اين تغيير لحن آثار ميركريمى از فيلم به فيلم اش قابل ستايش است و تلاش اش براى نماندن در يك قالب داستانى قابل تقدير. به همين سادگى همانطور كه مردها را هشدار مى دهد تا اين بلاى روزمرگى را از زنهاى شان جدا كنند ، به زنها هم اين اميدوارى را مى دهد كه زندگى تنها يك اتاق خالى و چند تكه چوب و تخته براى ادامه حيات نيست.
|
|
|
|
|
يادداشتى بر نمايش «خنجره ها» نوشته مهدى پور رضاييان و كارگردانى «امير آتشانى»
خون بود شرابى كه به دوران تو خورديم
على شمس و آن پيرزن گفت: بكشيد حلاجك رعنا را. ورا با اسرار الهى چكار به قطع از بسيارى، مانده ام كدام را بنويسم. آنقدر در اين مضمون و فن شريف حكايت رفته و قصه هست و كتاب موجود است، كه در نامبرده آن حتى، مى توان دچار مشكل شد. خنجره ها در مضامين عتيقى خود، همان حكايت به نعل بر صيصاى زاهد است و همان حكايت طاووس در كليله و دمنه است و هزار چيز ديگر. دو روى حضور يك حاضر. دو جور آدم بودن از آدم. اشكالى نيست اگر ياد رزم نامه رستم و سهراب هم بيفتم. سهراب دوبار بر سينه رستم نشست و خنجر نكشيد. رستم يكبار فائق آمد و سينه دريد. كينه حاج كاظم، تلنبارش و دق جرنومگى آدم هاى نارو، پوستش را كنده. دمار از گرده اش كشيده. خودخورى مى كند و دستش به هيچ كجا بند نيست. به كجا بند باشد. از اعتصام به اوليا الله هم كه خبرى نيامده. صبر هم كه هم صبر مى خواهد و هم بلدى. سربند نالوطى گرى جليل- مفتول داستان آن كه در زمان زنده بودنش برادر زن مش كاظم بود- مش كاظم خاكسترنشين شده. همانى كه هر سال امام خوان بود و جليل نامرد مقابل خوانش- شمر يعنى. نويسنده در تمام طول داستان حق را به جانب قهرمان ما مى كشاند. هميشه او حق دارد و جورى هم حق دارد كه بر ما مسجل است. اصلا دروغ نيست. خب، حتى پاى دادگاه هم اين وسط باز مى شود. محكمه اى كه در ذهن مخاطب شكل مى بندد و تق تق چكشى كه لب را پشت سكوت ترسيم مى كند. خب طبعا آدم محقى كه مش كاظم باشد، بنابر داشتن حق بايست از دادگاه تبرئه شود .مش كاظم يك ناتو از نامردهاى زمين را كشته. اما حق دارد و محكوم مى شود. اين شايد سرشت غمناك الوهيت است كه بر سرسفره هستى و ريزه خوارانش چتر بسته. شكل روايى متن و حضور تماشاگر در جايگاه ضمنى قاضى، اين تذبذب و ترديد را ايجاد مى كند كه به واقع حكم چه خواهد بود. ديده اى خواهم كه باشد شه شناس/ تا شناسد شاه را در هر لباس. يكبار غاصبى شبيه امام پوشيده و يك بار سرخورده اى شبيه شمر. مش كاظم به همان يكبار كار نكرده شبيه خوانى را تمام مى كند. در گودال قتلگاه گردن جليل شمر امام پوش را به قاعده ظريف خنجر چاك مى دهد. تمام مظلوميت اش چه شد؟ رفت؟ به واقع سر سفاكى را زدن گناه است؟ و هزار پرسشى كه ناگفته، مش كاظم را به بالاى دار مى فرستد. البته هاله و حضور نور سبز عصمت و تطهيرش را گواهى مى دهد ولى چه فايده از معصومى كه محكوم است. وجه نائورئاليستى متن و شريان تپنده اش در جوراجور رفتارشناسى مش كاظم، تك گويى او را به يك واسوخت مى رساند كه بيشتر از گله و شكايت يك جور عدم اطمينان است. اميدى نيست. بعض تمام است. الفقر ان يكاد الكفر. يا القبر خير من فقر. حتى مش كاظم فعلى هم به خواب اصحاب رجيم مى زند كه به خوابش آمده اند و ادعلى كمك كرده اند. اين جا ما با تكثر اصفات روبه رو هستيم. با كينه- با صبر انتقام، با عدم ظرفيت، با مجموعه اى از خوب و بدها كه بر سر يك انسان- به عنوان نمونه- و حالا شرقى اش- محمول شده اند. چه بد كه مش كاظم تسليم شرمنده انتقام مى شود. آن هم درست در همان منصبى كه هر سفاكى قدرت كشيدن خنجر دارد. تطابق اين داستان با تعزيه و كشاندن اين كشاكش بين دو آدم در گودال قتلگاه تعزيه ظهر عاشورا و قتل امام خوان در همان روز، توالى قصه را جالب مى كند، زبان بر رونق اين كار مى افزايد و حلقه تنگ اجراى ميدان را از ريتم آكنده مى سازد. به هر حال مش كاظم به رغم محق بودن آن كار مى كند كه نبايد و سرانجام هم آن جا مى رود كه نشايد. خدايش بيامرزد. اما متن، در جهت نوشتار سه صحنه را پيش رو دارد. يكى قبل از واقعه، دو تا بعد از واقعه. اولى در كفاشى مش كاظم، دومى در دادگاه، سومى پاى دار. زمينه چينى، اعراض گلايه و چه و چه تا مصمم شدن براى نشرخوانى در صحنه يك اتفاق مى افتد. در صحنه دو كار از كار گذشته، مش كاظم قتل كرده و حالا از خودش دفاع مى كند. و صحنه سوم هم كه تكليف همه را روشن كرد. در صورتبندى روايت و القاى مفهوم و قصه هيچ مشكلى نيست. ترازبندى كلمات از دهان مش كاظم خوب دستچين شده. زبان قوت اداى مطلب دارد. يكسان است و داستان را پيش مى برد. گاهى تقه اى، گاهى اعتراضى، گاهى هم تنها در حد يك كلمه. به هر حال رويه كوتاه و ايجاز خود را از دست نمى دهد. اما در صحنه دوم كه دادگاه باشد. حضور سرباز- به عنوان عنصرى ناصاف و نچسب- در دادگاه ذهن ما- وجدان مش كاظم يا هر چه- تمام صلابت بازى را به هم مى ريزد.اين سرباز پليد- با آن كودنى قهارش اصلا در صحنه چه مى خواهد. چيزى را اضافه نمى كند اصلا. كم هم نمى كند. وصله اى نامطلوب است. كه اگر نبود بهتر بود و حالا كه بود جز ترفندى نامناسب بيان ديگرى نداشت. اين بزرگترين اشكال اين نمايش كوچك است. نمايشى كه در عين بسط هاى ساده و فاصله دادن هاى دراماتيك در يك حلقه ملموس با بكارگيرى ادوات و عناصر مشخص- پارچه ها- خود- توانست به صميميت هرچه تمامتر خود را معرفى كند. خود را به اجرا درآورد و حاصلش چيزى شود به عنوان يك نمايش ضرب دار و خوش طعم.
|
|
|
|
|
سه نمايش جديد روى صحنه تئاتر شهر
سالن هاى مختلف مجموعه تئاتر شهر در روزهاى آينده ميزبان نمايش هاى جديد «كادنس» نيما دهقان، «تبرئه شده» منيژه محامدى و«حسن و ديو راه باريك پشت كوه» افشين هاشمى مى شوند. به گزارش مهر، مجموعه تئاتر شهر فعاليت خود را در سال ۸۷ در حالى آغاز كرد كه تعدادى از نمايش هاى سال ۸۶ از ۲۰ فروردين دوباره اجرا شدند و «تهرن» محمود استادمحمد، «سه گانه ميتراس و» و«امپراتور و آنجلو» امير دژاكام،«كريستال تاور» نصرالله قادرى و «خنجره ها» امير آتشانى به ترتيب در سالن هاى قشقايى، چهارسو، سايه و كارگاه نمايش به صحنه رفتند. در اين ميان نمايش هاى «كريستال تاور» تا پنجم ارديبهشت و «سه گانه ميتراس» و «امپراتور و آنجلو» تا اواخر فروردين به اجراى خود ادامه مى دهند و دو نمايش جمعه ۲۳ فروردين اجراهاى خود را به پايان رساندند. مجموعه تئاتر شهر اين هفته در سالن هاى قشقايى، كارگاه نمايش و سالن اصلى ميزبان نمايش هاى جديد سال ۸۷ خواهد بود. «كلبه عمو تم» بهروز غريب پور پارسال پس از جشنواره تئاتر فجر در سالن آوينى فرهنگسراى بهمن روى صحنه رفت و امسال به دعوت اداره كل هنرهاى نمايشى در سالن اصلى تئاتر شهر نيز اجرا مى شود. اين نمايش بر اساس رمان هريت بيچر استو با بازى محمد ساربان، سيامك حلمى، سياوش چراغى پور، نسيم ادبى و. . . از ۲۵ فروردين روى صحنه مى رود. «كادنس» نيما دهقان يكى از نمايش هاى بخش چشم انداز ۸۷ جشنواره تئاتر فجر است كه از ۲۵ فروردين در كارگاه نمايش روى صحنه خواهد رفت. اين نمايش كه نوشته طلا معتضدى است به داستان چند مرد مى پردازد كه در برزخ گرفتار شده و جوابگوى اعمال خود هستند. ليلى رشيدى، فرزين صابونى، سينا رازانى و عليرضا محمدى بازيگران اين نمايش را تشكيل مى دهند. اما نمايش ديگرى كه در سالن قشقايى مجموعه تئاتر شهر روى صحنه مى رود، «حسن و ديو راه باريك پشت كوه» افشين هاشمى است كه برگزيده سيزدهمين جشنواره نمايش هاى آئينى سنتى بوده و در بيست و ششمين جشنواره بين المللى تئاتر فجر نيز روى صحنه رفته است. اين نمايش با بازى افشين هاشمى، هدايت هاشمى، عليرضا ناصحى، ميثم يوسفى و سارا امينيان تلفيقى از شيوه هاى مختلف اجراى نمايش هاى سنتى است كه اوايل فروردين ماه امسال در برنامه بهار ايرانى در كشور فرانسه نيز روى صحنه رفت و مورد استقبال عموم نيز واقع شد. نمايش «تبرئه شده» منيژه محامدى ديگر نمايش جديد سال ۸۷ مجموعه تئاتر شهر است كه اجراى خود را از اوايل ارديبهشت در سالن چهارسو آغاز مى كند. اين نمايش برگرفته از داستانى واقعى است و به ماجراى تبرئه شدگان زندانى هاى آمريكا مى پردازد. محمد اسكندرى، مهوش افشارپناه و كامران تفتى از جمله بازيگران اين نمايش هستند.
|
|
|
|
|
«شكار روباه» رفيعى مهرماه در تالار وحدت
نمايش «شكار روباه» به كارگردانى على رفيعى با حضور جمعى از بازيگران حرفه اى و جوان تئاتر اول مهرماه در تالار وحدت روى صحنه مى رود. محمد بهرامى مدير توليد و روابط عمومى نمايش به مهر گفت: سال گذشته با مدير كل هنرهاى نمايشى براى اجراى اين نمايش مذاكره و قرار شد «شكار روباه» از اول مهر در تالار وحدت به صحنه برود. البته قرار است تمرينات نمايش از اوايل تابستان شروع شود و حتى احتمال شروع اجرا از شهريورماه نيز وجود دارد. وى با اشاره به اينكه پنجشنبه ۲۲ فروردين جلسه هماهنگى كارگردان و بازيگران برگزار شده، درباره بازيگران «شكار روباه» گفت: اين نمايش ۲۸ بازيگر دارد كه بازيگران اصلى آن مشخص شده و عبارتند از سهيلا رضوى، مريم سعادت، ستاره اسكندرى، مينا خسروانى، حسن معجونى، سيامك صفرى، ميرطاهر مظلومى، فرزين صابونى، افشين هاشمى، هومن برق نورد، مهرداد ضيايى، سينا رازانى و هدايت هاشمى.
|
|
|
|
|
چشم شيشه اى
گروه سينما- تئاتر: سريال تلويزيونى «جاده در دست تعمير است» براى پخش از شبكه دوم سيما آماده شد. به گزارش جوان، اين سريال به تهيه كنندگى عليرضا ابراهيمى در ۱۵ قسمت ۴۵ دقيقه اى براى شبكه دوم سيما با همكارى معاونت اجتماعى و فرهنگ ترافيك پليس راهنمايى و رانندگى ناجا تهيه و توليد شده است و به زودى از اين شبكه پخش خواهد شد. اين سريال به نويسندگى مهدى سعادت پور وكارگردانى حسين تبريزى است و ابوالفضل پورعرب، رضا توكلى، كيومرث ملك مطيعى، كيانوش گرامى، لاله صبورى، سحر زكريا، امير غفارمنش، امير نورى، سيد على صالحى، مينا نوروزى، زهره صفوى، بهزاد رحيم خانى و مريم اميرجلالى در آن به ايفاى نقش پرداخته اند. ساير عوامل فيلم عبارتند از: تهيه كننده و مجرى طرح: عليرضا ابراهيمى دليجانى، دستياران تهيه: حميد شيركوند، ميثم دلاورى، مدير توليد: محسن دانشور، صدابرداران: عليرضا افخمى، اميد بهره ور، طراح گريم: عليرضا فوقى، طراح صحنه و لباس: كيوان ذوالفقارى، آهنگساز: فرشاد رستمى. در خلاصه اين سريال آمده است: «آقابزرگ كه بزرگ خاندان معقولى است در شمال به سر مى برد و قصد تجديد فراش دارد . بى بى كه همسايه آقا بزرگ است به تصور اين كه آقا بزرگ با دختر كم سن و سالى قصد ازدواج دارد، دختران آقا بزرگ را كه در تهران سكونت مى كنند خبر مى كند تا از اين اتفاق جلوگيرى كنند، اما دخترها به واسطه شغل همسرانشان نمى توانند به شمال سفر كنند ولى...
|
|
|
|
|
اعلام برنامه اجراهاى نيمسال اول تالار سنگلج
مديريت تالار سنگلج در اقدامى كه شايد در چند سال اخير تئاتر ايران كم سابقه باشد، برنامه هاى نمايشى شش ماهه اول اين مكان نمايشى را اعلام كرد. به گزارش مهر، عمليات بازسازى و تعميرات تماشاخانه سنگلج به مديريت اتابك نادرى اواسط بهمن ماه سال ۸۶ به پايان رسيد و امسال هفت نمايش برگزيده جشنواره نمايش هاى آئينى سنتى در اين تالار اجرا مى شود. «مثل هاى عروسكى» فرناز بهزادى از ۱۸ فروردين روى صحنه رفته و اجراى آن تا ششم ارديبهشت با عروسك گردانى مولود توسلى، سميه گلزار، آزاده نورى و نسيم ياقوتى ادامه دارد. «بازى سازان اندرونى» عباس اقسامى با نمايشنامه عارقه عنايتى از هشتم ارديبهشت در سنگلج روى صحنه مى رود. در روايت گردگيرى دو اندرونى محمدشاه قاجار پرستو گلستانى، حميدرضا آذرنگ، آذر خوارزمى، انوش عزيزى، الهام نامنى، آفاق ميرقاسمى، مهدى حاجيان و مجيد نظيمى آرانى بازى مى كنند. «متهمين بيله نار» ديگر نمايشى است كه به نويسندگى و كارگردانى بهمن مرتضوى با بازى محمد يگانه، عليرضا درويش نژاد، جاويد صحنه، زيبا بنماران، وحيده بخشى، محمد احمدى، ستوده حيدرى، پرهام هوبخش، عليرضا ابوالقاسمى، سيما آذرنوش و اهورا مرتضوى از ۲۹ ارديبهشت در سنگلج به صحنه مى رود. اين نمايش يكى از آئين هاى جالب غرب كشور را معرفى مى كند كه براى بارش باران پس از خشكسالى اجرا مى شود. فرزانه ارسطو هم از ۱۹ خرداد نمايشنامه«عروس شاه پريان» نوشته داود فتحعلى بيگى را روى صحنه خواهد برد. در اين اثر نمايشى كه داستان روياپردازى حاكم ملاير براى رسيدن به تاج پادشاهى و متوسل شدن او به يك فالگير را روايت مى كند، فريده فرامرزى، شراره درشتى، فرشته مستوفى، سوسن پرور، مريم بيدختى و شهره اشترى به عنوان بازيگر حضور دارند. با شروع فصل تابستان نمايش «آخ اگه بارون بزنه» نوشته فخرالدين خاك زند به كارگردانى هادى عامل در تماشاخانه سنگلج روى صحنه مى رود. نمايش روايتگر زندگى سربازى سيه چرده به نام بشاش است كه در يك پاسگاه ژاندارمرى عهد رضاخانى مشغول خدمت است. هدايت هاشمى، الهام شكيب، سينا رازانى، فرزين محدث، جواد پورزند، آتيه جاويد، مهرداد باقرى، يحيى فروغى، آرش بزرگزاده، على هاشمى، آرش عزيزى و امير شفيع بازيگران اين نمايش هستند. «سايه تو سايه» داود فتحعلى بيگى از ۳۰ تيرماه به كارگردانى على اصغر راسخ راد اجرا مى شود. حكايت اين نمايش درباره زندگى آقاى فروغى است كه قصد دارد دخترش را به ازدواج پسر آقاى شهريارى درآورد، اما پسر و دختر از اين ماجرا خبر ندارند. در اين اثر احمد علامه دهر، مجيد فروغى، مرجان قمرى، مجيد علم بيگى، حسين بابايى، سميه ثقفى و شهره اشترى بازى مى كنند. بعد از پايان اجراى اين نمايش تماشاخانه سنگلج از ۲۰ تا ۲۷ مرداد ميزبان گروههاى حاضر در دوازدهمين جشنواره بين المللى تئاتر عروسكى خواهد بود. اما با پايان اين جشنواره از ۲۸ مرداد نمايش «مبارك و خاتون پرده نشين» به نويسندگى و كارگردانى داود فتحعلى بيگى روى صحنه مى رود. در اين برداشت آزاد از داستان زن پارسا الهى نامه عطار، غلام بابوته، زرى اماد، داود داداشى، مجيد فروغى، اميرحسين طالبى، رضا ارجمند و شاهين علايى نژاد بازى مى كنند.
|
|
|
|