يكشنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۷
- ۲۷ آوريل ۲۰۰۸ - سال هشتم - شماره ۲۵۷۳
جوان ورزشى
Tel: 88894335
sport@javandaily.com
sJavan.jpg
جستجو
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
ايران
جهان
اقتصادى
حوادث
آب و هوا
ورزشى
فرهنگى
سينما، تئاتر
جوان ورزشى
سراى ايرانى
سلام جوان
جامعه
زندگى
آرشيو
تماس با ما
وقتى همه راه ها به رضازاده ختم مى شود
ايران و فوتبال باشگاهى آسيا
كورانى نااميد از حضور در يورو ۲۰۰۸
شيوا نوروزى
۴ سالى براى اشتوتگارت توپ زد و در مجموع ۹۹ بار پيراهن اين تيم را بر تن كرد. سال ۲۰۰۵ بود كه قراردادى با اف ث شالكه منعقد كرد تا به گلزن كرشن بيايد و به مهاجم اول تيم مبدل شد. قطعا حدس زدن نام او چندان كار سختى نيست چرا كه در حال حاضر تنها نام كوين كورانى است كه ورد زبان هواداران و صاحب نظران آلمانى است. كورانى تنها ۲۶ سال سن دارد اما حضور موفق او در تيم شالكه از وى ستاره اى بى قيد شرط ساخته، ستاره اى كه ۴ گل از ۵ گل دو هفته پيش تيمش برابر انرگى كوتبوس را به ثمر رساند تا در آن برهه حداقل جايگاه سوم را از دست ندهند.
پس از آن كه شالكه شكست سنگين ۱-۵ به وردربرمن را متحمل شد راه حلى براى ساكت كردن منتقدان پيدا نشد به جز بركنارى سرمربى تيم ميركواسلومكا. غالبا پس از اخراج مربى علاوه بر اين كه تغييرات عمده اى در كادر فنى تيم رخ مى دهد، بازيكنان براى مدتى به حاشيه مى روند حتى تا چند بازى نمى توانند قابليت هاى خود را نشان دهند. اما ياران اسبق اسلومكا خلاف آن را ثابت كردند و اجازه ندادند حواشى به آينده تيم لطمه بزند. به خصوص كه هنوز نتوانسته بودند شكست از بارسا و حذف از ليگ قهرمانان در مرحله يك چهارم نهايى را فراموش كنند. درست ۲ روز پس از اخراج اسلومكا، شالكه به مصاف انرگى كوتبوس رفت با ۵ گل اين تيم را در هم كوبيد و در جاى سوم قرار گرفتو اما مهم تر از نتيجه ۴ گل زيبا و در نوع خود بديع كوين كورانى بود كه ۳ گل اول خود را در طول ۲۲ دقيقه به ثمر رساند. مدت ها بود كه بوندس ليگا چنين مهاجمى را به خود نديده بود و اگر به دنبال ركورد چهار گل در يك مسابقه باشيم بايد به اكتبر ۲۰۰۴ بازگرديم. كورانى كه پس از خلق اين شگفتى بار ديگر نامش سر زبان ها افتاد درباره پيروزى پرگل تيمش مى گويد: پيروزى خوبى بود و روز خوبى براى همه بچه ها بود چرا كه نشان داديم فوتباليست هاى حرفه اى هستيم.از آخرين مرتبه اى كه توانستم ۴ گل در يك بازى بزنم مدت ها مى گذرد. فكر مى كنم علت اصلى كه توانستيم به پيروزى پرگل برسيم شوك بزرگى بود كه بعد از بركنارى اسلومكا به تيم وارد شد.
كورانى نگران يورو ۲۰۰۸
بازيكنان آلمانى بسيار خوشحال بودند كه جام جهانى ۲۰۰۶ را ميزبانى مى كنند چرا كه علاوه بر برخوردارى از حمايت بى دريغ هموطنان خود نيازى به ترك وطن و بازى در كشورى ديگر نداشتند در نتيجه با توجه به اين كه به جو استاديوم برلين آشنا بودند راحت تر از ديگر رقبا در ميدان حاضر مى شدند. كوين كورانى نيز همانند ديگر بازيكنان هموطنش اين تصور را داشت و قصد داشت تا مراحل پايانى نقش مهره اصلى تيمش را ايفا كند. اما با كم لطفى يورگن كلينزمن مربى وقت آلمان مواجه شد و خيلى زود پس از آغاز جام جهانى از تركيب كنار گذاشته شد و ساير بازى ها را خارج از مستطيل سبز تماشا كرد. گرچه كورانى در بازى دوستانه اخير آلمان حضور داشته اما اسلومكا هم در مقطعى او را نيمكت نشين كرد و حتى اجازه حضور در ديدار نفس گير با بارسا در ليگ قهرمانان را به او نداد.
اخبار رسيده از آلمان حاكى از آن دارد كه كورانى در وضعيت خوبى روحى وروانى قرار ندارد.
چرا كه هرچه به جام ملت هاى اروپا نزديك مى شويم استرس ناشى از انتخاب نشدن به تيم ملى ،او را تحت تاثير گذاشته است.
يوآخيم لو سرمربى ژرمن ها هم اعتقاد خاصى به كورانى دارد و دوست ندارد كه جو ناسالمى را كه مطبوعات عليه مهاجم ارزنده شالكه ايجاد كرده اند، آينده كورانى را به تاريكى بكشاند.
از اين رو لو در آخرين اظهاراتش به كورانى اطمينان داده است كه قطعا در ليست نهايى او براى يورو ۲۰۰۸ جاى خواهد داشت. اگر اتفاق خاصى نيافتد كوين را به جام ملت ها مى برم. درست است كه او روزهاى نااميدكننده اى را در جام جهانى سپرى كرد اما او در ماه هاى اخير گل هاى زيبايى را به ثمر رسانده و جام هاى زيادى را بالاى سر برده و به عقيده من كوين بازيكن ارزشمندى است كه وجود او در تيم ملى كمك بزرگى براى من محسوب مى شود.
رقباى بزرگ كورانى
اما مشكلات مهاجم ۲۶ ساله آلمان به اينجا ختم نمى شود و او مى بايست نهايت تلاشش را بكند تا رضايت خاطر يوآخيم لو را جلب كند چرا كه براى قرار گرفتن در تركيب اصلى تيم ملى راه دشوارى را در پيش دارد. ژرمن ها مهاجمان تند و تيز ديگرى نيز دارند كه حتى سابقه و تجاربشان بسيار بيشتر از كورانى است. او كه ۴۶ بار پيراهن تيم ملى آلمان را به تن كرده و ميروسلاوكلوزه، ماريو گومز و لوكا پودولسكى را بر كنار خود مى بيند.
كارشناسان معتقدند كه كورانى آنقدر كه بايد و شايد توانايى آن را ندارد كه كلوزه گلزن بايرن و ما ريوگومز مهاجم اشتوتگارت را پشت سر بگذارد. تنها نكته اى كه ممكن است او بتواند كلوزه را كنار بزند، بسنده كردن به آمار گلزنى اين دو بازيكن است كه كورانى با ۱۴ گل زده بالاتر از كلوزه قرار دارد. اما باز هم نمى توان تصور كرد كه يوآخيم لو به نيمكت نشينى كلوزه رضايت دهد. با اين وجود گزينه پنجمى را نيز بايد به جمع كورانى، كلوزه، پودولسكى و گومز اضافه كرد و آن هم كسى نيست جز پاتريك هلمز كه اخيرا شگفتى ساز شده است و اين در حالى است كه سرمربى آلمان هم چند وقتى است كه در وصف او مصاحبه هاى جالب توجهى انجام داده: پاتريك اين شانس را دارد كه جام ملت ها را تجربه كند و من بازى هاى او را در چند ديدار گذشته ديدم كه بسيار هم شرايط خوبى دارد.
با اين شرايط بازى هاى باقيمانده بوندس ليگا تنها فرصت كورانى براى درخشش و جلب رضايت لو است كه نبايد آنها را از دست دهد چرا كه رقيبان او در تلاش اند كه جايگاه خود را از دست ندهند.
وقتى همه راه ها به رضازاده ختم مى شود
ورزشى با يك  ستاره
وحيد رسولى
همزمان با تجليل نشريه فدراسيون بين المللى وزنه بردارى از حسين رضازاده، وى از حضور در مسابقات قهرمانى آسيا در ژاپن انصراف ورزيده و از حالا تمركزش را بر روى المپيك گذاشته است.
فدراسيون بين المللى وزنه بردارى ( IWF) عادت دارد كه در پايان هر سال وزنه بردار برتر ۱۲ ماه گذشته را انتخاب كند و در يك جمع بندى جديد به اين نتيجه رسيده است كه رضازاده در بين وزنه برداران دنيا چهار بار صاحب اين عنوان شده و فقط نعيم سليمان اوغلوى بلغارى تبار تبعه تركيه از وى فراتر رفته و در ۶ نوبت صاحب عنوان فوق شده است. در پايان سال ۲۰۰۷ اين عنوان طبعا به رضازاده نرسيد، زيرا وى در اين سال به دليل مصدوميت و مشكلاتى ديگر اصلا به ميدان نيامد و بنابراين بيلان و كارنامه اى در اين سال نداشت كه بتوان به آن استناد و روى آن اقدام و او را گزينش كرد. اما همان طور كه قبلا گفتيم كارنامه تمام وزنه برداران برتر دنيا طى سال هاى اخير و دفعات گزينش آنها به عنوان مرد سال مورد ارزيابى و شمارش (IWF )قرار گرفت و حكم فوق صادر شد و رضازاده فهميد كه فقط نعميم سليمان اوغلو در اين زمينه بالاتر از او قرار گرفته و ۶ بار به عنوان مرد سال اين ورزش انتخاب شده است.
آيا اينها تضمينى بر آينده است؟ جواب اين سوال ناگفته پيدا است. حقيقت آن است كه رضازاده از پاييز ۱۳۸۵ كه زمان شركت او در مسابقات وزنه بردارى قهرمانى جهان ۲۰۰۶ و سپس بازى هاى آسيايى دوحه بود، در هيچ رقابت قابل ذكرى حضور نيافته است و با اين كه در هر دو ميدان فوق طلا گرفت اما ركوردها و وزنه هايى كه طى ۴ سال اخير زده، همچنان رو به نقصان نسبى رفته است. البته او مايل بود در مسابقات قهرمانى جهان ۲۰۰۷ نيز حضور به هم رساند، اما يك دفعه واقعه تصادف رانندگى و جراحات و مصدوميت هاى ناشى از آن مانع از اين امر شد و در مدتى كه برشمرديم، يل اردبيلى ورزش ما فقط در يكى دو مسابقه باشگاهى و در چهارچوب ليگ داخلى به ميدان آمده است. خيلى ها مايل و اميدوار بودند كه او را در مسابقات آسيايى ژاپن در دهه اول ماه جارى ( ارديبهشت) در صحنه ببينند و از اين طريق بتوانند در فاصله كمتر از ۴ ماه تا شروع المپيك بيست و نهم در خاك چين، توان و ميزان آمادگى وى را بسنجند و بفهمند كه آيا او مهياى حضور در آن ميدان بزرگ هست يا خير.
كار، سخت است
رضازاده هفته گذشته در مصاحبه اى ضمن اميد بخشيدن به ايرانى ها در خصوص يورش بردن به سمت يك قهرمانى تازه هشدارهايى را هم داد. او ميدان المپيك را سخت ترين عرصه ورزش جهان خواند و گفت آنجا هيچ چيز مشخص و قطعى نيست و هر چيزى ميسر و امكان پذير است و نمى توان از حالا چيزى را با اطمينان گفت.
او افزود: المپيك بسيار سخت و سنگين است و اين كه گفته شود من حتما طلا خواهم برد، حرفى نسنجيده است. من فقط مى توانم بگويم كه نهايت توانم را در اين راه به كار خواهم گرفت و اين چيزى است كه مى توان درباره ساير ورزشكاران ملى پوش و كانديداهاى شركت در المپيك ۲۰۰۸ نيز گفت. ركوردهاى من در تمرينات اخير بد نبوده است، ولى باز در اين خصوص هم نمى توان اظهارنظر قاطعى داشت و گفت كه من حتما اين ركورد يا آن ركورد را در پكن بر جاى خواهم گذاشت. مهم اين است كه به ارقامى برسم كه فراتر از سايرين باشد و بر پايه آن به مدال طلا دست يابم.
با اين حال سادگى و صداقت و توانمندى رضازاده نيز به تنهايى حلال مشكلات فراوان و كاستى هاى پرشمار وزنه بردارى در ايران نيست. وقتى بعد از بلواى ناگوار دوپينگ ۹ وزنه بردار ملى پوش و حذف و محروميت  دو ساله تمام آنان بهرام افشار زاده رييس فدراسيون وزنه بردارى شد وعده هاى پرشمارى از زبان او بيان گشت، اما بايد اذعان داريم كه در ماه دوم از بهار ۸۷ و به واقع ۱۹ ماه بعد از آن بلوا وضع اين ورزش از آن زمان چندان هم بهتر نشده است. شايد دوپينگ بزرگ جديدى حادث نشده باشد، اما همچون همان زمان تنها اميد حقيقى مدال طلاى ما در اين ورزش همان رضازاده است و مانند سال آخر رياست على مرادى ساير وزنه برداران ما شانسى براى ايستادن بر سكوى نخست ندارند و همه نگاه ها و اميدها به رضازاده است و تمام راه ها به وى ختم و منحصر مى شود و اگر او نباشد، دست هاى ما بيش از هر زمانى بسته خواهد بود و حرفى براى گفتن نخواهيم داشت و اين براى وزنه بردارى ما با قدمت و كلاس و توانى كه داشته است و دارد، چندان رويداد مثبتى نيست و تعدد و گستردگى نيروها كه به يك اصل ارزشمند در اردوى ملى وزنه بردارى ايران در سال هاى ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ بدل شده بود، در ايام بعدى از يادها رفته و پس از غوغاى دوپينگ از دستور كار خارج شده است.
كدام حاصل؟
اين كه ۹ وزنه بردار دوپينگى پس از اتمام محروميت شان برگردند و دوباره يكى دو تا از آنها در مسير كسب مدال هاى جهانى و آسيايى قرار گيرند بيش از آن كه نشانه بيدارى اين ورزش باشد، خبر از توقف آن و وابسته بودن آن به افرادى خاص مى دهد و اين را مى گويد كه فدراسيون افشارزاده به واقع كارى را انجام نداده و به همان نيروهاى سابق ساخته و به آنها دل خوش نموده است. افشارزاده در بدو ورودش به فدراسيون حتى مدعى بود كه محروميت ۹ وزنه بردار را به شدت كاهش خواهد داد، اما اگر آنها اينك در مسير برگشت قرار دارند، نه به دليل فوق بلكه به اين سبب است كه دوران مجازات و دورى شان از ميدان به خودى خود در حال پايان يافتن است و ظاهرا از اوايل آبان ۸۷ منعى براى بازگشت به ميدان نخواهند داشت. برخى و منجمله خود افشارزاده مدعى اند كه فدراسيون در مسير اهدافش گام برداشت و به چيزهايى كه مى خواسته، رسيده است اما اگر هم چنين باشد، حاصل آن نه در صحنه هاى بين المللى قابل رويت است و نه اثرى از آن در ميدان هاى داخلى محسوس مى نمايد و در فاصله كمتر از ۴ ماه تا شروع المپيك بيست و نهم تمام احساس و مساله و سوال جامعه وزنه بردارى و ورزش است كه آيا رضازاده با فرم عالى در المپيك شركت مى كند يا خير و ميزان آمادگى اش به چه مقدار مى رسد. همين سوال و ادامه يافتن وضعيت نه چندان مساعد اين ورزش در ساير اوزان نشانگر ضعف هاى موجود و كارهايى است كه بايد در فدراسيون انجام مى شده اما نشده است و تمام سرنوشت اين ورزش را به يك فرد منحصر و محدود كرده كه هرچند وى وزنه بردار فوق العاده اى است، اما حتى توان او نيز نمى تواند دليلى براى فردگرايى در اين ورزش و پرهيز از تقويت شايسته تمام نفرات باشد.
ايران و فوتبال باشگاهى آسيا
۳ سهميه براى ليگ ايران
فدراسيون فوتبال ايران اميدوار است در صورت جبران ۴ امتياز كسرى اين نهاد در محاسبات AFC و رسيدن به حد نصاب مقرر، از فصل آينده به جاى دو نماينده معمول ۳ سهميه در جام قهرمانان باشگاه هاى آسيا داشته باشد.
حتى در حرف هاى مهدى تاج نايب رييس اول فدراسيون ايران به طور شفاف و صريح مشخص نيست كه كسرى امتياز فدراسيون در محاسبات و نظرگاه كنفدراسيون فوتبال آسيا ۴ امتياز است يا ۱۱ امتياز اما در هر حال تاج معتقد است كه مانورها و رفت و آمدهاى اخير سبب شده است AFC كسرى امتيازات ايران را جبران شده بى انگارد و آن را به حساب ما بريزد و در آن صورت سازمان حاكم بر فوتبال آسيا به ما اجازه خواهد داد كه سه تيم برنده و برتر خود را راهى جام باشگاه هاى آسيا كنيم و از دو سهميه سال هاى اخير فراتر رويم. به گفته تاج، اين باور را نه فقط او بلكه عزيز محمدى، غفارى ، خبيرى و ساير اعضاى هيات رييسه و كميته هاى مختلف فدراسيون دارند و همگى گمان مى كنند كه AFC در مطالعات اخيرش و در پى گسيل نماينده هايش به تهران به اين نتيجه رسيده كه ايران تقريبا نيازها و شروط اين سازمان را برآورده كرده است و از اين رو مى تواند با نماينده هايى بيش از گذشته قدم به جام نخست باشگاه هاى از قاره بگذارد.
دور از استاندارد
اين كه نماينده سوم احتمالى ما تيم دوم ليگ خواهد بود و يا تيمى ديگر بايد صبر كرد و ديد، اما مهم تر از مشخص شدن تكليف اين مساله، كامل شدن شرايط و ويژگى هاى فوتبال ما بايد به گونه اى باشد كه خودمان احساس كنيم باشگاه هايى واجد شرايط و پويا داريم و از تيم هايى بهره مى بريم كه مى توانند نماينده هايى شايسته براى فوتبال ما در آسيا باشند و اعتبار كسب كنند و نه اين كه هميشه احساس شود به لحاظ تشكيلاتى و استراتژيك و ساختارى كم دارند و از توان و سازمان لازم بهره نبرند.
طرح افزايش احتمالى سهميه ايران در فوتبال جام قهرمانان باشگاه هاى آسيا در حالى در دست اقدام و اجرا است كه از زمان ادغام دو جام باشگاهى قبلى آسيا و تشكيل يك جام واحد از اين طريق به نام جام قهرمانان قاره، فقط يك بار توانسته ايم به فينال برسيم و آن هم توسط سپاهان در فصل گذشته بوده است كه به قهرمانى هم منجر نشد. آنچه ضعف بزرگ ترى در فوتبال باشگاهى ما محسوب مى شود نه در درجه اول ركورد ضعيف فوق بلكه داشتن باشگاه هايى است كه بسيارى از آنها استانداردهاى لازم را ندارند و واژه حرفه اى را برنمى تابند و در حالى كه AFC بر حرفه اى بودن باشگاه هاى آسيا پاى فشرده و آن را شرط پذيرش و تعيين ميزان سهميه كشورها از سال ۲۰۰۹ به بعد قرار داده، اين بزرگ ترين ايرادى است كه مى توان نزد ما سراغ كرد. بر همين اساس نمى توان فهميد كه چطور فدراسيون فوتبال و تعدادى از سران آن احساس مى كنند كسر امتيازات ما از نظرگاه AFC منتفى و اين مساله حل شده است و بدين خاطر آنها به ما اجازه خواهند داد كه از اين پس و احتمالا از ۲۰۰۹ به بعد با ۳ تيم پاى در پيكارهاى فوق بگذاريم. درست است كه بخشى از از سهميه كشورها را توان بالقوه فوتبال آنان تعيين مى كند و با اين حساب اختصاص دادن ۳ سهميه به ايران نوعى جوابگويى به اين قدرت و ظرفيت خواهد بود، اما از يك سو ما همان طور كه پيشتر نيز آورديم اصلا بيلان و كارنامه درخشانى در جام باشگاه هاى آسيا نداريم و از جانب ديگر ضعف هاى ساختارى و تشكيلاتى فوتبال ما به گونه اى است كه نمى تواند دليل و مقدمه اى بر افزودن سهميه فوتبال ايران در اين رقابت ها باشد.
كدام تناسب؟
حتى در بررسى اخير نمايندگان AFC از ايران، صلاحيت ورزشگاه فولادشهر براى ميزبانى مسابقات خانگى سپاهان در اين جام رد و به تيم اصفهانى تكليف شد كه بازى هاى فوق را در ورزشگاه آزادى تهران برگزار كند. بر همين منوال عجيب مى نمايد كه AFC فوتبال باشگاهى ايران را حل كننده مشكلاتش و تامين كننده نيازهاى خود و چيزهايى بى انگارد كه نبود آن باعث كسر امتيازاتى از كارنامه و حساب كشورمان در محاسبات كنفدراسيون فوتبال آسيا شده بود. اين سازمان از چندى پيش اعلام كرد كه از سال ۲۰۰۹ با در نظر گرفتن شاخصه هايى فقط به تيم هايى اجازه شركت در مسابقات باشگاهى آسيا را مى دهد كه با ضوابط تعيين شده توسط اين نهاد همخوانى داشته باشند و در غير اين صورت از دنياى ليگ به اصطلاح حرفه اى فوتبال قاره دور خواهند ماند، يك بررسى حتى اجمالى در وضعيت باشگاه هاى ما اين نكته را روشن مى كند كه به رغم گذشت بيش از يك سال از هشدار AFC تغيير و ترميم چندانى در وضعيت آنان پديدار نشده و شرايط همانى است كه قبلا بود. اين كه اين امر چه تناسب و ارتباطى با حرف هاى اخير سران فوتبال ايران در خصوص جبران كسر امتيازات تشكيلاتى فوتبال كشور و باز پس گيرى امتيازات دارد، مساله اى است كه نامشخص مى نمايد و بهتر است همان مسوولان پاسخ آن را بدهند، اما قدر مسلم اين كه روزهاى پركار و دشوار بيشترى در انتظار فوتبال باشگاهى ما است. روزهايى كه اگر از حال فكرى براى آن نكنيم، مشكلات بزرگ ترى از معضلات كنونى براى ما بروز خواهد كرد.
گذر و نظر
خطر از بيخ گوش كاشانى گذشت
جلسه هيات مديره پرسپوليس با آرامش شروع شد و مثل اين كه همه هم بودن از جمله كاشانى. طبق معمول اولش به خوش و بش گذشت اما كار كه به جاهاى اصلى رسيد آمپر همه بالا زد و اينجور كه خبر سيده همچين كاشانى اعصابش خرد مى شه كه صداى داد و بيدادش از پشت در هم شنيده مى شده. اما قسمت اصلى داستان وقتى شروع شد كه كاشانى قلبش مى گيره و اطرافيان كه اوضاع رو نامساعد ديدن فورى مى برنش بيمارستان تا خداى نكرده ….
يك سكته بوده كه كاشانى رد كرد. هر كى تونست خودش رو به بيمارستان رسوند تا دوربين هاى عكاس ها چند تا عكس فتوژنيك ازشون بگيرن تا بعد كسى حاشيه درست نكنه كه طرف خصومت داشت و نرفت عيادت. به هر حال به خير گذشت ولى بد نيست مديران وقتى جلسه مى ذارن يه كمى مراعات سن و سالشون رو بكنن كه از اين اتفاقا نيفته.
طالب لو ناجى كريمى
به هر زحمتى كه بود راه آهن رو شكست دادن و رفتن به نيمه نهايى، استقلال و فيروز كريمى كه دو تا باخت بد به پگاه و ابومسلم داده بودن تنها اميدشون به جام حذفى بود. كريمى كه ديگه خبرى از حرف هاى جالبش نيست ( بدون احتساب نيم فصل اول قهرمان مى شيم) تيمش رو يه جورى چيد كه خداى نكرده حذف نشن كه اگه فرهاد مجيدى و طالب لو نبودن معلوم نبود چه اتفاقى مى افتاد كه انصافا هم خوب كار كردن. مجيدى كه ۲ تا گل زد و طالب لو هم كه ديگه شاهكار كرد و ۳ تا پنالتى رو گرفت تا برد تيمشون به نام خودش و مجيدى نوشته بشه.
با تمام اين حرف ها درسته كه آبى ها برنده شدن و صعود كردن ولى اگه قراره جلوى فولاد خوزستان اينجورى بازى كنن بعيده كه به جايى برسن. فولاد كه از تيم هاى خوب و با انگيزه ليگ يك هست به اين راحتى ها نمى ذاره آب خوش از گلوى كريمى و شاگرداش پايين بره خوب بايد منتظر بمونيم تا سازمان ليگ تاريخ بازى رو اعلام كنه و ببينيم آبى ها مى تونند از پس فولاد بر بيان يا نه.
دايى و فيرات در راه اروپا
تو گل نزنى تيم ملى شكى نيست و اين رو دايى هم قبول داره كه خط حمله تيمش اصلا خوب كار نمى كنه. البته توپ خوبى هم به مهاجمان نمى رسه. زمان مى بره كه تركيب جديد تيم ملى با هم هماهنگ بشن و بتونن جاى لژيونرهاى قديمى رو بگيرن. دايى كه تصميم گرفته بود با تركيبى از جوون هاى تازه وارد وارد گود مسابقات بشه حالا وقتى ديده كه بايد از باتجربه ها هم استفاده كنه دست به كار شده.
خلاصه اش كنم كه سرمربى براى ديدن بازى لژيونرها مى خواد راهى اروپا بشه البته فيرات زودتر از دايى راهى آلمان شده تا بازى هاشميان و مهدوى كيا رو از نزديك ببينه و به دايى گزارش بده، تازه اين وسط نيم نگاهى هم به دژاگه داشته باشه بعدش احتمالا نوبت نكونام مى رسه كه قراره دوباره در اسپانيا پا به توپ بشه منتظر مى مونيم تا ببينيم نتيجه اين سفر به كجا ختم مى شه.
فيلم جديد تختى
چند سال پيش بود كه على حاتمى فيلم سينمايى جهان پهلوان تختى رو كليد زد كه عمرش كفاف نداد كه تمومش كنه، فيلم ساخته شد و اكران شد ولى قراره فيلم مستندى از زندگى تختى ساخته بشه.
كار بدى نيست كه از پهلوانى مثل تختى فيلم بسازيم ولى كشتى گيرى مثل تختى اصلا احتياجى به اين كارها نداره. كسى كه فقط به خاطر مدال هاش و قهرمانى هاش محبوب و مشهور نيست بلكه به خاطر مردمى و خاكى بودنش بود كه تو قلب مردم جا گرفته و خيلى ها كه اصلا نديدنش هم دوستش دارن.
شايد اين فيلم مستند ساخته بشه تا بعضى ها كه به خاطر مقايسه شدنشون با تختى ابراز نارضايتى كردن و اعتراض كردن بفهمن و به خودشون بيا كه درسته پول تو زندگى مهمه ولى رمز جاودانه  شدن، ركورد شكستن و مدال آوردن نيست و خيلى بايد زحمت بكشن تا شايد انگشت كوچيكه پهلوان تختى بشن. از اين مهم تر اين كه بهتره به جاى توليد فيلم هاى مختلف از زندگى تختى يه كمى راه و رسم تختى شدن رو به ورزشكارهامون ياد بديم.
چشم پروين روشن
چند هفته اى مى شد كه ديگه خبرى از پيروزى هاى پرگل استيل آذين نبود و فكر مى كرديم ديگه اميدى به تيم على پروين نمى شه داشت. اما اونا شاهين اهواز رو با ۴ گل كنار زدند تا هوادارهاى على آقا دوباره به صعود تيم مرد مورد علاقه شون اميدوار باشن.
استيل آذينى ها با اين بردى كه به دست آوردن خيال مربى شون رو هم راحت كردند فرهاد كاظمى مى تونه بازم به آينده و احيانا صعود به ليگ برتر اميدوار باشه. البته فعلا رده سوم گروه اول رو گرفتن ولى تا آخر فصل ممكنه هر اتفاقى بيفته.
اگه يادتون باشه چند وقت پيش استيل آذين صدرنشين بود اما الان … به هر حال على پروين كه خيلى وقت بود طعم پيروزى تيمش رو نچشيده بود دوباره جون گرفته. خيلى ها انتظار داشتند بابت اين برد يه پاداشى به بچه هاشون بده كه اين اتفاق نيفتاد. پيشنهاد مى كنيم على آقا با فتح الله زاده بيشتر مراوده داشته باشه تا ياد بگيره در همه حال، حتى باخت مى شه به تيم پاداش داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |